پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه

پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه

          اعتراضات بهارعربی درسال 2011 ،آغازفصلی جدید درتاریخ سوریه بود.اعتراضات پراکنده ای که بلافاصله پس ازاعتراضات اولیه درقاهره آعازشده بود، به زودی ( کمترازدوماه بعد) به تظاهرات گسترده ی مردمی تبدیل شد ودرتابستان همان سال به جنگ داخلی منجرگردید.جنگی که با گذشت شش سال هنوز ادامه دارد.جنگ، دارائی ها وسرمایه های مادی وغیرمادی سوریه رانابود کرد ومهرونشان خود رابربافت اجتماعی،فرهنگ وحافظه ی جمعی مردم سوریه برجای گذاشت. جنگ داخلی،خسارات مادی،تلفات جانی، خسارات اقتصادی و آسیب هائی برتوسعه ی انسانی واردآورد.

          سوریه درآستانه ی جنگ،کشوری متوسط الحال بود که به سرعت درراه رشد اقتصادی گام برمی داشت.بین سالهای 2000 تا 2010 ،تولید ناخالص داخلی این کشور،سالیانه بطورمتوسط 3/4 درصد رشد کرد ونرخ تورم درسطح 9/4 درصد ثابت باقی ماند.جالب اینکه بخش عمده ی این رشد مدیون بخش غیرنفتی اقتصاد بود.اما این رشد اقتصادی،انعکاسی درعرصه ی اجتماعی نیافت وباخود شفافیت وآزادیهای مدنی رابه همراه نیاورد.نرخ فقر همچنان درسطح 5/5 درصد ونرخ نابرابری اقتصادی نیزدرسطح میانگین منطقه ثابت باقی ماند.معهذا ،نرخ نازل مشارکت نیروی کاردرجامعه ی سوریه،که یکی ازپائین ترین نرخ ها درمنطقه وجهان است،ناشی ازعدم مشارکت زنان دراقتصاد کشورمی باشد.درآستانه ی جنگ، نرخ بیکاری درمیان زنان 2/25 درصد بود که یکی از بالاترین نرخ ها درمنطقه محسوب می شد.آزادی بیان وعقیده،حتی درمقایسه بادیگرکشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا، بسیاراندک بود. سطح فساددرکشور بسیارگسترده ومیزان اعتمادبه نهادهای عمومی بسیارپائین بود.تحقیق انجام گرفته توسط موسسه ی " گالوپ" درسال 2010 نشان می دهد درحالیکه اعتماد مردم اردن به نهادهای عمومی مانند پلیس ودادگستری حدود 87 درصد بود ، این رقم برای سوریه از48 درصد فراترنمی رفت.دراین شرائط،باآغازاعتراضات بهارعربی وبرهم خوردن نظم وترتیبات منطقه ای،انجام عملیات مسلحانه برای نیروهای افراطی سهل تر گردید وبدین ترتیب،اعتراضات مدنی، به سرعت به رویاروئی های مسلحانه تبدیل شد که منطق حاکم برآن " پیروزی یا مرگ" بود.بدیهی است که این منطق،جای هیچگونه مصالحه باقی نمی گذاشت وموجب شعله ورشدن آتش جنگ درسوریه ومنطقه می گردید.

          جنگ،آسیب جدی به زیرساخت های مادی سوریه،بویژه درشهرهای بزرگی چون حمص،حلب،ودمشق وارد آورد.شهرک های کوچکی نیز که عرصه ی نبرد میدانی میان دولت ونیروهای شورشی بودند،به ویرانه های عاری ازحیات تبدیل شدند.منازل،جاده ها،مدارس ،بیمارستانها وپل ها تخریب شده ومنابع آب،سیلوها ودیگردارائی های اقتصادی استراتژیک،نابود شدند.درشهرهای بزرگی چون حلب،رقه،درعا،دوما،دیرالزور،حمص ، حما،ادلیب،کوبانی، وتدمور(پالمیرا)،حدود 27 درصدمنازل ویران وبه 20 درصد آنها نیزآسیب جدی واردآمد.بیشترین آسیب به مراکزبهداشتی وآموزشی وارد شد وبنابربرسی های انجام شده، حدود نیمی ازتاسیسات بهداشتی سوریه درهشت فرمانداری این کشور،نابودشد.درمورد تاسیسات آموزشی نیزآماروارقام مشابهی دردست است.

          شواهد موجود حاکی ازآن است که برزیرساختهای انرژی وبرق درسوریه آسیب جدی وارد شده است.اگرچه هنوز تمامی نیروگاههای آبی وشش واحد ار 18 واحد نیروگاهی این کشور فعال می باشند،ولی قادربه تامین برق مورد نیاز کشورنیستند.تولید برق از43164 گیگاوات ساعت درسال 2010 به 16208 گیگاوات ساعت رسیده است.بخش عمده ی این کاهش، به علت کمبود سوخت می باشد تاجائیکه ژنراتورهای موجود فقط با 30 درصد ظرفیت کارمی کنند. درحال حاضر،اکثرشهرهای سوریه فقط چند ساعت درشبانه روز برق دارند وسیستم سهمیه بندی برق دراین کشوراجرامی شود.

          شایددرمیان پیامدهای اجتماعی اقتصادی جنگ درسوریه،هیچیک چشمگیرترازتلفات انسانی وآسیب های اجتماعی نباشد.جمعیت سوریه درآستانه ی جنگ 7/20 میلیون نفربوداما براساس محاسبات انجام شده توسط " سازمان بین المللی مهاجرت"،جمعیت این کشوراکنون از8/18 میلیون نفرفراترنمی رود.جنگ،برنرخ زادوولد و امید به زندگی تاثیرگذاشته است.تلفات جنگ درسوریه، حدود 470 هزارنفر برآورد می شود. ازاین گذشته،کشورسوریه اکنون گسترده ترین بحران آوارگی رادردوران پس ازجنگ جهانی دوم تجربه می کند.9/4 میلیون سوری دراقصی نقاط جهان آواره اند که بخش عمده ی آنها واردترکیه،لبنان،عراق ، مصرودیگرکشورهای شمال آفریقا شده اند.حدود 800 هزارسوری نیز به اروپا پناهنده شده اند. بعلاوه، 7/5 میلیون سوری نیز درداخل خاک سوریه آواره گردیده اند.

          تولید ناخالص سوریه به یکچهارم سال2010 رسیده است.نابودی سرمایه های مادی،خسارات وارده برزیرساختهای اقتصادی،بویژه دربخش هیدروکربن ،آوارگی وازهم گسیختگی شبکه های ارتباطی واقتصادی مشهود است.ازسهم نفت در تولید ناخالص داخلی سوریه 93 درصد کاسته شده وتولید هیدروکربن دراین کشورازروزانه 383 هزار بشکه درسال 2010 به ده هزاربشکه درحال حاضررسیده است.اتمام ذخائرارزی وسنگین ترشدن باردیون بخش عمومی،ازدیگرپیامدهای گسیختگی اقتصادی درسوریه می باشد. ازمیزان صادرات این کشور نسبت به سال 2010 ، حدود92 درصد کاسته شده وکسری حسابجاری آن به حدود 30 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است.ذخائرارزی سوریه از21 میلیارددلاردرسال2010 به کمتراز یک میلیارد دلار کاهش پیداکرده است.دیون بخش عمومی درسال2010که از30 درصد تولید ناخالص داخلی فراترنمی رفت،اکنون ازمرز 150 درصد نیزگذشته است.

          کاهش سریع فرصتهای شغلی وفروپاشی برنامه های تامین اجتماعی،به بحران انسانی درسوریه ابعاد گسترده تری بخشیده است.ازآغازدرگیریها،سالیانه 538 هزارفرصت شغلی ازدست رفته است.درحال حاضر،سه نفرازهرچهارسوری مستعد کار،بیکارند. باکاهش سوبسیدهای دولتی،بهای حامل های انرژی نسبت به سال 2010 ،بیش ازده برابرشده است.برآوردهانشان می دهند که شش نفرازهرده نفرسوری،درحال حاضردرفقرمفرط به سرمی برد وشش میلیون نفرازجمعیت کشور،برای بقا وابسته به کمکهای غذائی می باشند.تنها " برنامه ی غذای ملل متحد"،ماهیانه بیش ازچهارمیلیون بسته ی غذائی در سوریه توزیع می شود.

         درباره ی آینده ی جنگ داخلی درسوریه وبازسازی این کشور،چند سناریو توسط مجامع بین المللی عرضه شده است: جنگ درسال هفتم به پایان برسد، جنگ تاسال دهم ادامه پیداکند،وجنگ درآینده ی نزدیک به پایان برسد. برمبنای این طرحها، هرچه جنگ طولانی ترشود،فرآیند بازسازی کشور کندتر ومحوآثاربرجای مانده ازجنگ دشوارترمی گردد.مثلا اگرجنگ هم اکنون یعنی درسال هفتم به پایان برسد،اقتصاد سوریه قادرخواهد بود طی چهارسال بعد، 41 درصد ازکاهش تولید ناخالص داخلی خودرانسبت به قبل ازجنگ جبران کند.اما اگرجنگ ده سال ادامه پیداکند،این رقم برای چهارسال بعدازآتش بس،به 28 درصد کاهش پیداخواهد کرد.باطولانی شدن جنگ،جامعه ی سوریه به آسانی نخواهد توانست گریبان خودرااز مصائب جنگ خلاص کند.دراین صورت،احیای مکانیسم های اقتصادی ونهادهای کارآمد،بسی دشوارترمی گردد.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

 

چند نکته درباره "فقر"

چند نکته درباره " فقر"

1)  نزدیک به نیمی ازجمعیت جهان(بیش از 3 میلیارد نفر)بادرآمد کمتراز 5/2 دلاردرروززندگی می کنند و3/1 میلیارد نفرازآنها که بادرآمد روزانه ی کمتراز25/1 دلارزندگی می کنند،درفقرمطلق به سرمی برند.

2)  یک میلیارد کودک جهان درفقربه سرمی برند.به گزارش "یونیسف"، روزانه 22 هزارکودک درجهان، به علت تبعات ناشی ازفقر جان می بازند.

3)  805 میلیون نفرازمردم جهان، غذای کافی نمی خورند.توزیع غذای رایگان میان این افراد،اهمیت فراوان دارد.

4)  بیشاز750 میلیون نفرازمردم دنیا به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند.اسهال ناشی ازمصرف آب ناسالم ودفع نادرست فاضلاب، موجب مرگ 842 هزارنفردرسال(2300 نفردرروز) می گردد.

5)  بیش از165 میلیون کودک زیرپنج سال جهان،دراثرسوتغذیه ی مزمن دچاراختلال رشد گردیده اند.

6)  بیماریهای قابل پیشگیری مانند اسهال،وآنفولانزا،سالانه جان دومیلیون کودکی رامی گیرد که به علت فقر،به درمان مناسب دسترسی ندارند.

7)  8/21 میلیون کودک زیریکسال درجهان،تاکنون نتوانسته اند سه نوبت واکسن ثلاث رادریافت کنند.

8)  یک چهارم جمعیت جهان( تقریبا 6/1 میلیارد نفر) ازدسترسی به برق محرومند.

9)  80 درصد جمعیت جهان بادرآمد کمتراز 10 دلاردرروززندگی می کنند.

10)              براساس بررسی های انجام گرفته،امحافقرمطلق درجهان،به سالیانه 60 میلیارددلار بودجه نیازدارد که کمترازیکچهارم درآمد 100 میلیاردربرترجهان می باشد.

11)              براساس بررسی " برنامه ی جهانی غذا"،فقرا گرسنه اند وگرسنگی آنهاموجب فقرایشان می گردد واین دورباطل همچنان ادامه می یابد.گرسنگی،علت اصلی مرگ ومیردرجهان است وتلفات ناشی ازآن،بیشترازمجموع تلفات ایدز،سل ومالاریاست.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

زمان اصلاحات درایران فرارسیده است

زمان اصلاحات درایران فرارسیده است

          به نظرمی رسد اعتراضات ایران فروکش کرده است. اما،رهبران کشورمی دانند که این آرامش موقتی است واعتراضات بعدی، بی ثباتی بیشتری به همراه خواهد آورد.اعتراضات اخیر،بدون رهبری وپراکنده بود ومهمترازهمه اینکه، هدف واحدی رادنبال نمی کرد. معترضین می دانستند چه چیزی رانمی خواهند اما نمی دانستند چه چیزی را می خواهند. لذا،شعارهای آنها،طیف گسترده ای ازمسائل راشامل می شد که برخی ازآنهابااصلاح حکومت وبرخی دیگربا سرنگونی آن قابل حصول بود: " مرگ برگرانی" ، "مرگ بردیکتاتور"، "سوریه رارها کن، فکری به حال ماکن"...اما،رهبری جمهوری اسلامی،همچنان قدرت را قبضه کرده وبااتکا به نیروی قهریه ی دستگاههای اطلاعاتی وانتظامی خود ونیزسانسورگسترده ی رسانه های اجتماعی،به حکومت ادامه می دهد.سه میلیون تظاهرکننده ای که دراعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1388،خیابانهای تهران رادرنوردیدند،نتوانستند به اندازه ی چندده هزارنفری که دراعتراضات اخیربه خیابانها آمدند،پایه های حکومت رابه لرزه درآورند.

           اعتراضات،ازمشهد شروع شد وگرانی، فساد وبی عدالتی راهدف قرارداد.مخالفان تندروی رئیس جمهور روحانی نیزدرابتدا به آن دامن زدند. اما، تظاهرات به مشهد محدودنماند وبه سرعت 80 شهرکشوررافراگرفت. 90 درصد این شهرها،درشش ماه اخیر، هریک به نوعی اعتراضات مردمی راتجربه کرده بودند.مسائل اجتماعی اقتصادی ازقبیل تاخیردرپرداخت دستمزدها،بربادرفتن سپرده های مردم نزد موسسات اعتباری، معضلات زیست محیطی،عدم گشایش اقتصادی مورد انتظارازبرجام، آلودگی هوای شهرهای بزرگ،وقوع زلزله های زنجیره ای وسومدیریت پس ازآن وغیره،بهانه ی برگزاری این اعتراضات بود.آنچه به این نارضایتی دامن زد،بودجه ی ریاضتی دولت،کاهش سوبسیدها،و اختصاص سهم شیر بودجه ی کشور به نهادهای نظامی ، امنیتی ومذهبی یود.اقشارکم درآمد وکارگران یقه آبی،وساکنین حاشیه ی شهرها، صحنه گردان اصلی این اعتراضات بودند وطبقه ی متوسط درآن حضوری چشمگیر نداشت. جهانیان، به این اعتراضات امید بسته وآنرابدقت دنبال می کردند.اما،به زودی امید آنها به یاس تبدیل شد واعتراضات فروکش کرد.آنهاازخود می پرسند که قدم بعدی مردم ایران چه خواهد بود؟

          روحانی،عملکرد نخبگان حاکم رابه شدت مورد انتقاد قرارداد وحق اعتراض رابرای مردم به رسمیت شناخت.به نظراو،اعتراض مردم فقط جنبه ی اقتصادی ندارد بلکه آنها خواستارجامعه ی باز ورعایت عالت اجتماعی هستند.اما رهبری جمهوری اسلامی،اعتراضات را تحریک دشمنان سه گانه ی ایران، یعنی آمریکاواسرائیل، عربستان سعودی و ایرانیان تبعیدی اعلامکرد.اصلاح طلبان داخل حاکمیت ایران، تاکنون به برخی اقدامات ظاهری ونمایشی بسنده کرده وعلیرغم دردست داشتن قدرت دولتی درچند مقطع تاریخی،ازانجام اصلاحات بنیادین طفره رفته اند.به همین دلیل،یکی ازشعارهای تظاهرکنندگان اخیرعبارت بوداز: " اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا". عبورازاصلاح طلبان،زنگ خطررابرای جمهوری اسلامی به صدادرآورده است.درحال حاضر، فقط رهبری قادراست فرآیند اصلاحات بنیادین ازبالا را آغازکند اما،به نظرنمی رسد رهبری سالخورده ی فعلی،تمایلی به این کارداشته باشد.نخبگان سیاسی ونظامی نیزکه منافع خودرادرحفظ وضع موجود می بینند،به شدت بااصلاحات مخالفت می ورزند.

          درهرحال،رژیم ایران باید قبل ازآنکه دیرشود،درس های لازم راازاعتراضات اخیربگیرد ودرراه اصلاحات بنیادین گام بگذارد.خطراصلاحات نیم بند، بیش ازبی عملی است.اصلاح طلبانی که کم وبیش قدرت دولتی رادردست دارند،باید برای احیای اعتبارگذشته ی خود،بحران فعلی رابه فرصت تبدیل کرده وبه "قهرمان تغییر" بدل شوند.تقدیم بسته ی اصلاحی به مجلس، حاوی بازنگری قانون اساسی،تقویت نهادهای انتخابی وتنظیم جدول زمانی برای اجرای آنها،نخستین گام دراین جهت محسوب می شود.بدون این اقدام جسورانه،حکومت پادگانی فعلی، درباتلاقی از بحرانهای عمیق اجتماعی اقتصادی فروخواهد رفت که نجاتی ازآن متصورنیست.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

مقتدی صدر : "شبه نظامیان فرقه گرادرعراق جائی ندارند "

مقتدی صدر: " شبه نظامیان فرقه گرا درعراق جائی ندارند"

          ریش اوجوگندمی شده وچشمانش دیگردرخشندگی سابق را ندارد.اما مهمترازهمه، اندیشه ی اوست که تغییری شگرف کرده است. "مقتدی صدر" که زمانی ازاوتحت عنوان " روحانی تند روشیعه" یاد می شد،اکنون درسن 43 سالگی، به سمبل مدارای سیاسی وآشتی ملی درعراق تبدیل شده است.شبه نظامیان تحت امراودر"لشکرمهدی" که سالها باآمریکائیها وانگلیسی ها جنگیده اند،اکنون آماده اند تاخودرامنحل کنند.مقتدی صدر،چندی است که روابط نزدیکی باسیاستمداران ورهبران جامعه ی سنی عراق برقرارکرده تامانع ازبرخورد شیعه – سنی دردوران پس ازداعش گردد.اوهمچنین تلاش می کند تاازدامنه ی تنش میان کردها وعرب ها بکاهد:"من ازآن بیم دارم که شکست داعش،آغازمرحله ی جدیدی از مناقشات قومی وفرقه ای درعراق باشد...باید مانع ازاین اتفاق شد...من به تنوع قومی وملی درعراق احترام می گذارم،اماازآن بیم دارم که این تنوع،زمینه ای برای نسل کشی برخی اقوام وفرقه ها قرارگیرد..." وی این مطالب را چندی پیش درمصاحبه با شبکه ی اینترنتی "چشم خاورمیانه"( میدل ایست آی)درمنزل شخصی اش درنجف بیان کرد.

          ارتش مهدی تحت امرمقتدی صدر،بین سالهای 2005 و2006،درکشتارهای فرقه ای عراق مشارکت داشت.طی این مدت،صدهاسنی بدست شبه نظامیان شیعه به قتل رسیدند وصدهاشیعه نیزدرعملیات انتقامی سنی ها جان باختند.تحولی که مقتدی صدرراازآن ایام به امروزرساند، واقعا شگفت انگیز است.معهذا خود صدر،آغازاین حرکت راازسال 2004 می داند، زمانی که شبه نظامیان تحت امراو،درکنارمبارزان سنی فلوجه، به دفاع ازاین شهر دربرابرتفنگداران آمریکائی پرداختند.درآن دوران، شعارصدری ها این بود: " نه سنی،نه شیعه، ماهمه عراقی هستیم".نزدیکی صدربه سنی ها،تاثیرمثبتی برجای گذاشت. "محمود مشهدانی" رئیس سابق پارلمان عراق که سنی مذهب است می گوید:"صدر نزدیکترین شخصیت شیعه به سنی هاست. درمیان رهبران شیعه ی عراق،صدربیش ازهمه،خواستارگفتگووتعامل باسنی هاست".مردم عادی عراق نیزبااین نظرموافقند.مقتدی صدر ازسال 2007 به بعد، شبه نظامیان ارتش مهدی راازحالت فعال بصورت یک نیروی ذخیره درآورد وپس ازآزادی موصل ، نام آنها رابه "یگان صلح"(سرایاالسلام) تغییرداد.40 هزارنفری که عضواین نیروهستند،اکنون برای دفاع ازمکانهای مقدس سامرا،به این شهراعزام شده اند.

          به نظر مقتدی صدر،مهمترین اولویت کشورپس ازاخراج داعش،رسیدگی به وضعیت گروههای شبه نظامی است که اکثرگروههای آن در "هشدالشعبی"(بسیج مردمی عراق) سازماندهی شده اند.این گروهها که ازرهبران مختلف شیعه دستورمی گیرند،درعملیات آزادسازی خاک عراق از تسلط داعش،مرتکب جنایات بسیارعلیه جمعیت سنی مذهب کشورگردیده اند.اخیرا پارلمان عراق قانونی راتصویب کرد که به موجب آن هشدالشعبی بایددرارتش عراق ادغام شود.اما مقتدی صدر بااین قانون مخالف است ومی گوید:" بااین قانون، عراق تحت سلطه ی گروههای شبه نظامی باقی خواهد ماند." اوخواستار انحلال همه ی گروههای شبه نظامی، ازجمله ارتش مهدی است.برخی ازرهبران هشدالشعبی درصدد وارد کردن عراق به ماجراجوئی های جدیددرسوریه وحتی یمن هستند.مقتدی صدر به شدت بااین ایده مخالف است وازمصوبه ی اخیرپارلمان درمورد صدورمجوز حمله ی هوائی به پایگاههای داعش درخاک سوریه انتقاد می کند:"من ازآن بیم دارم که درگیریهای سوریه به خاک عراق سرایت کند...من معتقدم که عراق نباید درامورداخلی دیگرکشورهادخالت کند همانطورکه دیگران نیزنبایددرامورداخلی مادخالت کنند...مانباید خون فرزندان خودراهدربدهیم.دیگربس است..." نگرانی مقتدی صدربی پایه نیست. چندی پیش ، "ابومهندس" فرمانده ی هشدالشعبی،ازنیروهای تحت امرش خواست که درتعقیب عناصروابسته به داعش،ازمرزسوریه عبورکنند."نوری المالکی" نیزازاین دستورحمایت کرد.

          پیشنهاد جنبش صدربرای آینده ی عراق دردوران پس ازداعش،درسند 29 ماده ای که دراواخر سال گذشته منتشرشد، منعکس گردیده است.علاوه برموارد بشردوستانه مانند کمک به آوارگان ولزوم ارائه ی خدمات عمومی به مردم، سند مزبور اعزام هیئت هائی ازقبائل شیعه ی جنوب ومرکزعراق به مناطق سنی نشین آزادشده ازیوغ داعش وبالعکس راپیشنهاد می کند،تاراههای توقف تنش های قبیله ای وفرقه ای رابررسی کنند.دراین سند،همچنین ازایجاد صندوق بازسازی عراق زیزنظرسازمان ملل حمایت می شود.این صندوق باید علاوه بر نظارت برفرآیند بازسازی عراق،بررعایت حقوق بشر وحقوق اقلیتها نیز نظارت نماید.این نهاد باید مکانیسمی رانیزبرای برخورد باجنایتکاران جنگی ایجاد نماید.به گفته ی صدر:"یک قاضی پاک دامن باید مسئول محاکمه ی مظنونین شود... باید مطمئن شد که این قاضی، تحت تاثیرجهت گیریهای فرقه ای،جعرافیائی ویااطلاعات غلط منتشره ازسوی برخی عناصراطلاعاتی قرارنمی گیرد..."اوپیشنهاد می کند که تمامی مقرها وپایگاههای هشدالشعبی ولشکرمهدی به مرکزفرهنگی وآموزشی تبدیل شوند.درسند فوق،ازهمه ی نیروهای دوست ومداخله گرخواسته می شود که خاک عراق راترک کنند.به نظرصدر، آمریکا و ایران اهداف متفاوتی رادرعراق دنبال می کنند ولی درهرحال هردوی آنها باید ازعراق خارج شوند.حیدرالعبادی نخست وزیرعراق،اخیراخواستارکاهش نیروهای آمریکائی مستقردرعراق به پنج هزارنفرشد اما مقتدی صدر این نظرراردکرد وخواستارخروج کامل نیروهای خارجی ازعراق شد.

          مقتدی صدرضمن اینکه به سیاستمداران سنی نزدیک است،اخیرابا رهبران سکولار ومترقی عراق نیزارتباط برقرارکرده است.درسال 2015 ،پس ازاینکه جنبش های سکولار اعتراضات هفتگی خودرادرمخالفت با فساد وتقاضابرای اصلاحات وعدالت اجتماعی،درمیدان تحریر بغداد آغازکردند،" رعد فهمی " دبیرکل حزب کمونیست عراق اعلام کرد که مقتدی صدر ازهواداران خود خواسته است بااین اعتراضات همراه شوند.فهمی به صدر گفته است:" فقط شعارهای ملی،بدون عکس شخصیت هاوشعارهای فرقه ای. عدم توسل به خشونت...ماخواستاردولت مدنی،اصلاح قانون انتخابات،ومبارزه بافساد هستیم..."به گفته ی فهمی،اکثررهبران مذهبی عراق،به حکومت مذهبی شبیه ایران،باورندارند.مقتدی صدر درزمره ی اولین این رهبران بود که ازسال 2015 ندای دولت مدنی سرداد.جنبش های مدنی عراق،امیدوارند که احزاب این کشور،سیاست خودرابجای هویت قومی وملی،بربرنامه های مشخص سیاسی،اجتماعی واقتصادی قراردهند.تنها دراین صورت است که که همکاری میان احزاب وگرایشات مختلف امکانپذیرمی گردد وتشکیل جبهه هاوائتلاف های انتخاباتی میسرمی شود.به گفته ی فهمی، حتی " عمارحکیم" رئیس حزب به غایت فرقه گرای"مجلس اعلای اسلامی عراق"نیزاخیراباارسال پیامی به کنگره حزب کمونیست عراق،برگزاری این کنگره رابه آنهاتبریک گفته است.این درحالی است که هنوزازفتوای پدرعمارحکیم علیه کمونیستها،چند سالی بیش نگذشته است.مذهبی ها وسکولارهای عراق ،راه دشواری رابرای اعتماد سازی متقابل طی کرده اند که هنوزادامه دارد.برخی ازرهبران جنبش مدنی عراق ابرازنگرانی می کنند که رهبری مذهبی عراق ممکن است مانند ایران،نخست دست همکاری به سوی احزاب سکولاردرازکنندوسپس آنها راقلع وقمع نمایند.حتی برخی از اعضای جنبش صدر،ازحرکت سریع مقتدی صدر به سوی جنبش مدنی،ابرازنگرانی می کنند.امااین حرکت،بااستقبال مردم عادی عراق روبرو گردیده است.یکی ازآنهابالبخند می گوید:"ده سال پیش،حتی تصورنمی کردم که روزی درکنار صدریست ها راهپیمائی کنم. اما،انسان همیشه درحال تغییراست.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com