سوریه

سوریه ؛ ده سال جنگ داخلی وچالشهای رویاروی

 

          اززمانی که تظاهرات مسالمت آمیز سیاسی درسوریه برای انجام تغییرات سیاسی برگزارشد، ده سال می گذرد. دراین مدت، نیم میلیون سوری کشته شده وحدود نیمی ازجمعیت این کشورآواره گردیده اند.تظاهرات مسالمت آمیز، به جنگی داخلی تبدیل شد که کشوررابه عرصه ی تاخت وتاز نیروهای نیابتی ورقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرد.البته حضورقدرتهای جهانی درصحنه ی جنگ داخلی سوریه،بیشتربخاطر منابع طبیعی این کشور، بویژه گازمی باشد. سوریه، سومین ذخائربزرگ گاز جهان راداراست وتنهاکشورعربی است که بااحداث خط لوله ی انتقال گازازخلیج فارس به اروپا مخالفت می ورزد وبه همین دلیل مورد غضب غرب والبته حمایت روسیه قرارگرفته است.اگراین خط لوله احداث شود،خط لوله ی انتقال گاز روسیه به اروپا( نورداستریم-2) ازاولویت خارج می شود.ازسوی دیگر، روسیه بدنبال احیای نفوذ خوددرجهان عرب است وسوریه راتخته پرشی برای آن می داند.همچنین روسیه ازآن بیم دارد که باقدرت گرفتن جهادگران افراطی درسوریه، مجبورشود باآنها درخاک خود(چچن، داغستان و...) مقابله کند.

           اگرچه اخیراً ناظران بین المللی به این نتیجه رسیده اند که رژیم اسد به لطف حمایتهای ایران وروسیه، بحران راپشت سرگذاشته وقدرت خود راتثبیت کرده است اما، پیروزی دمشق، بسیارلرزان وشکننده به نظرمی رسد.رژیم اسد اکنون کنترل بخش عمده ی خاک سوریه رادردست دارد اما درمناطق مهمی ازشمال، شمالشرق وشمالغرب،هنوز حاکمیت دولت مرکزی برقرارنشده است.بعلاوه، به نظرمی رسد حاکمیت ملی سوریه، به نحوی مورد مصالحه ی کشورهای خارجی وبازیچه ی دست قدرتهای بزرگ قرار گرفته است. هدف رویکردی که اکنون ازآن تحت عنوان " رویکرد آستانه" یاد می شود وممکن است به لیبی نیز تسرّی پیداکند، حل وفصل بحران نیست، بلکه انجماد آن است تا درآینده سازشی میان بازیگران اصلی بحران صورت بگیرد.براساس این رویکرد، خاک کشور، عملاً به مناطق نفوذ تقسیم می شودومنازعه ظاهراً پایان می گیرد.اما درواقع، بحران ابعاد محلی خودراازدست داده وابعاد جهانی به خود می گیرد. حل وفصل نهائی بحران درچنین رویکردی، درگرو توافق قدرتهای بزرگ جهانی قرارمی گیرد.

          به غیرازایران وروسیه ونیروهای نیابتی آنها که ازرژیم اسد حمایت می کنند، ایالات متحده وترکیه نیزنیروهائی رادرخاک سوریه مستقرکرده اند واسرائیل هم دائماً حریم هوائی سوریه رانقض کرده ونیروهای ایرانی حاضر دراین کشورراهدف قرارمی دهد. نیروهای دفاعی سوریه درمناطق مورد منازعه  ( که عمدتاً ازچریکهای کرد تشکیل می شوند) همچنان درحوالی " ادلب" به جنگ وگریز با داعش والقاعده مشغولند.سناریوهای متعددی برای آینده ی سوریه محتمل است که رویاروئی ترکیه باکردها، تقابل ترکیه بانیروهای دولتی سوریه،برخوردآمریکابانیروهای نیابتی ایران، ویاحتی رویاروئی آمریکا وروسیه دراثرخطای محاسباتی، ازآن جمله می باشند. دراین میان، خطردائمی داعش وگروههای افراطی رانیزنباید نادیده گرفت. اگرچه احتمال تحقق هریک ازاین سناریوها، متفاوت است اما، همه ی آنها واقعی هستند.دراین میان، حداقل نیمی ازنیروهای حاضردرسوریه، ضمن اینکه مایلند مانع ازبروز فاجعه ی انسانی دراین کشورگردند، درعین حال حکومت اسد رانیزبرنمی تابند ودرصددند مانع از تقویت حضور ایران درشام گردند.آنها قصددارند طرحهای جاه طلبانه ی روسیه درمنطقه رانیز که سوریه رابه تخته پرشی برای اجرای این طرحها بدل کرده، عقیم بگذارند. عجیب اینکه این نیروها، درعین حال مایل نیستند منابع بیشتری رابه این هدف اختصاص دهند.ََ

           دراین شرائط، مهمترین وظیفه ای که رویاروی نیروهای مترقی سوریه قراردارد، پایان بخشیدن به دخالتهای خارجی، احیای وحدت ملی وتمامیت ارضی کشور، بهبود بخشیدن به زندگی مردم وتضمین حقوق آنها درآینده، می باشد.

 

Fmohammadhashemi.blogfa.com                                                                                        

جنبش بوگالو : تظاهرنژادپرستی، بی عدالتی وتبعیض ساختاری درجامعه ی آمریکا

جنبش بوگالو

تظاهرنژادپرستی، بی عدالتی وتبعیض درجامعه ی آمریکا

کمتراعتراض مسالمت آمیزعلیه نژادپرستی، فاشیسم، افراطی گری وخشونت پلیس درغرب رامی توان یافت که باتحریک عناصرنفوذی به خشونت کشیده نشود. این عناصر، وابسته به جنبشی هستند که درآمریکا به " جنبش بوگالو"(Boogaloo movement) معروف است ومتشکل از عناصرراستگرای افراطی وآنارشیست می باشد. نام این گروه، ازیک فیلم آمریکائی محصول 1984 بنام "رقص بریک2 : برق بوگالو " گرفته شده که به جنگ داخلی آمریکااشاره دارد.این اصطلاح اکنون معرف ونماد خاص سفیدپوستان افراطی، برای معرفی یک خرده فرهنگ آمریکائی است که درگیری مسلحانه بادولت فدرال ومالکیت اسلحه را می ستاید. بوگالوها خودرابرای آنچه که " جنگ داخلی دوم آمریکا" می نامند، آماده می کنند.آنها تلاش می کنند تاازنارضایتی عمومی ازوضع موجود، به نفع خویش بهره برداری نمایند. وضع امروزآمریکا، بی شباهت به دهه ی 1960 نیست.درآن زمان نیزازیک سو جنبش حقوق مدنی بالاگرفت وازسوی دیگر،گروههای راست افراطی مانند "حاضریراق ها"(Minutemen) ، کوکلوس کلانها (KKK) و "انجمن جان برچ "(John Birch society) مثل قارچ اززمین روئیدند.اکنون نیزگروههای مسلح، به بهانه ی اعتراض به وضعیت اقتصادی وتعطیلی کسب وکارها به علت شیوع کرونا، وارد عمل شده اند.گروههای رنگارنگی چون " پسران مفتخر"(Proud boys) و بوگالوها، بااستفاده ازفضای مناسبی که پوپولیسم ترامپی برای آنهافراهم آورده است، قدم به صحنه گذاشته اند.اکثرهواداران این گروههارا بیکاران وآندسته از صاحبان کسب وکار کوچک تشکیل می دهند که دراثر تعطیلی ها، بشدت تحت فشارقرارگرفته اند. عناصرمخالف دولت، قانون ستیز ونژادپرست،همگی عضو جنبش بوگالو هستند وازدید خود به این جنبش می نگرند. مثلاً نژادپرستان عضوجنبش بوگالو، جنگ داخلی آینده ی آمریکارا یک جنگ نژادی می دانند درحالیکه جنبش " جان سیاهان اهمیت دارد" یک گروه ضد نژادپرست درداخل جنبش بوگالو می باشد. جنبش " آنتی فا " رانیز که متشکل ازآنارشیستهای ضد فاشیست است، باید بخشی از جنبش بوگالو دانست. پسران مفتخر، یکی دیگرازگروههای افراطی عضوبوگالوست که ازترامپ دستورمی گیرد وسه هزارشبه نظامی مسلح تحت امرخوددارد.

جنبش بوگالو، معتقد به شورش است وازهررویدادی که به این هدف کمک کند،حمایت می نماید.لذا، دروغ پراکنی،وانواع واقسام تئوریهای توطئه، ابزارکاراین جنبش می باشد. حمله به زیرساختها، وانجام حملات تروریستی فردی(lone – wolf terrorism)، توسط بوگالوها تبلیغ وترویج می گردد. جنبش بوگالو، بصورت آن لاین ( بویژه ازطریق فیس بوک) سازماندهی می شود. البته اخیراً فیس بوک و برخی دیگرازشبکه های اجتماعی، حسابهای کاربری گروههای وابسته به جنبش بوگالو رامسدود کرده اند. درچند سال اخیر، بویژه دردوران زمامداری دونالد ترامپ، براستفاده ازواژه ی " بوگالو" درفیس بوک و توئیتر ، پنجاه درصد افزوده شده است. باتعطیلی مراکز کسب وکار وقرنطینه ی شهرها به علت شیوع کرونا، برفعالیت بوگالوهاافزوده شده است زیرا آنها به شدت بااین تدابیر مخالفند. توئیت معروف دونالد ترامپ خطاب به بوگالوها، درمورد"آزادسازی" ایالتهای تحت قرنطینه، ومصاحبه اش درباره ی بوگالوها که درآن می گوید " من زیاد بااین جنبش آشنا نیستم وفقط می دانم که آنها مراخیلی دوست دارند.ازآنها متشکرم! شنیده ام که آنهاازمحبوبیت فراوان درمیان مردم برخوردارند."، مسلماً دراین امربی تاثیرنبوده است. تاژانویه 2020 ، جنبش بوگالو فقط یک پروژه ی فرهنگی درفضای مجازی بود اما، دراین روز، یک راهپیمائی عظیم باشرکت بوگالوهای تادندان مسلح ، در ریچموند ویرجینیا ، دراعتراض به تصویب قانون کنترل سلاح درمجلس ایالتی، برگزارشد که چندین زخمی برجای گذاشت.

تجربه ی یک قرن اخیرنشان می دهد که نیروی پلیس آمریکا، دست دردست شبه نظامیان مسلح راستگرا عمل می کند ویاحداقل، براعمال آنها چشم فرومی بندد. بسیاری ازافسران پلیس این کشور، مستقیماً عضوگروههای افراطی هستند وازآنهادستورمی گیرند. " مرکزگزارشگری تحقیقی"(Reveal News) اخیراً گزارشی بسیارجامع ازارتباط دستگاههای پلیسی وامنیتی آمریکاباگروههای افراطی منتشر کرده است که چند مورد اخیرازاین همکاری به قرارزیر می باشد :

_ در25 سپتامبرسال گذشته، شبه نظامیان برای سرکوب اعتراضات چندروزه در"کنوشا" ویسکانسین، به یاری پلیس شتافتند وشهرراتحت کنترل خود گرفتند.

_ دراول ژوئن 2020 ، گروهی ازشبه نظامیان سفید پوست مسلح درشهر"سالم" ایالت اورگان که صحنه ی تظاهرات گسترده بود، برای اجرای مقررات منع رفت وآمد، به گشت زنی درشهرپرداختند.

_ دراوائل ژوئن سال گذشته،در "اوکلند" کالیفرنیا، شبه نظامیان مسلح، پیش چشم نیروی پلیس، برسرراه معترضین به نژادپرستی قرارگرفتند.

_ فرمانده پلیس شهر " پروو" ایالت یوتا ، در27 جولای 2020 ، به خبرنگاران گفت که به 9/99 درصد از شبه نظامیان مسلح اعتماددارد.

_ درششم ژوئن2020 ، درشهر" جورج تاون" تگزاس، شبه نظامیان وابسته به گروه "آزادی تگزاس"، آزادانه درخیابانها دست به راهپیمائی ونمایش قدرت زدند.سخنگوی پلیس گفت که ازاین گروه خواسته است تاهرگونه ناآرامی رابه پلیس گزارش دهد.

اوج تظاهروقدرت نمائی شبه نظامیان مسلح، حمله به کنگره آمریکا درروز بررسی صحت کارتهای کالج الکترال توسط سنای آمریکابود که چند کشته ومجروح برجای گذاشت. پس ازشورشهای مربوط به حقوق مدنی درسال1967 وشورشهای لس آنجلس درسال1992 ، این شورش درآمریکا بی سابقه بود. گارد ملی درواشنگتن و 15 ایالت آمریکابه حال آماده باش درآمد ودر40 شهرآمریکانیز مقررات منع رفت وآمد وضع گردید.معهذا، جنبش بوگالو،تنهانوک کوه یخ معضل بزرگتری بنام پارامیلیتاریسم یانظامیگری افراطی درسیستم سیاسی آمریکاست که باتساهل هیئت حاکمه ی این کشور، هرروز ابعاد گسترده تری بخود می گیرد.

درنگارش این نوشتار ازمنابع متعددی استفاده کرده ام که دراینجا فقط به ذکرسه مورد ازمهمترین آنها بسنده می کنم

1)the Minneapolis uprising and heavy stick of reaction , www.leftvoice.org

2)the Boogaloo movement tripping point , www.theatlantic.com

3)what is Bougaloo movement? , www.mronline.org

شبکه ی اجتماعی حزب الله ، مانع اصلاحات درلبنان

شبکه ی اجتماعی حزب الله ،

مانع اصلاحات در لبنان

حزب الله اکنون باچهارچالش بزرگ روبروست. اول، ادامه ی درگیری این گروه درسوریه که کل سازمان، بویژه بازوی نظامی آنرا دچارخستگی وفرسایش کرده است. شیعیان لبنان تاکنون بهای سنگینی برای دفاع ازرژیمی پرداخته اند که هیچ ارتباط مستقیم بازندگی آنهانداشته وندارد. دخالنت حزب الله درجنگ داخلی سوریه، به اعتبارداخلی این گروه درلبنان لطمه واردآورده ومشروعیت حضورحزب الله را بعنوان یک گروه مسلح درلبنان زیرسئوال برده است. دوم، گفتمان حزب الله بتدریج جذابیت خودرادرمیان مردم لبنان وتوده های منطقه ازدست می دهد. سوم، صفوف نظامی حزب الله اکنون به لشکرشکست خورده ای می ماند که هیچگونه کنترل سازمانی رابرنمی تابد.حملات مکرروروزافزون اسرائیل به تاسیسات نظامی وموشکی حزب الله نیزبه این تشتّت دامن زده است. وبالاخره چهارم، بعلت تحریمهای شدید آمریکا علیه ایران، حزب الله با مضیقه ی مالی روبرو گردیده وبخش عمده ای ازخدمات اجتماعی ورفاهی این کشورمختل گردیده است. اکنون دیگرخدمات رفاه بخش حزب الله، متوجه ی کل جامعه ی شیعیان لبنان نیست بلکه فقط به جمع کوچکی از مقامات ارشد ونظامیان این گروه محدود گردیده است. مجموعه ی این عوامل ، حزب الله رابه " اسب لنگ خاورمیانه" تبدیل کرده است. نوشتارحاضر، به ابعاد مختلف چالش چهارم، یعنی به تحلیل رفتن توان مالی حزب الله وکمرنگ شدن فعالیتهای اجتماعی ورفاهی این گروه، می پردازد.

علیرغم به وخامت گرائیدن وضعیت اقتصادی ومالی لبنان، نخبگان حاکم براین کشور، همچنان دربرابر اصلاحات ایستادگی می کنند وازاین طریق، سد راه کمکهای بین المللی به این کشورمی گردند. ایالات متحده وپنجاه کشوردیگرجهان قول داده اند تادرصورت انجام اصلاحات ساختاری وسیاسی درلبنان، 11 میلیارددلارکمک برای توسعه ی پروژه های زیربنائی، دراختیاراین کشورقراردهند.اما، نخبگان حاکم لبنان می دانند که قبول اصلاحات ، به معنی ازدست رفتن نفوذ سیاسی وفروپاشی طبقه ی حاکمه ی فاسد و کسب وکارغیرقانونی آنها می باشد.برخی ازاین نخبگان فاسد که وابسته به حزب الله هستند، بااحساس این خطر، تلاش می کنند تا ازطریق ایجاد یک سیستم رفاه بخش وموازی بادولت، خودراازپیامد های احتمالی اعتراضات اخیرلبنان واصلاحات احتمالی متعاقب آن، برکنارنگهدارند.. بااعتراضات گسترده ی اخیردرلبنان، شبه نظامیان حزب الله و متحدین آنها دردستگاه دولتی لبنان، احساس خطرکرده وتصمیم گرفته اند بجای حل بحران، به مدیریت آن بپردازند تاشاید بتوانند ازاین طریق، سیستم موجودرا دست نخورده نگهدارند.

ساختارنظامی، وتجربه ی سازمانی حزب الله، درکناردسترسی به منابع جایگزین، این گروه راقادرمی سازد که درمقاطع بحرانی، بااتخاذ استراتژیهای موقت، ضمن عبورازبحران وحفظ بقاء ، استقلال خود راازنهادهای دولتی حفظ کرده ومانع ازپیوستن شیعیان به اعتراضات جاری گردد. به نظرمی رسد دربلند مدت، حزب الله انتظاردارد علیرغم تمامی تحولات منطقه ای( مساعد یانامساعد) همچنان بتواند بر مشکلات مالی خویش فائق آمده وازبحران عبورنماید.اما اکثرمردم لبنان که زیرخط فقرزندگی می کنند، درصورت لغو سوبسیدهائی که دولت بردارو، سوخت، گندم ودیگرکالاهای اساسی می پردازد، به صفوف اعتراضات خواهند پیوست. بخشی ازاین مردم را محرومین شیعه ی لبنان تشکیل می دهند.درجریان بحران مالی2019 لبنان، وزارت بهداشت دراختیار حزب الله بود واین سازمان، درهماهنگی کامل با داروخانه های جنوب لبنان، درّه بقاع وحومه ی جنوبی بیروت عمل می کرد.هدف ازاین هماهنگی، عرضه ی دارو وخدمات بهداشتی به اعضاء وهواداران حزب الله، بانرخی ارزانتراز دیگرنقاط کشوربود. اما وقتی اکثراین داروخانه ها، باناتوانی وزارت بهداشت درعمل به تعهدات مالی خود ونیزکمبود دارو بعلت فقدان ارز روبروگردیدند، اعلام ورشکستگی کرده وداروخانه های خودرادرمعرض فروش گذاشتند.حزب الله با استفاده ازدلارهای تحت اختیارخویش، به خریدآنها، بویژه درشهرهای بزرگی چون صور، نبطیه وبیروت مبادرت ورزید وپس ازآن، سیل داروهای سوری وایرانی روانه ی داروخانه ها ومراکزبهداشتی تحت کنترل حزب الله گردید.این داروها بصورت قاچاق، ازطریق مرزهای زمینی وهوائی وارد کشور می شدند. بااین روش ، حزب الله می تواند حتی پس ازلغو سوبسید دارو،همچنان به عرضه ی داروهای ارزانقیمت درمیان شیعیان لبنان ادامه دهد وازاین طریق، بایک تیر دونشان بزند: هم ازناحیه ی فروش داروهای تقدیمی ایران پول کسب کند وهم نفوذ ومحبوبیت خویش رادرمیان مردم لبنان افزایش دهد.

تحریمهای آمریکا علیه آنچه که " دولت حزب الله" می نامد، قبل ازآنکه به زیان حزب الله باشد، موجب تضعیف اقتصاد لبنان گردیده است.تحریم، موجب رونق گرفتن اقتصاد غیررسمی ورواج پولشوئی گردیده است.اما حزب الله، بااتکاء به تنوع منابع درآمد خود که اغلب ریشه درخارج ازدولت وکشوردارد،امیدواراست که بتواند به سلامت ازاین بحران عبورکند.چنانچه سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله، چندی پیش گفت :"حتی اگرکل کشور درآشوب وهرج ومرج غرق شود، ودولت حتی ازپرداخت حقوق کارکنان خویش بازبماند، بازهم ماخواهیم توانست امورخودرا اداره کنیم". حزب الله اخیراً به تاسیس فروشگاههای زنجیره ای خواروبار بنام " بازارنور" درسراسرلبنان دست زده است. تاکنون سه فروشگاه ازاین نوع، درجنوب، دوفروشگاه دردره بقاع ودو فروشگاه نیزدرحومه ی بیروت افتتاح شده است. این فروشگاهها، مملو از کالاهای سوری وایرانی است که ارزانتراز سوپرمارکتهای رقیب، عرضه می شوند. حزب الله ازاین طریق، به درآمدی سرشاردست پیدامی کند که آنرادربازارسیاه به دلارتبدیل می کند.

حزب الله همچنین یک سیستم تامین اجتماعی برای اعضاء وکارکنان خود ایجاد کرده که باکارت اعتباری " السجّاد " عمل می کند.ازاین کارت می توان برای خرید ازبازارنور باقیمتهای ترجیحی استفاده کرد.این کارت، ماهیانه سیصد هزارلیر(200 دلار) شارژمی شود که برای فقراومحرومین لبنان، مبلغ قابل توجهی است.این کارت همچنین دراختیاربرخی خانواده های فقیرشهری وروستائی نیزقرارمی گیرد. "بنیادجهادالبنا" نیز کمکهائی رادرقالب بذر، تجهیزات کشاورزی ودیگرنهاده ها، دراختیاراین خانواده ها قرارمی دهد. این ساختار، درخدمت تقویت نفوذ حزب الله وکنترل جامعه ی شیعیان ونیز مقابله با طرحهای اصلاحی این کشورقراردارد.حزب الله امیدواراست که درجریان موجهای بعدی اعتراضی لبنان، بتواند به کمک این ساختار، گلیم خودراازآب بیرون بکشد. وقتی بانکهای لبنان، درجریان بحران مالی 2019، مانع ازخروج دلارگردیده ومحودیتهائی رانیزبرسپرده های بانکی اعمال کردند، اغلب سپرده گذاران ، دلارهای خودرا ازسیستم بانکی خارج نموده وطی ماههای بعد، حدود شش میلیارددلاراز بانکها خارج شد.حزب الله که برای این مبلغ کلان دندان تیزکرده بود،سپرده گذاران رابه شرکت درسیستم مالی تحت کنترل خویش تشویق نمود.یکی ازمهمترین حلقه های این سیستم، " موسسه ی قرض الحسنه" است که اگرچه مورد تحریم آمریکا قراردارد اما توانسته است به نهادی جایگزین درسیستم بانکی لبنان، حداقل درمناطق شیعه نشین، تبدیل شود. اخیراً این موسسه، اقدام به نصب دستگاههای خودپرداز درشعب خود کرده وبه پرداخت وامهای آسانترازسیستم بانکی لبنان مبادرت ورزیده است.ازآنجائیکه این سیستم، درچهارچوب سیستم بانکی لبنان فعالیت نمی کند، لذا تابع قوانین ومقررات آن نیزنیست وازمقررات خاص خود تبعیت می نماید. موسسه ی قرض الحسنه، بادراختیارداشتن ذخائرعظیم دلاری، اکنون به یکی ازمعتبرترین نهادهای مالی لبنان تبدیل شده است.

علیرغم فشارهای وارده توسط آمریکا برایران، این کشورهنوزقادراست حزب الله راازنظرمالی وجنسی تامین نماید. معهذا، حزب الله بادشواریهائی دراین عرصه روبروست.اولاً ،علیرغم تامین مواد غذائی، دارو وبرخی اقلام دیگر توسط سوریه وایران، این کمکها قادرنیست برخی نیازهای عاجل مردم لبنان را درسطح ملی پوشش دهد. کمبود برق، ضعف وناکارآمدی خدمات اینترنتی، وضعیت نامناسب بیمارستانها، ووضع اشتغال، ازجمله ی این موارد می باشند.سطح زندگی جمعیت شیعه ی لبنان، بسرعت درحال سقوط است وآنها علت اصلی این وضع را درفساد وسرسپردگی رهبران خود جستجو می کنند. ثانیاً،بحران مالی که اکنون حزب الله باآن روبروست، ناشی از کاهش چشمگیر کمکهای مالی ایران به این گروه است.این امرموجب گردیده که حزب الله ازپرداخت حقوق ومزایای اعضای خویش عاجزمانده ویاآنراکاهش دهد.کاهش ارزش پوند لبنان دربرابردلارآمریکا،هرروزبیشترازروزپیش، ازقدرت خرید حقوق دریافتی آنهامی کاهد. ازسوی دیگر،شکاف درآمد میان نظامیان وابسته به حزب الله وعموم شیعیان،هرروزعمیق ترمی گردد. اکثرشیعیان، یاکارخودراازدست داده اند ویافقط بخشی ازحقوق خودرادریافت می نمایند. توده های شیعه، هرروزبیشترازروزپیش،ازخدمات اجتماعی، بهداشتی وآموزشی که نظامیان حزب الله دریافت می دارند، محروم می گردند.این تبعیض، به نارضایتی درمیان شیعیان دامن می زند.ثالثاً ، حزب الله به مشکلی بزرگ برای جامعه ی لبنان تبدیل شده که باید برای آن راه حلی پیداشود. این راه حل باید موردقبول کل جامعه ی لبنان ، ازجمله جامعه ی مدنی این کشورقرارگیرد.آنچه مسلم است اینکه حزب الله مدتهاست که ازفلسفه ی وجودی خود که همانا" نیروی مقاومت دربرابراسرائیل" است، دور شده وبه وزنه ای درعرصه ی سیاسی لبنان تبدیل شده است.این حزب، نیروی مسلحی دارد که قوی تراز ارتش لبنان وبرخی ازارتشهای منطقه است. حزب الله، شبکه ی رفاه بخش واجتماعی گسترده وبازوی سیاسی مستحکمی راسازمان داده که درهمراهی با متحدینش، اکثریت پارلمان لبنان رابدست گرفته است. دریک کلام، حزب الله، دولتی درداخل دولت تشکیل داده است.بدترآنکه، حزب الله تصمیمات خودرا راساً وبدون مشورت بادیگران اتخاذ می کند، درحالیکه تبعات این تصمیمات، متوجه ی همه ی جامعه ی لبنان می گردد.

خلاصه اینکه، حزب الله اکنون بابحران مشروعیت روبروست وموقعیت آن ازیک سازمان مردمی، به گروهکی توطئه گرونیابتی درخدمت اهداف سپاه قدس ایران، تنزل پیداکرده است. ازاین گذشته، ازتوانائی حزب الله درعرضه ی خدمات اجتماعی به شیعیان لبنان نیز، بسیارکاسته شده ومنابع مالی این گروه، هرچه بیشتر صرف " بقاء " می گردد.

منابع و مآخذ

1)Hezbollah has created parallel financial and welfare system , www.washingtoninstitute.org

2)Lebanons crisis , www.en.alarabiya.net

3)lebanons new government is bad but it isn’t Hezbollah , www.tcf.org

4)A reform scenario for Lebanon , www.atlanticcouncil.org

5)Lebanon latest reform for support plan , www.brookings.edu

بازنگری در پروتکل ماسک

سازمان بهداشت جهانی(WHO)، پس ازظهورپاندمی کوید-19، رهنمودهائی رابرای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا اعلام کرد وهرازچندگاهی نیز این رهنمودهارابه روز می کند.تاقبل ازپیدایش گونه های جدید وجهش یافته ی ویروس کرونا درانگلستان وآفریقای جنوبی، آخرین رهنمود سازمان بهداشت جهانی به 5 ژوئن 2020 بازمی گردد که درآن به ماسک ونحوه ی استفاده ازوسائل حفاظتی شخصی نیزاشاره شده است.اخیراً سازمان بهداشت جهانی ونهادهای معتبرعلمی وبهداشتی( مانند سازمان کنترل وپیشگیری ازبیماریهای آمریکا ودانشگاه هاروارد) خواستار بازبینی درپروتکل های مربوط به ماسک گردیده اند.

ظهورگونه های جدید ویروس کرونا، ازجمله گونه ی 351-1-B که درآفریقای جنوبی ظاهرشد و گونه ی 7-1-1-B که درانگلیس پدیدارگردید،دوباره مسئله ی کیفیت ماسک رادرصدرمباحث مربوط به پاندمی قرارداد.گونه های جدید ویروس که گاه تا70 درصد بیشتروسریعترازگونه ی قدیمی گسترش می یابند، لزوم بازنگری درپروتکل ماسک رادوچندان کرده است.این تغییر، می تواند به شکل استفاده ازماسک پارچه ای برروی ماسک قبلی، ویااستفاده ازماسک های جراحی و95-N صورت بگیرد. برخی کشورهای جهان، مانند کره جنوبی وسنگاپور، ازهمان آغازپاندمی، برکیفیت ماسک تاکید ورزیدند ولذا اکنون ماسکهای تولیدی آنها، ازبالاترین استاندارد ایمنی درجهان برخوردارمی باشند.

دانشگاه هاروارد نیز اخیراً ازدولتها وواحدهای تولیدی ماسک خواسته است تا درتولیدات فعلی خود تجدید نظرکرده وماسکهای موثرتری تولید نمایند. به نظرکارشناسان این دانشگاه، افرادی که به ماسک جراحی دسترسی ندارند ، بهتراست ازماسک پارچه ای برروی ماسک قبلی خود استفاده نمایند.به نظرمی رسد این روش، درکناررعایت فاصله گذاری اجتماعی و عدم حضوردراجتماعات، برای مقابله بااین مرحله ازگسترش ویروس کرونا، کافی باشد.

سازمان بهداشت جهانی، همچنان استفاده ازماسک رابرای افراد مبتلابه کوید-19 ،مشکوک به ابتلاء ، افرادی که واکسن دریافت کرده اند، و کسانی که منتظر دریافت نتیجه ی آزمایشات خود هستند، ضروری می داند وبه آنها توصیه می کند درکیفیت ماسک مصرفی خود تجدید نظرنمایند. درحال حاضر، بهترین ماسکهای موجود به ترتیب عبارتنداز: ماسک 95-N ، ماسک جراحی چند لایه ، وماسک پارچه ای که استفاده ازآن، بهترازماسک نزدن است اما باید دراولین فرصت، باماسک بهترجایگزین کردد. ماسک های دست ساز، فقط درصورتی قابل استفاده اند که حداقل سه لایه داشته ولایه های آن به قرارزیرباشند : لایه ی داخلی باید جاذب آب ولایه ی بیرونی ضدآب باشد ضمن اینکه لایه ی میانی نیز برای اطمینان از قابلیت فیلتریزاسیون، باید ضدآب باشد. ماسک دست سازپارچه ای نیزبه هیچوجه نمی تواند مانع خروج بازدم گردد اماازآنجائیکه ویروس کوید-19 بزرگتراز2CO می باشد لذا، نمی تواند ازماسکهای پارچه ای ریزبافت عبورنماید.براین اساس،استفاده ی موقت ازاین نوع ماسک، بلامانع است اما بایددراولین فرصت با ماسک جراحی یا 95N تعویض گردد.

ماسک 95N همچنان بهترین ماسک موجود درجهان می باشد زیراقادراست مانع از ورود 95 درصد ازذرّات ریز ودرشت عفونی وغیرعفونی معلق درهوا به سیستم تنفسی انسان گردد. سازمان بهداشت جهانی، بستگی به میزان آلودگی، استفاده ازماسکهای 12 تا 16 لایه ، ماسکهای 95N ، وماسکهای جراحی چندلایه راتوصیه می کند. اما استفاده ازماسک 95N وچند لایه، برای مصرف کننده ی عادی، چندان آسان نیست و افراد عادی دراین ماسکها احساس راحتی نمی کنند. مرکز کنترل وپیشگیری از بیماریهای آمریکا، به مردم توصیه می کند ازماسکهای چند لایه ی راحت که کاملاً برروی صورت می نشینند ودعین حال، تنفس درآنهابه راحتی امکانپذیرمی باشد، استفاده نمایند.اکنون دراروپا وآمریکا، ماسک 95N بطوررایگان دراختیاربی خانمانها،اقشارکم درآمد، وسالمندان بالاتراز65 سال قرارمی گیرد. ونکته ی آخراینکه، سازمان بهداشت جهانی، به هیچوجه شیلد وعینک محافظ را جایگزین ماسک نمی داند وآنها رافقط برای محافظت ازچشم ، مفید می شناسد.

مسئله ی کیفیت ماسک آنقدرجدّی است که به بخشی ازتبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری درانتخابات اخیرآمریکا تبدیل شد. " جو بایدن" قول داد که درصورت انتخاب شدن، ماسک 95N رابه اندازه ی کافی دراختیارکادردرمانی ومردم آمریکا قراردهد.

منابع و مآخذ

 

واکسن روسی، معتبر و کارآمد

واکسن روسی؛معتبروکارآمد

وقتی ازواکسن کروناسخن به میان می آید، فوراً نام چند شرکت معروف غرب برزبان جاری می شود. امااکنون تازه واردی به این کلوب قدم گذاشته که تاکنون بیش ازیک میلیارد دوز سفارش از 50 کشورجهان دریافت کرده است : اسپوتنیک – وی . این واکسن توسط انستیتوی تحقیقاتی " گامالیا" (Gamaleya) ساخته شده وازحمایت مالی " صندوق سرمایه گذاری مستقیم روسیه" (RDIF) برخوردارمی باشد.

واکسن تولیدی انستیتوی تحقیقات اپیدمولوژی ومیکروبیولوژی گامالیا، واکسنی با حامل های "آدنوویروس نوترکیب "(Adenovirus ، ویروسهای بدون غشاء لیپیدی ودارای دی ان ای دورشته ای خطی هستند که ازطریق گیرنده های خود به سلولها می چسبند ووارد سلولها می شوند.بیش از 100 نوع آدنوویروس شناخته شده اند که 47 نوع آنها موجب بیماری درانسان می گردند.) است. درمیان تمامی واکسن های موجوددردنیا، فقط واکسن اسپوتنیک است که ازدونوع آدنوویروس متفاوت برای دو دوز واکسن خود استفاده کرده است. ازآدنوویروس، بعنوان حامل ژن یاپروتئین اسپایک استفاده می شود. نخستین بار درسپتامبر2020 ، مجوززودهنگام توزیع اسپوتنیک درروسیه صادرشد، که بعلت به پایان نرسیدن فازسوم آزمایش بالینی، موجب بروزجنجالهای بعدی پیرامون اعتبارعلمی وکارآیی این واکسن گردید.

اما باگذشت زمان، نقاط مثبت این واکسن نمایان گردید وواکسن اسپوتنیک، درکنارواکسنهای فایزر، آکسفورد- زنیکا ، مادرنا، وجانسون اند جانسون، درزمره ی معتبرترین واکسن های کوید -19 درجهان قرارگرفت.اکنون مشخص شده که واکسن روسی، 92 درصد مصونیت ایجاد می کند وازعوارض کمتروشرائط نگهداری آسانتری نسبت به دیگرواکسنهای تایید شده، برخوردارمی باشد. واکسن اسپوتنیک، بسیارشبیه به واکسن آکسفورد- زنیکا ساخت انگلیس، وجانسون اند جانسون ساخت بلژیک است. این واکسن، دردمای 2 تا 8 درجه ی سانتیگراد وبدون نیاز به فریزر، دریخچالهای معمولی نگهداری می شود ولذا، حمل ونقل آن آسانترازانواع دیگرواکسن می باشد.

درواکسن اسپوتنیک، برخلاف واکسن های موجود،ازدوگونه ی متفاوت واکسن با دوحامل ویروسی مختلف، استفاده می شود که دردونوبت به فاصله ی 21 روز تزریق می گردند. درواکسن اسپوتنیک از آدنوویروسهای نوترکیب نوع 26 و 5 استفاده شده که به ترتیب دردوزاول ودوم، به عضله تزریق می شوند. هردوزاین واکسن، پروتئین های متفاوت اسپایک موجود برغشاء سلول ویروس کوید-19 رابا خود حمل می کند که احتمال شناسائی ویروس را توسط سلولهای ایمنی( T – cells) افزایش می دهد.استفاده ازدوگونه ی متفاوت پروتئین اسپایک، علاوه براینکه شناخت سیستم ایمنی ازمیروس راتقویت می کند، برپایداری واکسن نیزمی افزاید. آدنوویروس تیپ 5 ، ازویروس سرماخوردگی مشتق می شود که سیستم ایمنی بدن انسان باآن کاملاً آشناست. باآنکه داده های علمی مربوط به واکسن اسپوتنیک .نیزواکسن چینی sinovac ، هنوزدردسترس عموم قرارنگرفته، اما آنچه مسلم است اینکه درساخت واکسن روسی، از تکنولوژی بسیارپیشرفته ای استفاده شده که قبلاً مورد استفاده ی شرکتهای اروپائی قرارگرفته بود. تنها نقطه ضعف این واکسن نوترکیب، نیاز به مقادیر انبوه ازذرّات آدنوویروس(10 به توان 10) است تا بتواند پاسخگوی تقاضای جهانی باشد. واکسن اسپوتنیک برای استفاده ی انبوه تولید شده وبه مراتب ارزانترازانواع دیگرتمام می شود وبه آسانی نیزقابل حمل ونقل است. لذا، این واکسن برای مناطق دورافتاده مناسب می باشد.

درنوامبر2020 ، اسرائیل اعلام کرد که درتست بالینی فازسوم واکسن اسپوتنیک، باروسیه همکاری می کند.اندکی بعد، شرکت انگلیسی – سوئدی آسترا-زنیکا نیزتمایل خودرا به همکاری باروسیه برای ساخت یک واکسن ترکیبی اعلام نمود. دراین حال، فازسوم تست بالینی واکسن روسی، برروی چهل هزارنفر انجام گرفت که سالمند ترین آنها 87 سال وجوان ترین ایشان نیز 18 سال سن داشت. نتیجه ی این آزمایشات، میزان تاثیراین واکسن را8/91 درصد نشان داد. قیمت هردوزواکسن اسپوتنیک 1942 روبل( کمتراز 20 دلار برای دو دوز) می باشد. سه کارخانه ی بزرگ روسیه، ماهیانه یک میلیون دوز واکسن تولید می کنند که ظرفیت آنها اخیراً به دوبرابر افزایش پیداکرده است. چندی پیش، شهردارمسکو کارخانه ای راافتتاح کرد که قادراست ماهیانه ده میلیون دوز واکسن تولید نماید. واکسن اسپوتنیک باید 15 دقیقه قبل ازتزریق ازیخچال خارج شده ودردمای محیط قرارگیرد. بروشوری نیزدراختیارمراجعه کننده قرارمی گیرد که درآن به عوارض جانبی واکسن اشاره می شود. این جزوه، زنان حامله وافراددارای بیماریهای حادّ تنفسی راازدریافت واکسن منع می کند. عوارض جانبی اسپوتنیک ( تب خفیف، التهاب محل تزریق وبی حالی)، بسیارکمترازواکسنهای مشابه می باشد. تاکنون هیچ عارضه ی جدّی ویا مرگ ومیرناشی ازواکسن اسپوتنیک، گزارش نشده است. به تمامی این موارد، درمقاله ای که اخیراً درنشریه ی معتبر علمی " لانست " (Lancet) به چاپ رسید اشاره شده وحتی خبرگزاری راستگرای " بلومبرگ" نیز به آن اعتراف کرده است. دیگرمشخص شده که اصول علمی درساخت واکسن روسی، رعایت شده واسپوتنیک برروی تمامی گروههای سنّی موثرواقع می شود. تاثیرواکسن، بلافاصله پس ازتزریق دوزاول، آغازمی شود. تجربه ی اسپوتنیک نشان داد که نباید درمورد 170 واکسن دردست ساخت درجهان، پیشداوری کرد وقضاوت دراین مورد رابه اغراض سیاسی آغشته نمود، بلکه باید منتظرنتایج آزمایشات بالینی آنها باقی ماند.

اکنون دولت روسیه ازاتحادیه ی اروپا خواسته است تامجوّزاستفاده ازواکسن اسپوتنیک راصادرنماید. درایران نیز پس ازآنکه رهبراین کشور، ورود واکسن های انگلیسی وآمریکائی را ممنوع اعلام کرد، خرید واکسن ازروسیه دردستورکارقرارگرفته است اما نحوه ی خرید وواکسیناسیون درایران ، هنوزمشخص نیست.

منابع و مآخذ

1)Russias sputnik vaccine has 92 percent efficacy in trial , www.bbc.com

2)AstraZenica joins Russia to boost coronavirus vaccine , www.nature.com

3)Russian approval of a covid-19 vaccine , www.sciencemag.org

4)would you take Russia covid-19 vaccine? , www.bloomberg.com

5)sputnik – v covid-19 vaccine candidate appears safe and effective , www.lancet.com

3 Shares

Like

Comment

Share

پروژه ی " ناوالنی"

پروژه ی " ناوالنی"

این متن درگرماگرم اعتراضات توده ای اخیرروسیه، درفاصله ی 23 تا 31 ژانویه 2021 به نگارش درآمده است.تظاهراتی که سراسرخاک این کشوررافراگرفت وبه گفته ی مقامات دولتی، کمترازده هزارنفرشرکت کننده داشت اما، آمارغیررسمی، تعداد معترضین را بسیاربیشترازاین رقم ذکر کردند.بین 2 تا4 هزارنفر دراین تظاهرات دستگیرشدند. چراپس ازچند سال آرامش، جامعه ی روسیه دوباره دچارالتهاب شده است؟ آخرین تظاهرات توده ای درروسیه، به دوسال قبل بازمی گردد که به اعتراض نسبت به افزایش سن بازنشستگی به 65 سال صورت گرفته بود.

مسمومیت "الکسی ناوالنی"(Alexi Navalny) ومتهم کردن ولادیمیرپوتین به طراحی آن، وبرخورد خشن پلیس بااعتراضات متعاقب این حادثه،موجب گسترش ناآرامی به سراسرخاک روسیه گردید وحتی منطقه ی دورافتاده ی " خاباروفسک" رانیزدربرگرفت. ناوالنی که فعالیت سیاسی خودرابه عنوان ناسیونالیست آغازکرده بود،اندکی بعد، مواضع نئولیبرالی اتخاذ کرد ومبارزه بافساد رادرراس برنامه ی خویش قرارداد. ناوالنی عضو "شورای هماهنگی اپوزیسیون روس"(ROCC)، رهبر"حزب آینده" (Future party) وبنیانگزار" بنیاد ملی مبارزه بافساد"(FBK) است ودرسال 2017 نیز موردحمله ی تروریستی قرارگرفت وباپاشیدن اسپری برصورتش، هشتاد درصد ازبینائی چشم راست خودراازدست داد. ناوالنی اکنون به سمبل اپوزیسیون راستگرای روسیه تبدیل شده است. وقتی ناوالنی، پس ازدرمان، به روسیه بازگشت ، ازاومانند یک قهرمان و"شهید زنده" استقبال شد وپس ازآن نیز، تلاشی هماهنگ برای ساکت کردن ناوالنی، تیم او واعمال فشاربرخانواده اش آغازگردید. دادگاهی، "یولیا"( yulia) همسرناوالنی رابه جرم شرکت درتظاهرات غیرقانونی، 20000 روبل (265 دلار) جریمه کرد. دادگاهی دیگر"کیرا یارمیش" سخنگوی ناوالنی رابه اتهام نقض مقررات کرونا، به دوماه حبس خانگی محکوم نمود. مخالفین دیگری چون " اولگ" برادرناوالنی و "لیوبوف سوبول" فعال مدنی برجسته ی مسکو نیزتحت حبس خانگی قرارگرفته اند. شخص ناوالنی وهزاران روزنامه نگار ومعترض نیزبازداشت گردیدند.

درمورد ترکیب اجتماعی شرکت کنندگان درتظاهرات روسیه، هیچ تحلیلی تاکنون منتشرنشده اما، آنچه مسلم است اینکه اکثرآنها ازطبقات نسبتاً مرفه این کشور(بادرآمدی حداقل سه برابر دستمزد متوسط) می باشند.بسیاری ازمعترضین را جوانان ونوجوانان 16-15 ساله تشکیل می دهند که بدنبال سراب " رهبرلیبرال" می باشند.این توهم، درمیان دانشجویان روسیه نیز طرفدارانی دارد. اعتراضات درمناطق مختلف روسیه، رنگ وبوی متفاوتی دارد.دربرخی شهرهای بزرگ، ازجمله مسکو، اکثرمعترضین راجوانان تشکیل می دهند ودرنقاط دیگر،سالمندان وحتی حامیان حزب کمونیست روسیه نیز، علیرغم موضع رهبری حزب،دراعتراضات شرکت می کنند. اما اکثریت مردم روسیه، ساکت وخاموش ، اعتراضات رابه نظاره نشسته اند.آنها هنوز خاطره ی "بوریس یلتسین" لیبرال نما راازیاد نبرده اندومی دانند چگونه او که درتمامی سالهای دهه ی 1990 ، شعار عدالت وآزادی سرمی داد، تانکها رابه سوی پارلمان منتخب گسیل کرد وآنرادرهم کوبید! آنها هنوزبه یاددارند که اصلاحات لیبرالی یلتسین، چیزی جزرکوداقتصادی، فروپاشی تولید وسقوط درآمد مردم به یک سوم سطح قبل، به ارمغان نیاورد.اکنون نیز الگوی غربی " دموکراسی برای اقلیت" قصددارد مردم روسیه رابه عروسک خیمه شب بازی سرمایه داران وبوروکراسی فاسد، تبدیل نماید.غرب قصددارد بجای پوتین، حکومتی متشکل از نظامیان وغیرنظامیان مورد قبول خودرا بنام Stavka به قدرت برساند.

اما، درپشت صحنه ی سخن پراکنی های معترضین، دلائل دیگری برای نارضایتی مردم روسیه نهفته است.پس ازبحران مالی 2009-2008 ، اقتصاد روسیه هیچگاه کمرراست نکرد وهرساله بایک تادو درصد رشد یاافول روبرو بود.اکنون میانگین دستمزد درروسیه، 34000 روبل( کمتراز400 یورو) درماه است و 20 میلیون ازنیروی کاراین کشور، زیرخط فقر(12000 روبل یا 135 یورو درماه) زندگی می کنند. اگرچه طی این سالها، روسیه سیاست خارجی نسبتاً مستقلی درپیش گرفت اما، معضلات اساسی کشور همچنان لاینحل باقی ماند.ارتقای سطح زندگی مردم،توسعه ی اقتصادی وفنّی، وعدالت اجتماعی به فراموشی سپرده شد وهراعتراضی باانگ اراذل واوباش روبرو گردید.

ساعتی پس از کامل شدن الحاق کریمه به روسیه درسال2014 ، الکسی ناوالنی درمقاله ای که در نیویورک تایمز به چاپ رسید، مانیفستی رابرای آنچه که " مجازات پوتین" نامید، عرضه کرد.اوخواستار مسدود شدن دارائی خانواده های حکومتگرروسیه درغرب گردید وازدولتهای غربی خواست تادرمورد چگونگی انتقال این دارائیها به غرب، تحقیق کنند.پس ازآن نیز، ناوالنی تبلیغات گسترده ای رادر رسانه های اجتماعی دنبال کرد که درآنها، هشت چهره ی اصلی فساددرروسیه ی امروز، به همراه آپارتمانهای لوکس، ویلاها وکشتی های تفریحی آنها، معرفی می شدند. به غیرازپوتین، " رومن آبرامویچ" (R. Abramovich) مالک باشگاه " چلسی" ، "علیشیرعثمانوف"(A.Usmanov) غول تکنولوژی روسیه ، و "میخائیل موراشکو" (M.Murashko) وزیربهداشت، ازجمله ی این افراد می باشند. برخی ازاین افراد تحت تحریم آمریکاقرارگرفته اند.

اکنون آمریکا درعرصه ی بازی شطرنج خود باروسیه، دست به حمله ی دانمارکی زده است.حمله ی دانمارکی روشی پرریسک دربازی شطرنج است که پس ازحداکثر 20 حرکت، به پیروزی ویا تحمل شکستی خفّت بارمی انجامد. این روش، ازپنج ماه قبل با تبدیل شخصی گمنام به نام ناوالنی به چهره ای بین المللی ، آغازشد وبابازگرداندن اوبه روسیه، عملاً کلید خورد.تحلیلگران مسائل روسیه معتقدند که دولت بایدن قصددارد درعرصه ی رقابت باروسیه وچین، اولی رامنزوی و دومی رابه چالش بکشد.آمریکا، رقابت باچین راآسانترازرقابت باروسیه می داند زیرا چین ازرویکرد پراگماتیستی درمسائل جهانی تبعیت کرده وبقول معروف، اهل چانه زنی است. لذا، دولت بایدن امیدواراست بتواند چین رابه بیطرفی درمنازعه ی آمریکا- روسیه ترغیب نماید.ناوالنی ابزاراصلی آمریکا درچالش باروسیه است.ازسوی دیگر، امروزدراروپا، اتحاد آمریکا- انگلیس، دربرابربلوک اروپا- روسیه قد علم کرده است.پروژه ی خط لوله ی " نورد استریم – 2 " موضوع این رقابت می باشد.اما درورای این رقابت، غرب باسود بردن ازبحران کنونی، که خود ایجاد کرده، علیه روسیه متحد شده است. اکنون که مشخص شده رویای اروپای لیسبون تا ولادی وستک ، دیگرمحقق نخواهد شد،غرب علیه روسیه، شمشیرراازرو بسته است وباندی دیگرازنوع باند یلتسین را علیه این کشور علم نموده است. باند ناوالنی، مجری طرحی گردیده که درلابراتوارهای سیا، تدوین وتنظیم گردیده ورهبری می شود.ناوالنی ، بیش ازشش میلیون فالوور در یوتیوب ودومیلیون نیزدر توئیتر دارد وازطریق این کانالها،صدای خودرابگوش مردم روسیه وجهان می رساند وهرازچند گاهی به افشاگری درباره ی موارد فساد درروسیه پرداخته ومردم رابه تظاهرات دعوت می کند.اخیراً ناوالنی پس ازبازگشت به روسیه،فیلمی ازفساد دردولت روسیه و زندگی شخص پوتین منتشرکرد که درمدت 7 روز، بیش از 87 میلیون بار موردبازبینی قرارگرفت. به گفته ی ناوالنی، این فیلم حاصل گسترده ترین تحقیقات ضد فساد تیمش تاکنون می باشد.

دراین میان، جناح چپ روسیه ودرراس آن حزب کمونیست، بانگرانی اعتراضات جاری رادنبال می کنند.مطالبات این جناح، ازآزادیهای لیبرالی بسی فراترمی رود وعدالت اجتماعی وسوسیالیسم رانیزشامل می گردد.چپ روسیه معتقد است که وضع موجود ، پایدارنخواهد ماند وتغییر، بسرعت ازراه می رسد." گنادی زیوگانف" دبیرکل حزب کمونیست روسیه،درنطق اخیرپارلمانی خود گفت : " آمریکا قصددارد سناریوی اوستیای جنوبی، اوکراین وبلاروس را درروسیه پیاده کند.اوباشان تحت رهبری ناوالنی،نقش گروه ضربت راعلیه عناصرپیشرو بازی می کنند.هم اکنون همه ی کانالهای تلویزیونی، از ناوالنی سخن می گویند. او اگربه قدرت برسد، پیش ازهمه، همین ناراضیان راقلع وقمع خواهد نمود.این همان چیزی است که دراوکراین اتفاق افتاد وهم اکنون دربلاروس دردست انجام می باشد. اما وضع روسیه، به مراتب پیچیده تر ودشوارتراست. من به عنوان رهبر " اتحادیه ی میهنی مردمی" هشدارمی دهم که کارگران سخت کوش، ازشرائط زندگی خود ناراضی هستند وبه همین دلیل به خیابان آمده اند.آنها با ناوالنی عقد اخوّت نبسته اند، بلکه دراعتراض به بن بست اقتصادی اجتماعی موجود، به حرکت درآمده اند. باید جلوی حمله ی اوباشان به یادمان لنین ودیگرمظاهربرجای مانده ازدوران سوسیالیسم را گرفت." باند ناوالنی درحالی صدمین سالگرد تولد "سولژنیتسین" راجشن می گیرد، که ازکناردویستمین سالگرد تولد"ایوان تورگنیف" وصدمین سالگرد تولد" کنستانتین سیمونوف" ، این مفاخرادبیات جهان، به آسانی می گذرد.چه کسی می تواند ادعاکند که جایگاه سولژنیتسین درفرهنگ وادب روسیه وجهان، والاترازتورگنیف وسیمونوف می باشد؟

انتشارویدئوی اخیرناوالنی درباره ی فساد پوتین( رقص باخرسها)، بحث های زیادی برانگیخته که یکی ازآنها به حوضه ی زبانشناسی مربوط می شود.کارشناسان معتقدند که متن این فیلم، نخست به زبان انگلیسی نوشته شده وپس ازترجمه به روسی، دراختیارناوالنی قرارگرفته است.به گزارش مرکز مطالعات سیاسی مسکو، " این نوی جمله بندی وترکیب لغات، درزبان روسی رایج نیست. آنچه مسلم است، ناوالنی متن این فیلم راازدوستان انگلیسی زبانش دریافت کرده ومتن اصلی به زبان انگلیسی بوده است.." اما درباره ی این ویدئو، ذکر این نکته ضروری است که درسال2005 ، گروهی ازثروتمندان روس تصمیم گرفتند تاخانه ای برای ولادیمیرپوتین بسازند تااوپس ازبازنشستگی بتواند درآن زندگی کند. درآن زمان، پوتین این پیشنهاد رانپذیرفت اماآنهاهمچنان به کارخود ادامه دادند وحاصل آن، ویدئویی بود که توسط ناوالنی، به عنوان مظهرفساد پوتین، منتشرشد. ناوالنی اکنون خود از سهامداران بزرگ روس نفت، گازپروم، لوک اویل، و سورگوت نفت وگاز، می باشد.

منابع و مآخذ

1)Gennady Zyuganov open letter to the citizens of Russia , www.cprf.ru

2)is Russia waking up ? , www.mronline.org

3)Gennady Zyuganov , Russia situation is harder than Belarus , www.worldpress.org

4) Dances with Bears . www.johnhelmer.net

5)Alexi Nanalny , www.wikipedia.org

جهان وپاندمی های آینده

جهان وپاندمی های آینده

چندی پیش ، مدیرآزمایشگاه عفونی وابسته به انستیتوی ملی بهداشت آمریکا، درمقاله ای که درنشریه Natureبه چاپ رسید، ازجامعه ی علمی جهان که ازاشتباهات گذشته درس بگیرد : " درشرائطی که تولید کنندگان واکسن کوید-19 درسراسرجهان به رقابت بایکدیگرمشغولند وبیش از170 نوع واکسن دردست ساخت دارند، به نظرمی رسد جهان ازیک نکته مهم غافل مانده وبجای ساخت واکسن جامع برای انواع ویروس کرونا، فقط برنوع فعلی ویروس تمرکز کرده است." تحقیقاتی که باروش تعیین توالی ژنوم (genome sequencing) صورت گرفته نشان می دهد که ویروس کوید-19 برای انتقال به انسان، تغییرچندانی نپذیرفته وکاملاً باانسان سازگار بوده است. امابه نظرنمی رسد ژنوم کروناویروس ثابت باقی بماند وباید منتظر جهشهای بعدی آن بود.این امر، به بحث درباره ی مقولاتی چون مصونیت جمعی، پایداری مصونیت ونقش واکسن درمهارعفونت، دامن زده است. جهش های اخیر ویروس کرونا نشان داد که رویکرد کشف واکسن برای نوع فعلی ویروس کرونا، به معنی مصونیت دربرابر انواع دیگرآن نیست. اگرچه تحقق ایده ی واکسن جهانشمول برای انواع ویروس کرونا، دورازدسترس به نظرمی رسد،اما این ایده، چندان جدید نیست. دراوائل دهه ی 1990 ، گروهی ازدانشمندان آزمایشگاههای Nordern درپنسیلوانیا، که وابسته به بخش بهداشت حیوانات درشرکتsmithkline – GSK بودند، برنامه ی بلندپروازانه ای رابرای ساخت واکسنی اعلام کردند که بتواند گربه سانان را دربرابرانواع ویروس کرونا مصون سازد. اما منافع تجاری نهفته در تولید عاجل واکسن کرونا، این طرح بلند مدت را درنیمه ی راه مسکوت گذاشت.اما اعضای تیم آزمایشگاهی Nordern ، که استاد شبیه سازی ژنتیک ازویروسهای بیماریزامی باشند، همچنان ایده ی خود رابرای تولید واکسن جهانشمول، زنده نگهداشته اند.آنها به این نتیجه رسیده اند که مصونیت موثردربرابربیش ازیک نوع ویروس کرونا( چه درحیوان وچه درانسان)، وظیفه ای بسیارپیچیده ودشواراست که احتمالاً به چیزی بیش ازآنتی بادی های خنثی کننده نیازدارد.آنها درابتدا تصور می کردند باتقویت پاسخ آنتی بادی به پروتئین اسپایک(spike protein: پروتئینهای موجود برروی غشاء سلولی) می توان دربرابر انواع کروناویروسهائی که گربه سانان ناقل آنهاهستند، مصونیت ایجاد نمود.اما بزودی معلوم شد که این رویکرد، به تنهائی نمی تواند مصونیت بلند مدت ایجاد نماید. قبل ازسال 2020 نیز به کمک تکنولوژیهای تعیین کننده ی توالی نسل بعدی(NGS)، توالی کامل ژنوم کروناویروس کوید-19 کشف شد وبه کمک آن، آزمون واکنش زنجیره ای پلیمر(PCR) جهت مهارعفونت، طراحی گردید. بااستفاده ازاین تکنولوژی، شبکه های دخیل درانتقال پاتوژنهای بیماریزا، قابل پیش بینی می گردند. اگرضرائب تمامی توالی های موجوددریک خوشه بندی محلی(LOCAL CLUSTER) شبیه به یکدیگرباشند، درآنصورت میتوان باقاطعیت گفت که انتقال ویروس، بصورت جمعی صورت گرفته است. اکنون نظارت ژنومی(genomic surveillance) به جزء لاینفک رهگیری انتقال کوید-19 وابزارتصمیم گیری درعرصه های مهمی چون قرنطینه ی شهرها، اعمال محدودیت سفر، وکنترل عفونتهای بیمارستانی تبدیل شده است.

دودهه ازشیوع ویروس" مرس"(MERS) درخاورمیانه می گذرد.طی این مدت، محققان سعی کردند بفهمند که آیا پادتن موجوددرنمونه های خونی بازماندگان از پاندمی قبل(سارس)، به مصون سازی دربرابر کروناویروس جدید( مرس) کمک می کند؟ آنها درکمال تعجب مشاهده کردند که تقریباً یکچهارم آنتی بادی های موجوددر خون مبتلایان به سارس، دربرابر کروناویروس مرس موثرواقع نمی شوند. آنها وقتی توالی پروتئینهای دو ویروس رامقایسه کردند، بانوعی همپوشانی وتداخل روبرو گردیدند. بدین معنی که درنقطه ی خاصی از اسپایک پروتئین، 40 درصد ازآمینواسیدها ، میان سارس و مرس مشترک بوده وحتی مشابهت هائی با آنفولانزای فصلی دارد.لذا، محققین به این نتیجه رسیدند که میتوان واکسنی تولید کرد که دربرابرانواع کروناویروسها مقاوم باشد. اما از 2016 به بعد، ترس از مرس، بتدریج فروریخت وحمایت ازاین پروژه نیزکاهش پیداکرد.بدین ترتیب، توجه به اهداف نزدیکتری چون تولید واکسنی جلب شد که بتوانددربرابرانواع سرماخوردگی وآنفولانزا، مصونیت ایجاد نماید وازآن زمان تاکنون، تغییری دراین رویکرد صورت نگرفته است.

درجولای 2020 ، "شورای نوآوری اروپا"(EIC)وبانک BPfinance ، بیش از32 میلیون یورو دراختیارشرکت فرانسوی بیوتکنولوژی " اوسیواکس"(OSIVAX) قراردادند تا صرف تحقیقات مربوط به ساخت یک واکسن جهانشمول برای انواع کروناویروس گردد.درپی این اقدام، چند شرکت بلژیکی، چینی، آمریکائی نیزبه این راه قدم گذاشتند. دانشمندان اکنون به مشابهت های موجود میان گونه های مختلف کرونا ویروس پی برده اند اما هنوزنمی دانند که چگونه می توانند به بهترین نحو ازآن درجهت تولید یک واکسن جهانشمول استفاده نمایند.تولید این واکسن مستلزم شناخت جنبه های مختلف مصونیت، ازجمله نحوه ی آموزش به سلولهای ایمنی(T cells) برای شناخت شاخصه های اصلی رشته های ویروسی است. عملکرد سلولهای ایمنی، بسیارحیاتی است. به محض اینکه این سلولها ویروسی راشناسائی کنند، خودراتکثیرکرده وبه مقابله باویروس می پردازند. این شناخت، بصورت نهفته درسلولهای ایمنی حفظ می شود تادررویاروئیهای بعدی بکارگرفته شود. واکسنی که این ویژگی را تقویت کند وآنتی بادی مناسب باآن راتولید نماید، احتمالاً می تواند برانواع مختلف کروناویروس درسنین مختلف ودرمناطق مختلف جهان موثر واقع گردد. برخی واکسنهای موجود برای کوید-19 نیزبراساس این ویژگی سلولهای ایمنی ساخته شده اند. دانشمندان قصددارند این ویژگی سیستم ایمنی رادر سالمندانی که حافظه ی ایمنی پادتن آنها چندان قوی نیست ولذا، نمی توانند آنتی بادی باقدرت مناسب تولیدنمایند، تقویت کرده وویروس راازطرق دیگر مورد حمله قراردهند. مثلاً می توان سلول ایمنی رابه نحوی آموزش داد که بجای اجزای خارجی( پروتئین اسپایک) ، بااجزای داخلی ویروس( مثلاً DNA یا RNA) آشناشود. این روش، ازآن رواهمیت دارد که اجزاء داخلی ویروس، کمتردرمعرض جهش قرارمی گیرند. میان اجزاء گونه های مختلف یک ویروس، مشابهتهای فراوان وجوددارد. اما دسترسی به این پروتئین های داخلی، کارچندان آسانی نیست.لذا، اگربتوان آنها رابه نحوی به سطح سلولی ویروس منتقل کرد، شناخت آنها برای سلولهای ایمنی آسانترمی گردد. یک راه برای نیل به این هدف، تزریق بخش هائی ازDNA و RNA ویروس به بدن است تاموجب آشنائی سیستم ایمنی بدن باآنهاگردد.. هدف واکسنی که" اوسی واکس"(OSIVAX) قصددارد بسازد،این است که سلولهای ایمنی رابه هدف قراردادن نوکلئوکپسید(Nucleocapsid: پروتئین داخلی که میان تمام گونه های کروناویروس مشترک است) ترغیب نماید.حتی هدف این است که مجموعه ای ازپروتئینهای داخلی ویروس رادرمعرض سیستم ایمنی بدن قراردهد.ازهمین رویکرد درساخت واکسن آنفولانزای فصلی استفاده شده است.

روش کاربه این صورت است که دانشمندان درلابراتوارهای بسیارحفاظت شده وایزوله، ارگانوئیدهائی ازسلول خفاش، مورچه خوار، گربه سانان ودیگرحیوانات ناقل ویروس کرونارا کشت داده وآنهارادرمعرض انواع مرگبارویروس کروناقرارمی دهند تا ببینند که ویروس به کدام اندام حیوان حمله می کند.تحقیقات نشان می دهد که اغلب ویروسها، به ارگانوئید های دستگاه تنفسی وسیستم معدی-روده ای حمله می کنند.ازاین روش ، نخستین بار درمطالعات مربوط به اپیدمی " زیکا"(zika) استفاده شد. دیریازود، انواع جدید آنفولانزا وآنفولانزای ترکیبی( مثلاً ترکیبی ازآنفولانزای فصلی وآنفولانزای پرندگان) نمودارخواهد شد که بااین رویکرد می توان به مقابله با آنهاپرداخت. هزاران ویروس دربدن خفاش ودیگرانواع جانوری درگوشه وکنارجهان وجوددارند که هنوز انسان راآلوده نمی سازند.اما، بسیاری ازاین ویروسها، باجهشی جزئی، به این قابلیت دست پیدامی کنند.این ویروسها، درمحیط آزمایشگاهی کشت داده شده وعلاوه براینکه داروها وواکسنهای مختلف بررویآنها آزمایش می شوند، احتمال انتقال آنهابه انسان نیز تحت بررسی قرارمی گیرد. تنهاراه برای انجام این آزمایشات، دردسترس بودن ارگانوئیدهای حیوانات است.قبلاً این امکان وجودنداشت اما اخیراً راهی برای آن پیداشده است. دانشمندان دریافته اند که سلولهای بنیادین جانداران(stem cells)، ویژگیها وخواص آنها رادارند ولذا می توان ارگانوئیدهای هرموجود زنده رادر آزمایشگاه تولید کرد. دانشمندان حتی توانسته اند ارگانوئیدهای سم ماررادرآزمایشگاه تولید نمایند.اما این کاربسیارخطرناکی است.موجوداتی چون خفاش، سیستم ایمنی پیچیده وبسیارقدرتمندی دارند که می تواند ویروس رادربدن حیوان مهانماید.امااگرارگانوئیدهای این موجودات درآزمایشگاه تولید شوند، دیگرحفاظ امنیتی دربرابرآنها وجود نخواهدداشت واگرویروس بتواند به خارج ازآزمایشگاه بگریزد، فاجعه می آفریند. به همین دلیل، آزمایشگاههای بیوتکنولوژی، تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرارمی گیرند. یکی ازاین پروژه های تحقیقاتی، پروژه ای است کهMAD-cov-2 نام دارد واتحادیه اروپا برای آن 72 میلیون یورو بودجه درنظرگرفته است.هدف این پروژه ی تحقیقاتی، یافتن داروهائی برای مبارزه باطیف گسترده ای ازویروسهاست که باآزمایش برروی ارگانوئیدهاانجام می شود. این پروژه،ارگانوئیدهای ریه ی انسان راکه حاوی هزاران سلول است ، درمعرض ویروس قرارداده وسپس سلولهائی راکه ازاین آزمایش جان سالم به درمی برند، مورد بررسی قرارمی دهند. ازاین روش، برای مطالعه برروی " هانتاویروس" ها (Hantaviruses) نیزاستفاده می شود که برای انسان کشنده می باشند. این ویروسها که درسرزمینهای دورافتاده ی مناطق حارّه به وفوریافت می شوند، اکنون دربخشهائی ازاروپا وجهان نیزمشاهده می شوند. یک علت این جابجائی،تغییرات آب وهوائی است که محیط جدید رابرای زندگی این ویروسها مساعد ساخته است درحالیکه ویروسهای مزبور، قرنهاست که دراین مناطق جغرافیائی حضورنداشته اند.انجام این پروژه های تحقیقاتی، سالهازمان می برد ولذا، تامین بودجه برای ادامه ی آنها، بسیارحیاتی است.پاندمی کوید-19 توجه به این پروژه رادوچندان کرد اما بدلیل دیربازده بودن این طرح، سرمایه گذاران ترجیح می دهند منابع خودراصرف طرحهای سودآورترو زود بازده تری چون سرطان بنمایند.دانشمندان مطمئن اند که پاندمی های به مراتب خطرناکتری درپیش است اما کمتر کسی این هشدارراجدّی می گیرد.هزینه ای که پاندمی برجهان تحمیل می کند، به مراتب بیشترازبودجه ای است که این پروژه های تحقیقاتی می طلبند. طی دهه ی گذشته، جهان سه اپیدمی بزرگ سارس، مرس، وکوید-19 را پشت سرگذاشته است ودیری نخواهد پائید که پاندمی دیگری، به مراتب خطرناکتروگسترده تراز کوید-19 ازراه خواهد رسید.

ازمیان تمام موجودات بیولوژیک زیست کره،تعداد وتنوع ویروسها بیشترازهمه است.برآورد می شود تعداد ویروسهائی که باانسان همزیستی دارند از 10 نانی لیون (Nanillion : 10 به توان 30) بیشتر باشد واین بیشتراز کل ستارگان کهکشان می باشد.یک قاشق غذاخوری ازآب دریا، حاوی ده میلیون ویروس است. هریک ازاین ویروسها می تواند بایک یا چند جهش، ازحیوان به انسان منتقل شود.درحال حاضر، پانصد هزارویروس قابل انتقال به انسان درجهان وجوددارد.بااین حال، دنیابرای مقابله با پاندمی های جدید آماده نیست.یکی ازطرحهای بلند پروازانه ای که دردست انجام است،تهیه ی اطلس ویروس شناسی جهان می باشد که توسط کنسرسیومی ازمتخصصان ویروس شناسی جهان بنام (GVP) دردست تهیه می باشد. این اطلس مزایای بسیاری دارد ومتخصصان علوم انفورماتیک نیزبرای مدلسازی های کامپیوتری بااین کنسرسیوم همکاری می کنند. فناوری هوش مصنوعی می تواند باتحلیل اطلاعات و بهره گیری ازتکنیک " یادگیری عمیق"، جهش مثبت یا منفی کروناراپیش بینی کند وبه یک تحلیل واقعگرایانه ازچگونگی گسترش ویروس کرونا درآینده، دست پیداکند.یادگیری عمیق، یک تکنیک یادگیری ماشینی ازهوش مصنوعی است که به کامپیوترآموزش می دهد تاکارهائی راکه انسان بطورطبیعی انجام می دهد، فرابگیرد. "ژنومیک"(Genomics) نیزعلمی است که محققین ازآن برای فهم سرعت انتشار وتکامل ویروسها و ویژگی اصلی آنهااستفاده می کنند.آنهابه کمک این علم، تصمیمات مهم بهداشتی ودرمانی رااتخاذ می نمایند. ژنومیک یکی ازشاخه های علم ژنتیک است که توالی ژنها ونحوه ی تاثیرگذاری آنها رابریکدیگر مورد بررسی قرارمی دهد. ژنومیک ، درواقع نوعی زبان مولکولی بین المللی است که مانند زبان " اسپرانتو" (Esperanto) برای همگان قابل فهم می باشد.استفاده ازاین علم درسیستمهای نظارتی بین المللی، معمول است و این امکان رافراهم می آورد که خطرات بالقوه ی بهداشتی، سریعترشناسائی وقبل ازبروز، خنثی شوند.به نظردانشمندان، حداقل سه عامل، انتقال ویروس ازحیوان به انسان را تسهیل می کند. اول،تنوع زیستی جانوران پستاندار وشمارآنهادریک منطقه ؛ دوم،تغییرات اقلیمی درسراسرجهان؛ وسوم،تغییرات گسترده درکاربری زمین . این سه عامل موجب گردیده که بشرامروزدردنیای خطرناکی به سربرد که قبلاً هیچگاه شاهد آن نبوده است. معهذا، او به تکنولوژی وقابلیت علمی لازم نیز برای رهگیری ویافتن ویروسهای خطرناک وجلوگیری ازانتقال آنها به انسان، دست پیداکرده وبرای تحقق آن، فقط به اراده ی سیاسی نیازدارد.

منابع و مآخذ

1)A universal coronavirus vaccine , www.wired.co.uk

2)future pandemic preparedness , www.nature.com

3)the best time to prevent the next pandemic is now , www.who.int

4)preparing for the next disease outbreak , www.nap.edu

5) هوش مصنوعی ، جهش آینده ی کروناراپیش بینی می کند .www.mehrnews.com

لودویگ فان بتهوون : موسیقیدان انقلابی

لودویگ فان بتهوون

موسیقیدان انقلابی

                به پسرم مازیار              

                                                                                  -----------

          دسامبر2020 مصادف با دویست وپنجاهمین سالگرد تولد " لودویگ فن بتهوون" (Ludwig van Beethoven)، موسیقیدان نابغه ی اروپائی بود که درعصری انقلابی می زیست وتوانست موسیقی رامتحول کند. درسالگرد تولد بتهوون، زادگاهش شهر بن ، میزبان ارکسترملی لیون فرانسه، ارکسترسمفونی میلان ایتالیا،ارکسترسمفونی روسیه، وشمارزیادی ازخوانندگان ونوازندگان  جهان بود.دراین مراسم، بیش ازهمه ی آثاربتهوون، سمفونی 9 به اجراء درآمد وارکسترهای مطرح پاریس، شیکاگو، توکیو، سائوپولو، هنگ کنگ، وین، وسالزبورگ، این سمفونی رااجراء کردند.دراین مراسم، " مهدیس کاشانی" آهنگسازایرانی نیزباالهام ازآثاربتهوون، قطعه ای را بنام " برای عاشقی دردوردست" به اجراء درآورد.

          چرابتهوون برای سوسیالیستها وعناصرپیشروی جامعه ی امروز،شخصیتی درخوراحترام است؟ اولاً، توانائی خلق موسیقی وهنرلذت بردن ازآن، یک نیازبشری است که درذات انسان نهفته است وهرجامعه ی بشری درطول تاریخ خود،موسیقی رابه سبک خویش تولید کرده است.بتهوون نیز موسیقی قرن هجده ونوزده اروپارا متحول کرد وآنرابه زبان گویای انقلابیون دوران خویش تبدیل نمود. ثانیاً ، بتهوون موسیقی رااز چهارچوب تنگ درباراشراف ونجبا خارج کرد وآنرابه میان مردم برد.دردوران فئودالی، آموزش موسیقی فقط خاص فرزندان نخبگان بود وطبقات فرودست، از آموزش موسیقی محروم بودند. بتهوون علیه این ظلم طبقاتی شورید. ثالثاً ، ازآنجائیکه هنرفقط آئینه ی جهان نیست  بلکه ابزارتغییرآن نیزهست، هنربتهوون ازطریق تاثیرگذاری برزندگی عاطفی بشر،اورادرجهت پیشرفت تاریخ به حرکت درآورده وزندگی وی راسمت وسوداد. اگرچه دوران باروک (1750-1600) موسیقیدانان برجسته ای چون "آنتونیو ویوالدی"(A.Vivaldi) ، "فریدریش هندل " (F.Handel) و "سباستین باخ "(S.Bach) به جهان عرضه کرده بود اما،موسیقی بتهوون ازسنخ دیگری بود وفقط انعکاس اروپا وآمریکای قرن هجدهم ونوزدهم نبود بلکه به شکل گیری حوادث تاریخی این دوره نیزکمک کرد.همیشه درطول تاریخ،میان موسیقی وجامعه، همسانی هائی وجودداشته است.مثلاً سبک موسیقی کلاسیک قرن هجدهم که در ژانر باس لاین(Bass line) عرضه می شد،به همان اندازه ی ژانر سه ضربی(treble-line) قرن بعد،انعکاس شرائط اجتماعی بود ودرتکامل انسان وجامعه نقش داشت. ارزشهای انقلاب فرانسه( آزادی، برابری ، برادری )، توانست هنرراازقید وبندهای طبقه ی مرفه جامعه رهاسازد وآنرابه به درون توده های مردم ببرد.همین تحول رامی توان درسبک متاخرباروک ودرآثار یوهان سباستین باخ نیزمشاهده نمود. سه کوارتت اولیه ی بتهوون برای پیانو که درسال 1785 ساخته شدند، ازسوناتهای موتزارت برای ویولون الگوبرداری شده بودند.درابتداء ،مردم جذب قدرت حیرت آور بتهوون درنواختن پیانو شدند.او به پیاده روی های طولانی می رفت وآهنگهائی راکه به ذهنش خطورمی کرد باعجله یادداشت می نمود . بعدها، بتهوون ازاین یادداشتهای کوچک درساخت سوناتها وسمفونیهای خود استفاده کرد. قطعاتی که بتهوون می ساخت بیشتربرای سازتنظیم می شد نه برای آواز . معهذا تعدادی آواز مذهبی نیزازاو باقی مانده مانند یک اوراتوریو بنام " عیسی در کوههای زیتون" ، اپرای " فیدلیو" وسمفونی نهم.

          دراین شرائط، بتهوون سمفونی مشهور سوم خودرا بنام "Eroica"( حماسه) ساخت وآنرابه ناپلئون بناپارت تقدیم کرد زیرااورایک انقلابی بزرگ تصورمی نمود.اما بلافاصله پس از تاجگذاری ناپلئون و فتح اطریش توسط او، تقدیم نامه راپاره کرد ونوشت " اونیزحقوق بشر رالگد مال کرد." بتهوون موسیقیدانی بود که عقاید سیاسی واندیشه ی موسیقیائی راتوامان دارابود.اوبشدت به آرمانها وارزشهای عصرروشنگری(Enlightenment) عشق می ورزید وارزشهای کهن رابه باد تمسخرمی گرفت.بتهوون سیستم سیاسی دوحزبی انگلیس رابهترین و دموکراتیک ترین سیستم سیاسی جهان می دانست وازتحولات انقلابی فرانسه نیزتاثیرمی پذیرفت. بارزترین شکل این تاثیررا می توان درسمفونی پنجم دید.به نوشته ی " جان کلاب"(J.Clubb) ، "سیستم ایده آلی که اوبرای اطریش آرزو می کرد، جمهوری بود، زیرا جمهوری رابهترین سیستم برای آینده ی بشرمی دانست." بتهوون درنامه ای به یکی ازدوستانش می نویسد>" به آزادی، بیش ازهرچیزدیگر، عشق بورز!" . درسطرسطر این نامه،نفرت ازسلطنت وعشق به جمهوری موج می زند. درجای جای  سمفونی نهم نیز شادمانی بتهوون ازپیروزی انگلیس بر ناپلئون به چشم می خورد.این سمفونی برای نخستین بار، بابزرگترین ارکستری که بتهوون دردوران حیات خود تدارک دیده بود  اجراءشد. بتهوون که در48 سالگی ناشنواشد،240 اثرآفرید که 9 سمفونی،یک اپرا، کنسرتوهای پیانو وکنسرت های متعدد برای سازهای زهی راشامل می شود. او درجامعه ی تحت اقتداردرباروکلیسا، شجاعانه ازانقلاب فرانسه ومنشورحقوق بشردفاع کرد.

          سمفونی شماره یک در دوماژور، اپوس 21 ، اولین سمفونی بتهوون است که درسال 1801 منتشرشد. این سمفونی از چهار موومان تشکیل شده وبه بارون " گوتفرید فان سوتین " حامی اولیه ی آهنگسازاهداء شده است.بتهوون دراین سمفونی، بوضوح پیرو سبک پیشینیان، بخصوص هایدن و موتسارت است. این سمفونی، شکوه سمفونی های سوم، پنجم ونهم راندارد وبقول "واگنر" ، " بتهوونی نیست".اما مهمترین آثار بتهوون دردوران میانی زندگی اش، یعنی زمانی که سمفونیهای سوم وپنجم ساخته شدند، خلق گردید ودرآنها، باوربه لزوم تغییرجهان موج می زند. چهارموومان اول سمفونی پنجم،" کوبیدن درب تاریخ" نام دارد.درکنسرتوحماسی "امپراتور" نیز هنگامی که سولیست، باقدرت تمام نواختن آغازمی کند، گوئی شنونده رابه نابودی نظم کهن وبنای نظمی نو فرامی خواند.این آثار، نشانگر تاثیرعمیق انقلاب فرانسه وآرمانهای دموکراتیک وجمهوریخواهانه ی آن بربتهوون است. هایدن وموتسارت، هیچگاه به اندازه ی بتهوون سیاسی نبودند.باتجسم موسیقیائی آرمانهای انقلاب فرانسه،بتهوون به اوج توانائی،رهائی وهمبستگی می رسد وبقول "آدورنو"(Adorno)، " شیپورانقلاب بوژوائی، توسط بتهوون به صدادرمی آید." شاید یک دلیل افول خلاقیت بتهوون دردوره ی 1816-1812 ،ناامید ویاس ناشی ازشکست انقلاب فرانسه باشد. انقلاب نتوانسته بود انسان راازقیدوبندهای نظم کهن رهائی بخشد.اکنون مشخص شده بود که شعارآزادی، برابری، برادری، که برپرچم بورژوازی نقش بسته بود،فقط برای این طبقه است ولاغیر، ووظیفه ی ادامه ی انقلاب، بردوش دیگرنیروهای اجتماعی قرارگرفته است.معهذا، انقلاب فرانسه، تاثیری عمیق وماندگار بربتهوون باقی گذاشت.آثاردوران متاخرزندگی بتهوون( کوارتت ها وسوناتهای پیانو ، سمفونی نهم ، و میساسولینس در ر ماژور)، آمیخته ای ازخشم ویاس ازشکست انسانیت وامید به پیروزی نسلهای آینده است.درآخرین آثاربتهوون،خشم ویاس ازبازگشت سلطنت به اروپا، علیرغم شکست ناپلئون، موج می زند. دردهه ی پایانی زندگی بتهوون، اعتقاد به اینکه " انسان بالاخره روزی خودراازجهل ودرد رهائی می بخشد"، جنبه ی پررنگتری پیدامی کند. تاکیدبراین اصول اخلاقی، بتهوون رابه اوجی می رساند که قبلاً هیچ موسیقیدانی به آن نائل نشده بود. سمفونی نهم، یکی ازوالاترین دستاوردهای بشری درتشویق به ادامه ی مبارزه است. بتهوون، برخلاف یوزف هایدن و آمادئوس موتسارت، هیچگاه به خدمت اشراف ونجبادرنیامد. یک بارکه او همراه با " گوته" درپارکی قدم می زد، خانواده ی سلطنتی ازآنجاعبورکرد، گوته ازسرراه کناررفت وبه آنها ادای احترام نمود، اما بتهوون بی اعتناء به راه خود ادامه داد وازآنجا دورشد.البته بتهوون که از قدرت سانسوررژیم آگاه بود، دوستانی رادرمیان اشراف ونجبا برای خود نگه داشته بود. بتهوون  ، مصلحتجوئی ومیانه روی هایدن رانیز نمی پسندید واورا"پاشای ترک" می نامید.

          کسی ازروزتولد بتهوون اطلاع ندارد اما روز 17 دسامبر 1770 به عنوان روز غسل تعمید اوبه ثبت رسیده است. بتهوون دریک خانواده ی دوستدار موسیقی در بن زاده شد ودر26 مارس 1827 دروین درگذشت. پدرش دائم الخمر بود وپسررا ازکودکی به کارواداشت. اودرطول حیات خود ازدومشکل رنج می برد: ناتوانی جسمی ونیازمالی . بتهوون درنامه ای، خودرایک آهنگسازفقیراتریشی می نامد که هرکز به ثروت ورفاه دست نمی یابد. درآن زمان، بن شهرکوچکی باده هزار نفرجمعیت ومرکز اسقف نشین کلن، محسوب می شد.برخلاف انگلیس وفرانسه، انقلاب بورژوائی درآلمان بوقوع نپیوست. شکست شورشهای دهقانی1525-1524  و 1848 ، ونیزویرانیهای برجای مانده ازجنگهای سی ساله(1648-1618) ازجمله علل این عقب ماندگی بود.یک علت دیگربرای این افول، کشف آمریکا وانتقال مرکزثقل تجارت جهانی ازاروپا به منطقه ی آتلانتیک بود.مجموعه ی این عوامل، به ضعف بورژوازی درآلمان منجرشد ومواضع اشراف وشاهزادگان را تقویت نمود.این وضع، تاثیرخودرابرحیات فرهنگی جامعه نیزبرجای گذاشت.جنگ سی ساله، هیچ حاصلی جزویرانی وآشوب برای اطریش وآلمان نداشت وقدرتهای خارجی( بویژه فرانسه وپروس) رابه قدرتهای قاهرتبدیل نمود. جنگ 7 ساله(1763-1756)نیزبراین ذلّت افزود. پس ازمرگ"باخ"(Bach) درسال1750 ، مناطق " ساکسونی" و "تورینگن"  درآلمان، که به مرکز موسیقی کلیسای پروتستان تبدیل شده بودند، راه افول درپیش گرفتند.برلین نیز که باحمایت " فردریک کبیر" پادشاه پروس، به مرکز موسیقی تبدیل شده بود،موسیقی ایتالیائی وفرانسوی را به موسیقی آلمانی ترجیح می داد.

          جامعه ی فئودالی، متکی به تولید ومصرف محلی بود وقدرت سیاسی واقتصادی، غیرمتمرکزودردست نجبا واشراف زمیندار محلی بود که دهقانان رامجبورمی کردند بخشی ازنیروی کار ویامحصول خودرا به آنهاواگذارنمایند. بارشد تولید وگسترش تجارت، شهرنشینی رواج پیداکرد. شهرهاکه اکنون به مرکزتجارت تبدیل شده بودند، خواستاراستقلال نسبی اززمینداران فئودال گردیدند. شهربه مرکز فعالیت اقتصادی طبقه ی جدید(بورژوازی) تبدیل شده بود که اسلاف سرمایه داران امروزی بودند. این تازه واردین، ساختارهای اداری وآرمانهای جدیدی راباخود به همراه آوردند وهرچه بروزن اقتصادی آنهاافزوده می شد، وزنه ی سیاسی واجتماعی ایشان نیز سنگین ترمی گردید. این تغییرات، به ناچار سیستم غیرمتمرکز فئودالی رابا تعدیلهائی روبروکرد که ایجاد سلطنتهای مطلقه ومتمرکز، ازآن جمله بود. حیات اجتماعی اقتصادی جوامع بتدریج رشد کرد وچهارچوبهای تنگ محلی رادرنوردید.اندکی بعد، اقتصاد ودولت ملی پدیدارگردید.قدرت فئودالها محدود شد وهویت ملی جای آنراگرفت. این تحولات، به انقلاب کبیرفرانسه(1789) انجامید که سرنگونی اشراف فئودال رابه دنبال داشت. تغییرات مزبور، تاثیری شگرف برحیات اجتماعی، علمی، هنروموسیقی برجای گذاشت. تاسال1760 ، دربسیاری ازکشورهای اروپائی، دهقان دیروزبه کارگرصنعتی امروز تبدیل شده بود که تولیدی چند برابرگذشته داشت.اما دراتریش وآلمان،هنوز رژیم کهنه جان سختی می کرد.معهذا درآنجانیز ازقدرت اشراف بتدریج کاسته می شد.ژوزف دوم، امپراتوراصلاح طلب اطریش، اگرچه سرواژ رالغو کرد، اما درکمند اشراف فئودال گرفتارگردید.او ، آزادی مذهب رابه لوتری ها، کالوینیستها ومسیحیان ارتدکس صرب اعطاء کرد وعلیرغم مخالفت پاپ ،" فرمان مدارا" (edict of tolerance) راصادرنمود که به موجب آن، یهودیها نیزازآزادی مذهب برخوردارگردیدند. معهذا، این اصلاحات با مقاومت خاندان " استرهازی"(Esterhazy) که حاکم منطقه ی زندگی " جوزف هایدن" بود روبروگردید. درهرحال، دوران فئودالیسم وکاتولیسیسم دراروپا، روبه پایان بود.دراتریش، جنبش فراماسونری، که درآن زمان جنبشی مترقی محسوب می شد، اندیشه ی روشنگری راتبلیغ وبرقدرت خرد وعلم درشکل دهی به جامعه می افزود. دراین شرائط بود که بتهوون راهی وین شد وبیشترزندگی خودرادراین شهرسپری کرد وبه یکی ازتاثیرگذارترین موسیقیدانهای دوران کلاسیک ودوره ی متقدم رومانتیک تبدیل شد.

          دردوره ی 1796 تا 1815 ، انقلاب فرانسه وجنگهای ناپلئون، اروپاراویران کرد.ازساحل آتلانتیک تا مسکو، اروپادرگیر مناقشات ایدئولوژیکی گردید که اغلب به جنگ می انجامید.پرچم آزادی،برابری،برادری، که انقلاب فرانسه برافراشته بود، به خون آغشته شد وبه ابزاری درخدمت تسلط بر اروپا تبدیل شد. تنهابین 1796 تا1815 ، بیش از 16594 نفردرفرانسه به اتهام خیانت اعدام شدند و 5/2 میلیون نفرنیزدرجنگهاجان باختند. معهذا، موج جدیدی ازلیبرالیسم وناسیونالیسم دردنیای هنر چهره نمود که اورتور " ویرانه های آتن" ، نوشته ی بتهوون، بخشی ازآن بود. اودراین اثر،ویرانی وضعف یونان تحت اشغال رابه سوگ نشست.دراواخرقرن هجدهم، وین به مرکز موسیقی اروپا تبدیل شد. روزی نبود که دراین شهر، سمفونی، سونات یااپراهای ایتالیائی برگزارنشود. البته دراین زمان، دیگرمراکزموسیقی اروپا، ازجمله ناپل،روم، لندن، پاریس ، مانهایم ، درسدن وبرلین، نیزکم وبیش به حرکت درآمدند اما اوج این تحول دروین بود.ایتالیا به مرکزاپرای اروپا تبدیل شد وهریک ازخانواده های اشرافی، برای خود اپرا وگروههای موسیقی خاص داشت. تعداد نوازندگان وموسیقیدانان متبحّر آنقدرزیاد شده بود که هرشهر وقصبه نیزگروه موسیقی خاص خودراداشت که توسط یکی از موسیقیدانان مطرح، رهبری می شد وبه مناسبتهای مختلف برنامه اجراء می کرد. گروههای موسیقی وابسته به خانواده های اشرافی، بایکدیگررقابت می کردند. دراواخرقرن هجدهم، وین به یک مرکز اقتصادی وسیاسی، بااستانداردهای بالا تبدیل شده بود. دراوائل قرن نوزدهم، حیات موسیقیائی وین، بااجرای گروههای کوچک وشخصی درقصراشراف ومنازل بورژوازی مرفه، عجین شده بود. موسیقی وین که که درنیمه ی دوم قرن هجدهم ، تحت سیطره ی سبک ایتالیائی قرارداشت، رفته رفته خودراازنفوذ ایتالیا خارج وبه سبک آلمانی نزدیک کرد. درسال 1792 ، بتهوون 22 ساله ، بن رابه مقصد وین ترک کرد.اوباورود به وین، دریافت که هایدن و موتسارت ، درفضای آشفته ی دراماتیک ناشی ازجدائی ملودی وریتم، ازسبک کلاسیک فاصله گرفته اند. درواقع آنها مجری تغییرات اجتماعی اقتصادی گسترده ای بودند که دراروپاجریان داشت  وانعکاس آن درموسیقی  خودرابه شکل فاصله گرفتن ازسبک کلاسیک وگرایش  به سبکی جدید نشان می داد.همچنین  تکامل ابزاروآلات موسیقی درقرن هجدهم نیزچشمگیربود. دراین دوره، ارکسترها بین 30 تا 100 نوازنده داشتند وازچهاربخش سازهای زهی(string section) ، سازهای بادی(woodwind section)، سازهای برنجی (Brass section) ، وسازهای کوبه ای(percussion section) تشکیل می شدند. ارکسترها بتدریج بزرگترمی شدند وظهور" کلارینت" (clarinet) و پیانو، ضرباهنگی قدرتمند به ارکستربخشید که ازطریق پدال، انعکاس بیشتری پیدامی کرد. این تحول ، به موسیقی توان بیان رنگ ، فضا، نور وسایه می بخشید.

          زندگی حرفه ای بتهوون راباید به سه دوره ی اولیه ، ثانویه ومتاخر تقسیم کرد.دوره ی اولیه تاسال 1802 ، دوره ی میانی تاسال 1812 ، ودوره ی متاخر نیزازسال 1817 تاپایان عمر اوادامه داشت. دودوره ی اول، بتهوون به شدت تحت تاثیر هایدن و موتسارت قرارداشت اما بتدریج  جهتگیری های جدید اتخاذ نمود وچشم انداز واهداف نوینی راپیش روی خود قرارداد.بتهوون بین سالهای 1800 تا 1803 به  نوازنده ی جوانی تبدیل شده بود که هایدن وموتسارت را الگوی خود قرارمی داد. با کوارتت های زهی شماره ی یک تاشش، که دراین سالها نواخته شدند وسمفونیهای اول ودوم که طی این دوره برای اولین باربه اجراء درآمدند، نام بتهوون برسرزبانهاافتاد ومهارت او درنواختن پیانو نیزشهره ی عام وخاص گردید. دو کنسرتو برای پیانو ودهها سونات پیانو ، حاصل این دوره بود. درسونات شماره یک که در فامینور نواخته شد، تفاوت بتهوون با هایدن و موتسارت نمایان گردید. همچنین درسونات شماره 2 که در آ- ماژور  نواخته شد، این تفاوت بیشترهویداشد. شاخصه ی اصلی موسیقی بتهوون دردوران جوانی، سوناتهای پیانوی اوبود. برای بتهوون ، پیانویک ساز ملودیک بود واین اعتقاد،بویژه درسونات شماره 13 پیانوبود که در سی- مینور نوشته شد، هویدا گردید.

                دوره ی میانی حیات حرفه ای بتهوون که به " دوره حماسی" یاقهرمانی معروف است، با آگاهی ازبیماری ناشنوائی اش آغازشد. دراین دوره، آثارفاخری خلق شد که بعضی ازآنها درزمره ی شگفت انگیزترین قطعات موسیقی جهان قرارمی گیرند. این آثار، سرشاراز حماسه ومبارزه می باشند. سمفونی هشتم، سه کنسرتو برای پیانو( ازجمله کنسرتوی حماسی پنجم)، کوارتت های 7 تا 11 برای سازهای زهی، چند سونات پیانو ازجمله "والد شتاین"، سونات برای ویولن واپرای " فید لیو" حاصل این دوره بود. اگرچه بادقت دردوسمفونی اول ودوم بتهوون می توان به تکامل تکنیک اودرآینده پی برد اما  هیچکدام ازاین آثار، به پای آثارفاخر هایدن وموتسارت نمی رسند.سمفونی سوم بتهوون بنام (Eroica)، فصلی نوین درتاریخ موسیقی گشود." قهرمانی"(Heroism)، مدتها ذهن بتهوون رابخود مشغول کرده بود. باله ی حماسی "پرومته"(Prometheus) که درسال 1801 به روی صحنه رفت، نشانگراین شیفتگی بود. اهمیت این شخصیت اسطوره ای یونان برای بتهوون، درآن بود که او باخدایان می جنگد وبه انسان آتش راهدیه می دهد تا به کمک آن برتقدیرخویش غلبه کند.

          ناشنوائی بتهوون ، شاید بزرگترین تراژدی درتاریخ هنراروپا وجهان باشد.معهذا، بتهوون نه تنها براین نقص غلبه کرد بلکه آنرابه تخته پرشی برای خلاقیت خویش تبدیل نمود. این رویدادرا باید معجزه ای بزرگ درتاریخ هنرجهان تلقّی نمود. بتهوون، مبارزه برای نجات خود ورهائی اروپارادرهم آمیخت. درتنها اپرای او، فلورشتاین به اشتباه توسط پیزارو به بند کشیده می شود اماتوسط همسرش لئونورا ، که خودرا به شکل یک پسر(فیدلیو)درآورده، نجات پیدامی کند وبه دستیاری پیزارو برگزیده می شود. کر زندانیان، سرود باشکوه رهائی سرمی دهد.این اپرا، نشاندهنده ی نفرت بتهوون ازخودکامگی، بیانگرتنهائی فلورشتاین،که انعکاسی از ناشنوائی خوداوست، وبیان قهرمانی لئونورا است که جان خودرا برای نجات همسرش به خطرمی اندازد. شخصیت این زن، تصورهمسری است که بتهوون همیشه برای خود آرزو می کرد.این سمفونی راباید هرساله درسالگرد سقوط باستیل نواخت وآنرابه گوش جان شنید. سمفونی پنجم در سی- مینور راباید ادامه ی eronica دانست زیرا تکنیک " تحول موضوعی"(thematic transformation) که یکی ازویژگیهای سبک کلاسیک است، درآن بدقت رعایت شده است. بتهوون شیوه ای بدیع رادر چیدمان ارکستر درپیش می گیرد. هیچ موسیقیدانی تاآن زمان، از"ترومبون" به شکلی که اودرپرده ی آخر سمفونی بکارگرفت، استفاده نکرده بود.سمفونی ششم(pastoral- شبان)، درواقع ادامه ی سمفونی پنجم وکامل کننده ی آن است : عرضه ی موسیقی روستائی وعواطف واحساسات همراه باآن.

           درسال 1809 که مصادف با به پایان رسیدن دوره ی دوم حیات حرفه ای بتهوون بود،دیگرشاهد نوآوری ازسوی بتهوون نیستیم.اما این سال، نقطه ی عطفی درزندگی هنری بتهوون محسوب می شود. اودر18 سال باقی مانده اززندگی اش، سه سمفونی دیگرخلق کرد که یکی ازآنها، باگروه کر همراه بود.درسالهای پایانی دوره ی قهرمانی، توجه بتهوون به ترانه های فولکلوریک انگلیس وآلمان جلب شد. سمفونی فاخرهفتم نیزدر مقطع گذارازمرحله ی میانی به مرحله ی متاخر زندگی بتهوون ساخته شد. دوران متاخر زندگی بتهوون، ازغنای فکری وعاطفی عجیبی برخورداراست.دراین دوره، اگرچه بتهوون مدت پنج سال سکوت اختیارکرد واثری خلق نکرد اما، پس ازآن، موسیقی متفاوتی عرضه نمود.دراین سالها،درمبارزه با یاس ونومیدی، بتهوون کمترآهنگ ساخت وبرخی دوستانش زمزمه می کردند که دیگرکاراو تمام است.اما بتهوون که شایعات رامی شنید می گفت، کمی صبرکنید تابزودی چیزی متفاوت  ببینید!  وهمینطورهم شد. بتهوون ازسال 1818 به بعد، بعضی ازبزرگترین آثارش، ازجمله میساسولمنس

، سمفونی شماره 9 ، آخرین سونات های پیانو و آخرین کوارتت های زهی راآفرید. این تغییر، باسونات "چکش"(Hammerklavier) شروع شد که درسال1818 برای پیانو نوشته شد. میساسولمیس در دو- ماژور، توسط خود بتهوون ودوستارانش، به عنوان شاهکارآهنگسازمعرفی گردید. بتهوون دراین اثر، نیم نگاهی به گذشته ونگاهی به آینده دارد.اوازیکسو حسرت جامعه ی یکدست ماقبل سرمایه داری رامی خورد و ازسوی دیگر، جهان پس ازبورژوازی را عاری ازماتریالیسم وفردگرائی، وسرشاراز همبستگی وروحیه ی جمعی به تصویرمی کشد.

          معلوم نیست که بتهوون تاچه حدّ به مذهب پای بند بوده است. منشی او، وی را " دئیست" (Deist) می دانست که به محی باورنداشت وعقل وطبیعت رابرای پذیرش یک موجود متعالی، کافی می دانست. بتهوون همچنین به ادیان شرقی، بویژه هندوئیسم باورداشت. او درآثاردوران متاخرخود، منکررابطه ی میان انسان وخدامی شود وبجای آن، بهشت روی زمین راتبلیغ می کند. سولمنیس راباید اثری تئوریک با ابعاد سکولارتلقی کرد. کوارتت برای سازهای زهی، مشخصه ی دوره ی پایانی حیات حرفه ای اوست. کوارتت های این دوره، باکوارتت 12 درای- مسطح آغاز وباکوارتت 16 در فا- ماژور به پایان می رسد. بتهوون کوارتت 14 را درزمره ی بهترین کارهای خود قرارمی دهد.

          دوغول فرهنگی آلمان، بتهوون و هگل، دریک سال متولد شدند. وقتی هگل می نوشت، بتهوون سرگرم نگارش سمفونی نهم خود بود. درواقع موسیقی بتهوون، تجلّی "روح جهانی" هگل بود که سه دوره ی حیات اورابارابطه ای دیالکتیکی بهم متصل می کرد.موسیقی او ضمن اینکه بیان خلاقیت بورژوازی بود، نیم نگاهی نیز به ورای آن داشت.اکنون نیز که جهان مالامال ازنژادپرستی، بحران اقتصادی، تغییرات اقلیمی، خرافه پرستی وپاندمی است، آثاربتهوون می تواند الهامبخش مبارزه درراه همبستگی بشربرای  بنای جامعه ی ایده آل قرارگیرد.

 

منابع و مآخذ

1)Ludwig van Beethoven: revolutionary composer , www.isj.org                                                                                                   

2)top five pieces that helped to spark revolution , www.wqxr.org                                                                                          

3)Ludwig van Beethoven , www.dw.com                                                                                                                                     

4)Ludwig van Beethoven , www.wikipedia.org                                                                                                                             

5)SYMPHONY NO.1 ( Beethoven) , www.wikipedia.org                                                                                              

6)popular music of the revolutionary war period , www.bathlefields.org                                                              

7) رومن رولان ، زندگی بتهوون ، ترجمه محمد مجلسی       

ژئوپولتیک فضای مجازی درخاورمیانه

ژئوپولتیک فضای مجازی درخاورمیانه

 

          فضای مجازی، نسل جدیدی ازروابط اجتماعی است که عرصه ی شکل گیری مجموعه هائی ازارتباطات میان مردم، گروههای اجتماعی وسنین مختلف،ازفاصله های بسیاردور ودردنیای واقعی است.برهمین اساس، فضای مجازی تاثیری شگرف برمرزهای زمینی ومرزهای ذهنی باقی می گذارد. این تحول، مدیون گسترش فناوری اطلاعات وارتباطات، ازجمله اینترنت ومشتقات وابسته به این نرم افزار پرقدرت است که دردرون مفهومی بنام فضای مجازی تعریف می شود وعرصه ی شکل گیری مجموعه ای ازارتباطات میان گروههای اجتماعی مختلف وازفاصله ی بسیاردور دردنیای واقعی است که البته فرصتها وتهدیدات نوینی رافراروی دولتها قرارداده وعرصه ی ژئوپولتیک راازسطح محلی، به سطح فراملی ارتقاء داده ومقیاس اثرگذاری این این عامل غیرمتعارف را به سطح جهانی گسترش داده است.بادیجیتالیزه شدن صنعت، ژئوپولتیک دیگرمرزهای جغرافیائی سنتی خودرادرنوردیده است. دیگرتهدیدات فیزیکی ازتهدیدات سایبری قابل تفکیک نیستند واحتمالاً درآینده ی نزدیک،"ژئوپولتیک سایبری"(cyber geopolitic) درصف مقدم رقابت ژئوپولتیک قرارخواهد گرفت. منطقه ی خاورمیانه، بشدت درمعرض هرج ومرج ناشی ازاین انقلاب دیجیتال قراردارد ودراین رقابت،جایگاه ویژه ای رابخود اختصاص می دهد زیرا، اکثرقریب به اتفاق حملات سایبری درسالیان اخیر،ازمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا صورت گرفته ویابااین منطقه درارتباط بوده اند. درسالیان اخیر، دولتها وبازیگران غیردولتی درمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا، تلاش گسترده ای را برای افزایش توان سایبری خود آغازکرده اند ومتعاقب آن، سلاحهای سایبری درمنطقه تکثیر شد وبه ابزاری ژئوپولتیک درخدمت مبارزه بادشمن قرارگرفت.بدین ترتیب، بذراخبارغلط، درزمین حاصلخیز سوء تفاهمات دیرپای قبلی، افشانده شد وبه رویش خصومتهای جدید انجامید. اکنون زیرساختهای بسیارپیشرفته ی سایبری، دراین منطقه ازجهان مستقرشده است. برای اینکه به قدرت واقعی ژئوپولتیک سایبری درخاورمیانه وشمال آفریقا پی ببریم،باید نخست نگاهی کلی به نیروهای سایبری حاضردرمنطقه وموازنه ی قوا میان آنها بیاندازیم ودراین رابطه، به دوعامل توجه ویژه مبذول داریم. اول، لایه های بنیادین تکنولوژی مخابراتی ودیجیتال، یعنی کابلهای نوری زیردریائی، ودوم، هوش مصنوعی(artificial intelligence) که اکنون به داغترین عرصه ی رقابت فنی درمنطقه وجهان تبدیل شده است.

          ارتباطات مخابراتی زیردریائی، ازطریق کابلهائی برقرارمی شود که بربستر دریاها واقیانوسها تعبیه می شوند تاسیگنالهای مخابراتی رامیان ایستگاههای زمینی درکرانه ی دریاها واقیانوسها، برقرارنمایند.علاقه ی کشورهابه کنترل این زیرساختهای کابلی،به دو دلیل می باشد: ملاحظات انحصاری کشورهائی که دارای اقتصاد بسیارمتمرکزمی باشند؛ وملاحظات مربوط به امنیت ملی . هرکشوری مایل است که به مرکزی برای ارتباطات مخابراتی منطقه تبدیل شود. درست مانند فرانکفورت و دبی  که مراکز صنعت هوائی وتوریسم بین المللی محسوب می شوند.بارشد انفجاری اینترنت، شکافی دربازار ارتباطات مخابراتی پدیدآمده که باید دیریازود پرشود.برهمین اساس، نخستین پروژه ی کابل مخابراتی زیردریائی، توسط بخش خصوصی ودرمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا، ازسال 1996 کلید خورده است.دراین طرح، برخلاف پروژه های رایج، یک گروه ازکمپانیهای مخابراتی سرمایه گذاری نکرده اند، بلکه گروهی ازسرمایه گذاران حقیقی، هزینه ی احداث این شبکه ی مخابرای رابرعهده گرفتند که ژاپن راباعبورازمنطقه ی خاورمیانه، امارات متحده عربی، عربستان ، اردن ، ومصر ، به انگلیس متصل می کند.دراواسط دهه ی 2000 ،باپیدایش تکنولوژیهای پهنای باند( 3G برای موبایل ، و ADSL/VDSLبرای سیستمهای خانگی) ونیزرونق گرفتن برخی بخشهای کلیدی اقتصاد( خرده فروشی، توریسم، هوانوردی وترابری) ، صحنه برای رقابت برسرساخت شبکه های کابلی منطقه ای وفرامنطقه ای،آماده شده است.دراین رابطه، تعیین یک مرکزایده آل برای یک شبکه ی منطقه ای ایده آل، دردستور کارقرارگرفته است. به عبارت دیگر، مرکزایده آل، می تواند شبکه ی منطقه ای ایده آل راایجاد کند اما،هیچ شبکه ی منطقه ای نمی تواند بدون مرکزیت ایده آل، تحقق پیداکند. البته ازاهمیت ثبات سیاسی نیز نباید غافل شد.مثلاً درجریان حوادث "بهارعربی"(2013-2011)، مصر، علیرغم موقعیت   بسیارمناسب جغرافیائی خود میان سه قاره،اهمیت خودرا به مثابه ی مرکز شبکه ی ارتباطات منطقه ای وبین المللی ازدست داد.تنش های ژئوپولتیک سالیان اخیر درمنطقه ی خلیج فارس نیزهمین نتیجه رابدنبال داشت واجری طرحهای بزرگ مخابراتی رامتوقف کرد. کشورهائی چون مصر و لبنان، بیشترین زیان رااز تنش های ژئوپولتیک منطقه متحمل شده اند.

          علاوه برشبکه ی کابلی، هوش مصنوعی نیزبه عرصه ی رقابت فنی درمنطقه تبدیل شده است. هوش مصنوعی، به مجموعه ای از سیستمهای کامپیوتری اطلاق می شود که عرصه های تفکر، آموزش و عمل بشررا الگوقرارمی دهند.این تکنولوژی، اشکال مختلفی به خود می گیرد که "دستیاردیجیتال"،   (Digital assistant) ، "چت بات" (Chat Bot – برنامه ی نرم افزاری برای شبیه سازی مکالمه بایک شخص واقعی) ، و "یادگیری ماشینی"(machin learning) راشامل می گردد. هوش مصنوعی، تاثیرات گسترده ی اقتصادی وژئوپولتیک برمنطقه ی خاورمیانه باقی گذاشته است. رهبران منطقه که ازگذشته ی خوددرس گرفته اند دیگرمایل نیستند مانند جبهه گرفتن اسلاف خوددربرابر رنسانس، ازقافله ی تمدن عقب بمانند ودربرابر تکنولوژی دیجیتال وهوش مصنوعی نیز چنین موضعی اتخاذ نمایند. انتظارمی رورد کشورهای این منطقه تاسال 2030 ، دودرصد ازمنافع جهانی حاصل از هوش مصنوعی رابه خود اختصاص دهند که به معنی 320 میلیارددلار درآمد اضافی برای این کشورها می باشد.کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا به زودی 43 درصد بربودجه ی مربوط به تکنولوژیهای هوش مصنوعی خواهند افزود واین بودجه را به مرز 375 میلیارددلارمی رسانند. بیشترین سهم ازاین سرمایه گذاری، متعلق به عربستان سعودی با 5/135 میلیارددلارمی باشد. امارات متحده عربی نیز 14 درصد ازتولید ناخالص داخلی خودرا درسال2030 ، مدیون هوش مصنوعی خواهد بود.براساس برآورد "شرکت داده های بین المللی"(international Data Corp. –IDC)، کشورهای خاورمیانه تاپایان سال2021 ، بیش از یکصد میلیارددلارصرف تکنولوژی هوش مصنوعی خواهند کرد وامارات متحده عربی، عربستان ، وقطر ، پای بندی اکید خودرابه توسعه ی تکنولوژیهای مرتبط با هوش مصنوعی، ابرازکرده اند.عربستان نخستین کشورجهان بود که درسال2017 ، به یک ربات ، حق شهروندی اعطاء کرد ومتعهد شد  پانصد میلیارددلار برای احداث شهرجدید فناوری درساحل دریای سرخ، هزینه نماید.این طرح، بخشی ازبرنامه ی تنوع بخشیدن به اقتصاد عربستان( چشم انداز2030) می باشد. شاهزاده بن سلمان، چندی پیش گفت " درآینده، همه چیز درکشورما، هوشمند خواهد بود." اما دیگرکشورهای منطقه نیزبیکار ننشسته اند. امارات متحده عربی نیزباانتصاب وزیرهوش مصنوعی، بزودی  مزارع رباتیک واتوموبیلهای خودران رادرکشورراه اندازی نماید. وزیرهوش مصنوعی می گوید " ماانتظارداریم طی 10 سال آینده، به مرکزهوش مصنوعی منطقه تبدیل شویم". امارات متحده همچنین درهمکاری با شرکتهای آمریکائی دست به تاسیس یک پارک پیشرفته ی هوشمند زده است.

          بازیگران بزرگ غیرعرب حاضردرصحنه ی هوش مصنوعی خاورمیانه، اسرائیل وایران هستند.در حال حاضر، اسرائیل اکوسیستمی متشکل از512 شرکت فعال درعرصه ی هوش مصنوعی دارد وقراراست تعداد این شرکتها راتاپایان سال جاری به 1150 شرکت برساند. 17 درصد ازکل 6673 شرکت فناوری اسرائیل، درزمینه ی هوش مصنوعی فعالیت می کنند. هوش مصنوعی، یک تکنولوژی استراتژیک برای ارتش اسرائیل بشمارمی رود. درحال حاضر، تیمهای عملیاتی متشکل ازنظامیان، دانشمندان وکارکنان شرکتهای فناوری، برروی پروژه هائی چون " استارگیت" (stargate) کارمی کنند که تفسیرعکسهای هوائی به کمک هوش مصنوعی رادنبال می کند.هدف دیگراین طرح، جمع آوری اطلاعات برای انجام عملیات نظامی وتقویت توان ارتش درجمع آوری وتفسیر اطلاعات درمقیاس انبوه می باشد.اسرائیل اکنون در زمره ی  بزرگترین صادرکنندگان الگوریتمهای جاسوسی درجهان قراردارد و چهل درصد ازمصنوعات صادراتی این کشوررا، فرآورده های باتکنولوژی پیشرفته تشکیل می دهد.معهذا به نظرمی رسد مرزمیان جرم سایبری وجنگ سایبری ، دراسرائیل مخدوش شده باشد وهکرهای این کشور، دربرخی موارد، اهداف مالی وسیاسی را توامان دنبال می کنند. صنعت دانش محوراسرائیل، دردوران جنگ سرد شکل گرفت ودربخش کشاورزی ونظامی این کشور رشد کرد.بزودی تکنیکهای آبیاری تغییرکردند وکشاورزان اسرائیلی توانستند درمناطق بیابانی ولم یزرع، میوه وسبزیجات کشت نمایند. درآن زمان، بیش ازیک میلیون ازشهروندان شوروی سابق، باپایان گرفتن جنگ سرد، راهی اسرائیل شدند که یکصد هزارنفرازآنها را مهندسین ودانشمندان تشکیل می دادند.چهل درصد ازاین نیروی متخصص، کارشناس هوش مصنوعی بودند. درحال حاضر، آموزش علوم کامپیوتری وبرنامه ریزی دراسرائیل، ازدوران دبیرستان آغازمی شود ومدارس کشور، درمسبقات عملی هک کردن یکدیگرشرکت می کنند. گروههای استعدادیاب نیز درسراسرکشور، بدنبال یافتن استعدادهای سایبری هستند. ازمیان 1500 شرکت بزرگ امنیت سایبری درجهان، 18 شرکت اسرائیلی هستند وسالانه محصولات خودرابه ارزش  شش میلیارددلاربه خارج ازکشور صادرمی کنند. گفته می شود هریک دلاری که اسرائیل دربخش سایبری خود سرمایه گذاری می کند، 5 تا 8 دلارسود به همراه دارد.ازسال 2014، هرساله نمایشگاه تکنولوژی سایبری(cyber tech) در اسرائیل برگزارمی شود که درآخرین آنها (2020) بیش از18000 نفردرقالب 160 هیئت نمایندگی از 200 کمپانی معتبر جهان شرکت کردند. ازسال 2009 به بعد، دولت اسرائیل برای فضای مجازی اولویت ملی واستراتژیک قائل شد.اسرائیل این اولویت را درچهارعرصه اعمال نمود :افزایش آگاهی عمومی نسبت به سایبرنتیک،تقویت آموزش علمی جوانان،تشویق تحقیقات علمی، وایجاد یک زیرساخت محکم برای امنیت سیستم اطلاعات کشور. معهذا، تنها 8 درصد ازنیروی کاراسرائیل که دردانشگاههای معتبر ومراکزنظامی تربیت شده اند، درپیشرفت صنعت دانش محورمشاکت داشته وازآن منتفع می گردند.شکاف درآمد میان این نیروی کارنخبه وبقیه ی جامعه ی کارگری اسرائیل، هرروزبیشترتعمیق می گردد.درحال حاضر،اسرائیل یکی ازبالاترین نرخهای فقررادرمیان کشورهای عضو"سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه"(OECD) داراست. معهذا، صنعت دانش محوراین کشور، ازکمبود نیروی کارماهرومتخصص به شدت رنج می برد وباکمبود 18000 نفری نیروی متخصص روبروست.

          وبالاخره ، یکی از نقش آفرینان اصلی صحنه ی هوش مصنوعی درخاورمیانه، ایران است. اگرچه بااعمال مجدد تحریمهای آمریکا، اقتصاد ایران بشدت آسیب دیده، امایک بخش ازاین اقتصاد، همچنان فعال و پویاست وآن بخش تکنولوژیهای نوظهوراست. مدتی است که درایران نیز بحث تشکیل وزارت هوش مصنوعی داغ است. درحال حاضر،ایران درردیف 20 قدرت برتر جهان درعرصه ی هوش مصنوعی قراردارد.این کشورازنظر انتشار مقالات علمی، با 104 مقاله، پس ازچین، دانشگاه MIT، دانشگاه پلی تکنیک هنگ کنگ، ودانشگاه فنی سنگاپور، درردیف پنجم جهان قراردارد.ایران همچنین پس ازچین، هند، آمریکا وروسیه، مقام پنجم جهان را درتربیت مهندس، ریاضیدان وتکنیسین داراست.اما علیرغم این پیشرفت درخشان،ایران هنوز بازیگری کوچک درصحنه ی هوش مصنوعی محسوب می شود. یک علت این عقب ماندگی،کمبود سرمایه وضعف اقتصاد ایران، بویژه دردوران تحریمها می باشد. ازاین گذشته،ایران برخلاف آمریکا، اسرائیل، چین ، روسیه وفرانسه، فاقد یک استراتژی ملی درزمینه ی هوش مصنوعی است.

          بطورکلی، اسرائیل درحال حاضر، بیشترین توان سایبری رادرخاورمیانه داراست وبه پیشتازانی چون آمریکا، روسیه وچین، پهلو می زند. اسرائیل زاده ی جنگ، وجنگ افروزاست وتمایل به جنگ، مهر ونشان خودرابرچند نسل اسرائیل کوبیده است. واحد 8200 ارتش اسرائیل که مسئول انجام عملیات سایبری است، یکی ازبزرگترین واحدهای نظامی این کشورمحسوب می شود.این واحد، درتشکیلات دشمن نفوذ می کند وعملیات اوراقبل ازانجام، خنثی می نماید. تخصص واحد 8200 ، دراطلاعات الکترومغناطیسی و رمزگشائی(decryption) است. این واحد همچنین نیروی فوق العاده ماهری نیز دررمزنگاری (cryptography) دارد. تمام واحدها وارگانهای فعال درعرصه ی سایبری، زیرنظردفترنخست وزیراسرائیل فعالیت می کنند. درحال حاضر، بیش از300 شرکت اسرائیلی درامنیت سایبری فعالند.این شرکتها درسال گذشته، با شش میلیارددلار صادرات، 20 درصد ازکل سرمایه گذاری بخش خصوصی جهان رادراین عرصه،بخود اختصاص دادند. اما قابلیتهای سایبری ایران، ریشه درفعالیت گروههای هکری میهن پرست دردهه ی 2000 دارد که حملاتی رابرعلیه شبکه ها، سازمانها ودولتهای متخاصم باجمهوری اسلامی انجام می دادند.برخی ازاعضای این گروهها،بعدها به عضویت ارتش سایبری ایران درآمدند. مضمون فعالیت سایبری ایران درعرصه ی بین المللی،نه تنهاجاسوسی ، که نیل به اهداف سیاسی با جهتگیری خاص ژئوپولتیک نیزمی باشد.آغازگراین فعالیت، حملات گروه هکری " شمعون" با تاسیسات نفتی آرامکو عربستان بود که بعدها الگوی دیگرگروههای هکری ایران قرارگرفت.حمله ی گسترده تردیگری نیزدرسالهای بعد به تاسیسات کامپیوتری آرامکو صورت گرفت که مسئولیت آنرا گروه هکری "شمشیربرّای عالت" (cutting sword of justice) برعهده گرفت. همین حملات موجب شد که عربستان استراتژی امنیت ملی اطلاعاتی خودرا برای نخستین بار تدوین نموده واندکی بعد نیز" مرکزامنیت ملی سایبری" خود راافتتاح نماید. بدنبال عربستان، امارات نیزدراین راه گام گذاشت.

          بطورکلی، حملات سایبری رامی توان به دوگروه عمده تقسیم کرد:نفوذ به قصد جمع آوری اطلاعات( جاسوسی دیجیتال) وحمله به سیستمهای خارجی برای آسیب زدن به زیرساختهای دشمن. در حالیکه نفوذ به سیستمهای دیگر، نسبتاً آسان وارزان تمام می شود،طراحی یک حمله درابعاد منطقه ای وجهانی، کاری پیچیده وگران می باشد که درتوان همگان نیست. شناسائی این هکرها، کاری پیچیده ودشواراست.کارشناسان، براین باورند که تنها دسترسی به آلگوریتمها درجهان امروز، کافی نیست بلکه مهمترازآن، دسترسی به مجموعه داده هائی است که بتواند برتوان رقابتی کشورها بیافزاید.اطلاعات، هیچگاه درتاریخ، به اندازه ی امروز بااهمیت نبوده است.به همین دلیل، اطلاعات اکنون به سودآورترین ودرعین حال مناقشه خیزترین منبع ژئوپولتیک جهان تبدیل شده است. قدرت اطلاحات، ازچهاروجه ناشی می شود : نفوذ درمحیط سیاسی اقتصادی دیگران؛دسترسی به رشد اقتصادی وثروت؛ تقویت توان تصمیم سازی؛ وبرقراری ارتباط سریع وامن . اطلاعات وداده، نقش محوری رادرتوانائی کشورها برای تولید ثروت، رفاه وتوسعه ی اقتصادی ایفاء می کند.اهمیت اقتصادی واستراتژیک اطلاعات، موجب می گردد که دولتها بسوی سامان دادن حملات سایبری وجاسوسی صنعتی علیه کشورها وشرکتهای رقیب، گرایش پیداکنند. خرابکاری دیجیتال(digital sabotage) نیزبه عرصه ای نوین درمناقشه ی میان کشورها تبدیل شده است.براین اساس،بیشترحملات سایبری تحت نظردولتها، باهدف سرقت اطلاعات، یاتضعیف سیستمهای ارتباطی ومحاسباتی رقباانجام می گیرد.

          دولتها به سه دلیل ازگروههای نیابتی برای انجام جرائم اینترنتی استفاده می کنند. اول، امکان انکاردرصورت کشف عملیات؛ دوم، دسترسی آسان به تخصص، مهارت وتجهیزات پیشرفته ی سایبری؛ وسوم، دشواری مقابله باجرائم سایبری نیابتی، بعلت افزایش نسبت " صدا به سیگنال"(noise to signal). درمنطقه ی آشوب زده ی خاورمیانه،که کشورها برای حفظ منافع خود به هرکاری دست می زنند،بازارگروههای سایبری نیابتی، بسیارداغ است.اما همه ی کشورهای منطقه، به اهمیت استراتژیک فضای سایبری واقف نیستند. برای برخی ازاین کشورها،فضای سایبری اولویت ملی محسوب می شود، درحالیکه برای برخی دیگر، فقط کاربردداخلی دارد ونه اهمیت ژئوپولتیک. درهرحال،دولتها متولی اصلی فضای سایبری هستند زیرا هدایت این بخش، مستلزم دانش فنی، زیرساخت مناسب،ونیروی انسانی کارآمد است که ازتوان اغلب بازیگران غیردولتی خارج می باشد.اگربرخی قابلیتهای دفاعی وتهاجمی رابه این عوامل اضافه کنیم، درآنصورت، تدارک آنها بیشترازتوان گروههای غیردولتی خارج می گردد.اماآندسته ازبازیگران دولتی وغیردولتی که باجنگهای نامتقارن آشنائی دارند، عملیات سایبری را درراس اولویتهای خویش قرارمی دهند. کشورهای منطقه، به کرّات یکدیگررا هک کرده واز بدافزار(male ware) به عنوان سلاح استفاده می کنند.آنهاازاین طریق،درامورداخلی یکدیگر دخالت می نمایند. بدافزارهای " استاکس نت"(stuxnet) ، دوکو (Duqu) ، و فه لیم (Flame) که علیه تاسیسات اتمی ایران بکارگرفته شدند،پیشرفته ترین بدافزار درنوع خود بودند.پس ازاین حملات، وبعد ازرویدادهای جنبش سبزدرایران،رژیم این کشور، تقویت توان سایبری رادردستورکارخودقرارداد وبه زودی، ازآن برعلیه ناراضیان داخلی وخارجی رژیم استفاده نمود. بدافزارهائی که توسط هکرهای ایرانی "شمعون" به کارگرفته شدند، وتوانستند سه چهارم سیستم کامپیوتری شرکت آرامکو را ازکارانداخته و35000 دستگاه کامپیوتر این شرکت رانابود نمایند،نشانگرافزایش توان سایبری ایران بود.بزودی، ایران واحدهای سایبری حزب الله، حماس، وارتش الکترونیک سوریه رانیزحمایت وتغذیه کرد. جنگ سایبری، بدلیل ماهیت نامتقارنش، می تواند موازنه ی قوا را درجبهه ی جنگ برهم بزند.بعلاوه درفضای سایبری، می توان آسانتر وارزانتر، شبکه ها وزیرساختهای دشمن راهدف قرارداد.مثلاً درسال 2017، یعنی دراوج بحران خلیج فارس، یک هکرتوانست سایت خبرگزاری قطر(QNA) راهک کند و پس ازدستیابی به کد های حساس این خبرگزاری،بداخل آن نفوذ کرده وکنترل کامل شبکه ی آنرابدست گیرد. اوسپس بیانیه هائی راازجانب امیرقطر خطاب به ایران وحماس منتشرکرد که جنجال سازگردید.

         درچند سال اخیر، 19 حمله ی سایبری توسط ایران و پنج حمله نیز توسط اسرائیل انجام شده است.ضمن اینکه این دوکشورنیز،خود 18 و11 بارهدف حملات سایبری قرارگرفتند. پس ازاین دوکشور، عربستان، امارات متحده عربی، سوریه وترکیه، بیش ازدیگرکشورهای منطقه، موردحمله ی سایبری قرارگرفته اند.افزایش روزافزون توان سایبری ایران، به معنی تشدید رقابتهای سیاسی وتنش های دیرپا درمنطقه ی خلیج فارس وخاورمیانه خواهد بود.اما این بار، منازعه ای درخواهد گرفت که نه راه حل دیپلماتیک برای آن متصوراست ونه قابل طرح درهیچ مرجع حقوقی می باشد زیرا فضای مجازی، در چهارچوبهای حقوقی ملی وبین المللی نمی گنجد. معهذا، اکثرکشورهای خاورمیانه عضو " کنوانسیون جرائم سایبری بوداپست"(Budapest convention on cybercrimes) هستند. این کنوانسیون که  درسال 2001 ، به ابتکار شورای اروپا برپاگردید، تنهاابزاربین المللی برای نظارت برجرائم سایبری است ومی تواند مبنای تصویب قوانین ملی دراین عرصه قرارگیرد.

          خلاصه اینکه تهدیدهای فیزیکی وسایبری درخاورمیانه، آنچنان درهم آمیخته اند که شبکه ای درهم تنیده ازتکنولوژی اطلاعات رادرخدمت تنش های تاریخی قرارداده است.انتظارمی رود به زودی،رقابت سایبری به موضوع اصلی رقابت ژئوپولتیک درمنطقه تبدیل شود. این رقابت به کمک ابزارهائی چون نظارت، جاسوسی ، انتشاراخبارغلط، وحملات مخرّب ، عملی می گردد.

 

منابع و مآخذ

1)how cyber – geopolitics will destabilize the middleeast , www.gmfus.org                                                                           

2)the geopolitics of virtual space in middleeast , www.iemed.org                                                                                           

3)the middleeast in geopolitics of digital , www.iemed.org                                                                                                     

4)geopolitics of cyberspace , www.arpc.org                                                                                                                               

5)Israel cyberpower , www.ifri.org                                                                                                                                                

6)the middleeast in geopolitics of digital , www.iemed.org                                                                                                    

7) تحلیل ژئوپولتیک اثرگذاری اینترنت درافزایش فعالیت تروریسم ، فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست ، شماره 26