پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه
پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه
اعتراضات بهارعربی درسال 2011 ،آغازفصلی جدید درتاریخ سوریه بود.اعتراضات پراکنده ای که بلافاصله پس ازاعتراضات اولیه درقاهره آعازشده بود، به زودی ( کمترازدوماه بعد) به تظاهرات گسترده ی مردمی تبدیل شد ودرتابستان همان سال به جنگ داخلی منجرگردید.جنگی که با گذشت شش سال هنوز ادامه دارد.جنگ، دارائی ها وسرمایه های مادی وغیرمادی سوریه رانابود کرد ومهرونشان خود رابربافت اجتماعی،فرهنگ وحافظه ی جمعی مردم سوریه برجای گذاشت. جنگ داخلی،خسارات مادی،تلفات جانی، خسارات اقتصادی و آسیب هائی برتوسعه ی انسانی واردآورد.
سوریه درآستانه ی جنگ،کشوری متوسط الحال بود که به سرعت درراه رشد اقتصادی گام برمی داشت.بین سالهای 2000 تا 2010 ،تولید ناخالص داخلی این کشور،سالیانه بطورمتوسط 3/4 درصد رشد کرد ونرخ تورم درسطح 9/4 درصد ثابت باقی ماند.جالب اینکه بخش عمده ی این رشد مدیون بخش غیرنفتی اقتصاد بود.اما این رشد اقتصادی،انعکاسی درعرصه ی اجتماعی نیافت وباخود شفافیت وآزادیهای مدنی رابه همراه نیاورد.نرخ فقر همچنان درسطح 5/5 درصد ونرخ نابرابری اقتصادی نیزدرسطح میانگین منطقه ثابت باقی ماند.معهذا ،نرخ نازل مشارکت نیروی کاردرجامعه ی سوریه،که یکی ازپائین ترین نرخ ها درمنطقه وجهان است،ناشی ازعدم مشارکت زنان دراقتصاد کشورمی باشد.درآستانه ی جنگ، نرخ بیکاری درمیان زنان 2/25 درصد بود که یکی از بالاترین نرخ ها درمنطقه محسوب می شد.آزادی بیان وعقیده،حتی درمقایسه بادیگرکشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا، بسیاراندک بود. سطح فساددرکشور بسیارگسترده ومیزان اعتمادبه نهادهای عمومی بسیارپائین بود.تحقیق انجام گرفته توسط موسسه ی " گالوپ" درسال 2010 نشان می دهد درحالیکه اعتماد مردم اردن به نهادهای عمومی مانند پلیس ودادگستری حدود 87 درصد بود ، این رقم برای سوریه از48 درصد فراترنمی رفت.دراین شرائط،باآغازاعتراضات بهارعربی وبرهم خوردن نظم وترتیبات منطقه ای،انجام عملیات مسلحانه برای نیروهای افراطی سهل تر گردید وبدین ترتیب،اعتراضات مدنی، به سرعت به رویاروئی های مسلحانه تبدیل شد که منطق حاکم برآن " پیروزی یا مرگ" بود.بدیهی است که این منطق،جای هیچگونه مصالحه باقی نمی گذاشت وموجب شعله ورشدن آتش جنگ درسوریه ومنطقه می گردید.
جنگ،آسیب جدی به زیرساخت های مادی سوریه،بویژه درشهرهای بزرگی چون حمص،حلب،ودمشق وارد آورد.شهرک های کوچکی نیز که عرصه ی نبرد میدانی میان دولت ونیروهای شورشی بودند،به ویرانه های عاری ازحیات تبدیل شدند.منازل،جاده ها،مدارس ،بیمارستانها وپل ها تخریب شده ومنابع آب،سیلوها ودیگردارائی های اقتصادی استراتژیک،نابود شدند.درشهرهای بزرگی چون حلب،رقه،درعا،دوما،دیرالزور،حمص ، حما،ادلیب،کوبانی، وتدمور(پالمیرا)،حدود 27 درصدمنازل ویران وبه 20 درصد آنها نیزآسیب جدی واردآمد.بیشترین آسیب به مراکزبهداشتی وآموزشی وارد شد وبنابربرسی های انجام شده، حدود نیمی ازتاسیسات بهداشتی سوریه درهشت فرمانداری این کشور،نابودشد.درمورد تاسیسات آموزشی نیزآماروارقام مشابهی دردست است.
شواهد موجود حاکی ازآن است که برزیرساختهای انرژی وبرق درسوریه آسیب جدی وارد شده است.اگرچه هنوز تمامی نیروگاههای آبی وشش واحد ار 18 واحد نیروگاهی این کشور فعال می باشند،ولی قادربه تامین برق مورد نیاز کشورنیستند.تولید برق از43164 گیگاوات ساعت درسال 2010 به 16208 گیگاوات ساعت رسیده است.بخش عمده ی این کاهش، به علت کمبود سوخت می باشد تاجائیکه ژنراتورهای موجود فقط با 30 درصد ظرفیت کارمی کنند. درحال حاضر،اکثرشهرهای سوریه فقط چند ساعت درشبانه روز برق دارند وسیستم سهمیه بندی برق دراین کشوراجرامی شود.
شایددرمیان پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه،هیچیک چشمگیرترازتلفات انسانی وآسیب های اجتماعی نباشد.جمعیت سوریه درآستانه ی جنگ 7/20 میلیون نفربوداما براساس محاسبات انجام شده توسط " سازمان بین المللی مهاجرت"،جمعیت این کشوراکنون از8/18 میلیون نفرفراترنمی رود.جنگ،برنرخ زادوولد و امید به زندگی تاثیرگذاشته است.تلفات جنگ درسوریه، حدود 470 هزارنفر برآورد می شود. ازاین گذشته،کشورسوریه اکنون گسترده ترین بحران آوارگی رادردوران پس ازجنگ جهانی دوم تجربه می کند.9/4 میلیون سوری دراقصی نقاط جهان آواره اند که بخش عمده ی آنها واردترکیه،لبنان،عراق ، مصرودیگرکشورهای شمال آفریقا شده اند.حدود 800 هزارسوری نیز به اروپا پناهنده شده اند. بعلاوه، 7/5 میلیون سوری نیز درداخل خاک سوریه آواره گردیده اند.
تولید ناخالص سوریه به یکچهارم سال2010 رسیده است.نابودی سرمایه های مادی،خسارات وارده برزیرساختهای اقتصادی،بویژه دربخش هیدروکربن ،آوارگی وازهم گسیختگی شبکه های ارتباطی واقتصادی مشهود است.ازسهم نفت در تولید ناخالص داخلی سوریه 93 درصد کاسته شده وتولید هیدروکربن دراین کشورازروزانه 383 هزار بشکه درسال 2010 به ده هزاربشکه درحال حاضررسیده است.اتمام ذخائرارزی وسنگین ترشدن باردیون بخش عمومی،ازدیگرپیامدهای گسیختگی اقتصادی درسوریه می باشد. ازمیزان صادرات این کشور نسبت به سال 2010 ، حدود92 درصد کاسته شده وکسری حسابجاری آن به حدود 30 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است.ذخائرارزی سوریه از21 میلیارددلاردرسال2010 به کمتراز یک میلیارد دلار کاهش پیداکرده است.دیون بخش عمومی درسال2010که از30 درصد تولید ناخالص داخلی فراترنمی رفت،اکنون ازمرز 150 درصد نیزگذشته است.
کاهش سریع فرصتهای شغلی وفروپاشی برنامه های تامین اجتماعی،به بحران انسانی درسوریه ابعاد گسترده تری بخشیده است.ازآغازدرگیریها،سالیانه 538 هزارفرصت شغلی ازدست رفته است.درحال حاضر،سه نفرازهرچهارسوری مستعد کار،بیکارند. باکاهش سوبسیدهای دولتی،بهای حامل های انرژی نسبت به سال 2010 ،بیش ازده برابرشده است.برآوردهانشان می دهند که شش نفرازهرده نفرسوری،درحال حاضردرفقرمفرط به سرمی برد وشش میلیون نفرازجمعیت کشور،برای بقا وابسته به کمکهای غذائی می باشند.تنها " برنامه ی غذای ملل متحد"،ماهیانه بیش ازچهارمیلیون بسته ی غذائی در سوریه توزیع می شود.
درباره ی آینده ی جنگ داخلی درسوریه وبازسازی این کشور،چند سناریو توسط مجامع بین المللی عرضه شده است: جنگ درسال هفتم به پایان برسد، جنگ تاسال دهم ادامه پیداکند،وجنگ درآینده ی نزدیک به پایان برسد. برمبنای این طرحها، هرچه جنگ طولانی ترشود،فرآیند بازسازی کشور کندتر ومحوآثاربرجای مانده ازجنگ دشوارترمی گردد.مثلا اگرجنگ هم اکنون یعنی درسال هفتم به پایان برسد،اقتصاد سوریه قادرخواهد بود طی چهارسال بعد، 41 درصد ازکاهش تولید ناخالص داخلی خودرانسبت به قبل ازجنگ جبران کند.اما اگرجنگ ده سال ادامه پیداکند،این رقم برای چهارسال بعدازآتش بس،به 28 درصد کاهش پیداخواهد کرد.باطولانی شدن جنگ،جامعه ی سوریه به آسانی نخواهد توانست گریبان خودرااز مصائب جنگ خلاص کند.دراین صورت،احیای مکانیسم های اقتصادی ونهادهای کارآمد،بسی دشوارترمی گردد.
www.fmohammadhashemi.blogfa.com