منابع مالی حزب الله

منابع مالی "حزب الله" ازکجا تامین می شود ؟
این یک واقعیت دردناک است که تاکنون هیچ روش ضدتروریستی، درسطح ملی یابین المللی، نتوانسته است پدیده ی شوم تروریسم راریشه کن نماید.هنوز گروههائی ازمردم هستند، ودرآینده نیز خواهند بود، که خشونت را تنهاراه منطقی نیل به اهداف خویش تلقی می کنند.تنها هدفی که اکنون که
مبارزه باتروریسم دنبال می کند، محدود کردن عرصه برای انجام عملیات تروریستی است.یکی ازاین عرصه ها،به مسائل مالی،پولشوئی ونقل وانتقال پول مربوط می شود.اگرجهان بتواند این عرصه رامحدود کند، فعالیت گروههای تروریستی خودبخود متوقف می شود.عملیات تروریستی 11 سپتامبر حاوی یک درس بزرگ برای جهانیان بود وآن اینکه برای مبارزه باتروریسم،باید نخست باحامیان تروربرخوردکرد.
اما "القاعده" تنهاشبکه ی تروریستی درجهان نیست."حزب الله" شبکه ی دیگری است که بمب گذاری وحمله ی انتحاری به مقرّنیروهای آمریکائی وفرانسوی درلبنان(1984 و1983- با300 کشته)،نیروهای آمریکائی مستقردرعربستان(1996 –با19 کشته)حملات انتحاری علیه اسرائیل ویهودیان درآرژانتین(1994-1992 ، با85 کشته) وتایلند(1994)، حمله به اتوبوس توریستهای اسرائیلی دربلغارستان(2012 ،با6 کشته )، حملات مکرربه نیروهای حافظ صلح درلبنان ، شرکت درتروررفیق حریری نخست وزیرلبنان (21 کشته )،حمله به پایگاههای آمریکا درعراق(2020 تا2003)ودههاتوطئه ی دیگررادرکارنامه ی خوددارد.پس ازعقب نشینی اسرائیل ازلبنان درسال 2000 ،عملیات فرامرزی حزب الله وگروههای فلسطینی علیه اسرائیل شدت گرفت."جوذج تنت"G.Tenet)) رئیس اسبق سیا گفته است:" حزب الله، سازمانی است که توانائی حضوردرسراسرجهان دارد وبه لحاظ قدرت، همسنگ القاعده می باشد".معهذا برخی، حزب الله را"سازمان مقاومت" می دانند که بااشغالگری اسرائیل مبارزه می کند.اما هرهدفی،هرچند مشروع وقانونی،بااستفاده ازتاکتیکهای تروریستی وکشتارمردم بی گناه، حاصل نمی شود.اگرچه کمیسیون تحقیق 11 سپتامبر، به مدرکی دال برارتباط ایران یاحزب الله باتروریستهای 11سپتامبر دست پیدانکرداما، به تردد آزادانه ی عناصرالقاعده درخاک ایران اشاره کرد. حداقل 8 تن ازهواپیماربایان 11 سپتامبر،بین اکتبر2000 وفوریه 2001 ازایران عبورکرده بودند.این گزارش،همچنین به قرارداد اعلام نشده وغیررسمی میان مقامات امنیتی ایران والقاعده اشاره می کند.بر اساس این گزارش،عوامل القاعده،حداقل در دونوبت توسط ایران وحزب الله آموزش نظامی، امنیتی واطلاعاتی دیده اند.یک باردرسال1992 درایران ویک باردرپائیز1993 دردره ی بقاع لبنان. حال سئوال اینجاست که حزب الله، هزینه ی این عملیات گسترده راازکجاتامین می کند؟
گفته می شود که ایران سالیانه حداقل 100 میلیون دلاردراختیارحزب الله قرارمی دهد.اما دیپلماتهای مقیم بیروت، این رقم راحداقل 200 میلیون دلارذکرمی کنند.بعلاوه، ایران به گروههای حماس و جهاداسلامی فلسطین نیزکمک می کند.بخشی ازحمایت مالی حزب الله،باپول انجام می گیرد وبخشی دیگربا کالا وتسلیحات تامین می شود.هواپیماهای باری ایران، سلاحهای پیچیده راازتهران به دمشق منتقل کرده وازآنجابا کامیون به پایگاههای حزب الله دردره ی بقاع لبنان ارسال می کنند. انتقال پول ازایران به حزب الله نیز،ازطریق موسسات خیریه ی وابسته به رهبرایران صورت می گیرد.رهبرحزب الله ودیگرفرماندهان ارشد این گروه،صریحاً به دریافت پول وکمک ازایران اعتراف کرده اند. سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان، دریکی ازسخنرانیهای خودگفت:" ماصریحاً می گوئیم که بودجه ی حزب الله،درآمدآن،هزینه های آن،هرچه که می خورد ومی نوشد، تسلیحات وموشکهای آن، توسط جمهوری اسلامی ایران تامین می شود".بعلاوه ایران،کمکهای بیشماری رادرقالب آموزش،حمایت لجستیکی،عملیاتی ومالی،دراختیارحزب الله قرارمی دهد.مثلاً عناصرفعال حزب الله در"شارلوت" کالیفرنیا، مستقیماً از"شیخ عباس حرکی" فرمانده ی نظامی ارشد حزب الله درجنوب بیروت دستورمی گیرند وعناصر حزب الله درکانادا، از"حاج حسن هیلولاقیس" ازمدیران ارشد ستادی حزب الله دستورمی گیرند که مستقیماً با مقامات اطلاعاتی ایران درتماس می باشند.عناصرحزب الله درجنوب شرقی آسیا که توطئه ی آنها درحمله به سفارت اسرائیل دربانکوک عقیم ماند، باعناصراطلاعاتی ایران درتماسند.این شبکه که متشکل ازمسلمانان سنّی مذهب است، توسط"پاندویوزاوتینا"رهبری می شود که دردهه ی 1980، توسط افسران اطلاعاتی ایران درمالزی اجیرشد.دربمب گذاری برج خبیر درعربستان، قاچاق سلاح ازاردن به فلسطین، عملیات تروریستی درآمریکای جنوبی واجیرکردن عناصرشیعه دراوگانداونیجریه،همه وهمه دست پنهان حزب الله وعناصراطلاعاتی ایران مشاهده می شود.شاید بتوان بارزترین نشانه ی ارتباط نزدیک عملیاتی میان حزب الله وایران را دربمب گذاری مرکزیهودیان آرژانتین دید.به گفته ی ابوالقاسم مفتاحی، دیپلمات ارشد ایرانی که به غرب پناهنده شد،تصمیم بمب گذاری درمرکزیهودیان آرژانتین(AMIA) در14 اوت 1993 ودرجلسه ای باشرکت مقامات عالیرتبه ی ایران اتخاذ گردید.آیت الله خامنه ای،علی اکبرهاشمی رفسنجانی، علی اکبرولایتی، محمد حجازی(مسئول امنیت دفتررهبری)، علی فلاحیان(وزیرسابق اطلاعات) ومحسن ربّانی (عامل اطلاعاتی ایران)، ازجمله شرکت کنندگان دراین جلسه بودند.براساس گزارش سازمان اطلاعات آرژانتین،آیت الله خامنه ای درفتوائی ،حمله به آمیا را مجازاعلام کردواین فتوا، توسط فلاحیان تسلیم"عماد مغنیه" فرمانده ی عملیات ویژه حزب الله گردید. مغنیه درهمکاری با ربّانی،مقدمات این عملیات راآماده کرد.مسئول اجرای عملیات، دفترفرهنگی ایران درسفارت این کشوردربوئنوس آیرس بود.دراین گزارش،به تماسهای تلفنی مکرر میان سفارت ایران وعناصرفعال حزب الله درمنطقه ی "مثلث مرزی"(منطقه ی مرزی میان برزیل، آرژانتین وپاراگوئه)اشاره شده است.تروریستهابرای انجام این عملیات، ده میلیون دلار به " کارلوس منم" رئیس جمهوروقت آرژانتین رشوه پرداخت کردند.
درهمین زمان، عماد مغنیه، ازسوی ایران مامورشد تاکمکهای ایران رابه دست حماس و سازمان جهاد اسلامی فلسطین برساند.ازاوت2002 به بعد،حزب الله چند اردوگاه آموزشی دردره ی بقاع دایرکرد که درآن نیروهای حماس ، جبهه ی دموکراتیک برای آزادی فلسطین(فرماندهی کل) وجهاداسلامی فلسطین آموزش می دیدند.ایران علاوه برکمک آموزشی، مالی وتسلیحاتی، دستگاه تبلیغاتی حزب الله رانیزبرپاکرد. شبکه ی تلویزیونی "المنار"، محوراین دستگاه تبلیغاتی است که خودرا"شبکه مقاومت" می نامد.حزب الله ازطریق این شبکه ی تلویزیونی، صداوتصویرخودرابه سراسرجهان می رساند.ازسال1991 که این شبکه تاسیس شد، مرتباًبودجه ی خودراازایران دریافت می کند.میزان کمک ایران به شبکه ی المنار، از15 میلیون دلاردرسال فراترمی رود.دسترسی ایران به حزب الله، فقط ازطریق سوریه میسّراست.پس ازمرگ حافظ اسد وبه قدرت رسیدن بشاراسد، توجه حزب الله بیش ازپیش به فلسطین معطوف گردید.
حزب الله کمکهای سرشاری ازهواداران خوددرخارج ازکشور،بویژه لبنانی های مقیم آمریکا،آفریقا، آمریکای جنوبی ودیگرنقاط جهان دریافت می کند.بخش مهمی ازمنابع مالی حزب الله، به گفته ی" محمد رعد" نماینده ی حزب الله درپارلمان لبنان، ازمحل سرمایه گذاریهای این گروه دربورس ونیزکمکهای شیعیان ثروتمند تامین می شود. دونفرازعناصرحزب الله باکیفی حاوی 2 میلیون دلارپول،درمیان مسافران هواپیمای "آفریکن ترانسپورت یونیون" بودند که دربنین سقوط کرد.این پول، کمکی بود که لبنانی های ثروتمند مقیم آفریقا برای حزب الله دربیروت ارسال می کردند.چندی پیش نیز لبنانی های مقیم آفریقا تلاش کردند7/1 میلیون دلارپول راازسنگال به بیروت منتقل نمایند.سنگال، پس ازساحل عاج،دومین مرکزمالی حزب الله درآفریقامحسوب می شود.همانطور که اغلب گروههای تروریستی، منابع مالی خودراتحت پوشش موسسات خیریه بدست می آورند،سازمانهای خیریه ی طرفدار حزب الله نیز درسنگال، ساحل عاج، زئیر وآفریقای جنوبی، فعال می باشند.مثلاً "بنیاد بین المللی الاقصی"، نخست درحمایت ازحماس تاسیس شد.چند سال پیش،"شیخ موید"رئیس دفتردفتربنیاد الاقصی دریمن، درآلمان دستگیر وتحویل آمریکاداده شد.اودربازجوئی، باافتخارتمام ازمیلیونهادلارکمک بنیاد مزبور به حماس والقاعده پرده برداشت.اخیراًپلیس پاراگوئه به خانه ی یکی ازعناصرحزب الله بنام "صبحی محمود فیاض"یورش برد و5/3 میلیون دلارکمک بنیادشهید ایران به حزب الله راضبط کرد. این خانه، درنزدیکی مثلث مرزی واقع بود.فیاض گفت که تاکنون پنجاه میلیون دلاربرای حزب الله پول ارسال کرده است. خیریه ی "المبرات" که تحت ریاست "شیخ محمد حسین فضل الله" قرارداشت، روبط نزدیکی باحزب الله برقرارکرد که هنورهم ادامه دارد.حزب الله کمکهائی نیزازموسسات خیریه ای دریافت می کند که مستقیماً بااین گروه درتماس نیستند.چهارگروه مستقردر دیترویت، شامل انجمن حمایت ازمقاومت اسلامی، بنیاد شهید،انجمن توسعه ی آموزش، وسازمان خیریه ی نیکخواهی، ونیزسازمان الشهید درکانادا، بنیاد کربلابرای آزادی درآفریقای جنوبی،انجمن اسلامی لبنان، انستیتوی کمک اجتماعی درآلمان، کمیته ی رفاه لبنان، وجمعیت ابرار دربریتانیا، ازجمله ی این موسسات خیریه می باشند حزب الله اکنون پنجاه بیمارستان رادرسراسرلبنان اداره می کند که یکی ازآنها"بیمارستان جنوب" درشهرنبطیّه است که ماهانه یکصد هزاردلارکمک ازحزب الله دریافت می کند.
حزب الله، باطیف گسترده ای ازسازمانهای خلافکار جهان، ازقاچاقچیان مواد مخّدر گرفته تا قاچاقچیان الماس واسلحه، تماس نزدیک دارد.این سازمانها، ازآمریکای شمالی تاآفریقای جنوبی وخاورمیانه گسترده اند.براساس گزارشهای موجود، القاعده وحزب الله، دربرخی عملیات تروریستی، پولشوئی، قاچاق ودیگرفعالیتهای غیرقانونی،اتحاد تاکتیکی تشکیل می دهند. به گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، بخش مهمی ازبودجه ی سازمانهای تروریستی خاورمیانه، ازمحل تجارت غیرقانونی ، کلاهبرداری وپولشوئی تامین می شود.این مبلغ به 20 تا30 میلیون دلاردرسال بالغ می گردد.عناصر حزب الله درآمریکای جنوبی، درطیف گسترده ای ازعملیات غیرقانونی شرکت دارند.تشکیل باندهای اخاذی وشرکتهای صوری صادرات – واردات، که هزاران دلاررادر سراسرجهان جابجا می کنند، ازجمله این عملیات خلاف می باشد.چندی پیش مقامات پاراگوئه، فردی رابنام"علی خلیل مهری" رابه اتهام فروش میلیونها دلارنرم افزارسرقتی وتحویل پول آن به حزب الله، دستگیرکردند.منطقه ی مثلث مرزی، بویژه برای حزب الله اهمیت فراوان دارد زیرااین گروه، سودی کلان ازفعالیت دراین منطقه بدست می آورد که از10 میلیون دلارفراترمی رود."اسد برکات"، مغازه داران وتجارمثلث مرزی راتهدید می کند که اگرمبلغی راسالیانه دراختیارحزب الله قرارندهند، جان بستگان آنها درلبنان به خطرخواهد افتاد. اسد برکات، زمانی معاون مدیرمالی حزب الله بود.
فعالیت حزب الله درآمریکای لاتین، فقط به مثلث مرزی محدود نمی شود.دولت شیلی چند شرکت صوری رادرمنطقه ی آزاد شمال این کشور شناسائی کرده که برای حزب الله فعالیت می کنند."کالمیار"، "باهاماس"، "لاس وگاس"،نوادا، سانفرانسیسکو،شرکت تجاری صالح ، شرکت فرانکفورت،شرکت تجاری آلمان، شرکت شیلی، وشرکت تجاری لاکی کراون، ازجمله ی این شرکتهامی باشند.مقامات حزب الله ازدهه ی 1980 ، فعالیت درآمریکای لاتین راآغازکردند وبزودی فعالیت خودرا درمثلث مرزی متمرکزکردند. حزب الله درقاچاق سیگار مشارکت فعال دارد ودراین مناطق ، یک رادیوی مخفی دارد که سیاستهای این گروه راتبلیغ وترویج می نماید.حزب الله همچنین ازقاچاق مواد مخدر والماس نیزدرآمدهای کلانی کسب می نماید.محصول خشخاشی که دردره ی بقاع کشت می شود، مستقیماً دراختیارحزب الله قرارمی گیرد. حزب الله همچنین حشیش وهروئین دراختیاراسرائیلیهاوکشورهای همسایه قرارمی دهد.چندی پیش، دادگاه نظامی اسرائیل، یک افسرارتش این کشوررا به جرم عضویت دریک باند 10 نفره که به جاسوسی برای حزب الله وخرید وفروش هروئین می پرداخت، محاکمه کرد.تحقیقات اداره ی مبارزه بامواد مخدرآمریکا نشان می دهد که قاچاق "پزودوافدرین" درمناطق غرب میانه ی آمریکا رونق فراوان گرفته که این تجارت، تااردن، یمن،لبنان ودیگرکشورهای خاورمیانه امتداد می یابد وحسابهای بانکی حماس وحزب الله رانیزدرگیرمی سازد.گفته می شود حزب الله درتجارت غیرقانونی الماس درسیرالئون، لیبریا وکنگو دست داشته وسودهای کلانی راازاین طریق به جیب می زند. سفیرسابق سیرالئون درآمریکا،تایید کرده است که سهم شیر تجارت الماس دراین کشور، نصیب حزب الله می شود.دراختیارگرفتن کنترل معادن الماس، یکی از تداوم جنگ داخلی دراین کشورهامی باشد.عناصرحزب الله، بنگاههای قانونی بسیاری رادرسراسرجهان اداره می کنندکه ازآنهابرای پولشوئی وانتقال مبالغ هنگفت پول استفاده می شود.
مبارزه باتروریسم، فقط به معنی شکست تروریسم نیست.بلکه به معنی تنگ کردن عرصه برگروههای تروریستی است تادیگرآنهاقادر نباشند به آسانی عملیات انجام دهند، سربازگیری نمایند، اسناد گمراه کننده منتشرکنند وازیک نقطه به نقطه ی دیگر بگریزند. وقتی فعالیت مالی، لجستیکی وعملیاتی گروههای تروریستی محدود شود، شریان حیاتی آنهاقطع شده ودرسراشیب سقوط قرارمی گیرند. این حقیقت رااززبان سید حسن نصرالله ، چنین می خوانیم:" تازمانی که ایران پول داشته باشد، ماهم پول داریم.ماهمانطور که راکت دریافت می کنیم، پول هم دریافت می کنیم وهیچکس نمی تواند مانع دسترسی مابه آن گردد...".

منابع و مآخذ
1)Funding the party of God , www.WINEP.ORG
2)Hezbollah backgrounders , www.cfr.org
3)Hezbollah , www.stanford.edu
4)Global Terrorism Database , university of Maryland
5)Hezbollah , www.wikipedia.org

آخرین داروها وروشهای درمان "کوید-19"

آخرین داروها وروشهای درمانی کرونا

بیماری همه گیر"کوید-19" شاید بزرگترین چالش بهداشتی جهان دردوران اخیرباشد وپزشکان ودانشمندان سراسرجهان درتلاشند تاعلاجی برای آن بیابند وجان میلیونهاانسان رانجات دهند.تاکنون هیچ دارو یاواکسنی برای این بیماری کشف نشده ومراکزدرمانی سراسرجهان به ناچارازداروهای موجودبرای درمان این بیماری استفاده می کنند.درنوشتارحاضر، 25 دارو وروش رایج برای درمان کرونا موردبررسی قرارگرفته ومیزان اثربخشی آنها سنجیده می شود.ازمیان این داروها، دودارو بسیارموثر،دودارو نسبتاًموثر،15 دارو احتمالاًموثر،سه دارو غیرموثر وسه دارو نیزدروغین می باشند.توضیح اینکه برخی ازاین داروها وروشها،که رواج بیشتری داشته ویاازتاثیربیشتری برخوردارند، مفصل تر مورد بررسی قرارگرفته اند.
قبل ازهرچیز باید بگویم که هنوزهیچ درمان قطعی برای کوید-19 کشف نشده محتی موثرترین داروها نیزتابه امروز، فقط به طیف خاصی ازمبتلایان کمک کرده ومنتظربررسیهای بیشترعلمی می باشند. تاکنون، سازمان غذاوداروی آمریکا، برهیچکدام ازدرمانهای رایج کوید-19 مهرتایید نزده اما، برای برخی ازدرمانها، مجوز استفاده ی اضطراری صادرنموده است.این سازمان،میزان تاثیرداروهاوروشهای درمانی رایج را دردست بررسی دارد. داروها وروشهائی که درسطوربعد موردبررسی قرارمی گیرند، بامروری شتابزده بردستاوردهای علمی اخیربشرتنظیم گردیده ولذا، نمی تواند عاری ازخطاباشد.ازسوی دیگر،ازاین داروهاوروشها، فقط می توان بامشورت پزشک متخصص، استفاده کرد.
1)رمدسیویر(Remdesivir) : این دارو، نخستین داروی کرونا بود که ازسازمان غذاوداروی آمریکا(FDA) مجوزاستفاده ی اضطراری دریافت کرد.رمدسیویر،یک ویال ضدویروس است که بایددر بیمارستان وزیرنظرپزشک متخصص،بصورت وریدی تزریق شود.اگرچه این دارو هنوز مجوز سازمان غذاوداروی آمریکارابرای عرضه به بازاردریافت نکرده اما دردرمان ابولا، مرس،و سارس موفق عمل کرده است. تحقیقی که برروی1063 بیمارانجام شده نشان می دهد که مبتلایانی که رمدسیویر دریافت می کنند، سریعترازدیگران بهبود می یابند، ضمن اینکه نرخ مرگ ومیردرمیان آنها(7درصد) کمترازدیگران است. رمدسیویر،مانع ازتکتیرویروس می گردد واینکارراازطریق جای گیری درژنهای ویروس انجام می دهد.رمدسیویر، نخستین باربه عنوان یک داروی ضد ویروس دردرمان"ابولا"(Ebola) و"هپاتیت-سی" (Hepatitis – C) بکارگرفته شد امانتایج آن مسکوت ماند.تحقیقاتی که دربهارسال جاری انجام گرفت نشان داد که رمدسیویر توانسته است زمان درمان مبتلایان به کوید-19 رااز15 به11 روزکاهش دهد.اماتاکنون شاهدی دال برموثربودن رمدسیویر برمیزان مرگ ومیرناشی ازکرونا،ارائه نشده است.
2)فاوی پیراویر(Favipiravir) :این دارو بانام تجاری"آوی گان"، نخستین باربرای درمان آنفولانزابکارگرفته شد ومانع ازکپی برداری مواد ژنتیک توسط ویروس می گردد. بررسی انجام شده دراوائل سال جاری درژاپن وچین نشان می دهد که فاوی پیراویر، به پاکسازی مجاری تنفسی ازویروس کمک می کند.تجویزاین دارو دردوزبالا،مانع ابتلای سلولهای سالم به کوید-19 می گردد.تحقیقات درمورد میزان تاثیراین دارو، همچنان ادامه دارد.
3)ام – کا – 4482(M-K-4482) :یک آنتی ویروس دیگرکه برای درمان آنفولانزا تولیدشده وکارنامه ی امیدوارکننده ای نیزدردرمان آنفولانزای حیوانات داشته است.کمپانی "مرک"(MERCK)باانجام آزمایشات بالینی درتابستان جاری،اعلام کرده که مرحله ی سوم این آزمایشات را درسپتامبرامسال به پایان می رساند.
4)ری کامبینات ای-سی-ای-2(Recombinat ACE-2) :برای اینکه کرونا ویروس بداخل سلول سالم نفوذ کند،باید اول سلول رابازکند.برای اینکار، ویروس به یک پروتئین انسانی بنام ACE-2 متصل می شود.دانشمندان توانسته اند این پروتئین رادرآزمایشگاه تولید نمایند وازآن بعنوان تله برای بدام انداختن ویروس استفاده کنند.ازاین طریق، ویروس کرونا ازسلولهای درمعرض خطر، دورمی ماند.پروتئین ری کامبینات ای سی ای 2 ،درتحقیقات آزمایشگاهی نتایج امیدوارکننده ای داشته اما هنوزبرروی انسان آزمایش نشده است.
5)ایورمستین(Ivermectin) :دهه هاست که ازایورمستین دردرمان بیماریهای انگلی استفاده می شود.پزشکان ازاین دارو،بویژه برای درمان "کوری رودخانه"(river blindness) استفاده می کنند. دامپزشکان،فرمول متفاوتی ازایورمستین رابرای درمان "کرم قلب"(heart worm) درسگ ها به کارمی گیرند.بررسی ها نشان می دهند که ایورمستین می تواندضمن درمان بیماریهای ویروسی، سلولهای سالم رانیزبکشد . به همین دلیل، سازمان غذاوداروی آمریکا، این دارورابه عنوان یک داروی ضد ویروس به رسمیت نشناخته است.چندی پیش، دانشمندان استرالیائی اعلام کردند که ایورمستین توانسته است کروناویروس رادرمحیط کشت سلولی، مهارنماید.اما این نتیجه فقط درصورت استفاده از دوز بالای این دارو میسّرمی گردد که برای سلامت انسان خطرناک است.بلافاصله سازمان غذاوداروی آمریکا، باانتشاربیانیه ای، نسبت به استفاده ازایورمستین برای درمان کوید-19 هشدارداد وگفت: "داروهای حیوانی می توانند عوارض خطرناکی برای سلامت انسان داشته باشند."ازآن پس، تحقیقات درباره ی دوز مطمئن این داروادامه پیداکرد.بعنوان مثال، سنگاپوردرآزمایشی که برروی 5000 نفرانجام داد، به نتیجه ی مثبتی دراین مورد نرسید.معهذا،هنوز دربرخی نقاط دنیا،بویژه آمریکای لاتین،ازایورمستین وسیعاً دردرمان کرونااستفاده می شود.
6) لوپی ناویر و ریتوناویر(Lopinavir – Ritonavir):نام تجاری داروی ترکیبی این دو، "کاله ترا"(kaletra) نام دارد.20 سال قبل ،سازمان غذاوداروی آمریکا،ترکیب این دودارو رابرای درمان ایدز توصیه کرد.کاله ترا، دردرمان مرس وسارس نیزموثرواقع شد.اخیراًمحققین پی برده اند که این دارو، مانع ازتکثیر ویروس کرونامی گردد.امابررسیهای بالینی که برروی مبتلایان صورت گرفته به نتایج امیدوارکننده ای دست پیدانکرده است.دراوائل ژوئن2020 ،سازمان بهداشت جهانی آزمایشات بالینی برروی لوپی ناویر رامتوقف کرد. اما تحقیق برروی اثربخشی این دارو، برای بیمارانی که هنوزبستری نشده اند ویاجلوگیری ازابتلای افراد سالم، هنوزادامه دارد.البته ازاین داروهنوز برای درمان بیماریهای دیگر استفاده می شود.تحقیقات نشان داده که این دارو،همراه با اینترفرون و ریباویرین ، دردرمان کرونا موثرواقع می شود ومدت درمان را به 7 روز کاهش می دهد.
7) هیدروکسی کلروکین(Hydroxychloroquine):شیمیدانهای آلمانی دردهه ی1930، یک داروی سنتزی بنام "کلروکین" برای درمان مالاریاتولید کردند.نوع کمترسمّی این داروبنام "هیدروکسی کلروکین"نیزدرسال1946 تولید وسپس برای درمان بیماریهای دیگری چون"سل پوستی" (lupus) و "آرتریت روماتوئید"(rheumatoid arthritis) بکارگرفته شد.درابتدای شروع کرونا، دانشمندان اعلام کردند که هم کلروکین وهم هیدروکسی کلروکین ازتکثیر سلولی ویروس جلوگیری می کنند.این نظر، توسط برخی مطالعات بالینی نیزتایید شد.سازمان بهداشت جهانی مطالعات بالینی خودرادرموردمیزان اثربخشی وبی خطری استفاده ازکلروکین برای درمان کرونا،آغازکرد.دراین زمان، پرزیدنت ترامپ درسخنرانیها وتوئیتهای خود، هیدروکسی کلروکین را"داروی دوران ساز" نامیدوحتی خودازآن استفاده کرد.سازمان غذاوداروی آمریکا، برای این دارو، مجوزموقت صادرکرد که به نظرکارشناسان، این کارتحت فشارسیاسی صورت گرفت.تقاضابرای هیدروکسی کلروکین بالاگرفت وبازارهای جهانی دچارکمبود گردید.امابررسیهای بعدی، به نتایج مایوس کننده ای رسید.بررسی برروی میمون نشان داد که هیدروکسی کلروکین نه مانع ابتلا به کرونا می گردد ونه دردرمان مبتلایان موثرواقع می شود.مطالعات بالینی نیزبی اثری هیدروکسی کلروکین رادردرمان کرونانشان داد.براساس یک بررسی دیگر،استفاده ازهیدروکسی کلروکین، بلافاصله پس ازابتلای بیماران، مانع ازپیشرفت بیماری نمی گردد.سازمان بهداشت جهانی نیزاستفاده ازاین دارو رابرای درمان کرونا،بی اثراعلام کرد وسازمان غذاو داروی آمریکا نیزمجوز موقت خودرا لغو کردوهشدارداد که این دارومی تواند عوارض جانبی خطرناکی برای قلب ودیگرارگانهای بدن داشته باشد.معهذا،محققین بیمارستان"هنری فورد" دیترویت، پی بردند که باهیدروکسی کلروکین می توان ازمیزان مرگ ومیرناشی ازکوید-19 کاست.امابرخی محققین، این نتیجه گیری را موردتردید قرارداده اند.علیرغم این نتایج منفی، مطالعات آزمایشگاهی وبالینی برروی هیدروکسی کلروکین، همچنان ادامه دارد.درهرحال،آنچه مسلم است اینکه هیدروکسی کلروکین، درمان قطعی کرونانیست وفقط ممکن است درکناردیگرداروها،تاحدودی موثرواقع شود. تحقیقات دراین باره ادامه دارد.
8)پلاسمای بهبودیافتگان:دهه هاقبل،دانشمندان توانستند پلاسمای خون بهبودیافتگان ازآنفولانزاراپالایش کنند.آنهامشاهده کردند که این پلاسما،سرشارازآنتی بادی هائی است که بدن بیماربرای مبارزه باویروس تولید کرده است.اکنون نیز دانشمندان تلاش می کنند ازاین یافته، برای درمان کوید-19 استفاده نمایند.یک بررسی انجام گرفته درچین نشان می دهد که 10 بیماربدحال مبتلابه کرونا، سه روزپس ازدریافت پلاسمای بیماران بهبود یافته، دیگرنشانه ای ازبیماری( تب،سرفه،تنگی نفس ودردسینه)ازخود بروزنداده اند.معهذا،سازمان غذاوداروی آمریکا، پلاسمای بهبودیافتگان رایک"فرآورده ی تحت بررسی" اعلام کرده است.این نظر، بدین معنی است که اگرچه بی خطربودن وموثربودن این روش درمان، هنوزبه اثبات نرسیده اما می توان ازآن درآزمایشات بالینی وبیماران بدحال استفاده کرد.درآمریکا تاکنون دهها هزار نفر درچهارچوب طرحی که توسط دولت فدرال و"کلینیک مایو"اجراء می شود،پلاسمای بهبودیافته دریافت کرده اند.علیرغم اینکه هنوز میزان اثربخشی این درمان، تحت بررسی است، دولت ترامپ آنرا مورد تایید وتشویق قرارداده است.یک آزمایش بزرگ بالینی که دردست انجام می باشد، باکبود داوطلب روبرو شده است.اگرنتایج آزمایشات بالینی مثبت باشد، این روش می تواند تازمان کشف واکسن،انقلابی دردرمان کوید-19 پدید آورد.
9)پادتن مونوکلونال(monoclonal antibodies):پلاسمای خون بهبودیافتگان ازکرونا،حاوی مجموعه ای ازپادتن هاست.برخی ازاین مولکولها، توانائی حمله به ویروس کرونارادارند.اما، بسیاری ازآنهانیز جذب پاتوژن های دیگرمی شوند.محققین تلاش می کنند تاازموثرترین آنتی بادی ها برعلیه ویروس کرونا استفاده نمایند.آنهاتوانسته اند نمونه ی آزمایشگاهی ازاین ملکولها تهیه نمایند وآنرا"آنتی بادی مونوکلونال" نام نهند.دانشمندان سعی می کنند ازاین آنتی بادی، درکناردیگرداروها،برای درمان مبتلایان به کرونااستفاده نمایند.ازآنتی بادی های مونوکلونال، نخستین بار دردهه ی 1970 برای درمان بیماریهااستفاده شد.ازآن پس،سازمان غذاوداروی آمریکا، استفاده ازاین روش رابرای درمان79 بیماری، مجازاعلام کرد.تاکنون طیف گسترده ای ازبیماریها،ازسرطان گرفته تاایدز، این روش درمانی راتجربه کرده اند.ازآغازهمه گیری کرونا، تحقیق جدی درباره ی این روش درمانی آغازشده ودرآزمایش برروی حیوانات، به نتایج امیدوارکننده ای رسیده است.کمپانیهایEli Lilly و Regeneron وچند شرکت دیگر، اخیراًآزمایشات بالینی رابرروی آنتی بادی مونوکلونال آغازکرده اند.
10)اینترفرون(Interferons):اینترفرون ها،ملکولهائی هستند که سلولهای بدن انسان بطور طبیعی تولید می کند ووظیفه ی آنها، مقابله باویروس هاست.این ملکولها، ازطریق پروتئین های تاثیرگذار برتکثیرویروس، روند تکثیرویروس راکند می کنند.آنها تاثیری عمیق برسیستم ایمنی بدن می گذارند وآن راتشویق به مبارزه با مهاجمین می کنند ضمن اینکه مانع آسیب رساندن سیستم ایمنی به بافتهای سالم بدن می گردند.انواع 1و2و3 اینترفرون، بویژه اینترفرون آلفا،که توسط سلولهای شاخه دار، سلولهای مخاطی وسلولهای کبدی، تولید می شوند، باسیگنالی که صادرمی کنند، یک مسیربین سلولی رامی گشایند که درآن، مجموعه ای ازژن های تحت تاثیراینترفرون قراردارند.باسیگنال اینترفرون،سرکوبگرتومورP53 فعال می شود وازطریق سد کردن سیکل سلولی، مانع تکثیرویروس می گردد.تزریق اینترفرون سنتزی، اکنون به روش استاندارد برای درمان بی نظمی های سیستم ایمنی ، بدل شده است.به عنوان مثال، برای درمان " مولتیپل اسکلروز" ازRebif استفاده می شود. به نظرمی رسداستراتژی کروناویروس درحمله به بدن انسان، برازکارانداختن اینترفرون استوارباشد. مثلاً ویروس آنفولانزا، سارس و کوید، فضای خالی میان سلولهای مخاطی راپرمی کنند.باادامه ی تکثیرویروس،سلولهای مخاطی – حفره ای ریه بدلیل سلول خواری ویروس، وآسیب وارده برسیستم ایمنی، می میرند.بنابراین، کمک به تکثیرسلولهای مخاطی-حفره ای،یک راه درمان کرونامی باشد.اما شواهد موجود نشان می دهد که پس ازبهبود نسبی عفونت ویروسی،اینترفرون همچنان مانع ازتکثیر سلولهای مخاطی-حفره ای می گردد وراه برای عفونتهای باکتریائی بازمی شود.سلولهای مخاطی-حفره ای وسلولهای شاخه دارریه، برای مقابله با عفونتهای ویروسی، نوع یک وسه اینترفرون راآزاد می کنند اما اینترفرون ضمن اینکه آهنگ تکثیرویروس راکند می کند، مانع تکثیرسلولهای سالم دردوران بازسازی بافتهانیزمی گردد.ازاین رو، محققین به این نتیجه رسیده اند که تقویت اینترفرون، می تواند به مقابله ی بدن باویروس کرونا، بویژه درمراحل اولیه ی بیماری، کمک کند.مطالعات آزمایشگاهی دراین باره، به نتایج امیدوارکننده ای رسیده است. مطالعات انجام گرفته درچین نشان می دهد که ملکولهای اینترفرون می توانند ازابتلای فردسالم به بیماری کرونا جلوگیری کنند. کمپانی انگلیسی Sinairgen چندی پیش اعلام کرد که نوع استنشاقی اینترفرون رابنام SNG001”" تولید کرده که خطرابتلابه کرونارا کاهش می دهد. این دارو اکنون تحت مطالعات بالینی قراردارد.اخیراً انستیتوی ملی بیماریهای آلرژیک وعفونی آمریکا، مرحله ی سوم آزمایشات بالینی داروی ترکیبی Rebif و رمدسیویر راآغازکرد که انتظارمی رود نتایج آن تاپاییزاعلام می شود.
11)دگزامتازون(Dexamethasone):این استروئید ارزان قیمت که دردسترس همگان قراردارد،تاثیرات متفاوتی برسیستم ایمنی برجای می گذارد.پزشکان ازدیرباز،دگزامتازون رابرای درمان حساسیت،آسم والتهاب به کارمی برده اند.اخیراً اعلام شد که دگزامتازون می تواند جان بیماران بدحال مبتلا به کرونا راازمرگ حتمی نجات دهد.اگراین حقیقت داشته باشد،انقلابی دردرمان کوید-19 بوقوع می پیوندد که بویژه برای کشورهای کم درآمد حائزکمال اهمیت می باشد.تحقیقی که برروی 6000 نفرانجام شده به این نتیجه رسیده که دگزامتازون می تواند جان یک سوم ازمبتلایان به کرونا راکه وابسته به ونتی لاتور می باشند ویک پنجم ازآنان راکه وابسته به دستگاه اکسیژن می باشند، نجات دهد.این تحقیق توسط"مرکز سنجش بهبود"(Recovery trial center) وابسته به دانشگاه اکسفورد انجام شده است.استفاده ازدگزامتازون فقط درمورد آندسته از مبتلایان به کرونا توصیه می شود که وابسته به ونتی لاتور ودستگاه اکسیژن می باشند.به نظرمی رسد تاثیر دگزامتازون بسیاربیشترازرمدسیویر باشد که اکنون دردرمان بالینی کوید-19 مورداستفاده قرارمی گیرد.داروهای آنتی ویروس، فقط ازمدت زمان بیماری می کاهند وتاثیری بر میزان مرگ ومیرندارند.دبیرکل سازمان بهداشت جهانی، دگزامتازون رانخستین داروئی دانست که توانسته است ازمیزان مرگ ومیرکرونابکاهد.این استروئید،سرکوب کننده ی سیستم ایمنی است.سیستم دفاعی بدن، درمقابله باکرونا،آنچنان برفعالیت خویش می افزاید که درمراحل پیشرفته ی بیماری، دیگرتفاوتی میان خودی ودشمن، بافتهای داخلی وبیرونی ریه، قائل نمی شود.این امرموجب می گردد که ریه هااز مایع انباشته شده وبیماردچار"سندروم حادّ تنفسی"(ARDS) گردد که نهایتاً به مرگ اومی انجامد.اما باکاستن ازپاسخ افراطی سیستم ایمنی به کمک استروئیدها، ممکن است ازتوانائی مبارزه ی بدن باکروناویروسهای جدید ویاعفونتهای پانویه، کاسته گردد.به همین جهت، سازمان بهداشت جهانی استفاده ی همزمان آنتی بیوتیک راتوصیه می نماید.پس ازبهبود نسبی بیمار، مسئله ی مهار"طوفان سیتوکین" دردستور کارقرارمی گیرد. اما حتی اگر این استروئید واقعاً بتواند ازنرخ مرگ ومیر کوید-19 بکاهد، بازهم نخواهد توانست معضل این همه گیری راحل کند. بحران کرونا، هنگامی واقعاً حل خواهد شد که داروئی عرضه شود که بتواند مانع ازپیشرفت بیماری ازمراحل اولیه به مراحل حاد گردد.
12)بازدارنده های سایتوکین(Cytokine Inhibitors):بدن انسان بطورطبیعی مولکولهای هشداردهنده ای تولید می کند که سایتوکین نام دارند.نوع سنتزی سایتوکین، موجب فعال سازی بیش ازحدّ سیستم ایمنی بدن می گردد که به آن "طوفان سایتوکین"(cytokine storm) می گویند.بنابراین برای متوقف کردن این طوفان، به دارهای دیگری نیارزاست.برخی ازاین داروها،ارگانهای تولید کننده ی سایتوکین رادربدن ازکارمی اندازند وبرخی دیگر،گیرنده های سلولهای ایمنی رامختل می کنند.برخی ازاین داروها، تاثیرجزئی بررونددرمان مبتلایان به کرونادارند.کمپانیهای regeneron و Roche ، اخیراً اعلام کردند که دوداروی"ساری لوماب"(sarilumab) و "توسی لیزوماب"(tocilizumab) رابرای مهار سایتوکین تولید کرده اند که مراحل آزمایشات بالینی را طی می کنند.
13) سیستمهای پالایش خون(Blood filtration systems):سازمان غذاو داروی آمریکا، برای تجهیزاتی که خون راپالایش کرده و سایتوکین آنراجدامی کنند،مجوزموقت صادرکرده است.ازاین طریق می توان بر "طوفان سایتوکین" فائق آمد.یکی ازاین تجهیزات،"سیتوزورب"(cytosorb) نام دارد ومی تواند خون یک فردرا تا70 باردرروز تصفیه نماید.براساس تحقیقات انجام گرفته، این دستگاه توانسته است به بیماران کرونائی اروپا وچین، بسیارکمک کند.تحقیقات بالینی درمورد میزان تاثیرپالایش خون دربهبود حال مبتلایان به کرونا، درجریان است اما کارشناسان، نسبت به خطرات استفاده ازاین دستگاهها هشدارمی دهند.یکی ازاین خطرات،جداکردن مواد مفید خون(ویتامین ها ، داروها و...) همراه با سایتوکین می باشد.
14)سلولهای بنیادین(Stem Cells):برخی ازانواع سلولهای بنیادین، ملکولهای ضدالتهاب رادرخود نهفته دارند.دانشمندان پس ازسالها تحقیق، ازاین ملکولها به عنوان مهارکننده ی "طوفان سایتوکین" استفاده می کنند.اما تحقیقات بالینی دراین باره ادامه داردنتایج بدست آمده ازاین روش درمان،تاکنون چندان رضایتبخش نبوده است.لذا، باید منتظرنتایج آزمایشات بالینی درمورداستفاده ازاین سلولها دردرمان کروناباشیم.
15)موقعیت یابی مناسب(Prone Positioning):چرخش بیماربرروی شکم، ریه هاراباز می کند.این عمل، دراغلب بیمارستانهای جهان که پذیرای مبتلایان به کروناهستند، اجراء می شود.تاثیراین عمل آنقدرزیاد است که می تواند بیمارراازونتی لاتور بی نیازکند.میزان تاثیرموقعیت یابی مناسب، اکنون مورد مطالعات بالینی قراردارد.
16)ونتی لاتور و دیگرتجهیزات کمک تنفسی(Ventilators and other respiratory support devices):تجهیزاتی که به انسان کمک می کنند تا بهترنفس بکشد، دربیماریهای مرگبارتنفسی نقشی حیاتی ایفاء می کنند.مشکل برخی ازاین بیماران، بادریافت اکسیژن اضافی توسط ماسک اکسیژن، برطرف می شوداما بیمارانی که دچاراختلالات حادّ تنفسی می باشند،تازمان بازگشت ریه هابه حال عادی،نیازبه ونتی لاتوردارند.برسراینکه بیمارقبل ازاتصال به ونتی لاتور، چقدرباید درمعرض اکسیژن غیرتهاجمی قرارگیرد، اختلاف نظروجوددارد.همه ی مبتلایان به کوید-19 که تحت ونتی لاتورقرارمی گیرند،زنده نمی مانند.امااین دستگاه، دربسیاری ازموارد، جان بیماران رانجات می دهد.
17)ضد انعقاد ها(Anticoagulants):ویروس کرونا ،درمسیررگهای خونی به سلولهای بدن حمله می کند ولخته هائی ایجاد می نماید که ممکن است موجب سکته ویادیگرآسیبهای جدّی گردد.ضدانعقادها، برای موارددیگری چون بیماریهای قلبی تجویزمی شوند تاروند شکل گیری لخته راکند نمایند.پزشکان ازاین فاکتورها، برای آندسته ازمبتلایان به کرونا استفاده می کنند که دارای لخته ی خونی می باشند.برخی ازمتخصصین، بردریافت ضدانعقاد،حتی قبل ازتشکیل لخته، تاکید میکنند.
18)آشامیدن یا تزریق ضدعفونی کننده:درآوریل2020،پرزیدنت ترامپ پیشنهاد کرد برای مبارزه باویروس کرونا، ضدعفونی کننده هائی چون الکل ووایتکس ،مستقیماً به بدن تزریق یانوشیده شوند. این نظر، بلافاصله توسط کارشناسان ومسئولین بهداشت، ردشد.نوشیدن یاتزریق ضدعفونی کننده ها،نه تنهاتاثیری برمبارزه باکرونا ندارد، بلکه بسیارخطرناک وحتی مرگبارنیزمی باشد. دادستانی شهرفلوریدای آمریکا، چهارنفرراکه درپی اظهارات ترامپ،اقدام به فروش مایع سفیدکننده به عنوان داروی ضد کرونا کرده بودند، بازداشت کرد.
19)اشعه ی ماوراء بنفش(UV light):پرزیدنت ترامپ همچنین پیشنهاد کرد برای مقابله باکرونا، بدن دربرابراشعه ی ماورائ بنفش ویا تابش های بسیارقوی دیگرقرارگرفته وگرم شود.ازاشعه ی ماوراءبنفش برای استرلیزه کردن سطوح،آنهم درشرائط بسیارکنترل شده، استفاده می شود.بدیهی است که اشعه ی ماوراءبنفش نمی تواند درون بدن انسان راازویروس پاکسازی نماید.تابش اشعه به این شکل،به بدن صدمه می زند.بیشترسرطانهای پوست، ناشی ازتابش اشعه ی ماوراءبنفشی است که درنورخورشید وجوددارد.
20)نقره(Silver):سازمان غذا وداروی آمریکا، اعلام کرده که علیه شیادانی که ادعامی کنند اشیاء نقره فاقد ویروس کرونا می باشند واین ویروس رادفع می کنند،اعلام جرم خواهد کرد.البته برخی ازفلزات خاصیت ضدمیکروبی دارند.اما اولاً محصولاتی که ازاین فلزات ساخته میشوند الزاماً همان خواص رادارا نمی باشند وثانیاً معلوم نیست که این فلزات ، خاصیت ضد ویروسی نیزداشته باشند.
21)توسیلی زوماب(Tocilizumab):یک داروی ضد روماتیسم است که خواص ضدالتهابی قوی دارد.این دارو، "اینترکولین-6"(IL-6)راکه یک پروتئین فعال درسیستم ایمنی بدن است، مهارمی کند.این پروتئین به سلولهاهشدارمی دهد که سیستم ایمنی خودرافعال کنند.اما بیش فعالی این پروتئین،موجب بروز"طوفان سایتوکین" می گردد.توسیلی زوماب،به سیستم ایمنی آرامش می بخشد ومدیریت طوفان سایتوکین راامکانپذیرمی سازد.
22)کوزارا(Kevzara):عملکردی شبیه به توسیلی زوماب دارد وطوفان سایتوکین رامهارمی کند ومی تواند درمراحل اولیه ی ابتلابه کرونا موثرواقع شود.اما عوارض جانبی این دارو موجب گردیده که فقط بیمارانی که حال آنهابحرانی است، این دارورادریافت کنند.
23)تامی فلو(Tamiflu):یک داروی ضدویروس است که برای درمان آنفولانزابکارمی رود.اگر چه این دارو، به تنهائی، دردرمان کرونا موثرواقع نمی شود اماتحقیقات انجام شده در"ووهان" چین نشان می دهد که تامی فلو، همراه بادیگرداروهای رایج دردرمان کرونا(رمدسیویر، هیدروکسی کلروکین و...) می تواند بسیاراثربخش باشد.
24)کلشی سین(Colchicine):یک داروی ضد نقرس(gout)است که کاربردهای متعدد دارد. این دارو،اثرات ضدالتهابی قوی داردوسلولهای درمعرض آسیب راهدف قرارمی دهد. محققین معتقدند که مصرف کشی سین درمراحل اولیه ی ابتلاء به کرونا، می تواند مانع ازبستری شدن دربیمارستان گردد. اماتایید این یافته ها مستلزم انجام تحقیقات بالینی است.
25)آزیترومایسین(Azithtromycin):یک آنتی بیوتیک پرمصرف است که برای درمان عفونتهای باکتریائی مانند برونشیت(Bronchitis) و ذات الریه(Pneumonia) مصرف می شود.ازاین دارو، به عنوان یک داروی کمکی دردرمان آنفولانزای نوعA و "زیکا"(Zika) نیزاستفاده می شود.آزیترومایسین به عنوان یک داروی کمکی، درکنارهیدروکسی کلروکین، رمدسیویر، اینترفرون و...، می تواند دردرمان عفونتهای ثانویه ی مجاری تنفسی ، موثرواقع شود.

منابع ومآخذ
1)coronavirus drug and treatment , www.nytimes.com
2)A cheap steroid is the first drug shown to reduce death in covid-19 ,www.sciencemag.org
3)Interferon response in viral pneumonias , www.sciencemag.org
4)the latest research on covhd-19 , www.goodrx.com

The New York Times: Find breaking news, multimedia, reviews & opinion on Washington, business, sports, movies, travel, books, jobs, education, real estate, cars & more at nytimes.com.

اقتصاددیجیتال، تغییرات ساختاری، وآینده ی دموکراسی

اقتصاددیجیتال،تغییرات ساختاری وآینده ی دموکراسی

برای اکثرمردم جهان، تکنولوژی دیجیتال مزایای فراوان دربرداشته وموجب رفاه وآسایش گردیده است.معهذا،سیاستمداران وبازیگران بازار،بهترازهرکسی با پیامدهای سیاسی واقتصادی تکنولوژی دیجیتال آشناهستند وواقعیتهای پنهان آنرامی شناسند.درآغازقرن حاضرتصورمی شد که اینترنت دریچه ی جدیدی برروی آزادی می گشاید ومردم می توانند بااین پدیده ی شگفت انگیزفنی که حاصل شبکه سازی آزاد ودرعین حال مهندسی شده بود،آزادانه وفارغ ازهرگونه محدودیت رسانه ای،اطلاعات خودرابه اشتراک بگذارند وازاین طریق به رشدبی سابقه ی دانش ودموکراسی نائل گردند.اما ، این آرزوی خوش بینانه، حداقل درعرصه ی سیاست و آزادی بیان، تحقق نیافت ودیری نگذشت که جهان خودرادرشرائط کاملاً متفاوت باآن چیزی دید که درابتداءتصورمی کرد : دستکاری اطلاعات(Manipulation).اکنون یکی از بزرگترین چالشها دررابطه بامزایاومضرات تکنولوژی دیجیتال، رابطه ی آن بانهادها وفرآیندهای دموکراتیک می باشد.ازچندی پیش ، صحبت از"تهدید دموکراسی توسط شبکه های اجتماعی" به میان آمده وسه حقیقت دردناک دراین رابطه چهره نموده است. اول اینکه این مدل تجاری، متکی برنظارت دائمی بر داده های شخصی است. دوم آنکه کاربر، خود به این نظارت تن درمی دهد. وسوم آنکه رسانه ی اجتماعی ، خودرابا خودکامگی همراه وهمگام می سازد. امروزه، تکنولوژی دیجیتال هم می تواند درخدمت دموکراسی قرارگیرد وهم به ابزاری دردست خودکامگان بدل شود.این تکنولوژی قادراست هم برقابلیت مسئولیت پذیری دولتها بیفزاید وهم توانائی سرکوب آنهاراافزایش دهد.بااستفاده ازاین تکنولوژی،تبادل اطلاعات، ابعاد بی سابقه ای به خود گرفته وسرعت گردش اطلاعات وتبلیغات، نامحدود گردیده است.این امر، احتمالاً به قطبی شدن بیشتر جوامع دموکرات وظهورگرایشات پوپولیستس دراین جوامع، منجر خواهد گردید.
اگرچه کاربران اینترنت درسراسردنیا، ازخدمات رایگانی که اقتصاد داده های کلان عرضه می کند، بهره مند می گردند، اماوجود مدلهای گوناگون برای کسب وکارازیکسو، وتمرکزثروت ازسوی دیگر،سئوالات فراوانی رادرزمینه ی حریم خصوصی، مالکیت داده ودستکاری هدفمند اطلاعات به منظور نیل به اهداف اقتصادی وسیاسی، مطرح کرده است. دولتهای خودکامه، استفاده ازتکنولوژی کنترل ونظارت دیجیتال، هوش مصنوعی وداده های کلان رابه سرعت می آموزند وازآنهادرجهت اهداف خویش، یعنی کنترل داخلی، حذف مخالفان وتضعیف گرایشات دموکراتیک استفاده می کنند.این چالش، برای دموکراسیهائی که انسجام آنهاوابسته به حق حاکمیت وموافقت شهروندان است، بسیارسهمناک وغیرمنتظره می باشد.اینکه دموکراسی ها چگونه بااین چالش روبرو می شوند،به یکی ازمعیارهای اصلی درقضاوت درباره ی عملکرددولتها درسیستمهای رقابتی تبدیل شده است. شهروندان دراین دموکراسیها، هرروزبردانش دیجیتال خویش می افزایند تابهتربتوانند الگوریتم ها وطرحهای نهفته درورای اپیلیکیشن ها وتجهیزات نوین پردازش اطلاعات را دریابند.
دموکراسی باید مورد حمایت قرارگیرد.شهروندانی که دردموکراسیهای لیبرال رشد می کنند، با حقوق وآزادیهای قانونی خویش آشناهستند ومعتقدند که هیچ چیزنمی تواند این پایه ی مستحکم رابه لرزه درآورد.اما، کسانی که درساختارهای خودکامه وخود محورپرورش می یابند، بیش ازهمتایان دموکرات خویش، نسبت به چالش دموکراسی وداده های کلان، ازخود حساسیت نشان می دهند.آنها می دانند که دموکراسی ازغیب به آنها هدیه نمی شود ودموکراسیهائی که به این شکل بوجود آمده اند(بویژه پس ازجنگ جهانی دوم) استثناء های بزرگ تاریخ می باشند.تفکیک قوا،استقلال محاکم وآزادی رسانه، مکانیسم هائی است که دموکراسی برای حمایت ازخود دربرابرخودکامگی، پیش بینی کرده است.اما، حوادث چندسال اخیردربرخی ازدموکراسیهای جهان(ازجمله دراروپا) نشان داد که که این مکانیسم ها بسیارناقص وشکننده اند.تجربه ی این سالهانشان می دهد که نهادهای دموکراتیک( حتی دراین کشورها) اگرتنهابمانند،بتدریج کارآیی خودراازدست می دهند.طی دوهفته ی اخیر، تکنولوژی دیجیتال دراین جوامع، مانند یک شمشیردو لبه عمل کرده است.
تکنولوژی، فی نفسه خنثی وفاقد جهتگیری سیاسی است اما یکی ازعوامل موثردر پیشرفت تاریخی بشرمحسوب می شود.چگونگی تاثیرگذاری تکنولوژی برشکل گیری جوامع وپیشرفت آنها،ازیکسوبه ساختارهائی بستگی دارد که آنرابه اجراء درمی آورند، وازسوی دیگر به شهروندانی مربوط می شود که زندگی خودرابرآن تطبیق می دهند.درهرحال ،مزایای انقلاب دیجیتال برای جوامع بشری، غیرقابل انکاراست.مردم به اطلاعاتی دسترسی پیدامی کنند که تاچنددهه قبل حتی تصورآنرانمی کردند.آنها اکنون قادرند طی چند ثانیه، نظرات خودرابادیگران دراقصی نقاط دنیا، به اشتراک گذاشته وخودرابادیگران هماهنگ سازند.تکنولوژی دیجیتال ونمونه ی بارزآن گوشی های هوشمند،رفاه وآسایش رابرای میلیاردهانفراز مردم جهان به ارمغان آورده است.غنای ارتباطات چند جانبه که خودرادرشبکه های اجتماعی چون "فیس بوک"، و "توئی تر" نشان داده،اکنون به ابزاری استاندارد برای تماس بایکدیگرارتباط با نمایندگان مردم ودولتها، وتبادل نظر میان آنها تبدیل شده است. اکنون فیس بوک درسراسرجهان بیش از6/2 میلیارد کاربر دارد وتوانسته ازاین طریق، اکوسیستم اطلاعاتی خاص خودراایجادنماید.گوگل نیز 90 درصد بازارجهانی پژوهش را دراختیاردارد ودرهرثانیه 63000 نفرازموتور جستجوی این پلاتفرم استفاده می کنند.پیدایش شبکه ی جهانی اینترنت دردهه ی 90 قرن گذشته،امیدها رابرای تقویت ارتباطات بین المللی وسرعت گرفتن پیشرفت فنی، افزایش داد وموج جدیدی ازدموکراتیزاسیون رابه دنبال آورد.فرض براین بود که هرچه تکنولوژی بیشترگسترش پیداکند،اعمال کنترل دموکراتیک شهروندان بردولتها ومسئولیت پذیری ساختارهای سیاسی نیزبیشترمی شود.این فرضیه، حتی تامقطع "بهارعربی"، صحیح می نمود. دور زدن سانسورو سرکوب به کمک اینترنت وشبکه های اجتماعی، گواهی برصحت این فرضیه تصورمی شد
اما بافروکش کردن شوروشوق اولیه، وگسترش تکنولوژی دیجیتال، بتدریج چالشهائی نمایان شد که افراد ،گروههای مدنی، دولتها وجوامع رابه فکرواداشت. رسوائیهای فیس بوک و"کمبریج آنالیتیکا" (Cambridge Analytica) درجریان برکسیت، ونقش هکرها درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا درسال 2016 ، نشان داد که تکنولوژی دیجیتال قادراست درآرای شهروندان دست برده وفرآیندهای سیاسی رااز مسیرخود منحرف نماید.جهش فنی دهه ی اخیر،آنچنان سرعت گرفت که سیاستمداران ونقش آفرینان بازاررا غافلگیرکرد.معهذا،آنهابه زودی وبدون سروصدا،به مزایای تکنولوژی دیجیتال پی برده وآنرابه خدمت گرفتند.دراینجابود که چالش عمده ای دربرابرقانونگذاران ودولتمردان قرارگرفت که مضمون آن، چگونگی برخورد با خطرات بالقوه ای بود که تکنولوژی دیجیتال برای نهادها وفرآیندهای دموکراتیک ایجاد می کرد.یکی ازروشهای برخوردبااین چالش، فیلترکردن سیل اطلاعاتی بود که روزانه دراختیارکاربران قرار می گرفت. ازسوی دیگر،قدم گذاشتن پلاتفرم های رسانه ای به عرصه ی تماس زنده ی کاربران بایکدیگر،فرصت ذیقیمتی رابرای نفوذ هدفمند، شخصی، خودکار واعلام نشده، فراهم آورد.رژیمهای خودکامه، بسرعت کاربرد تکنولوژی نظارتی راآموخته، داده های کلان وهوش مصنوعی رابه نفع خویش به کارگرفتند.این چالشی بزرگ برای دموکراسی بود.تجربه ی سالیان اخیر وشواهد موجود،حاکی ازخطراتی است که تکنولوژی دیجیتال برای دموکراسی وثبات درجوامع دموکراتیک دربردارد.برخی ازاین خطرات عبارتند از: دروغ پراکنی،تبلیغات غلط، دستکاری دراطلاعات،ایجاد تغییرات مالی وسیاسی به کمک داده های کلان، مخدوش شدن حریم خصوصی،اعتیادبه رسانه های اجتماعی، تضعیف حقوق مدنی ازطریق جهت گیریهای الگوریتمی، نظارت گسترده وتقویت خودکامگی، تاثرهوش مصنوعی واتوماسیون بر توان رقابتی بنگاهها وحمایت ازدموکراسی.
تبلیغات، دروغ پراکنی ودستکاری دراطلاعات، ازبدو پیدایش جوامع وجودداشته وابزارسیاسی کارآمد دردست دولتهابوده است.اما ارتباط نزدیک،محاسبات ارزان ودسترسی گسترده به اطلاعات، اکنون به سطحی غیرقابل تصوررسیده است.البته دولتمردان روشن بین وجوامع دموکرات، به برخی ازاین خطرات پی برده اند : دروغ پراکنی گسترده وهماهنگ، تاثیرگذاری برآرای مردم تاپائین ترین سطوح، قطبی شدن گفتمان عمومی درجوامع دموکرات، دامن زدن به بی اعتمادی دولت ونهادهای دموکراتیک به یکدیگر، تشدید کنترل دولت برجریان اطلاعات، وشکل دهی به افکارعمومی درجوامع غیردموکرات.
یک چالش بزرگ دیگردرجوامع دموکرات،به اختلال درچشم اندازارتباطات سنتی رسانه ای مربوط می شود که توسط پلاتفرم های رسانه ی اجتماعی،ارتباطات چند جانبه ودیجیتال، ایجاد می گردد.فرض براین است که مبادله ی آزاد وچند جانبه ی اطلاعات، به غنای گفتمان سیاسی می انجامد که خود موجب تقویت حقوق شهروندی، افشای فساد وپاسخگوکردن دولت می گردد.اماازآنجائیکه این رسانه ها،عموماً فاقددرک عمیق وتحلیلی می باشند وفقط وظیفه ی خودرابه اشتراک گذاشتن نظرات کاربران می دانند، لذاممکن است به ابزاری برای دروغ پراکنی وتبلیغات بدل شوندکه ایجاد حبابهای فیلترینگ دیجیتال (digital filtering bubbles) ازپیامدهای آن می باشد.گذارجامعه به رسانه های آزاد آن لاین، معمولاً به احساسات وعواطف کاذب دامن می زند که خود برفرآیندهای سیاسی تاثیرمی گذارد. تغییرالگوهای مصرف خبرنیزبه تاثیراحساسات برسیاست دامن می زند.رژیمهای خودکامه، ضمن اینکه به اطلاعات جوامع پیشرفته، ازطریق اینترنت آزاد، دست پیدامی کنند، دسترسی کاربران داخلی رابه این اطلاعات محدود می سازند.پیشرفت درتکنولوژی هوش مصنوعی، دستکاری گسترده وپیچیده درمحتوای دیداری وشنیداری را امکانپذیرساخته است.این امکان،می توانددرخدمت دروغ پراکنی وتبلیغات رژیمهای خودکامه قرارگیرد. رواج گسترده ی تئوریهای توطئه واشاعه ی اطلاعات غلط وجهت دار، ازتوانائی شهروندان درتشخیص درست وغلط، می کاهد.این امر، علاوه براینکه موجب بی اعتمادی به رسانه می شود، تقدیرگرائی وقطع ارتباط بخش هائی ازجامعه بایکدیگررانیز موجب می گردد.این پدیده، بویژه دربرخورد باتحولات جدید، پیچیده وچالش برانگیزی مشاهده می شود که مردم فاقد تجربه ی شخصی وجمعی،باآنهادرارتباط قرارمی گیرند.
موارد بارزدخالت خارجی ودستکاری درآرای مردم ازطریق رسانه های اجتماعی رامی توان درانتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکاو رفراندوم برکسیت درانگلیس مشاهده کرد.بنابر"گزارش مولر" که اوائل سال جاری منتشرشد،"دولت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال2016 آمریکا، بصورت سیستماتیک وگسترده، دخالت کرده است." به موجب این گزارش،"آژانس تحقیقات اینترنتی روسیه، " به حساب کاربری میلیونهاآمریکائی دررسانه های اجتماعی( فیس بوک، توئی تر، اینستاگرام) دسترسی پیداکرده که بخش مهمی ازآنهارافعالان سیاسی این کشورتشکیل می دادند: " دستگاههای اطلاعاتی روسیه،ای میل های خانم کلینتون راهک کردند وباانتشارمطالبی ازاین ای میل ها،به مبارزه ی انتخاباتی او لطمه زدند."شورای ویژه ی اف.بی.آی نیزنسبت به امکان تکرارمداخله ی روسیه درانتخابات 2020 آمریکا هشدارداده است.براساس حکم "کمیسیون فدرال تجارت آمریکا" ، فیس بوک به اتهام نقض حریم شخصی درجریان رسوائی شرکت مشاوره "کمبریج آنالیتیکا" درسال2016، به پنج میلیارددلارجریمه محکوم شد.
سوءاستفاده ی سیاسی ازرسانه های اجتماعی، اکنون به پدیده ای جهانی تبدیل شده است.تاثیرگذاری رسانه های اجتماعی برانتخابات و رفتارسیاسی کشورهانیزدردنیا شیوع فراوان پیداکرده است.درجریان اعتراضات هنگ کنگ،توئی تر وفیس بوک، بسیاری ازحسابهای کاربری چینی هارامسدود کردند وعلت آنرانیز"دروغ پراکنی چینی ها" عنوان نمودند.قبلاً نیزفیس بوک و واتس آپ ، به دروغ پراکنی، نفرت پراکنی وتبلیغات غلط درهند وبرزیل،دودموکراسی بزرگ دنیا، متهم شده بودند.دراروپانیزاشاعه ی اخبارغلط، دستکاری درترافیک به منظورتاثیرگذاری برآرای مردم وافکارعمومی، به پدیده ای شایع تبدیل شده است.آلمان، فرانسه وسوئد، به کرّات این پدیده راتجربه کرده اند.یک تحقیق انجام شده توسط دانشگاه اکسفورد نشان می دهد که درجریان رفراندوم کاتالونیا دراسپانیا،واعتراضات جلیقه زردهای فرانسه، دستکاری اطلاعات اینترنتی وسیعاً صورت گرفته است.پس ازانتخابات اخیرپارلمان اروپا درماه مه گذشته، کمیسیون اروپا نقشه ی راهی رابرای مقابله بادروغ پراکنی اینترنتی تنظیم کرد. فیس بوک نیز اتاق جنگی رابرای جلوگیری ازمداخله درانتخابات اروپا، تشکیل داده است.عملکرداروپانشان می دهد که چگونه می توان با دروغ پراکنی، نفرت پراکنی، وتبلیغات غلط درفضای مجازی، بدون لطمه زدن به آزادی بیان، مقابله کرد.معهذا، عملکرد غلط فیس بوک موجب گردیده که درسالیان اخیر، ازکاربران این رسانه ی اجتماعی دراروپا وآمریکا کاسته شود،امابرکاربران آن درهند،اندونزی وفیلیپین وحاشیه ی صحرای آفریقا، افزوده گردد.
شرکتهائی که خدمات مجانی به کاربران خودارائه می دهند(محققین،بازیهای رایانه ای ودیگرسرگرمی های مجازی)، آنرامحملی برای جذب آگهی وجلب توجه کاربران به مسلئل خاص قرارمی دهند.باتوجه به نفوذ فزاینده ی شرکتهائی چون گوگل وفیس بوک( که برروی هم 60 درصد ازبازاردیجیتال آمریکارادردست دارند)، کسب درآمد ازطریق دسترسی کاربربه اطلاعات، بسیارسودآورگردیده است.اکنون عصر"سرمایه داری نظارتی"(Surveilance Capitalism) فرارسیده است.این اصطلاح را نخستین بار یک اقتصاددان هاروارد بنام"شوشانا زوبوف" مطرح کرد. به نظراو ،اقتصاد تولیددر مقیاس کلان، به تمرکزفزاینده ی داده، دانش، قدرت مالی وکنترل کانالهای ارتباطی توسط گروه کوچکی ازنخبگان فنی، منجرشده که عدم تقارن فزاینده ی نفوذ سیاسی واقتصادی، ازتبعات آن می باشد.
اما انتقادازتکنولوژی دیجیتال، فقط ازجانب محافل آکادمیک، تکنولوژی ستیزان ومنتقدین سرمایه داری مطرح نمی شود.برخی ازشدیدترین این انتقادها، ازسوی دست اندرکاران توسعه ی این تکنولوژی مطرح گردیده است."تریستان هریس"مسئول سابق بخش اخلاقیات طراحی درگوگل می گوید که میلیاردهانفردرسراسرجهان، تصمیمات مهم زندگی خودرا تحت تاثیر نظرات چند کمپانی انگشت شمار اتخاذ می نمایند."جیمزویلیامز" استراتژیست سابق گوگل نیزاصولاً امکان بقای دموکراسی درعصرتکنولوژی دیجیتال رانفی می کند.اوازجایگزینی عواطف بجای خرد، درالگوریتم های دیجیتال سخن می گوید.برخی ازمنتقدین مانند"الیزابت وارن" کاندیدریاست جمهوری آمریکا نیز بااشاره به رسوائی کمبریج آنالیتیکا،هشدارمی دهند که ثروتمندترین اقشارجامعه که مالک تکنولوژی دیجیتال می باشند،ممکن است آنچنان درذهن توده ی مردم نفوذ کنند، که به کرسی نشاندن یک "دموکراسی مهندسی شده" راکه ضامن منافع پلوتوکراسی جهانی باشد،به آسانی امکانپذیرسازد.لذا،آنها پیشنهاد می کنند این غولها درهم شکسته شوند تادیگرنتوانند نفوذ سیاسی واقتصادی رادردست خود متمرکز نمایند.برخی دیگرنیز، مقررات سختگیرانه ونظارت بر"اقتصاد داده" راطلب می کنند.
بادسترسی ارزان به گوشی های هوشمند ومحتوای رایگان،که رفتارآن لاین رامستقل ازتوان مالی، وابستگی قومی، مذهبی وسیاسی، میسّرمی سازد، "اقتصادداده" گسترشی شگفت انگیز یافته است.معهذا، بسیاری ازکاربران، ازدسترسی دیگران به حریم شخصی خود شکایت دارند.براساس یک تحقیق انجام شده درآمریکا،هنوزاغلب کاربران اینترنت، خدمات رایگان رابه حفاظت بهتر ازحریم شخصی خود ترجیح می دهند.بسیاری ازخدمات وتجهیزاتی که که امروزبه بازارعرضه می شوند،آزادی انتخاب کاربر را درکنترل داده ها وحفاظت ازحریم شخصی، محدود می کنند.شرائط عضویت ومراحل کاربری،آنچنان طولانی ومبهم تنظیم می شوند که معمولاً کاربرراازبررسی دقیق آن منصرف می سازد. بنابراین،کاربران معمولاً نمی دانند که عرضه کننده ی خدمات اینترنتی، چه خدماتی رادراختیارآنهاقرارمی هد وچه حقّی رابرای پردازش اطلاعات وتکثیرداده ها برای خوددرنظرگرفته است.افرادی که برای اطلاعات شخصی خود اهمیت قائلند، هیچ جایگزینی برای شبکه های اجتماعی عمده نمی یابند تابتوانند ازطریق آن ، بادوستان، نزدیکان وهمکاران خویش ارتباط امن برقرارنمایند.البته "مقررات عمومی حفاظت داده" که ازسال 2018 دراتحادیه اروپا به اجراء درآمده، به بسیاری ازاین نگرانیها پاسخ می گوید.تاکنون برخی ازشبکه های اجتماعی مانندفیس بوک،براساس این قانون به میلاردها یورو جریمه محکوم شده اند.تمرکزاطلاعات کاربران دردست تعداد انگشت شماری ازشرکتهای بزرگ،دسترسی به عقاید، احساسات وتفکرات شهروندان رادرباره ی طیف گسترده ای ازمسائل امکانپذیرمی سازد.براساس این اطلاعات، می توان الگوهائی را برای تغییررفتارشهروندان، بدون اطلاع آنها، تنظیم وبه مورداجراء گذاشت.هم درکشورهای دموکرات وهم درکشورهای دیکتاتوری، می توان ازاین اطلاعات برای اهداف اقتصادی واغراض سیاسی استفاده کرد.بدن ترتیب،حفاظت ازحریم شخصی ومالکت داده، ازیک مسئله ی فردی به یک مصلحت عمومی تبدیل می شود.
شوشانا زوبوف، ازدومقوله ی "سوزاندن کاربر"(desensitization of user) و "بی تفاوتی روانی کاربر"(psychic numbing of user) نام می برد که هردوناشی ازنقض حریم شخصی کاربران می باشد.بتدریج کاربه آنجا می رسد که نشت اطلاعات شخصی، اجتناب ناپذیراست وجمع آوری کلان اطلاعات ، فقط درصلاحیت کمپانیهای بزرگ می باشد.کاربر، حفاظت ازاطلاعات شخصی خودرا بسیارگران وپرهزینه می یابد ولذا، دسترسی کوتاه مدت به"خدمات رایگان" رابه امنیت بلندمدت اما پرهزینه ی اطلاعات شخصی، ترجیح می دهد.بدین ترتیب، کاربران به دسترسی کمپانیهای بزرگ به اطلاعات شخصی وذخیره سازی آن، خو می گیرند وازاین نظر، عمل دولتهانیزدراین عرصه، به لحاظ روانی، توجیه می شود.اگرچه کاربرمی داند که ممکن است دولت وگروههای سیاسی، ازاین اطلاعات برای مقاصد سیاسی، دستکاری درآرای انتخاباتی،سرکوب مخالفان وازمیدان به درکردن رقبااستفاده نمایند.
رفتارآن لاین، قبل ازآنکه به اشتراک گذاری داده های کاربران، که فرآیندی داوطلبانه است، مربوط شود، به الگوهای نهفته دربطن گوشی های هوشمند وپلاتفرم های رسانه ای مربوط می شود که توسط کاربرمورد استفاده قرارمی گیرند.براساس یک تحقیق انجام شده درانگلیس،کاربران درمدت زمانی که بیدارند، بطورمتوسط هر12 دقیقه یکباربه گوشی خود مراجعه می کنند.هنگام قطع اینترنت،34 درصد کاربران احساس می کنند که ارتباطشان باجهان قطع شده است، 29 درصدازآنها احساس زیان می کنند و17 درصد نیزدچار استرس می گردند.بررسی های دیگرنیز،هریک به نوعی،ارتباط میان استفاده ازگوشی هوشمند واضطراب وافسردگی راتایید می کند. اعتیاد به اینترنت، یکی ازمعضلات مربوط به تکنولوژی دیجیتال درجهان امروزمی باشد."نایر ایال " (Nir Eyal) متخصص رفتارشناسی در"سیلیکون ولی " (Silicon valley) واستاددانشگاه استانفورد می گوید :"محصولات وخدماتی که ماعرضه می کنیم، رفتارروزمره ی مردم رامختل کرده ورفتارهای طراحی شده را جایگزین آن می سازد." کمپانیهای انفورماتیک،مبالغ هنگفتی راصرف تحقیقات وطراحی اپیلیکیشن هائی می کنند که مورددرخواست کاربران است.اکنون ثابت شده که تعامل اجتماعی مثبت، ترشح "دوپامین"(Dopamine) رادرمغز افزایش می دهد.شبکه های اجتماعی ودیگر اپیلیکیشن ها، ازاین امربرای تغییروتعدیل تمایلات ورفتارکاربران ، استفاده می کنند.به گفته ی ایال، کمپانیهائی موفق ترین الگوهای مدیریت رفتاری راازخود بروزمی دهند که توانسته باشند میان محصولات خود ومحرکهای روانی بشر، نوعی ارتباط برقرارنمایند.اواین روش را"مدل قلّاب" (Hook model) می نامد که ازروی رفتاروعواطف روزمرّه ی کاربران واستفاده ازاهرم ترشّح دوپامین به کمک "پاداش متغیّر"(variable rewards) طراحی شده شده است. مدل مزبور، بخشی ازمغزرا که به تمایلات واحساسات مربوط می شود تقویت کرده وبخش دیگرراکه به قضاوت عقلائی اختصاص دارد، ازکارمی اندازد.این محصولات اعتیادآور، کاربررابه برخی خدمات وابسته می سازد وباافزایش ترشح دوپامین درمغز،تعامل بعدی اورا قوی تروگسترده تر می سازد.مباحث مربوط به این " تکنولوژی اقناع گر"(persuasive technology)، دردانشگاه استانفورد، این قلب تپنده ی زیرساخت فنی سیلیکون ولی، انجام می شود.طیف گسترده ای ازسایتها،اپیلیکیشن ها وشبکه ها، این چهارچوب روانی راباداده های شخصی کاربر تلفیق کرده ویک مدل رفتاری ویژه رابرای او طراحی می نمایند.بدین ترتیب،کاربر به خرید برخی محصولات وخدمات، وبه اشتراک گذاشتن محتوای مصرفی خاص، تشویق وترغیب می شود.همچنین کاربرازطریق بازتاب شرطی،زمان بیشتری رابه استفاده ازبرخی اپیلیکیشن ها، اختصاص می دهد.
اعتیاد به اینترنت وشبکه های اجتماعی، پیامدهای گسترده ای برای دموکراسی دارد.دریک کلام،فرآیندهای دموکراتیک وگفتمان عمومی،ازمنافع تنگ نظرانه ی خصوصی تاثیرمی پذیرد.به گفته ی یکی ازمدیران سابق فیس بوک ، " این الگوهای دوپامین بر ، کارکرد عمومی جامعه رامختل می کنند." معهذا،کمپانیهای دیجیتال، تحت فشاروالدین وسازمانهای حقوق مدنی،معضل اعتیاد به گوشی همراه واینترنت رادربرنامه ی کارخود گنجانده اند.کمپانی "اپل" تلاش کرده تاازطریق"صفحه نمایش زمان دار" (screen time) راه حلی برای این معضل ارائه دهد.اما همین شرکت، همزمان، ازعرضه ی اپیلیکیشن های مربوط به کنترل فرزندان توسط والدین،در اپ استور ، تاحدّ قابل ملاحظه ای کاسته است. این امر، نشانه ی دشواری تغییرمدلهای تجاری درشرکتهای دیجیتال است.سیاستمداران نیزبه این بحث وارد شده ودرآمریکا، قانون کاهش اعتیاد به رسانه های اجتماعی را تقدیم کنگره کرده اند. این قانون، رسانه های اجتماعی راموظف می کند تاتدابیری رابرای کاهش خطراعتیاد به اینترنت وسوء استفاده ی روانی از کاربران، اتخاذ نمایند.
یوتیوب، نت فیلیکس، وگوگل سرچ، همه اگوریتم هائی رابرای اخذ وام، پذیرش دردانشگاه، وکاریابی دارند.آمها همچنین الگوریتم هائی رابرای نظارت پلیسی درمرزها وفرودگاهها ودستگاههای قضائی ابداع کرده اند.اگرچه تجزیه وتحلیل داده ها دراین الگوریتم ها،ظاهراً عاری ازپیشداوری انسانی است اما درواقع،جانبداری وتبعیض دراین مدلها ونتیجه گیریهای آنها، به طرق مختلف وارد می شود.مثلاً براساس یک تحقیق که توسط آمازون انجام شده، ابزارهای استخدام الگوریتمی،هنگام بررسی تقاضای کاربر، می توانند تبعیض های جنسیتی رااعمال نمایند.درالگوریتم های پلیسی، مانند الگوریتمی که درانگلیس " حل تحلیلی داده های ملی"(NDAS) نام گرفته، الگوریتمی که براساس یافته های پستهای ایست وبازرسی تنظیم می شوند،حاوی جانبداریهای تاریخی – قومی می باشند.فقدان پایگاههای مختلف اطلاعاتی نیزمی تواند به این امردامن بزند. تقریباً همه ی سیستمهای هوش مصنوعی که برآموزش ماشینی استوارند، بامعضل "جعبه ی سیاه"(black box) روبرو می باشند.بدین معنی که حتی ابداع کننده ی این سیستم ها نیزنمی توانند مطمئن باشند که سیستمهای ایشان به نتایج ازپیش تعیین شده دست پیدامی کنند.
دموکراسی، مستلزم حمایت اکثریت مردم ازسیستم سیاسی ومشارکت آگاهانه ی شهروندان درانتخابات است.اما دموکراسی فقط هنگامی مورد تایید وحمایت شهروندان قرارمی گیرد که نیازها وآرزوهای ایشان رابرآورده سازد.بنابراین،فرصتهای برابر، حفظ رقابت ورفاه اقتصادی دریک جامعه ی دموکراتیک،برای ثبات آن جامعه و کارکردنهادهای آن، ضروری است.اما اتوماسیون می تواند به نتایجی خلاف این فرضیه بیانجامد ودرسالهای آینده موجب تعمیق شکاف درآمد وواگرائی درجوامع گردد. پیش بینی ابعاد وسرعت این واگرائی، برای مقابله باپیامدهای آن،ضروری است.درغیراین صورت، اجماع ناشی ازسیستمهای دموکراتیک،به شدت زیرسئوال رفته وپوپولیسم رشد خواهد کرد.ازسوی دیگر،شرائط رقابت جهانی درعصراقتصاد داده، به سرعت تغییرمی کند.ظهورمقتدرانه ی چین دربازارجهانی، اروپاراپشت سرگذاشته وبه آمریکاپهلو می زند.رقابت آینده برای بدست گرفتن رهبری تکنولوژیک جهان، میان آمریکا وچین خواهد بود که ازهم اکنون نشانه هائی از آن هویداست. چین تکنولوژی نظارتی مبتنی برهوش مصنوعی رابه54 کشورجهان صادرمی کند.صدوراین تکنولوژی، بخشی ازطرح" یک کمربند، یک راه" است که احداث شبکه ی گسترده ی راهها،راه آهن،خطوط لوله ی انتقال انرژی، شبکه های مخابراتی، بنادر، فرودگاهها ومناطق آزاد تجاری رابرای 60 درصد جمعیت جهان مدّ نظرقرارداده که 40 درصد تولید ناخالص داخلی جهان راتولید می کنند. جوامع بشدت متمرکز وخودکامه،ازتوسعه ی برخی ازاین تکنولوژیهای جدید، که بدلائل اخلاقی وقانونی، درجامع دموکراتیک بااستقبال روبرو نمی شوند، استقبال می کنند. احداث شهرهای هوشمند(smart cities) که باکمک چین دراقصی نقاط جهان (پاکستان، فیلیپین، کنیاو...) آغازشده ،درهمین چهارچوب قابل توضیح می باشد. دراین جوامع، دسترسی به اطلاعات شخصی شهروندان، برای حفظ وگسترش کنترل اجتماعی ، توصیه می گردد. موفقیتهای فنی واقتصادی چین، این کشوررابه رقیب جدّی دموکراسی های غربی تبدیل کرده است.اگراتحادیه ی اروپا، نوآوری های اقتصادی ودیجیتال را همچنان دست کم بگیرد، دیری نخواهد پائید که "مدلهای آمرانه" بااستقبال شهروندان اروپانیز روبرو خواهد شد.
رژیمهای خودکامه،هم ازخطرات اینترنت آزاد برای ثبات سیاسی آگاهند وهم به فرصتهائی که این تکنولوژی دراختیارآنهاقرارمی دهد، واقفند. درواقع، تلفیق داده های کلان باتکنولوژی پیشرفته،( هوش مصنوعی) به ابزاری موثردردست رژیمهای خودکامه، برای کنترل جامعه تبدیل شده است. برخی، این پدیده را"بزرگترین شگفتی ژئوپولتیک دهه ی اخیر" نامیده اند. تکنولوژی ای که قراربود خودکامگی رابه زیربکشد، اکنون به ابزاری دردست خودکامگان تبدیل شده است. درده سال اخیر،تکنولوژیهای نظارتی، چشم اندازنوینی رابرروی بشرگشوده است.تمامی ارتباطات الکترونیک، ازای میل وتلفن گرفته تااپیلیکیشن های پیام رسان، رسانه های اجتماعی وپرداختهای الکترونیکی،دراین چشم اندازسهیم اند.پیشرفتهای بدست آمده درهوش مصنوعی وتکنولوژیهای نظارتی، مانند شناسائی صدا، چهره وحرکت افراد،درکنارنصب دوربین های نظارتی درمکانهای عمومی، افراد رابشدت تحت کنترل ونظارت قرارمی دهد.این تکنولوژیها،ضمن اینکه مثلاً موجب بهبود امنیت وکنترل ترافیک می گردند، کنترل جمعیت انبوه ونیز پیش بینی شکل گیری اعتراضات وشورشها رانیزامکانپذیرمی سازند.دولتهای خودکامه می توانندبه همه ی اطلاعات وداده های جمع آوری شده توسط شرکتهای خصوصی دست پیداکنند وازاین طریق، تمامی جنبه های حیات شهروندی راتحت کنترل خویش بگیرند.سانسور، محدودیت اینترنت وکنترل جریان اطلاعات ازطریق پلاتفرم های خبری ورسانه های اجتماعی،موجب ظهورپدیده ای گردیده که" خودکامگی دیجیتال" نامیده شده است.خودکامگی دیجیتال به معنی استفاده ی رژیمهای خودکامه ازتکنولوژی دیجیتال برای نظارت،سرکوب ومنحرف ساختن افکارعمومی داخلی وخارجی است. درواقع،ماهیت دو کاربردی تکنولوژیهای نظارتی، تمایزمیان کاربردهای پلیسی ومدنی آنرا دشوارمی سازد.زیرساخت نظارتی برای کنترل ترافیک یامبارزه بابزهکاران،به آسانی می تواند درخدمت سرکوب مخالفان قرارگیرد.چین پیشتاز تکنولوژی نظارتی است.این کشور،بویژه درتکنولوژی شناسائی چهره، ازدیگرکشورهای جهان پیش افتاده است.بزرگترین شرکتهای چینی فعال درهوش مصنوعی، درعرصه ی تکنولوژیهای نظارتی فعالیت می کنند.شرکت چینی Hik vision بزرگترین تولید کننده ی تجهیزات نظارتی درجهان است که سعی می کند تمامی تقاضای جهانی راپوشش دهد. چین قصددارد تاسال 2030 بالغ بر200 میلیون دوربین نظارتی درسراسرکشورمستقرنماید.شرکتهای چینی، صادرکننده ی اصلی تکنولوژی نظارتی به دیگرکشورهاو آژانسهای امنیتی هستند. صادرات تکنولوژی اطلاعات توسط چین، درسالیان اخیر دو تغییرعمده کرده است. اول،تجهیزات وخدماتی که چین می فروشد، دیگرارزان نیستند.محصولاتی که هواووی،هایک ویژن، و بی تو به بازارجهانی عرضه می کنند، نه تنهادرچین تولید می شوند،بلکه برخلاف گذشته، دراین کشور نیزطراحی می شوند. دوم،پکن دیگربه تکنولوژی اطلاعات فقط به دید اقتصادی نمی نگرد بلکه به آن به دید ابزاری استراتژیک درخدمت سیاست خارجی نگاه می کند.براساس یک تحقیق انجام گرفته،چین اکنون تکنولوژی نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی خودرا به بیش ازپنجاه کشورجهان ، ازجمله ایران، صادر می کند.مثلاً دبی، طرح "نظارت بدون پلیس" راکه طرحی بلند پروازانه برای جایگزینی نیروی پلیس با نظارت ویدیوئی وتکنولوژی شناخت چهره است، به کمک چین عملی می کند.باآنکه کشورهای دموکرات جهان دربکارگیری تکنولوژیهای نظارتی، بامخالفت عمومی ومنع قانونی روبرو می باشند،اما درعین حال،این کشورها نیز درمبارزه با جنایت وتروریسم، ازاین تکنولوژی سود می برند.حملات تروریستی سالیان اخیر، نظرافکارعمومی بسیاری ازاین کشورهارا نسبت به تکنولوژیهای نظارتی تغییرداده است.معهذا، برخی جوامع هنوز به شدت به این تکنولوژیها بدبین هستند.مثلاً درسانفرانسیسکو، سامرویل، و اوکلند، استفاده ازنرم افزارشناسائی چهره توسط پلیس، ممنوع اعلام شده است.
اروپااکنون ازنظرتکنولوژی هوش مصنوعی، ازآمریکا وچین عقب مانده،اما درعرصه ی تعیین استانداردهای اخلاقی وقانونی دررابطه باتکنولوژیهای نظارتی، گوی سبقت راازجهانیان ربوده است.خلاصه اینکه، تکنولوژی دیجیتال برتمامی عرصه های شخصی واجتماعی حیات بشر، درکشورهای دموکرات، نیمه دموکرات و خودکامه، اثرمی گذارد.معهذا،تکنولوژی، فی نفسه، خنثی است اما، کاربرد آن همیشه جانبدارانه می باشد.

منابع ومآخذ
1)Digital Politics , www.EUmonitor.com
2)Christopher walker , the era of manipulation , www.journalofdemocracy.org
3)How artificial intelligence systems could threaten democracy , www.theconversation.com
4)exporting digital authoritarianism , www.foreignpolicy.com

EUMONITOR.COM

حادثه ی بیروت ؛ انفجاربی کفایتی وفساد

حادثه ی بیروت ؛
انفجار بی کفایتی و فساد

بندربیروت، یکی ازتاسیسات حیاتی وزیربنائی لبنان دردوران 15 ساله ی پس ازجنگ داخلی می باشد. این بندر، دردوران جنگ داخلی، بدلیل غرق شدن شناورهای متعدد ووجود مهمات عمل نکرده، بلااستفاده باقی مانده بود. بندربیروت اکنون با فاجعه ای روبرو گردیده که حتی دردوران جنگ داخلی نیزآنرا تجربه نکرده بود.بدلیل دهه ها جنگ، بی ثباتی سیاسی ومدیریت ناکارآمد، لبنان آماده ی مواجهه باچنین فاجعه ای نبود. لبنان امروز که عمیقاً درسیاست، مذهب وفرقه گرائی غرق است، توجه چندانی به 2750 تن نیترات آمونیوم نکرد که شش سال، مانند یک بمب ساعتی، دربندرانبارشده بود.برای گروههای شبه نظامی، باندهای خلافکارواحزاب سیاسی، دسترسی به بندر ازاهمیتی استراتژیک برخورداراست.آژانسهای امنیتی متعدد(باوابستگیهای سیاسی مختلف )، کنترل عملیاتی بندربیروت رابدست دارند واستخدام بوروکراسی غیرنظامی دراین بندرنیز،براساس سهمیه های فرقه ای وسیاسی صورت می گیرد. لبنان تاکنون بافجایع مشابه، امادرابعادی کوچکتر، روبروبوده است.بحران ذباله درسال2015، بحران زیست محیطی درسال2019، وبحران اخیربرق، که گاهی قطعی برق رابه 20 ساعت درشبانه روزمی رساند.هیچیک ازاین موارد، به اندازه ی بحران ناشی ازانفجاراخیر، دردناک وگسترده نبود.پیامدهای این انفجار، جدّی ترازخسارات مادی آن می باشد. سیلوی اصلی گندم لبنان دراین بندر، که 85 درصد ازگندم مصرفی کشوررا درخود جای می دهد، کاملاً ویران شده است. بندربیروت نیزدیگرقادربه پذیرش کشتی ها نیست.این درحالی است که لبنان 80 درصد نیازهای مصرفی خودراازخارج ازکشورتامین می کند که 60 درصدآن ازطریق بندربیروت وارد می شود.مهمترین این اقلام گندم است که قوت اصلی لبنانی ها محسوب می شود و90 درصد آن ازخارج تامین می شود.
درماههای اخیر،لبنان درگیر بحران اقتصادی عمیقی بوده که کشورراتاآستانه ی ورشکستگی به پیش برده است.ارزش پول ملی کشور، دراثرسالها سوء مدیریت وفساد،دچارسقوط آزادگردیده است وصدها هزارنفرازمردم لبنان ازتهیه ی سوخت، غذا ودارو، عاجزمانده اند.لبنانی ها شاهد ازدست رفتن پس اندازهای خود وکاهش قدرت خرید خویش می باشند، وضعیت کشوررا"ناامید کننده" و "درآستانه ی ورشکستگی" ذکرمی کنند. شیوع ویروس کرونا، سیستم بهداشتی ناتوان لبنان رابیش ازپیش تحت فشارقرارداده است.پس ازانفجاربیروت، زخمی ها درپارکها، خیابانها وپارکینگهای این شهر، تحت مداواقرارمی گیرند.انفجار، لبنان رادرآستانه ی یک فاجعه ی غذائی وبهداشتی قرارداده است. شوک حاصل ازاین انفجار، بدون تردید به انفجارخشم مردم خواهد انجامید.اما انتظارنمیرود به استعفاء یابرکناری هیچیک ازمقامات ارشد این کشور منجرشود.
آیاانقلابی دیگردرراه است؟ هرگرایش انقلابی، اگربخواهد پابگیرد،باید نخست حساب خودراباتمایلات فرقه ای، قبیله ای وایدئولوژیک، تسویه کند.اگرفقط یک توضیح برای انفجاربیروت وجودداشته باشد، بی کفایتی وفساد است، که البته همگان آنرانخواهند پذیرفت.عجیب اینکه درلبنان امروز،بی اعتمادی به سیاستمداران، خود موجب عدم تحاد علیه آنها می گردد.لبنان، هیچگاه مانند امروز،ضرورت اصلاحات وپاسخگوئی را حس نکرده است. اماایا نیاز، هیچگاه به یک جنبش ملی وهماهنگ تبدیل نشده است. گرسنگی وبیماری ممکن است به این دورباطل پایان دهد. لبنان ولبنانی ها، نیازمند کمک خارجی هنگفت وسریع برای غلبه بر گرسنگی وبیماری هستند.اکنون سیل کمک از خاورمیانه واقصی نقاط جهان به سوی لبنان سرازیر شده است.اما این کمکها، مانع ازسقوط کشورنخواهند شد.انفجاراخیر، یکباردیگربوضوح نشان داد که لبنان، دیگرکشوری نیست که مردمان پاک نهاد بتواننددرآنجا، باامنیت و رضایت زندگی کنند.
به تازگی، پروژه ی دیجیتالی کردن بندربیروت به پایان رسیده بود اما کسانی که مخالف شفافیت درعملکرد این بندرهستند، مانع ازاجرای این پروژه گردیدند.اکنون همه چیزازدست رفته است و مردم لبنان بجای پیشرفت، فقط به بقاء می اندیشند.

 

FMOHAMMADHASHEMI.BLOGFA.COM

مروری برجنگ فرسایشی یمن

مروری برجنگ فرسایشی یمن

یمن کشوری درخاورمیانه است که درمنتهی الیه شبه جزیره ی عربستان قراردارد. این کشورازدوطرف به دریاراه دارد(دریای سرخ وخلیج عدن) وازشمال نیزباعربستان وازشرق باعمان هم مرز است. یمن ، فقیرترین کشور خاورمیانه وچه بسا جهان می باشد. باسقوط دولت یمن بدست حوثی ها، این کشوراکنون بابزرگترین بحران حیات خوددست وپنجه نرم می کند.جنگ میان ائتلاف تحت رهبری عربستان ازیکسو، وحوثی های حاکم برصنعا ازسوی دیگر، سالهاست که ادامه دارد.محاصره ی زمینی، دریائی وهوائی یمن نیزپیامدهای اسف باری برای این کشورداشته است.میلیونهانفرآواره، شیوع وبا ، ودیگربیماریهای واگیردار، وکمبوددارو، یمن رادرآستانه ی قحطی وبروزیک فاجعه ی انسانی قرارداده است تاجائیکه سازمان ملل متحد، بحران انسانی یمن را"شدیدترین بحران کنونی جهان " نامیده است.درحال حاضر، بیش از 6/3 میلیون نفرازجمعیت 5/30 میلیون نفری یمن، درداخل وخارج ازاین کشورآواره شده اند و17 میلیون نفرنیزازکمبود شدید مواد غذائی رنج می برند.
درحالیکه ائتلاف تحت رهبری عربستان ونیروهای دولتی یمن، کنترل بخش هائی ازکشوررادردست دارند، کنترل پایتخت وبخش بزرگی ازخاک یمن، هنوزدردست حوثی هاست. دخالت عربستان وایران، ونیزبرخی قدرتهای خارجی دیگردریمن، جنگ رادراین کشوربه جنگی نیابتی تبدیل کرده است.تلاشهای میانجیگرانه ی سازمان ملل متحد میان جناحهای درگیرنیزتاکنون بی نتیجه مانده است.
دولت یمن درسال1990 ،بااتحاد بخش های شمالی وجنوبی که تحت حمایت آمریکا وشوروی قرارداشتند،تشکیل شد ویک افسرارتش بنام " علی عبدالله صالح" که ازسال1978 رهبری بخش شمالی کشوررابدست داشت، به ریاست جمهوری یمن متحد برگزیده شد.شمال وجنوب یمن ازدیرباز براساس مذهب،نحوه ی رابطه با قدرتهای خارجی، وگویشهای متفاوت عربی، تقسیم شده بودند.جدائی طلبان جنوب که درسال 1994 دوباره برای مدت چند ماه قدرت رابدست گرفتند، ازسال2007 برتحرکات خویش افزودند وخواستارخودمختاری بیشترگردیدند. القاعده ی شبه جزیره عربستان(AQAP) وگروه شورشی "انصارلشریعه) که وابسته به آن است، نقاطی رادرجنوب وشرق کشوردراختیارخود گرفته اند.حوثی هانیزکه شیعیان زیدی هستند ودرشمال یمن سکونت دارند، بین سالهای 2004 تا2010، شش بارعلیه دولت علی عبدالله صالح، سربه شورش برداشتند.ایالات متحده نیزبدلیل مقتضیات مبارزه باتروریسم، ازرژیم صالح حمایت می کرد و 9/5 میلیارد کمک نظامی دراختیار پلیس وارتش یمن گذاشت.معهذا،گروههای مدافع حقوق بشر ومخالفین، که علی عبدالله صالح رابه فساد ودیکتاتوری متهم می کردند، باشروع "بهارعربی" درسال 2011، خواستاربرکناری او گردیدند وسرانجام تحت فشارداخلی وبین المللی، علی عبدالله صالح بااخذ تضمین درمورد عدم پیگرد قضائی، ازکارکناره گرفت ومعاون او "عبدالربع منصورهادی" ریاست دولت انتقالی راتازمان برگزاری انتخابات برعهده گرفت.براساس جدول زمانی تنظیم شده توسط شورای همکاری خلیج، "کنرانس گفتگوی ملی" تحت سرپرستی سازمان ملل متحد وباشرکت 565 نماینده، برای تدوین قانون اساسی جدید تشکیل شد اما نتوانست برسر توزیع قدرت به توافق برسد.باتشدید اختلافات، رویاروئی سیاسی به تقابل نظامی گسترده تبدیل شد. چند عامل درتشدید این اختلافات نقش داشت.اول، حذف سوبسید بنزین : تحت فشارصندوق بین المللی پول که واگذاری 550 میلیون دلاروام به یمن رابه اصلاحات اقتصادی موکول کرده بود، سوبسید بنزین درجولای2014 حذف شد.جنبش حوثی ها که بااستقبال مردمی روبرو شده بود،بابرگزاری اعتراضات عمومی خواستاربازگشت قیمت بنزین به قیمت قبل وتشکیل دولت جدید گردید. طرفداران هادی و هواداران حزب"الاصلاح" به مقابله باحوثی ها برخاستند. دوم، شورش حوثی ها : تانیمه ی سپتامبر2014 ، حوثی ها بخش هائی از صنعا رابه تصرف خوددرآورده وبه سمت جنوب پیشروی کردند.دولت هادی درسال 2015 استعفا داد واندکی بعد، هادی به عربستان گریخت.سوم،تقسیم ارتش : واحدهای ارتشی وفاداربه علی عبدالله صالح، باحوثی ها متحد شدند وبه پیشروی آنهاسرعت بخشیدند.نیروهای شبه نظامی مخالف حوثی ها نیزبابخش دیگری ازارتش که به دولت هادی وفادارمانده بود، متحد شدند. جدائی طلبان جنوب نیز علناً خواستارجدائی ازیمن گردیدند. چهارم،مداخله ی عربستان : هادی دولت درتبعید تشکیل داد وریاض بدرخواست این دولت، حملات گسترده ای به مواضع حوثی هاانجام داد تادولت هادی رابه قدرت بازگرداند.پنجم، سقوط ارزش پول ملی :سقوط آزاد ارزش پول ملی( ریال یمن) همچنان ادامه یافت ودرعرض یکسال، ازارزش پول ملی یمن دربرابر دلارآمریک 19 درصد کاسته شد.این سقوط آزاد همچنان ادامه دارد.
جنبش حوثی که بدلیل رهبری آن به این نام خوانده می شود که ازقبیله ی حوثی است،"جنبش انصارالله" نامیده می شود.این جنبش دراواخردهه ی 1980 به عنوان ابزاراحیاگری فرهنگی شیعیان زیدی درشمال یمن، پدیدارگردید.زیدی ها که یک اقلیت مذهبی درجامعه ی سنّی مذهب یمن محسوب می شوند، دربلندیهای شمال یمن ودرجوارمرزعربستان سکونت دارند. حوثی ها پس از2003 برفعالیت سیاسی خود افزوده ووارد یک اتحاد تاکتیکی با صالح گردیده ودرمخالفت باحمله ی آمریکا به عراق ، قدم به میدان گذاشتند. صالح دردستگاه امنیتی ونهادهای سیاسی یمن طرفداران فراوانی داشت. اما به محض آنکه صالح تمایل خودرابه همکاری باائتلاف عربستان نشان داد، بدست حوثی ها به قتل رسید.ایران درحمایت ازحوثی ها وارد میدان شد وکمکهای تسلیحاتی خودراروانه ی یمن کرد.البته این کمکها درابتدا، بسیارمختصربود.ائتلاف تحت رهبری عربستان، باشرکت بحرین، مصر، اردن،کویت، مراکش، قطر،سودان وامارات متحده عربی، تشکیل شد وحملات گسترده ای راعلیه مواضع حوثی هاانجام داد.بعد ها، اریتره وپاکستان نیزبه این ائتلاف پیوستند.ریاض می دانست که اگرحوثی ها دریمن مستقرشوند، یک دولت متخاصم درجوارمرزهای جنوبی این کشورشکل خواهد گرفت واین به منزله ی یک پیروزی بزرگ برای تهران بود.لذا، باتمام قوا به مقابله باحوثی ها پرداخت.نقش اصلی رادرائتلاف ضد یمن، عربستان و امارات برعهده گرفتند.اما بزودی، امارات متحده عربی باحمایت از جدائی طلبان جنوب وتشکیل دولت انتقالی جنوب،صف خودراازائتلاف جداکرد.اندکی بعد، هادی وجدائی طلبان،قراردادی رادرریاض امضاء کردند که به موجب آن، قدرت دولتی پس ازجنگ، به تساوی میان آنهاتقسیم می شد.دراین زمان، میان دولت وکنگره ی آمریکا ، برسرمسئله ی یمن اختلاف نظر بوجود آمد. دولت آمریکا، منافع خودرادریمن حول چند مسئله خلاصه می کرد.اول، ایجادثبات دریمن ودرجوارمرزهای عربستان.دوم،تضمین کشتیرانی آزاددرتنگه ی باب المندب که تاقبل ازبحران کرونا، روزانه شش میلیون بشکه نفت مصرفی دنیاازآنجا عبورمی کرد.سوم،استقراریک دولت درصنعا که بابرنامه های ضدتروریستی آمریکا همخوانی وهمگامی داشته باشد.اماباگسترش دامنه ی جنگ وافزایش تلفات غیرنظامیان دراثرحملات ائتلاف،ونیزدخالت دولت عربستان درقتل "جمال خاشوقچی"، کنگره ی آمریکا خواستارتوقف فروش سلاح به عربستان گردید وازافتادن سلاحهای آمریکائی بدست القاعده و حوثی ها، ابرازنگرانی نمود.اما، دونالد ترامپ مصوبه ی کنگره راوتوکرد وهمچنان به حمایت ازنیروهای ائتلاف ادامه داد.
القاعده، بااستفاده ازاین هرج ومرج، دست به پیشروی زد وبندر" مکلّا" راتصرف نمودو 300 زندانی خودراآزاد کرد.نیروهای القاعده، سپس پیشروی به غرب راآغازکرده وبخش هائی ازشهرعدن رابه تصرف خوددرآوردند وآنراتاآوریل2016 حفظ کردند.وزارتخارجه ی آمریکاهشدارداد که ادامه ی بی ثباتی دریمن، تلاشهای ضدتروریستی این کشورراتضعیف می کند.لذا، دونالد ترامپ دستورتشدید حملات هوائی به مواضع تروریستهای یمن راصادرکرد.دولت ترامپ ازابتدای بدست گرفتن قدرت تاپایان سال2019، بیش از100 حمله ی هوائی به مواضع تروریستهاانجام داد که این رقم بیش از حملات انجام شده درتمام دوران 8 ساله ی ریاست جمهوری اوباما بود(85 پرواز). دراین عملیات، چند عضو عالیرتبه ی القاعده، رهبرسابق آن " ناصرالوحیشی" و"جمال بداوی" ازاعضای ارشد القاعده به قتل رسیدند. درژانویه2020نیز نیروهای آمریکائی موفق شدند "قاسم الریمی" مسئول حمله به " پایگاه دریائی فلوریدا"راکه به کشته شدن 3 آمریکائی انجامید، به قتل برسانند.القاعده که ازاوایل دهه ی 1990 دریمن حضورپیداکرد، بویژه درفرمانداری "البیضاء" متمرکزشد.داعش نیزدرمارس2015 ، باحمله ی انتحاری به دومسجد زیدی درصنعا که 140 کشته برجای گذاشت، موجودیت خودرادریمن اعلام کرد.این گروه همچنین فرماندارعدن را به قتل رساند.براساس برآورد سازمان ملل متحد، تعداد افراد داعش دریمن ازچند صد نفرفراترنمی رود درحالیکه تعداد افراد القاعده دراین کشور چند هزارنفرمی باشد.
نرخ فقردریمن بیش ازپنجاه درصد است واین کشور، فقیرترین کشورجهان می باشد.بیست میلیون یمنی ازعدم امنیت غذائی رنج می برند ونیمی ازآنها درآستانه ی قحطی قراردارند.انواع واقسام بیماری ها دریمن شایع است وتعداد مبتلایان به وبا دراین کشور از 700 هزارنفرفراتررفته است. بیش از پنجاه درصد تاسیسات بهداشتی یمن یاتخریب شده ویاآسیب دیده است.لذا، این سیستم ازهم پاشیده، قادرنیست دراین شرائط وبطورهمزمان، سوءتغذیه، وبا، تب دنگو، زخمی های جنگ ومبتلایان به کرونا راپوشش دهد. درفوریه2020 ،آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد گزارش داد که تاکنون سه میلیون یمنی دراثرجنگ آواره شده اند وسالهامحاصره ی زمینی، دریائی وهوائی یمن،بروخامت اوضاع افزوده است.کمبود مواد غذائی ودارو دراین کشور، بیداد می کند.تاکنون بیش ازیکصد هزارنفر فقط دراثرکمبود غذا، دارو ومراقبتهای بهداشتی در یمن جان باخته اند.به گزارش سازمان ملل متحد، هم حوثی ها وهم نیروهای ائتلاف، قوانین بشردوستانه ی بین المللی رانقض می کنند.دردسامبر2018، مذاکرات آتش بس استکهلم باشرکت تمامی طرفهای درگیردرجنگ یمن برگزارشد که به برقراری آتش بس دربندر"حدیقه" وتبادل 15 هزارزندانی انجامید.اما، بقیه ی مفاد موافقتنامه بلااجراء ماند.بروزاختلاف درائتلاف عربستان ازیکسو، اشغال عدن توسط نیروهای جدائی طلب وحمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان ازسوی دیگر، موافقتنامه ی استکهلم راناکام گذاشت.
شکاف عمیقی که اکنون میان بازیگران اصلی منطقه، بویژه ایران، عربستان وامارات مشاهده می شود، چشم انداز پایان بحران یمن را تیره وتارکرده است.این قدرتها درآینده ی نزدیک برسرتقسیم قدرت دریمن به توافق نخواهند رسید.ازسوی دیگر،برقراری آرامش دریمن، مستلزم توافق میان سه جناح حوثی، دولت هادی وجدائی طلبان جنوب است که هریک ازآنها منافع خاص خودرادنبال میکنند.هردولتی که دریمن برسرکاربیاید، برای مقابله باگروههای تروریستی، بازساری کشور، رفع نیازهای اساسی مردم ومبارزه باکرونا، نیازمند کمک گسترده ی بین المللی خواهد بود که خود سازوکاردیگری رامی طلبد وبا دشواریهای خاص خود روبروست.

منابع و مآخذ
1)yemen in crisis , www.cfr.org
2)yemen crisis , www.unicef.org
3)world report 2020 , www.hrw.org
4) crisis in yemen , www.oxfam.org
5)yemen crisis , www.mercycorps.org

The Council on Foreign Relations (CFR) is an independent, nonpartisan member organization, think tank, and publisher.

نیکاراگوا : بازخوانی یک انقلاب

نیکاراگوا ؛ بازخوانی یک انقلاب

ازسال 1823 که دکترین مونروئه اعلام شد، دولتهائی که درآمریکابرسرکارآمده اند، همگی آمریکای لاتین را حیات خلوت خوددانسته ونیکاراگوا رانیزگل سرسبد این حیات خلوت تلقی کرده اند.درسال1856 ، یک مزدورآمریکابنام "ویلیام واکر" خودرارئیس جمهور نیکاراگوا خواند ومشی دیکتاتوری درپیش گرفت. درسال1909 ، ارتش آمریکا باحمله به نیکاراگوا، دولت مترقی " خوزه سانتوز زلایا" راسرنگون کرد. زلایا ، ناسیونالیستی بود که برای اتحاد آمریکای مرکزی دریک فدراسیون مبارزه می کرد.ازاین پس، نیکاراگوا دیگرروی آرامش بخود ندید ودهه ها مداخله ی نظامی وسیاسی آمریکا آغازشد وهمچنان ادامه پیداکرد.
درسال 1961 ، "کارلوس فونسه کا " جبهه ی آزادیبخش ساندینیستا راپایه گذاری کرد واین جبهه درسال 1979، باسرنگون کردن " سوموزا"، قدرت رابدست گرفت.سوموزا ازکشورگریخت وسال بعددر پاراگوئه ترورشد.درمخالفت با حکومت انقلابی، جبهه ای ضد انقلابی بااتحاد چند گروه شورشی شکل گرفت که " کنترا" نامیده شد.این گروه، موردحمایت دولت ریگان وسازمان سیا قرارگرفت وازجانب آمریکا، پول، سلاح وآموزش دریافت کرد.پایگاههای کنترا درکاستاریکا وهندوراس برپاگردید ونیروهای آن به تروروایجاد اختلال دربرنامه ی اصلاحات اجتماعی دولت انقلابی دست زدند.ازبین بردن مراکزبهداشتی، مدارس وتعاونیهای کشاورزی، قتل، تجاوز وشکنجه درمقیاس وسیع، ازجمله اقدامات کنترا بود. آنها به خرابکاری اقتصادی می پرداختند وکشتی رانی تجاری رابا مین گذاری بندر " پورت کورینتو" مختل کردند. دادگاه بین المللی لاهه، این اعمال رامحکوم کرد. دولت ریگان، نیکاراگوا رامورد تحریم کامل قرارداد.درانتخابات 1984 ،ساندینیستا پیروزشدند.وقتی کنگره ی آمریکا فروش سلاح به کنترا راممنوع اعلام کرد، دولت ریگان به حمایت مخفیانه وغیرمستقیم از کنترا پرداخت.رسوائی "ایران – کنترا " نیزکه معامله ی مخفیانه ی سلاح باایران به نفع کنترابود، درهمین چهارچوب انجام گرفت. درانتخابات 1990 ، ائتلاف ضد ساندینیستا به رهبری " ویولتا چامورو" با 55 درصد آراء پیروزشد ودست دولت ساندینیستا به مدت 17 سال ازقدرت کوتاه ماند. طرفداران " دانیل اورتگا " درانتخابات 1996 و2001 نیزشکست خوردند اما درانتخابات 2006 به قدرت بازگشتند ودرانتخابات 2001 و2016 نیزپیروزشدند وتاکنون همچنان برمسند قدرت باقی مانده اند.درسال 2014 ، باتغییرقانون اساسی، دانیل اورتگا اجازه یافت تابرای سومین بار درانتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. مخالفین ساندینیستا، ازاین پس در"جبهه ی دفاع ازدموکراسی" متشکل شدند وباتحریم انتخابات، برگزاری تظاهرات واعتصابات، به مقابله با دولت می پردازند. باپیوستن دانشجویان به این جبهه، اعتراضات علیه دولت انقلابی، ابعاد گسترده ای به خود گرفته است.
دردوران 41 ساله ی انقلاب نیکاراگوا،آمریکاحتی یک لحظه ازتوطئه علیه انقلاب این کشور بازنماند.اماانقلاب پابرجاماند وامسال چهل ویکمین سالگرد خود راجشن گرفت.البته ازسال 1990 تا 2006 ، به مدت 17 سال ، ساندینیستا بارای مردم ازقدرت کناررفتند. شاید مهمترین دلیل شکست ساندینیستا درانتخابات1990 ، این بود که آنها به اندازه ی مسائل سیاسی واجتماعی، به مسائل اقتصادی بهاء ندادند.البته ،اعمال سیاستهای انقلابی درنیکاراگوای جدید، دستاوردهای قابل ملاحظه ای درعرصه ی آموزش، بهداشت ومسکن داشت. اصلاحات سیاسی، جامعه راازنفوذ خاندانهای حکومتگر، بویژه خانواده ی فاسد سوموزا، دورنگهداشت وشارکت سیاسی وآزادی اجتماعی راتقویت نمود. اما ده سال پس ازپیروزی انقلاب، اقتصاد کشورهنوزوابسته به بازارهای جهانی وکمپانیهای چند ملیتی باقی مانده بود.این اقتصاد، ازتامین نیارزهای اولیه ی مردم عاجزمانده وبرای تامین اقلام حساس، نیازمند خارج بود.عدم ترازبازرگانی، اقتصاد کشوررا به امپریالیسم وابسته کرده بود. رژیم انقلابی برسردوراهی عمل به وعده های رفاه بخش خود ازیکسو، واختصاص منابع کمیاب کشوربه صنعت از سوی دیگر، قرارگرفته بود.حامیان انقلاب خواستار دریافت زمین وکمکهای دولت برای کشت وزرع بودند. ساندینیستا مجبور شدند به زیان بخش صنعت،اصلاحات ارضی راعملی کنند ومنابع کمیاب خویش رابه جای سرمایه گذاری درصنعت، خرج کشاورزی ناکارآمد وکم بازده ای نمایند که تولیدات آن، درخدمت شرکتهای چند ملیتی کشت وصنعت قرارمی گیرد.یکی ازاهداف اصلی انقلاب، گسستن زنجیروابستگی تاریخی به امپریالیسم بود اما یک دهه پس ازانقلاب، این پیوند ، بویژه درتولید قهوه، که پنجاه درصد صادرات کشورراتشکیل می دهد، همچنان مستحکم باقی مانده بود.درواقع، ساندینیستا توانستند زنجیروابستگی سیاسی خودراباآمریکابگسلند ورابطه باکوبا واتحادشوروی راجایگزین آن نمایند.بدین ترتیب، بازیگران تغییرکردنداما بازی همچنان ادامه پیداکرد تاسرانجام به شکست ساندینیستا درانتخابات1990 وبرنده شدن " ویولتاچامورو" انجامید که دختریک گاودارثروتمند مقیم آمریکا وتحصیلکرده ی این کشوربود.خانم چامورو که مدتها درجنبش مخالف سوموزا فعالیت کرده وبه صدای مخالفین ثروتمند سوموزا تبدیل شده بود، به عضویت شورای انقلاب درآمد،اماپس ازیکسال، ازاین شوراکناره گیری کرد وعلت آنرا مشی مارکسیستی حاکم برشوراعنوان نمود.درسالیان بعد،چامورو به صدای مخالفان انقلاب تبدیل شد وبتدریج یک ائتلاف متشکل از14 حزب وگروه به رهبری اوتشکیل شد که "اتحادیه ی ملی مخالفان" نام گرفت.این ائتلاف درانتخابات 1990 ، علیرغم پیش بینی های بین المللی مبنی برپیروزی ساندینیستا، توانست 55 درصد آراء را بخود اختصاص دهد. دولت چامورو، آزادیهای لیبرالی رااحیاء کرد وارتش راکوچک نمود تاازنیروی ساندینیستا بکاهد وموجبات حمایت مردم رافراهم آورد.ناآرامی درکشوربالاگرفت. اعتصابات کارگری باشعار"آزادی بیان را نمی توان خورد!" سراسرکشوررافراگرفت.آمریکابلافاصله تحریمهای نیکاراگوا رالغو کرد وقول کمک به دولت جدید داد.کاربه جائی رسید که چامورو نیکاراگوا راورشکسته اعلام کرد وخواستاردریافت وام ازآمریکانمود.تولید ناخالص داخلی کاهش پیداکرد ونرخ تورم از35 درهزارفراتررفت.امیدبه رونق اقتصادی وافزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی، به یاس مبدل گردید.صبرمردمی که به چامورو رای داده بودند، بتدریج لبریزمی شد. دانیل اورتگا که شعار" اداره ی کشورازپائین" سر داده بود، بااتکا به فرماندهی برادرش برارتش، جبهه ی ساندینیستا را متحد نگهداشت واپوزیسیون را دچارتفرقه کرد.پس از17 سال ، ساندینیستا دوباره به قدرت بازگشتند.مردم نیکاراگوا، این باربه جای قلب،به شکم خود رای دادند.
انقلاب نیکاراگوا، یکی ازسه انقلابی بود که درآمریکای لاتین صورت گرفت و گذارازسرمایه داری به سوسیالیسم رادربرنامه ی خود گنجاند: کوبا، نیکاراگوا، ونزوئلا . تداوم این سه رویداد انقلابی، برای آمریکا خطرناک بود.نیکاراگوا، پس ازکوبا، بالاترین سطح اجتماعی کردن وسائل تولید رادرآمریکای لاتین داراست.درحال حاضر،52 درصد تولید ناخالص داخلی نیکاراگوا، توسط بخش عمومی تولید مشود.ملی کردن بهداشت وآموزش،ازمهمترین دستاوردهای انقلاب محسوب می شود. کاهش نرخ مرگ ومیرنوزادان از29 به 11 درهزار، وسوء تغذیه ی کودکان از24 به 11 درصد، ازدیگردستاوردهای دوران13 ساله ی زمامداری ساندینیستا می باشد.افزایش بودجه ی سرانه ی بهداشت ودرمان از32 به 70 دلار، اختصاص 6 درصد بودجه ی کشوربه آموزش وپرورش، ومشارکت حداکثری زنان دراموراجتماعی،ازجمله موفقیتهای ساندینیستا محسوب می شوند.نرخ مرگ ومیر کرونا درنیکاراگوا، 56/1 نفربه ازای هریکصد هزارنفراست که یکی ازنازلترین نرخها درجهان محسوب می شود.ازآنجائی که چهل ویکمین سالگردانقلاب نیکاراگوا، باشیوع کرونا همراه گردید،لذا، دولت همه ی مراسم عمومی، ازجمله مراسم سالگردانقلاب رالغو کرد وفقط پرزیدنت دانیل اورتگا به ایراد سخنرانی دربرابرجمع کوچکی از مقامات ساندینیست و فعالان محیط زیست که همه ماسک به صورت داشتند، بسنده کرد.اودرسخنرانی خود، ضمن محکوم کردن مداخلات امپریالیسم درامورداخلی نیکاراگوا،دستاوردهای سیستم رایگان بهداشتی کشورراستود وازناکامی ثروتمندان، درکمک به شهروندان درجریان همه گیری اخیر،انتقادکرد." کارلوس فونسه کا" مسئول روابط خارجی جبهه ی ساندینیستا نیز درمصاحبه ای، ازدستاوردهای انقلاب سخن گفت.به گفته ی او،نیکاراگوا ازچهارمین کشورنابرابرآمریکای لاتین طی دوران 17 ساله ی زمامداری نئولیبرالها، به چهارمین کشوردارای حداقل نابرابری دراین منطقه، تبدیل شده است.در13 سال دوران زمامداری ساندینیستا، نرخ فقرنسبی درنیکاراگوا، از3/48 درصد به 9/24 ونرخ فقرمطلق از2/17 به 9/6 درصد کاهش پیداکرد.نرخ بیسوادی نیز طی این دوره،از35 به 3 درصد رسید.اما شاه بیت دستاوردهای انقلاب،ایجاد یک سیستم بهداشتی وآموزشی همگانی ورایگان است که درآمریکای لاتین، کم سابقه می باشد.جبهه ی ساندینیستا، تاکیو ویژه ای برتوانمند سازی زنان دارد ونیکاراگواراازاین نظر، به پنجمین کشوردنیا تبدیل کرده است. پس ازشیوع همه گیری کرونادرآمریکای مرکزی وجنوبی ازاوایل سال 2020 ، اقتصاد اغلب کشورهای منطقه آسیب جدّی دید.اما اقتصاد نیکاراگوا، کمترین آسیب رامتحمل گردید.علت این امر، اعمال یک استراتژی غیرارتدوکس درآغازهمه گیری بود.این کشورهیچگاه قرنطینه ی کامل را تحمیل نکرد واقتصادرابه تعطیلی نکشاند.نیکاراگوا رویکردی میانه اتخاذ کرد که نیازهای اقتصادی مردم رابه ضروریات بهداشت عمومی پیوند می زد.این رویکردکه تاحدودی توسط سوئد نیزاتخاذ شد،عالیترین سطح ازفاصله گذاری اجتماعی راباحداکثرتداوم فعالیت اقتصادی، تلفیق می کند.
در13 سالی که ازبازگشت ساندینیستا به قدرت می گذرد،19 بیمارستان جدید، 18 مرکزبهداشت منطقه ای،452 دفتربهداشت محلات و128 خانه ی مادران احداث گردیده است .زنان بارداری که بعلت فقر ویازندگی درمناطق دوردست، توانائی مراقبت ازخودراندارند، می توانند تاپایان دوران بارداری، درخانه ی مادران اقامت گزیده وازمراقبتهای بهداشتی رایگان بهره مند گردند. بعلاوه، هفت بیمارستان جدید نیزدردست ساختمان می باشد و80 مرکزسیاربهداشت هم به خدمت رسانی به مردم درمناطق دورافتاده مشغولند. طی 13 سال زمامداری اخیرساندینیستا، تعداد کادربهداشتی کشوراز22 به 37 هزارنفرافزایش یافت وتعداد پزشکان نیزاز2715 به6182 نفررسید.تعداد پرستاران کشورهماز6384 به 11050 نفرافزایش یافت.دولتهای نئولیبرالی که طی 17 سال اخیربرنیکاراگواحکومت کردند، کل سیستم بهداشتی کشوررا خصوصی نمودند.این سیستم، به شدت از کمبود منابع رنج می برد اما، اکنون برسردرتمامی بیمارستانها ومراکزبهداشتی نیکاراگوا، این عبارت نقش بسته است : "دراین مرکز، همه ی خدمات بهداشتی بصورت رایگان ارائه می شود. درصورت تقاضای وجه، مراتب رافوراً اطلاع دهید!" دانیل اورتگا درسخنرانی خود به مناسبت سالگرد انقلاب نیکاراگوا، ازگروه پزشکان کوبائی بخاطر کمک به نیکاراگوادرمبارزه با ویروس کرونا، تشکرکرد.تیمهای پزشکی کوبا، هم اکنون دربیش از سی کشوردنیا، ازجمله چند کشورپیشرفته، حضورموثردارند.
درآوریل2018، تصمیم دولت اورتگا به افزایش مالیات برحقوق بازنشستگان ومقرری بگیران، ونیزکاهش شمول سیستم تامین اجتماعی کشور، اعتراضات گسترده ای راموجب گردید که قاطعانه سرکوب گردید.صحنه هائی ازسرکوب پدربزرگهاومادربزرگها توسط پلیس،دررسانه های اجتماعی دست بدست گردید.وقتی درادامه ی این اعتراضات، پلیس ازمهمات جنگی استفاده کرد وچندنفررابه قتل رساند،نیکاراگوا منفجرشد ودامنه ی این انفجار تاکنون نیزادامه دارد.ازآن زمان تاکنون،بیش ازیکصد هزار نیکاراگوائی ازکشورگریخته اند وهرماه تقریباً چهارهزارنفر کشورراترک می کنند."رامیرز" معاون اول اورتگا، درکتاب خود بنام " بدرود جوانان "، درپاسخ به این سئوال که چه چیزی ازانقلاب نیکاراگوا باقی مانده است می گوید : " انقلاب، نه عدالت قول داده شده رابرای محرومان تامین کرد ونه توسعه وثروت رابه ارمغان آورد. تنها دستاورد سودمند این انقلاب ،دموکراسی بود. این واقعیت که امروز درفضائی مبتنی برآزادی نسبی اندیشه وبیان زندگی می کنیم، شاید بزرگترین دستاورد انقلاب باشد. امروزدیگردرنیکاراگوا، اززندان مخفی وجوخه های مرگ خبری نیست. "

منابع ومآخذ
1)restoring democracy in Nicaragua , www.aei.org
2)interview with C.Fonseca , www.thegrayzone.com
3)Nicaragua: before and after revelution , www.opensiuc.lib.siu.edu
4)an inside look at Nicaragua revelution , www.mronline.org
5)A memoir of Sandinista revolution by Sergio Ramirez

 

قرارداد 25 ساله ی ایران - چین

قرارداد 25 ساله ی ایران – چین ؛
مشارکت استرتژیک یا همکاری پراگماتیک ؟

به موازات عقب نشینی آمریکاازخاورمیانه طی چند سال اخیر، چین به آرامی برفعالیتهای اقتصادی، دیپلماتیک ونظامی خود درخاورمیانه افزود.چین دوهدف عمده رادنبال می کند.اول، دسترسی بلند مدت به انرژی موردنیاز خود، ودوم،یافتن بازاربرای مازاد تولید داخلی خویش . این اهداف، درچهارچوب ابتکار " یک کمربند، یک راه" دنبال می شوند.چین درچهارچوب این برنامه، قصددارد باهمه دوستی کند.چه بساطرفین مخاصمات دیرپادرمنطقه، ازدوستان نزدیک چین می باشند.ایران، اسرائیل، کشورهای عربی، همه باچین روابط حسنه دارند.انعقاد قرارداد جدید دوستی وهمکاری ایران وچین نیز درهمین چهارچوب قابل ارزیابی می باشد.
ماه گذشته، اخباری به جرائد درزپیداکرد مبنی براینکه پیمان 25 ساله ی همکاریهای تجاری ونظامی میان ایران وچین دردست انعقاد است.اگرچه اطلاعات چندانی ازاین قرارداد منتشرنشده اما، به نظرمی رسد هدف نهائی آن، کمک به توسعه ی اقتصادی ایران درازای دریافت منظم نفت بانرخ ترجیحی باشد.اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس جمهورفقید ایران، هوادارپروپاقرص الگوبرداری اقتصادی ازمدل"دنگ شیائوپینگ" بود اما عمراو برای تحقق این هدف کفاف نکرد وچراغ سبزبرای انعقاد معاهده ی بلندمدت باچین، بلافاصله پس از امضای قرارداد هسته ای درسال2016 (برجام) روشن شد وپس ازدیدار "شی جین پینگ" رئیس جمهورچین باآیت الله خامنه ای ، قطعی شد.
امضای معاهده ی بلند مدت همکاری ایران باچین، تلاش دولت دونالد ترامپ رابرای منزوی کردن ایران درجهان، تاحدودی عقیم می گذارد اما متن 18 صفحه ای این قرارداد که دراختیارروزنامه ی نیویورک تایمزقرارگرفته، نشاندهنده ی بندهای جدیدی است که قرارداد مزبوربرپای ایران می بندد.این قرارداد علاوه برسرمایه گذاریهای گسترده ی چین دربخشهای مختلف اقتصادایران،همکاریهای مشترک نظامی وامنیتی رانیزشامل می شود که ازآن تحت عنوان"مبارزه باتروریسم،قاچاق انسان، موادمخدّر وجنایات فرامرزی" یاد می شود.درمعاهده ی چین – ایران، ازحدود یکصد پروژه برای همکاری مشترک نام برده می شود که ساخت فرودگاه،راه آهن، متروی سریع السیر، منطق تجاری درماکو،آبادان وقشم، ازجمله ی مهمترین آنهاست.دراین قرارداد همچنین ازاحداث شبکه ی مخابراتی 5 گیگ، استقرارسیستم موقعیت یاب جهانی چین(بایدو)و اعمال کنترل بیشتربرگردش اطلاعات درفضای سایبری نیزنام برده می شود.
درحال حاضر، چهارروایت عمده ازاین سند همکاری وجوددارد.1) متن انگلیسی که دولت ایران در20 بند منتشرکرده وشامل کلیات همکاری درحوزه ی نفت، حمل ونقل، شیلات، کشاورزی ونظامی می گردد.2) روایت نشریه ی "پترولیوم اکونومیست" که جزئیات بیشتری ازاین قرارداد رابااعداد وارقام ذکرمی کند.3) روایت منتقدان قرارداد که آن راواگذاری منابع طبیعی ایران، شامل جزائرجنوبی کشور، حق ماهیگیری نامحدود وبهره برداری ازمنابع نفت وگازوسایر منابع می دانند.و4)متنی که به تازگی درچند رسانه ی ایران منشرشده وکلیات تفاهم را مفصل ترازمتن انگلیسی شرح می دهد.این متن که درآن عدد ورقم وجود ندارد، نشاندهنده ی وسعت شمول قرارداد می باشد.درگزارش پترولیوم اکونومیست،چینی ها 280 میلیارددلاردرصنعت نفت وگاز و120 میلیارددلاردرتوسعه ی زیرساختهای تولید وحمل ونقل ایران سرمایه گذاری می کنند.طرف چینی، نفت رابا30 درصد تخفیف دریافت می کند.چینی ها برای حفاظت ازسرمایه گذاریهای خوددرایران، 5000 نیرو دراین کشور مستقر می نمایند.تحلیلگران غربی، معتقدند که چین درانعقاد این قرارداد 400 میلیارددلاری باتهران،الگوی "دیپلماسی تله ی دیون" رابه اجراء می گذارد که قبلاً آنرا درموردبرخی کشورهای دیگرجهان ازجمله جیبوتی، سری لانکا وپاکستان، به اجراء گذاشته است. به زعم آنها،چین باواگذاری اعتباربه کشورهای فقیر، آنهارازیربارقرض می برد وبه بند می کشد تامجبورشوند مانند سری لانکا، پاکستان ، جیبوتی، مالدیو ودههاکشوردیگر،زمام امراین کشورها رابدست گیرد.آنها مثال واگذاری حق اداره ی بنادرمهم "هامبانتونا" درسری لانکا درقالب اجاره ی 99 ساله،"گوادار" درپاکستان بااجره ی 40 ساله وبنادرمهم جیبوتی ومالدیو به چین راشاهد این مدعا ذکر می کنند.مالدیو اکنون 5/1 میلیارددلاربه چین بدهکاراست که 30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشورمی باشد.بدهی جیبوتی به چین نیزاز 104 درصد تولید ناخالص داخلی 3 میلیارددلاری این کشور فراترمی رود.
قرارداد بزرگ ایران – چین، سرمایه گذاریهای چین رادرعرصه ی بانکداری، مخابرات وزیرساختهای حمل ونقل(فرودگاه، راه آهن ومناطق آزاد تجاری) درایران افزایش می دهد.چین همچنین نیم نگاهی به فضای سایبری ایران دارد. همکاری درعرصه های دفاعی واطلاعاتی نیزازدیگراجزای این معاهده می باشد.رواج پول الکترونیکی جدیدچین بنام e-RMB(یوان الکترونیکی)، ضمن دورزدن سیستمهای بانکی آمریکاوغرب،ازقدرت دلارنیزدربازارهای جهانی می کاهد.این پول، مکانیسمی است که دولت ایران می تواند به کمک آن، نفت خودرابفروشد وتحریمهای بین المللی رادوربزند.
درحال حاضر، صحبت هائی ازضمائم پنهان این قرارداد مطرح است که جای نگرانی فراوان دارد.مثلاً حسین نوروزی نماینده ی مجلس می گوید : " مذاکراتی ازسوی دولت برای واگذاری جزیره کیش به مدت 25 سال به چین، جریان دارد". اوبه واگذاری حق صید ماهی درآبهای جنوب کشور ودریای خزر به چین نیزاشاره می کند.اما خلاصه ی کلام را نماینده ی دیگری برزبان آورده است :"تمامی راههابرروی ایران بسته شده وتنهاراهی که بازمانده، راه چین است!" انعقاد قرارداد همکاریهای چین – ایران ،بااستقبال چندانی درایران روبرو نشد.منتقدین رئیس جمهورروحانی،آنرا "ترکمانچای جدید" نامیده اند.اشاره ی آنها به قرارداد بدنام ترکمانچای است که درسال 1828 میان ایران وامپراتوری روسیه منعقد شد وبخش اعظم قفقازجنوبی راازخاک ایران جداکرد.
fmohammadhashemi@yahoo.com

ف.م.هاشمی سیاسی اجتماعی اقتصادی

 

FMOHAMMADHASHEMI.BLOGFA.COM

"تله ی بدهی" ؛ افسانه یاواقعیت ؟
( نگاهی به روابط چین – جیبوتی )

حضورفزاینده ی چین درجیبوتی،توجه جهانیان رابه این کشورساحلی کمترشناخته شده ی دنیا جلب کرده است. این کشور، اکنون به یکی ازمحورهای بحث درباره ی اهداف جهانی چین درسالیان آینده تبدیل شده است.ارتش آزادیبخش خلق چین درسال 2017 نخستین پایگاه فرامرزی خودرادرجیبوتی برپاکرد وباحضوردردهانه ی دریای سرخ، نظارت بریکی ازپرتردد ترین آبراهه های جهان( تنگه باب المندب) راآغازنمود. جالب اینکه پایگاه چین، کمتراز ده کیلومترباپایگاه نظامی آمریکا فاصله دارد.ورود چین به جیبوتی، به بحث درباره ی دکترین نظامی چین، قدرت دریائی وقابلیتهای نظامی این کشور، ابعاد گسترده ای بخشیده است. نکته ی قابل توجه دیگردراین بحث،سرمایه گذاریهای هنگفت چین درمنطقه ی دریای سرخ می باشد که ازمجموع سرمایه گذاریهای این کشوردردهه ی گذشته،پیشی گرفته است.توسعه ی تجاری وتقویت توان نظامی چین درمنطقه، نگرانی محافل امنیتی آمریکارابرانگیخته ودریای سرخ رابه منطقه ای برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است .نگرانی دیگرآمریکا، سرمایه گذاری کلان چین برروی دیپلماسی عمومی استاین کشوراکنون مبالغ هنگفتی رابه آموزش سیاسی، نظامی،آکادمیک وروزنامه نگاری منطقه اختصاص داده ودرحال حاضر، دههاهزارنفرازاتباع این کشورها رادرموسسات آموزش عالی خود، تعلیم می دهد.
جیبوتی، کشوری گرم، خشک ودارای منابع طبیعی اندک است.اما موقعیت استراتژیک این کشوردردهانه ی دریای سرخ ومجتمع بندری آبهای عمیق آن،نه تنها آمریکا وچین، که توجه فرانسه،ژاپن،ایتالیا، واسپانیا رانیزبه خود جلب کرده است. روسیه، هند وعربستان نیزنیم نگاهی به جیبوتی دارند.جیبوتی فقط یک میلیون نفرجمعیت دارد وتولید ناخالص داخلی ان از3میلیارددلارفراترنمی رود که معادل دوساعت ازتولید ناخالص داخلی چین می باشد.فاصله ی میان دوکشورمشهود است.پروژه های ارزشمند زیربنائی ودیون سنگین، موجب تسلط چین براین کشورکوچک گردیده وآن رابه سمبل "دیپلماسی تله ی بدهی"(Debt trap diplomacy) تبدیل کرده است. واگذاری وام های کلان، انعقاد قراردادهای ساختمانی وسرمایه گذاری های زیربنائی درمنطقه ی دریای سرخ وشاخ آفریقا، که درچهارچوب طرح جنجالی "یک کمربند، یک راه" انجام می گیرد،مدتهاست که مشارکت آمریکارادرمنطقه پشت سرگذاشته واین فاصله هرروزبیشترمی شود.تفاوت دیدگاه دوکشوردرمورد جیبوتی نیزمشهود است.آمریکا به این کشورازدید امنیتی می نگرد درحالیکه چین، باسیاستی توسعه بخش بااین کشوربرخورد می کند.نخبگان جیبوتی معتقدند که توان مالی، فنی وتجاری چین، نه تنهاکشورشان رابه"سنگاپورآفریقا" تبدیل می کند بلکه کل منطقه رانیزمتحول می سازد.چین نیزجیبوتی وهمسایگانش رابازاری برای مازادتولیدداخلی خودتلقی می کند.اما کوید-19، ماننددیگرنقاط دنیا، درمنطقه ی دریای سرخ نیزموجب اختلال درزنجیره ی عرضه گردیده، اقتصاد وابسته به تجارت جیبوتی رامختل کرده وپیامدهای مخرّب میان مدت وبلند مدتی برای این کشوربه ارمغان آورده است.آنچه بیشترموجب نگرانی گردیده، فسادگسترده وسوء مدیریت دستگاه اداری جیبوتی وسیستم سیاسی این کشوراست.ریاست جمهوری آمرانه ی این کشور، راه رابرای نفوذ فساددرارکان کشورهموارکرده است.
تاهمین اواخر،آفریقابه لحاظ استراتژیک، ازاهمیتی حاشیه ای برای آمریکاوچین برخورداربود ودیپلماتهای دوکشوربدنبال یافتن راهی برای همکاری مشترک درآفریقا بودند.اماازاوائل دهه ی 2000 ، حضوراقتصادی چین درآفریقا به سرعت روبه گسترش گذاشت وتاسال2009 ازآمریکاسبقت گرفت.چین اکنون به بزرگترین شریک تجاری قاره ی سیاه تبدیل شده است. تجارت چین باشورای همکاری خلیج نیزطی دودهه ی اخیر،گسترش بسیارپیداکرده وارزش تجارت دوطرف از10 میلیارددلاردرسال2000 به حدود 150 میلیارددلار درسال2017 رسید.حضورچین دراین مناطق، عمدتاً درچهارچوب ابتکار"یک کمربند،یک راه" صورت می گیرد.چین درچهارچوب این ابتکارتاکنون میلیاردهادلاردرپروژه های زیربنائی، احداث مناطق آزاد تجاری، وپارک های صنعتی، سرمایه گذاری کرده است.حضوراقتصادی فزاینده ی چین، باارتباطات گسترده ی دیپلماتیک وفرهنگی همراه می باشد.درسال2000 ، "مجمع همکاری چین – آفریقا" باحضور53 کشورآفریقائی تشکیل شد وازآن پس نیزرهبران چین وآفریقا هرسه سال یکبار بایکدیگردرچهارچوب این مجمع دیداروگفتگومی کنند. ساختار مشابهی نیزبنام" مجمع همکاری چین – عرب" باشرکت 21 کشورعربی عضو اتحادیه ی عرب تشکیل شده که هردوسال یکباردرسطح وزارتی برگزارمی گردد.برخی ازکشورهای حوضه ی دریای سرخ، ازجمله جیبوتی، مصر،سومالی، وسودان، عضو هردومجمع می باشند.تاهمین اواخر، چین وآمریکا نیز " کمیته ی فرعی گفتگوهای استراتژیک واقتصادی چین – آمریکا درآفریقا" رابرگزارمی کردند.این کمیته هفت باربین سالهای 2005 تا2016 تشکیل جلسه داد. درسال 2017، ژنرال "توماس والد هاوزر" فرمانده ی نیروهای آمریکائی درآفریقا(Africom)، سرمایه گذاری زیربنائی چین درآفریقاراستود واز" زمینه های فراوان همکاری میان آمریکا وارتش چین" سخن به میان آورد.اوهدف ارتش آمریکا رادرآفریقا"همکاری باچین برای نیل به صلح، امنیت وثبات، " ذکرکرد. شین جینگ پینگ، رئیس جمهور چین نیزاخیراً سیاست خارجی کشور خودرا"دیپلماسی قدرت بزرگ باویژگیهای چینی" نامید که برمبنای همکاری برد-برد قراردارد.به موجب این دیپلماسی، چین کشوری بیطرف است که بدنبال جلب متحد نیست وآماده است باهمه ی کشورهای جهان، صرفنظرازسیستم سیاسی آنها، ارتباط برقرارنماید.
اماازدسامبر2018، ناگهان ورق برگشت و" جان بولتون" مشاورامنیت ملی آمریکا،ازاستراتژی جدیدآفریقائی آمریکاسخن به میان آورد ونگرانی خودراازاستراتژی تله ی دیون، بندرسازی ورفتارنظامی به زعم او"زشت" چین درآفریقا، ابرازنمود.بولتون ازنفوذ چین درجیبوتی،شاخ آفریقا ودریای سرخ،ابرازنارضایتی نمود.ژنرال "تاون سند"جانشین ژنرال والدهاوزر، نیزهمین سخنان بولتون را درگزارش ژانویه 2020 خودبه کنگره تکرارکرد: " رفتارآمرانه ومنفعت طلبانه ی چین، ثبات آفریقا ومنافع آمریکا رادرمنطقه به خطرمی اندازد".بولتون درمورد جیبوتی گفت که چین قصدداردازنفوذ اقتصادی خوددرجیبوتی ، تخته پرشی برای ابرازوجوددرمنطقه بسازد.درواقع، چین اکنون بزرگترین سرمایه گذاروشریک تجاری کشورهای دوسوی دریای سرخ محسوب می شود.حجم تجارت این کشوربا کشورهای شاخ آفریقا وشورای همکاری خلیج درسال2018، از187 میلیارددلارفراتررفت.این رقم، بیش ازدوبرابررقم مربوط به آمریکاست. چین همچنین یکی ازمهمترین فروشندگان سلاح به کشورهای حوضه ی دریای سرخ می باشد.ازسال 2000 تا2018 ، یازده کشوراز20 کشورحوضه ی دریای سرخ، ازچین سلاح خریدند. موشک انداز،موشک زمین به هوا،نفربرزرهی،وهلی کوپترازجمله اقلامی است که در اختیاراین کشورهاقرارگرفته است.
امروزه، دولتشهرجیبوتی، میزبان قدرتهای بزرگ جهانی است.ان کشور، خودرادرقلب منطقه ای می بیند که آمریکاوچین، تنهابازیگرآن نیستند.کشورها کوچکی چون امارات متحده عربی، قطرونیزقدرتهای متوسطی چون عربستان وترکیه نیزدرسالیان اخیر،بدنبال جای پائی دراین منطقه بوده اند.رقابت این کشورهابرای نفوذ سیاسی ودسترسی به بازار، مرزبندی متعارف رادرخاورمیانه مخدوش کرده ومجموعه ای جدید از دینامیسمهای منطقه ای رابوجودآورده است.دراین شرائط، جیبوتی وهمسایگانش سعی می کنند بدون ورود دراین رقابتهای مسموم، به سرمایه ی لازم برای توسعه ی خویش دست پیداکنند.رقابت میان ایران وعربستان نیزمهرونشان خودرابرتحولات منطقه ی دریای سرخ باقی گذاشته است.جمهوری اسلامی تهدید کرده که مانع تجارت درآبراه باب المندب می گردد. اما علیرغم حمایتهای چین ازتهران وهمکاری آنها درمقابله با گسترش نفوذآمریکا درمنطقه،مواضع دوکشورکاملاًبرهم منطبق نمی باشد. مثلاً درحالیکه پکن خواستارثبات وحفظ وضع موجود درمنطقه می باشد، تهران ازجنبشهای مسلحانه که خواستارتغییروضع موجوددرمنطقه می باشند، حمایت می کند. حضور ایران دریمن، به جنگی دامن زده که شش سال ادامه دارد وچشم اندازروشنی نیزبرای پایان آن دردست نیست. حدود 250 هزارپناهجوی یمنی، درجستجوی مکانی امن برای زندگی، راهی آنسوی باب المندب گردیده ودرجیبوتی ودیگرکشورهای شاخ آفریقا سکنی گزیده اند. موقعیت استراتژیک جیبوتی، زیرساختهای قوی بندری، وحضور دوگانه ی این کشور درجامعه ی عرب وبلوکهای سیاسی آفریقا، جیبوتی رابه مقصدی ایده آل برای این پناهجویان تبدیل کرده است.اما ورود این تعداد پناهجو برای کشور کوچک وکم جمعیتی چون جیبوتی، چالشی بزرگ محسوب می شود. درمقیاسی بزرگتر، حضورپررنگ چین دراین منطقه ی ناآرام ووسیع که می توان رامنطقه ی "هندوپاسیفیک" نامید،به چالشی بزرگ برای آمریکاتبدیل شده است.این منطقه، ازسواحل غربی آمریکا تاسواحل شرقی آفریقا امتداد می یابد.این منطقه، ضمن اینکه خطوط مهم دریائی شرق – غرب رادربرمی گیرد،بخش عمده ی جمعیت، تولید ناخالص داخلی، تجارت دریائی وبنادرمهم دنیا رانیزشامل می شود.بزرگترین دموکراسی دنیا(هند) دراین منطقه قراردارد که سوءظن اوبه چین،به عاملی برای توازن قدرت درمنطقه تبدیل شده است.باعدم تمایل دولت آمریکا به ادامه ی سیاست حمایت امنیتی ازرژیمهای خودکامه ی منطقه که چهل سال ادامه داشت، این کشورهااکنون چین را،علیرغم تمایل این کشور،حامی جدید خود تلقی می کنند.
آمریکاازسال2018، فرماندهی هند وپاسیفیک خودرادوباره احیاء کرد تاارتباط میان دواقیانوس راتقویت نماید. یک سال بعد، پنتاگون سند راهبردی خودرادرباره ی این منطقه منتشرکرد ودرآن ازمنطقه ی هند وپاسیفیک به عنوان" مهمترین منطقه برای برای آینده ی آمریکا" نام برد وچین رامهمترین تهدید برای تجارتآزاددرمنطقه ذکرکرد.آمریکااکنون بیش از12 پایگاه، 2000 هواپیما،200 کشتی وزیردریائی وحدود 370 هزارنظامی دراین منطقه دارد که البته بخش عمده ی آنها درپاسیفیک غربی متمرکزشده اند.ترکیب سرمایه گذاریهای چین، نشاندهنده ی اهمیتی است که این کشوربرای منطقه ی هندوپاسیفیک قائل است. دوکریدور جدید زمینی ( پاکستان و میانمار) چین رابه آبهای آزاد اقیانوس هند متصل می کند.بنادری که چین دراین دوکشور ونیزدرسری لانکا،امارات متحده عربی، عمان، کنیا، تانزانیا وجیبوتی، سرگرم احداث آنهاست،این ارتباط راتسهیل می کنند.هم اکنون حدود 125 کشورجهان، درچهارچوب طرح"یک کمربند،یک راه" بااستراتژی منطقه ای وجهانی چین همراه گردیده اند.
حیطه ی فرماندهی آمریکا درآفریقا( آفریکوم) درفاصله ی 12 مایلی ساحل جیبوتی به پایان می رسد وازآن پس، مسئولیت اصلی برعهده ی فرماندهی مرکزی آمریکا(Centcom) قرارمی گیرد.امااین مرزبندی،براساس واقعیتهای ژئواستراتژیک وچالشهای جدید، قابل تغییرمی باشد.چنانچه مشاورامنیت ملی آمریکا ازتغییرقریب الوقوع دراین زمینه سخن گفته است : "آمریکا قصددارد ساختار ژئواستراتژیک خودرادرمنطقه ی هندوپاسیفیک تغییرداده وقالب ( هالیوود تابالیوود) راجایگزین چهارچوب پرهزینه ی ( کالیفرنیا تا کلیمانجارو) سازد".درحالیکه هم واشنگتن وهم پکن، به ارزش ژئواستراتژیک جیبوتی واقفند، اماسیاستهای متفاوتی رادرآنجادنبال می کنند.ایالات متحده، دودهه قبل وبادستورالعمل مبارزه باتروریسم، وارد جیبوتی شد.این کشور هدف خودراانجام ماموریتهائی درکشورهای همسایه، بویژه سومالی ویمن قرارداده بود.آمریکا چند هفته پس ازحادثه ی تروریستی 11 سپتامبر، در" کمپ لمونیه " مقرّ سابق لژیون خارجی فرانسه درجیبوتی، مستقرشد.این پایگاه، ازآن پس،به مرکز عملیات ضد تروریستی ونظارتی آمریکا درمنطقه ی دریای سرخ تبدیل شد.بعدها، مقابله بادزدان دریائی درخلیج عدن ونظارت برآبراه پرتردد باب المندب نیزبه این وظائف افزوده شد.آمریکا علاوه برپرداخت اجاره ی سالانه ی پایگاه خوددرجیبوتی،مقدارکمی نیزبه طرحهای توسعه ی این کشورکمک می کند.پایگاه آمریکادرجیبوتی، بیش از200 هکتاروسعت دارد و4000 نیروی نظامی،صدهافروند پهباد، جنگنده، هلی کوپتر وهواپیمای حمل ونقل رادرخود جای داده است. نیروهای مستقردراین پایگاه،فرماندهی مرکزی اروپا وفرماندهی عملیات ویژه رامورد حمایت قرارداده وبااروپائیها وژاپنی های مستقردر جیبوتی ، همکاری نزدیک دارند.اما چین اخیراًبرای انجام چند طرح بزرگ سرمایه گذاری، وارد جیبوتی شدو سپس به حضورنظامی دراین کشور روی آورد.چین ازپایگاه دریائی خوددرجیبوتی، به عنوان مرکزآموزشی برای پرسنل جوان خود استفاده می کند."پایگاه حمایت لجستیکی چین" درسال 2017 درجیبوتی گشایش یافت که درشش مایلی شمالغرب پایگاه آمریکاقراردارد.این پایگاه براساس پیمان دفاعی سال2014 میان دوکشور، احداث شد که به موجب آن چین باید سالانه 20 میلیون دلاراجاره ی آن را به دولت جیبوتی بپردازد.این پایگاه حدود 50 هکتاروسعت دارد ودرجواربندرچند منظوره ی " دوراله" قراردارد که توسط چین مدرنیزه وتجهیزشده است.این پایگاه علاوه برجایگاه فرود هلی کوپتر واسکله ی 300 متری، ازتاسیسات زیرزمینی جهت ذخیره سازی تجهیزات برخورداراست.این پایگاه،گنجایش ده هزارنیرودارد اما درحال حاضر، فقط یکهزارنیرورادرخود جای داده است.درسال2014،"سوزان رایس" مشاورامنیت ملی آمریکا، به جیبوتی سفرکردتامانع ازاحداث پایگاه نظامی روسیه دراین کشورگردد.به همین منظور، رایس پیشنهاد کرد تااجاره ی پایگاه آمریکادرجیبوتی، از30 به 63 میلیون دلاردرسال افزایش یابدبه شرط آن که روسهااجازه ی تاسیس پایگاه دریافت نکنند.این پیشنهادموردقبول دولت جیبوتی قرارگرفت.دراین زمان، جیبوتی درسیاست خارجی خود ازاصل"بگذارصد گل بشکفد" پیروی می کرد.این سیاست، سالانه بیش ازیکصد میلیون دلار اجاره نصیب جیبوتی می کرد ضمن اینکه مانع ازطمع ورزی همسایگانی می گردید که ازدیرباز، درصدد بلعیدن این کشورکوچک بودند.
باانعقاد قراردادچین – جیبوتی،آمریکائیها نارضایتی خودراازآن ابرازکردنداما دیگرکارازکارگذشته بود ومقامات جیبوتی به آمریکااطمینان دادند که حضورچینی هادرجیبوتی، جنبه ی نمادین دارد.اماپروژه ی چینی ها، بتدریج گسترش پیداکرد ورنگ وبوی نظامی به خود گرفت.شورای امنیت ملی آمریکا که قافیه راباخته بود،به اعلام چند خط قرمز برای جیبوتی بسنده کرد که محدودیت حضورنیروهای چین درجیبوتی،نوع تجهیزات وامکاناتی که چین درجیبوتی مستقرمی کند، وعدم دخالت چین درعملیات آمریکا، ازآن جمله بود.احداث پایگاه دریائی چین درجیبوتی، بادکترین نظامی این کشورمبنی برممنوعیت استقرارنیرو درخارج ازکشور، منافات داشت. آنچه که چین راواداربه این کارکرد، گسترش منافع این کشوردرماوراء بحاربود.مسئله ی احداث پایگاه نظامی درخارج ازکشور،بیش ازدودهه موردبحث محافل نظامی وآکادمیک چین قرارداشت.موضع چین ازاواسط دهه ی 2000 روبه تغییرگذاشت.یک سری اوراق سفیددررابطه با تناقض میان منافع روبه گسترش چین درماوراء بحارازیکسو، وسیاست سنتی این کشوردرموردعدم مداخله دراموردیگرکشورها وممنوعیت احداث پایگاه خارجی ازسوی دیگر،منشرشد.این بحثهادرسال2008 به نقطه ی عطف خودرسید. دراین سال،ارتش آزادیبخش خلق چین، بنابه درخواست آمریکا،درعملیات مقابله بادزدان دریائی شرکت کرد وهزاران کشتی تجاری را درخلیج عدن ودریای سرخ اسکورت نمود.این اتفاق، به حضورنظامی چین درماوراءبحار، وجهه ی قانونی واخلاقی بخشید.دریک سند منتشره درباره ی استراتژی نظامی چین درسال2015 ، آمده است : " بارشد منافع ملی چین،امنیت کشوربیش ازپیش دربرابرآشوبهای منطقه ای وجهانی(تروریسم، دزدی دریائی،حوادث طبیعی وبیماریهای همه گیر)،آسیب پذیرگردیده است و امنیت چین درماوراءبحار،بویژه درزمینه ی انرژی ومنابع طبیعی، درگروامنیت مسیرهای دریائی قرارگرفته است.ازاین رو لازم است که چین یک ساختارمدرن برای نیروی نظامی ودریائی خود پیش بینی کند که باحقوق دریائی ومنافع این کشور همخوانی داشته وبرامنیت خطوط ارتباطی دریائی، مشارکت با جامعه ی بین المللی درعملیات دریائی وتبدیل شدن به قدرت دریائی،انطباق داشته باشد."لذا، پایگاه حمایت لجستیکی چین درجیبوتی، به منظورتسهیل عملیات ضدراهزنی دریائی، حمایت ازصلح بانان چینی درآفریقا وغرب آسیا، انجام عملیات اوداد ونجات وتخلیه ی آسیب دیدگان ومهمترازهمه،حفظ امنیت مسیرهای دریائی، احداث گردید که منطبق براهداف عمومی آمریکادرمنطقه(مثل بازنگهداشتن مسیردریائی از باب المندب به سوئز) بود.استراتژیستهای چینی، به توانائیهای این کشور، درصورت بروزیک برخورد احتمالی باآمریکا، نیزنیم نگاهی داشتند.اگرچه هنوز توانائی چین درمنطقه،متوسط ارزیابی می شود امااین کشوردرمسیر تقویت توانائیهای خویش گام برمی دارد.مثلاًاعزام ناوشکن موشک انداز"لویانگ – 3" به منطقه، نشانه ای ازاین تمایل ارزیابی گردید.نگرانی آمریکافقط به جیبوتی محدود نمی شود.دیدارناوگان چین ازبنادرمنطقه،انجام مانورهای مشترک ومبادلات نظامی باکشورهای منطقه ی دریای سرخ،ازدیگرنگرانیهای آمریکامی باشد.بنابراین، تلفیق اهداف اقتصادی واستراتژیک، ویژگی اصلی راهبرد کنونی چین درماوراء بحارمی باشد.
پایگاه دریائی ارتش آزادیبخش خلق چین درجیبوتی،ضمن فراهم آوردن فرصت آموزش برای افسران جوان این کشور، نیروهای محلی رانیزتحت آموزش قرارمی دهد.یک افسرآمریکائی دراین باره می گوید:"آنها-مردم محلی- خیلی زود می آموزند!" فرماندهان آمریکائی درجیبوتی نیزمی گویند که نیروهای تحت امرایشان،بسیارعلاقه مندند که باهمتایان چینی مراوده داشته باشند اماپنتاگون،بدلائل امنیتی،مخالف این تماس است.معهذا، دوطرف تاکنون برخورد خصمانه ای باهم نداشته اند.البته درسال2018،مقامات آمریکائی، ارتش چین رابه استفاده ازلیزر برای گمراه کردن خلبانان آمریکائی، متهم نمودند. اما وزارت دفاع چین ، این اتهام راردکرد.
حضورچین درجیبوتی ازسال 2013 بتدریج پررنگ شد وبه آهنگ توسعه ی جیبوتی سرعت بخشید. جیبوتی تاآستانه ی شیوع بحران کوید-19، همچنان به رشد پایداراقتصادی خود ادامه داد وتولید ناخالص داخلی خویش رااز3/1 میلیارددلار درسال2012 به 1/3 میلیارددلاردرسال 2019 رساند.این پیشرفت، قبل ازهرچیزمدیون سرمایه گذاریهای زیربنائی چین بود.افزایش حجم مبادلات تجاری دوطرف، به کمک تاسیسات بندری نیزکه آنهم توسط چین احداث گردید،دراین موفقیت بی تاثیرنبود.اما این موفقیت، بایک معضل بزرگ همراه گردید وآنهم انباشته شدن سریع دیون خارجی بود.سرمایه گذاریهای چین درجیبوتی راباید حلقه ای اززنجیره ی سرمایه گذاری استراتژیک این کشور درحوضه ی دریای سرخ وبخش شمالی اقیانوس هند ارزیابی نمود. این سرمایه گذاریها، ستون فقرات ابتکار"یک کمربند، یک راه" می باشند وجیبوتی نیز که درسال2018 رسماً به این طرح پیوست، به دپوی اصلی تجهیزات این طرح درمنطقه تبدیل شده است.درعین حال، چین نیم نگاهی نیزبه بازار 110 میلیونی اتیوپی دارد که درسالیان اخیر رشداقتصادی شگفت انگیزی ازخودنشان داده وبرنیازهای زیرساختی، اقلام مصرفی وانرژی خود افزوده است.طی چند سال اخیر،بازاراتیوپی بامیلیاردها دلارکالاهای چینی انباشته شده وسرمایه گذاران وکارشناسان چینی، دربخش ساختمان، راهسازی ومناطق آزاد تجاری این کشور، حضوری پررنگ یافته اند.هدف جیبوتی نیزمشخص است.این کشورقصددارد مانند سنگاپور، بااستفاده ازموقعیت جغرافیائی خود که درمسیریکی از مهمترین خطوط کشتیرانی جهان قراردارد،درشرائطی به مرکزلجستیک وخدماتی جهان تبدیل شود که اقتصاد دنیا بتدریج به منطقه ی آسیا-پاسیفیک منتقل می گردد.این کشور، علاوه براحداث بنادرپیشرفته ومناطق آزاد تجاری، ساخت فرودگاه، هتل های لوکس، کازینو وفروشگاههای مدرن معاف ازمالیات، رامدّ نظرقرارداده است.
یکی ازمقامات ارشد جیبوتی می گوید:"ماشاهدیم روزانه دههاپرواز ازفرازآسمان ما به دبی میروند. چراماخود یک سنگاپوریا دبی دیگرنشویم؟" برای نیل به این هدف، جیبوتی یک برنامه ی بلند پروازانه رابنام" چشم انداز2035" تنظیم کرده است.این برنامه،براساس کمک چین به ایجاد زیرساختهای لازم برای استقراریک اقتصاد مولد، رقابتی ومتنوع درجیبوتی تدوین گردیده است.هدف نهائی این برنامه،غلبه برفقر، بیکاری ودیگرکمبودها های اجتماعی اقتصادی است.بااجرای این برنامه،جیبوتی می تواند به مرکزاتصال سه قاره تبدیل شود.رئیس جمهورجیبوتی ازسال2017 تاکنون، حداقل سالی یکبارازپکن بازدید کرده است.این رئیس جمهور73 ساله(گوله) که بزودی پنجمین دوره ی ریاست جمهوری خودراآغازمی کند،اگرچه متهم به فساد، دیکتاوری وسوءمدیریت است اماتوانسته باایجاد ثبات، انعطاف پذیری واعمال مشت آهنین، الگوی مورد علاقه ی رهبری چین راعرضه نماید.اوشکایت غرب ازافزایش نفوذ چین درجیبوتی را موجّه نمیداند و می گوید:" تنها چین، پیشنهاد مشارکت بلند مدت به جیبوتی داده وغرب ازاین کشور عقب مانده است".سه طرح بزرگی که اکنون چین درجیبوتی دنبال می کند، احداث یک بندرچند منظوره، احداث راه آهن وشبکه ی سراسری آبرسانی است که جیبوتی رابه اتیوپی متصل می کند.بعلاوه، ایجاد یک منطقه ی آزاد تجاری وتزریق سرمایه ی خصوصی به جیبوتی،ازدیگرطرحهای دردست انجام چین می باشد.بندرجدیدالاحداث وچند منظوره ی "دوراله" قادراست سالانه 6/1 میلیون کانتینر راپذیراگردد. خط آهن جدید جیبوتی – اتیوپی،با هدف اتصال بنادرمهم دوکشور به بازارهای عمده ی منطقه، احداث می شود. صدکیلومترازاین راه آهن درخاک جیبوتی قراردارد.خط لوله ی آب اتیوپی – جیبوتی، احداث کانالهای زیرزمینی انتقال آب راازاتیوپی به شهرهای عمده ی جیبوتی شامل می گردد ومشکل مزمن کم آبی رادراین کشورحل می کند.چینی هاامیدوارند باچندین میلیارددلارسرمایه گذاری، بزرگترین منطقه ی آزاد تجاری جهان رادرجیبوتی احداث نمایند.دراین منطقه، یک نیروگاه قدرتمند برق،صنایع پتروشیمی، نفت، هتلهای لوکس، واحدهای اقامتی، مدرسه، فضای سبز ومنطقه ی اداری احداث می گردد.علیرغم این سرمایه گذاریهای هنگفت،مردم عادی جیبوتی هنوزازمزایای آن بهره مند نگردیده وآن راتلاش دولت چین برای حفظ رژیم فاسد حاکم براین کشور ارزیابی می کنند.منتقدان برآنند که بزودی میان ساختارمدرن اقتصادی وساختارکهنه ی سیاسی جیبوتی، برخورد صورت می گیرد.اگچه به لحاظ تولید ناخالص داخلی، جیبوتی یک کشورمتوسط الدرآمد به شمارمی رود، اما کمتراز10 درصد جمعیت آن، مالک بیش ازنیمی ازثروت کشورمی باشند.شاخص های مربوط به فقر،بهداشت، بیکاری، وآموزش، جیبوتی رادرردیف یکصد وهفتادویکم شاخص توسعه ی انسانی ملل متحد قرارمی دهد.تعرفه های برق ومخابرات درجیبوتی،یکی ازبالاترین تعرفه های منطقه است.این درحالی است که جیبوتی برروی هفت خط عمده ی فیبرنوری نشسته که آسیا رابه اروپا متصل می کند.
مقامات اروپائی وامریکائی، ازافزایش نفوذ چین درجیبوتی ابرازنگرانی می کنند وضعف مدیریت مقامات عالیرتبه ی جیبوتی وسرسپردگی آنها به چین راعامل تداوم فساد ونابرابری دراین کشورمی دانند.اما مقامات جیبوتی ازدوروئی متحدین غربی خود شکایت دارند.یک دیپلمات ارشد این کشورمی گوید:"فرانسوی هاازسال 1977 وآمریکائیها ازسال2001 درجیبوتی حضوردارند.کدامیک ازآنها طی این مدت، به درخواستهای ماپاسخ مثبت دادند؟ پس دیگرجای هیچ گله وشکایتی باقی نمی ماند."معهذا، نگرانی جیبوتی ازبروزبحران دیون، روزبروز افزایش می یابد.نسبت دیون به تولید ناخالص جیبوتی از34 درصد درسال 2013 ، به 104 درصد درسال 2018 رسیده است وصندوق بین المللی پول، جیبوتی را کشوری پرخطربرای سرمایه گذاری معرفی کرده است.مقامات جیبوتی بااعلام رشد 8 درصدی اقتصاد این کشور، خودراقادربه بازپرداخت این دیون می دانند.اما بحران کوید-19 که موجب تعطیلی کسب وکار، کاهش ترافیک دریائی وبه زیرسئوال رفتن آینده ی سرمایه گذاریهای چین درمنطقه گردیده، بازپرداخت وامهای چین به جیبوتی رانیزدرهاله ای ازابهام فروبرده است.
اکنون گزارشهائی منتشرمی شود که به موجب آن، جیبوتی کنترل بندرچند منظوره ی خودرابه چینی ها سپرده است.علیرغم تکذیب این خبرتوسط مقامات جیبوتی،شواهد موجود حاکی ازصحت آن می باشد.گزارشهای مشابهی نیز درمورد جزائروبنادرایران منتشرشده است.کاربه جائی رسیده که نمایندگان کنگره آمریکانیزازکنترل دارائیهای ارزشمند جیبوتی توسط چینی ها، ابرازنگرانی کرده وآن رانمونه ای دیگرازتجربه ی "موبانتونا" درسری لانکا عنوان نموده وآن را " دیپلماسی تله ی دیون" نام نهادند. شواهدی دردست است که نشان می دهد چین قصددارد این سیاست رادرایران نیز پیاده نماید.دسترسی رژیمهای خودکامه به تکنولوژیهای فوق پیشرفته ی کنترل ونظارت چین نیزموجب نگرانی جامعه ی جهانی گردیده است.بیم آن میرود که رژیمهای سرکوبگر، ازاین تکنولوژیهابرای سرکوب مردم وکنترل مخالفان خویش استفاده کنند.تجربه ی اخیراعتراضات مردمی درایران وعراق نشان داد که این نگرانی، بی مورد نیست.ازتکنولوژی چینی دراین دوکشور، برای قطع اینترنت، ایجاد اختلال درشبکه های اجتماعی، نظارت براجتماعات، شنود مکالمات، شناسائی معترضین، وقطع شبکه های ماهواره ای تلویزیونی استفاده شد.
گسترش نفوذ اقتصادی چین درمنطقه ی دریای سرخ وفراترازآن،علاوه براینکه ازفشارهای داخلی ناشی از کند شدن آهنگ رشد اقتصادی چین می کاهد،راه رابرنفوذ سیاسی وحضور نظامی این کشور درمنطقه نیزمی گشاید.پایگاه دریائی چین دردهانه ی دریای سرخ، اگرچه نخستین پایگاه این کشوردرخارج می باشد اما مسلماً آخرین پایگاه نخواهد بود.این پایگاه، چالشهای عملیاتی وضداطلاعاتی عاجلی راپیش روی نیروهای آمریکائی حاضردرمنطقه قرارمی دهد.اما، علیرغم حضورفزاینده ی نظامی چین ، این کشورتاکنون هیچ تمایلی به ایفای نقش ژاندارمی وزیرسئوال بردن قدرت نظامی آمریکادرمنطقه،ازخود بروزنداده است.وقتی چینی هاوارد جیبوتی شدند، بسیاری ازکارشناسان معتقد بودند که آمریکائیهاازاین کشورخارج خواهند شد.اما چنین نشد.آمریکائیهاپی بردند که اگرچه نمی توانند درعرصه ی واگذاری وام، تجارت وسرمایه گذاری، باچین رقابت کنند امامی توانند ازطریق دامن زدن به رقابت اقتصادی وارتقای استانداردها،ازمزیت نسبی خویش دراین زمینه بهره برداری نمایند.حضورآمریکادرسرمایه گذاریهای هوشمند پائین دستی( تکنولوژی پیشرفته،انرژی وخدمات)، غیرقابل رقابت است.اگرآمریکا وغرب بتوانند جیبوتی رابه تنوع بخشیدن به سرمایه گذاریهای خود تشویق نمایند، دربلند مدت خواهند توانست گوی سبقت راازچین بربایند.درعین حال،آمریکا می داند تاکید بیش ازحدّ برمفاهیمی چون "رقابت قدرتهای بزرگ" درمناطقی چون جیبوتی، کارسازنیست. جیبوتی مانند بسیاری دیگرازکشورهای منطقه وجهان، تمایلی به گرفتارشدن درچنبره ی جنگ سرد جدید ندارد ولذا، جانی هیچیک ازاین قدرتهارانمی گیرد.ازسوی دیگر،مبارزه باکوید-19 درمنطقه، همکاری جمعی کشورهای شاخ آفریقا وحوضه ی دریای سرخ رامی طلبد.اکنون قدرتهای حاضردرمنطقه، برای جلب قلوب مردم، چاره ای ندارند جزاینکه درعرصه ی مسائل بشردوستانه، بخشش دیون وسرمایه گذاریهای حیاتی، به رقابت بایکدیگربپردازند.

منابع ومآخذ
 

خشکسالی،کم آبی وخودکفائی درایران

خشکسالی،کم آبی، وخودکفائی درایران

خشکسالی وکمبودآب درخاورمیانه، پدیده ای شایع است که به بی ثباتی اقتصادی وسیاسی دراین منطقه ازجهان منجرگردیده است.دراین میان، یکی ازآسیب پذیرترین کشورهای منطقه ایران است.باتوجه به رشد سریع جمعیت، کاهش سطح درآمد واعمال تحریمهای بین المللی، ایران سیاست خودکفائی غذائی را درپیش گرفته که آب فراوان می طلبد.به همین دلیل ساخت سدهای فراوان دردستورکاردولت قرارگرفته است. پس ازانقلاب، رژیم ایران به ساخت سد پرداخت که اگرچه اغلب آنهابی فایده بود اماسود کلانی را نصیب شرکتهای ساختمانی وابسته به سپاه پاسداران کرد. 600 سدی که ازآن زمان تاکنون ساخته شده، راه آب رابه سوی دریاچه ها،آبگیرها وسفره های زیرزمینی آب بست. مرگ رودخانه ی زاینده رود وباتلاق گاوخونی،ازنتایج این سیاست بود که درگوشه وکنار کشور(دریاچه ی ارومیه، دریاچه ی هامون و...) نیزتکرارشد. اگراین سیاست هرچه زودتر اصلاح نشود، بخش اعظم قلمرو ایران، خالی ازسکنه خواهد گردید. معهذا، چندی پیش، یک مقام وزارت کشاورزی ایران، باافتخاراعلام کرد که کشوردرزمینه ی تولید گندم به خودکفائی رسیده وبرای سومین سال متوالی، ازواردات این محصول بی نیازگزدیده است.به گفته ی این مقام،ایران حتی می تواند این محصول استراتژیک راصادرنماید.اماکمبود فزاینده ی آب درایران،این خودکفائی رادرمعرض خطرقرارداده است.این درحالی است که خودکفائی درتولید گندم،یکی ازارکان اقتصاد مقاومتی دربرابرتحریمهای آمریکامحسوب می شود.این سیاست درعین حال، یکی ازعلل کمبودآب درایران می باشد.
بطورکلی، کمبودآب، نتیجه ی دو عامل است: کمبود فیزیکی وکمبود اقتصادی آب : عدم وجود منابع کافی آب برای تامین نیازهای یک منطقه، ومدیریت ناکارآمد منابع موجود آب . مهمترین نگرانی ایران درزمینه ی بحران آب، به تغییرات شدید آب وهوائی، توزیع ناکارآمد آب واولویت قائل شدن برای توسعه ی اقتصادی مربوط می شود.معهذا، تغییرات اقلیمی وسوء مدیریت، دوعامل ازمهمترین این عوامل می باشند که اگرتدبیری برای آنهااندیشیده نشود،ایران درسالهای آینده به وارد کننده ی گندم تبدیل خواهدشد.اما کمبودآب،علاوه براینکه بربخش کشاورزی تاثیرسوء برجای می گذارد، ازتولید برق نیزمی کاهد ومانع ازصدوربرق به کشورهای همسایه می گردد. کاهش بارش ناشی از تغییرات اقلیمی درسالیان اخیر،به کمبودآب درایران ابعاد گسترده ای بخشیده است. بارش درایران،خصلتی فصلی داشته وبه پنج ماه درسال محدود می شود.بقیه ی ماههای سال، کشورازکم آبی رنج می برد.مثلاً حجم آب رود کارون درماههای بارانی، 10 برابربیشترازماههای خشک سال می باشد.توزیع نابرابرجغرافیائی نیزبه معضل کمبودآب درایران دامن می زند.مثلاٌ درحالیکه میانگین سالانه ی بارندگی در مناطق شمالی ایران 1280 میلیمتر است، این رقم برای فلات مرکزی ایران ازیکصد میلیمترفراترنمی رود.بطورکلی، در سالیان اخیر، ازمیزان بارشهای جوّی درکشور25 درصد کاسته شده است.درحال حاضر،بخش کشاورزی ایران 92 درصدآب کشوررامی بلعد، درحالیکه میانگین جهانی این رقم، 70 درصد می باشد.یک سوم از5/13 میلیون تن گندم تولیدی ایران، به ذخائرآبی مانند سدها وچاهها وابسته است ودوسوم بقیه دیمی است وبستگی به بارندگی دارد.درسالیان اخیر،دولت ایران برای کاهش معضل کمبودآب، به باروری ابرها دست زده وازاین طریق توانسته است 15 درصد ازکمبود آب کشورراجبران نماید.اگرچه دولت می تواند این سیاست راتوسعه دهد اما میزان تاثیرآن برمنابع آبی کشور، مشخص نیست. انتظارمیرود در دهه ی آینده،6/2 درجه ی سانتیگرادبرمیانگین دمای هوای ایران افزوده شود وازمیزان بارندگی نیز35 درصد کاسته گردد. اکنون کل منابع آبی تجدید پذیر ایران5/128 میلیارد مترمکعب است که سالیانه 3/49 میلیارد مترمکعب آن تجدید می گردد. میزان سرانه ی آب دردسترس مردم ایران دردوره ی قبل ازانقلاب4500 مترمکعب بود که اکنون به کمتراز2000 مترمکعب کاهش پیداکرده است. درهرحال، باکاهش بارندگی، کشاورزان به منابع دیگرآبی روی می آورند که حفرچاههای غیرمجاز، یکی ازاین راههاست. درحال حاضر، سالانه 42 میلیارد مترمکعب ازاین منابع بطورقانونی و 7/4 میلیارد مترمکعب نیزبطورغیرقانونی برداشت می گردد. دولت ایران دربرنامه ی ششم توسعه ی اجتماعی اقتصادی خود، قصددارد میزان برداشت از منابع زیرزمینی آب رابه11 میلیارد مترمکعب درسال کاهش دهد.اما چگونگی نائل شدن به این هدف، مشخص نیست.
اکنون آب آشامیدنی مردم ایران ازطریق سدها،آبگیرها، چاههای عمیق وخطوط انتقال آب که گاه تا300 کیلومتر طول دارند،تامین می شود.درمناطق خشک یزد، خراسان وکرمان، حدود 60 هزارقنات وجوددارد که آب آشامیدنی وکشاورزی مردم بومی راتامین می کند قدیمی ترین وبزرگترین این قناتها درگناباد است که 2700 سال عمردارد وآب موردنیاز 40 هزارنفرازمردم محل راتامین می کند.امروزه بالغ بر پانصد هزارحلقه چاه عمیق ونیمه عمیق و42 سد بزرگ درکشور وجوددارد. بازده ی آب کشاورزی درایران، نیمی از میانگین جهانی است . برخی گزارشها حاکی ازآن است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، برای ساخت سدهای بی شماردرایران،به لابی گری مشغول است.این درحالی است که بسیاری ازسدهای ایران، بعلت کاهش بارندگی، بانیمی ازظرفیت کارمی کنند.بعلاوه درساخت این سدها، مسائل فنی بدرستی رعایت نشده ولذا،آنهانمی توانند آب را بطورموثرذخیره نمایند ولذا، بخش بزرگی ازذخیره ی آبی آنها، تبخیر ویاجذب زمین می گردد.مرکزتحقیقات مجلس ایران،اخیراً درگزارشی اعلام کرد که درپروژه های سدسازی ایران، به ساختارهای بالادستی وپائین دستی، ازقبیل سیستمهای آبیاری،آبگیرهای مصنوعی وشبکه های زهکشی، توجه چندانی نمی شود. حسن روحانی دردوراول ریاست جمهوری خود، مانع ازساخت 14 سد گردید وبجای آن، توسعه ی شبکه های زیرزمینی آب ازطریق خط لوله رادردستورکارقرارداد.ازسوی دیگر، قبل ازتحریمهای اخیر،دولت پروژه ی شیرین کردن آب دریا را نیزباجدیت دنبال می کرد اماانتقال این آب شیرین، مستلزم تاسیسات آبرسانی و پمپاژدرداخل ایران است که بسیارگران تمام می شود.بنابریک گزارش،برای اینکه کشاورزان مرکزایران برای تولید 10 درصد گندم خود به این آب متکی شوند، بایدده درصد از مصرف گازکشوربه انتقال این آب اختصاص یلبد.استفاده ازاین روش انرژی بر برای تامین آب مصرفی، اقتصادی نیست وبرنامه های بلند مدت صدورگازبه کشورهای همسایه، ازجمله ترکیه، عراق وعمان را تحت تاثیرقرارمی دهد وحتی ممکن است به واردات گاز ازترکمنستان درماههای سرد سال منجرگردد. ترکیب زمینهای کشاورزی ایران نیزبه نحوی است که انتقال آب را ایجاب می نماید.این ترکیب به قرارزیراست : 4/0 درصد خیلی خوب، 2/2 درصد خوب ، 9/7 درصد متوسط ، 4/11 درصد ضعیف ، 3/6 درصد خیلی ضعیف ، و 60 درصد نامناسب می باشد.
درعین حال، کاهش دسترسی به آب سالم وبرق، طی دوسال اخیر، موجب اعتراضات مردمی درخوزستان وبرخی نقاط دیگرکشورگردیده ودربرخی نقاط مانند اصفهان نیزبه تظاهرات مردم منجرشده است.این مشکل درشهرهای بزرگی چون تهران که 20 درصد آب آشامیدنی کشوررامی بلعد، دوچندان می گردد. ایران اکنون برسردوراهی ضرورت کاهش مصرف آب ازیکسو، وعرضه ی آب بیشتربرای نیل به خود کفائی درتولید برخی محصولات استراتژیک کشاورزی قرار گرفته است.به نظرمی رسد این کشورناچاراست درسالهای آینده، ازطرحهای مربوط به خودکفائی خود بکاهد، رشدجمعیت رامهارکند وتکنولوژی پیشرفته رابرای ارتقای راندمان مصرف آب، ازخارج وارد نماید.اما هیچیک ازاین موارد، تازمانی که تحریمهای کنونی ادامه داشته باشد، دست یافتنی نیست وکارشناسان نیزمعتقدند اگرسیاستهای فعلی ایران درزمینه ی مسائل زیست محیطی، بویژه آب، اصلاح نشود، این کشوردرسی سال آینده به کشوراشباح تبدیل خواهد شد.

منابع ومآخذ
1)water crisis in iran , www.wikipedia.org
2)irans water problem , www.carnegieendownment.org
3)water crisis iniran : causes,consequences,and perspectives , www.english.arabiay.net
4)iran is committing sucide by Dehydration , www.foreignpolicy.com

Wikipedia is a free online encyclopedia, created and edited by volunteers around the world and hosted by the Wikimedia Foundation.

 

 

تحریم دردوران همه گیری

تحریم در دوران همه گیری

تحریم اکنون به ابزاراصلی سیاست خارجی آمریکاتبدیل شده است. به کمک این اهرم، قدرت اقتصادی آمریکا برکل سیستم مالی بین المللی تحمیل می شود.اما این روش، هزینه هائی نیزبرای دوطرف( تحریم کننده وتحریم شونده) دارد. وقتی درجریان یک همه گیری بین المللی، تحریم بصورت کورکورانه علیه کشوری اعمال گردد،هزینه های آن نیزفزونی می گیرد. این موارد رابوضوح می توان درمورد تحریمهای دولت ترامپ علیه ایران مشاهده کرد.
این تحریمها، ازهمان ابتدا غیرقانونی بودند زیرابرخلاف مفاد توافق بین المللی 2015 (برجام) وعلیرغم شهادت سازمانهای بین المللی به پای بندی ایران به مفادآن، اعمال گردیدند. نامشروع بودن این تحریمها، امروزکه کوید-19 سراسرجهان، ازجمله ایران رادرمی نوردد، بیش ازپیش هویداگردیده زیراازتوانائی این کشوردرمقابله باویروس مرگبار کرونا می کاهد. گسترش سریع ویروس درایران، دریک واکنش زنجیره ای، نخست برهمسایگان این کشور وسپس برکل جهان تاثیرمی گذارد.این تحریمها، به ایران امکان نمی دهد که به دانش وتجهیزات لازم برای مقابله باکوید-19 مجهز شده و گامهای لازم رادراین جهت بردارد.ازسوی دیگر،دیپلماسی "حداکثرفشار" تاکنون نتوانسته است ایران را به تمکین خواسته های آمریکا وادارنماید.
ایران اکنون دراوج بحران کروناقراردارد.این کشورفاقد امکانان فوق العاده برای رویاروئی باچنین بحرانهائی است. دراوج دوراول بحران که تعداد مبتلایان ایران ازروزانه 2000 نفرفراتررفت، سازمان بهداشت جهانی، نسبت به وضع ایران هشدارداد.این سازمان تعداد مبتلایان رابدلیل عدم انجام تست فراگیر، بسیاربیشتر ازاین رقم اعلام کرد.محققین دانشگاه فنی شریف برآوردکرده اند که تعداد تلفات کوید-19 درایران، دربدبینانه ترین سناریو، به 5/3 میلیون نفرخواهدرسید. دراردیبهشت سال جاری، ازدامنه ی بحران تاحدودی کاسته شد اما موج دوم بحران ازاواخرخرداد باشدت بیشترازموج اول، ازراه رسید که تازمان تهیه ی این نوشتار(اواخرتیرماه1339) همچنان ادامه دارد.
مسئولیت اینکه ایران به وخیم ترین کشورخاورمیانه ازنظرشیوع کروناتبدیل شده، قبل ازهرچیزدیگر، برعهده ی دولت است.دولتمردان در شناخت خطر وانجام اقدامات احتیاطی مسامحه کرده وتامدتها، برتئوری توطئه پافشاری می کردند. تحریمهای آمریکانیزبرسوء تدبیرمقامات ایران بی تاثیرنبوده است.این تحریمها، موجب تنزل استانداردهای بهداشتی ومحدود شدن دسترسی به داروها وتجهیزات بهداشتی مهم گردیده اند.حتی قبل ازشیوع کرونا، به گزارش دیده بان حقوق بشر، تحریمهای آمریکا فشارها وآلام غیرضروری برمبتلایان به برخی بیماریها وشرائط درمان آنها واردآورده بود.برخی ازشرکتهای خارجی که قبلاً کیت های آزمایش، ونتی لاتور، ودیگرتجهیزات تنفسی دراختیارایران قرارمی دادند،بدلیل نبود مکانیسم بانکی برای دریافت مطالبات خویش،تحویل این اقلام رابه ایران متوقف کرده بودند.انتظارمی رفت که جامعه ی جهانی باشناخت این معضلات، یک فضای تنفس برای ایران قائل شده وبه دلیل ملاحظات انسانی، ازتحریمها بکاهد.در24 مارس، دبیرکل سازمان ملل متحد ازجامعه ی جهانی خواست تاازدامنه ی تحریمها بکاهد تاجهان بتواند بااین ویروس مرگبار بهترمقابله کند.کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد نیزاعلام کرد تحریمهای بخشی، باید کاهش یافته یامتوقف شوند تا دنیابتواند ازحقوق وزندگی مردم تحت تحریم، حمایت نماید.درآمریکانیزبیش از40 نماینده ی کنگره، درنامه هائی به کاخ سفید،خواستارتعلیق تحریمهای ایران به خاطرشیوع کوید-19 گردیدند.دریکی ازاین نامه ها،که توسط " "الکساندریااوکازیوکورتز" و "برنی ساندرز" امضاء شده بود، ازکاخ سفید خواسته می شود تاتحریمهای بخش های مهم اقتصاد ایران، ازجمل بخش بانکی و نفت،راتاپایان بحران کرونا متوقف نماید.
امابرای دولت ترامپ، سیاست ایران برمبنائی کاسبکارانه تنظیم شده است وملاحظات انسانی درآن جائی ندارد ویا بسیارکمرنگ است.برخی، کرونارا فرصتی مناسب برای اعمال فشاربرایران به منظورکشاندن این کشوربه لبه ی پرتگاه فروپاشی می دانند.درفروردین ماه، که بحران دراوج مرحله ی اول خودبود، وزارت خزانه داری آمریکا، نه تنها تحریمهارا کاهش نداد بلکه نام 14 سازمان وشرکت خارجی و23 ایرانی رابه لیست سیاه تحریم خود افزود.شرکتهای خارجی بخاطر خرید نفت ازایران مجازات شدند.این لیست سیاه، اکنون بیش ازیکهزارنام رادرخود جای داده است. چندروز پس ازآنکه چند شرکت اماراتی، پیشنهاد کمک پزشکی به ایران رامطرح کردند، نام آنهادرلیست تحریمهای ثانویه ی آمریکاقرارگرفت تا هشداری به دیگرشرکتهاباشد.تحریمهای ثانویه ی آمریکا، اکنون ایران رابه شدیدترین کشورتحت تحریم جهان تبدیل کرده است.آثارجنگی که واشنگتن علیه تهران برپا کرده، فقط به اقتصاد محدود نمی شود.اول قراربود که تحریمهای آمریکا، تحریمهای هوشمندی باشد که ففط برخی بخش ها وبازیگران کلیدی اقتصادایران را هدف قراردهد.امااکنون به تحریمی فلّه ای تبدیل شده که همه ی 83 میلیون جمعیت ایران راهدف قرارداده است.به گزارش وزارتخارجه ی آمریکا،اکنون چهارپنجم اقتصادایران تحت تحریم قراردارد.به صفررساندن صدورنفت ایران، دیگربرای دولت این کشور جائی برای پرداختن به مسائل بشردوستانه باقی نمی گذارد.
ظاهراً اقلام بهداشتی ودیگراقلام بشردوستانه، ازتحریمهای آمریکا مستثنی شده اند.امادرعمل چنین نیست.ازآنجائیکه تحریمها، بخش مالی، کشتیرانی وخدمات بیمه رانیزشامل شده،لذا، دیگرعملاً امکانی برای تجارت باایران(بشردوستانه یا غیر آن) باقی نمی ماند.حتی اگرتجارت همه ی این اقلام نیزمجازاعلام شود، بازهم شرکتهای خارجی حاضربه ریسک معامله باکشورتحت تحریمی چون ایران نیستند.وقتی همه ی بیمارستانهای آمریکا،علیرغم منابع سرشاری که دراختیاردارند،ازکمبود شدید ونتی لاتور وتجهیزات بهداشتی ویژه ی مراقبت شخصی رنج می برند، وضع بیمارستانهای کشورتحت تحریمی چون ایران معلوم است.البته وزارت خزانه داری آمریکا، اخیراً دوگام کوچک برای تسهیل معامله ی تجهیزات پزشکی باایران برداشت.در30 ژانویه2020،آمریکابه سوئیس اجازه داد تایک کانال بانکی تحت نظارت این کشوررابرای تامین برخی اقلام بشردوستانه ی ایران راه اندازی نماید.چند هفته بعد، وزارت خزانه داری آمریکا برای تقویت این کانال، مجوز انجام برخی معاملات خاص تجاری رابابانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز صادرکرد که ازسپتامبر 2019 تحت تحریم قرارداشت.اما، اروپائیها ازاین ابتکاراستقبال نکردند وآن رااقدامی ازسوی آمریکابرای کسب اطلاعات ازروابط تجاری اروپا وایران ارزیابی نمودند.ازاین گذشته،برای خرید تجهیزات پیشرفته ی پزشکی وتجهیزات محافظت شخصی توسط ایران،اخذ مجوزویژه ازوزارت خزانه داری آمریکاضروری بود که گاه تاچند ماه به طول می انجامد. حتی قبل ازبحران کرونانیز صدوربرخی اقلام پیشرفته ی پزشکی به ایران ممنوع یامحدود شده بود ودرسه ماهه ی اول سال 2019 فقط 10 درصد ازتقاضاهای ایران دراین زمینه، موردتصویب قرارگرفته بود.ازسوی دیگر، لزوم اخذ مجوز ازوزارت خزانه داری آمریکا،ازدامنه ی سود شرکتهای عرضه کننده ی اقلام بهداشتی،درشرائطی که جهان تشنه ی این اقلام است، می کاهد.بعلاوه، هرگونه معامله ی غیرمستقیم بابرخی نهادهای جمهوری اسلامی، مانندسپاه پاسداران، حتی اگر باچند واسطه انجام شود، خطرتحریم ثانویه ی آمریکاراازبین نمی برد.معامله باایران، مانند حرکت برروی میدان مین است ولذا،سرمایه داران غربی، عطای کانال ارتباطی آمریکارا به لقایش بخشبدند ودرآن شرکت نکردند.
دراین زمان،آمریکابااعلام اینکه ایران برای خرید مایحتاج خود، پول کافی دارد، متنع ازواگذاری وام پنج میلیارددلاری صندوق بین المللی پول به این کشورگردید.به نظرآمریکا،صندوق ذخیره ی سرمایه گذاری ایران که زیرنظررهبرایران است،95 میلیارددلارموجودی دارد که برای رفع نیازهای حیاتی این کشورکفایت می کند.اما حتی اگراین رقم صحیح باشد،بازهم استفاده از موجودی این صندوق برای معاملات خارجی امکانپذیرنیست زیرانام آیت الله خامنه ای رهبرایران، درلیست تحریمهای آمریکاقراردارد.آمریکا هکچنین مدعی است که هرگونه کاهش تحریم، به نفع تروریسم است. منظورآمریکا، حمایت مالی ایران ازبازیگران غیردولتی درمنطقه ی خاورمیانه می باشد.درشرائط بروزبحران فراگیربهداشتی چون کوید-19 ، اختصاص منابع صندوق ذخیره ی ارزی به هزینه های جاری وبه گروههای نیابتی، یک خودکشی سیاسی است.
"مایک پومپئو" وزیرخارجه ی آمریکا، مدعی است که آمریکا بیش ازدولت ایران به فکرمردم این کشوراست .!ایرانی ها هرروز این حمایت راباپوست وگوشت خود لمس می کنند! بدین ترتیب پیام آمریکا به مردم ایران راباید چنین ترجمه کرد:"ماشمارادوست داریم وبه همین دلیل به شما صدمه می زنیم!"آمریکاهمچنین پیشنهاد کرد کمکهائی راازطریق سازمان بهداشت جهانی دراختیارایران قراردهد که بامخالفت دولت ایران روبروشد.پیشنهاد کمک بایک دست، ونشان دادن مشت آهنین بادست دیگر، برای هیچکس پذیرفتنی نیست. وقتی دولت ترامپ، توصیه های " گوترش" رانادیده گرفت، " جو بایدن"رقیب ترامپ درانتخابات آینده ی ریاست جمهوری آمریکا،پیشنهاد کرد که آمریکابه شرکتهای تولید کننده وعرضه کننده ی تجهیزات پزشکی، ضمانت نامه ی کتبی بدهد که درصورت معامله باایران موردتحریم قرارنخواهند گرفت. "جوزف بارل" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا،نیزدرپیشنهادی مشابه، خواستارتشویق شرکتهابه انجام معاملات بشردوستانه باایران گردید. دههادیپلمات ارشد سابق آمریکاواروپا نیزدرنامه ای سرگشاده، خواستارافزایش موارد معاف ازتحریم درمورد ایران، وتشویق کارکنان وزارت خزانه داری آمریکا به تسریع صدورمجوز برای موارد بشردوستانه گردیدند.آنها همچنین ازسازوکارمالی اروپابرای تجارت باایران(اینستکس)، بویژه درموارد بشردوستانه، حمایت کردند.
دردهه های گذشته،آمریکادرموقعیتهای دشوار، به یاری دیگر کشورهامی شتافت. حتی دولت به غایت راستگرای جورج بوش، پس اززلزله ی بم ، ازتحریمهای ایران کاست وکمکهائی راروانه ی ایران کرد.ایران اکنون به لحاظ اخلاقی، بیش ازآن زمان، نیازمند دریافت کمکهای بین المللی است.تحریمهای آمریکانباید موجب مرگ ومیربیشترمردم ایران درجریان بحران کروناگردد.درغیراین صورت،تاریخ این کشوررانخواهد بخشید.کمک به مقابله با ویروس کرونا درایران، به نفع سلامت مردم آمریکاست.این کشورباید ازرفتار امارات متحده عربی درس بگیرد.امارات یکی ازمعدود کشورهای جهان است که ازسختگیری بیشترآمریکا درقبال ایران دفاع می کند اما این کشور،اکنون بخاطر مصالح خویش،به ارسال کمکهای بشردوستانه به ایران، علیرغم تحریمهای آمریکا، ادامه می دهد.برداشتن گامهای عملی درجهت کمک به ایران برای مقابله با کرونا، آغازگرفرآیند دیپلماتیکی است که کاهش ماجراجوئیهای منطقه ای ایران، ازنتایج آن خواهد بود.باید برای جلوگیری ازشعله ورشدن آتش جنگی دیگردرخاورمیانه، مشی دخالت سازنده رادرپیش گرفت، قبل ازآنکه فرصت ازدست برود.

منابع ومآخذ
1)How to help iran fight the virus , www.bloomberg.com
2)flatteging the curve of us – iran tensions , www.crisisgroup.org
3)letter to secretary Michael Pompeo , www.winwithoutwar.org
4)sanctioning pandemic – plagued , Survival vol 26 no 3

Bloomberg delivers business and markets news, data, analysis, and video to the world, featuring stories from Businessweek and Bloomberg News