جنگ آب درایران
جنگ آب درایران
تاچند دهه ی پیش،ایران سبزترین کشورخاورمیانه بود. پارکهای ملی حفاظت شده درسراسرکشورگسترده بود وگونه های منحصربه فرد جانوری وگیاهی رادرخود جای داده بود.. رودخانه ها ی خروشان دراقصی نقاط کشورروان بودند وآب مصرفی مردم راتامین می کردند. ازآلودگی هواخبری نبود. اما اکنون چهاردهه پس ازانقلاب، حافظان ومدافعان این زیست بوم ،درزندان به سرمی برند، شکنجه واعدام می شوند. بسیاری ازدوستداران محیط زیست ودانشمندان نیز ازکشورمی گریزند. بدین ترتیبف محیط زیست، بی حامی به حال خود رهاشده وبدست مدیران بی کفایت وفاسد دولتی، ذرّه ذرّه خاموشی می گیرد. دیگرمدتهاست که ازیوزپلنگ آسیائی، ببرمازندران ، ولک لک سیبری درایران خبری نیست. دریاچه ی ارومیه، این بزرگترین دریاچه ی آب شورجهان، نفس های آخررامی کشد ودریاچه ی "بختگان" دومین دریاچه ی بزرگ ایران، نیزحال وروزخوشی ندارد. رودخانه های زاینده رود، کارون، کرخه ودز ، عملاً به رودخانه های فصلی تبدیل شده اند وتالابهای بزرگ ایران، ازجمله هورالعظیم، میانکاله، گاوخونی وهامون ، یاخشکیده اند ویادرحال خشکیدند. تابستان 1400 ، گرم ترین وخشک ترین تابستان ایران درهفت دهه ی اخیرمی باشد. تغییرات آب وهوائی، موجب کاهش شدید نزولات آسمانی درسالیان اخیرگردیده است وانتظارمی رود جنگ آب میان میان استانها ونواحی مختلف ایران ازیکسو، ومیان ایران وهمسایگانش ازسوی دیگر، بالا بگیرد.
درحالیکه " اجلاس زمین" در ریودوژانیرو، سطح بهره برداری ازمنابع تجدید شونده ی آب راحداکثر 40 درصد تعیین کرد اما این رقم اکنون درایران، به بیش ازصد درصد رسیده است ودولتمردان 40 سال اخیرایران، باید نسبت به نابودی منابع تجدید پذیرآب، به تاریخ پاسخگو باشند.بنابراعلام سازمان هواشناسی ایران، میزان بارندگی امسال درسیستان وبلوچستان، 82 درصد کمتراز میانگین سالهای اخیربوده است. این رقم برای هرمزگان، به 86 درصد کمترازالگوی متوسط منطقه ی خلیج فارس رسیده است.
ایران طی دهه های اخیر، سرمایه گذاریهای سنگینی برروی سد سازی درسراسرکشورانجام داده است. این پروژه ها که بامطالعات ناکافی ومدیریت ضعیف عملی شده اند،پیامدهای مخرّبی برای محیط زیست داشته وبه تبخیربیش ازحدّ منابع آبی تجدید شونده انجامیده اند. ظرفیت کل سدهای ایران 10 میلیارد مترمکعب می باشد که دوسوم آن درسال جاری ، خالی مانده است. استفاده ی بی رویه ازآب این سدها، موجب ازدست رفتن 130 میلیارد مترمکعب ازذخائرزیرزمینی آب وبرهم خوردن تعادل آبی درآبخوان های کشورگردیده است. ازاین گذشته، 92 درصد ازمنابع آبی تجدید شونده ی کشور، صرف کشاورزی می گردد درحالیکه میانگین جهانی این رقم 70 درصد می باشد. گفته می شود سالیانه 7/4 میلیارد مترمکعب ازاین ذخائرآبی، بطورغیرقانونی وازطریق حفرچاه ونصب موتورپمپ، برداشت می گردد. ازاین گذشته، سیستمهای آبیاری ایران، بسیارکهنه وفرسوده می باشند وعلیرغم سرمایه گذاریهای هنگفت، استفاده ازروشها وسیستمهای مدرن آبیاری درکشور، به کندی صورت می گیرد وبرخی صنایع آب بر ( مانند پتروشیمی وفولاد) درمناطقی احداث شده اند که دچارتنش آبی می باشند.( اصفهان، کرمان، خوزستان ، هرمزگان ،...) واین امر، فشاربرمنابع آبی مناطق مزبوررا دوچندان می سازد. به گفته ی معاون وزیرنیروی ایران، درحال حاضر بیش ازده میلیون نفرازجمعیت ایران به آب آشامیدنی پایدار دسترسی ندارند وشش هزارروستای کشور نیزاصولاً فاقد تاسیسات آبرسانی می باشند. او گفته است که اگر وضع فعلی ادامه پیداکند، دیری نخواهد پائید که مناطق جنوبی وشرقی ایران خالی ازسکنه خواهند شد ودرنهایت، پنجاه میلیون ایرانی، مجبوربه مهاجرت ازکشورخواهند گردید.
دراین شرائط، جنگ آب درایران، برسرانتقال آب واحداث زیرساختهای آبی، بالا خواهد گرفت. چنانچه هم اکنون نیز نشانه هائی ازاین جنگ دراصفهان، چهارمحال بختیاری، خوزستان ویزد، مشاهده می شود که تاکنون چندین نفرکشته وصدها بازداشتی برجای گذاشته است.درآینده نیز، تخصیص ناعادلانه ی آب، به تنش های سیاسی گسترده منجرخواهد شد. ازآنجائیکه ایران، به موازات خشکسالی، باچند بحران بزرگ دیگر درعرصه ی روابط بین المللی وتحریمهای فلج کننده روبروست، لذا، به نظرمی رسد این چالشها، مشکل آب راازاولویت انداخته باشد.
ایران بابیش از 1648000 کیلومترمربع ، هجدهمین کشورپهناورجهان ودومین کشوربزرگ خاورمیانه، پس ازعربستان سعودی است. سرانه ی منابع آب تجدید پذیر دراین کشور، 1700 مترمکعب است که بیارپائین تراز میانگین جهانی(7000 مترمکعب) واندکی بهتراز میانگین منطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقاست(1300 مترمکعب). البته این ارقام، مربوط به کل منابع آبی دردسترس ایران می باشد که بخش مهمی ازآن به علت آلودگی به فلزات سنگین، عناصرسمّی، نیترات ونمک، قابل آشامیدن واستفاده درکشاورزی نیست. براساس اطلاعات موجود، 5/66 درصد آبخوان های ایران در شرائط بحرانی قراردارند واغلب رودخانه ها، چشمه ها، دریاچه ها وتالاب های کشورخشکیده اند ویا درشرف نابودی قراردارند.
کم آبی درایران، چهارشاخصه ی بارز دارد.اول، فقدان برنامه ریزی علمی درزمینه ی کاربری زمین؛ دوم ، سوء مدیریت، توسعه زدگی ، وخودکفائی ؛ سوم ، تصمیم سازی سیاسی برای تخصیص آب ؛ وچارم ، قیمت گذاری نامناسب آب وعدم استفاده ازسیستمهای بهینه ی آبیاری. نخستین برنامه ی علمی درزمینه ی کاربری زمین درایران، به قبل ازانقلاب 1357 بازمی گردد.به موجب این برنامه، ایران می بایست تاسال1392 ، به الگوی بهینه ی بهره برداری ازمنابع آب وخاک براساس منطقه ای، نائل گردد. اما باپیروزی انقلاب ایران، برنامه ی مزبوربه فراموشی سپرده شد واولویتهای دیگری دردستورکارقرارگرفت که بعضاً هیچ پایه ی علمی ومنطقی نداشتند. درغیاب برنامه ی علمی، کشت وزرع درهمه جای ایران، ازبیابان گرفته تاسواحل دریا،ازشرق تاغرب، وازشمال تاجنوب، مورد تشویق قرارگرفت وهیچ برنامه ای برای استفاده ی بهینه ازآب دربخش کشاورزی وصنعت تنظیم نگردید ولذا، هرروز برعمق چاههای آب افزوده شد. حاصل کاراین بود که 405 حوضه از609 حوضه ی آبگیر کشور، دربحران فرورفت.
کشورهای درحال توسعه، تشنه ی رشد وتوسعه هستند اما،طرحهای توسعه ی آنها اغلب بسیارپرهزینه ونامناسب می باشد ولذا دربلندمدت، آسیب جدّی به محیط زیست وارد می کند. یکی دیگرازمسائلی که بویژه پس ازانقلاب، آسیب جدّ ی برمنابع آبی ایران وارد کرد، سیاست خودکفائی کشاورزی بود که منابع آبی ناچیزکشوررابه نابودی کشاند. براین سیاست، بویژه دردوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تاکید شد که به افت شدید ذخائرآبی کشور وتخریب اکوسیستم انجامید.
درسالهای پس ازانقلاب، اختصاص آب به مناطق مختلف کشور، هیچگاه برمبنای علمی صورت نگرفت. این امر،بویژه درمنابع آبی مشترک میان استانها( خوزستان ، چهارمحال بختیاری، اصفهان، یزد و...)نادیده گرفته شدودربرخی موارد، اعمال فشارهای قومی ومحلی، جای تحلیل علمی راگرفت. مثلاً چند سال پیش ، نمایندگان اصفهان درمجلس تهدید کردند که اگر بودجه ی کافی برای طرح انتقال آب به اصفهان درنظرگرفته نشود، همگی استعفا خواهند داد.درکشوری که سابقه ی تاریخی درخشانی درمدیریت منابع آب دارد، (قنات و...) این سوء تدبیر، شگفت انگیز است. ازسوی دیگر،حضورپررنگ دلالها درسیستم توزیع، موجب گردیده که که کشاورز، اختیارقیمت گذاری محصول خودرانداشته ودرغیاب تشکلهای صنفی قدرتمند، مظلوم واقع شود.
اما اگرتصمیم سازی درسطوح بالائی رژیم، بااستفاده ازکارشناسان ومتخصصین آب ومحیط زیست صورت گیرد، می توان بحران کنونی آب را درسطح محلی وملی مدیریت کرد. برای اینکار لازم است به چند نکته توجه شود. اول اینکه، سیاستگذاران باید به حساسیت زمان ومکان پی ببرند وپروژه های ملی آب راباهمکاری نهادهای بین المللی ومتخصصین داخلی تنظیم کرده وبه اجراء درآورند. این پروژه ها، باید تحت نظارت دقیق سازمانهای غیردولتی قرارداشته وبااستفاده ازتکنولوژیهای جدید وپیشرفته عملی گردند. دوم اینکه، مشکل آب رادرمناطق مرکزی ایران، نمی توان دربلند مدت، ازطریق انتقال آب حل کرد. زیراباتوجه به مصرف فزاینده ی آب درخوزستان، چهارمحال بختیاری ولرستان، هرگونه انتقال آب ازاین استانها، تنش آبی ایجاد خواهد کرد وپیامدهائی چون خشکیدن کارون، زاینده رود، کرخه و... بدنبال خواهد داشت وبه جنگ آب میان استانها منجر خواهد گردید. چنانچه تاکنون ، بارها خطوط انتقال آب ، مورد حمله ی مردم قرارگرفته وتخریب شده اند. سوم اینکه، جهان امروز ، جهان ارتباطات است ونخبگان ومتخصصین این دهکده ی جهانی می توانند ایران رادربرونرفت ازبحران کمک کنند. برخی تکنولوژیها ، روشها وفرآورده های آبی رامی توان ازخارج وارد کرد ومنابع محدود آبی را به مصارف بهینه تراختصاص داد. اگرهرکسی بتواند هرمحصولی راکه مایل است درهرکجای کشور کشت کند وهرصنعتی راکه می خواهد درگوشه وکنارکشور برپانماید، نتیجه ی کار، فاجعه بارخواهد بود. چنانچه تاکنون نیز چنین بوده است. چهارم اینکه ، استفاده ی بیش ازحدّ ازسفره های زیرزمینی آب برای کشاورزی، آسیب جدّی به منابع آبی وارد می کند وباید متوقف شود. همزمان، مدیریت پساب ها، تولید آب شیرین ازدریا، وباروری ابرها نیزباید بطورجدّی مورد توجه قرارگیرد. پنجم اینکه، نوزیع جمعیت درسطح کشور باید بصورت منطقی صورت گیرد ودرنخستین گام، صنعتی کردن مناطق مرکزی ایران متوقف شود تاافراد جویای کار، به مناطق دیگرمهاجرت نمایند تافشارازروی منابع آبی مرکزایران برداشته شود. ششم اینکه، افزایش محصول صنعتی وکشاورزی، باید ازطریق ارتقای راندمان تولید، ونه افزلیش کمّی عوامل تولید،( آب ، زمین،...) حاصل شود. هفتم اینکه ، مدیریت تقاضابرای آب راباید به موازات مدیریت عرضه ، بطورجدّی دردستورکارقرارداد زیرا فرصتهای طلائی برای اینکار، بسیارناپایدارند وبه سرعت ازدست می روند وبالاخره هشتم اینکه، سازمان محیط زیست کشور، باید ازطریق جذب متخصصین ودوستداران محیط زیست، تقویت شود واختیارتصمیم گیری درمسائل مهمی چون آب را بیابد تا بتواند مانع ازجنگل زدائی ، تغییرکاربری زمین وساخت وسازهای بی رویه گردد.
ایرانی ها ازدیرباز آموخته اند که چگونه باشرائط نامساعد اقلیمی کناربیایند. اما جمهوری اسلامی، باندانم کاری، فساد وسوء مدیریت خود، دراین روند طبیعی اخلال ایجاد کرد بدون آنکه سیستمی بهتر، قوی تر وعلمی تررا جایگزین آن نماید واکنون که بحران ازراه رسیده، همه ی گناه هارا به گردن تحریمهای بین المللی وتغییرات اقلیمی می اندازد. معهذا، متخصصین برجسته ی ایرانی، باهمکاری نهادهای بین المللی، قادرند بحران کنونی را مدیریت کرده وپشت سربگذارند.
اما بحران خشکسالی درایران، فقط به این کشورمحدود نشده وابعاد خارجی نیزپیداکرده است. مدتهاست که اصطکاک هائی میان ایران وهمسایگانش، بویژه عراق وافغانستان، برسرآب جریان دارد. امروزه تقریباً تمامی آب موردنیازعراق،ازدجله وفرات تامین می شود.اما سد سازی های ایران وترکیه برروی سرشاخه های این رود، موجب کاهش حقابه ی عراق گردیده ومشکلات عدیده ای برای این کشورایجاد کرده است. معهذا حدود دوسوم از2/10 میلیاردمترمکعب آبی که دررودخانه های ایران جریان دارد ، ازکشورخارج می شود وبخش مهمی ازآن راهی عراق میگردد. حسن روحانی ، طرحی رابنام " پروژه های مدرن آبیاری" درمرزهای غربی کشورباعراق کلید زد که هدف ازآن، چهاربرابرکردن تولیدات کشاورزی منطقه اعلام شد.اما درواقع، این طرح که نام " مدرن" رانیزیدک می کشد،چیزی جزساخت چند سد کوچک نبود. درسال 2019 دولت ایران اعلام کردکه قصددارد طی دوسال آینده، 109 سد برروی رودخانه های منطقه ببندد ومازادآب پشت این سدهارا به استانهای خشک کشورهدایت کند. درمقابل، دولت عراق نیزوضعیت خشکسالی وکم آبی دراین کشور را حادّ اعلام نمود وازایران خواست تابررودخانه های مرزی سد نبندد.دولت اقلیم کردستان عراق نیز ایران رامتهم کردکه مسیرسرشاخه های دجله وفرات رامنحرف می کند وازقوانین بین المللی دراین زمینه، تبعیت نمی نماید. رودخانه های " زاب سفلی " و"سیروان" که دراقلیم کردستان عراق جریان دارند، ازرشته کوه زاگرس سرچشمه می گیرند وبه سوی عراق می روند. ایران، مسیر رود زاب رابسوی دریاچه ی ارومیه ومسیررود سیران را نیزبسوی پروژه های بزرگ کشاورزی سرپل ذهاب منحرف نموده است. درنتیجه ی این اقدامات، جریان آب دررودخانه های زاب سفلی وسیروان که هردوازسرشاخه های دجله هستند، کاهش چشمگیرپیداکرده است. باحفر کانال انتقال آب " نوسود" که فقط ده کیلومتربا سدّ عظیم " داریان " فاصله دارد، آب سیروان به سوی کرمانشاه ودیگرمناطق غرب ایران منحرف شده است. سدّ " کلسا " درسردشت نیز 80 درصد ازآب رود زاب سفلی کاسته است.
مردابها وباتلاقهای تاریخی واقع درمرز ایران وعراق نیزدرحال خشکیدند. زمانی این تالابها، بزرگترین اکوسیستم غرب اوراسیا محسوب می شدند. خشکیدن این تالابها، درکنارپروژه های سد سازی، به شورشدن آب رودخانه های منطقه، ازجمله کارون ، منجرشده است. نقش سدّ " گتوند " درشوری آب کارون وخشکیدن آن ، برکسی پوشیده نیست. بعلاوه، سرازیر شدن پساب های زیانبار صنعتی وخانگی به این رودخانه ها، نهایتاً شطّ العرب رانیز آلوده می کند وشوری آب را دوچندان می سازد. درسال2019 ، هنگامی که " عادل المهدی" نخست وزیرسابق عراق به تهران سفرکرد، ازایران خواست تابه مفاد پیمان الجزائر درباره ی شطّ العرب عمل کند، اما تا امروز، هیچ اقدامی دراین زمینه صورت نگرفته است.
درنتیجه ی سیاست سد سازی ایران وانحراف آب رودخانه های مرزی توسط این کشور، منطقه دچارخشکسالی شده ودیریازود، مهاجرتهای توده ای آغازمی گردد.این سیاست به حیات وحش منطقه وتوریسم صدمه می زند وموجب نابودی زمینهای کشاورزی وپروژه های پرورش ماهی درمنطقه می گردد.ازیک سال پیش که کانال انتقال آب نوسود به بهره برداری رسید تاکنون، آب آشامیدنی بخش هائی ازکردستان عراق قطع شده است. رودخانه های سیروان و زاب سفلی، آب آشامیدنی بخش بزرگی ازعراق رادرفصل تابستان تامین می کنند.میزان حقابه ی عراق ازرود سیروان، از45 مترمکعب به 7 مترمکعب درثانیه کاهش پیداکرده است. حقابه ی رود زاب سفلی نیز به دو مترمکعب درثانیه محدود شده که عملاً به معنی توقف جریان این رود درخاک عراق می باشد. ایران عملاً جریان آب ازسدّ دوکان راقطع کرده وزندگی صد هزارنفرازساکنین مناطق پائین دستی سد رابه خطرافکنده است. ازپروژه های عظیم سد سازی درمناطق مرزی ایران، قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا ، آستان قدس رضوی ، وبنیاد مستضعفان سود می برند وبی جهت نیست که باتمام توان دربرابرتغییر سیاستهای جاری، ایستادگی می کنند.
هنوز زود است که ازدرگیری ایران وعراق برسرآب سخن به میان آوریم. اما، این احتمال وجوددارد که باتشدید خشکسالی وکمبودآب ، کاربه رویاروئی دوکشوربکشد. این منازعه، آتش زیرخاکستراست که دیریازود زبانه خواهد کشید. صدای اعتراض به سیاستهای زیسن محیطی ایران، عراق وترکیه، روزبروزبلند وبلندترمی شود. اعتراضات ناصریه وبصره، ونیزاعتراضات جاری درخوزستان ودیگرنقاط ایران، نشانه هائی ازاین تحول می باشد.اخیراً مرکز مطالعات استراتژیک ایران، خواستارپایان دادن به آن چیزی شد که "مافیای آب " نامید. این مافیا، بااعمال نفوذ درمجلس ودولت ، مانع ازتغییر سیاستهای مخرّب کنونی درزمینه ی سد سازی وانتقال آب می گردد.
درآنسوی کشور درسیستان وبلوچستان نیز، مردم باچالش بی آبی دست وپنجه نرم می کنند. تابستانها درجنوب شرقی ایران ، دمای هوا بندرت از40 درجه ی سانتیگراد پائین ترمی آید وبادهای 120 روزه، کل منطقه رازیرشن وغباردفن می کند.قطع جریان آب هیرمند بدنبال سد سازی های افغانستان، درکنار تغییرات اقلیمی، حوضه ی آبگیر هامون رابا 4000 کیلومترمربع وسعت ، به کانون ریزگرد تبدیل کرده است. بادی که درگذشته، فقط صدوبیست روز درسال می وزید، اکنون نیمی ازسال ادامه دارد وگردوخاک درمنطقه می پراکند. درزمستان گذشته ، میزان بارندگی درسیستان وبلوچستان، فقط 29 میلیمتر بود که کمترازیکسوم سالهای قبل می باشد. حدود یک پنجم جمعیت 5/2 میلیونی سیستان وبلوچستان، تاکنون ازاین استان مهاجرت کرده اند وبرخی ازآنها نیزکشاورزی ودامداری رارها کرده وبه تجارت پرسود مواد مخدر مشغول می باشند.
درحالیکه همه ی کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا، سرگرم جنگ وستیزبرسرآب می باشند، دولتمردان ایران به خواب خرگوشی فرورفته اند. جنگ آبی که اکنون بین استانهای اصفهان، چهارمحال بختیاری، یزد ، خوزستان ولرستان جریان دارد، بزودی به روستاها خواهد رسید وچه بسا به آنسوی مرزها نیزکشیده شود. طبیعت ایران قربانی سیاستگذاریهای غلط دولتمردان خود گردیده است. دولتمردانی که دیری است دیگراعتقادی به توسعه ی پایدارندارند( چنانچه بربسیاری دیگرازاعتقادات گذشته ی خویش خط بطلان کشیده اند) وطبیعت ایران که قربانی ندانم کاری ومنفعت طلبی متولیان خود شده، اکنون باخشکسالی، به تجاوز این نسل خودخواه پاسخ می دهد.
منابع ومآخذ
1)water wars on the horizon in iran , www.asiatimes.com
2)the water crisis in iran: development or destruction? , www.onlinelibrary.wiley.com
3)drought turns part of iran into a new dust bowl , www.nationalgeographic.com
4)how iran is destroying its once thriving environmental movement , www.nationalgeographic.com
5)water scarcity could lead to the next major conflict between iran and Iraq , www.mei.edu
6)water wars in MENA , www.sputniknews.com