ریشه های بحران آب درایران
ریشه های بحران آب درایران
چندی پیش، یکی ازمقامات وزارت جهاد کشاورزی ایران، باافتخاراعلام کرد که برای سومین سال پیاپی، ایران ازواردات گندم بی نیازشده وبدین ترتیب ،یکی ازمحورهای اصلی " اقتصاد مقاومتی " محقق شده است. همان زمان ، کارشناسان هشداردادند که این موفقیت، دیری نخواهد پائید ومجموعه ای ازعوامل اقلیمی ومدیریتی، این دستاورد رامعکوس وایران را به وارد کننده ی گندم ودیگراقلام اساسی تبدیل خواهد کرد.درآن زمان، این هشدار جدّی گرفته نشد تااینکه سه سال بعد، خشکسالی گسترده وپایدار، سراسرایران وبویژه نواحی جنوبی وشرقی این کشوررا فراگرفت. ایران ، بدلیل سوء مدیریت دولتمردان، آماده ی مقابله بااین وضع نبود. بنابراعلام مقامات رسمی کشور، تنهادراین سالها، 153 هزارمیلیارد ریال ازبودجه ی اختصاص یافته به منابع آب درمناطق بحران زده، حیف ومیل شده است. بدین ترتیب، اکنون خشکسالی، ابعاد سیاسی به خود گرفته وجنبش تشنگان سراسر نواحی جنوب وجنوب شرقی ایران رافراگرفته وباجنبشهای اعتراضی ومعیشتی دردیگرنقاط کشور همراه گردیده است.
جمهوری اسلامی، مانند اغلب کشورهای جهان، ازکمبود شدید آب رنج می برد وبحران مزمن آب راتجربه می کند. ریشه های این بحران راباید درچند عامل جستجو کرد. شاید رشد جمعیت وتوزیع نامناسب آن درسطح کشور، بروزپدیده های طبیعی چون سیل وخشکسالی ناشی ازتغییر الگوهای آب وهوائی، وفساد وسوء مدیریت منابع موجود آب ، درزمره ی مهمترین این عوامل قراربگیرند. درعین حال، رشد فزاینده ی تقاضا برای آب، افزایش قابل ملاحظه ی هزینه ی تامین آب آشامیدنی سالم، کنترل آلودگی منابع آب، و بهره برداری بی رویه ازآبهای زیرزمینی رانیزباید درزمره ی عوامل ثانویه ی موثر دربحران کنونی آب درایران برشمرد. اگرتدابیرعاجل اتخاذ نشود، بحران آب درآینده ی نزدیک، ابعادی غیرقابل کنترل به خود خواهد گرفت. دراین حال، کاهش بارندگی درسالهای اخیر، به بحران آب درایران دامن زده است. درسال گذشته، ازمیزان بارندگی نسبت به سال قبل ازآن، 25 درصد کاسته شد واین کاهش همچنان تاامروز ادامه پیداکرده است. بخش کشاورزی، بیشترین لطمه راازاین کاهش متحمل گردید زیرا یک سوم از5/13 میلیون تن گندم تولیدی کشور، به این آب بستگی دارد ودوسوم بقیه دیمی می باشد.
به گزارش سازمان ملل متحد، بیش از7/2 میلیاردنفرازجمعیت جهان تاسال2025 ، دچارتنش آبی خواهند گردید. درحال حاضر، یک نفر ازهرپنج نفرجمعیت جهان، به آب سالم دسترسی ندارد. درآینده ی نزدیک، آب به ارزشمند ترین منبع زیست کره تبدیل خواهد شد. بسیاری ازنقاط جهان، هم اکنون نیزباکمبود آب روبرومی باشند. انتظارمی رود دردودهه ی آینده، چهل درصد برمصرف آب دنیاافزوده شود. طی این مدت، مصرف آب دربخش صنعت، انرژی وکشاورزی نیزبه سرعت افزایش می یابد.بحران آب درجهان امروز، ابعاد مختلفی دارد وکشورهای جهان ، اشکال گوناگونی ازآن راتجربه خواهند کرد. این بحران، صرفنظرازعلل آن، دامداری وکشاورزی را متاثرساخته وازاین طریق نیزبرآلام بشرمی افزاید. تنش طولانی مدت آبی، پیامدهای مخربی نیز برای سلامت عمومی وتوسعه ی اقتصادی دارد. بیش ازدومیلیارد نفرازمردم جهان اکنون به آ ب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و دوبرابرایت تعداد( یعنی نیمی ازجمعیت جهان) نیزازخدمات کافی ومناسب آب وفاضلاب بهره مند نیستند. این وضع می تواند به اشاعه ی بیماریهائی چون وبا ، تیفوئید ، هپاتیت-آ ، واسهال منجرشود. دردهه ی 1950 ، فقط پنج کشورجهان بامشکل کم آبی روبرو بودند. این رقم، درآغازقرن جدید به 26 کشوررسید وانتظارمی رود تاسال 2050، ازدوسوم جمعیت زمین فراتررود.براساس استانداردهای آبی ، دراین سال ، کشورهائی که سرانه ی دسترسی آنها به منابع تجدید پذیرآب، کمتراز 1000 مترمکعب باشد، دچارکم آبی ، وکشورهائی که دسترسی سرانه ی آنها به این منابع، بین 1000 تا1700 مترمکعب باشد، دچار تنش آبی (water stress) خواهند گردید. منطقه ی خاورمیانه، بسیارکم بارش وپرجمعیت است. اکثرجمعیت این منطقه، درمناطق شهری متمرکزشده وبرمصرف آب افزوده اند. البته هنوزبسیاری ازکشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا ، بویژه آنهائی که ثروتمندترهستند، می توانند نیازهای آبی خودرابرآورده سازند. مثلاً امارات متحده ی عربی که تقریباً همه ی مواد غذائی خودراوارد می کند، ازمصرف آب دربخش کشاورزی کاسته وبرای مصارف دیگرخود نیز به تکنولوژی شیرین سازی آب دریا ، که بسیارگران وانرژی براست، روی آورده است.
ایران نیزبا1648000 کیلومترمربع وسعت ، کشوری پهناورمحسوب شده وهفدهمین کشوربزرگ جهان می باشد. این کشور، باقریب 85 میلیون نفر، پرجمعیت ترین کشورمنطقه محسوب می شود. تنوع اقلیمی درایران فراوان است وسرزمین آن ، ازنظرآب وهوائی، به مناطق بیابانی ، نیمه بیابانی ونیمه استوائی تقسیم می گردد. تفاوت دما دراین سرزمین، گاه به 50 درجه ی سانتیگراد می رسد. تفاوت بارش نیزدراین کشور، از 100 تا 1000 میایمتردرسال می باشد. بدین ترتیب، تفاوت فاحشی ازنظرجغرافیائی وآب وهوائی، میان مناطق مختلف کشور وجوددارد. 65 درصد خاک ایران بیابانی، 20 درصد نیمه بیابانی وفقط 15 درصد مرطوب ونیمه مرطوب می باشد.بنابراین، آب آشامیدنی سالم درایران کمیاب است وکمتراز ده حوضه ی آبگیرکوچک درسراسراین کشوروجوددارد. چند رودخانه ی بزرگ درایران جریان دارند که فقط یکی ازآنها درگذشته قابل قایقرانی بود، که آنهم اخیراً خشکید. تقریباً همه ی رودخانه های ایران، فصلی هستند وسیلابهای بهاره وتابستانه، خسارات سنگینی برمردم وارد می آورد. بیش از پنجاه درصد مردم ایران درمناطق شمالی وغربی کشورساکنند که هفتاد درصد منابع آبی کشور رادارا می باشند. آب وهوای بیابانی ونیمه بیابانی ایران، این کشورراباکمبودآب مواجه کرده است. خشکسالی اخیر وسوء مدیریت منابع آب دربرخی مناطق کشور، به بحران ابعاد سیاسی بخشیده وموجب اعتراضات گسترده ی مردمی گردیده است.
نرخ رشد 08/1 درصدی جمعیت که باسیاست تشویقی دولت ایران، افزایش خواهد یافت، ونیزدسترسی سرانه به کمتراز2000 مترمکعب آب تجدید پذیر، ایران رادرمرز تنش وبحران آبی قرارداده است.انتظارمی رود تاپایان سال جاری، میزان سرانه ی منابع تجدید پذیر آب ایران، به کمتراز 1300 وتاسال 2025 به کمتراز1000 مترمکعب برسد واگرتدابیرلازم اتخاذ نشود، سالهای پیش روبرای مردم ایران، به سالهائی فاجعه بارتبدیل خواهند شد. نشانه های اولیه ی فاجعه درتابستان سال جاری، خود رابه شکل جنبش اعتراضی تشنگان نشان داد. عدم دسترسی به آب سالم، موجب بروز اعتراضات گسترده دربرخی نقاط ایران گردید که تازمان نگارش این نوشتار، هنوزکم وبیش ادامه دارد. جنبش اعتراضی مردم خوزستان که ازسال 1396 تاکنون همچنان ادامه دارد، ابعاد سیاسی به خود گرفته وکل حاکمیت را هدف قرارداده است. گام نخست برای مدیریت این بحران، تجدید نظردربرنامه های خودکفائی کشاورزی، رشد جمعیت واصلاح رابطه باجهان جهت بهره مندی ازتکنولوژی پیشرفته وروشهای مدرن افزایش راندمان مصرف آب می باشد. درهمه جای دنیا، کمبود آب آشامیدنی، فقط ناشی ازکمبود فیزیکی آب نیست . چه بسا این کمبود، ازضعف اقتصادی(کمبود تجهیزات ، ضعف زیرساختها وناکارآمدی مدیریت) ناشی می شود.مثلاض درمناطق خشکی چون عمان یا جنوب غربی آمریکا، هیچگاه جریان آب آشامیدنی مختل نمی شود زیرا این مناطق، به تجهیزات وتکنولوژی پیشرفته جهت ذخیره سازی ومدیریت کارآمد آب مجهزند. اما متاسفانه، دولتمردان ایران درمسیری دیگرگام برمی دارند.آنها درنخستین گام برای مدیریت بحران، اعمال زور علیه معترضین رادردستورکارقرارمی دهند.
علیرغم اینکه مردم ایران، زخم خشکسالی راباپوست وگوشت خود لمس می کنند، اما بحران آب دراین کشور فقط زائیده ی خشکسالی نیست وازعوامل متعدد دیگری سرچشمه می گیرد.اول، رشد بی رویه ی جمعیت که بویژه پس ازانقلاب 1357 وتحت تاثیر تغییرات فرهنگی، اجتماعی واقتصادی، سرعتی بی سابقه به خود گرفت وبه زودی جمعیت کشوررا، طی کمترازدودهه، از 30 به 70 میلیون نفررساند وپیش بینی می شود تایک دهه ی دیگرازمرز 100 میلیون نفربگذرد. لذا، رشد جمعیت راباید علت العلل بحران آب درایران ذکرکرد. دوم، مهاجرت وتوزیع نامناسب جمعیت، که ناشی ازتلاش برای زندگی بهتر ودسترسی به کاراست، موجب به حرکت درآمدن گروههای بزرگ جمعیتی دردوران پس ازانقلاب 1357، بسوی مناطق شهری گردید.این خیل جمعیت ، به شکلی نامناسب میان مناطق کشورتوزیع شد. عواملی چون شرائط اقلیمی، فرصتهای شغلی واقتصادی، وتمرکز صنایع وخدمات دربرخی نقاط کشور، دراین الگو بی تاثیرنبوده است. مثلاً مناطق شرقی کشور شامل استانهای کرمان، خراسان وسیستان وبلوچستان، درحالیکه 42 درصد مساحت رادارامی باشند، فقط 7/16 جمعیت رادرخود جای می دهند. اما تهران، با7/1 درصد از وسعت، 20 درصد جمعیت کشوررادرخود جای داده است. بدین ترتیب، مناطق وسیعی ازمرکز، شرق، جنوب وجنوب شرقی ایران،عملاً خالی ازسکنه می باشند، درحالیکه تمرکزجمعیت درشمال، شمالغرب وجنوب غرب، بسیارزیاد است. به همین دلیل، اغلب شهرهای بزرگ ایران باجمعیت انبوهی روبرو هستند که تامین آب آشامیدنی برای آنها، هرروز دشوارترمی گردد.این درحالیست که میانگین مصرف آب درمناطق شهری ایران، دوبرابرشهرهای اروپامی باشد. سوم، بروزخشکسالی درجهان وایران، فشاری سهمگین برمنابع آبی، سیستمهای توزیع آب ، دامداری وکشاورزی ، وارد می آورد. اکنون در70 درصد ازمناطق روستائی ایران، جریان عادی آب مختل شده وبیش ازنیمی ازجمعیت کشور، دچاربی آبی یاکم آبی گردیده اند. 80 درصد چاههای آب آشامیدنی ایران، یاخشک شده ویابعلت نفوذ نمک ، غیرقابل استفاده گردیده اند. چهارم ، اتکاء بیش ازحد به اقتصاد کشاورزی که درحال حاضر، یک سوم اقتصاد کشورراشامل می شود. بخش کشاورزی، اکنون به زمین ونیروی کارسرشاردسترسی دارد اما، ازکمبود آب رنج می برد. درحال حاضر، بالغ بر8/92 درصد منابع آبی ایران، صرف کشاورزی می شود وتنها 2/1 و 6 درصداین منابع، به مصرف صنعتی وخانگی می رسد. باگسترش شهرنشینی، تخصیص آب به مناطق شهری افزایش می یابد وتصمیم گیری درباره ی توزیع آب میان بخشهای مختلف جامعه، دشوارترمی گردد. پنجم ، سوء مدیریت که به نظر اغلب کارشناسان، یکی ازعلل اصلی بحران آب درایران امروز می باشد. اما مقامات ورسانه های رسمی، گناه بی آبی رافقط به گردن خشکسالی می اندازند که گویا گذراست وپایدارنمی ماند. اغلب این کارشناسان، سهم سوء مدیریت رادربروز بحران فعلی آب، بیش از پنجاه درصد ذکر می کنند. بعلاوه رویاروئی باجهان، که به تحریم صدورنفت ایران انجامید، موجب گردید که دولت درصدد یافتن منابع جایگزین درآمدی، به صنایع بسیار آب بر پتروشیمی، معدن وفولاد روی آورد. این بخشها، قبل ازتحریم، 2/1 درصد ازمنابع آبی ایران رامصرف می کردند درحالیکه اکنون این رقم به بیش از 3 درصد رسیده وهمچنان درحال افزایش میباشد.
منابع آبی ایران، باچند چالش بلند مدت نیزروبرو می باشند. اول، میزان بهره برداری ازمنابع آبی تجدید شونده ی کشوراست که درحال حاضرنیز، هرشهروند این کشورباید حداکثر 150 تا175 لیترآب درروز مصرف کند، درحالیکه مردم ایران 5/1 تا 2 برابراین مقدارمصرف می کنند. دوم ، کیفیت آب ، به یکی ازارکان بحران آب درایران تبدیل شده است. سیستمهای نامطمئن تامین آب ، کیفیت ناپایدارآب آشامیدنی، شبکه ی توزیع فرسوده وناکارآمد، وفقدان سیستمهای موثرجمع آوری فاضلاب درایران،پروژه های آب وفاضلاب رادراولویت مبرم قرارداده است. عدم تصفیه ی پساب های خانگی وصنعتی، روان شدن این پساب ها درکانالهای روباز وسرازیرشدن آنها به به رودخانه ها ودریاها، منابع آبی ایران رامورد تهدید فزاینده قرارداده است. سوم ، سطح آب سفره های زیرزمینی آب( آبخوان ها) درچهاردهه ی اخیر، افت بی سابقه ای کرده است. مطابق استانداردها،ازاین منابع ، فقط باید درخشکسالی ها وانهم برای حداکثریک تادوسال استفاده کرد تاقابل بازیافت باشند. درغیراین صورت، نابود خواهند شد. تعداد چاههای عمیق ایران درچهاردهه ی پس ازانفقلاب، بیش از13 برابرشده که نیمی ازآنها بصورت غیرقانونی حفرشده اند. درحال حاضر، 55 درصد ازآب مصرفی ایران، ازطریق سفره های زیرزمینی تامین می شود. این الگو، اغلب سفره های آبی ایران راخشکانده ویاشورکرده است. وقتی یک سفره ی زیرزمینی آب می خشکد، چاه عمیق تر حفرمی شود. این روش، موجب افت 5/1 متری اغلب سفره های زیرزمینی آب ایران گردیده است. میزان بهره برداری عقلائی ازمنابع زیرزمینی آب ، مطابق استانداردهای ایران، 5/56 میلیارد مترمکعب درسال است درحالیکه این رقم اکنون از3/61 میلیارد مترمکعب فراتررفته ولذا، منابع مزبور،8/4 میلیارد مترمکعب درسال عقب نشینی می کنند. چهارم، خطرات طبیعی که ایران رابدلیل قرارگرفتن برروی کمربند حوادث طبیعی ، درزمره ی پرخطرترین کشورهای جهان قرارداده است. سیل، خشکسالی ، زمین لرزه ، طوفان ، ودیگرحوادث طبیعی، به وفوردرایران روی می دهند. ازمیان 40 نوع حادثه ی طبیعی که درجهان روی می دهد، 31 نوع درایران نیزاتفاق می افتد. بعبارت دیگر، ایران یکی از 10 کشورپرحادثه خیزجهان است. براساس آمارمنتشره توسط ستاد حوادث غیرمترقبه ی ایران، دردهه ی گذشته، سالیانه یک تریلیون ریال (2/1 میلیارد دلار) خسارت، ازمحل حوادث غیرمترقبه برکشورواردشده است. نزدیک به 70 درصد این مبلغ، به خسارت ناشی ازخشکسالی وسیل مربوط می شود که شایع ترین حوادث طبیعی درایران می باشند. پنجم ، شکاف میان عرضه وتقاضا که به موازات افزایش جمعیت ، هرروز عمیق ترمی گردد. اگردولت ، تدابیرلازم رابرای پرکردن این شکاف، ازطریق افزایش عرضه وکاستن ازتقاضااتخاذ نکند، دیریازود سراسرایران به سرنوشت خوزستان وسیستان وبلوچستان دچارشده وتبعات سیاسی واجتماعی خطرناکی به بارخواهد آورد. وقتی جمعیت ایران به 100 میلیون نفربرسد، تقاضابرای آب به 3/1 تا5/1 برابرسطح کنونی خواهد رسید. ششم ، رکود پروژه های دردست اجراء به علت کمبود منابع مالی، به معضلی جدّی دراقتصاد ایران وبویژه بخش نیروی کشور تبدیل شده است. اجرای پروژه های جدید، برای غلبه بربحران کم آبی ضروری است. اما متاسفانه، برنامه ریزان اقتصادی ایران، به برخی ازمهمترین متغیرهای دخیل دراین پروژه ها توجه نمی کنند واین بی توجهی، به طولانی شدن مدت اجرای پروژه ها ووارد آمدن خسارات سنگین برکشور منجرمی گردد. دولت ایران، بدلیل فساد ، سوء مدیریت وتحریمهای بین المللی، به بودجه ی کافی برای به پایان رساندن پروژه های ناتمام، دسترسی ندارد. قبل ازانقلاب، فقط 4 درصد ازبودجه ی کشور صرف نگهداری وتقویت منابع آبی می شد. پس ازانقلاب، باآنکه این رقم به 10 تا11 درصد رسید وبدجه ی وزارت نیرونیز سه برابرشد، اما همچنان بخش آب ازکسری مزمن بودجه رنج می برد. هفتم ،اتلاف آب وناکارآمدی شبکه های آبیاری، که بنابرآمارمنتشره توسط شرکت آب وفاضلاب ایران، 32 درصد آب کشوررا هدرمی دهد. فرسودگی شبکه های آب شهری، دزدی آب ، ونبود تجهیزات اندازه گیری مصرف دربرخی نقاط کشور، ازجمله علل واردآمدن این خسارن هنگفت براقتصاد ایران می باشند درحالیکه بامدیریت کارآمد وبهبود تجهیزات ، می توان این رقم رابسرعت به 8 تا9 درصد رساند. به این خسارت باید بازدهی نازل سیستم آبیاری کشاورزی رانیزافزود که 20 تا 27 درصد می باشد. بدین ترتیب، بیش از67 درصد منابع آبی کشور، درجریان آبیاری کشاورزی ومصرف شهری ، به هدرمی رود. هشتم ، جنگ آینده برسرآب دربرخی نقاط کشور روی خواهد داد. نتیجه ی این منازعه، برای فقرا دردناک خواهد بود. کارشناسان معتقدند که درآینده ی نزدیک، منازعه ی ایدئولوژیک برسرآب ، نیزبالا خواهد گرفت وابعاد ملی رادرخواهد نوردید. دربرخی مناطق جهان ، مثل خاورمیانه، که کمبود آب شدید می باشد، خطربروزجنگ آب جدّی است وامکان گسترش آن به کل منطقه نیزوجوددارد. درآینده ، آب دراین مناطق ، شکل سیاسی وامنیتی به خود خواهد گرفت.
علاوه بر جنگل زدائی وبیابانی شدن زمینهای ایران، پساب صنعتی وخانگی نیزمعضل دیگرزیست محیطی است که رودخانه ها وآبهای ساحلی ایران راآلوده می سازد وعرضه ی آب آشامیدنی سالم راهرروز دشوارترمی کند. تالابها وآبگیرها، یکی پس ازدیگری می خشکند وآب رودخانه ها ودریاچه ها، با پساب های صنعتی، شیمیائی و خانگی آلوده می گردند.اگرچه ایران ازیک دهه پیش، به تکنولوژی باروری ابرها روی آورده وبرای مدتی نیزتوانست به کمک این تکنولوژی، 15 درصد برمیزان بارشها دربرخی نقاط کشوربیفزاید، اما بدلائلی نامعلوم ، این برنامه دنبال نشد. شاید کمبود منابع ، تحریمها وسوء مدیریت، موجب توقف این برنامه گردیده باشد. کاهش بارندگی، موجب می گردد که کشاورزان به سوی منابع جایگزین آب ( حفرچاه غیرقانونی و...) روی بیاورند که خود موجب تشدید فشاربرسفره های زیرزمینی آب می گردد. اگرچه برنامه ی ششم توسعه که امسال به پایان می رسد، میزان بهره برداری از منابع آب را 11 میلیارد مترمکعب ( بجای 3/61 میلیارد مترمکعب فعلی) تعیین کرد اما،ازسوئی روش نیل به این هدف رامسکوت گذاشت وازسوی دیگر، این هدف نیزمانند دیگراهداف برنامه ی مزبور، برروی کاغذ باقی ماند.علیرغم اعتراضات مکرر مردم، محافل دانشگاهی وکارشناسان، دولتمردان جمهوری اسلامی،همچنان راه حل معضل آب رادرساخت سدهای بیشتر جستجو می کنند. جمهوری اسلامی، ازهمان ابتدا، بدون توجه به هشدارهای کارشناسان، سد سازی وحفرچاه را درراس برنامه های خود قرارداد. چهار دهه اجرای این سیاست، به نابودی 85 درصد آبهای زیرزمینی این کشورانجامید. گفته می شود شرکتهای مرتبط با سپاه پاسداران ایران، همچنان بردولتهای این کشور فشاروارد می آورند تابه سیاست سد سازی ادامه دهند. این سدها، ازنظر استانداردهای زیست محیطی وساختمانی، بسیارنازل می باشند وعلاوه برپیامدهای مخرّب زیست محیطی، آب پشت آنها به سرعت بخارشده ویاخیلی زود جذب زمین می گردد. این سدها، معمولاً بدون توجه به ساختارهای مکمل بالادستی و پائین دستی، مانند سیستمهای آبیاری، آبخیزداری، وشبکه های زهکشی، احداث می شوند.اگرچه دولت روحانی درآخرین روزهای خود، ساخت 14 سد رامتوقف کرد اما پیش بینی می شود این سدها دردولت فعلی تکمیل شوند. بحران آب که اکنون مناطق وسیعی ازایران رافراگرفته، حاصل این کژفهمی وسوء مدیریت مدیران قبلی وکنونی می باشد. کارشناسان معتقدند که اگرسیاستهای دولت ایران تغییراساسی نکند، تا 20 یا 30 سال آینده ، ذوسوم جمعیت ایران، بدلیل کمبود آب ودیگرفشارهای زیست محیطی واجتماعی، ازاین کشورمهاجرت خواهند کرد.
یافتن راه حل برای بحران آب ایران، اکنون به بزرگترین مشغله ی برنامه ریزان، دولتمردان وجامعه ی مدنی این کشورتبدیل شده است. تاکنون دراین رابطه، دوبرنامه ی مهم ارائه شده است : " برنامه ی جامع سازگاری آب وهوائی" و " طرح جامع آب " . هدف برنامه ی اول که بامشارکت وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان مدیریت وبرنامه ریزی وسازمان هواشناسی ایران تنظیم شد ودردودهه قبل نهائی گردید، مدیریت منابع آبی کشور ورسیدگی به مناطق بیابانی ونیمه بیابانی آن( باتوجه به 30 حوضه ی آبگیر) بود تاازاین طریق بتوان دربلند مدت ، نوعی توازن میان عرضه وتقاضا درهرحوضه ی آبگیرایجاد نمود. محوراین برنامه را، مدیریت مسائل مختلف آبی، ظرفیت سازی ومدیریت عرضه وتقاضا تشکیل می داد. هد ف " طرح جامع آب " نیز که توسط سازمان مدیریت منابع آب تنظیم شد، استحصال، حفظ وبهره برداری ازمنابع ملی آب، به نحوی است که با توسعه ی پایدار، همخوانی داشته باشد. حفظ محیط زیست وحقوق نسلهای آینده نیزازمحورهای دیگراین برنامه می باشد.
چند سال بعد، براساس این دوبرنامه ،سندی بنام " استراتژی بلند مدت توسعه ی منابع آبی ایران" توسط وزارت نیرو تهیه شد که درآن، برنامه ی کوتاه مدت ومیان مدتی برای مدیریت منابع آب ایران تنظیم شده بود. این سند ، پیشگام بکارگیری راهبردهای جهانی درامرآب ، درایران محسوب می شود.چندی قبل از تصویب این سند ، به موجب تصمیم رهبران جهان دراجلاس توسعه ی پایدار در ژوهانسبورگ ، کشورهای جهان موظف شده بودند برنامه ی مدیریت جامع آب رابراساس رهنمودهای این اجلاس ، تدوین ومنتشرنمایند. درواقع ایران نیزباتدوین این سند، به نخستین کشورمنطقه تبدیل شد که به دعوت اجلاس ژوهانسبورگ لبیک گفت. همچنین گفته شد که ایران طرحهائی رابرای شیرین کردن آب تنظیم نمود که بدلیل هزینه بر بودن، همچنان برروی کاغذ باقی ماند. علاوه برتجهیزات گرانقیمت، پمپاژ آب به مناطق مرتفع مرکزی ایران، بسیاردشواروپرهزینه است. مثلاً برای اینکه 10 درصد ازگندم فعلی کشور بااین آب تغذیه شود، باید 10 درصد ازتولید گاز کشور به تولید برق لازم برای این پروژه اختصاص یابد که فشاری سنگین برمنابع گازی، توان صادراتی ومصرف داخلی کشور وارد می آورد.
ایران ، اکنون خشک ترین سال خود را در 7 دهه ی اخیر سپری می کند. از 85 میلیون جمعیت این کشور، 28 میلیون نفر درمناطقی ازجنوب، مرکز وشرق کشور زندگی می کنند که دچار تنش آبی است. دولت ایران، طرحهائی رابرای غلبه براین بحران آماده کرده که یکی ازمهمترین آنها طرح انتقال آب خلیج فارس به مناطق مرکزی ایران است که درچهارمسیر دردست اجراست. وقراراست تاسیسات آب شیرین کن رادرمسیرخود تغذیه نماید. این طرح، 285 میلیارد دلارهزینه برمی دارد وقراراست بابکارگیری 70 هزارنیرو، تاسال 2025 به انجام برسد. اما اتمام این پروژه درتاریخ مذکور، بعید به نظرمی رسد زیرا دولت ایران ، تحت فشارتحریمهای بین المللی، به شدت از کمبود منابع مالی رنج می برد وهم اکنون بخش بزرگی ازاین پروژه را متوقف کرده است. ازسوی دیگر، ابهامات فراوانی نیز درباره ی تاثیرات منفی این طرح براکوسیستم ایران مطرح می باشد که هنوزبی پاسخ مانده اند. لذا ، به نظرمی رسد انجام هرگونه اصلاحات ، ازجمله دربخش آب ، درشرائطی که رژیم ایران تحت شدیدترین تحریمهای بین المللی قراردارد، بسیار دشوار وپرهزینه ، ودرعین حال ناگزیر می باشد. اعتراضات توده های مردم به بحرانهای جاری، بدون انجام این اصلاحات ، پایان نخواهد گرفت وممکن است تامرز سرنگونی رژیم حاکم نیز پیش برود.
منابع ومآخذ
1)Iran water crisis , www.ersa.org
2)emergency disaster data base , www.em-dat-net
3)irans water problem , www.carnegieendowment.org
4)the water crisis in iran , www.borgenproject.org
5)committing sucide by dehydration , www.foreignpolicy.com
6)irans water crisis , www.smartwatermagazin.com
7)water-related conflicts in iran,i raq , mali . Nigeria ,india, www.wri.org
8)experts believe irans water shortage can be tackled, www.tehrantimes.com
9)green movement in iran , www.elaw.org
10)iran biggest problem is water ,www.mei.edu