ترامپ ونظم جهانی : " هابس" یا " کانت" ؟

ترامپ ونظم جهانی : " هابس" یا " کانت " ؟

   دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا، رقابت را برهمکاری درسطح جهان ترجیح می دهد واین امر،موضوع بحث رسانه های مهم دنیاقرارگرفته است.ضاحبنظران معتقدند که آمریکا بتدریج ازسیاست سنتی خوددرزمینه ی حفاظت از نظم بین المللی لیبرال فاصله می گیرد.لذا برخی از سیاستمداران شاخص اروپا همچون " آنگلامرکل" و"امانوئل مکرون" پیشنهادکرده اند که اروپا جای خالی آمریکا را،بویژه درزمینه ی دفاع ازنظم بین المللی ،پرکند.

   نظم بین المللی لیبرال به مجموعه ای ازقوانین،هنجارها ونهادهااطلاق می شودکه ازجنگ جهانی دوم تاکنون،اموربین المللی رااداره وهدایت کرده اند .سیاست جدید پرزیدنت ترامپ،این نظم رابرنمی تابد.ترامپ، نظم بین المللی رابازی " بردوباخت" و"همه یاهیچ" می داند. دولتمردان کنونی آمریکا، نگرش هابسی "رقابت جهانی برای کسب امتیاز" راجایگزین بینش کانتی "جامعه ی جهانی" کرده اند.معهذا تاکید ترامپ بررقابت بجای همکاری،به معنی نادیده گرفتن نقش آمریکا درحمایت ازسیستم امنیتی جهان نیست.به عنوان مثال،درسند استراتژی دفاع ملی آمریکاآمده است:"چین وروسیه،نظم جهانی راازدرون مورد حمله قرارداده اند،آنها  ازمزایای این نظم استفاده می کنند وهمزمان تیشه به ریشه ی آن می زنند.سیاست آمریکا اول، ضمن اینکه هرگونه منطقه ی نفوذ رارد می کند،ازمصالح جهانی وثبات بین المللی نیزدفاع می نماید." دولت ترامپ درسال 2018 بالغ بر4/1 میلیارددلار بربودجه ی دفاعی آمریکا برای اروپا افزود ویک واحد نظامی خودرانیزدرلهستان مستقرنمود.

   معهذا دولت ترامپ،چند جانبه گرائی رارد می کند وبرخلاف اوباما که چند جانبه گرائی را مبنای سیاست جهانی خود قرارداده بود،به آن به دیده ی تردید می نگرد.ترامپ ازتعامل دو جانبه طرفداری می کند وحاکمیت ملی رامهمترازنهادهای چند جانبه می داند.درسند استراتژی امنیت ملی آمریکاآمده است:"سیستم اقتصادی فعلی جهان،دیگرمنافع آمریکارا تامین نمی کند."  این نگرش ، راه رابرای یکجانبه گرائی بازمی کند.آمریکاتاکنون ازپیمان همکاری دوسوی آتلانتیک خارج شده ومذاکره بااروپارادرمورد تجارت دوسوی آتلانتیک متوقف کرده است. این کشور ازمعرفی قضات مورد نظرخود برای عضویت درنهاد حل اختلاف سازمان تجارت جهانی سرباززده وتمامی تلاشهای دولتهای قبلی این کشوررابرای شکل دادن به سیستم اقتصادی جهان،بربادداده است.دولت ترامپ،درعرصه ی تجارت،میان متحدینی چون آلمان و رقبائی چون چین ، تفاوت قائل نمی شود.این دولت، مجازاتهائی رابرای چین درنظرگرفته که اعمال تعرفه های یکجانبه بربرخی اقلام وارداتی ازاین کشور،ازآن جمله می باشد.آمریکادر این زمینه،هیچگونه مشورتی باشرکای اروپائی وآسیائی خود انجام نداده است.دولت ترامپ بجای تشکیل یم جبهه ی مشترک باشرکای خود،برای اعمال فشاربرپکن،اقدام یکجانبه علیه کشورهائی چون چین راترجیح می دهد.

   انزواگرائی ویکجانبه نگری آمریکارامی توان بوضوح درکاهش بودجه ی وزارتخارجه ی آمریکا وپست های خالی مانده ی این وزارتخانه دید.نادیده گرفتن ارزشهای لیبرال درسیاست خارجی آمریکا،نشانه ی دیگری ازگسستن ازمشی سنتی این کشور درعرصه ی جهانی می باشد.اگرچه درسند استراتژی امنیت ملی آمریکا،برتقویت دموکراسی درماورابحارتاکید می شوداما عملکرد دوساله ی دولت ترامپ نشان داده که وی اعتقادی به این اصل ندارد. به گفته ی "رکس تیلرسون" وزیرخارجه ی سابق آمریکا،" دفاع ازحقوق بشر،امنیت ومنافع اقتصادی آمریکارادرجهان به خطرمی اندازد."شخص ترامپ،بارها علاقه ی خودرابه خودکامگان جهان ابرازکرده است.صعود سریع "شی جین پنگ" ازپلکان ترقی حزب کمونیست چین،پیروزی اردوغان دررفراندوم ترکیه،وبیرحمی " دوترته" درمبارزه باسوداگران مواد مخدردرفیلیپین،بارهامورد ستایش ترامپ قرارگرفته است.ترامپ همچنین به مناسبتهای مختلف،شخصیت ولادیمیرپوتین راستوده است.بی میلی واشنگتن به اعمال فشاربررژیمهای شرق ومرکزاروپا،آنهارابه روی گرداندن ازلیبرال دموکراسی تشویق وترغیب کرده است. پرزیدنت ترامپ درسفرهای خارجی خود،به ندرت ازدموکراسی وحقوق بشر سخن می گوید ومعمولا لحن بسیارتند وگستاخانه ای رادرقبال رسانه های گروهی درپیش می گیرد.این پدیده درتاریخ سیاست خارجی آمریما، بی سابقه است.

   خلاصه اینکه آمریکاتحت زمامداری دونالد ترامپ،درکی بسیارتنگ نظرانه ازنظم بین المللی ارائه می دهد.این دولت،احتمالادرآینده،همچنان ازنظم امنیتی فعلی،حتی بصورت تهاجمی ترازگذشته،دفاع کرده،به رقابت باچین وروسیه ادامه داده وباتهدید دولتهای نامطلوبی چون ایران وکره شمالی برخورد خواهد کرد.اما این دولت،دردفاع ازنظم لیبرال جهانی،اقدامی نخواهد نمود.درآینده،اروپا ضمن حمایت ازترامپ درزمینه ی مسائل امنیتی،دردفاع ازنظم بین المللی لیبرال،برنیرو،منابع وآرمانهای خویش تکیه خواهد نمود.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

درباره ی خودکامگی

درباره ی خودکامگی

   صدها سال است که خودکامگی کم وبیش برجهان سایه افکنده است.ازفرعون های مصرگرفته تارژیم های سلطنتی مطلقه  دراروپای دیروز و دیکتاتورهای جهان سومی امروز،همه رژیم های تمامیت خواهی هستند که بقای خویش را نه برآرا مردم بلکه برائتلاف کوچکی از حامیان ونخبگان بنانهاده اند.لذا،این رژیم ها برپایه هائی نامطمئن ولرزان بنامی شوند.خودکامگان امروز ازچند طریق براین فضای نامطمئن غلبه می کنند.استفاده ی ابزاری ازاحزاب سیاسی،برگزاری انتخابات،قانونگذاری ودیگرنهادهای دموکراتیک،برای کاستن ازخطرسرنگونی،مهمترین حربه ی خودکامگان است.خودکامگانی که به این ابزارها متشبث می شوند،بیش ازهمتایانی که این نهادهارابرنمی تابند،عمرمی کنند.

   دیکتاتوری به رژیم سرکوبگری اطلاق می شور که درآن،قدرت دردست یک فرد،یک گروه ویایک خونتای نظامی متمرکزمی شود.این قبیل رژیم ها،یامانند رژیم صدام حسین ومعمرقذافی، دیکتاتوری عریان هستند ویا مانند حکومت برآمده ازحزب اقدام خلق سنگاپور وحزب دموکرات بوتسوانا،دیکتاتوری پنهان می باشند که ظاهری مانند دموکراسی های امروزدارند.متاسفانه اندیشمندان علوم سیاسی،تاکنون به مبانی تئوریک وعملی دموکراسی بیش ازدیکتاتوری پرداخته اند. بطورکلی،کشوری خودکامه است که شرائط چهارگانه ی زیر رانداشته باشد: 1) دولت غیرنظامی، مسئول اصلی سیاستگذاری نظام باشد.2)رهبران سیاسی ازاحزابی برآمده باشند که بایکدیگررقابت کرده وازطریق قانونگذاری دولت رااداره نمایند. 3) قوه اجرائیه بطورنظام مند توسط دیگرارکان حکومت وجامعه ی مدنی کنترل شود.4) انتخابات روش اصلی برای برگزیدن رهبران سیاسی باشد.انتخابات باید آزاد،رقابتی ومنصفانه برگزارشود.ازآنجائیکه رهبران خودکامه،مشروعیت خودراازآرای مردم نمی گیرند،لذا مکانیسم های دیگری رابرای کسب مشروعیت درپیش می گیرند وبرروی آنها مانورمی دهند: منشاالهی حکومت،برجسته کردن کامیابیهای جزئی اقتصادی وسیاسی،تبلیغ روابط مریدی- مرادی و...

   البته،مطالعه ی دیکتاتوری به علت فقدان داده های سیاسی واجتماعی،بسیاردشوارتراز دموکراسی است که درآن همه ی داده ها شفاف ونسبتادردسترس می باشند.فقدان جرائدآزاد، عدم وجود سیستم چند حزبی ونظرسنجی افکارعمومی،بررسی سیاستهای رژیم های دیکتاتوری رادشوارمی سازد.جمع آوری اطلاعات موثق دراین رژیم ها،کاری بس دشوارو خطرناک است زیرا سانسوربرتمامی ارکان جامعه حاکم می باشد.درچنین رژیمی،علیرغم وجود حکام رسمی،تمامی سیاستگذاریها وتصمیمات مهم،پشت درهای بسته اتخاذ می گردد. به همین دلیل،خطوط قدرت دراین جوامع،مبهم ونامشخص است وعلیرغم وجودیک رهبررسمی،معلوم نیست که رهبری واقعی فرآیندهای سیاسی واجتماعی دردست کیست وچتنه زنی های غیررسمی میان چه کسانی وچه نهادهائی انجام می شود.معهذا رژیمهای دیکتاتوری، همه یکسان نیستند وازویژگیهای خاص برخوردارند.مثلا فرق است میان حزب انقلابی نهادین مکزیک ورژیم برآمده ازخانواده ی سوموزادرنیکاراگوا. همیشه دیکتاتوری به معنی حکومت فردی نیست.اگرچه دربرخی موارد،رهبری ورژیم ازیکدیگرقابل تفکیک نیستند امادربرخی موارد،دیکتاتوری فراترازقدرت فردی است.دراین موارد،فشارهای بین المللی برای اصلاح رژیم،بدلیل آنکه بجای سیستم،برروی یک فردمتمرکز می گردد،معمولا کارسازنیست.درهرحال،امروزبالغ برچهل درصد جمعیت جهان تحت حکومت رژیمهای دیکتا توری قرارداردودیکتاتورهابرحدود یک سوم کشورهای جهان حکمروائی می کنند.اما روز به روز ازتعداد خودکامگان جهان کاسته می شود.آنچه که موجب نگرانی می گردد،افول ده ساله ی دموکراسی دراقصی نقاط جهان است.این طولانی ترین دوره ی افول دموکراسی درنیم قرن اخیرمی باشد.

   باظهوررژیم آلمان نازی،مفهوم جدیدی ازخودکامگی مطرح شد که "تمامیت خواهی" نام گرفت. رژیم های تمامیت خواه،توسط یک فرداداره می شوند که معمولا درراس یک حزب، گروه،کاست یاخونتای نظامی قرارمی گیرد.این جمع که دارای ایدئولوژی است،یک پلیس مخفی قدرتمند رادراختیاردارد.دولت برتمامی ارکان حیات جامعه مسلط می گردد وازطریق تبلیغات سرسام آور،توهم یک جامعه ی ایده آل رابه مردم القا می نماید.درسیستم های تمامیت خواه،هیچ حدومرزی برای قدرت دولت متصورنیست."هانا آرندت"، تمامیت خواهی راافراطی ترین شکل دیکتاتوری عنوان می کند وبرنقش ایدئولوژی درهدایت رژیم های تمامیت خواه تاکید می ورزد.اندیشمندان اجتماعی،بطورکلی شش ویژگی برای رژیم های تمامیت خواه برمی شمارند که عبارتند از،اعمال یک ایدئولوژی رسمی،وجودیک حزب،گروه ،کاست یاخونتای نظامی درراس هرم قدرت،تسلط مطلق بروسائل ارتباط جمعی،تسلط حزب برارتش وقوای مسلح،اقتصاد بسیارمتمرکزوبرنامه ریزی شده،ووجودیک پلیس مخفی قدرتمند وخشن. آلمان نازی ورژیم فرانکو دراسپانیا،آئینه ی تمام نمای رژیم های تمامیت خواه هستند که بارژیم های تک حزبی چون حزب اقدام خلق سنگاپور متفاوت می باشند.درعین حال، پنهانکاری،اساس کاررژیمهای تمامیت خواه است.اگرچه  پنهانکاری،امکانات ذیقیمتی دراختیاررهبری قرارمی دهد امادرمراحل پیشرفته ی خود،حتی مانع همکاری نخبگان حامی رژیم بارهبری نیزمی گردد.به نظرآرندت،فردگرائی افراطی درجوامع سرمایه داری،زمینه سازظهورتمامیت خواهی می باشد.به همین دلیل،تمامیت خواهی رابایدمحصول مبارزه ی طبقاتی وایدئولوژیک درچنین جوامعی تلقی کردورژیم های تمامیت خواه درعصراطلاعات،باچالش بزرگی بنام اینترنت روبرومی باشند.اعتراضات مردمی پس از انتخابات اوکراین،مولداوی وایران،ونیزبسیج توده های مردم درمصر،تونس ودیگرکشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا،اینترنت رابه شمشیری دولبه برای خودکامگان تبدیل کرده است.برخی ازاین رژیمها مانندرژیم حاکم بربرمه،دربرابردسترسی مردم به اینترنت مانع تراشی می کنند وسرمایه گذاری اندکی درعرصه ی اینترنت انجام می دهند.این کشورها،امکان دسترسی به اینترنت رافقط برای"خودی ها" فراهم می آورند.گروهی دیگرازرژیم های خودکامه،مانند مصروایران،امکانات گسترده ای برای دسترسی همگان به اینترنت فراهم می آورند اما درعین حال،کنترلهای شدیدی نیزبرمحتوای اطلاعات اینترنت اعمال می نمایند که عملابه محدودشدن دسترسی به اینترنت می انجامد.این رژیمها،ازاینترنت برای کنترل شهروندان وشناسائی ناراضیان نیزاستفاده می کنند. هم اکنون کشورهائی چون عربستان، امارات متحده عربی وایران،ازپیشرفته ترین تجهیزات مانیتورینگ اطلاعات برخوردارند وسرمایه گذاریهای کلانی دراین زمینه انجام می دهند.

   علیرغم شیوع دیکتاتوری درجهان امروز،دنیادرباره ی آن زیاد نمی داند.هنوزسئوالات بسیاری دراین باره،بی پاسخ مانده اند.مثلا جرابرخی نهادها دررژیمهای خودکامه،مانع از تمرکزقدرت دردست رهبرمی شوند وبرخی دیگردرخلاف این جهت گام برمی دارند؟ چه عواملی درتمرکزقدرت دردست یک فرددخیلند ومانع ازاستقرارخودکامگی جمعی می گردند؟ نقاط ضعف دیکتاتوریهای نظام مند امروزکدامند که موجب فروپاشی آنهامی گردند؟ پاسخ به این سئوالات،مستلزم انجام مطالعات نظری وعملی بسیارگسترده ای است که انجام آن، خوددر گرو دسترسی به داده های آماری دراین باره می باشد.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

سایه ی جنگ برفراز ایران

سایه ی جنگ برفراز ایران

     مشکلات داخلی دونالد ترامپ وترکیب تیم سیاست خارجی او، حاکی از طوفانی است که درراه است: جنگ باایران وونزوئلا.هرروز،عرصه برترامپ تنگترمی شود.نظرخواهی هاحاکی ازآنند که ازمحبوبیت ترامپ،حتی درمیان سرسخت ترین حامیانش کاسته شده است. ترامپ که خودرادرمنگنه ی تعطیلی دولت قرارداده،افکارعمومی رانیزعلیه خویش شورانده است.مجلس نمایندگان آمریکا که تحت کنترل دموکراتهاست،به تحقیق گسترده درباره ی سومدیریت های شخصی ترامپ واعضای دولت او مشغول است ورئیس کمیته ی تحقیق، تاکید خودرابرروابط سئوال برانگیز ترامپ باروسیه قرارداده است.خلاصه اینکه،موضع ترامپ دردوسال گذشته،هیچگاه به ضعیفی موضع کنونی اونبوده است.همین ضعف است که برافروختن جنگی جدید رابرای او جذاب ساخته است.ترامپ قبلا دریکی ازمصاحبه هایش،جنگ باایران رابه لحاظ سیاسی، برای آمریکامفید دانسته بود.دراین شرائط،دولت ترامپ سعی می کند نظرافکارعمومی رااز سیاست داخلی فاجعه بارخود منحرف وبه مسائل خارجی جلب نماید:جائی که دولت ازآزادی عمل بیشتری برخوردارمی باشد.

   درهمین حال، مشاوران ارشد ترامپ نیزبرطبل جنگ می کوبند.جان بولتون مشاورامنیت ملی آمریکا،یکی ازتندروترین این افراداست که سالهاست جنگ باایران راتوصیه می کند.باکناررفتن جیمزماتیس ازوزارت دفاع آمریکا،بولتون ودیگرتندروهای کابینه،دیگرمانعی برسرراه خود نمی بینند.بولتون وتیم او،که ازبانیان وزمینه سازان اصلی حمله ی آمریکا به عراق درسال 2003 بودند،اکنون به زمینه سازی برای جنگ باایران مشغولند.بولتون درپست نماینده ی آمریکادرسازمان ملل متحد ومشاورارشد دیک چنی معاون رئیس جمهورآمریکا،ازهمان ایام،طرح حمله به ایران رابه منظورتغییررژیم این کشور،درسرمی پروراند.اواکنون مانند سال2003،اتهامات دروغ برایران می بندد تامانند عراق،حمله ی نظامی به این کشوررا زمینه سازی نماید. این درحالی است که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا وآژانس بین المللی انرژی اتمی،به کرات برپای بندی ایران به تعهدات هسته ای تاکید ورزیده اند.بولتون،سیاستگذاری رادردفترخود متمرکزکرده وبدون مشورت باآژانسهای دولتی ودیگراعضای کابینه،اینکارراانجام می دهد.درواقع،مشاوران بولتون،درخارج ازدستگاه دولت قراردارند."چارلزکاپرمن" رئیس سابق "بنیاددفاع ازدموکراسی"،"ریچارد گلدبرگ" مسئول ایران درشورای روابط خارجی آمریکا،"دیوید ورامسر" طراح پروژه ی حمله به عراق، و "مریم رجوی" رئیس سازمان مجاهدین خلق ایران،ازجمله ی این افراد می باشند که به شدت ایران ستیزهستند.

   اما بولتون درستیزباایران،تنهانیست. مایک پومپئو وزیرخارجه ی آمریکا نیز،اززمانی که درمجلس نمایندگان این کشورحضورداشت،ازخروج آمریکاازبرجام وحمله ی برق آسا به تاسیسات اتمی ایران دفاع می کرد.اودرسخنرانی های جنجالی اش،مقامات ایران راباالقاعده مرتبط دانسته و12 شرط برای عادی سازی روابط باایران برمی شمارد. اگرچه اغلب کارشناسان،این شروط رادست نایافتنی می دانند،اما پومپئو به مناسبتهای مختلف برآنهاتاکید می ورزد .بولتون و پومپئو،درچندماه اخیربرفعالیتهای ضد ایرانی خویش افزوده اند.به این جمع بایدنام گروها ازمشاوران نزدیک اما غیررسمی ترامپ رانیزافزود."جراردکوشنر" داماد و"رودی جیولانی" وکیل ترامپ،ازمهمترین این افراد می باشند که به سازمان مجاهدین خلق نیزنزدیکند."شلدون" میلیاردری که بسیاربه ترامپ نزدیک است ورئیس جمهورازاوحرف شنوی دارد،اخیرا ازترامپ خواست بمبی درکویرمرکزی ایران بیاندازد واگراین کشورتسلیم نشد،بمب بعدی رادرمرکزتهران بیاندازد.این فشارها،به منظوروادارکردن ایران به خروج ازبرجام وارد می شوند تابهانه برای اقدام نظامی علیه این کشورفراهم گردد.

   بدین ترتیب،مشکلات داخلی ترامپ،خروج ماتیس ازکابینه وقدرت گرفتن تیم بولتون- پومپئو دردستگاه سیاست خارجی آمریکا،وزنه ی جنگ رادردولت آمریکا سنگین ترکرده است. نتانیاهو و شاهزاده سلمان نیزبه این آتش دامن می زنند.اسرائیل اخیرا به حملات خود به نیروهای ایرانی مستقردرسوریه افزوده وحتی فرماندهان سپاه قدس ایران،ازجمله قاسم سلیمانی رابه مرگ تهدید کرده است.اماازآنجائیکه جنگ باایران احتمالا ابعاد منطقه ای به خودخواهد گرفت،لذا،سایه ی جنگ اکنون برمنطقه نیزسنگینی می کند.حضورپررنگ ناوهای آمریکائی درخلیج فارس وتقویت نیروهای این کشور درقطروبحرین،وقوع جنگ رابیشترازهرزمانی درگذشته،محتمل ترساخته است: جنگی که هنوز مشخص نیست جرقه ی نخست آن چه وقت ودرکجازده خواهد شد.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

معامله باچین،هند وترکیه : معامله برای بقا

تجارت ایران با چین، هند وترکیه : معامله برای بقا

   تحریمهای آمریکا که موجب گسترش همکاریهای تجاری ایران باچین،هند وترکیه گردیده،اگرچه مشکل ارزی ایران راحل نمی کند اماازفشارهای اقتصادی آمریکابردولت و نخبگان این کشور تاحدودی می کاهد.آمارموجود نشاندهنده ی افزایش سریع وابستگی ایران به کالاهای مصرفی وسرمایه ای این سه کشورمی باشد.اگرچه مردم ایران خرید کالاهای اروپائی راترجیح می دهند امابه نظرمی رسد به ناچارخودرابااین تحول وفق می دهند.برخی ازموارد تحریم مانندممنوعیت معامله بابانک مرکزی ایران،این کشورراهرچه بیشتربسوی معاملات پایاپای بااین سه کشور ویاانجام معاملات پنهانی سوق می دهد.چین،ترکیه،هند وحتی برخی کشورهای اروپائی،هریک به نحوی تلاش می کنند تاتحریمهای شدید آمریکا علیه ایران رادوربزنند.درعین حال آمریکانیزمجبوراست برخی پیامدهای ناخواسته ی تحریم رادرنظربگیرد: هرج ومرج دربازارنفت،انجام معاملات پنهانی،ونارضایتی طبقه ی متوسط ایران که حامی اصلی رابطه باغرب می باشد.

   طی ماههای اخیر،به موازات کاهش دسترسی ایران به بانکهای غربی،برحجم معاملات تهاتری باچین افزوده شده است.طی این مدت،تجارت باترکیه،هند،عراق وافغانستان نیزرونق گرفت وازحجم تجارت باامارات متحده عربی،ژاپن،کره جنوبی واتحادیه اروپائی،بویژه آلمان وایتالیاکاسته شد.این کشورها،نفت ایران رابه ثمن بخس می خرند ودرازای آن کالاهای گران خود رابدون ذره ای تخفیف به ایران می فروشند.براساس برآورد صندوق بین المللی پول، اگرچه هنوزاقتصادایران باندخی نازل رشد میکند،امااین رشد ،به هیچوجه جوابگوی بیکاری ورکود فعلی نیست.فساد،دراین شرائط،به پدیده ای شایع تبدیل شده ونقش آفرینان داخلی برای بی بهره نماندن ازمنابع کمیاب کشور،به رقلبت بایکدیگربرخاسته اند.

   اتکا به چین،درواقع ازسال 2001 آغازشد وبه زودی واردات ایران ازاین کشورازمرز10 میلیارددلارگذشت وبالغ بر20 درصد تجارت خارجی ایران دراختیارچین قرارگرفت. بخش اعظم تجارت باچین،توسط شرکتهای دولتی ایران انجام می شود.ارگانهای نیمه دولتی وشرکت های تحت کنترل سپاه پاسداران نیزسهمی ازاین تجارت می برند.البته بابالاگرفتن مناقشه برسربرنامه ی هسته ای وموشکی ایران،چین سعی می کند جایگزین های مطمئنی برای نفت ایران بیابد.لذااین کشور،نیم نگاهی به آنگولا وعربستان نیزدارد.معهذا چین اخیرایک قرارداد 40 میلیارددلاری بابخش نفت وگازایران منعقد نمود که تاکنون فقط حدود3 میلیارددلارازآن اجرائی گردیده است.اقتصاد چین که باسرعتی شگفت انگیز درحال رشد است، به منابع انرژی بیشتری نیازدارد.لذااین کشورمایل نیست بادومین کشورنفتخیز ودارای منابع عظیم گازجهان، قطع رابطه نماید.چین همچنین ایران رایک قدرت منطقه ای می داند که نشان داده است که می توانددرکشورهای همسایه ومنطقه تاثیرگذارباشد.ازاین رو چین دست به یک بازی دو جانبه باایران زده است : ازسوئی نفت ایران رابه ثمن بخس به غارت می برد وازسوی دیگرروابط خودراباآمریکاحفظ می کند.این کشوراخیرا ازمقامات ارشد شورای آتلانتیک دعوت بعمل آورد تادرکنفرانسی تحت عنوان " ظرفیت های همکاری آمریکا-چین درآسیای میانه وخاورمیانه" شرکت کنند.درگذشته نیز هرگاه چین درمجامع بین المللی مانند سازمان ملل متحد،علیه ایران رای می داد،بلافاصله امکانات دورزدن تصمیمات این نهادها رانیزدراختیارایران قرارمی داد.درعین حال براساس یک گزارش سازمان ملل متحد،نقش چین درکمک به دورزدن تحریمهای ایران وکره شمالی،به اثبات رسیده است.

   قطب اقتصادی دیگرآسیا که روابط خویش راباایران همچنان حفظ کرده وگسترش داده ،هند است.میانگین رشد اقتصادی هنددردهه ی گذشته 6/7 درصد بوده واین رشد انفجاری،مستلزم دسترسی به منابع ارزان انرژی است که ایران یکی ازعرضه کنندگان آن می باشد.ازسوی دیگر،این کشورنیزمانند ایران،علاقه مند است که فاصله ی خودراازقدرتهای بزرگ جهان حفظ کند.مجموعه ی این عوامل،موجب نزدیکی دوکشوربه یکدیگرگردیده است.اگرچه هند فقط 8 تا10 درصد ازنفت موردنیازخودراازایران تامین می کند اماقصددارد به این رابطه ادامه داده وآنراگسترش دهد.هند که درگذشته خود طعم تحریمهای آمریکارابخاطرپافشاری بر برنامه ی هسته ای کشیده است،تاحدودی وضع امروزایران رادرک می کند امااین کشوردر عین حال،قصد ندارد تحریمهای وضع شده علیه ایران رانقض نماید. اگرچه هند برای یک دوره ی کوتاه ازاجرای تحریمها معاف شده امااین کشورنیزمانند چین ،هیچگونه ارزی بابت معاملات خود راایران،نمی پردازد وتجارت دوطرف یابصورت پایاپای ویابا روپیه انجام می گیرد که پول قابل تسعیری نیست.معهذا هند نیزقرارداد22 میلیارددلاری احداث تاسیسات گاز مایع درایران وخط لوله ی 1700 مایلی انتقال گازایران به هند ازطریق پاکستان را لغو کردوبجای آن،قراردادی رابرای خرید گازمایع ازقطر منعقد نمود.اکنون تجارت هند با کشور های عضوشورای همکاری خلیج فارس از6/5 میلیارددلار یک دهه پیش به بیش از20 میلیارددلارافزایش پیداکرده است.ازسوی دیگر،ایران وهند،روابط تاریخی بایکدیگردارند.هر دوی این کشورها دردهه ی 1990 ،ازائتلاف شمال افغانستان دربرابر حکومت طالبان پشتیبانی کردند .اکنون نیز هند سرگرم توسعه ی بندرچابهاراست تاافغانستان بتواند ازاین طریق،به آبهای آزادراه پیداکند وازمیزان وابستگی خویش به پاکستان بکاهد.این بندر به شهرمرزی زرنج درافغانستان متصل است که خودازطریق جاده ی کمربندی به هرات وازآنجا به دلارام متصل می گردد. جاده ی زرنج – دلارام،توسط یک شرکت وابسته به ارتش هند ساخته شده است.هند خودرابرای خروج کامل آمریکاازافغانستان آماده می کند ودراین راه نیازمند همکاری باایران است.

   رابطه ی ایران باترکیه نیزازملاحظات تجاری وژئوپولتیک تاثیرمی پذیرد.تجارت دوکشور اکنون به 10 میلیارددلاردرسال بالغ می گردد.ترکیه،پس ازروسیه،بیشترین میزان گازمصرفی خودراازایران می خردودرازای آن ماشین آلات،خودرو،منسوجات وتره باربه ایران صادرمی کند.رجب طیب اردوغان اخیراابرازامیدواری کرد که به زودی حجم تجارت دوکشور به سه برابر میزان فعلی افزایش پیداکند.معهذااکثربانکهای ترکیه،درتبعیت ازتحریمهای آمریکا،ارتباط خویش راباایران قطع کرده اند.ولی دولت ترکیه اعلام کرده است که هدفش ازگسترش رابطه باایران،هموارکردن راه برای ادغام این کشوردراقتصاد منطقه می باشد.اما کمپانیهای بزرگ ترکیه،ازهمکاری باایران خاطره ی خوشی ندارند.مخالفت سپاه با همکاری ترکیه درساخت فرودگاه امام ولغو قرارداد اپراتورتلفن همراه " ترک سل" ،ازجمله خاطرات ناخوشایند آنهاست.شرکتهای کوچکترترک نیزازبدعهدی طرف ایرانی وعدم پرداخت به موقع تعهدات مالی گله مندند.دولت ترکیه هم برای کاستن ازوابستگی خودبه گازطبیعی دریافتی ازایران، نیم نگاهی به ترکمنستان،الجزائر وآذربایجان دارد.معهذا،به غیرازاین موارد،به نظر می طسد چند عامل دیگر نیزمانع ازگسترش روابط ایران وترکیه می گردد.دوکشور درسوریه مواضع متفاوتی دارند.ترکیه خودرامدلی دموکراتیک برای جهان عرب می داند درحالیکه ایران،انقلاب خویش را الهام بخش منطقه می داند.نصب تجهیزات ورادارهای نظامی ناتو درجوارمرز ایران،ازدیگرعوامل نارضایتی ایران ازترکیه می باشد.ترکیه همچنین ازعدم پای بندی ایران به پیمان مبارزه باتروریسم شکایت دارد.به نظراین کشور،ایران درمبارزه با عوامل حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) به اندازه ی کافی جدی نیست وچه بسا امکانات نیز دراختیاراین گروه قرارمی دهد.

   شک نیست که تحریم ضربه ای مرگبار برپیکراقتصاد ایران ،بویژه بخش انرژی،مالی وحمل ونقل وارد می آورد.هیچ کشوری تاکنون درجهان بااین سطح ازتحریم روبرونشده است. ایران نمی تواند سلاح بخردیابفروشد.خطوط هوائی وکشتیرانی این کشورازدریافت خدمات هوائی وبندری درسراسرجهان محرومند.بخش انرژی ایران ازدسترسی به سرمایه ی خارجی محروم مانده وانتظارمی رود تاپایان سال جاری شمسی، صادرات نفت این کشوربه کمتراز هشتصد هزاربشکه درروزبرسد.درازای صدورهمین مقدار اندک نفت نیزارزی به کشوروارد نمی شود.معهذا به نظرمی رسد اقتصادایران به تحریم خوگرفته است واین بارنیزخودراباآن هماهنگ می سازد.درعین حال،ازتبعات تحریم گریزی نیست.گرانی،فساد واحتکار،بسیارشایع وگسترده است وبرمردم فشارمی آورد وبه موازات تشدید این فشار،ناآرامی های اجتماعی نیز بالا می گیرد.

   خلاصه اینکه،تازمانی که تقاضای جهانی برای نفت وگازبالاست،ایران بالاخره راهی برای فروش آن به کشورهائی چون چین،هند،ترکیه،اتحادیه اروپائی،ژاپن وکره جنوبی خواهد یافت.درگذشته،آمریکادربسیج افکارعمومی جهان علیه برنامه هسته ای ایران،نقض حقوق بشر وحمایت ازتروریسم توسط این کشور،موفق عمل کرد.امااتحاد علیه ایران،اکنون درنتیجه ی اقدامات پرزیدنت ترامپ،خدشه دارگردیده وایران بااستفاده ازرخنه های پدیدآمده درآن،دست به معامله باکشورهائی می زند که ازشرائط ترجیحی این کشوردچاروسوسه شده اند: معامله ای برای بقا !

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

اوپک :دوران طلائی به سررسیده است ؟

اوپک : دوران طلائی به سررسیده است!

   سازمان کشورهای صادرکننده ی نفت(اوپک) ،مجموعه ای متشکل از 14 کشورنفتخیز جهان است که درخاورمیانه،آفریقاوآمریکای لاتین قراردارند.این کشورهابرروی هم، نزدیک به چهل درصد نفت جهان راتولید می کنند.موقعیت مسلط اوپک دربازارنفت،به این سازمان امکان می دهد که همچون کارتل عمل کرده وباکنترل سطح تولید اعضا،قیمت نفت رادربازارجهانی مدیریت نماید.دهه ی 1970 ،دوران طلائی اوپک بود.دراین دهه،آمریکا بدلیل رشدسریع اقتصادی،هرچه بیشتروابسته به نفت شد.ازآن زمان تاکنون،روسای جمهورآمریکا،همیشه اوپک را تهدیدی جدی برای اقتصاد این کشورتلقی می کرده اند.اما اوپک درسالیان اخیر،باچند چالش بزرگ روبروگردیده که اختلاف میان اعضا،ظهورآمریکا به عنوان تولید کننده ی عمده ی نفت، وگرایش جهان به انرژی های پاک،ازآن جمله می باشند. آینده ی روابط میان آمریکاوعربستان سعودی نیز برموجودیت اوپک درسالهای آینده تاثیر خواهد گذاشت.

   اوپک درسال 1960 توسط ایران،عراق،کویت،عربستان وونزوئلا تاسیس شدودرسالهای بعد،اعضای جدیدی رانیزپذیرفت.پنج کشورموسس اوپک،قصدداشتند سازمانی راپایه گذاری کنند که همچون جبهه ای متحددربرابر کاهش بهای نفت وزیاده خواهی کمپانی های چند ملیتی ایستادگی کند.درآن زمان،شرکتهای نفتی،واردات نفت کشورهای غربی رادردست داشتند واز حمایت دولتهای خود نیزبهره مند بودند.موسسین اوپک،نه تنهاافزایش بهای نفت راخواستاربودند،بلکه کنترل بیشتربرمنابع نفتی خویش راازطریق کاهش وحذف امتیازات کمپانیهای چند ملیتی ونهایتا ملی سازی صنعت نفت دنبال می کردند.باگذشت60 سال ازآن تاریخ،اکنون اکثرکشورهای عضواوپک،کنترل کامل ذخائرنفتی خویش رادردست دارند.اعضای اوپک درجلسات منظم خود،سیاستهای خویش رادرزمینه ی تولید وبهای نفت، هماهنگ می سازند.بیشتراین جلسات،درمقراوپک دروینبرگزارمی شوند وریاست اغلب هیات هارا وزرای نفت کشورهای عضوبرعهده دارند.اداره ی امورروزمره ی اوپک نیزبرعهده ی دبیرکلی است که توسط اعضا انتخاب می شود.

       قدرت نمائی اوپک درعرصه ی جهانی،ازسال1973 آغازشد.دراواخراین سال،مصروسوریه دست به حمله ای برق آسا به اسرائیل زدند.آمریکا بلافاصله یک کمک 2/2 میلیارددلاری دراختیاراسرائیل قرارداد.درمقابل ،اوپک نیزبه سرعت تشکیل جلسه دادو باکاهش قابل ملاحظه ی تولید،صدورنفت به آمریکا ومتحدین اسرائیل راقطع کرد.مصرف کنندگان نفت به هراس افتادند وبازارنفت متشنج شد.دولت ریچارد نیکسون،به سیاست کنترل قیمت بنزین روی آورد که بروخامت اوضاع افزود. صف های بسیارطویل درمقابل جایگاههای بنزین کشورهای غربی تشکیل شد.هنری کی سینجر وزیرخارجه آمریکا،بادستپاچگی برای خاتمه ی جنگ وپایان دادن به تحریم نفتی،وارد میدان شد.دربدوامر، اعضای اوپک ازتحریم نفتی منتفع شدند وبین سالهای 1972 و1977 درآمد خویش را شش برابر کردند.معهذا، افزایش بهای نفت،موجب رکود اقتصادی درغرب گردید.تولید ناخالص داخلی آمریکا ازسال 1973 تا1975 حدودشش درصد کاهش پیداکرد وبیکاری دراین کشور دوبرابر شد. کاهش رشداقتصادی،موجب کاهش تقاضابرای نفت وسقوط بهای آن گردید.برخی کارشناسان،تحریم نفتی را"نخستین پیروزی بزرگ جهان سوم برغرب" نامیدند.

   اوپک دهه ی 1970 ،بخاطرتوانش دربه زانو درآوردن غرب،به کرات موردتمجیدویا تهدید قرارگرفت.این سازمان توانست تادهه ها،کنترل بازارنفت جهان رابدست گیرد.به همین دلیل،دیپلماتهای کشورهای نفتخیزنیزازقدرت چانه زنی بیشتری درعرصه ی جهانی برخوردارگردیدند.اما،این دوران طلائی دیری نپائید وبابروزاختلاف میان اعضا،دوران افول اوپک آغازشد.بخشی ازاین اختلاف،ازرقابتهای منطقه ای ناشی می شد وبخشی دیگرنیزازتفاوت نگرش به استراتژی اوپک سرچشمه می گرفت.بدین ترتیب، دهه ی 1980 راباید دهه ی اختلاف نظر برسرسهمیه بندی نامید. هریک ازاعضای اوپک خواستارسهمیه ی بیشتربود. دراین دهه،بویژه تلاش آندسته  ازکشورهاکه ازجمعیت بیشتروفشاربودجه ای افزونتربرخورداربودند،چشمگیرتربود.کشورهای ثروتمند اوپک ،بیش ازدیگراعضا،ازسیستم سهمیه بندی حمایت می کردندزیرااین سیستم،موقعیت برترایشانرادراوپک وبازارنفت حفظ می کرد.عربستان،امارات متحده عربی وکویت،ازجمله ی این اعضابودند که به راحتی می توانستند بهای نازل نفت راتحمل کنند ولذا ازمدافعان سرسخت قیمت نازل نفت وسیستم سهمیه بندی دراوپک بودند.ضمن اینکه ایران، عراق ولیبی ازافزایش بهای نفت حمایت می کردند.

   اما،موضع اوپک درسالیان اخیر،درپی فشارهای بودجه ای دربرخی کشورهای ثروتمند عضو این سازمان،پیچیده ترشده است.آنهادیگربطورمطلق مانع افزایش بهای نفت نمی شوند ولااقل سطح بالاتری ازقیمت رابرای خود وبازار ایده آل می دانند.معهذا اختلاف میان اعضای اوپک هرازچندی بالامی گیرد وبه منازعه ی آشکارتبدیل می شود.جنگ 8 ساله ی ایران وعراق وحمله ی عراق به کویت،اوج بحران دراوپک بود.برای نخستین بار، حاکمیت ملی یکی ازاعضا،ونه بهای نفت،دردستورکاراوپک قرارگرفت.حمله ی عراق به کویت،به خروج 4 میلیون بشکه نفت درروزازبازارمنجرگردید وباعث افزایش ناگهانی بهای نفت شد.دیگراعضای اوپک که ازتهاجم قریب الوقوع عراق به عربستان ونیزآینده ی خویش بیمناک بودند،موضع بیطرفی اتخاذکردند.اماباشکل گیری ائتلاف ضد عراق،این کشورهانیز به رهبری عربستان،برتولید خویش افزودند تاکسری نفت عراق وکویت رادربازارجبران نمایند.اینمواضع نشان داد که عربستان حرف اول رادراوپک می زند.این کشور،یک سوم کل ظرفیت اوپک،نفت تولید می کند ومی توانددرصورت لزوم،این مقداررانیزافزایش دهد. کارشناسان نفتی براین باورند که علیرغم وزنه ی متعادل کننده ی عربستان، قیمت نفت در غیاب اوپک،می توانست به مراتب نازلترازسطح کنونی باشد.

   ازسال 1973 به بعد،رابطه ی آمریکا بااوپک ،همیشه بادشواری همراه بوده است.تمامی روسای جمهور این کشورپس ازنیکسون،ازاستقلال نفتی آمریکا دفاع کرده اند.امااقتصاددانان،این هدف رافاقد توجیه اقتصادی می دانند.مدافعان تزاستقلال نفتی آمریکا معتقدند که کاستن ازوابستگی آمریکابه نفت اوپک،ضمن اینکه ازکسری تجاری این کشورمی کاهد وانعطاف پذیری آمریکارادربرابرنوسانات بازارنفت بیشترمی کند، تمرکزاین کشوربر خاورمیانه رانیزکمرنگترمی کند.معهذا وجود اوپک برای آمریکا وغرب منافعی نیزدارد. مثلا پرزیدنت جیمی کارترسعی کرد بابرجسته کردن نقش اوپک دربازارجهانی نفت،ازمصرف سوخت درآمریکا بکاهد.اماموضع کنونی پرزیدنت ترامپ دراین باره،قدری پیچیده تراست. ترامپ،اوپک راانحصارگرمی داند ولذا خواستار کاهش هرچه بیشتربهای نفت توسط این کارتل گردیده است.بدین ترتیب،اوبرخلاف روسای جمهورقبل ازخود عمل میکند که کاهش بهای نفت رابه معنی کاهش مالیاتهامی دانستند.کنگره آمریکانیزاخیرا تهدید کرد که قوانین ضد تراست راعلیه اوپک واعضای آن به اجراخواهد گذاشت.برای اعضای اوپک که این سازمان رابیشترازآنکه یک کارتل اقتصادی بدانند،یک کلوپ سیاسی می دانند،تهدیدهای آمریکا یک هدف رادنبال می کند وآن برجسته کردن اسطوره ی اوپک به منظور متمرکزکردن توجه سیاستگذاران آمریکائی براین سازمان می باشد.

   اگرچه اغلب کارشناسان،ترقی قیمت نفت را دولت مستعجل می دانند،اماهمین افزایش موقت نیز کشورهای وارد کننده رابه جستجوی انرژی های جایگزین تشویق وترغیب می نماید.این روند،چندی است که درغرب آغازشده است.بزرگترین چالشی که اکنون اوپک باآن روبروست، سوختهای غیرمتعارفی جون نفت شل است که باپیشرفتهای تکنولوژی، اکنون دست یافتنی تربه نظر می رسند.درسال 2009،پس ازنزدیک به 40 سال کاهش مداوم تولید نفت درآمریکا،استخراج نفت شل دراین کشورفزونی گرفت وباگذشت یک دهه ازآن تاریخ،تولید نفت آمریکادوبرابرشد.اوپک برای مقابله بااین تحول،دست همکاری بسوی روسیه وچند صادرکننده ی عمده ی غیراوپک درازکرده است تابتواند به راهبرد مشترکی بااین کشورهادست پیداکند: هماهنگی برسرمیزان تولید،تنظیم یک منشورجدید،وانعطاف پذیرترکردن سازمان اوپک درقالب طرح " اوپک پلاس"،ازجمله اقداماتی است که دردست انجام می باشند.این مشارکت،که فصلی نودرتاریخ اوپک محسوب می شود،باانتقاداتی ازسوی متحدین آمریکادراوپک روبروگردیده است.

   دربلند مدت،بارواج انرژی های جایگزین،بویژه خودروهای برقی،موجودیت اوپک بیشتردرخطرقرارمی گیرد.افزایش بهای سوختهای فسیلی ازیکسو وسوبسیدی که دولتهابرای انرژی های جایگزین می پردازند ازسوی دیگر،موجب کاهش مصرف سوختهای فسیلی وافزایش سرمایه گذاری درزمینه ی سوختهای جایگزین می گردد.تغییرات آب وهوائی در سالهای آینده،به این بحث دامن زده واوپک رابیش ازپیش تضعیف خواهد نمود.درشرائطی که اوپک،انرژی پاک راچالش عمده ی خود می دانست،ظهورناگهانی نفت شل،این سازمان راشگفت زده کرد.سازمان اوپک درسال 2015،باکاهش بهای نفت ،نسبت به این چالش عکس العمل نشان داد تاشاید باکاهش بهای نفت،نفت شل راازتوجیه اقتصادی بیاندازد.اما چنین نشد وتکنولوژیهای جدید،به تولیدکنندگان آمریکائی امکان داد تانفت شل را بابهائی به مراتب ارزان تر روانه ی بازارنمایند.بدین ترتیب،آمریکا به بزرگترین تولید کننده ی نفت جهان تبدیل شد.معهذا،ذخائرعظیم نفت شل آمریکا،هنوزمردم این کشورراازنفت اوپک بی نیازنکرده است.میزان تولید نفت آمریکا که حاصل تصمیمات مستقل دهها شرکت نفتی این کشورمی باشد،موجب بروزنوساناتی دربازارمی گردد که گاه ماههابه طول می انجامد.دراین مقاطع، نقش اوپک برجسته ترمی گردد واین سازمان می تواند مهرونشان خودرابرقیمت نفت باقی بگذارد.هنوزمشخص نیست که نفت شل چه تاثیری برروابط آینده ی آمریکابااوپک برجای می گذارد.ازسوئی کاهش وابستگی به نفت اوپک،دست سیاستمداران آمریکائی رادربرخورد بااعضای اوپک بازمی گذارد ودرروابط این کشوربا متحدین اوپک تغییرایجاد می کند،چنانچه تشدید برخورد باونزوئلا نیزحاصل این روند می باشد،وازسوی دیگر،این خطروجوددارد که افزایش تولید نفت درآمریکا،سیاست این کشوررادرزمینه ی تغییرات آب وهوائی،به سیاست اوپک نزدیکترکند.خروج دولت ترامپ ازمعاهدات تغییرات اقلیمی وشانه خالی کردن آمریکاازتعهدات بین المللی دراین زمینه نیزدرهمین چهارچوب قابل ارزیابی می باشد.

   رهبری سعودی که دولت ترامپ را به خروج از برجام واعمال تحریمهای نفتی وغیرنفتی برایران تشویق وترغیب نمود ودرازای آن ،مسئولیت حفظ آرامش دربازارنفت وتضمین جریان آزاد نفت به بازارهای جهانی رابرعهده گرفت،موجب تعمیق شکافهادراوپک گردیده است.درژانویه2019، قطررسما ازاوپک خارج شد واینکاررادراعتراض به تسلط بلامنازع عربستان براوپک وادامه ی محاصره ی اقتصادی این کشورانجام داد.اگرعربستان به مشی تحکم آمیزفعلی خود ادامه دهد،خطرفروپاشی اوپک جدی خواهد بود.بدین ترتیب،برای اوپک ومتحد جدیدش روسیه،احتمال فروپاشی اوپک،درکنارظهورنفت شل،استقلال نسبی آمریکااز نظرانرژی ومبارزه ی جهانی باتغییرات اقلیمی،به کابوسی ترسناک تبدیل شده است.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

ایران چگونه با تحریم کنار می آید؟

ایران چگونه باتحریم کنارمی آید ؟

   دولت پرزیدنت ترامپ،پس ازیکسال تهدید،سرانجام درمه 2018 ازبرجام خارج شد وباخروج ازاین پیمان،تحریم های گذشته وجدید را علیه ایران دوباره برقرارنمود.نخستین موج تحریمها دراوت همین سال،صنعت خودروسازی ومعاملات ارزوطلاراهدف گرفت ودومین موج نیزدرنوامبر،صنعت نفت،حمل ونقل وسیستم بانکی رازیرضربه قرارداد.حتی قبل ازاجرای دورجدید تحریمها،اقتصاد ایران به شدت ازناحیه ی تحریمها صدمه دیده بود.اما این بار،ارزش پول ایران دچارسقوط آزادشد وکمپانیهای اروپائی به سرعت ازایران خارج شدند.ایران چندین ماه تلاش کرد تابه کمک اعضای اروپائی برجام ونیزروسیه وچین،موج تحریمهارامهارکند تاشایددروهله ی بعد بتواند سیستمی رابرای دورزدن تحریمها،حداقل تاپایان دوره ی اول ریاست جمهوری ترامپ بیابد. به این امید که دوران زمامداری ترامپ به یک دوره محدود شده ورئییس جمهور بعدی این کشور به برجام بازگردد.

   درآوریل 2018 مشخص شد که بانک "فیوچر" بحرین،مخفیانه 7 میلیارددلار پول به ایران منتقل کرده است.علاوه براین،میلیونها دلارنیزبصورت حواله در اختیارایران قرارگرفته است.بانک " پیلاتوس" مالت نیزهمین کارراانجام داده ومیلیونهادلارپول ازطریق شرکت مسکن ونزوئلا به ایران پرداخته است.ایران همچنین اقدام به تاسیس بانک هائی درعراق،لبنان وسوریه کرد که مالکیت حقوقی آنهادردست اتباع این کشورهاست.این بانکها نیزبه ابزاری برای دورزدن تحریمها تبدیل شده اند.کشورهای کوچکی چون " سنت کیتز "، " کومور "، و"آنتیگوا "،فعالانه دردورزدن تحریمها به ایران کمک می کنند.اتباع ایران باخرید پاسپورت این کشورها،به تاسیس شرکتهای صوری دراین نقاط مبادرت ورزیده وازاین طریق به تجارت باایران می پردازند.مثلا دولت کومور،که یک جزیره ی کوچک آفریقائی است،چندی قبل بیش از یکهزارپاسپورت به اتباع ایران فروخته بود که باقطع روابط دوکشوردرپی نزدیکی کوموربه عربستان،این پاسپورت ها باطل گردید.راه دیگربرای دورزدن تحریمها،معامله باپول کشورفروشنده است.اماازآنجائیکه اکثراین پولهاقابل تسعیرنیستند لذا،این معاملات نهایتا شکل تهاتری به خود می گیرد. روسیه نیز که خود بخاطرمسئله ی اوکراین وحمله ی شیمیائی به مخالفان دراروپا، تحت تحریم آمریکاقراردارد،ازفاصله گرفتن هرچه بیشتر ایران ازدلارحمایت می کند.گفته می شود ایران،روسیه ،کشورهای واقع درقلمروشوروی سابق وترکیه،قصددارند شبکه ای یکپارچه برای پرداخت منطقه ای ایجاد نمایند.

   چین که بزرگترین خریدار نفت ایران وعمده ترین شریک تجاری این کشوراست، اخیرا یک پایانه برای تجارت باایران ازطریق یوان تشکیل داده است.اروپانیزچندی است که برای برپائی یک شبکه ی الکترونیکی پرداخت به عنوان جایگزین سویفت تلاش می کند اما ازآنجائیکه بانکهای اروپائی تمایلی به اینکارندارند،وظیفه ی برپائی این سیستم برعهده ی بانک مرکزی اروپاقرارگرفته است. فرض اصلی دراین طرح برآن است که آمریکا هیچگاه بانک مرکزی اروپاراتحریم نخواهد کرد. به موجب این طرح،بانک مرکزی اروپا،اسناد صدها وحتی هزاران معامله باایران را سرجمع کرده ومبلغ کل را یکجابه ایران منتقل می نماید تادرآنجامیان طرفهای ذینفع توزیع گردد.اماتاکنون هیچ کشوراروپائی،ازبیم تحریم آمریکا،میزبانی این سیستم رانپذیرفته است.البته به نظرنمی رسد حتی درصورت برپائی این سیستم، شرکتهای بزرگ ومعتبراروپائی تمایلی به همکاری باآن نشان دهند.اماکمپانیهای کوچک ومتوسط اروپا ازاین سیستم بهره مند گردیده واقلام بشردوستانه نیزآسانتر به دست ایران می رسند.

   جالب اینمه اخیرا بانک مرکزی ایران،پیش نویس مقررات پول مجازی راتنظیم کرد واعلام نمود که قصددارد ازاین پول در معاملات خارجی استفاده نماید.سیستم حواله نیزروش دیگری برای پرداختهای خارجی است که ایران وسیعاازآن درمعاملات خارجی استفاده می کند این سیستم در عملیات پولشوئی نیزکاربرددارد. اخیراپلیس ترکیه 417 مظنون به مشارکت در پولشوئی رادستگیرکرداین افراد419 میلیون دلارپول رابه صدها حساب بانکی درسراسرجهان منتقل کرده بودند که اکثرآنهامتغلق به ایرانیانی بود که درآمریکاساکن می باشند.باتوجه به سقوط سریع صادرات نفت ایران،تهیه ی ارزخارجی،بویژه دلار،به چالشی بزرگ برای اقتصاد این کشورتبدیل شده است.تنهاازماه ژوئن تاسپتامبرسال گذشته،یعنی درکمترازدوماه، بالغ برششصد هزاربشکه درروزازصادرات نفت ایران کاسته شد.اگرچه آمریکامایل است صادرات نفت ایران رابه صفربرساند وکشورهای اروپائی نیزبه سرعت درهمین مسیرحرکت می کنند اما،این هدف،حداقل درآینده ی نزدیک،دست یافتنی نیست.خریداران عمده ی نفت ایران،خرید خویش راکاهش داده امابه صفرنرسانده اند.دولت ایران نیزمشوق هائی رابرای خرید نفت عرضه کرده که علاوه برتخفیف های وسوسه انگیز،پرداخت هزینه ی حمل ونقل،پوشش بیمه ی ایرانی،واستفاده ی مجانی ازنفتکش های شرکت ملی نفتکش ایران رانیزشامل می گردد.این شرائط،برای کشوری چون هند واقعا وسوسه انگیزاست.پالایشگاههای بزرگ این کشور،به نفت ایران خوگرفته اند وبرای آنهابسیاردشواراست که نفت دیگری راجایگزین آن کنند.ازاین رو، مقامات هندی اعلام کرده اند که خرید نفت ازایران راکاهش می دهند اماهرگزآنرامتوقف نمی کنند.شرکت دولتی نفت چین نیز چندی است نفت خریداری شده ازایران رابانفتکش های غول پیکرایرانی تحویل می گیرد.خریداران نفت ایران،سیستم نفت درازای کالارا بطورجدی دردست بررسی دارند.حتی اتحادیه اروپا نیزاین سیستم را،درغیاب سیستم بلوکه کردن وجوه مربوط به خرید نفت ازایران دریک حساب اروپائی(روشی که دردور قبلی تحریمهااجراشد)،بهترین روش می دانند.

   روسیه نیزنفت ایران راخریداری کرده وباتغییراسناد،آنرابه عنوان نفت خویش روانه ی بازارمی کند.این روش که ازآن تحت عنوان"سواپ" یاد می شود،درشرائط عادی تجاری نیزاجرامی شود وهیچ منع قانونی ندارد،اما مشکل کاردرانتقال وجوه حاصله برای ایران است که باید به روبل صورت گیرد ویابه صورت تهاتری انجام شود.دردورقبلی تحریمها،ایران نفت خودرادرنفتکش هابرای فروش انبارمی کرد. اکنون نیزچندین سوپرتانکرایران، مالامال ازنفت،درجزیره ی خارک پهلوگرفته اند تادرزمان مناسب،محموله ی خویش را بصورت آشکاریاپنهان، دراختیارمشتریان قراردهند.این نفتکش ها هنگام انجام عملیات فروش،تمامی دستگاههای ارتباطی خویش راخاموش کرده ولذا،به هیچوجه قابل رهگیری نیستند.آنها اغلب نفت خودرا دروسط اقیانوس به نفتکش های دیگر منتقل می کنند.به این نفتکش ها "تانکرشبح" می گویند.

   ایران برای دورزدن تحریمها،به عراق وافغانستان نیزمتکی است.اکنون نیزمانند گذشته،بانکهای افغان،بهای بسیاری ازاقلام وارداتی ایران رابه طرف خارجی می پردازند.اخیرارئیس اتاق بازرگانی افغانستان اعلام کرد که ریال ایران باکامیون وارد افغانستان شده وتبدیل به دلارمی گردد.دلالان افغانی برای انجام این معامله، پنج تاهفت درصد کمیسیون می گیرند.قاچاق دلاربه ایران،به حدی رسیده که افغانستان راباکمبوددلارروبروکرده وموجب کاهش ارزش پول ملی این کشورگردیده است.به گزارش رویتر،روزانه بین 2 تا3 میلیون دلارازافغانستان به ایران منتقل می شود.ایرانی ها همچنین به خریددلاردرعراق روی آورده بودند که دولت عراق با تصویب قوانینی مانع ازاین کارگردید.درهمین حال،دولت عراق خواستاردریافت معافیت ازآمریکا برای خرید سوخت موردنیازنیروگاههای خودازایران است که 40 درصد برق عراق راتامین می کنند.بخشی ازکالاهای موردنیازایران نیزازطریق عراق به امارات وعمان منتقل شده وازآنجا روانه ی ایران می گردد. 68 هزار کول بر کرد نیز نقش مهمی درانتقال کالا وپول به ایران دارند.درهمین حال،تاسیس شرکتهای صوری درعراق،چین،لیختن اشتاین،موناکو، امارات متحده عربی وبرخی کشورهای دیگر،کاردورزدن تحریمها رابرای ایران آسانترکرده است.به گزارش نشریه وال استریت ژورنال، سپاه پاسداران ایران،تا کنون 150 شرکت صوری درگرجستان به ثبت رسانده که همگی بنام اتباع گرجی می باشند.ایران همچنین برای دسترسی به برخی اقلام حیاتی خود،ماننددارو،به سرمایه گذاری درکشورهای خارجی پرداخته واخیراسهام یک شرکت ورشکسته ی داروئی فرانسه راخریداری کرده وبیش از5 میلیارددلارنیزدر22 کشورجهان سپرده گذاری کرده است.سرمایه گذاری دریک شرکت خانه سازی افغان،شرکت برزیلی ساخت قطعات خودرو،یک شرکت لوله سازی آلمان،یک شرکت سرمایه گذاری عمان،ویک شرکت اماراتی برای تامین تجهیزات نیروگاهی،ازدیگرسرمایه گذاریهای خارجی ایران می باشند.دولت ایران برای کاستن ازفشارتحریمهابرمردم عادی،کالاهای استراتژیک راخریداری کرده وباسوبسید به مردم عرضه می کند. همچنین بسته های حمایتی برای کمک به اقشارضعیف جامعه،تدارک دیده شده است.

   بزرگترین برنده ی تحریمهای آمریکاعلیه ایران،چین است.باخروج شرکت نفتی توتال ازایران، یک شرکت چینی جایگزین آن شد.چین همچنین مترصد است که به محض عقب نشینی هند ازپروژه ی توسعه ی بندرچابهار،جای خالی این کشورراپرکند.قراراست هند برای ساخت دواسکله دراین بندر، پانصد میلیون دلار سرمایه گذاری نماید.درهمین حال،ماهیگیران ایرانی ازحضورقایق های ماهیگیری چین درآبهای خلیج فارس گله مندند.آنها می گویند که قایقهای چینی با صید عمقی، ذخائرآبزیان خلیج فارس رانابود کرده ومعیشت آنهارابامشکل روبرومی کنند.علیرغم اینکه اغلب ایرانیها،کالای چینی رانامرغوب می دانند اما،تولیدات چینی بازارایران راقبضه کرده اند.اکنون سیل داروهای چینی وهندی به ایران سرازیرشده وسلامت مردم رابه مخاطره افکنده است.

   چهاردهه ازحیات جمهوری اسلامی می گذرد.طی این سالها،ایران نشان داده که توانائی بقا درشرائط دشواررادارد.به نظرمی رسد مردم این کشورنیزبه فشارتحریم ها خوگرفته اند.دراین سالها،دولت ایران همیشه گناه مشکلات کشوررابه گردن آمریکاانداخته است.البته شک نیست که بخشی ازمشکلات امروزایران ناشی از تحریمهاست اما،بخش مهمترآن،ازشیوع فساد گسترده وناکارآمدی دولتمردان وسیستم مدیریتی ایران ناشی می شود: مشکلی که اگررفع نشود،ایران حتی درغیاب تحریمهانیزقادرنخواهد بود کشتی طوفانزده ی خویش رابه ساحل مقصود برساند.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

 

جهان رویاروی 14 چالش بزرگ

جهان رویاروی 14 چالش بزرگ

   جهان،سال گذشته را درحالی پشت سرگذاشت که نرخ فقرمطلق به پائین ترین سطح خوددرتاریخ بشررسید وفقرای دنیادرمناطقی خاص ازجهان متمرکزشدند.جهان اکنون علاوه برفقر،باچالش های دیگری نیزروبروست که معضل آوارگان،تغییرات اقلیمی،عدم دسترسی به امکانات مالی،معضل ذباله وپسماند،سوتغذیه ی کودکان، سقوط استانداردهای آموزشی،تغییرالگوهای مهارتی ورفتاری،تبعیض علیه زنان،بحران دیون،چالش شهرنشینی وعدم دسترسی به برق وآب سالم،ازآن جمله می باشند.

1)  فقرمفرط،به پائین ترین سطح درتاریخ بشررسید.درسال1990 بیش از یک سوم مردم جهان درفقر مطلق(یعنی زندگی بادرآمد کمتراز1/9 دلاردرروز) به سرمی بردند.درسال 2015 این رقم به 10 درصد کاهش پیداکرد که رکوردی بزرگ درتاریخ بشر محسوب می شود.امانرخ فقردرمناطق آشوب زده ی جهان به 36 درصد رسید وهمچنان درحال افزایش می باشد.

2)  فقرمفرط درمناطق خاصی ازجهان متمرکزشده است.تعداد این فقرا درکشورهای حاشیه ی صحرای آفریقا از 278 میلیون نفردرسال 1990 به 413 میلیون نفردرسال 2015 افزایش یافت. حاشیه ی صحرای آفریقا هم جایگاه 27 کشوراز28 کشوری است که فقیرترین کشورهای جهان محسوب می شوند.انتظارمی رود به زودی نیجریه، هند راازاین نظرپشت سربگذارد.علل نهفته درورای فقرمفرط آفریقا،کاهش نرخ رشد اقتصادی، مناقشات قومی وفرقه ای، ناکارآمدی نهادها،فساد وعدم جهت گیری رشد اقتصادی به نفع فقرامی باشد.

3)  آوارگان جهان روبه افزایش اند. امروزه تعداد افرادی که ازبیم پیگرد،خشونتهای قومی وفرقه ای ازخانه وکاشانه ی خود آواره می شوند، به بالاترین سطح درتاریخ بشررسیده است. درحال حاضر 40 میلیون نفردر کشورخود و4/25 میلیون نفر دردیگرکشورهای جهان آواره اند.برخلاف تصوررایج،85 درصد آوارگان جهان به کشورهای درحال توسعه وارد می شوند و55 کشورثروتمند جهان فقط 15 درصد این آوارگان رامی پذیرند که بالاترین رقم آنها با 970 هزارنفر مربوط به آلمان است. اغلب کشورهای میزبان،منابع خودرابرای نگهداری پناهجویان کافی نمی دانند.لبنان که میزبان بیشترین تعداد پناهندگان جهان است،ازاین نظربادشواری بیشتری روبروست.ازهر4 نفرجمعیت این کشور،یکی پناهجوست.حدود 700 هزار پناهنده ی میانماری دربنگلادش به سرمی برند ودرحال حاضر،یک میلیون پناهنده در "کاکس بازار"،بزرگترین اردوگاه پناهندگان جهان،درشرائطی رقت باربه سرمی برند.حدود سه میلیون نفرونزوئلائی نیزازبیم بحران اقتصادی،آواره شده اند که بیش ازیک میلیون نفرازآنهادرکلمبیا سکنی گزیده اند.

4)   چشم اندازتغییرات اقلیمی نگران کننده است وبرای نیل به حداکثر1/5 درجه افزایش دمای زمین،باید اقدامات گسترده ای درزمینه ی الگوی انرژی،صنعت، مسکن،حمل ونقل وشهرسازی صورت گیرد.بایدازانتشار دی اکسید کربن تاسال2030 حدود45 درصد کاست وآنرا تاسال 2050 به صفررساند.دمای زمین اکنون نسبت به قبل ازانقلاب صنعتی، یک درجه ی سانتیگراد گرم ترشده است واگراین روند ادامه پیداکند،زندگی انسان وسیستم های طبیعی دستخوش تغییری شگرف خواهد شد.دراین صورت،بروزخشکسالی،سیل ودیگرمصائب طبیعی،دوچندتن می شود.سطح دریاهابالاترمی آید وبرخی گونه های زیستی ازبین می روند.اگرتاسال2100 دودرجه به دمای زمین افزوده گردد،سطح دریاها10 سانتی متربیشتراز افزایش 1/5 درجه ای دمای زمین بالاخواهدآمد.افزایش دمای زمین،صد هامیلیون نفربرتعداد فقرای جهان خواهد افزود.تاسال2050 بسیاری ازمردم برای گریزازشرائط نامساعد آب وهوائی،آواره می شوند که بیشترین آنها ساکنین حاشیه ی صحرای آفریقا وآمریکای لاتین خواهند بود(بیش از140 میلیون نفر)

5)   آلودگی هوا به مرزهشداررسیده است.9 نفرازهر10 نفرجمعیت زمین، هوای ناسالم تنفس می کند.به نظرسازمان بهداشت جهانی،4300 شهردر 108 کشورجهان،اکنون درزمره ی آلوده ترین نقاط دنیاقرارمی گیرند.بالا ترین آلودگی هوادرمنطقه ی شرق مدیترانه وجنوب آسیاست که میزان آلودگی آن، گاه از5 برابر استاندارد جهانی بالاترمی رود.ساکنین 97 درصد شهرهای واقع درکشورهای کم درآمد ومتوسط الدرآمد بابیش از یکصد هزار نفرجمعیت،هوای ناسالم تنفس می کنند.براساس برآورد سازمان بهداشت جهانی،سالیانه حداقل 7 میلیون نفردراثرتنفس هوای آلوده جان می بازند که 90 درصدآنها ساکنین کشورهای کم درآمد ومتوسط الدرآمد می باشند.

6)   حداقل 33 درصد پسماندهای جهان،درفضای آزاد رهامی شوند.کشورهای کم درآمد،93 درصد زباله های خودرامی سوزانند وبقیه رادرجاده ها، رود خانه ها وزمین های بایررهامی کنند.این رقم برای کشورهای ثروتمند فقط 2 درصد می باشد.افزایش پسماندهای جامد،ضمن اینکه تغییرات آب وهوائی زمین راتسریع می کند،منبع مهمی برای آلودگی زمین واقیانوسها نیزمی باشد.جهان سالیانه 242 میلیون تن متریک زباله ی پلاستیکی تولیدمی کند. 90درصد زباله های رهاشده دراقیانوسهاراپسماندهای پلاستیکی تشکیل می دهند که ازاین میزان،62 درصد مربوط به بسته بندی پلاستیکی نوشابه ها و مواد غذائی می باشد.ازآنجائیکه مدیریت پسماند،بسیارپرهزینه است،لذا، باید توسط دولت انجام گیرد.امادرحال حاضر،دولتها فقط 50 درصد پسماند های جامدرا مدیریت می کنند وبقیه ی کار برعهده ی بخش خصوصی،بنگاه های غیرانتفاعی ونهادهای جامعه ی مدنی گذاشته می شود که ازتوان مالی کافی برای این کاربرخوردارنیستند.

7)   سوتغذیه وفقدان امکانات بهداشتی فقرا،موجب عقب افتادگی جسمی وذهنی بسیاری ازکودکان جهان می گردد.درحال حاضر،بیش از 6/2 میلیارد نفراز جمعیت جهان به سرویس بهداشتی وآب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. سالیانه 6/1 میلیون نفردرجهان دراثرعدم دسترسی به امکانات بهداشتی جان می بازند.بیش از150 میلیون کودک عقب مانده درجهان وجوددارند که به علت عدم مراقبت کافی دردوران بارداری،سوتغذیه ومراقبتهای ناکافی پس اززایمان،به این مشکل دچارشده اند.درمغزاین کودکان،کمترازمغزکودکان سالم،ارتباطات عصبی برقرارمی شود ولذاآنها درمدرسه،ومحیط کار از همتایان خود عقب می مانند.بدیهی است دردنیای رقابتی امروز،جائی برای این قبیل کودکان وجودندارد.

8)   استانداردهای آموزشی وپرورشی ،درنیمی ازمراکزفرهنگی جهان رعایت نمی شوند.اگرچه جهان امروز،بیشترازهرزمانی درگذشته،تحصیلکرده و آموزش دیده است،اماتفاوت فاحشی میان این آموزشها به چشم می خورد. تحقیق انجام شده درمدارس 160 کشورجهان نشان می دهد که نتایج آزمون برگزارشده بین 600 تا300 وکمتر بوده است.علت این تفاوت،به اختلاف فاحش شیوه ی زندگی،بهداشت،تغذیه وبرنامه ی آموزشی درکشورهای فقیر وثروتمند بازمی گردد.درحال حاضر،حدود 260 میلیون کودک درکشورهای فقیر،ازتحصیل بازمانده اند.غیبت مکرراستادان وعدم کسب استانداردهای علمی وعملی توسط ایشان ونیزتعطیلی مراکزآموزشی بعلت بروزخشونتهای فرقه ای وقومی،ازدیگرعلل این تفاوت می باشد.

9)   تقاضای جهان برای نیروی کارماهر،روبه افزایش است.جهان امروز،مهارت حرفه ای،مهارت رفتاری،ومهارتهای ترکیبی راکه برتطابق پذیری نیروی کارمی افزاید، می طلبد.مشاغل وصنایع جدید،جایگزین انواع قدیمی می گردند وتکنولوژی،چشم انداز بسیاری ازمشاغل موجودراتغییرمی دهد.این روند که مدتهاست درممالک توسعه یافته جریان دارد،به تازگی درکشورهای روبه توسعه نیزآغازشده است.اکنون سرمایه گذاری برروی نیروی انسانی،به اولویت مبرم دولتها وبنگاههای اقتصادی مبدل شده است.

10)                2/7 میلیارد زن درجهان،ازتبعیض جنسیتی رنج می برند وقوانین تبعیض آمیزنیزکم وبیش،مانع ازدسترسی زنان به اشتغال می گردد.براساس بررسی های انجام شده،درحال حاضردر104 کشورجهان،زنان ازاشتغال دربرخی مشاغل منع می شوند و59 کشورنیزاصولافاقد قوانین لازم دراین زمینه می باشند.در18 کشورجهان،مردمیتواند به موجب قانون،مانع ازاشتغال همسرخود گردد.کشورهای خاورمیانه،شمال آفریقا وجنوب آسیا، ازاین نظردروضع بدتری قراردارند ورتبه بندی آنها درطیف امتیازی صفر تا صد،به کمتراز20 محدود می گردد.معهذا،طی سالیان اخیر،65 کشورجهان قوانین خودرادراین زمینه،تاحدودی اصلاح کرده اند. مبارزه ی زنان درکشورهای روبه توسعه،برای کاستن ازاین شکاف، همچنان ادامه دارد.

11)                 دیون کشورهای کم درآمد ومتوسط الدرآمد،بیش ازسه برابر شده است. میزان استقراض این کشورها از181 میلیارددلاردرسال 2016 به 607 میلیارددلاردرسال 2018 رسیده است.11 کشورکم درآمد ومتوسط الدرآمد جهان،چندین برابر درآمد ناخالص ملی خود قرض می کنند.افزایش دیون این کشورها،سهم به سزائی درافزایش کلی دیون جهانی داشته که نسبت به قبل ازبحران مالی 2008 ،شصت درصد افزایش نشان می دهد. افزایش دیون درکنارتنش های تجاری،رشد اقتصادی جهان راکند کرده وکارمبارزه بافقررا دشوارترمی کند.

12)                 شهرنشینی درجهان دوبرابرشده است.درسال1960 یک سوم جمعیت جهان درشهرهاساکن بودند امااکنون این رقم از55 درصد فراتررفته است. هرروز تعدادبیشتری ازمردم درجستجوی کار،آموزش وزندگی بهتر،راهی شهرها می شوند.انتظارمی رود 90 درصد افزایش جمعیت شهرهاتاسال 2050 متعلق به کشورهای درحال توسعه ی آفریقائی وآسیائی باشد که 25 درصد این افزایش متعلق به چین،هندونیجریه می باشد.80 درصد ثروت جهان درشهرهاتولید می شوداما،دوسوم انرژی دنیارانیزمصرف می کنند وبیش از70 درصد گازهای گلخانه ای آنرا تولید می نمایند.براساس برآورد انجام شده ،هنوزنیمی ازشهرهائی که قراراست تاسال2050 جمعیت اضافی جهان رادرخود جای دهند،احداث نشده اند وازآنجائیکه نحوه ی ساخت این شهرها،شکل دهنده ی شیوه ی زندگی مادرآینده خواهد بود،لذا بایددرطراحی وساخت آنها دقت کافی بکاررود.

13)                 بیش از2/1 میلیارد نفرازمردم جهان،به خدمات مالی دسترسی ندارند. معهذا،69 درصد جمعیت جهان به نهادهای مالی ویاخدمات مالی دیجیتال دسترسی دارند.درممالک روبه توسعه،تعداد کسانی که به خدمات مالی دسترسی دارنداز54 به 63 درصد افزایش یافته است.بی پولی،فقدان اسناد هویتی،بعد مسافت وهزینه،ازجمله عوامل محروم ماندن بخش بزرگی ازمردم جهان ازخدمات مالی می باشد.

14)                 آهنگ دسترسی به برق درجهان تسریع شده وسالیانه118 میلیون نفرازجمعیت جهان ازاین نعمت برخوردارمی گردند.تنهاازسال 2010 تاکنون،40 کشورجهانموفق شده اند به اقصی نقاط خاک خود برق رسانی کنند.موفق ترین این کشورها بنگلادش،اتیوپی،کنیا وتانزانیا بوده اند که سالیانه 3درصد به نرخ برق رسانی درخاک خودافزوده اند.اماهنوزشکاف باقی است.بخشی ازاین شکاف رامی توان با احداث شبکه های کوچک برق واستفاده ازانرژی های تجدید پذیرپرکرد.ازاین طریق می توان انرژی پاک راباهزینه ای کمتردراختیارمصرف کننده قرارداد وبه پایداری شبکه ی برق در جهان نیزیاری رساند.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com