پلیس وکنترل اجتماعی درجمهوری اسلامی
پلیس وکنترل اجتماعی درجمهوری اسلامی
موج اخیراعتراضات اجتماعی درایران که ازاواخر سال 2017 آغازوتانیمه ی سال 2018 ادامه پیداکرد،شوکی بزرگ بررژیم جمهوری اسلامی واردآورد.اعتراضات که ازمسائل اجتماعی وزیست محیطی آغازشده بود،به زودی شکل سیاسی به خود گرفت وبه سرعت به 86 شهرایران گسترش پیداکرد.تظاهرات توسط دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی درنطفه خفه شد.دراین سرکوب،نیروی انتظامی نقشی برجسته ایفاکرد.برخلاف سال2009 که این نیروبرای مقابله باناآرامی های جنبش سبزآمادگی نداشت وعرصه رابه سپاه پاسداران و بسیج سپرد،این بارتوانست کاملا مجهز،آموزش دیده وبابرنامه درصحنه حاضرشده وبدون نیازبه سپاه وبسیج،به سرعت امواج اعتراض رامهارنماید.درگذشته،هرگاه ازماشین سرکوب جمهوری اسلامی سخن به میان می آمد،فقط نام سپاه پاسداران وبسیج مطرح می شد وهیچ ذکری ازنیروی انتظامی به میان نمی آمد.اما پس ازموفقیت نیروی انتظامی درمهارجنبش های اعتراضی اخیر،نام این نیرو درکناروهم ارز نام بسیج وسپاه ودیگرارگانهای سرکوب جمهوری اسلامی قرارگرفت.
پلیس ایران،دردوران قبل ازانقلاب،متشکل ازدونیروی شهربانی وژاندارمری بود.پس از انقلاب که تمرکزقدرت وکنترل جامعه دردستورکارحاکمان جدید قرارگرفت،بسیاری ازافسران سابق پاکسازی شده وروحانیون وعناصرسپاه برراس شهربانی به کارگمارده شدند.درکنارشهربانی،کمیته ی انقلاب اسلامی نیزتاسیس شدوبه کارایجاد نظم ونظارت پلیسی برجامعه پرداخت.پس ازجنگ،دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی برسرکارآمد وتلاش کردتا ازبارهزینه های دولت بکاهد.یکی ازاقدامات این دولت،ادغام سازمانهای موازی دریکدیگربود.بدین ترتیب،دراوایل سال 1991 ،باتصویب پارلمان ایران،چهارنیروی کمیته ی انقلاب اسلامی،شهربانی،ژاندارمری،و پلیس قضائی درهم ادغام شده ونیروی انتظامی جمهوری اسلامی(ناجا) راپدید آوردند.به موجب اساسنامه ی نیروی انتظامی،این نیرو تحت فرماندهی رهبرجمهوری اسلامی قرارداشته وبه لحاظ لجستیکی ازوزارت کشورفرمان می برد.فرمانده ی نیروی انتظامی توسط رهبرمنصوب می شود.مانند دیگرسازمانهای نظامی وامنیتی درجمهوری اسلامی،نیروی انتظامی نیزازسه بخش تشکیل می شود:فرماندهی،عقیدتی سیاسی، و حفاظت اطلاعات . این نیرو دراستانها،فرماندهی انتظامی تشکیل داده که فرماندهی انتظامی نواحی وشهرستانها را شکل می دهد.درپائین این هرم،کلانتری ها وپاسگاهها قراردارند که درشهرها وروستاها حضوردارند.بزودی تمامی پست های حساس درنیروی انتظامی،دراختیارفرماندهان کمیته ی انقلاب قرارگرفت و اندکی بعد نیز پست های بالائی ومیانی این نیرورا سپاه پاسداران اشغال نمود.بدین ترتیب،نیروی انتظامی به یک نیروی ایدئولوژیک تبدیل شد وزیرچتر جناح محافظه کاررژیم قرارگرفت.
دوردوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی،باتورم افسارگسیخته ای همراه شد که اعتراضات گسترده ای را موجب گردید.بین سالهای 1993 تا1995 مشهد، قزوین،اسلامشهر وچند شهردیگر،صحنه ی تظاهرات گسترده ی مردمی بود که دربرخی موارد بااشغال ادارات دولتی وکلانتری ها همراه گردید.بسیج وسپاه به سرکوب ناآرامیها پرداختندشورشها،رژیم ایران رابه این نتیجه رساند که باید یک نیروی ضد شورش کارآمد تشکیل شود.تااینکه درسال1996 نیروی ویژه ی "نوپو" توسط نیروی انتظامی تشکیل شد که مخفف "نیروی ویژه ی پاسدارولایت" بود.باروی کارآمدن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی درسال 1997 ، نیروی انتظامی به ابزاری دردست محافظه کاران برای رویاروئی با بادولت تبدیل شد.بازداشت، شکنجه ومحاکمه ی کرباسچی شهردارتهران،ازنخستین اقدامات این نیرو بود.سرکوب دانشجویانی که دراعتراض به توقیف روزنامه ی " سلام" تظاهرات کرده بودند،دومین گام این نیرو درمقابله بااصلاحات بود.نیروی انتظامی، دوش بدوش انصارحزب الله،به صحن دانشگاه و خوابگاه دانشجویان یورش برد وصحنه های شرم آوری آفرید.سکوت خاتمی دراین مورد،به سرخوردگی مردم وجوانان ازدولت اصلاحات انجامید.
باانتصاب محمد باقرقالیباف به فرماندهی نیروی انتظامی،دوره ای جدید درحیات این نیروآغازشد.قالیباف ازجمله فرماندهان سپاه بود که نامه ی تهدیدآمیز خطاب به خاتمی را امضاکرده بود.قالیباف که سعی می کرد آبروی ازدست رفته رابه نیروی انتظامی بازگرداند،با شعار"پلیس جامعه محور" و "پلیس پاسخگو" قدم به میدان گذاشت.تشکیل"پلیس 110 " و"معاونت اجتماعی" ازجمله گامهای اولیه ی قالیباف دراین جهت بود.دردوران فرماندهی قالیباف،نیروی پلیس وپایگاههای آن گسترش پیداکرد.تعداد ایستگاههای پلیس از311 درسال2000 به748 درسال2003 افزایش پیداکرد.استخدام زنان درنیروی پلیس آغازشد وبخشی ازوظائف بوروکراتیک نیروی انتظامی به بخش خصوصی واگذارگردید که نام "دفتر خدمات الکترونیک نیروی انتظامی – پلیس 10+ "به خود گرفت.دراین دوره،احضارو بازداشت روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان ونویسندگان ،ابعاد گسترده ای به خود گرفت. بازداشتهای گسترده ی دانشجوئی نیزحاصل دوران حضورقالیباف درنیروی انتظامی بود.پس ازاستعفای قالیباف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری،اسماعیل احمدی مقدم به جای او منصوب شد.اونیزیکی ازفرماندهان سپاه پاسداران بود که مدتی رهبری نیروی بسیج تهران رادردست داشت.احمدی مقدم بلافاصله شروع به استخدام بسیجیان درنیروی انتظامی کرد به نحوی که بزودی 80 درصد نیروی شهربانی را بسیجیان تشکیل دادند.
پرسنل نیروی انتظامی به دودسته تقسیم می شوند: نیروهای کادر(پایور) که تمام وقت درخدمت پلیس هستند ونیروهای وظیفه که فقط دوسال دراین نیروخدمت می کنند.گفته می شود که پلیس ایران سیصد هزارنیرودراختیاردارد که تقریبا نیمی ازآنها سربازوظیفه هستند. حدود شش هزارنفرنیروی زن نیز دراستخدام نیروی انتظامی می باشند.احمدی مقدم بلافاصله پس ازشروع کار،طرح امنیت اجتماعی رابه اجراگذاشت.هدف این طرح،جمع آوری اراذل و اوباش،فروشندگان خرده پای مواد مخدر ودیگربزهکارانی بود که مخل امنیت واخلاقیات جامعه تلقی می شدند.برخی ازاین افراد،درحالیکه آفتابه به گردن داشتند درخیابانها به گردش درآمدند.فعالیت "گشت ارشاد" نیزدراین دوره تشدید شد.این گشت که متشکل از پاسداران زن ومرد است ،مسئولیت نظارت برروابط زن ومرد،پوشش زنان ونحوه ی آرایش موی آنها رادر مکانهای عمومی برعهده دارد.تشکیل واحدهای عملیاتی"یگان امداد" و"یگان ویژه" نیزازدیگر اقدامات احمدی مقدم بود.یگان ویژه خود به شاخه های مبارزه باتروریسم،گروگانگیری وضد شورش تقسیم می شود.
باشروع اعتراضات جنبش سبز درسال2009 ،نیروی انتظامی درکنارسپاه پاسداران وبسیج،به سرکوب تظاهرات خیابانی پرداخت وبه خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران یورش برد وصحنه های تاسف باری خلق کرد که دررسانه های خارجی منعکس گردید.دردوران 8 ماهه ی این اعتراضات، دههانفرکشته وهزاران نفربازداشت شدند وبرخی ازآنها درزندان به قتل رسیدند. جنبش سبز،به تغییرات ساختاری درنیروی پلیس منجرشد.برتعداد ایستگاههای پلیس افزوده گردید،تجهیزات پیشرفته دراختیارپلیس قرارگرفت،پلیس سایبری تشکیل شد وبرخی وظائف پلیس به بخش خصوصی واگذارگردید.بیش
از400 گشت پلیس به گشت زنی درمحدوده ی تهران پرداختند."پلیس پیشگیری وعملیات" و "پلیس اطلاعات وامنیت عمومی" تشکیل شد که وظیفه ی آنهاکنترل تمامی ایستگاههای پلیس درسراسرکشور وتشکیل یگانهای حفاظت ازارگانهای دولتی،سازمان صداوسیما وشهرداریهابود.پلیس دیپلماتیک ودفتراتباع خارجی نیز درهمین دوره تشکیل شد.یک وظیفه ی پلیس اطلاعات،نفوذدرتشکلهای حرفه ای وسندیکاها،به منظورشناسائی فعالین کارگری وصنفی است. شبکه ی خبرچین های محلی نیززیرنظرهمین واحد کارمی کند ووظیفه ی آن جمع آوری خبر،شایعه واطلاعات محلی است.شناسائی ومعرفی افرادی که فعالیت مذهبی وسیاسی غیرقانونی دارند نیزازوظائف خبرچین است.پلیس امنیت عمومی،علاوه بردستگیری اراذل واوباش،به جمع آوری آنتن های ماهواره وبرخورد باگروههای بازاریابی هرمی نیزمی پردازد.وظیفه ی پلیس اماکن،تنظیم وکنترل فعالیت صاحبان کسب وکار،مغازه ها،رستورانها وهتل هاست واین کارازطریق صدوردستئرالعمل ونیزصدور ویالغومجوزکار صورت می گیرد.وظیفه ی پلیس داوطلب نیزکه ازسال 2013 آغازشد،کمک به تنظیم ترافیک،حفاظت ازبرخی شعب کوچک ودورافتاده ی بانکها،مبارزه بامواد مخدر واجرای سیاستگذاریهای اخلاقی است.هدف پلیس ازاین طرح،مشارکت دادن مردم درحفظ نظم اجتماعی است.
پس ازاستفاده ی گسترده وموثرجنبش سبزازاینترنت وفضای مجازی،کنترل پلیس براین عرصه تشدید شد.کار "پلیس فتا" نظارت برفعالیتهای آن لاین مردم وشناسائی فعالان سایبری است.دراساسنامه ی پلیس فتا آمده است که وظیفه ی اصلی این نیرو،حفاظت ازهویت ملی ومذهبی،ارزشهای اسلامی، وزیرساختهای حساس ملی دربرابرحملات الکترونیکی عنوان شده است.اما مهمترین وظیفه ی این نیرو،مبارزه بامجرمان سایبری است.تاکنون صدهافعال سایبری توسط پلیس فتا شناسائی ودستگیرشده اند که اتهام آنها فعالیت درشبکه های اجتماعی ویاراه اندازی شبکه های خصوصی فروش کالامی باشد.پس ازجنبش سبز،نیروی پلیس به تجهیزات پیشرفته ی ضد شورش،ماشینهای آبپاش وخودروهای ضد شورش مجهزگردید.یگان ضدشورش زنان نیز درسال2013 ایجادشد.
درسال 2015 ،احمدی مقدم به اتهام فساد ازکاربرکنارشد وحسین اشتری ازفرماندهان سپاه،جای اوراگرفت.اواولویتهای خودراتقویت پلیس مرزی به منظورمبارزه باقاچاق،وگسترش فعالیت پلیس سایبری اعلام کرد.اشتری واحدهای جدید تخصصی برای مبارزه باجرائم اقتصادی ایجاد کرد و"مرکزمطالعات استراتژیک نیروی انتظامی"راتاسیس نمود.عملکرد نیروی تحت امراشتری دربرخوردبااعتراضات 2018 ،تحسین دولتمردان و شخص رئیس جمهوررابرانگیخت.روحانی،برخورد موثروسریع نیروی انتظامی باناآرامیهای خیابانی راستود.درواقع نیروی پلیس،بصورت سازمانیافته،آموزش دیده ومجهز،درعرصهی این ناآرامیهاظاهرشدودرمقایسه با2009 ،درشهرهای بزرگ،حرفه ای ترعمل کرد.امادرشهر های کوچک،برخورد پلیس همچنان درچهارچوب الگوهای قدیمی وباتجهیزات کهنه صورت گرفت که خسارات وتلفات سنگینی برجای گذاشت.
تقویت نیروی پلیس وتجهیز این نیروبهآموزش وادوات پیشرفته،به جمهوری اسلامی اجازه داد که توجه خودرابه ماورای مرزهامعطوف کند.اعزام نیروبه سوریه وعراق،بدون نگرانی ازبه خطرافتادن ثبات داخلی، صورت گرفت.ازسال 2012 به بعد،اعزام نیرو(سپاه،بسیج،ارتش)به عراق،سوریه،ویمن،شدت گرفت.حضورپررنگ جمهوری اسلامی درعرصه ی تحولات منطقه،بدون اطمینان ازتوانائی پلیس دربرقراری نظم وثبات داخلی، ممکن نبود.رژیم ایران مطمئن شد که نیروی انتظامی قادراست ناآرامی های داخلی بدون کمک گرفتن ازدیگرنیروها،مهارنماید.تاریخ نشان خواهدداد که این تصور تاچه حد صحیح بوده است.
www.fmohammadhashemi.blogfa.com