فرصت ها وتهدیدها درجهان امروز
چند سال اخیر،برای لیبرال دمکراسی سالهای مایوس کننده ای بود.بریتانیا تصمیم به خروج ازاتحادیه اروپائی گرفت، حکومتی پوپولیستی درآمریکا برسرکارآمد،خاورمیانه غرق درآشوب گردید،برقدرت چین افزوده شد،روسیه همچنان درخلاف جهت نظم جهانی حرکت کرد،انتخابات درفرانسه آلمان وهلند پوپولیستهارادرآستانه ی کسب قدرت قرارداد،وسالهای اخیررابه سالهائی پرمخاطره وتنش برای لیبرال دمکراسی تبدیل کرد.معهذا،لیبرال دمکراسی توانست تاحدودی براین بحرانها فائق آید.درآمریکا، مشاوران رئیس جمهورازسوئی،وکنگره ودادگستری ازسوی دیگر،توانستند تاحدودی ترامپ راکنترل کنند.جنگ جدیدی درجهان شعله ورنشد ونیروهای ائتلاف توانستند دولت خودخوانده ی اسلامی راازخاک عراق وسوریه اخراج نمایند. درانتخاباتی که اخیرابرگزارشد، مردم به احزاب رسمی رای دادند و"امانوئل مکرون"رئیس جمهورجدید وجوان فرانسه،روحی جدید درکالبد همپیوندی اروپائی دمید.
معهذا،هنوز چالش های سهمگینی باقی است.سایه ی پوپولیسم هنوزبرجهان سنگینی می کند ومعلوم نیست فرآیند مثبتی که درماههای پایانی سال گذشته درطرد گرایشات پوپولیستی آغازشد،تاکجا ادامه پیدامی کند.نتایج انتخاباتی که دراین سال درگوشه وکنارجهان، بویژه اروپاوآمریکا،برگزارگردید،اگرچه باشکست پوپولیستها همراه بود اما،احزاب ضد سیستم دربرخی ازکشورها،ازجمله آلمان،صدای رساتری پیداکردند.گرایشات آمرانه درگوشه وکنارجهان وحتی اروپا،خودنمائی کردند انتخابات اخیرایتالیادرسال جاری، آزمونی دوباره برای اروپا ولیبرال دمکراسی بود که به قدرت گرفتن احزاب راست گراانجامید.
وضع اقتصاد جهانی درآینده،امیدوارکننده به نظرمی رسد.بهبود اقتصادی،بویژه دراروپاوآمریکا،چشمگیرخواهد بود.اماظهورقدرت چین وقدرت طلبی روسیه،تاحدودی براین موفقیت سایه افکنده است.علیرغم کمرنگ شدن نفوذ آمریکادرجهان،سرنوشت بسیاری ازچالشهای موجود هنوزدردست آمریکا وشخص ترامپ است.آیا ترامپ سرانجام با کنگره ومشاورانش همراه خواهد شد یااینکه همچنان به سخنرانی ها وتوئیت های جنجالی شبانه اش ادامه خواهدداد؟ درهرحال،سال جاری،به لحاظ اقتصادی،سال خوبی خواهد بود که امکان تبدیل شدن به سالی عالی رانیزدارد.به موجب آخرین ارزیابی صندوق بین المللی پول،رشد تولید ناخالص داخلی جهان درسال جاری به 7/3 درصدمی رسد که بالاترین نرخ ازسال 2010 تاکنون می باشد.کمیسیون اروپا وسازمان همکاری اقتصادی وتوسعه نیزنرخ رشد اقتصادی رابرای اعضای خود بطورمتوسط دودرصد پیش بینی کرده اند.برای نخستین بارازسال 2011 تاکنون،کشورهای عمده صنعتی بانرخی بالاترازدودرصد رشداقتصادی راتجربه می کنند.نرخ بیکاری درآمریکا،به پائین ترین سطح ازسال 2000 تاکنون رسیده است.برزیل،بزرگترین اقتصاد آمریکای لاتین،پس ازدهه ها رکود،درراه رشد اقتصادی قدم گذاشته وبه غیرازونزوئلا که دربحران عمیق سیاسی واقتصادی دست وپا می زند،بقیه ی کشورهای منطقه، کم وبیش بهبود اقتصادی راتجربه خواهند کرد.اگرچه ازآهنگ رشد اقتصادی انفجاری چین کاسته می شود اما نرخ رشد اقتصادی دراین کشور همچنان درسطح 6 درصد باقی می ماند.تاکنون نشانه ای از عقبگرد اقتصادی درجهان مشاهده نشده است. اغلب اقتصادهای پیشرفته ی دنیا،به سیاستهای انبساطی ادامه داده وفدرال رزرو آمریکا نیز علیرغم تمایل بهاتخاذ سیاستهای انقباظی وافزایش تدریجی نرخ بهره،همچنان استانداردهای تاریخی رادرزمینه ی سیاستهای پولی ومالی رعایت می کند.اتحادیه اروپائی نیز اعلام کرده است که فعلا نرخ بهره راافزایش نخواهدداد.نرخ تورم درکشورهای توسعه یافته، کاملا مهارشده وبه نظر نمی رسد افزایشی ناگهانی دراین نرخ پدیدآید.
سیاستهای ریاضتی دهه ی گذشته که آسیب جدی به اقتصاد اروپاواردآورد، دیگربه فراموشی سپرده شده است.درآمریکا وبرخی ازکشورهای مهم اروپائی چون آلمان،سیاستهای انبساطی همچنان ادامه دارد.معهذا،منطقه ی پولی یورو هنوزکامل نشده است.آلمان ، ایتالیا وفرانسه،دراین مورد اتفاق نظر ندارند.درعین حال باید توجه داشت که رشد تولید ناخالص داخلی،به معنی کاهش نسبت دیون به تولید ناخالص داخلی است.این موفقیت،همراه با نرخ نازل بهره، به بنگاههای اقتصادی امکان می دهدکه نسبت به بازپرداخت دیون خود به بانکها اقدام نمایند.سالم ترشدن ترازنامه ی بانکها،به آنهاامکان خواهدداد که برمیزان وام دهی خود به دیگربخش های اقتصاد بیفزایند.
امایک خطرسیاسی وجوددارد وآن اینکه نیروهای سیاسی مخالف پول مشترک،زمام اموررادربرخی ازکشورهای اروپائی بدست گیرند.اگرچه نظرخواهی های انجام شده حاکی از عدم موفقیت این احزاب درانتخابات آینده می باشد اما تجربه ی سالهای اخیر نشان داده که به نتیجه ی این نظرسنجی هانمی توان اعتماد کرد.مثلا روی کارآمدن یک دولت اقلیت درآلمان یاایتالیا، می تواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد این کشورهاوکل اروپاداشته باشد.
خطردیگری که اروپا راتهدید می کند،عدم توافق برسرنحوه ی خروج بریتانیا ازاتحادیه اروپائی وانجام این امربطورخودبخودی وبی ضابطه است.انگلیس،شریک تجاری مهمی برای بقیه ی اروپاست وخروج بی ضابطه ی این کشورازاتحادیه اروپائی،ضربه ی سهمگینی برپیکراین اتحادیه وارد می آورد.خطردیگر،به سیاستهای پوپولیستی دونالد ترامپ مربوط می شود.خروج آمریکاازتوافق آتلانتیکی،امکان خروج این کشوراز"نفتا" وعدم توافق برسراصلاحات تجاری باکانادا ومکزیک،می تواند حتی به خروج آمریکاازسازمان تجارت جهانی ویاسیستم حل وفصل مناقشات این سازمان منجرگردد.تاسال 2019 جهان بایددرباره ی نحوه ی اتخاذ سیاستهای انقباظی،بدون لطمه زدن به رونق کنونی،تصمیم بگیرد.درعین حال انتظارمی رود بهبود وضعیت اقتصادی، توجه بیشتری رابه معضلات امنیتی جهان معطوف کند. جنگ باتروریسم درصدراین نگرانی ها قراردارد.سقوط دولت اسلامی، الزاما به معنی پایان تروریسم نیست.فعالیتهای داعش درعراق وسوریه، نه تنهاادامه دارد ،بلکه به اکناف جهان نیزگسترش خواهد یافت.رزمندگان خارجی که ازجبهه های خاورمیانه به خانه بازمی گردند،خطری جدی برای کشورهای خویش محسوب می شوند.درهرحال،گروههای جهادی همچنان فعال باقی مانده وازسراسرجهان نیرو جذب می کنند.مناقشلت میان دولتها نیزخطربزرگی است که جهان راتهدید می کند.بحران های کره،اوکراین ،ایران ومناقشات متعدد درآفریقا وخاورمیانه،هرلحظه ممکن است به جنگ تمام عیارتبدیل شوند.ازافغانستان تا مالی،غربی هانتوانسته اند پیروزیهای نظامی خودرا به عرصه ی سیاسی تسری داده ودستاوردهای نظامی خویش را تثبیت کنند.
فضای امنیتی جهان را خطرات غیرنظامی نیزتهدید می کند.جنگ سایبری همچنان به عنوان یک تهدید جدی باقی مانده ومهاجرت به یک چالش بزرگ امنیتی برای بسیاری ارکشورهای جهان تبدیل شده است.به نظرمی رسد خلاامنیتی درجهان امروز روبه گسترش است.اززمان روی کارآمدن پرزیدنت ترامپ،سیاست خارجی آمریکا غیرقابل پیش بینی گردیده واین امر به بی ثباتی درسیستم امنیتی جهان دامن زده است.به نظرنمی رسد کسی بتواند به آسانی این خلاراپرکند.روسیه مایل به ایفای این نقش است وچین نیز خودراضامن امنیت درجهان نشان می دهد.اماهردوی این کشورها،درگیرمسائل امنیتی خودهستند.اروپائی هانیر،حتی دربهترین حالت،توان جمعی کافی برای پرداختن به مسائل امنیتی خارج ازمرزهای اروپاراندارند.بنابراین، ساختارامنیتی جهان روبه تضعیف است وقدرتهای منطقه ای احساس می کنند که می توانند باآزادی بیشتری درمناقشات فرامرزی دخالت کنند.نقش ایران وعربستان دریمن،خودنمونه ای ازاین تحول است.اختلاف میان قدرتهای بزرگ جهان،به معنی به بن بست رسیدن سیستم چند جانبه ای است که تاکنون متولی صلح وکمکهای بشردوستانه درجهان بوده است.قدرتهای منطقه ای ، باسواستفاده ازاین خلا، برخی هنجارهای مهم بین المللی (مانند عدم تکثیرسلاح هسته ای، منع بکارگیری تسلیحات شیمیائی،حمایت از غیرنظامیان وحفظ تمامیت ارضی کشورها) رازیرپامی گذارند.
پس ازشوک برکسیت وروی کارآمدن دولت پرزیدنت ترامپ،صحنه ی سیاسی اروپا تغییری چشمگیرکرد.احزاب رسمی اروپادراطریش،وجمهوری چک،شکست سختی راازاحزاب راست افراطی متحمل شدند.این احزاب درهلند وفرانسه نیزباکاهش استقبال عمومی روبروگردیدند.معهذا،بحث امروزاروپا،پیروزی یاشکست احزاب سنتی نیست، بلکه شناخت دقیق تر سه گرایشی است که آینده ی سیاسی اروپارا درسالهای آتی رقم خواهد زد.پوپولیسم اروپائی،باقدرت تمام قدم به صحنه گذاشته است.این گرایش،ضدیت بااتحادیه اروپائی،دفاع ازناسیونالیسم اقتصادی،وضدیت بافرآیند جهانی شدن راتبلیغ وترویج می کند.تاچندی دیگر،حداقل پنج کشوراروپائی تحت سیطره ی این پوپولیسم قرارمی گیرند: اطریش، جمهوری چک، مجارستان،لهستان، واسلواکی. دربقیه ی کشورهای اروپائی نیزراست افراطی ازصدای رساتری برخوردارمی گردد.
درایتالیا وآلمان،احزاب راست افراطی به پارلمان راه پیداکرده اند وحدود 20 درصد کرسی ها راازآن خودکرده اند.مسئله ی امنیت نقش اصلی رادرآرای مردم به راست افراطی ایفامی کند وهمین امر موجب می گردد که درسالهای آینده،دولتهای غربی ازجهان گرائی درسیاستهای دفاعی،تجاری وخارجی خود پرهیزنمایند.این امر،آینده ی پروژه ی اروپائی رانیزدرهاله ای ازابهام فرومی برد.بدبینی نسبت به اتحادیه ی اروپائی،به شدت توسطاحزاب پوپولیست راست گرا تبلیغ می شودوبااحتمال قدرت گرفتن این احزاب درانتخابات آینده ی پارلمان اروپا،فرآیند فروپاشی اتحادیه ازدرون آغاز خواهدشد.
پدیده ی دومی که درآینده ی اتحادیه ی اروپائی موثراست،پدیده ی مهاجرت می باشد. تنش برسرسیاستهای مهاجرتی ارپا،درپی ورود میلیونهامهاجرغیراروپائی،شدت گرفته وهمچنان ادامه دارد.ایتالیا وکشورهای بالکان درخط مقدم این جبهه قراردارندواحزاب افراطی راست گرا،کنترلهای شدید مرزی وممنوعیت ورود مهاجران راتبلیغ می کنند.قرارداد مهاجرتی اروپاباترکیه،که همچنان محورسیاستهای مهاجرتی اروپا میباشد،درکنارمدیریت مرزی وایجاد مراکزجمع آوری پناهجویان درماورابحار،توانسته است تاحدودی،ورودمهاجران به اروپاراکنترل وساماندهی کند.
همکاری فرانسه – آلمان درپیشبرد پروژه ی اروپائی،سومین عامل موثردرآینده ی اروپاست.درپایان سال 2017 ، موافقتنامه ی دائم همکاری ساختاری میان اعضای اتحادیه اروپا به امضارسید که گامی مهم ومشخض درخلاف جهت حرکت احزاب راست افراطی است.آنچه که ازآن دراین موافقتنامه تحت عنوان" اتحادیه ی انعطاف پذیر" یاد می شود، درعین حالیکه راه رابرای گسترش همکاریهادراروپا،بویژه درمقاطع بحرانی ودشوار،هموارمی کند،نگرانی کشورهای حاشیه ای اتحادیه رانیزبرمی انگیزد.آنهاازآن بیم دارند که تصمیماتی که دراین چهارچوب اتخاذ می شود، منافع ایشان رانادیده گرفته وفقط منافع اعضای مهم اتحادیه رامد نظرقراردهد.بیم وامید پیرامون مقوله ی "اتحادیه ی انعطاف پذیر"،شکل دهنده ی روابط میان اعضای اتحادیه درسالهای آینده خواهد بود.
2017 راباید سال ترامپ نامید.اودرنخستین سال ریاست جمهوری خود،مهمترین شخصی بود که درراس توجه رسانه های اجتماعی جهان قرارگرفت.بیانات غیردیپلماتیک،لحن غیرمتعارف،وتوئیت های شبانه اش،به خوراک اصلی رسانه ها تبدیل شد.ترامپ علاقه ی چندانی به ایدئولوژی وسیاست ندارد واداره ی کشوررابه دست اطرافیانش سپرده که دربسیاری ازموارد(ازجمله ایران،افغانستان و روسیه) بااواختلاف نظردارند.همین امرموجب گردید که نخستین سال ریاست جمهوری ترامپ،دستاورد چندانی نداشته باشد.اونتوانست بااکثریت جمهوریخواه کنگره ارتباط برقرارکند.ازسه طرح عمده ای که ترامپ تقدیم کنگره کرد(اوباماکر،لایحه ی زیرساختها،واصلاح سیستم مالیاتی) فقط سومی تصویب شدووعده های انتخاباتی او،بویژه درزمینه ی احداث دیواردرمرزمکزیک واصلاح قانون مهاجرت،متوقف مانده است.مناقشه برسردخالت روسیه درروند انتخابات آمریکا،همچنان ادامه دارد ومناقشه باایران وکره نیز ازجنگ لفظی فراترنرفته است.
تنهادستاوردهای سیاست خارجی ترامپ درنخستین سال زمامداری اش،شلیک موشک کروز به پایگاه هوائی سوریه،خروج ازپیمان مشارکت آتلانتیکی ومعاهده ی آب وهوائی پاریس بود.بحث برسرنحوه ی برخورد با"نفتا"،چین،ایران وآلمان، همچنان ادامه دارد.علت این امر، مقاومت اعضای باتجربه ی کابینه ونیزمشاوران ترامپ،دربرابر لفاظی های غیردیپلماتیک رئیس جمهور وجلوگیری ازعملی شدن آنهاست.ترامپ درسال جاری باانتخابات کنگره روبروست وشانس موفقیت او 35 تا40 درصد می باشد.زیرا ترامپ نه تنهاتلاشی برای جلب نظرکسانی که درانتخابات ریاست جمهوری به اورای ندادند،انجام نداده بلکه باسخنرانی های جنجالی خود،این فاصله رابیشترکرده است.ابزازمهمی که ترامپ برای غلبه براین عقب ماندگی دراختیاردارد،مانوربرروی سیاست خارجی،بویژه ایران،کره شمالی وچین است.به نتیجه رساندن مذاکرات جاری درباره ی نفتا واعمال مجازاتهای تجاری علیه چین،می تواند حمایت رای دهندگان آمریکائی راجلب کند.اگرچه هرگونه جنگ تجاری یاجنگ واقعی، می تواند جهان رابه لبه ی پرتگاه نزدیک کند،امااین شاید تنهاراهی است که ترامپ برای خروج ازبن بست سیاسی درداخل کشور،پیش رودارد.
آمریکای لاتین،وضعیت طبیعی اماشکننده ای دارد.تمایلات دموکراتیک مردم این منطقه درسالهای اخیر،بازسازی سیاسی این کشورهاراامکانپذیر ساخته است.این گرایش مثبت،علیرغم سقوط شدید بهای مواد اولیه(مهمترین صادرات کشورهای منطقه)دربازارهای جهانی،حاصل شده است.پوپولیستها درچند کشورآمریکای لاتین قدرت راازدست داده اند که آرژانتین وبرزیل مهمترین آنهامی باشند.پوپولیستهائی نیزکه هنوزبزسرکارمانده اند مانند " اوومورالس"دربولیوی و"نیکلاس مادرو"درونزوئلا،راه دشواری راپیش رودارند.اکنون به نظرمی رسد دودهه عصرطلائی آمریکای لاتین به سررسیده است ومردم منطقه به سوی رهبران محافظه کارتر روی آورده اند.پیروزی " سباستین پینه را" درشیلی،آغازی براین تغییرمی باشد.ازسوی دیگر،آمریکای لاتین درسالیان اخیر توانسته است بردوکابوس بزرگ فائق آید:پایان گرفتن جنگ داخلی درکلمبیا پس از 50 سال نبرد چریکی "جنبش فارک"، وبرقراری رابطه ی سیاسی میان کوباوآمریکا پس ازنیم قرن خصومت ورویاروئی. امامنطقه هنوزتاعادی شدن کامل شرائط فاصله ی بسیاردارد.ادامه ی بحران درونزوئلا،ومخالفت احزاب سیاسی راست گراباقرارداد صلح کلمبیا وامکان بروزخشونت های سیاسی وجنائی دراین کشور،هنوزوجوددارد.دولت ترامپ،آمریکای لاتین راازاولویت کاری خود خارج ساخته وباخروج ازپیمان دوسوی آتلانتیک وزیرسئوال بردن نفتا،برخی تحریم هارادوباره علیه کوباوضع کرده است.مناقشه ی آمریکا- مکزیک رانیزباید به بحرانهای آمریکای لاتین اضافه کرد.فعالیت باندهای جنایتکاردراغلب کشورهای آمریکای لاتین شدت گرفته وفساد به پدیده ای رایج وفراگیرتبدیل شده است.
خاورمیانه همچنان دربحران دست وپامی زند.هفت سال پس ازنخستین موج اعتراضی که بعدها به "بهارعربی"معروف شد،منطقه اکنون غرق درآشوب وبی ثباتی است.آنچه به این وضع دامن می زند،عدم قطعیت درباره ی اهداف دولت جدید آمریکا درمنطقه می باشد.تصمیم ناگهانی ترامپ به شناسائی بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل،نشان داد که این کشوربه هیچ وجه درزمینه ی فرآیند صلح خاورمیانه جدی نیست.مجمع عمومی سازمان ملل متحد،این اقدام رامحکوم کرد و"محمود عباس" اعلام نمود که آمریکادیگرنمی تواند نقش میانجی رادرمذاکرات صلح خاورمیانه ایفانماید.لذا،نباید انتظارداشت که فرآیند صلح خاورمیانه درسالهای آینده پیشرفت چشمگیری داشته باشدعدم قطعیت درباره ی نقش آمریکا درخاورمیانه ی پس ازداعش،برابهام افزوده است.درحال حاضر،هدف آمریکا درسوریه متوجه آرام کردن مناطق جنوبی این کشورودورنگاهداشتن مرزهای اسرائیل ازدسترس نیروهای هوادارایران است.ایران،ترکیه وروسیه نیزهریک اهداف خود رادرسوریه دنبال می کنند.هدف ترکیه،دورنگاهداشتن کردهای سوریه ازمناطق مرزی خود وایجاد یک منطقه ی حائل درخاک سوریه وهدف ایران نیز بازنگاهداشتن کریدورزمینی ارتباط باحزب الله می باشد.روسیه نیز اهداف جاه طلبانه ی خود رادرزمینه ی حفظ قدرت چانه زنی درخاورمیانه دنبال می نماید. عراق هم پس ازداعش،باچالش کردهاازیکسو وضرورت اصلاحات وبازسازی کشورازروی دیگر،روبروست. دولت عراق،درعین حال بایدتوجه خودرا به امکان تجدیدسازمان گروههای تروریستی دراین کشور معطوف نماید.داعش اکنون سرگرم سازماندهی خوددرلیبی،یمن وافغانستان می باشد.
کشورهای شمال آفریقا،بویژه تونس،مصر والجزائر،ثبات شکننده ای راتجربه می کنند.سرعت انتقال تونس به دموکراسی،مقاومت عناصروابسته به رژیم سابق وعناصرفاسدرژیم کنونی رابرانگیخته است.مقاومت این عناصر،موجب کند شدن آهنگ گذاربه دموکراسی گردیده است.گروههای وابسته به القاعده وداعش نیزمشکلات امنیتی متعددی رابرای این کشور ایجاد کرده اند.اگرچه گامهای اصلاحی بزرگی درمصربرداشته شده اما مردم این کشور ازسقوط سطح زندگی خود ناراضی اند.گروههای مسلح مستقردرسینا،همچنان تهدیدی بزرگ محسوب می شوند."عبدالفتاح سی سی" رئیس جمهورنظامی مصر،هرروزبیشترازروزپیش،اعتماد وحمایت نخبگان ومردم راازدست می دهد.درالجزائر نیزکمبود منابع مالی وتورم افسارگسیخته،به معضلی بزرگ تبدیل شده است.اعتراضات مردمی درمنطقه ی شمالی "ریف" همچنان ادامه دارد.
علت اصلی بروزبی ثباتی درمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا،نبود رهبری است.رقابت میان نقش آفرینان عمده ِ منطقه ای، به بحرانهادامن می زند. معهذا، برخی ازاین نقش آفرینان،به سوی همکاری وسازش حرکت می کنند.همکاری مصروسوریه درحمایت ازژنرال"خلیفه هفتار" درشرق لیبی، ودرعین حال پشتیبانی از تلاشهای "قاسم سلام" نماینده ی ویژه ی سازمان ملل درامورلیبی،برای ایجاد یک قدرت مرکزی دراین کشور،ازجمله ی این موارد میباشد.
شرق آسیا اکنون تحت تاثیر دوعامل عمده است:تشدید فعالیت دیپلماتیک ونظامی دولت ترامپ دررقابت باچین، و فعالیتهای هسته ای وموشکی کره شمالی ،که ژاپن،هند،استرالیا وآمریکارا درمقابل این کشوروچین قرارداده است.قدرت هسته ای کره شمالی،برای چین وآمریکا چالش برانگیزاست.قدرت اتمی این کشور،ضمن اینکه امنیت آمریکا ومتحدین این کشوررابه خطرمی اندازد،سیستم منع گسترش سلاحهای کشتارجمعی رانیززیرسئوال می برد.خارج شدن مهارکره شمالی ازدست چین،اعتباروحیثیت این کشوررادرمنطقه زیرسئوال می برد.ازسوی دیگر، پرزیدنت"شی جن پن" قدرتمند ترین رهبری است که چین ازدوران "مائوتسه تونگ"تاکنون به خوددیده است.اوازیک مشی آمرانه وبه غایت ناسیونالیستی تبعیت می کند وبه شدت مخالف لیبرال دموکراسی مبتنی بربازارمی باشد.چین ازبحرانهای امروزغرب برکنار مانده ورشداقتصادی خودراهمچنان ادامه می دهد.معهذا،دیون هنگفت چین که به 250 تا300 برابرتولیدناخالص داخلی این کشوربالغ می شود،همچون یک بمب ساعتی عمل می کند.سیاست صنعتی این کشوروسرمایه گذاری های کلان آن برروی هوش مصنوعی،رابوتیک،هواپیماهای بی سرنشین،هوا-فضا واکتشاف دراعماق دریا،غرب رابه چالش کشیده است.توسعه ی اقتصادی انفجاری این کشور،باحرکات جسورانه دردریای جنوب چین همراه بوده است.کنترل جزائر "اسپراتلی" وساخت هفت جزیره ی مصنوعی،سه پایگاه هوائی واستقرارتجهیزات دفاع هوائی درآنها،همگی طبق برنامه ی مصوب پلنوم هجدهم کمیته ی مرکزی حزب کمونیست انجام شده،که موردتایید پلنوم نوزدهم نیزقرارگرفته است.معهذا،چین قصدداردرقابت ساختاری خود باژاپن را،درسطحی پائین ترازرویاروئی مستقیم، نگاهدارد.امامناقشات مرزی این کشور باهند،هرازچندگاهی به رویاروئی مسلحانه می انجامد.چند سالی است که هند رشد اقتصادی انفجاری بیشتراز 6 درصد راتجربه می کند.قدرت فزاینده ی اقتصادی همسایگان چین،به رقابت اقتصادی درمنطقه دامن می زند.این سطح ازرقابت،درکنارمناقشات موجود،مانند بحران کره،خطررویاروئی مستقیم میان کشورهای منطقه راافزایش داده است.
روسیه،رویای زعامت برجهان رادرسرمی پرورد.دخالت این کشوردرگرجستان،اوکراین وسوریه،هیچ چشم اندازروشنی ندارد.همچنین جنگ سیاسی باغرب،بادخالت درانتخابات اروپاوآمریکا،ابعاد گسترده ای به خود گرفته است.. امامهمترین مشغله یروسیه درحال حاضر،نحوه ی برخورد بادولت ترامپ است.رویاروئی به سبک جنگ سرد،ابعادگسترده ای به خودگرفته وحتی به اخراج دیپلماتهاازخاک دوکشورانجامیده است.معهذا،ترامپ همیشه بربهبود روابط با روسیه تاکید کرده وهیچگاه شخص پوتین رامورد انتقاد قرارنداده است.دورئیس جمهور درحاشیه ی کنفرانس گروه 20 درهامبورگ ومجمع همکاریهای اقتصادی آسیا-پاسیفیک درویتنام،بایکدیگردیدار وگفتگوی صمیمانه ای داشتند.اماارپا موضع واحدی درقبال روسیه اتخاذکرده وبرتشدید تحریم های این کشورپای می فشرد.دخالت روسیه درمسائل داخلی فرانسه،آلمان ،هلند،اسپانیا،وانگلیس،موجب نارضایتی کشورهای اروپائی گردیده است.حمایت ازاحزاب پوپولیستی دست راستی وانجام حملات سایبری،برحساسیت جامعه ی مدنی اروپا نسبت به خصومت روسیه با مبانی لیبرالیسم درغرب،افزوده است.روسیه حتی یک لحظه درسلطه بر"خارج نزدیک" به خودتردید راه نداده است.جنگ داخلی دراوکراین که چهارسال است هکچنان ادامه دارد وبیش ازده هزارکشته برجای گذاشته،باهدایت روسیه،ادامه دارد.معهذا تمامی توجه دولت روسیه معطوف به دوره ی جدید زمامداری پوتین وبرگزاری جام جهانی فوتبال می باشد.مهمترین نگرانی کرملین،انجام تظاهرات اعتراضی درخیابانها نیست،بلکه بی تفاوتی آنها نسبت به مسائل سیاسی کشور وشخص ولادیمیرپوتین است.درعین حال،افزایش بودجه ی نظامی آمریکا واستقرار سیستم های دفاع موشکی درپیرامون خاک روسیه،خشم کرملین رابرانگیخته است.به نظرمی رسد روسیه سرانجام به این نتیجه رسیده است که بجای استفاده از جنگ داخلی برای بی ثبات کردن"کیف"،بهتراست مانندگرجستان ،بسوی انجماد بحران حرکت کند.سیاست ایجاد بحران دراوکراین،تاکنون بسیارپرهزینه وناموفق بوده و تحریم های سنگینی راعلیه این کشورموجب گردیده است.روسیه،باانجماد بحران،به هدف خود برای جلوگیری ازپیوستن اوکراین به ناتو می رسد.
ترکیه،بتدریج ازحکومت دموکراتیک فاصله می گیرد.”رجب طیب اردوغان" رئیس جمهور این کشور،بتدریج حکومت راقبضه کرده وسیاست مشت آهنین رادرعرصه ی داخلی وخارجی تعقیب می نماید.اوکم کم ازمتحدین سنتی ترکیه فاصله می گیرد وبه روسیه نزدیک می شود.رابطه ی ترکیه بااتحادیه ی اروپاوآمریکا ،روبه سردی گذاشته است.اروپائی ها به شدت ازسیاست های اردوغان دردوران پس ازکودتاوبرگزاری رفراندوم قانون اساسی،انتقاددارند.اماآنچه بیش ازهمه حساسیت اروپائیهارابرانگیخته،نازی خطاب کردن آنهاتوسط اردوغان است.بسیاری ازاعضای اتحادیه اروپائی خواستارتعلیق روند پیوستن ترکیه به این اتحادیه می باشند.شکاف میان ترکیه وآمریکا نیز بتدریج تعمیق می شود.علت این امر، حمایت آمریکاازکردهای سوریه وامتناع ازاسترداد"فتح الله گولن" به ترکیه می باشد.آمریکادرپاسخ به بازداشت یکی ازکارکنان سفارت این کشوردرآنکارا،خدمات ویزائی دراین سفارت را به حالت تعلیق درآورد.خرید سیستم دفاع موشکی "اس400 " ازروسیه نیز خشم آمریکارابرانگیخته وبه نظرکارشناسان،گام بعدی آمریکا اعمال تحریم علیه این عضوناتومی باشد.روند تمرکزقدرت درترکیه همچنان ادامه دارد.اردوغان ازگفتمان ضدغربی برای جلب نظر ناسیونالیستهاوراست گرایان درانتخابات 2019 استفاده می کند.این امر،ضمن قطبی کردن جامعه ی ترکیه،به تنش باغرب دامن خواهد زد.انزوای ترکیه،به سقوط اقتصاد این کشورمنجرمی شود واردوغان رابا مشکلی بزرگ روبروخواهد کرد.صندوق بین المللی پول،رشد اقتصادی ترکیه رادرسال جاری5/3 درصد پیش بینی کرده که بسیارکمترازسال قبل (1/5 درصد)می باشد.ادامه ی فشارهای اقتصادی ،احتمالا اردوغان را واداربه سازش باغرب،این بزرگترین شریک تجاری ترکیه ،خواهد کرد.
مشکلاتی که ترامپ باپوتین،اردوغان، وشی جین پنگ دارد،نقش اروپائیهارادرحفظ ثبات بین المللی برجسته ترساخته است.آنها می تواننددرهمکاری باچین،ازنهادهای بین المللی چون معاهده ی آب وهوائی پاریس حمایت کنند.ازآنجائی که اقتصادروسیه وترکیه بسیاروابسته به اروپاست،لذاآمریکاوارپامی توانند دراعمال فشاربه این دوکشور،بایکدیگرهمکاری کنند.آینده ی اتحادیه ی اروپائی نیز درگروهمکاری فرانسه وآلمان است.فرانسه اکنون جدی ترین حامی اتحادیه ی اروپائی رابه ریاست جمهوری برگزیده است.تحولات آینده ی سیاسی درآلمان دراین مورد تعیین کننده است.باگذشت یکسال ازریاست جمهوری ترامپ،این کشورهنوز درعرصه ی ژئوپولتیک دچار سردرگمی وتردیداست.آنچه آمریکادراین یکسال انجام داده،ادامه ی رویکرد سنتی این کشوردرجهان بوده است.آمریکانشان داده است که نمی تواند راه خودراازاجماع بین المللی پیرامون بحرانهای مهم دنیا جدا کند.
fmohammadhashemi@yahoo.com
www.fmohammadhashemi.blogfa.com