ایران : قیام محرومین ، غیاب طبقه ی متوسط
----------------------------
ايران،هميشه جهان راشگفت زده کرده است. اين بارنيز،درشرائطي که دنيا شاهد موفقيت نسبي سياست خارجي اين کشوردرمنطقه وحل موفقيت آميز معضل هسته اي بود،ناگهان موجي ازناآرامي سراسرايران رافراگرفت که همه راشگفت زده کرد.اين ناآرامي ها،دورجديدي ازبي ثباتي رادرايران نويد مي دهد که باموارد مشابه درگذشته تفاوت اساسي دارد.
انتخابات جنجالي سال 2009 وپيامد هاي آن،سرکوب جنبش دانشجوئي سال 1999 که باسکوت دولت اصلاح طلب پرزيدنت خاتمي روبرو شد،وتظاهرات گسترده ي کارگري درساليان اخير(اعتصاب درسيستم حمل ونقل عمومي تهران،کارخانجات قند،صنايع خودروسازي وغيره) همگي جنبش هاي بخشي بودند که نتوانستند کل جامعه رابسيج کنند.هيچيک ازاين جنبش ها کليت رژيم راهدف قرارنداد.اغلب اعتراضات دودهه ي اخير ايران راطبقه ي متوسط جديدي رهبري کرده که دانشجويان محورآن هستند ومبرم ترين خواسته ي آنها نيز گشايش فضاي سياسي کشوراست.درمطالبات دانشجويان،مسائل سياسي بسيارپررنگترازمطالبات اقتصادي است.به همين دليل،جريان اصلاح طلب نيز به مثابه ي نماينده ي طبقه ي متوسط جديد ايران،آزادي سياسي را درسرلوحه ي مطالبات خويش قرارداده است.
درجنبش اما،ناآرامي هاي اخيرايران،چند ويژگي جديددارد.اولا،آغازاين ناآراميها با"جنبش نان" بود.دراين مرحله ازجنبش،مطالبات اقتصادي برمطالبات سياسي تفوق داشت.جمعيت معترض، درمراحل بعدي نيز ،يعني هنگامي که شعار سرنگوني رژيم راداد، نگران دموکراسي نبود بلکه بي کفايتي رژيم دراداره ي کشور،برخورد خشن بااعترضات ومبارزه بافساد وتامين مطالبات معيشتي رادرشعارهاي خود منعکس مي کرد.ثانيا،جنبش،برخلاف گذشته،فقط به شهرهاي بزرگ محدود نماند بلکه دهها شهرمتوسط وکوچک درسراسرايران رانيزدربرگرفت وباسرعتي خيره کننده به اکناف کشور گسترش پيداکرد.ثالثا،محرومين بيش ازطبقه ي متوسط درجنبش اخیرسهیم هستند.آنهابه سقوط سطح زندگی خود وشیوع فساد درکشورمعترضند.رابعا،این جنبش،جنبشی بی سراست وبرخلاف جنبش های قبلی، هیچکس مهارآنرا دردست ندارد.وبالاخره،درکمال شگفتی، نخستین جرقه ی اعتراض راجناح تندروی حاکمیت زد. 200 زن چادری، تحت رهبری آیت الله"علم الهدی" نماینده ی رهبری درخراسان وامام جمعه ی مشهد ورئیس گروه فشار" عماریون"،به خیابانها ریختند وباشعار" مرگ برروحانی" به گرانی اعتراض کردند.اما باپیوستن اقشاردیگرمردم،تظاهرات رنگ وبوی ضدیت بارژیم ورهبری یه خود گرفت ولذا این حرکت تصنعی، به سرعت به جنبش اعتراضی گسترده درسراسر کشور فراروئید که کل رژیم راهدف قرارداده است.
این اعتراضات،نشان می دهد که رژیم ایران،بیش ازپیش،مشروعیت خودرا درمیان مردم ازدست داده است.فقرا،که روزی مهمترین حامی رژیم دربرخورد باجنبش سبز به رهبری طبقه ی متوسط جدید بودند،اکنون دیگرحاضرنیستند بدون قیدوشرط، به حمایت ازرژیم بپردازند.آنهانیز این بار خواستار گشایش فضای سیاسی ایران گردیده وبرخی ازاصول اسلامی رادرشعارهای خویش به چالش کشیده اند.اصلاح طلبان،که درغیاب رهبران کاریزمای خود،دچارسردرگمی شده اند،به دنباله روی ازروحانی، که موضعی بسیارمبهم ونزدیک به محافظه کاران دارد،بسنده کرده اند.او ضمن به رسمیت شناختن حق اعتراض،خشونت راحاصل عملکرد عده ای آشوب طلب وتوطئه ی بیگانگان می نامد.موضع او، بسیاربه موضع خاتمی درسال 1999 دربرخورد با جنبش دانشجویان شباهت دارد.این بارنیز کلیت رژیم بر خواسته های واقعی معترضین گوش فروبسته وبا خشونت عریان به آن پاسخ می گوید.
تاکنون رژیم ایران، ناتوانی خودرادرمدیریت خردمندانه ی اعتراضات مردمی، چندین بارنشان داده است.نحوه ی برخورد باجنبش های اعتراضی 1999،2005،وبویژه جنبش سبز درسال 2009، خودگواه این مدعاست.این بارنیز، اگرچه جنبش فاقد جهت گیری سیاسی مشخص است وازفقدان ارتباط سیستماتیک میان محرومین وطبقه ی متوسط رنج می برد،اما توانسته است ارکان رژیم رابه لرزه درآورد وتازمانی که علل اعتراضات همچنان باقی است،هرلحظه امکان گسترش شعله های آن وجوددارد.سیستم اقتصادی کاملا فلج شده، فساد شایع وفراگیر،تعمیق نابرابری اجتماعی واقتصادی،درکنارسرکوب عریان وخفه کردن صدای مخالف،زمینه ای مناسب برای رشد جنبش های اعتراضی فراهم می آورد.رژیم حاکم برایران، اگرمی خواهد پابرجابماند،باید هرچه سریعتر درساختار مذهبی قدرت تغییرات اساسی ایجاد کرده وآنرابا مقتضیات روز وترتیبات دموکراتیک هماهنگ سازد.درغیراینصورت،آینده ای جزفروپاشی ویاسپردن قدرت به کودتاچیان ،درانتظاراونخواهد بود.
fmohammadhashemi@yahoo.com
www.fmohammadhashemi.blogfa.com