ایران : قیام محرومین ، غیاب طبقه ی متوسط

ايران : قيام محرومين ، غياب طبقه ي متوسط
----------------------------
ايران،هميشه جهان راشگفت زده کرده است. اين بارنيز،درشرائطي که دنيا شاهد موفقيت نسبي سياست خارجي اين کشوردرمنطقه وحل موفقيت آميز معضل هسته اي بود،ناگهان موجي ازناآرامي سراسرايران رافراگرفت که همه راشگفت زده کرد.اين ناآرامي ها،دورجديدي ازبي ثباتي رادرايران نويد مي دهد که باموارد مشابه درگذشته تفاوت اساسي دارد.
انتخابات جنجالي سال 2009 وپيامد هاي آن،سرکوب جنبش دانشجوئي سال 1999 که باسکوت دولت اصلاح طلب پرزيدنت خاتمي روبرو شد،وتظاهرات گسترده ي کارگري درساليان اخير(اعتصاب درسيستم حمل ونقل عمومي تهران،کارخانجات قند،صنايع خودروسازي وغيره) همگي جنبش هاي بخشي بودند که نتوانستند کل جامعه رابسيج کنند.هيچيک ازاين جنبش ها کليت رژيم راهدف قرارنداد.اغلب اعتراضات دودهه ي اخير ايران راطبقه ي متوسط جديدي رهبري کرده که دانشجويان محورآن هستند ومبرم ترين خواسته ي آنها نيز گشايش فضاي سياسي کشوراست.درمطالبات دانشجويان،مسائل سياسي بسيارپررنگترازمطالبات اقتصادي است.به همين دليل،جريان اصلاح طلب نيز به مثابه ي نماينده ي طبقه ي متوسط جديد ايران،آزادي سياسي را درسرلوحه ي مطالبات خويش قرارداده است.

درجنبش اما،ناآرامي هاي اخيرايران،چند ويژگي جديددارد.اولا،آغازاين ناآراميها با"جنبش نان" بود.دراين مرحله ازجنبش،مطالبات اقتصادي برمطالبات سياسي تفوق داشت.جمعيت معترض، درمراحل بعدي نيز ،يعني هنگامي که شعار سرنگوني رژيم راداد، نگران دموکراسي نبود بلکه بي کفايتي رژيم دراداره ي کشور،برخورد خشن بااعترضات ومبارزه بافساد وتامين مطالبات معيشتي رادرشعارهاي خود منعکس مي کرد.ثانيا،جنبش،برخلاف گذشته،فقط به شهرهاي بزرگ محدود نماند بلکه دهها شهرمتوسط وکوچک درسراسرايران رانيزدربرگرفت وباسرعتي خيره کننده به اکناف کشور گسترش پيداکرد.ثالثا،محرومين بيش ازطبقه ي متوسط درجنبش اخیرسهیم هستند.آنهابه سقوط سطح زندگی خود وشیوع فساد درکشورمعترضند.رابعا،این جنبش،جنبشی بی سراست وبرخلاف جنبش های قبلی، هیچکس مهارآنرا دردست ندارد.وبالاخره،درکمال شگفتی، نخستین جرقه ی اعتراض راجناح تندروی حاکمیت زد. 200 زن چادری، تحت رهبری آیت الله"علم الهدی" نماینده ی رهبری درخراسان وامام جمعه ی مشهد ورئیس گروه فشار" عماریون"،به خیابانها ریختند وباشعار" مرگ برروحانی" به گرانی اعتراض کردند.اما باپیوستن اقشاردیگرمردم،تظاهرات رنگ وبوی ضدیت بارژیم ورهبری یه خود گرفت ولذا این حرکت تصنعی، به سرعت به جنبش اعتراضی گسترده درسراسر کشور فراروئید که کل رژیم راهدف قرارداده است.
این اعتراضات،نشان می دهد که رژیم ایران،بیش ازپیش،مشروعیت خودرا درمیان مردم ازدست داده است.فقرا،که روزی مهمترین حامی رژیم دربرخورد باجنبش سبز به رهبری طبقه ی متوسط جدید بودند،اکنون دیگرحاضرنیستند بدون قیدوشرط، به حمایت ازرژیم بپردازند.آنهانیز این بار خواستار گشایش فضای سیاسی ایران گردیده وبرخی ازاصول اسلامی رادرشعارهای خویش به چالش کشیده اند.اصلاح طلبان،که درغیاب رهبران کاریزمای خود،دچارسردرگمی شده اند،به دنباله روی ازروحانی، که موضعی بسیارمبهم ونزدیک به محافظه کاران دارد،بسنده کرده اند.او ضمن به رسمیت شناختن حق اعتراض،خشونت راحاصل عملکرد عده ای آشوب طلب وتوطئه ی بیگانگان می نامد.موضع او، بسیاربه موضع خاتمی درسال 1999 دربرخورد با جنبش دانشجویان شباهت دارد.این بارنیز کلیت رژیم بر خواسته های واقعی معترضین گوش فروبسته وبا خشونت عریان به آن پاسخ می گوید.
تاکنون رژیم ایران، ناتوانی خودرادرمدیریت خردمندانه ی اعتراضات مردمی، چندین بارنشان داده است.نحوه ی برخورد باجنبش های اعتراضی 1999،2005،وبویژه جنبش سبز درسال 2009، خودگواه این مدعاست.این بارنیز، اگرچه جنبش فاقد جهت گیری سیاسی مشخص است وازفقدان ارتباط سیستماتیک میان محرومین وطبقه ی متوسط رنج می برد،اما توانسته است ارکان رژیم رابه لرزه درآورد وتازمانی که علل اعتراضات همچنان باقی است،هرلحظه امکان گسترش شعله های آن وجوددارد.سیستم اقتصادی کاملا فلج شده، فساد شایع وفراگیر،تعمیق نابرابری اجتماعی واقتصادی،درکنارسرکوب عریان وخفه کردن صدای مخالف،زمینه ای مناسب برای رشد جنبش های اعتراضی فراهم می آورد.رژیم حاکم برایران، اگرمی خواهد پابرجابماند،باید هرچه سریعتر درساختار مذهبی قدرت تغییرات اساسی ایجاد کرده وآنرابا مقتضیات روز وترتیبات دموکراتیک هماهنگ سازد.درغیراینصورت،آینده ای جزفروپاشی ویاسپردن قدرت به کودتاچیان ،درانتظاراونخواهد بود.
fmohammadhashemi@yahoo.com
www.fmohammadhashemi.blogfa.com

نگاهی استراتژیک به زرادخانه ی موشکی ایران

نگاهی استراتژیک به زرادخانه ی موشکی ایران

          رهبران اروپائی مدتی است که راه خودراازپرزیدنت ترامپ درزمینه ی برخورد با " برجام " جداکرده اند.آنهااین موافقتنامه رایک پیروزی بزرگ برای پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی ونیزامنیت جهانی ارزیابی می نمایند.برعکس، دولت فعلی آمریکا، بخاطرآنچه که ناکامی برجام درزمینه ی مسائل غیرهسته ای ، ازجمله توانائی موشکی ایران می نامد،آن رابه شدت مورد انتقاد قرارمی دهد.آمریکا، توانائی موشکی ایران را تهدیدی جدی برای امنیت منطقه وجهان می داند ولذا، سرنوشت برجام رابدست کنگره سپرده است.قدرتهای عمده ی اروپائی نیزدرعین دفاع ازبرجام، درمحکومیت آزمایشهای موشکی ایران، به آمریکا پیوسته اند.دربیانیه ی مشترکی که 17 اکتبر گذشته توسط انگلیس، فرانسه وآلمان منتشرشد، آمده است:" مادرعین حالیکه برای بقای برجام تلاش می کنیم، نگرانی خودرانیزازبرنامه ی موشکی وفعالیتهای منطقه ای ایران پنهان نمی کنیم وآماده ایم ترتیبات مناسب رادراین مورد اتخاذ نمائیم..." . امادولت ترامپ ، انتظارهمکاری بیشتری از کشورهای اروپائی دارد چراکه معتقد است برطبق قطعنامه ی 2231 شورای امنیت، ایران ازهرگونه فعالیت درزمینه ی موشکهائی که قادربه حمل کلاهک اتمی می باشند،تاسال 2023 منع شده است.

          به نظر آمریکا،ازهمان فردای تصویب قطعنامه ی مزبور، مناقشه برسر عبارات مبهم آن آغازشد.ایرانی ها، آزمایشات موشکی خودراناقض قطعنامه ی مزبور وبرجام نمی دانند زیرا معتقدند که موشکهای آنها همگی متعارف بوده وبرای حمل سلاح هسته ای طراحی نشده اند.ولی دولت ترامپ براین باوراست که آزمایشات موشکی ایران، باروح برجام منافات دارد.امااروپائی ها،درعین مخالفت با برنامه ی موشکی ایران،براین نکته تاکید می کنند که برجام یک قرارداد هسته ای است وهرچیزدیگر، خارج ازآن قرارمی گیرد.معهذا، برخی از کشورهای اروپائی،ازجمله فرانسه،تهدید کرده اندکه تحریمهارا علیه برنامه ی موشکی ایران،دوباره برقرارخواهند کرد.این کشور،به همراه انگلیس وآلمان، ازتلاشهای آمریکادرسازمان ملل برای محکومیت برنامه ی موشکی ایران حمایت می کنند.به نظرآمریکا،هرگونه برنامه ی موشکی،میتواند نهایتا درخدمت تسلیحات اتمی قرارگیرد وموشکهای ماهواره بر ایران، به لحاظ فنی، مشابهت بسیاربا موشکهای بالستیک دوربردی دارند که قادربه حمل کلاهک هسته ای می باشند.از 31 کشوری که درحال حاضر موشک بالستیک دراختیاردارند، فقط 9 کشور به تکنولوژی حمل سلاح هسته ای توسط این موشکها دسترسی دارند و 22 کشوردیگر،چندان حساسیت جهانی را برنمی انگیزند.مسلما عوامل سیاسی دراین موضعگیری دخیلند.مثلا هیچکس درباره ی موشکهای بالستیک اسرائیل یا عربستان که دوربردترین سیستم های موشکی درخاورمیانه می باشند،حساسیت نشان نمی دهد.آنچه موجب حساسیت نسبت به زرادخانه ی موشکی ایران گردیده ، ابعاد گسترده ی این زرادخانه، انجام آزمایشات متعدد موشکی،خصومت باآمریکا، رابطه ی گسترده ی موشکی باکره شمالی وکمک به دولت سوریه درزمینه ی تکنولوژی موشکی می باشد.

          ایران، توانائی موشکی خودرا بازدارنده ی دشمنان ورقبای منطقه ای وفرامنطقه ای خویش می داند.جایگاه سیستم موشکی بالستیک دردکترین امنیتی ایران، ازدهه ی 1980 به بعد، بتدریج تقویت شد. بی دفاع ماندن شهرهای ایران دربرابر حملات موشکی رژیم صدام حسین وتغییروزنه ی جنگ به نفع ایران پس ازدریافت موشکهای کوتاه برد از کره شمالی، عزم اینکشوررادرتقویت توان موشکی خود، راسخ ترساخت.ازآن زمان به بعد،موشک بالستیک، به عنوان یک ابزاربازدارنده ی متعارف،جایگاه برجسته ای رادردکترین امنیتی ایران اشغال کرد.وقتی بحران هسته ای ایران درسال 2006 به اوج خود رسید وحمله ی نظامی به تاسیسات اتمی ایران دردستورکار اسرائیل وآمریکا قرارگرفت،بازدارندگی این حربه،یکباردیگربه اثبات رسید.

          زرادخانه ی موشکی ایران، شامل موشکهای کوتاه برد ومیان برد است.دوربردترین موشک موجوددراین زرادخانه 1600 کیلومتر برددارد واین به معنی درتیررس قرارگرفتن اسرائیل وپایگاههای نظامی آمریکادرخاورمیانه است.اگرچه ایران همچنان برنامه ی تقویت توان موشکی خودراباجدیت دنبال می کند،اما طی دهه ی اخیر،تمرکزاین کشوربیشترمتوجه دقت هدفگیری بوده تابرد موشکها،وهمین امرنشان دهنده ی متعارف بودن برنامه ی موشکی ایران است زیرا موشکهای اتمی، چندان نیازمند دقت درهدفگیری نیستند ودامنه ی تخریب آنها آنقدروسیع است که چند کیلومترخطا درهدفگیری،تاثیری در نتیجه ندارد.اما،برای موشکهای متعارف،خطا درهدفگیری،می تواند فاجعه بارباشد.براین اساس،زرادخانه ی موشکی ایران شامل مواردزیرمی باشد :

موشکهای بابرد کوتاه عبارتند از: زلزال یک باسوخت جامد (125 کیلومتر)، زلزال دو باسوخت جامد(200 کیلومتر)، فتح 110 باسوخت جامد(225 کیلومتر)،هرمزیک ودو باسوخت جامد(225 کیلومتر)، فتح 313 باسوخت جامد(325 کیلومتر)، شهاب یک باسوخت مایع(300 کیلومتر)، شهاب دو باسوخت مایع(500 کیلومتر)،قیام باسوخت مایع(700 کیلومتر). موشکهای میان بردشامل موارد زیرمی باشند : سجیل دو باسوخت جامد(کمتراز2000 کیلومتر)،شهاب 3 باسوخت مایع(1000 کیلومتر)،قدرباسوخت مایع(1600 کیلومتر)،عماد باسوخت مایع(1600 کیلومتر)، وخرمشهر باسوخت مایع(بیشتراز2000 کیلومتر). البته هنوز اطلاعات مربوط به موشک خرمشهر، قطعی وموثق نیست.

         توسعه ی صنعت موشکی ایران،همچنین ازسیستم های دفاع موشکی ضد بالستیکی که اخیرادراسرائیل وکشورهای حوضه ی خلیج فارس مستقرشده اند،تاثیر می پذیرد.مثلا موشک عماد، قابلیت مانور نسبتابالائی داشته وموشک خرمشهر نیزتوانائی حمل چند کلاهک دارد.این ویژگیها،شانس غلبه برسیستم های دفاع موشکی راافزایش می دهد.اخیرا ایران موشک ماهواره بر " سفیر" رابا موفقیت آزمایش کرد ونخستین ماهواره ی خود را به کمک این موشک درمدارزمین قرارداد.پس ازآن، حداقل سه ماهواره ی دیگرایران نیزدرمدارزمین قرارگرفته اند.ایران، حیوان به فضا فرستاده وبرنامه ی اعزام انسان به فضارانیز باجدیت دنبال می کند.این کشور، چندی پیش ازموشک ماهواره بر "سیمرغ" رونمائی کرد که قادراست به مدارهای بالاترزمین دسترسی پیدا کند.باتوجه به مشابهت هائی که میان موشکهای ماهواره برو موشکهای بالستیک وجوددارد، جامعه ی جهانی به امکان استفاده ازاین تکنولوژی درساخت موشکهای بالستیک قاره پیما، سوظن دارد.

          به هرحال،تبدیل موشک سیمرغ به موشک قاره پیما، بسیارزمان براست وآزمایشاتی رامی طلبد که پنهان کردن آنها ازانظارجهانیان ممکن نیست.ازسوی دیگر، باتوجه به اعلام مکرر ایران مبنی بربی نیازی این کشوربه موشکهای بابرد بیش از 2000 کیلومتر،احتمال توافق میان این کشوروغرب حول برنامه ی موشکی،درآینده ی نه چندان دور،وجوددارد.براین اساس،احتمالا ایران با محدود کردن برد موشکهای خود تایک سقف مشخص، موافقت خواهد کرد وشاید محدودیت های بیشتری رانیز درصورت تغییربرنامه های دفاعی رقبای منطقه ای خود،بپذیرد.

          متاسفانه،اکنون زمان برای بحث دربهره ی برنامه ی موشکی ایران وترتیبات امنیتی منطقه،مناسب نیست.تجربه ی برجام نشان داد که انجام هرگونه مذاکره درباره ی کنترل تسلیحات، مستلزم وجود حداقل احترام واعتماد میان طرفین است : امری که اکنون درروابط میان ایران وآمریکا ازیکسو،وایران وکشورهای منطقه ازسوی دیگر،مشاهده نمی شود.ازطرف دیگر،هرنوع توافق باایران،درشرائطی که آینده ی توافق قبلی درهاله ای ازابهام پیچیده شده،بسیاربعید می نماید.معهذا،اروپاباید کانالهای ارتباطی خودراباایران بازنگاهدارد وازاین طریق،نگرانیهای امنیتی غرب وکشورهای منطقه رابادولتمردان ایران درمیان بگذارد تادرآینده، زمینه برای بحث جامع درزمینه ی کنترل تسلیحاتی وترتیبات امنیتی منطقه، مهیا گردد.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

           

"هارپ" : برنامه ی تحقیقاتی یا پروژه ی نظامی

" هارپ " : برنامه ی تحقیقاتی یا پروژه ی نظامی ؟

          اخیرا زلزله های نسبتا شدیدی ، نقاط مختلف ایران رالرزاند. وقوع این زلزله ها هنوزکم وبیش درکشورادامه دارد.برخی ازمردم وکارشناسان،بویژه درفضای مجازی، بروززلزله های اخیررا ناشی از فعالیت پروژه ی " هارپ" عنوان کرده اند.هارپ چیست ؟

          "برنامه ی تحقیقاتی فرکانس های بالای فعال شفقی " که به اختصار"هارپ" نامیده می شود،برنامه ای است که ایجاد تغییرات در"یونیسفر" راکه دورترین وناشناخته ترین بخش جو می باشد، هدف قرار داده است. اینکارازطریق انتشارامواج رادیوئی بافرکانس بالا توسط آنتن های مستقردرزمین انجام می گیرد.ارسال این امواج اززمین،واکنش هائی رادریونیسفر موجب می گردد.وفرکانس های قوی فوق کوتاهی تولید می کند که پس ازاصابت به زمین، به لایه های درونی آن نفوذ کرده وانواغ پدیده های زیست محیطی راایجاد می کند.حال سئوال اینجاست که این فرکانسهای فوق کوتاه وقدرتمند، واقعا می توانند موجب بروز زمین لرزه،سونامی،خشکسالی،سیل های عظیم،آتشفشان وطوفانهای بزرگ گردند؟

          ازهمان روز نخست آغازپروژه ی هارپ توسط آمریکا،این نگرانی ابراز شد که پروژه ی مزبور می توانددرشرائط اقلیمی وآب وهوائی زمین تغییرایجادکرده وبه سلاحی مخرب برای کشتارجمعی تبدیل شود.تلفات این سلاح، به مراتب بیشتراز بمب اتمی است.امواج فوق کوتاه وقدرتمند هارپ،پس ازبازگشت به زمین،قابلیت نفوذ درمغز واندامهای داخلی انسان رادارندوحتی می توانند ازموانع فولادی وبتونی ضخیم نیزبگذرند.امواج ارسالی اززمین،بافعال کردن ذرات موجوددریونیسفروایجاد ابریونی ،موجب برگشت امواج ارسالی به زمین،باقدرت بیشتروطول موج کمترمی گردد.

          در25 سال گذشته، نیروی هوائی آمریکا، دانشگاه آلاسکا ونیروی دریائی آمریکا،بطورمشترک ، پروژه ی هارپ را اداره کرده اند.تاسیسات وتجهیزات لازم برای این پروژه،ازسوی نیروی هوائی آمریکا دراختیاردانشگاه آلاسکا قرارگرفت.اما، از11 اوت 2015 ، مسئولیت رسمی پروژه ی هارپ به دانشگاه آلاسکاسپرده شد.ارتش آمریکا ودانشگاه آلاسکا هزینه های این پروژه راتامین کرده وتاکنون بالغ بر 300 میلیون دلار خرج آن کرده اند.

         ازسال 1993 تاکنون، بیش از 180 آنتن دوقطبی صلیبی شکل باقدرت 6/3 مگاوات، برای ارسال امواج رادیوئی بافرکانس بالا، درمنطقه ی " گاکونگا" درآلاسکا نصب شده است.علت انتخاب این منطقه برای پروژه ی هارپ،نزدیکی به منطقه ی شفقی،مجاورت باشاهراه ارتباطی،دوربودن ازمراکزجمعیتی، عاری بودن ازنوروصدا،ونیزوجودیک دشت پهناوروهموار وتعییرات ناچیزآب وهوائی واقلیمی است. پنج ژنراتورغول پیکردیزلی، انرژی لازم رابرای تجهیزات ایستگاه فراهم می آورند.هنگامی که ایستگاه آلاسکا فعال است، محدودیت پروازی برفراز آسمان منطقه اعمال می گردد.تجهیزات این ایستگاه درسال 2007 تکمیل شد امادولت آمریکا درسال 2014، تحت فشارافکارعمومی،اعلام کردکه به زودی این پروژه رابرای همیشه تعطیل خواهدکرد ولی پروژه ی مزبور هنوزبه کار خودادامه می دهد.

          همانطورکه گفتیم ، هدف هارپ، مطالعه برروی فرآیند های فیزیکی فعال دربالاترین نقاط آتمسفرزمین،یعنی "ترموسفر" و"یونیسفر" است.یونیسفر،لایه ای پیرامون زمین است که از 85 تا 600 کیلومتری زمین گسترده شده ولایه ی اوزون رانیز شامل می گردد.یونیسفردائما درمعرض بمباران اشعه ی ماورا بنفشی است که ازخورشید ساطع می شود.تحت تاثیراین تشعشعات،اتمهای خنثای گازی شکل بوجود می آیند که دائما الکترون ازدست می دهند. این الکترون های آزاد،به همراه یون های باردار، دریونیسفر رهابوده وبعلت چگالی اندک گازی محیط، به هرسوحرکت می کنند.پس ازمدتی،الکترون ها ویون ها به یکدیگربرخورد کرده ودرهم ادغام شده ودوباره اتمهای خنثی راایجاد می کنند واین روند همچنان تکرارمی گردد.به علت وجود ذرات باردار دریونیسفر،امواج رادیوئی بافرکانس بالا،پس ازبرخورد به این ذرات،بطرف زمین برمی گردند. این روند، برای برقراری ارتباطات رادیوئی دراقصی نقاط جهان،بویژه میان اروپا وآمریکا، مفید واقع می شودام درزمان وقوع طوفان های سهمگین ارتباط مزبور مختل می گردد.یکی ازاهداف اولیه ی پروژه ی هارپ، یافتن راهی برای جلوگیری ازاین اختلال بود.

           ازسوی دیگر،امواج رادیوئی هارپ،آنقدرقوی است که می تواند دربرگشت به زمین وبرخورد بالایه های زیرین آن، ایجاد زلزله کند.این امواج قادرند دمای مساحتی حدود هزارکیلومترمربع راچندین درجه افزایش دهند. امواج هارپ رامی توان به هرکجای جهان هدایت کرد.بدیهی است که تغییرشرائط اقلیمی دریک منطقه، برمناطق همجوارنیزتاثیرمی گذارد. ایجاد سیل ویرانگر درصربستان درسال 2014 که به ویرانی شهرهای بزرگ دراین کشور وبوسنی وهرزگوین انجامید،ازآثارهارپ بود.گفته می شود دهها آنتن هارپ در صربستان و بالکان برپاشده است.

           دانشمندان روسی معتقدند که تولید چنین اسلحه های نوینی که می توانند بطورناشناخته باعث مرگ هزاران انسان ونابودی یک سرزمین ومحیط زیست شوند، امری غیرقابل باورنیست.به گفته ی "جان کری" وزیرخارجه ی سابق آمریکا،" تغییرات آب وهوائی، ترسناک ترین سلاح کشتارجمعی درجهان می باشد".  "ویلیام کوهن" وزیردفاع سابق آمریکانیزباتایید تلویحی کاربرد نظامی هارپ،گفته است " برخی مشغول تروریسم ازنوع زیست محیطی هستند تابتوانند آب وهوارا تغییردهند وبااستفاده از امواج الکترومغناطیسی، باعث زمین لرزه وآتشفشان گردند".درواقع، هارپ،زرادخانه ای ازتغییرات آب وهوائی رادراختیار پنتاگون قرارمی دهد.

             وکلام آخراینکه، زلزله های مصنوعی را فقط می توان درمقیاس کم ایجادکرد.علاوه برهارپ،این زلزله ها می توانند ناشی ازآزمایشات موشکی واتمی زیرزمینی نیز باشند.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

       

" رویای آمریکائی" یا " توهم آمریکائی " ؟

"رویای آمریکائی" یا " توهم آمریکائی " ؟

          "رویای آمریکائی" به سرعت رنگ می بازد وجای خود را به "توهم آمریکائی" می دهد.آمریکااکنون پائین ترین نرخ تحرک اجتماعی رادرمیان کشورهای ثروتمند جهان داراست.طرح اصلاح قانون مالیات که اکنون دردست بررسی است، آمریکارابه پیشتاز نابرابری اجتماعی واقتصادی درجهان تبدیل خواهد کرد.سیستم تامین اجتماعی این کشور، که قبلا نیز ازنقاط ضعف فراوان رنج می برد،باکاهش قابل ملاحظه ی بودجه ی طرحهای رفاهی واجتماعی دردولت ترامپ، نفس آخررامی کشد. بدین ترتیب،شکاف درآمد میان یک درصد ثروتمندترین وپنجاه درصد فقیرترین افراد جامعه ی آمریکا،هرچه بیشترتعمیق می گردد.

          ایالات متحده آمریکا،یکی ازثروتمند ترین کشورهای جهان است. این کشور،ازنظر قدرت اقتصادی ونظامی ونیزپیشرفت تکنولوژی،درصدرکشورهای جهان قراردارد.اما حداقل چهل میلیون نفرازمردم آمریکا، ازمزایای قدرت وثروت کشورخویش محروم مانده اند.بودجه ای که باید صرف رفع محرومیت ازاین افراد شود،صرف نظامی گری می گردد.اکنون بودجه ی نظامی آمریکا،ازمجموع بودجه ی دفاعی چین ، عربستان،روسیه، انگلیس،هند،فرانسه وژاپن بیشتراست.هزینه ی سرانه ی بهداشتی درآمریکا،درحال حاضر،دوبرابر میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه است اما،سرانه ی پزشک وتخت بیمارستانی دراین کشور،بسیارکمترازمیانگین سازمان مزبورمی باشد. نرخ مرگ ومیرنوزادان درآمریکا،بالاترین نرخ درمیان کشورهای توسعه یافته ی جهان است وامید به زندگی دراین کشورنیزبسیارپائین ترازدموکراسی های ثروتمند جهان می باشد." شکاف سلامت" میان ایالات متحده وکشورهای ثروتمند دنیا،هرروزعمیق تر می شود.نابرابری اجتماعی اقتصادی درآمریکا، بسیاربیشترازاروپاست. بعلت همین شکاف، برخی بیماریهای متروک وقابل پیشگیری،دوباره دراین کشورشیوع پیداکرده است.مثلا هرروزبرتعداد مبتلایان به " زیکا" افزوده می شود وبیش از 12 میلیون نفرازمردم این کشور، مبتلا به عفونتهای انگلی،بویژه انگل قلاب دار هستند. بالاترین نرخ فربهی درجهان متعلق به ایالات متحده است ومردم این کشورازنظردسترسی به بهداشت وآب آشامیدنی سالم،درردیف سی وششم جهان قرارمی گیرند.ایالات متحده،بیشترین تعداد زندانی رادرجهان داراست وازاین نظر،قبل ازترکمنستان،ال سالوادور، کوبا، تایلند وروسیه، دررده ی نخست قرارگرفته است. تعداد زندانیان آمریکا، پنج برابر میانگین زندانیان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه می باشد.نرخ فقردرمیان جوانان آمریکائی،بالاترین نرخ درمیان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه است.یک چهارم جوانان این کشور،اکنون بافقر دست وپنجه نرم می کنند درحالیکه این نرخ برای سازمان مزبور 14 درصد می باشد.تعداد کودکان آمریکائی که درفقرزادهشده ورشد می کنند،بیشترازپنج کشورثروتمند کانادا،انگلیس،ایرلند،سوئد،ونروژ است.حدود 7/55 درصدازواجدین شرائط،درانتخابات اخیرریاست جمهوری شرکت کردند درحالیکه این رقم برای کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه بطورمتوسط 75 درصد می باشدو آمریکا،ازاین نظر، مقام بیست وهشتم رادرمیان این کشورهاداراست.علیرغم تاکید وتصریح اعلامیه ی جهانی حقوق بشربررعایت حقوق اجتماعی واقتصادی افراد،هیچیک ازدولتهای آمریکا تاکنون،این حقوق را(برابری نژادی وجنسیتی،حق مسکن،حق غذاو...) بخشی ازحقوق بشر ندانسته اند ضمن اینکه دیگرکشورهارا ملزم به رعایت آنها می کنند.

          درجامعه ی آمریکا،ثروتمندان موتورپیشرفت صنعتی واقتصادی محسوب می شوند وفقرا، موجوداتی عاطل وعقب مانده به شمارمی روند که هرگونه هزینه کردن برای آنها، جز هدردادن منابع مالی، حاصل دیگری ندارد.این درحالی است که اغلب ثروتمندان آمریکا،مالیات نمی پردازند وثروت خودرابه بهشت های مالیاتی دراقصی نقاط جهان منتقل می کنند. جامعه ی آمریکا، فقرای این کشوررافقط سیاه پوستان ورنگین پوستان می داند درحالیکه تعداد فقرای سفید پوست دراین کشور، هشت میلیون نفربیشترازفقرای رنگین پوست است.بدین ترتیب، چهره ی فقر درآمریکا، نه فقط سیاه، که سفید،زرد ورنگارنگ می باشد.اکنون یک نفرازهرهشت نفرآمریکائی(یعنی چهل میلیون نفریا 7/12 درصد جمعیت) درفقربه سرمی برد واین چهره ی "رویای آمریکائی" درجامعه ی امروز آمریکاست.

          باوجود این همه فقروتبعیض باید از"توهم آمریکائی" سخن گفت.برای 5/18 میلیون نفری که دراین کشورازفقرمفرط رنج می برند، دیگر رویای آمریکائی مفهومی ندارد. تصمیم سازی دموکراتیک،اشتغال کامل، حمایت ازاقشارآسیب پذیر،سیستم قضائی منصف وبیطرف،برابری نژادی و جنسیتی،سیاستهای مالی مسئولانه وعدالت زیست محیطی، که روزگاری ازارکان اصلی رویای آمریکائی بود، دیگردرجامعه ی امروزآمریکا جائی نداشته وبه ارکان توهم آمریکائی تبدیل شده است.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

پوتین و " پوتین ایسم"

پوتین و "پوتین ایسم "

          بیش ازربع قرن ازفروپاشی اتحاد شوروی می گذرد واکنون روسیه دوباره به چالشی بزرگ برای لیبرالیسم ودموکراسی غربی تبدیل شده است.طرح بلند پروازانه ی مدرنیزاسیون ارتش،حمله نظامی به همسایگان،دخالت درخاورمیانه وسروسامان دادن دوباره به شبکه ی جهانی تبلیغاتی، ازعناصر این چالش می باشند.دراین رابطه، حمایت ازبرخی رژیمهای خودکامه،ونیزدخالت درروند انتخابات دموکراسی های پیشرفته ی دنیا رانیزنباید نادیده گرفت.نخبگان حاکم برروسیه امروز،دوباره خودرابه عنوان جایگزینی برای دموکراسی لیبرال معرفی می کنند.این رویکرد روسیه امروز، برپایه دکترینی قراردارد که ازآن تحت عنوان "پوتین ایسم" یاد می شود.پوتین ایسم ، نوعی ازخودکامگی است که برسه پایه ی محافظه کاری،پوپولیسم، وکیش شخصیت استوارمی باشد. این دکترین، به شدت خواهان حفظ وضع موجود ومخالف باهرگونه تغییر وبی ثباتی است.

          اما پوپولیسم پوتین، برخلاف پوپولیسم راست گرای غرب، معتقد به تکثرقومی ومذهبی است وبرقدرت نامحدود فردی استوارمی باشد.دولت پوتین، بسیارمحافظه کاراست وازوضع موجوددفاع می کند.البته،اغلب حکام مستبد، باتغییروتحول مخالفند وازوضع موجوددفاع می کنند اما پوتین وضع موجود رامقدس می شمارد.اوبرخلاف رهبران پوپولیست توسعه گرا،ازپذیرش برنامه های توسعه ی اقتصادی اکراه دارد. همتایان کره ای ( پارک چون هی )، سنگاپوری(لی کوان یو)، وچینی ( دنگ شیائوپینگ) پوتین،ضمن اینکه ثبات سیاسی را مد نظرقرارمی دهند،برای توسعه ی اقتصادی وبهبود معیشت مردم نیزاهمیت قائلند.اهداف این پوپولیستهای توسعه گرا، بااهداف پوتین ایسم درتضادکامل قراردارد.

          اقتصاد نفتی روسیه،منابع سرشاری رادراختیار پوتین ونزدیکانش قرارمی دهد.این ثروت عظیم، دردست گروهی انگشت شمارازنزدیکان رئیس جمهورقرارمی گیرد که اهرم هدایت چند بنگاه بزرگ اقتصادی رادردست دارند.پوتین ایسم، برخلاف پوپولیسم توسعه گرا،هیچ رابطه ای با شایسته سالاری ندارد. فرمانداران ومقامات ارشددولتی، بخاطرناکامی دراجرای برنامه های رفاهی واجتماعی، ازکاربرکنارنمی شوند بلکه عدم موفقیت ایشان درجلب آرامردم به نفع حزب " روسیه متحد" موجب برکناری آنهامی گردد.

          پوتین ایسم درزمینه ی مذهبی،بسیارمحافظه کاراست وضمن احترام به ارزشهای سنتی جامعه،بویژه مسیحیت ارتدکس،برای اسلام، یهودیت وبودیسم نیزاحترام قائل است.پوتین فردی مذهبی نیست اما به شدت باهمجنس بازی وفمینیسم مخالفت می ورزد."پت باچمن" اندیشمند محافظه کاروسرشناس آمریکا،پوتین را"صدای رسای محافظه کاران،سنت گرایان وناسیونالیستهای جهان" می نامد: " کسی که دربرابرامپریالیسم فرهنگی وایدئولوژیک غرب قد علم کرده است". مخالفت باانقلاب،همجنس بازی وفمینیسم،ونیزتلاش برای بازگشت به قدرت وحیثیت جهانی شوروی،ازاجزای مهم پوپولیسم پوتین می باشد.

          براساس نظرسنجی موسسه ی " گالوپ"، بین سالهای 2008 تا2013 ،ازمحبوبیت ولادیمیرپوتین حدود 30 درصد کاسته شد وبه 54 درصد رسید.اما پس ازاشغال کریمه، محبوبیت پوتین،برخلاف ناسیونالیستهای راستگرای غرب همچون " مارین لوپن"(فرانسه)، " ویکتوراوربان"(مجارستان)، و"دونالد ترامپ"(آمریکا)، که سوئ ظن به جهان خارج راباناسیونالیسم قومی درهم می آمیزند،باقوم مداری ویهودستیزی مخالف است.او "موزه یهود" و"مرکزمدارای اجتماعی" رادرمسکو بنامی نهد ویهودیان روس مقیم خارج ازکشوررا به بازگشت به وطن فرامی خواند.پوتین هیچگاه از عبارت " تروریسم اسلامی" استفاده نمی کند.این مدارای قومی، درکادرکارکنان دفترریاست جمهوری روسیه نیز منعکس می شود. درمیان ایشان، نام "آنتوان واینا"(استونی)،"سرگئی کرینکو"(یهود) "ماگومدماگومدوف"(مسلمان)،و " سرگئی شویگو" وزیردفاع وشخص مورد اعتماد پوتین ونیزمعماروطراح اصلی مدرنیزاسیون ارتش روسیه(ازاقوام سیبری) به چشم می خورد.این مدارای قومی، ازدوران شوروی برجای مانده وپوتین سعی می کند بااتکا به آن، روسیه را الگوئی برای همزیستی اقوام وخودرا بعنوان دوست خلق ها به جهانیان معرفی کند.

          اقتصاد امروز روسیه،مخلوطی ازپوپولیسم وکنسرواتیسم است. این اقتصاد، بسیارشبیه به اقتصاد آرژانتین دردوران "خوان پرون" واقتصاد ونزوئلا دردوران " هوگوچاوز" می باشد.حمایت گسترده ازهزینه های اجتماعی، دفاع ازثبات ومخالفت باتغییر، ازاجزای دکترین اقتصادی روسیه می باشد.الحاق کریمه واداره ی جنگ داخلی در اوکراین ونیز حمایت ازبشاراسد درسوریه،بسیارپرهزینه است اما رژیم پوتین ازپرداخت این هزینه ها هیچ ابائی ندارد.

          پوتین ایسم، شکلی از دیکتاتوری فردی است که درآن رهبر فقط به خود پاسخگوست.تمامی قدرت سیاسی واقتصادی دردست او متمرکزاست وهیچکس نمی تواند بدون به خطرانداختن پست،مقام وموقعیت اجتماعی خویش،باوی به مخالفت برخیزد.این سیستم، به پوتین به ارث نرسیده بلکه ساخته ی دست خود اوست.قانون اساسی روسیه،برمبنای فدرالیسم بناشده ودرآن،مناطق کشورازاختیارات گسترده ای درزمینه ی تنظیم بودجه ومسائل امنیتی واداری برخوردارند.حاصل اجرای این قانون دردوران زمامداری " بوریس یلتسین" وسالهای اولیه حکومت پوتین،ظهور شخصیت های خودساخته ای چون " یوری لژکوف"( شهردارمسکو) " ادوارد راسل"(فرماندارنیژنی نوگراد)، "بوریس نمتسوف"(معاون نخست وزیر) و"الکساندر لبد"(رقیب پوتین درانتخابات ریاست جمهوری) بود.امااکنون سالهاست که دیگرجهان شاهد ظهورچنین شخصیت هائی درروسیه نیست.

          اکنون ورق برگشته وپوتین قدرت رادردست خویش متمرکزکرده است.پوتین مقامات ایالات راخودبرمی گزیند وتوزیع مالیات را به نفع مرکز سازمان می دهداوادارات مقتدر فدرال رادر ایالات برپاکرده تابرکارفرمانداری ها نظارت کنند.علاوه براین،ساختارجدیدی بنام " کمیته های فرامنطقه ای" تشکیل شده که هریک چند منطقه رازیرپوشش داشته وروسای آنها مستقیما به رئیس جمهورگزارش می دهند.پوتین همچنین سیستم برگزاری انتخابات برای فرمانداران رالغو کرده وسیستم انتصابی راجایگزین آن ساخته است.سطح تمرکز دردولت پوتین،اکنون به به سطح دوران شوروی سابق نزدیک شده، بااین تفاوت که جای حزب کمونیست رادرراس این هرم، دفترریاست جمهوری گرفته است.

           پوتین قانون انتخابات مجالس دوما و شورای فدراسیون را نیزبارها تغییرداده تا برتری حزب روسیه متحد رابراحزاب مخالف تضمین کند.کمونیستها،ناسیونالیستهای افراطی،حزب لیبرال دموکرات وحزب سوسیال دموکرات "فقط روسیه" ، ازمهمترین احزاب مخالف دولت می باشند.اکنون قدرت،ماننددوران شوروی،درمسکومتمرکزنیست بلکه فقط دردست شخص پوتین متمرکزاست.روسیه حتی دردوران استالین به چنین سطحی ازتمرکزقدرت نرسیده بود.استالین دراوج  قدرت،خودراتابع حزب اعلام می کرد امااکنون حزبی وجود ندارد که پوتین راکنترل کند.حزب روسیه متحد،فقط حول نام وشخصیت پوتین شکل گرفته وهیچ رسالتی جزحمایت ازاو برای خود قائل نیست.چهارپنجم روس هائی که اکنون ازپوتین حمایت می کنند، بدلیل عدم وجود جایگزین برای اومی باشد.امروز حتی اگرپوتین بجای رئیس جمهور، وزیرراه شود، بازهم وزیرراه کشوررا اداره خواهد کرد.قدرت پوتین، نه ازتعداد آرادرانتخابات،که ازپوتین بودن او نشئات می گیرد.پوپولیسم محافظه کارانه ی پوتین راباید درزمره ی موفق ترین رژیمهای خودکامه ی قرن بیست ویکم قرارداد.

          پوتین، سخاوتمندانه به حامیانش کمک می کند وطرحهای گسترده ی اجتماعی رابرای کسب محبوبیت به مورداجرامی گذارد.اجرای این طرح ها،قدرت راهرچه بیشتردردست دولت متمرکز کرده ودست بخش خصوصی راازاقتصاد کوتاه می کند.درحالیکه دوسوم تولید ناخالص داخلی چین مدیون فعالیت بخش خصوصی است، درروسیه،سهم دولت درتولید ناخالص داخلی کشور به هفتاددرصد می رسد.این روند، به یک بوروکراسی افسارگسیخته میدان داده وفسادرابه پدیده ای شایع درجامعه تبدیل کرده است.به گزارش سازمان شفافیت بین الملل،جایگاه روسیه درمیان 176 کشورجهان،ازنظرمبارزه بافساد،درردیف 131 ،یعنی پائین تراز مالاوی، ساحل عاج وبولیوی می باشد.این کشور،ازنظرشفافیت درآمد نیز دررده های پائین جهانی قرارمی گیرد.10 درصد جمعیت روسیه،مالک 87 درصد ثروت کشورمی باشند.

          اکنون که پوتین وارد سومین دهه ی زمامداری شده،خودرابعنوان دشمن سرسخت دموکراسی وارزشهای لیبرال به جهانیان معرفی کرده است.تازمانی که پوتین سمبل پوپولیسم خودکامه ی روس است،این رژیم محفوظ خواهد ماند وهرروز برمحبوبیتش افزوده خواهد شد.درحال حاضر،هیچ جایگزینی برای پوتین متصورنیست.نه چهره های قدرتمند سیاسی وجوددارند که بتوانند جانشین پوتین شوند ونه حزبی که بتواند ساختارپوپولیستی رژیم حاضررا تغییردهد.شخص پوتین نیزتاکنون،حتی یک کلمه درباره ی جانشین خود صحبت نکرده است.آیاپس ازپوتین،مبارزه برای کسب قدرت درروسیه، رنگ خشونت به خود خواهد گرفت؟ مردم روسیه نمی دانند که اگرپوتین امروزعرصه راترک کند، ازچه کسی باید حمایت کنند.شاید خود پوتین هم پاسخ این سئوال رانداند.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com