مقتدی صدر:
کارنامه ی دروز ، عملکرد امروز
جنبش صدر، اکنون بحرانی ترین دوران تاریخ خودرا سپری می کند.قدرت سیاسی ونظامی این گروه، روبه افول است. فقرای شهری وقبائل شیعه، که زمانی پایگاه اصلی جنبش صدر محسوب می شدند،اکنون بتدریج ازاین گروه رویگردان می شوند.
جنبش صدر دردهه ی1990 ، تحت رهبری " آیت الله محمد صادق صدر" موجودیت یافت.مرگ روحانی برجسته ی شیعه " آیت الله العظمی عبدالقاسم خوئی" ، زمینه رابرای قدرت گرفتن صادق صدرآماده کرد.اوکه برآمده ازیک خانواده ی بانفوذ عراق بود،تحصیلات حوزوی خودرا نزد "آیت الله محمد باقرصدر" روحانی برجسته ی شیعه وبنیانگذار"حزب الدعوه" ی عراق، فراگرفت.صادق صدر، طلاب وروحانیون دون پایه رابه سراسرجنوب عراق اعزام می کرد تاشبکه ی خودرا میان محرومین شهری وقبائل شیعه ی این منطقه گسترش دهد.آنهادراین مناطق،دفترنمایندگی، مدرسه، مسجد ودرمانگاه دائرمی کردند.بدین ترتیب، صادق صدر درمیان مردم جنوب عراق، محبوبیت فراوان کسب نمود.صادق، بانظرات انزواگرایانه ی روحانیون نجف، بویژه " آیت الله العظمی سیستانی" مخالف بود. سیستانی معتقد است که روحانیون نباید درسیاست دخالت کنند وفقط باید برمسائل مذهبی تمرکز نمایند. صادق صدر دراواخرعمر، صریحاً تشکیل دولت اسلامی به رهبری روحانیون رادرعراق تبلیغ وترویج می کرد.
صادق صدر، برخلاف دیگررهبران سیاسی ومذهبی شیعه ی عراق، مانند خانواده ی " حکیم" وآندسته ازرهبران حزب الدعوه که درتهران، دمشق ، لبنان ولندن، به حالت تبعید زندگی می کردند وازدستورات حکام این کشورهاتبعیت می نمودند،هیچگاه خاک این کشوررا ترک نکرد ومستقل باقی ماند.بنابراین،جنبش صدری،ازهمان ابتدا، یک جنبش پوپولیستی، ناسیونالیستی، ومذهبی بود.ازسال1997، صادق صدر نمازجمعه را درمنطقه ی پرجمعیت حومه ی بغداد که به " شهرک انقلاب" ( مدینه الثوره) معروف بود، برپاکرد که بعدها"شهرک صدر" نام گرفت.رژیم صدام، درابتدا براعمال صادق صدرچشم فروبست زیرااوراقابل کنترل می دانست.اما سخت دراشتباه بود زیراصادق صدر به زودی انتقاد ازرژیم راآغازنمود ودرجریان نمازجمعه ی " کوفه"(1999) خواستارآزادی صدها روحانی ودانشجوی دربند عراقی گردید.بعد ازاین سخنرانی،برگزاری نمازجمعه ممنوع شد ومردان مسلح، صادق صدر و دو فرزندش راهنگام بازگشت ازکوفه، به قتل رساندند." مقتدی صدر" پسرکوچک محمد صادق صدر،که درآن زمان25 سال داشت، بدلیل عدم حضور درکوفه، زنده ماند اما تحت حبس خانگی قرارگرفت.رژیم صدام، باحمله ای همه جانبه، دفاترجنبش صدررادرسراسرخاک عراق تعطیل کردوگردانندگان آنها رابازداشت نمود.پس ازمرگ صادق صدر،گروهی ازروحانیون جوان هواداراو، شامل " ریاض النوری"، " محمد طباطبائی"، " مصطفی الیعقوبی"، " قیس الخزاعی" و " جابرالخفجی"، رهبری جنبش رابدست گرفتند.معهذا، تاسال2003، جببش صدر زیرزمینی باقی ماند.دراین سالها،پیروان صادق صدر،برسرمرجعیت شیعه دچاراختلاف شدند. برخی ازآنها ازآیت الله سیستانی تقلید کردند وبرخی دیگر، ازجمله نزدیکترین یاران صادق صدر، مقلّد " آیت الله کاظم حائری" شدند.اما همه ی آنها دریک نکته اتفاق نظرداشتند وآن اینکه مقتدی صدر،بی تجربه ترازآن است که رهبری جنبش رابدست بگیرد.دراین زمان،مقتدی صدرازبیماری اختلال دوقطبی( افسردگی – شیدائی) رنج می برد.
دراین شرائط، ودر8 آوریل 2003، بغداد بدست نیروهای ائتلاف شقوط کرد.آیت الله حائری، باصدورفتوائی ازشیعیان عراق خواست که قدرت رابدست گیرند وبلافاصله،مقتدی صدررانیزبعنوان نماینده ی خویش درعراق تعیین نمود.مقتدی صدر که بعنوان نماینده ی آیت الله حائری مسئولیت جمع آوری وجوهات شرعی رانیزبرعهده گرفته بود، به توان مالی هنگفتی دست پیداکرد که نیمی ازآن خرج طلاب می شد ونیمی دیگرراهی دفتر مقتدی صدرمی گردید.بااین پول،مدارس علمیه بسرعت بازگشائی شدند، شبه نظامیان سازمان یافتند وخدمات اجتماعی دردسترس محرومین شیعه قرارگرفت.کاربه جائی رسید که حتی برای محاکمه ی خلافکاران،دادگاههای شرع برپاگردید.درهمین ایام،روحانیون وابسته به جنبش صدر، رسماً خواستاراجرای قوانین اسلامی درمناطق تحت کنترل خود شدند ومقتدی صدرنیز دستورممنوعیت شرب خمر والزام زنان به پوشش اسلامی را صادرکرد.امااین دستورات، چندان جدّی گرفته نشد زیرا شیعیان، مقتدی صدررا صاحب فتوی نمی دانستند. محمدالیعقوبی روحانی برجسته ی شیعه،بااعلام اینکه محمد صادق صدر درزمان حیات، اورابرای جانشینی خود انتخاب کرده بود، ازمقتدی صدر جاشد و"حزب فضیلت" راپایه گذاری کرد.این حزب راباید نخستین انشعاب سازمانیافته درجنبش صدر تلقی کرد.معهذا، جنبش صدر، درانتخابات 2005 توانست 15 کرسی پارلمانی بدست آورد.دراین زمان، مرکزنفوذ جنبش صدر، شهر بصره بود.
درسالهای نخست پس ازاشغال، مقتدی صدر موضعی افراطی درقبال نیروهای ائتلاف، برگزاری انتخابات ومواضع روحانیون ارشد شیعه اتخاذ کرد.نیروهای تحت امراو، درسالهای قبل از2011 ، علاوه برترورتعداد زیادی ازسربازان آمریکائی، تلاش کردند تا برخی روحانیون برجسته ی شیعه ازجمله " محمد سعید حکیم" و " عبدالمجید خوئی" رانیزاز سرراه بردارند. مقتدی صدر، نیروهای ائتلاف را " اشغالگر" می خواند وخواستارمقاومت دربرابر آنها واخراج ایشان ازکشورگردید.اوهمچنین میان جنبش خود وعناصربازگشته ازتبعید، بویژه " مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق" و"حزب الدعوه"، خط فاصله کشید. مقتدی صدر بلافاصله تلاش برای دردست گرفتن کنترل حوزه علمیه ی نجف راآغازکرد وتوطئه ای رانیزعلیه جان " شیخ عبدالمجید خوئی" فرزند آیت الله العظمی خوئی، سازمان داد.خوئی که از ائتلاف حمایت می کرد، به تازگی ازتبعید لندن به نجف بازگشته وبه کمک نیروهای آمریکائی در این شهرمستقرشده بود.اندکی پس ازترورخوئی، پنجاه نفرازعناصرمسلح وابسته به مقتدی صدر،خانه ی آیت الله سیستانی رادرنجف محاصره کرده وخواستارخروج اوازعراق طی 48 ساعت گردیدند.اگرچه این غائله بادخالت روسای قبائل منطقه فروکش کرد اما دادگاه جنائی فدرال عراق، حکم بازداشت مقتدی صدر، مصطفی الیعقوبی، وریاض النوری رابه جرم صدوردستور حمله به خوئی ومنزل آیت الله سیستانی صادرکرد. ودولت موقت نیز نام مقتدی صدررا ازشورای اداری عراق حذف نمود.
دراین زمان،مقتدی صدرسعی می کرد درسازماندهی تشکیلات خود،حزب الله لبنان راالگوقرارداده وفعالیتهای سیاسی، نظامی واجتماعی رادرهم تلفیق نماید. نیروهای ائتلاف، روزنامه ی " الحوزه" ارگان رسمی جنبش صدرراتوقیف کرده ومصطفی الیعقوبی وچند تن دیگرازرهبران این جنبش رادستگیرنمودند." جیش المهدی" بازوی نظامی جنبش صدر، دراعتراض به این اقدامات، یک سلسله تظاهرات دربغداد، کربلا، نجف وکوفه برگزارکرد که خود به عملیات گسترده ی ائتلاف برعلیه جنبش صدرانجامید.درگیری میان طرفین، دو ماه بطول انجامید وبه حرم ائمه ی شیعه ، خساراتی واردآمد.چند ماه بعد نیز باحمله ی یک گروه ازرزمندگان جیش المهدی به قرارگاه تفنگداران آمریکائی درنجف،درگیریهاازسرگرفته شد.دراوج این درگیری،آیت الله سیستانی که برای معالجه درلندن به سرمی برد،به عراق بازگشت وابتکارآتش بس رابدست گرفت.حرم حضرت علی وشهرنجف، منطقه ی غیرنظامی اعلام شد، نیروهای ائتلاف وجیش المهدی ازنجف وکوفه خارج شدند وامنیت این دوشهربه نیروهای امنیتی عراق سپرده شد. همچنین قرارشد خسارات وارده به مردم نیزتوسط دولت فدرال جبران شود.بدین ترتیب، صدری ها نجف راازدست دادند ومقتدی صدر به همراه دیگر رهبران جنبش، مخفی شدند.
بعدازاین دو برخورد،اختلاف درجنبش صدربالاگرفت وچهره های شاخص این جنبش، پس ازشکست جیش المهدی درنجف، علم مخالفت برافراشتند.آیت الله کاظم حائری نیز رابطه ی خودرابامقتدی صدرقطع کرد وازاین جنبش فاصله گرفت.اواعلام کرد که دیگر مقتدی صدرنماینده ی وی درعراق نیست وپیروانش نباید وجوهات شرعی رابه اوبپردازند. احتمالاً این تصمیم حائری،که بادخالت دولت ایران اتخاذ شد،حاکی ازآن بود که ایران قصددارد سیاست دیگری رادرقبال مقتدی صدردرپیش بگیرد.رهبرایران به سپاه قدس دستورداد که تابرگزاری انتخابات آینده ی عراق،عملیات خودرادراین کشور، مخفیانه انجام دهد.اندکی بعد، " قیس الخزاعی" معاون وسخنگوی جنبش صدرکه نقش بسزائی درحفظ جنبش دردوران پس ازمرگ صادق صدر داشت،ازاین جنبش جداشد.اختلاف میان این دو،درجریان جنگ نجف پدیدارشد.قیس الخزاعی نیروهای تحت امرش رابدون توجه به دستورات مقتدی صدر هدایت می کرد.برخی دیگرازفرماندهان جیش المهدی نیزنیروهای تحت امرخویش را مستقل از صدر و خزاعی، هدایت می کردند.سرشناس ترین آنها، " اسماعیل حافظ اللامی" معروف به "ابودرع" بودکه ازجیش المهدی جداشد، گروه خاص خودراتشکیل داد وبه آدم ربائی، شکنجه وقتل صدها نفرسنّی مذهب پرداخت.این گروه، " عواد مشهدانی" عضو برجسته ی سنّی مذهب پارلمان ونیزکارکنان ارشد وزارت علوم عراق را درسال2006 ربود ولذا درلیست سیاه نیروهای ائتلاف قرارگرفت ومجبورشد به ایران بگریزد.اما، اللامی همچنان ازایران جوخه های مرگ خودرا هدایت می کرد.یک سال پس ازبرگزاری نخستین انتخابات عراق، مقتدی صدرازانزوا خارج شد ولحنی مسالمت جویانه درقبال دولت عراق درپیش گرفت. اوباقیس الخزاعی آشتی کرد ووی رابه همراه " اکرم الکعبی" ودوتن دیگر، به مسئولیت نظارت بردفاترجنبش درسراسرعراق گماشت.صدر به ائتلاف "عراق متحد" پیوست وبامشارکت حزب الدعوه توانست 30 کرسی پارلمانی راازآن خود کند.این ائتلاف، وزارتخانه های بهداشت،حمل ونقل، وکشاورزی رانیزدراختیارگرفت.دراین زمان، حزب الله لبنان،" علی موسی دقدوق" رابرای آموزش شبه نظامیان عراقی به این کشورفرستاد.بخش بزرگی ازاین شبه نظامیان رااعضای جیش المهدی تشکیل می دادند.دقدوق ، عضو واحد 2800 حزب الله بود که مسئولیت حمایت، آموزش، وتامین مالی شبه نظامیان افراطی منطقه رابراساس رهنمودهای سپاه قدس ایران، برعهده داشت.دقدوق، شبه نظامیان عراقی رادستچین می کردوآنها رادرگروههای 20 تا60 نفره به قرارگاه آموزشی درایران اعزام می نمود تادرآنجا نحوه ی کارباخمپاره انداز،راکت، تک تیراندازی،آدم ربائی، ساخت وبکارگیری مواد انفجاری وعملیات اطلاعاتی رابیاموزند.مواد انفجاری که توسط این افراد ساخته می شد، بسیارمرگباربود زیرا درساخت آنهاازصفحات مسی لمسی استفاده می شد که بااندک فشارخودروهای سنگین نظامی منفجرمی گردید.این مواد انفجاری، درسالهای بعد،جان صدها نیروی ائتلاف ودولتی عراق راگرفت. دقدوق همراه با " یوسف هاشم"، بارها به تهران سفرکرد وبا " قاسم سلیمانی" دیداروگفتگو نمود.شبکه ی تحت امر قیس الخزاعی، که ظاهراً وابسته به جناح صدربود، عملیات مستقل خودرا تحت نام " عصائب اهل حق"دنبال می کرد. خزاعی منابع مالی،آموزشی وتدارکاتی جداازجنبش صدرداشت که ازایران تامین می شد.اکرم الکعبی که دراین زمان، فرماندهی کل جنبش صدررابرعهده داشت، روابط نزدیکی با خزاعی برقرارکرده بود.شبکه ی قاچاق " مصطفی الشیبانی"، کارتدارک شبکه ی قیس الخزاعی رابرعهده گرفت.شیبانی که دردهه ی 1990 عضو لشکربدربود،شبکه ای با 280 عضو تشکیل داده بود که درقالب 17 تیم عملیاتی، به کارقاچاق سلاح ودیگراقلام ازایران به عراق مشغول بود واقلامی چون پول،موشک، خمپاره،موادانفجاری ومهمات رادراختیار گروههای نیابتی ایران قرارمی داد.دراین زمان،سپاه قدس ایران،تمامی گروههای شبه نظامی منشعب از گروه صدرراتحت پوشش خود گرفته بود وخود نیز ایجاد گروههای نیابتی جدید را دردستورکارقرارداده بود.بخصوص شبه نظامیانی که دراستانهای بصره و میسان فعال بودند، ازحمایت ایران برخوردارمی گردیدند." احمدالفرطوسی" که فرمانده ی جیش المهدی درمنطقه ی بصره بود، حملات متعددی را علیه نیروهای انگلیسی سازمان داد که اغلب آنهابدون اطلاع ودستور مقتدی صدر وباکمک تسلیحاتی وتدارکاتی ایران صورت می گرفت.اندکی بعد، فرطوسی به اسارت نیروهای انگلیسی درآمد اما جیش المهدی همچنان به عملیات تروریستی وپاکسازی قومی درجنوب عراق ادامه داد ودرعین حال، باحضورعناصرالقاعده دراین مناطق نیز مبارزه می کرد. گروههائی ازجیش المهدی نیزبرای تامین منابع مالی خود، به فعالیتهای جنایتکارانه مانند قاچاق، اخاذی وآدم ربائی روی آورده بودند.سیستم مافیائی حاکم برجیش المهدی، کنترل مقتدی صدررابرنمی تابید. هرچه رهبران محلی این گروه، بیشترقدرت می گرفتند وازاستقلال مالی بیشتری برخوردارمی گردیدند،کنترل آنها دشوارتر می گردید.آنهادیگردستورات مقتدی صدرورهبران مذهبی نجف راجدّی نمی گرفتند.حمایت ایران ازاین گروههانیزبه آتش تفرقه درجنبش صدر دامن می زد.
اندکی بعد،سقوط سیاسی جنبش صدرنیزآغازشد.تااواخرسال2006، مالکی ازرهبران جنبش صدر وفرماندهان جیش المهدی حمایت می کرد ومانع ازبرخورد نیروهای ائتلاف باایشان می گردید.دولت مالکی، ورود به شهرک صدر وانجام عملیات درآنجارابرای نیروهای ائتلاف ممنوع کرده بود.لذا شهرک صدر،به بهشتی امن برای تروریستها تبدیل شده بود.اما بزودی، نیروهای ائتلاف پی بردند که تثبیت شرائط امنیتی عراق،بدون مبارزه با جوخه های مرگ وابسته به جیش المهدی ممکن نیست. لذا، دولت مالکی، تحت فشار دولت پرزیدنت بوش ودرچهارچوب طرح جدید اوبنام " راه جدید به پیش"، سرانجام باهدف قراردادن جنبش صدر موافقت کرد. براساس این طرح، آمریکابااعزام دو تیپ جدید به عراق، استراتژی خودرادراین کشور، از " گذار" به " مبارزه باتروریسم" تغییرداد وبرای نخستین بار، نیروهای ائتلاف وارد شهرک صدرشدند.عملیات نیروهای ائتلاف علیه جیش المهدی دربغداد وجنوب عراق، تاسال 2008 ادامه پیداکرد.درعرصه ی سیاسی نیز،ائتلاف حزب الدعوه و مجلس اعلای اسلامی عراق، تلاش کردتا جنبش صدررابه حاشیه براند.این ائتلاف که از حمایت احزاب کرد نیزبرخورداربود،سرانجام موفق شد وزرای بهداشت وحمل ونقل راازکابینه ی عراق اخراج نماید.تشدید فشارها، به اختلافات درونی جنبش صدردامن زد وسرانجام بادستگیری قیس الخزاعی، مقتدی صدربه ایران گریخت.بدنبال این پیروزی،نیروهای ائتلاف، طرح " تحکیم قانون دربغداد" رابه اجراگذاشتند ودامنه ی پاکسازی راتاشهرکهای حومه ی بغداد، ازجمله شهرک صدر، گسترش دادند. هدف این طرح، پاکسازی افراطیون شیعی وسنّی ازمنطقه ی بغداد اعلام شد.
مقتدی صدرازایران به هوادارانش پیام داد که دربرابرنیروهای ائتلاف ونیروهای امنیتی عراق مقاومت نکنند.اودرعین حال، دستورتصفیه ی صفوف جیش المهدی راازعناصر افراطی وخلافکارصادرکرد.نیروهای ائتلاف، چند نفرازرهبران جنبش صدررادستگیرکردندکه " عباس هادی الدراج" روحانی برجسته وسخنگوی جنبش، یکی ازآنها بود.این حوادث موجب گردید که حداقل 5 شکاف بزرگ درجنبش صدرپدیدآید.اول)گروهی که رهبری مذهبی آن درنجف ورهبری سیاسی اش دربغداد قرارداشت،عمیقاًازنفوذ ایران وعناصرخلافکار درجنبش ناراضی بود.این گروه، نیروئی رامامور تصفیه درصفوف جنبش کرد که به "تیپ طلائی" معروف شد.درهمین زمان، نیروهای ائتلاف، به درخواست مالکی، احمدالشیبانی روحانی صدری راآزاد کرد.وظیفه ی شیبانی این بود که باتشکیل کمیته ای درجنبش صدر،آشتی باسنّی ها راسازمان داده وبه پیش ببرد.چند هفته قبل نیز، " صلاح العبید" روحانی دیگرصدری، اززندان آزادشده بود تابه جریان منزوی کردن افراطیون درجنبش صدریاری برساند.اماهردوی آنها درانجام این مهم ، ناکام ماندند.دوم) گروهی ازجیش المهدی که معتقد بودند جنبش به بیراهه رفته است.این گروه که به " جیش المهدی اصیل" معروف شد، باگروههای خلافکار وجوخه های مرگی که به ترورمردم بی گناه واخاذی ازآنها می پرداخت ، مخالف بود. جوخه های جیش المهدی اصیل، مخفیانه بانیروهای ائتلاف ونیروهای امنیتی عراق همکاری می کردند.سوم)گروهی ازجیش المهدی، برای تسلط برشمالغرب بغداد که جایگاه " حرم کاظمیه" است، تلاش می کرد.دراین زمان، حرم مزبور، تحت کنترل دوروحانی صدری بنامهای " حازم الاعرجی" وبرادرش "بهاءالاعرجی" قرارداشت.این دو برادر، یک نیروی 300 نفره ی لباس شخصی رابرای حفاظت ازحرم تشکیل داده بودند. چهارم) گروهی ازشبه نظامیان جیش المهدی که برخود نام " عصائب اهل حق" نهاده بودند، بجای مقتدی صدر، ازقیس الخزاعی تبعیت می کردند.آنها برخلاف دستورصدر،به مقابله با نیروهای ائتلاف ادامه می دادند. شبکه ی خزاعی، که مخفیانه درتمامی سطوح جیش المهدی نفوذ کرده بود،بارها وبارها منطقه ی سبزبغداد راباموشک وخمپاره مورد حمله قرارداد. پنجم) ساختاراصلی جیش المهدی که متشکل ازباندهای خلافکار وجنایتکاربود نیزفراخوان صدررادرموردعدم مقاومت دربرابرنیروهای ائتلاف نادیده می گرفت. منافع این گروه درتشدید درگیریهابود ولذا، باهرگونه مصالحه مخالفت می ورزید ودرروندآن کارشکنی می کرد.وقتی یک تیم تروریستی وابسته به این گروه، باکمک همه جانبه ی سپاه قدس ایران، وبا کارتهای شناسائی معتبر، به قرارگاه ستاد مشترک نیروهای ائتلاف درکربلا نفوذ کرد وپنج سربازآمریکائی راکشت وسه نفردیگررانیززخمی کرد،زنگ خطربرای نیروهای ائتلاف به صدادرآمد وبه دستگیری قیس الخزاعی، برادرش " لیث" وعلی موسی دقدوق عضوارشد حزب الله لبنان، اقدام نمود.عدم حضورمقتدی صدردرعراق، توانائی اورادرکنترل جنبش ، زیرسئوال برده بود. لذا، اودرسفری کوتاه به کوفه، بارهبران جنبش دیداروگفتگو کرد وپس ازبازگشت به ایران، 11 تن ازآنان را تعویض نمود که دونفرازایشان،ازفرماندهان منطقه ی بغداد بودند.جایگزینی اکرم الکعبی، یکی ازمهمترین این تغییرات بود.او که ارشدترین فرمانده ی جیش المهدی درسراسرعراق بود،با " کاظم العیساوی" تعویض شد.دراین زمان،درگیریهائی میان جیش المهدی وسپاه بدر درجنوب عراق، بویژه در " دیوانیه" مرکزاستان قادسیه روی داد.سپاه بدر که زمانی بازوی نظامی مجلس اعلای اسلامی عراق بود، اینک درنیروی امنیتی دولت فدرال ادغام گردیده بود.بادرگیرشدن دوطرف دراطراف حرم امام علی که درایام شعبانیه مالامال اززائربود، پنجاه غیرنظامی کشته و200 نفرزخمی شدند.محافظین امنیتی حرم که وابسته به سپاه بدربودند،بامسلسل،خمپاره ونارنجک، بانیروهای جیش المهدی درگیرشدند.روزبعد، مقتدی صدر باانتشاربیانیه ای، تمامی فعالیتهای جیش المهدی رابرای شش ماه به حال تعلیق درآورد.این بیانیه درنجف توسط احمدالشیبانی ودربغداد توسط حازم الاعرجی خوانده شد. نخست وزیرمالکی، درنجف باآیت الله سیستانی دیدارکرد و حمایت اوراازعملیات نیروهای امنیتی درنجف جلب نمود.صدر که نتوانسته بودازاهرم نظامی برای تقویت موقعیت سیاسی خوداستفاده نماید،براعتبارمذهبی خود انگشت گذاشت واعلام کرد که برای گذراندن مدارج علمی، به ایران وحوزه ی علمیه ی قم رفته تانزد آیت الله حائری تلمذ نماید.اگرصدرمی توانست به مقام آیت اللهی نائل شود، درآنصورت صاحب فتوی می شد ومی توانست برجامعه ی شیعه ی عراق تاثیربیشتری برجای گذاشته ووجوهات بیشتری راجمع آوری نماید.علاوه برآیت الله حائری،آیت الله "هاشمی شاهرودی" نیزبرتحصیل مقتدی صدرنظارت می کرد.یکی ازمحورهای مطالعات صدردرایران را دکترین ولایت فقیه تشکیل می داد.باکشته شدن، دستگیری وفراررهبران شبه نظامی جنبش صدر،فرماندهی وکنترل جیش المهدی فروپاشید.عصائب اهل حق، تحت رهبری اکرم الکعبی، تجدید سازمان یافت ودرقالب جنبشی مستقل، ازحمایتهای بی دریغ مالی،آموزشی وتسلیحاتی سپاه قدس ایران برخوردارگردید وبه خشونتهای خود ابعاد گسترده تری بخشید.
مقتدی صدر،آتش بس را شش ماه دیگرتمدید کرد.امابلافاصله عصائب اهل حق، یک حمله ی موشکی وخمپاره ای گسترده به منطقه ی سبزبغداد انجام داد تاعدم پای بندی خودرابه آتش بس اعلام نماید.بافروکش کردن درگیریها دربغداد،نوبت به بصره رسید که اکنون به بهشت شبه نظامیان وباندهای تبهکارتبدیل شده بود.این گروهها، تمامی زیرساختها ومنابع شهری را، ازنفت گرفته تا کشتیرانی، دراختیارخود گرفته بودند. نخست وزیرمالکی، حمله ای همه جانبه رابرای بدست گرفتن کنترل شهر سازمان داد.عصائب اهل حق وبخشی ازرزمندگان جیش المهدی، به مقابله با نیروهای امنیتی برخاستند وجنگ بالا گرفت. هیئتی از حزب الدعوه ومجلس اعلای اسلامی عراق،برای گفتگو باسردارسلیمانی درمورد برقراری آتش بس، راهی ایران شد.دربهبوحه ی جنگ، مقتدی صدرپس ازیکسال انزوا،درانظارعمومی ظاهرشد ودرمصاحبه ای با " الجزیره" ،برای نخستین بار تمایل خودرا به تجدید سازمان جیش المهدی، علناً ابرازکرد وبرمقاومت فرهنگی وآموزشی، بجای مقاومت نظامی، تاکید نمود.صدر عمیقاً ازمسیری که جنبش اوطی می کرد ابرازنگرانی نمود ونارضایتی خودرااز حمایت ازشبه نظامیان عراقی ودیگر" اقدامات منفی" این کشورابرازنمود ومتعاقب آن،به نیروهایش دستورداد که خیابانهاراترک کنند.یک ماه بعد، هیئت دیگری ازمقامات عراقی برای دیدار باسردارسلیمانی به ایران سفرکرد تادرباره ی آینده ی شهرک صدربااومذاکره کند.
درهمین ایام،نیروهای امنیتی عراق، سومین تهاجم خودرابرای پاکسازی شهر"عماره" مرکزاستان میسان، این دژ مستحکم صدری ها،آغازکردند.بقایای فرماندهان ارشد عصائب اهل حق وجیش المهدی که هنوز درعراق باقی مانده بودند، به ایران گریختند.نیروهای دولتی،بدون روبروشدن بامقاومت جدّی، کنترل این استان رابدست گرفتندو بدنبال آن، مالکی لایحه ی ممنوعیت حمل سلاح توسط احزاب واشخاص غیرمسئول را به پارلمان برد که به نظرکارشناسان،هدف اصلی آن، خلع سلاح وانحلال جیش المهدی بود.فرماندهان جیش المهدی به شدت بااین لایحه مخالفت کردند. نمایندگان صدری پارلمان، ازسوئی خودرامیان جناح سیاسی ونظامی جنبش صدر گرفتارمی دیدند وازسوی دیگر، باخروج شش وزیر این جنبش ازکابینه ی مالکی، درموضع ضعف قرارگرفته وسکوت وانفعال پیشه کردند. ریاض النوری، رئیس دفترجنبش صدردرنجف، ازپیشنهاد انحلال جیش المهدی حمایت کرد ودرنامه ای به مقتدی صدر، خواستاراعلام انحلال جیش المهدی گردید که به زعم او" جایگاه افراطیون و خلافکاران" گردیده بود. اندکی بعد، ریاض النوری درنزدیکی منزلش، به ضرب گلوله ازپای درآمد.ترور ریاض النوری، امکان هرگونه سازش میان جناحهای مختلف جنبش صدررا ازبین برد.اماهمه ی این جناحها، خودرانماینده ی راستین جنبش صدرمی دانستند.
مقتدی صدر، بتدریج هم ازجیش المهدی وهم ازدولت عراق فاصله گرفت وتوجه را به مشی قدیمی خودیعنی ارائه ی خدمات اجتماعی به محرومین، معطوف نمود.وی اعلام کرد که توانسته است اکثریت رزمندگان جیش المهدی رابه مبارزه ی مسالمت آمیز وفعالیت درزمینه های فرهنگی،آموزشی ،مذهبی واجتماعی، ترغیب نماید. سازمان جدید"ممهدون" (پیشتازان) به همین منظورتاسیس شد تااعضای غیرمسلح جنبش صدرراحول اهداف اجتماعی متشکل کند وهرگونه نقض مقررات سازمانی رابه شدت سرکوب نماید.شیخ حازم الاعراجی، به ریاست این سازمان اصلاح طلب برگزیده شد.البته مقتدی صدر،مبارزه ی مسلحانه راکاملاً کنارنگذاشت. اوبا تشکیل یک تیپ جدید بنام"تیپ روزموعود" که بشدت نظام مند وکنترل شده بود،قصدداشت برتشتت وتفرقه ی حاکم برجیش المهدی فائق آید.این تیپ، هدف خودرا فقط نیروهای ائتلاف اعلام کرد وبه نیروهای امنیتی ودولتی عراق حمله نمی کرد.اما مقتدی صدر، همه ی فرماندهان ورزمندگان نخبه ی خودراازدست داده بود.بیشترآنها یاکشته واسیرشده،یا به عصائب اهل حق پیوسته ویابه ایران گریخته بودند.هزاران نفرازرزمندگان جیش المهدی نیزپس ازنبردهای شهرک صدر،بصره، وعماره،ازبیم دستگیری به کشورهای همسایه، بویژه ایران، گریخته بودند.اماشبه نظامیان هوادارایران، تحت فرماندهی قیس الخزاعی، سازمان مجدد یافتند.به گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، دراین زمان،حداقل دو گروه نیابتی ایران بنام عصائب اهل حق و کتائب حزب الله درعراق فعال بودند. کتائب حزب الله درسال 2007 توسط " ابومهدی المهندس" ازکادرهای سابق سپاه بدر، تشکیل شده بود.رزمندگان وابسته به این گروهها، به سلاحهای خاموش مانند بمبهای چسبان مجهزبودند که ازفاصله ی دور منفجرمی شدند.
معهذا، مقتدی صدر دست اتحاد بسوی این گروهها درازکرد.اما بامخالفت آنهاروبروشد.عصائب اهل حق و کتائب حزب الله،مقتدی صدررابه دست کشیدن ازمبارزه وجداکردن راه خوداز جنبش متهم می کردند.میزان حمایت ازجیش المهدی دربغداد وشهرکهای شیعه نشین اطراف آن، کاهشی چشمگیریافت.خشونت، ارعاب، تهدید واخاذی،علت اصلی کاهش محبوبیت جنبش صدربود.باعقب نشینی شبه نظامیان شیعه ازمیادین نفت وگاز، بهای گازمصرفی مردم به یک پنجم بهائی که شبه نظامیان دریافت می کردند، کاهش پیداکرد. درعین حال، سیاست مالکی درمورد جذب قبائل جنوب، بامخالفت مجلس اعلای اسلامی عراق روبروشد.مجلس اعلا، این سیاست رامانع نفوذ خود درجنوب می دید.هنوزبیش از پنجاه درصدازکادررهبری این گروه ودیگرگروههای نیابتی ایران، درخارج ازعراق، بویژه ایران، سوریه ولبنان به سرمی بردند وفقط کادرهای میانی وپائینی ایشان درعراق حضورداشتند که به ترور سیاستمداران، کارکنان میانه روی دولت ونیروهای ائتلاف وامنیتی مشغول بودند.یکی ازمهمترین عملیات این عناصر، ترور" صالح العقیلی" نماینده ی صدری پارلمان و یکی از بانیان آتش بس در شهرک صدربود.
غیبت طولانی مدت مقتدی صدر، به هرج ومرج درجنبش دامن زده بود ودوجناح عمده، برسربدست گرفتن کنترل میراث صدر، به نزاع باهم مشغول بودند.حازم الاعراجی و مقتدی صدر، جیش المهدی رامنحل کرده وبخشی ازاعضای آنرادرجنبش ممهدون متشکل نموده ومشی غیرمسلحانه درپیش گرفته بودند.عصائب اهل حق نیزبرهبری قیس الخزاعی و اکرم الکعبی، همچنان مشی مسلحانه رادنبال می کرد.نیروهای ائتلاف که نزدیک به دوسال قیس الخزاعی رادرحبس نگاه داشته بودند، سرانجام درسال2009 ، به موجب پیمان آتش بسی که آزادی همه ی زندانیان دوطرف، ازشروط اصلی آن بود،اوراآزاد کردند.گروههای دیگرشیعه نیزدرصدد جذب عناصرسرخورده ازجنبش صدربرآمدند وبیشترین تعدادآنها، جذب حزب الدعوه ی مالکی شدند که برناسیونالیسم ووابستگی های قبیله ای وقومی تاکید می کرد.
درسال2011 مقتدی صدر، پس از4 سال اقامت درایران،به عراق بازگشت. اودر مواضع افراطی خود تجدید نظرکرده واین مسیرراهمچنان درسالهای بعد نیزادامه داد تااینکه سرانجام به ائتلاف با احزاب سکولار وحزب کمونیست تن درداد.اوبتدریج مشاوران کارکشته، تحصیلکرده وبرجسته ای راپیرامون خود گردآورد. دراین سالها،مشی جدید جنبش صدر، بتدریج شکل گرفت ورئوس آن درسخنرانیهای مقتدی صدر ومقامات ارشد این جنبش اعلام شد.محورهای این برنامه عبارتنداز:1)الغای سیستم سهمیه بندی قدرت میان شیعیان، سنّی ها وکردها 2) جمع آوری سلاح ازدست شبه نظامیان وقراردادن آن تحت اختیاردولت 3)ادغام " حشدالشعبی"(سازمان بسیج مردمی) درارتش عراق4) برقراری روابط سالم ومتوازن باهمسایگان عراق 5) مبارزه بافساد مقامات فعلی وسابق دولتی6)خروج همه ی نیروهای خارجی ازعراق و 7) برقراری دموکراسی اسلامی درعراق.صدرصریحاً اعلام کرد که " هرکسی بخواهد قدرت خود رابرخیابانها حاکم گرداند، باید بلافاصله دستگیرشود." . به موجب این برنامه، سرنوشت " سرایاالسلام" که جانشین جیش المهدی شده ، درهاله ای ازابهام قراردارد.آیااین نیرونیزباید خلع سلاح شود یاهمچنان اززنجیره ی فرماندهی مستقل از دولت تبعیت نماید؟ مقتدی صدر درمصاحبه ای گفت: " مابانیروهای آمریکائی دشمنی نداریم وبسیاری ازعراقی ها، حتی ازکمکهای آمریکا قدردانی نیزمی کنند.اما هرنیروئی که بخواهد درخاک عراق حضورداشته باشد، باید تایید دولت وپارلمان این کشوررااخذنماید.نیروهای ائتلاف، دوستان ما هستند ونیروهای عراق راآموزش می دهند اما درآینده، باید تعداد،وظائف ومحل حضورآنها، بدقت وبطورشفاف، تعریف وتعیین شود."
اکنون، مقتدی صدر به چهره ای جنجالی درعرصه ی سیاسی عراق تبدیل شده است. او مردمی ترین،جنجالی ترین وغیرقابل پیش بینی ترین رهبرسیاسی درعراق امروزاست.این ویژگیها، مقتدی صدررابه آنچنان چهره ی سیاسی تبدیل کرده که ضمن برخورداری ازقابلیت مانوربالا،درهمه ی دولتها وادوارپارلمانی، حضوری قوی وپررنگ داشته است.همانطور که درسطورقبل دیدیم،زندگی سیاسی مقتدی صدر، سرشارازچرخشهای ناگهانی وحرکتهای جنجالی است.اویکی ازمعدود رهبران شیعه است که دردوران دیکتاتوری صدام حسین از کشورخارج نشد وپس ازاشغال عراق نیزپیوسته به مخالفت باآمریکاپرداخت. درجریان جنگ فرقه ای سالهای 2004 تا2008 ، دیدیم که ارتش مهدی، تحت امراو، به چه جنایات گسترده ای علیه جامعه ی سنّی عراق دست زد ودرمرحله ی بعد،گروههای متعدد شبه نظامی نیابتی راازبطن خود بیرون داد که اکنون به معضلی بزرگ برای آینده ی عراق تبدیل شده اند.
معهذا،درسالهای پس از2010 ، مقتدی صدر باچرخشی ناگهانی، مواضع سیاسی معتدلتری اتخاذ کرد ودرصدد دلجوئی ازجامعه ی سنّی عراق برآمد.اوحتی تاآنجا پیش رفت که درمسجد " شیخ عبدالقادرگیلانی" حاضرشد وپشت سرامام جماعت سنّی این مسجد، نمازخواند.دراین سالها، یک پای صدر دردولت وپای دیگراو درجبهه ی اپوزیسیون بود وازاین طریق توانست به کرسی های لازم برای حضور درپارلمان ونیزشرکت درکابینه های مختلف دست پیداکند.او روابط مستحکمی بااپوزیسیون سکولار، حزب کمونیست وجامعه ی مدنی عراق برقرارکرد.گفتمان اوباسکولارها،سرانجام به ائتلاف آنها درانتخابات اخیر پارلمانی انجامید واکثریت پارلمانی را نصیب این ائتلاف نمود.اماازهمان ابتدا،بسیاری ازچهره های اپوزیسیون به این ائتلاف بدبین بودند وآنراشکننده وموقت ارزیابی می کردند.صدر ضمن بازی با نخبگان حاکم واپوزیسیون،نیم نگاهی نیزبه بازوی نظامی خود داشت واگرچه طی این سالها، بارهاآنرامنحل، تجدید سازمان، وتغییرنام داده اماهمچنان آنراحفظ کرده است.این موضع، به صدرامکان می دهد که به ایفای نقش دوگانه درعرصه ی سیاسی عراق ادامه دهد.اوازسوئی عضو طبقه ی حاکمه ی کشوراست ودرتمامی تصمیم گیریهای کلیدی آن نقش دارد وازسوی دیگر بااپوزیسیونی که برتغییرات سیاسی پافشاری می کند، رابطه دارد.
درتمامی این سالها،شعاراصلی مقتدی صدر فقط یک چیز بود: اصلاحات . معهذا، برنامه ی اصلاحی 7 ماده ای او،آنقدررادیکال نیست که طبقه ی حاکمه رابه هراس بیفکند.هرگاه اعتراضات به اوج خود می رسد و هدف، دردسترس قرارمی گیرد، صدر اولتیماتومی خطاب به دولت صادرمی کند و بادریافت قول اصلاحات، معترضین رابه خانه می فرستد.اما این بار،قاعده ی بازی عوض شد ومعترضین دست اوراخواندند.بدین ترتیب، جنبش اعتراضی به دوجبهه تقسیم شده است: متحدین ومریدان صدر، ومنتقدین او که وی را به موج سواری برای گرفتن امتیاز سیاسی متهم می کنند.
ازاول اکتبر2018 که معترضین عراقی به خیابانها آمدند، مشخص شد که این جنبش با جنبش های قبلی فرق دارد.معترضین راجوانانی تشکیل می دهند که عمدتاً غیرسیاسی وخودجوش عمل می نمایند.اگرچه بسیاری ازهواداران صدر نیز درمیان معترضین حضوردارند اما، بدون دستوراوویاهرکس دیگری، به جنبش پیوسته اند وصریحاً اعلام می کنند که دیگراجازه ی موج سواری به هیچکس نخواهندداد.ازهمان ابتداکه دولت ونیروهای امنیتی پی بردند که مقتدی صدرقلباً بامعترضین همراه نیست، به سرکوب شدید جنبش روی آوردند وتنها درمدت یکهفته، 150 نفرراکشته و300 نفررازخمی کردند.تنهادراین زمان بود که مقتدی صدر تصمیم گرفت به جنبش بپیوندد تاشاید بتواند آنرامهارکند.به همین دلیل، اونه درقامت یک رهبر، که درقالب یک حامی واردصحنه شد.کلاه آبی های صدری، راهی خیابانها شدند واوکه به آرامی وازدرب عقب وارد جنبش شده بود، تلاش برای بدست گرفتن جنبش راآغازنمود.اما، مردم که صدررا به خوبی می شناختند، بتدریج ازاوفاصله گرفتند وچادرهای خودراازصدری ها جداکردند.این بار،آنهاکه خواستار سرنگونی رژیم بودند، دیگرحاضرنشدند با وعده ی اصلاحات دولت منتخب او، صحنه راترک کنند.
باافزایش خشونتها، شعارهای معترضین نیز رادیکالیزه شد وایران وصدررانشانه گرفت.هرچه معترضین ، برلزوم استعفای دولت وانحلال پارلمان بیشترپافشاری می کردند، ایران بیشتربرحمایت از دولت عراق می افزود.مقتدی صدر که دراین زمان درشهرقم به سرمی برد، برای برعهده گرفتن نقش رهبری جنبش، بااستقبال مردم روبرو نشد وبه ناچاربه ایران بازگشت.اما، باترورقاسم سلیمانی وابومهدی المهندس، ورق برگشت ودستاوردهای جنبش مردمی عراق، بااقدامات پوپولیستی جنبش صدرو حمایت ایران، درمخاطره قرارگرفت. یکباردیگرقوانین بازی برای مقتدی صدر تغییرکرد. اواحساس کرد که دیگرنمی تواند یکی به نعل ویکی به میخ بزند وبایددربرابرجنبشی که به زعم او وحامیان ایرانی اش، ازراه اصلاح وچانه زنی خارج شده وراه سرنگونی رژیم رادرپیش گرفته است، بایستد.نزدیکان صدرمی گویند که ایرانیها به اوگفته اند که اگربه عراق بازگردد، دیگرنمی توانند جان اوراحفظ کنند.درواقع، اندکی قبل ، خانه ی صدر درنجف مورد حمله ی پهبادی قرارگرفته بود.مقتدی صدر، بالاخره تصمیم گرفت به نیروهای نیابتی ایران بپیوندد وبابرگزاری تظاهرات میلیونی برعلیه نیروهای آمریکائی، جنبش راازمسیرخود منحرف نماید.اما شرکت کنندگان دراین تظاهرات، هشیارانه نام ایران رانیزدرکنارنام آمریکا نهاده وخواستارخروج همه ی نیروهای خارجی ازکشورگردیدند.ازاین مرحله به بعد، جنبش جهت ضد صدری به خود گرفت ومقتدی صدر، کلاه آبی های خودرابرای برچیدن بساط معترضین به خیابانها ومیدان تحریرگسیل کرد.حاصل کار،کشته شدن 7 نفر وزخمی شدن150 نفر بدست نیروهای مقتدی صدر بود. بدین ترتیب، کاری راکه نیروهای امنیتی وشبه نظامیان نیابتی ایران نتوانسته بودند باماهها تلاش وخونریزی عملی کنند،بدست مقتدی صدر عملی گردید.
مقتدی صدر، این جریانات راباتوئیتهای متناقض خود هدایت می کرداودراین توئیتها، نخست هواداران خودراازخیابانهافراخواند وسپس ایشان رابرای سرکوب معترضین، به خیابانهافرستاد.اما، به زودی مشخص شد که مردم، خیابانهاراترک نخواهند کرد واین استراتژی صدر، باشکست روبرو گردید.این بارنیزمقتدی صدر، دوباره چهره عوض کرد ودرتوئیتی، " منشوراصلاحات" رامنتشرنمود.تازمان نگارش این نوشتار،هیچیک ازمشاوران ونزدیکان مقتدی صدربااو تماس نزدیک نداشته اندو وفقط ازطریق " فیس بوک" و"واتس آپ" بااوگفتگو می کنند. اما،آنهانیزمانند مردم عراق،ازاهداف واقعی صدربی اطلاعند.اگرچه درآینده، مریدان صدرهمچنان ازاوتبعیت خواهند کرد اما آنچه مسلم است اینکه مقتدی صدر که خیابانهارا ازدست داده، بدون تردید نتایج ضعیف تری رانیزدرانتخابات آینده کسب خواهد نمود.ولی علیرغم برهم خوردن محاسبات صدر، تازمانی که او بازوی نظامی خویش رادراختیاردارد، همچنان یک بازیگرقدرتمند درعرصه ی سیاسی عراق باقی خواهد ماند.
منابع ومآخذ
---------------
1)Aljazeera.com/indepth/opinion/muqtada-al-sadr
2)WINEP,Muqtada sadr and internationalcoalition
3)Open Democracy,iran and Muqtada sadr alliance against the revolutionin Iraq
4)isw,the fragmentation of Sadrist movement
5)middle east center, Iraq Yazidis and isis
6)middleeast eye, iran and najaf struggle for control over Hashd-al-shaabi
7)middle east eye , who was Abu Mahdi al-muhandis
8) middle east eye ,iran tasked Nasrallah with uniting Iraqi proxies
9)epic , changing USrole in Iraq and future of Iraqi civil society
10) sectarianism,governance and Iraq future
11)ف.م.هاشمی، جنبش مردمی عراق پس از " مقتدی صدر"
fmohammadhashemi@yahoo.com
www.fmohammadhashemi.blogfa.com
ALJAZEERA.COM