آیاانرژی هسته ای نفع مسلم ماست؟

آیا انرژی هسته ای ، نفع مسلّم ماست ؟

شکافت هسته ای (Fission) گرمائی تولید می کند که بسوی

1)طرح مسئله خنک کننده ( معمولاً آب) هدایت می شود. سپس بخارحاصل

ازگرم شدن آب ، توربین متصل به ژنراتوررابه حرکت درمی آورد وبرق تولید می کند.بدین ترتیب ، 450 راکتور هسته ای هم اکنون درسطح جهان مشغول کارند تا 15 درصد ازبرق موردنیاز دنیاراتولید نمایند. بیشترین تعداد نیروگاه اتمی را کشورهای آمریکا ، فرانسه ، چین ، روسیه وکره جنوبی دارند. در دهه های اخیر، پیشرفتهای مهمی درعرصۀ ساخت نیروگاه هسته ای حاصل شده وانواع راکتورهای هسته ای ساخته شده است که مهمترین آنها عبارتنداز راکتورآب جوش (boiling water reactor) ، راکتورآب تحت فشار (pressurized water reactor ) ، راکتورگازی (Gas-cooled reactor) که ازگازدی اکسید کربن برای خنک کردن راکتوراستفاده می شود، وراکتورنوترونی (Neutron) که با سدیم مایع خنک می شود.

فکراحداث نیروگاه هسته ای ، به دهۀ 1930 بازمی گردد. درآ زمان " انریکوفرمی" (Enrico Fermi) فیزیکدان آمریکائی ، برای نخستین باراین ایده رامطرح کرد واولین واکنش زنجیره ای اتمی را درآزمایشگاه دانشگاه شیکاگو انجام داد. دردهۀ 1950 در آیداهو ازانرژی اتمی برق تولید شد. درسال 1954 ، اولین نیروگاه هسته ای دراتحاد شوروی احداث گردید ونخستین نیروگاه تجاری هسته ای نیز درسال 1957 درپنسیلوانیا شروع بکار کرد. بزودی دانشمندان پی بردند که همجوشی هسته ای (Fussion) که درجریان آن ، دوهستۀ سبکتربه هم می پیوندند تاهسته ای سنگین تر تشکیل دهند، نسبت به شکافت هسته ای که که درجریان آن هستۀ اتم شکسته می شود ، امن تروکم خطرتر( هم برای انسان وهم برای محیط زیست) می باشد. اما این نوع نیروگاه ، هنوزدرمرحلۀ تحقیق قراردارد وبویژه انستیتوی ماکس پلانک (Max Planck) وموسسۀ ITER برروی آن کارمی کنند. همجوشی هسته ای ، ازابتدای خلقت درخورشید انجام می شود. اتمهای هیدروژن درخورشید ، بطور پایدار بهم متصل می شوند و هلیوم تولید می کنند. بسیاری ازدانشمندان ، انرژی هسته ای را راه حل بحران تغییرات اقلیمی می دانند ومخالفین را کوته فکر ،متوهّم وعقب مانده معرفی می نمایند. درحالیکه چنین نیست. انرژی هسته ای ، یک تکنولوژی منسوخ شده است. اما برخی تبلیخ می کنند که پیشرفته ترین فناوری برای توسعه می باشد. سوئد که دارای بیش ازنیم قرن تجربۀ استفاده ازانرژی اتمی است ، یک دهه است که نیروگاههای هسته ای خود رابسته است. دانمارک وبرخی کشورهای دیگرجهان نیزچنین کرده اند.

اول اینکه انرژی هسته ای بسیارخطرناک است. باافزایش ساخت نیروگاه هسته ای درگوشه وکنارجهان، خطرحوادثی چون " فوکوشیما " (Fukushima) و"چرنوبیل" (Chrnobyl) نیزافزایش می یابد. فاجعۀ مرگبار چرنوبیل درسال 1986 ودرپی ذوب شدن وانجار یکی ازراکتورهای نیروگاه بوقوع پیوست ومقادیرزیادی رادیواکتیو رادرمحیط اطراف پراکند. گروهی کشته وصدها هزارنفرازخانه وکاشانۀ خود آواره شدند. پس ازگذشت چهار دهه ازاین حادثه ، هنوزاطراف نیروگاه خالی ازسکنه است وهیچ موجود زنده ای جز گرگ خاکستری درآنجازندگی نمی کند. تشعشعات اتمی نیروگاه چرنوبیل حتی به بلاروس ، اسکاتلند وایرلند نیزرسید. نیروگاه فوکوشیما ی ژاپن نیزدراثر زمین لرزه وسونامی حاصل ازآن ، بشدت آسیب دید وهنوزباگذشت دهه ها ، مردم ازنزدیک شدن به منطقه هراس دارند. حوادث کوچک دیگری چون ذوب شدن راکتورنیروگاه جزیرۀ سه مایلی (Three mile Island ) درپنسیلوانیا نیز بوقوع پیوسته اند که هریک خسارت مالی وجانی مختلفی برجای گذاشته اند. تغییرات اقلیمی ، خطربروز حوادثی ازاین دست را بیشتروغیرقابل پیش بینی تر می سازد. آیا مدافعان انرژی اتمی ، یک لحظه اندیشیده اند که اگریک نیروگاه اتمی درآتش سوزیهای عظیم سال 2020 استرالیا ، توفان ویرانگر فیلیپین ، زلزله های مخرّب ژاپن ، ویاسیلابهای ویرانگراخیر درموزامبیک گرفتار می آمد ، چه سرنوشتی درانتظاربشریت بود؟ به همۀ این موارد باید بروزمشکلات فنّی در راکتورهای اتمی رانیز اضافه کرد که می تواند به فجایعی بزرگترازچرنوبیل منجرشود. آنچه نیروگاههای اتمی راآسیب پذیرمی سازد ، مجاورت آنها با دریاست زیراآنها به مقادیر معتنابهی آب برای خنک کردن راکتور نیازدارند. همین مجاورت ، آنها رادربرابر طوفانها وسونامی های بزرگ آسیب پذیرمی سازد. این خطر هنگامی بیشترمی شود که بدانیم دراثر تغییرات اقلیمی ، روزبروز برتعداد این حوادث افزوده می شود.

دوم اینکه ، نیروگاه هسته ای یک پروژۀ بسیارآب براست که ازاین نظر ، باانرژیهای تجدید پذیر( خورشیدی ، بادی ، ...) قابل مقایسه نیست. درشرائطی که تغییرات آب وهوائی ، موجب خشکسالی های گسترده وبروز سیلابهای مخرّب درجهان می گردد ، دسترسی به آب سالم هرروز دشوارترمی گردد. درچنین شرائطی استفاده از این منبع گرانبها برای تولید انرژی هسته ای ، چندان عاقلانه نیست. ازاین گذشته ، استخراج اورانیوم نیزمنابع زیرزمینی آب راآلوده می سازد زیرا استخراج اورانیوم باروش شستشوی درجا (in-situ leaching) انجام می شود که به معنی خرد کردن سنگ اورانیوم وشستشوی آن بااسید وآب است تا اورانیوم جداشود. این فرآیند آب بر ، موجب آلودگی سفره های زیرزمینی آب درمناطق همجوارمی گردد. هنوز هیچ روشی برای احیای این منابع آبی ، کشف نشده است.

سوم آنکه دسترسی به انرژی هسته ای ، یک فرآیند طولانی مدت است وکسانی که آنرا راه حلّی عاجل برای بحران تغییرات اقلیمی ذکر می کنند ، به این نکته توجه ندارند که احداث هرنیروگاه اتمی 7 تا 10 سال زمان می برد. بعلاوه دوسوم نیروگاههائی که احداث می شوند باتاخیرفراوان دراجراء روبرو می گردند. لذا انرژیهای تجدید پذیر مانند انرژی خورشیدی وبادی ، به مراتب سریعتر ازانرژی اتمی به بار می نشینند.

چهارم آنکه، انرژی هسته ای به هیچوقت یک انرژی سبز نیست وکسانی که مدعی هستند ، همۀ داستان را نمی گویند. اگرانتشار گازهای گلخانه ای درکل فرآیند احداث یک نیروگاه اتمی ( استخراج وتصفیۀ اورانیوم ، ساخت نیروگاه ، ازرده خارج کردن نیروگاه ، زباله های اتمی وغیره) اندازه گیری شود ، آنگاه مشخص می شود که میزان آلودگی آن به مراتب بیشتر ازانرژیهای تجدید پذیراست. براساس محاسبۀ سازمان Wise International ، به ازای هر کیلووات ساعت برق هسته ای ، بین 88 تا 146 گرم دی اکسید کربن وارد جوّ می شود درحالیکه این رقم برای انرژیهای تجدید پذیر فقط 5 تا 12 گرم می باشد. آلودگی نیروگاه هسته ای ، دو برابر نیروگاه خورشیدی وشش برابرنیروگاه بادی است.

پنجم آنکه ، انرژی هسته ای رانمی توان یک انرژی تجدید پذیر نامید زیرا نیروگاه هسته ای ، وابسته به منابع محدود اورانیوم است. کمترازیک درصدکل منابع اورانیوم جهان U235 می باشد که ازآن درنیروگاه هسته ای استفاده می شودو هرنیروگاه اتمی سالانه 200 تن اورانیوم مصرف می کند. لذا نمی توان آنرا "انرژی تجدید پذیر " (Renewable Energy) نامید. اما برخی معتقدند چون انرژی هسته ای موجب انتشار گازهای گلخانه ای نمی گردد لذا می توان آنرا درزمرۀ انرژیهای سبز قرارداد. به بی اساس بودن این ادعا ، درسطورقبل اشاره شد. این افراد، راکتور نمک مذاب(Molten Salt یا Thorium Reactor ) راکه درآن ازنمک مذاب بعنوان خنک کننده استفاده می شود ، به لحاظ آلودگی هسته ای ناچیز ، هزینۀ کمتر ، وایمنی بیشتر ، بهترین گزینه برای تولید انرژی می دانند. ازطرف دیگر ، منابع اورانیوم باخلوص بالا جهت استفاده درنیروگاه هسته ای ، بسیارمحدودند. اگر تعداد نیروگاههای اتمی فعال درجهان سه برابرشود ، ذخائراورانیوم دنیا طی چند دهه به پایان می رسد واگر 70 درصد انرژی مورد نیازجهان ازانرژی هسته ای تامین شود ، این مدت به شش سال کاهش می یابد. لذا رجوع به انرژی هسته ای، یک راهبرد کوته نظرانه است. درحالیکه جهان امروز به راهبردهای بلند مدت وپایدار نیازدارد.

ششم اینکه تولید انرژی هسته ای بسیارگران تمام می شود. احداث نیروگاه هسته ای میلیاردها بودجه می طلبد. ساخت یک نیروگاه اتمی توسط شرکت Hinkley point که درسال 2016 بالغ بر18 میلیارد پوند هزینه دربرداشت اکنون 23 میلیارد پوند خرج برمی دارد. دربحث انرژی اتمی ، هزینه بسیارمهم است زیرابااتخاذ رویکرد تجدید پذیر ، می توان منابع اضافی را خرج دیگر معضلات بشرمانند مسکن ، بهداشت ، کشاورزی پایدار وغیره نمود.

هفتم اینکه انرژی هسته ای دربسیاری موارد ، مقدمۀ ساخت سلاح اتمی قرارمی گیرد.احداث یک نیروگاه بزرگ هسته ای ، به معنی دستیابی به مواد قابل گداخت است که می توان ازآنها برای ساخت سلاح اتمی استفاده کرد. البته لازمۀ اینکار ، احداث تاسیسات غنی سازی وبازفرآوری اورانیوم است که هزینۀ سنگین دیگری رامی طلبد که مردم ایران با آن آشنا هستند. بدین ترتیب ، هرروز کشورهای بیشتری به این توانائی دست پیدامی کنند وجهان رادرمعرض خطری بزرگ قرار می دهند.

هشتم اینکه انرژی هسته ای همراه زبالۀ هسته ای است. زباله های اتمی ، پسماندهای خطرناکی هستند که میلیونها سال درزمین باقی می مانند. زبالۀ اتمی ، علاوه براورانیوم حاوی مواد رادیواکتیو بسیارمرگباری چون پلوتونیوم239 ، سزیوم ، استرانسیوم90 ، ید ، وبرخی عناصرسمّی دیگراست که عمری پایداردارند. نگهداری وحمل این زباله ها ، اکنون به چالشی بزرگ برای جهان تبدیل شده است وهنوز هیچ راه حلّی برای آن دردست نیست. هرنیروگاه اتمی سالانه 20 تا30تن زبالۀ سمّی بسیارخطرناک تولید می کند. این زباله حاوی ذراتی است که میلیونها بارخطرناکترازسوخت اورانیوم خالص می باشند. هنوزروشی مطمئن برای انبارکردن زبالۀ اتمی کشف نشده است عقلانی نیست که نسل فعلی ، خطری به این بزرگی را برای نسلهای آینده باقی بگذارد. زبالۀ اتمی اکنون دربرخی نقاط جهان مسئله سازشده است. ارتش آمریکا دردهۀ 1970 ، یک مرکزانباشت زبالۀ اتمی به ظرفیت 3/1 میلیون فوت مکعب ، دراعماق جزیرۀ Runit که بخشی از مجمع الجزائر مارشال است ، احداث نمود. اکنون با بالا آمدن آب دریا ، کل این ساختار درمعرض نابودی قرارگرفته و آبهای منطقه نیز باخطر آلودگی به تشعشعات رادیو اکتیو مواجه گردیده است. ازاین گذشته ، برای اینکه انرژی اتمی بتواند به کاهش محسوس گازهای گلخانه ای درجهان منجرشود ، لازم است 1500 تا 2000 نیروگاه جدید اتمی دردنیا احداث شود تاانرژی اتمی بتواند کاملاً جایگزین سوختهای فسیلی گردد.حتی درآنصورت نیز فقط 20 درصد ازگازهای گلخانه ای جهان کاسته می شود.اما احداث 1500 نیروگاه جدید، علاوه براینکه تریلیونها دلارهزینه دربردارد ، به معنی احداث هردوهفته یک نیروگاه می باشد که 60 سال به درازا می انجامد. برخی دانشمندان نیزازبکارگیری راکتورهای جدیدتروامن تری چون راکتورسریع یکپارچه (IFR) ، راکتورپیشرفتۀ فلزمایع (ALMR) ، راکتورتخته سنگی (PBMR) ، وراکتورهای کوچک مدولار (Modular small Reactors) سخن به میان می آورند. این راکتورها که همه درمرحلۀ تحقیق می باشند وعملیاتی شدن آنها دهه هابه طول می انجامد ، میلیارها دلارهزینۀ اضافی می طلبند که چند برابرهزینۀ راکتورهای فعلی می باشد. ازسوی دیگر، فعال شدن 1500 نیروگاه اتمی جدید ، مستلزم آن است که هر3 تا4 سال ، یک گورستان جدید برای دفن زباله های اتمی به وسعت گورستان Yucca درآمریکا ، احداث شود که مسلماً با مخالفت گستردۀ افکارعمومی روبرو خواهد شد ومحیط زیست بشررا نیزبه خطر خواهد افکند. بعلاوه ، فرآوری مجدد سوخت هسته ای نیزچارۀ کارنیست زیرا خطر گسترش سلاح اتمی را ( به دلیل تولید پلوتونیوم) دوچندان می سازد. کارشناسان نیزمعتقدند که عملیاتی شدن 1500 نیروگاه اتمی جدید، خطربروزحوادثی ازنوع فوکوشیما وچرنوبیل را به هر 5 سال یک حادثه ، افزایش می دهد.

نهم آنکه اکتشاف واستخراج معدن اورانیوم، فرآیندی بسیارخطرناک است وهنوز هیچ روش مطمئن وامنی برای آن کشف نشده است. هرچه استخراج این مواد بیشترشود ، محیط زیست بیشتردرمعرض تشعشعات زیانباراتمی قرارمی گیرد وکارگران بیشتری دچاربیماریهای لاعلاج می گردند.

وبالاخره دهم اینکه 70 درصد معادن اورانیوم جهان درسرزمینهائی قراردارند که سکونتگاه اقلیتهای بومی است. مالکان سنتی منطقۀ Mirar درشمال استرالیا ، درنامه ای به سازمان ملل متحد ، ازوضع خود چنین شکایت کرده اند: " ماسالهاست که درمعرض تشعشعات اتمی قرارداریم. کسانی که درآنسوی دنیا ازانرژی لتمی برای آسایش ورفاه خود سود می برند، نمی دانند که گروهی دیگر رادراین سوی دنیا ، به خطرمی افکنند ! " به همۀ این موارد ، باید احتمال انجام حملات تروریستی به مراکزتولید سلاح هسته ای رانیزافزود که بویژه پس ازحملات تروریستی 11 سپتامبر ، به خطری واقعی وجدّی تبدیل شده است.

درحالیکه برنامۀ هسته ای ایران، از

نظر سیاسی به یکی ازبحث انگیزترین . مسائل بین المللی تبدیل شده ، این کشور

2)برنامۀ هسته ای ایران هدف برنامۀ هسته ای خود رادستیابی

توجیه منطقی واقتصادی ندارد به خودکفائی پایدار درحوزۀ انرژی ذکر

می کند وبرای تحقق این هدف ، ساخت شش تا هشت نیروگاه اتمی دیگر، غیرازنیروگاه بوشهر را دردستورکارقرارداده است. البته پارلمان ایران ، اخیراً احداث 13 نیروگاه اتمی دیگرراضروری دانسته است. ساخت ونصب این تعداد راکتور هسته ای ، به برنامه ریزی ، تکنولوژی پیشرفته ، منابع مالی کلان ومتخصصان بسیارکارآزموده نیازدارد که ایران فعلاً فاقد آنهاست. اگرچه ایران تاسیساتی رابرای تولید سوخت هسته ای احداث کرده اما این تاسیسات، ازنظرمقیاس ، فناوری وبازدهی ، درسطحی نیستند که بتوانند سوخت این تعداد نیروگاه راتامین نمایند. ازاین گذشته ، بخش بزرگی ازاین تاسیسات ، درجریان جنگ اخیرآمریکا بااسرائیل نابود شده اند. ایران تاکنون ، درپیگیری برنامل هسته ای خود، هزینۀ هنگفتی رامتحمل شده است. ولی بررسی اقتصادی این برنامه نشان می دهد که حداقل بخش بزرگی ازفعالیتهای هسته ای ایران ، توجیه منطقی واقتصادی ندارد. به غیرازاینکه پافشاری برآن، کشوررا دربرابرمنطقه وجهان قرارداده است. این برنامه ، اصولاً درراستای رسیدن به خودکفائی درعرصۀ انرژی نیست. برآوردها نشان می دهند که ازنظراقتصادی ، خرید سوخت اتمی ازخارج ، به مراتب ارزانتر ازتولیدداخلی آن تمام می شود. دراین صورت ، ایران سالانه حداقل یکصد میلیون دلار صرفه جوئی می کند. ازسوی دیگر ، منابع شناخته شدۀ اورانیوم درایران ، می توانند حداکثر سوخت یک راکتور رابرای ده سال تامین نماید. میزان اورانیوم موجود درایران ، هم کم است وهم کیفیتی نازل دارد. لذا تهیل سوخت ازاین اورانیوم ، گران تمام می شود. درمجموع ایران ، اورانیوم کافی برای سوخت 6 تا 8 راکتورراندارد که عمر قانونی آنها 30 تا 40 سال می باشد. بنابراین اگرایران براجرای این برنامه پافشاری کند ، باید سوخت هسته ای رااز خارج وارد نماید.

اغلب کارشناسان معتقدند که برای ایران ، تامین نفت وبنزین مورد نیاز داخل ، مهمتراز انرژی هسته ای است. یکی ازمشکلات ایران درزمینۀ انرژی این است که بازدهی پالایشگاههایش بسیارنازل است ومصرف بنزین دراین کشور، درحال افزایش می باشد واین افزایش ، بیشترازمیانگین جهانی است. حلّ این مسئله ارجحیت دارد ومردم ایران درجریان جنگ اخیرومحاصرۀ اقتصادی ، به این ارجحیت پی بردند. اگرمنابع کافی به این پروژه اختصاص یابد ، توانائی فنّی لازم برای اجرای آن درداخل کشوروجوددارد. ازاین گذشته ، برق حاصل ازنیروگاه هسته ای ، بسیارگرانترازبرق تولیدی درنیروگاههای گازسوز تمام می شود وحکومت ایران باعلم به این مسئله ، دهها میلیارددلارازپول کشوررا برای برنامۀ هسته ای هزینه کرده که آنهم درجریان جنگ اخیر نابود شد. بازدهی پالایشگاهی ایران نیز درحال حاضر، بسیارکمترازدیگرکشورهاست. مثلاً درپالایشگاههای ایران ، 17 تا 18 درصد ازهربشکه نفت خام ، به بنزین تبدیل می شود درحالیکه این رقم برای آمریکا 46 تا 47 درصد می باشد. ازسوی دیگر، اگرگاز چاههای نفت راکه می سوزد وبه هدرمی رود ، انباروتصفیه کنند وآنرا به مولدهای برق انتقال دهند ، برق حاصل ازآن معادل برق سه تاچهار راکتور هسته ای هزارمگاواتی خواهد شد.

بنابراین برنامۀ اتمی ایران ، هیچ توجیه اقتصادی ندارد وقادرنیست حداقل درآیندۀ نزدیک ، محصولات قابل رقابتی را به بازارجهانی عرضه نماید. این برنامه تاکنون بیش از 100 میلیارددلارخرج روی دست مردم ایران باقی گذاشته است. فقط نیروگاه اتمی بوشهر با 11 میلیارددلار هزینه ، به یکی ازگرانترین نیروگاههای هسته ای دنیا تبدیل شده است درحالیکه این نیروگاه ، دربهترین حالت ، فقط قادراست 2 درصد ازبرق مصرفی کشوررا تامین نماید. این درحالیست که 15 درصد از برق تولیدی کشور، بعلت کهنگی خطوط انتقال و سوء مدیریت ، به هدرمی رود. علیرغم تبلیغات رسمی که برنامۀ هسته ای را گامی درجهت خودکفائی انرژی اعلام می کند ، ذخائراورانیوم کشور کفاف این برنامه رانمی کند وبه زودی ایران مجبوراست اورانیوم راازخارج تامین نماید. فقط نیروگاه هزارمگاواتی بوشهر ، به سالانه 27 تن سوخت اکسید اورانیوم نیازدارد که برای تولید آن ، به 500 هزارتن سنگ اورانیوم نیازاست. آنچه این برنامه راخطرناکتر می سازد ، امتناع ایران از پیوستن به " کنوانسیون امنیت هسته ای " است که مواد وذخائر اتمی ایران را درردیف ناامن ترین مواد وذخائرهسته ای جهان قرارمی دهد. ازطرف دیگر، بیشترمعادن اورانیوم ایران ، درمناطق خشک وبیابانی کرمان ، سیستان وبلوچستان ، وخراسان قراردارند که باکمبود شدید آب روبرو می باشند. استفادۀ مقادیر معتنابه آب درفرآیند استخراج اورانیوم ، باری سنگین برمنابع آبی این مناطق تحمیل می کند وسلامت سفره های زیرزمینی آب رابه خطر می اندازد. بادرنظرگرفتن مجموعۀ این ملاحظات ، گازطبیعی راه حلّی به مراتب بهترازانرژی هسته ای برای چالش انرژی درایران می باشد. نیروگاههای گازی ، باهزینۀ کمتر ، سرعت بیشتر وامنیت بهتر ، قابل راه اندازی اند و وآلودگی کمتری نیزبرای محیط زیست ایجاد می کنند. بعلاوه ایران ، به تخصص لازم برای ساخت وبهره برداری ازاین نوع نیروگاه دسترسی دارد. ایجاد ظرفیت برای تولید هرکیلووات ساعت برق هسته ای ، چهار هزاردلار خرج برمی دارد درحالیکه این رقم برای نیروگاه گازی فقط 850 دلارمی باشد

ازسوی دیگرایران ، کشوری آفتاب خیز است و 300 روز درسال هوای آفتابی دارد. چنین کشوری ، منبع ارزشمند تولید انرژی خورشیدی می باشد. هرمترمربع ازخاک ایران ، سالانه 2200 کیلووات ساعت مورد تشعشع خورشید قرارمی گیردواین به معنی تولید 3/3 میلیون تراوات ساعت برق درسال می باشد که 13 برابر کل برق مصرفی این کشورمی باشد. ایران همچنین کشوری بادخیز است وحداقل 45 نقطۀ مناسب برای احداث نیروگاه بادی دارد. ایران می تواند حداقل 65 هزارمگاوات برق از نیروی باد تولید کند که شش برابربرق تولیدی نیروگاه اتمی بوشهرمی باشد. ایران به انرژی حاصل ازمنابع گرمائی زمین نیزدسترسی دارد ومی تواند حدود 7 هزارمگاوات برق ازاین منبع استحصال نماید اماتاکنون فقط 55 مگاوات برق ازاین منبع تولید کرده است.

برنامۀ اتمی ایران ، به نوعی رقابت منطقه ای نیز دامن زده که بدون تردید ایران درآن پیروز نخواهد شد کشوهای عربستان ، بحرین ، کویت ، عمان ، قطر ، امارات متحدۀ عربی ، وحتی یمن نیزاعلام کرده اند که قصددارند به انرژی هسته ای دست پیداکنند. اخیراً امارات متحدۀ عربی توانست باکمک جامعۀ بین المللی ، نسل پیشرفته ای ازنیروگاه اتمی رادرخاک خود احداث نماید. این نیروگاه ، ازاستانداردهای بسیاربالای ایمنی برخورداراست ونسبت به نیروگاه بوشهر ، ازعمربیشتر ، سوخت وزبالۀ اتمی کمتر برخوردارمی باشد. نیروگاه اتمی بوشهر ، یک نیروگاه نسل دو است درحالیکه نیروگاه امارات ، یک نیروگاه پیشرفتۀ نسل سه ساخت کرۀ جنوبی می باشد. کشورهای منطقه ، بیش ازایران به تکنولوژی پیشرفتۀ جهانی وتخصص امنیتی دسترسی دارند وقادرند راکتورهای پیشرفتۀ AP-1000 راتنها درمدت 3 سال احداث نموده وآنرادرکمال امنیت اداره نمایند. لذا دیری نخواهد گذشت که این کشورها گوی سبقت راازایران خواهند ربود. ازاین نظر ، دامن زدن به رقابت هسته ای درمنطقه ، به سود ایران نیست. تاسیسات وتجهیزات اتمی ایران ف به مراتب قدیمی تر ، غیرتجای تر وناامن تر ازتاسیسات وتجهیزات مشابه دردیگرکشورهای منطقه می باشند. مثلاً سازندگان نیروگاه اتمی بوشهر اعلام کرده اند که این نیروگاه ، دربرابرزلزلۀ 6 ریشتری مقاوم می باشد درحالیکه سرزمین ایران برروی خط زلزله قراردارد وچه بسا زلزله های بیش از 6 ریشتررا تجربه کند. کارشناسان بارها نسبت به آسیب پذیربودن نیروگاه اتمی بوشهر هشدارداده اند. اگرحادثه ای برای این نیروگاه روی دهد ، کشورهای منطقه بشدت درمعرض تشعشعات اتمی آن قرارخواهند گرفت. فاصلۀ این نیروگاه ازپایتخت های عربستان ، کویت ، امارات متحدۀ عربی ف قطر ، عمان وبحرین ، کمتراز ازتهران می باشد. نیروگاههای اتمی بوشهروتهران ، تاکنون چندین باردچار مشکل شده اند که باکمک کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی رفع شده اند. نیروگاه اتمی تحقیقاتی تهران ، بیش ازنیم قرن عمردارد.آنچه بیشترموجب نگرانی می گردد ، سوء مدیریت وناکارآمدی مدیریت بحران درایران است. عملکرد مسئولین ایرانی در زلزله های رودبار ، بم وسیل های ویرانگر ، بسیارناامید کننده بوده است واین امر، درصورت وقوع حادثۀ اتمی ، بردامنۀ خسارات وتلفات خواهد افزود. ازسوی دیگر، ایران درمیان 32 کشوری که پائین ترین استاندارد ایمنی رادرزمینۀ مواد و ذخائرهسته ای دارند ، رتبۀ سی ام راداراست. به دلیل سیاسی شدن برنامۀ هسته ای ایران، جنبه های اقتصادی وامنیتی این برنامه ، نادیده گرفته شده است . به قول "احمد شیرزاد " نمایندۀ دورۀ ششم پارلمان ایران : "ازچاه هسته ای آبی درنمی آید. شاید برای بعضی ها نانی درآید."

حال سئوال اینجاست که چرا علیرغم این همه شاهد علیه برنامۀ

نتیجه اتمی ، هنوزبرخی افراد ازآن دفاع می کنند وآنرابهترین راه . برای برونرفت ازچالشهای انرژی واقلیمی کشورذکرمی کنند؟ کشورهائی درجهان هستند که برنامۀ هسته ای راباتوجیه اقتصادی دنبال نمی کنند.آنها منافع بوروکراسی ، اهداف سیاسی وحیثیت ملی رابرملاحظات اقتصادی ترجیح می دهند. بنظرمی رسد دولتمردان ایرانی قصددارند پادرجای پای پاکستان بگذارند. " ذوالفقارعلی بوتو" رهبرفقید پاکستان ، زمانی گفته بود: " ما اگرمجبور شویم علف می خوریم وگرسنه می مانیم تابه بمب اتمی دست پیدا کنیم." برخی کشورها نیز انرژی هسته ای را بطورانتزاعی وبدون درنظرگرفتن رابطۀ آن با دیگرنگرانیهای بشر، دنبال می کنند. درحالیکه انرژی هستهای ماهیتاً تبعیض آمیزاست وباتبعیض زیست محیطی ، نظامیگری واجحاف برجمعیت بومی همراه است. برای گروهی نیز انرژی هسته ای نشانۀ تجدد ومدرنیته می باشد. این گروه ، پیشرفت دانش بشری را برای تسلط برطبیعت ضروری می شمارند. این نگرش اکومدرنیستی ، طبیعت رادشمنی می پندارد که باید او را به زانو درآورد درحالیکه طبیعت یک سیستم زنده است که باید مورد حفاظت ، تغذیه وحمایت قرارگیرد. جمعی دیگرنیزبدون احساس مسئولیت وفقط اززاویۀ تنگ منفعت طلبی به انرژی هسته ای می نگرند. آنها ضمن بهره مندی ازمزایای مادی ورفاهی انرژی هسته ای ،حتی یک لحظه حاضرنیستند درمعدن اورانیوم کارکنند ، درمجاورت نیروگاه هسته ای زندگی کنند وزباله های اتمی را درمحیط زندگی خویش تحمل نمایند. برای آنها ، مرگ خوب است اما برای همسایه !

وکلام آخراینکه مطالعات انجام شده نشان می دهد که می توان تا نیمۀ قرن حاضر، گرمی جهان رابدون مراجعه به انرژی اتمی، وفقطبااتکاء به انرژیهای تجدیدپذیر چاره کرد. ایران وجهان اکنون برسریک دوراهی یک انتخاب ساده قراردارند: انرژی اتمی یا درمان گرمی جهان ! این دو دریک انتخاب نمی گنجد. اتخابی که فقط ارادۀ سیاسی می طلبد. درمورد ایران نیز انرژی هسته ای ، صرفنظراز صلح آمیزبودن یانبودن آن ، به ابربحرانی تبدیل شده که هستی ونیستی ایران ومردمش رابه گروگان گرفته است. لذا دولتمردان این کشور ، باید بخاطرمنافع ایران وبرای بقای زندگی دراین سرزمین، ونیزمصالح منطقه ، دست ازپروژۀ هسته ای بکشند.

منابع و مآخذ

1)the world needs safe,non-explosive technologies , www.climatecapitalism.com

2)what is nuclear energy and is it a viable resource? , www.nationalgeographic.org

3)is nuclear energy renewable? , www.stanford.edu

4)nuclear power and climate , www.nirs.org

5)nuclear energy , www.nationalgeographic.org

6)nuclear waste , www.wiseinternational.org

7)statement by institute for science and international security on sanctions , www.isis-online.org

8)assessing Irans nuclear power claims , www.carnegie-mec.org

9)Irans nuclear odyssey , www.carnegieendowment.org

10)ف.م.هاشمی ، چرا انرژی هسته ای قابل دفاع نیست؟ www.fmohammadhashemi.blogfa.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732- 9635-9973-6037

سوپرال نینو

"سوپرال نینو" درراه ایران ؟

ماهیگیرانی که قرنهای گذشته درغرب آمریکا سکونت داشتند ، درماههای سرد سال به ماهیان فراوان شرق اقیانوس آرام تکیه می کردند. دمای سرد آب ومواد غذائی سرشار موجود در آبهای کم عمق ، ماهی ها به سطح آب می کشاند – جائی که تورهای ماهیگیران درانتظارآنها بود.اماهمیشه چنین نبود.دربرخی سالها، آب سطح اقیانوس گرم می شد وماهیها ردرعمق خنک آب نگه می داشت – جائی که دسترسی به آن برای ماهیگیران دشوار بود. جالبتراینکه دراین سالها ، میزان بارندگی شدید ترازسالهای معمولی بود. اسپانیائی ها وپرتغالی های سمکن نواحی مرکزی قارۀ آمریکا ، این پدیده را " ال نینو " (El Nino – پسربچه) می نامیدندو ازدیرباز باآن آشنائی داشتند. جریان باد شرق به غرب درحدّ فاصل جغرافیائی عرض های 30 درجۀ شمالی وجنوبی اقیانوس آرام ، آبهای گرم سطحی این اقیانوس راازشرق به غرب می راند واین آبها درنزدیکی سواحل جنوب شرقی آسیا ، استرالیا واقیانوسیه ، انبارمی شدند ودرشرق اقیانوس آرام، آبهای سرد از اعماق اقیانوس بالا می آمدند تاجایگزین آبهای گرمی شوند که به غرب می رفتند. بدین ترتیب ، ال نینو و " لانینا " (Lanina – دختربچه ) به الگوهای پایدار آب وهوائی درشرق اقیانوس آرام استوائی اطلاق می شود که بطور موقت بردمای جهان تاثیرمی گذارند. بنابراین ال نینو به گرم دمای سطح آب اطلاق اطلاق می شود و لانینا برعکس ، به پائین رفتن این دما به کمترازمیانگین دمای سطح آب مربوط می شود.

ال نینو ، بالا آمدن آبهای خنک وغنی ازمواد مغذّی رادراقیانوس کاهش می دهد واجازه می دهد تاآبهای گرم سطحی که ازنظرمواد غذائی فقیر هستند ، جمع شوند واز تعداد فیتوپلانکتونها ( Phytoplanktons – جلبکهای کوچکی که اساس شبکۀ غذائی دریاها راتشکیل می دهند) می کاهد واین به معنای غذای کمتر برای ماهی ها ، پرندگان دریائی ، و پستانداران آبزی است. فوکها وشیرهای دریائی ، درال نینوهای قبلی به شدت آسیب دیدند. بنابراین ال نینو یک پدیدۀ آب وهوائی طبیعی دراقیانوس آرام است که الگوهای آب وهوائی سراسرجهان رامتاثر می سازد. ال نینو معمولاً هر2 تا 7 سال یکبار رخ می دهد وتناوب دقیق آن نامشخص وغیرقابل پیش بینی است. ال نینو می تواند تا چند ماه ودرمواردی حتی تایک سال یادوسال ادامه پیداکند واحتمال دارد پس ازپایان آن ، پدیدۀ لانینا آغازشود. ال نینو معمولاً درحوالی کریسمس یعنی اواخرآذر واوائل دی ماه ، به اوج خود می رسد وپس ازآن بتدریج ضعیف می شود. اثرات ال نینو درهمه جای جهان یکسان نیست. دربرخی نقاط ، احتمال بارشهای سنگین وسیلاب افزایش می یابد درحالیکه درمناطق دیگر، خطر خشکسالی وکم بارشی بیشترمی گردد. مثلاً ال نینو درآسیا به طوفانهای استوائی منجرمی شود که به سمت فیلیپین حرکت می کنند وبیشتر چین وژاپن وکره جنوبی راتحت تاثیرقرارمی دهند. بادهای موسمی ضعیف تر درهند ، خطرخشکسالی راافزایش می دهند. امسال بارندگی درهند ، کمترازحدّ متوسط بوده اما وقوع بارندگیهای سیل آسا ورانش زمین دراین کشور طی ماههای آینده ، محتمل به نظرمی رسد.

براساس آخرین برآورد سازمان جهانی هواشناسی (WMO) درماههای آینده ، جهان شاهد یک پدیدۀ بسیارقوی ال نینو خواهد بود که تاثیرات گسترده ای برالگوهای بارندگی ودما ، ونیز خطرات مرتبط باسیل ، خشکسالی و گرمای شدید دربرخی نقاط جهان برجای خواهد گذاشت. این پدیده ، به احتمال بسیارقوی تافوریۀ 2027 ادامه خواهدداشت. ال نینوی امسال ، درواقع از اوائل اگوست 2026 ، باتغییر محسوس دمای آب درسراسر اقیانوس آرام آغازشده وهمچنان ادامه دارد. ال نینوی امسال ، درمقابل دیدگان جهانیان ، بزرگ وبزرگترمی شود وعلم ، جای هیچگونه تردیدی دراین مورد باقی نمی گذارد. پیش بینی می شود که امسال قوی ترین ال نینوی تاریخ بوقوع بپیوندد به همین دلیل آنرا " ابر ال نینو " (super El Nino) نامیده اند. البته سازمان جهانی هواشناسی ، ازاین عبارت استفاده نمی کند زیرا چنین مقیاسی درسازمان مزبور وجود ندارد. انتظارمی رود این ال نینو ، ضربه ای بزرگ برجوامع واقتصادهای جهان وارد کند. ال نینوی امسال، ضربات شدیدی برعرضۀ مواد غذائی وارد می کند وکشورهای درحال توسعه ، بیشترین آسیب راازاین امر می بینند زیرا این کشورها ، سهم بزرگتری از درآمد خود را صرف غذا می کنند. البته احتمال دارد که باافزایش بارشها دراثرپدیدۀ ال نینوی امسال ، بتوان بامدیریت آب ، خشکسالی چندین ساله را دربرخی مناطق دنیا ، ازجمله ایران، جبران کرد. البته ضعف زیرساختها وناکارآمدی مدیریت ، ممکن است موجب هدررفتن این آبها گردد. معهذا بایددانست که پیش بینی های آب وهوائی ، ازدقت و قطعیت بالائی برخوردارنیستند ودربهترین حالت ممکن است صحت آنها به 60 درصد برسد. بنابراین نمی توان باقطعیت واطمینان کامل ازبارشهای پائیزی امسال درایران سخن گفت. اما بطورکلی ، انتظارمی رود ایران درحال ورود به یک فصل بارانی غیرمعمول باشد. ال نینوئی که هزاران کیلومتر دورتر درحال شکل گیری است ، آنقدر قدرت دارد که برالگوی آب وهوائی ایران تاثیر بگذارد. تحقیقات تاریخی نشان می دهد که رابطه ای عموماً مثبت میان ال نینو و بارندگی دربسیاری ازحوضه های آبخیزایران وجوددارد. اما یک فصل فوق العاده مرطوب ، ضمن اینکه می تواند درکوتاه مدت دسترسی به آب رابهبود بخشد ، اما بخش عمده ای ازکسری آب ساختاری ایران را دست نخورده باقی گذاشته وحتی ممکن است به دلیل ضعف زیرساختها ف خساراتی نیزبرجای بگذارد. مثلاً سیل ویرانگر 1398 درگرگان ، ازتبعات مستقیم پدیدۀ ال نینو بود.

بایددانست که حدود 10 الگوی دورپیوندی شناخته شده برای آبوهوا وجوددارد که تاثیر ال نینو برشرائط آب وهوائی نقاط مختلف جهان رامی توان به کمک این الگوها توضیح داد. بارشهای شدید ، معمولاً حاصل تلاقی چند الگوی دورپیوند باهم می باشند. چند ماه آینده ، شواهد بیشتری درمورد اینکه سیگنالهای اقلیمی اقیانوس آرام به تغییرات معناداری درایران منجرمی شود یاخیر ، ارائه خواهد داد. اولین شاخص ، میزان بارندگی فصلی نسبت به میانگین تاریخی است. شاخص دوم ، جریانهای ورودی به مخازن ومیزان ذخیره سازی است. وشاخص سوم ، توزیع بارندگی درسطح کشوراست که به اندازۀ کل بارندگی اهمیت دارد. زمستان پیش رو ، باتوجه به قدرت سوپرال نینوی امسال ف می تواند برای ایران تسکین بخش باشد وارزش پایدارآن نه تنها به میزان بارندگی است بلکه به این نیز بستگی دارد که چه مقدارازاین آب رامی توان بدون تکرار رویه هائی که باعث کمبودهای موجود شده اند ، حفظ واستفاده کرد.

*نوشتارحاضربراساس اسناد منتشره ازسوی سازمان جهانی هواشناسی (WMO) تنظیم شده است.

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

نئولیبرالیسم باحجاب اسلامی

نئولیبرالیسم باحجاب اسلامی

(شبحی سرگردان میان آموزه های متضاد)

اعلام نئولیبرالیسم بعنوان پایان تاریخ وشکل نهائی تکامل ایدئولوژیک بشر ، با ادعای مسلمانانی که معتقدند اسلام یک ایدئولوژی جاودانه برای رفاه بشراست ، منافات دارد. دراینجا سئوالی مطرح می شود که بایک پارادوکس همراه است – چرااین همه بازیگرسیاسی و اقتصادی درخاورمیانه، تمایل چندانی به ترویج مالیه وبانکداری اسلامی ندارند وبجای آن به نئولیبرالیسم روی می آورند وسعی می کنند لباس اسلامی برآن بپوشانند؟ درآموزه های اسلامی ، همیشه برعدالت اجتماعی اقتصادی ، کمک متقابل وحمایت ازهمنوع تاکید می شود. اما آنچه ازآن به عنوان " کسب وکارحلال " یاد می شود ، چیزی نیست جز آموزه های نئولیبرالی درلباس اسلامی - برای خدا ثروتمند شوید! نئولیبرالیسم درایران امروز ، بانام غلط انداز " اقتصاد مردمی " یا " مردمی کردن اقتصاد" شناخته می شود. این فقط بازی باواژه ها نیست بلکه تلاش مذبوحانه ای است که دهه ها برای پنهان کردن برندگان وبازندگان سیاستهای اقتصادی ناکارآمد ، جریان دارد. اجرای اصلاحات نئولیبرالی درجمهوری اسلامی ، بیش ازسه دهه است که با دو مانع بزرگ روبروست – مباینت اجزای این بستل اصلاحی باشریعت اسلامی ازیکسو ، وموانع متعدد اجرائی دربرابر اصلاحات ازسوی دیگر! معهذا اصلاح طلبان ایرانی ، همچنان نقش نئولیبرالهائی راایفاء می کنند که رویای آمریکائی رادر ناکجاآباد اسلامی جستجو می کنند.

نئولیبرالیسم ، فقط اقتصاد نیست بلکه نوعی جهان بینی است که مثل جهان بینی های دیگر ، وقتی درعرصه ای قرارمی گیرد، پرتوهای متفاوت می پراکند وتمامی ابعاد زندگی بشر رادربرمی گیرد. درایران ، سیاستهای نئولیبرالی را " حکومت دینی " اجراء می کند – حکومتی که علی القاعده نباید هیچ سنخیتی با سیاستهای اقتصادی نئولیبرال داشته باشد اما سه دهۀ تمام این سیاستها راباجدّیت دنبال می کند. پژوهشگران بسیاری درسالیان اخیر ، ابعاد مختلف سیاستهای نئولیبرالی ایران راکاویده اند که ازآن میان ، آرای سهراب بهداد ، فرهاد نعمانی ، حسین عظیمی ، فریبرزرئیس دانا ، پرویز صداقت ، محمد مالجو ، احمد سیف ، فرشاد مومنی ، حسین راغفر ، علی دینی ترکمانی ، رامین معتمد نژاد ، رضاامیری ، وناصرفکوهی ، قابل توجه تراست.

*****

احیای آموزه های اقتصادی قرن نوزدهم ازاوائل دهۀ 1970 به بعد ، که ازآن تحت عنوان نئولیبرالیسم یاد می شود ، درواقع رویگردانی ازآموزه های اقتصادی "کینز" (J.M.Keynes) است که درسالهای پس از رکود بزرگ (Great Depression) برکشورهای سرمایه داری غرب حاکم بود. اصلاحات نئولیبرالی ، مواردی چون خصوصی سازی ، حذف مقررات زائد ، تجارت آزاد ، ریاضت اقتصادی ، وکاهش هزینه های دولتی به نفع بخش خصوصی راشامل می گردد. اقتصاددانان نئولیبرال معتقدند که بازارآزاد ، ازطریق اختصاص بهینۀ منابع ، رشد اقتصادی راممکن و تسریع می نماید. بنابراین آنها ، این مدل رابهترین الگوبرای کشورهای درحال توسعه معرفی می کنند. توجیه تئوریک این مدل نیز توسط اقتصاددانانی چون "رابرت سولو" (R.Solow) و " هارولد دومار" (H.Domar) صورت گرفت که الگوی سنتی رشد اقتصادی را برواقعیتهای زندگی امروز منطبق کرده ودر مدل اقتصادی خود، برنقش پس انداز وانباشت سرمایه دررشد اقتصادی تاکید می ورزند. اما اکثرکشورهای درحال توسعه ، به دلیل دارا بودن منابع طبیعی غنی ، الزاماً به سرمایۀ خارجی نیازندارند. آنچه این کشورها به آن نیاز دارند ، تخصص فنّی واقتصادی برای به حرکت درآوردن چرخ راکد اقتصاد است که درداخل موجود نیست.

اما تجربۀ چند دهۀ اخیرنشان می دهد که اصلاحات اقتصادی نئولیبرالی دراغلب کشورهای درحال توسعه ، نه تنها رفاه وبهبود سطح زندگی رابرای فقرا به ارمغان نیاورده ، بلکه ثروت رادردست طبقات مرفه متمرکز کرده وبرشکاف درآمد افزوده است. اجماع واشنگتن (Washington Consensus) که ازآن بعنوان قانون اساسی نئولیبرالیسم یاد می شود ودستورالعمل کشورهای پیشرفته به کشوزهای درحال توسعه به شمارمی رود، هیچگونه نگرانی نسبت به وضع فقرا ومحرومین جامعه ندارد وبجای آن برتوزیع قطره چکانی درآمد(trickle-down income distribution ) تاکید می ورزد که آنهم درعمل ، باموانع بسیار روبرو می گردد. امااندیشۀ توزیع قطره چکانی درآمد نیزناکارآمدی خود رادرعمل نشان داده است. توزیع ناعادلانۀ درآمد ، مسئلۀ مهمی است که جز بااتخاذ سیاستهای رفاه بخش (Welfare policies ) قابل حل نیست. اما اتخاذ این سیاستها ، درتضاد فاحش با آموزه های ریاضتی نئولیبرالیسم قراردارد. تجربۀ کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا نشان می دهد که سیاستهای نئولیبرالی ، کاری برای فقراانجام نمی دهند. مثلاً آزادسازی اقتصادی درمصر کازدهۀ 1970 ودردوران زمامداری انورسادات شروع شد ودردوران حسنی مبارک ادامه یافت ، به افزایش بیکاری وفقر دراین کشورمنجرشد. سرمایه گذاری خارجی درمصر ، آنقدر کند وناچیز بود که نتوانست به اشتغال کمک کند. بامقایسۀ اصلاحات نئولیبرالی درایران ومصر ، می توان به این نتیجه رسید که اجرای اصلاحات نئولیبرالی ، بهبودی دروضع زندگی طبقات کارگر ومتوسط این کشورها بوجود نیاورده است. تجربۀ کشورهای درحال توسعه نشان می دهد ، آزادسازی اقتصادی درشرائطی که جامعه باکمبود سرمایه روبروست ، به حضورنهاد های شبه دولتی ( خصولتی ) دراقتصاد وبه دست گرفتن سکان هدایت آن منجرمی گردد.

گسترش اصلاحات نئولیبرالی درکشورهای اسلامی ، بویژه مشکل سازمی گردد. اهداف سرمایه داری لیبرال که بر کسب حداکثر سود وانباشت سرمایه استواراست، باارزشهای مساوات طلبانۀ اسلامی منافات دارد. این سیستم ، ازرفاه فقرا می کاهد وارزشهای سنتی جوامع اسلامی راتضعیفمی کند. هدف مساوات طلبانۀ کاهش فقر ازطریق وضع مالیات برثروتمندان وپرداخت سوبسید براقلام ضروری فقرا، با اختصاص منابع توسط بازار همخوانی ندارد. لذا ، ادغام اصلاحات نئولیبرالی دراقتصاد اسلامی ، فرآیندی دشوار .پیچیده می باشد که دربسیاری ازموارد ، بابن بست روبرو می شود. سیستم حقوقی اسلام ، برقوانین اخلاقی استواراست. این سیستم مدعی است که می تواند تمامی جنبه های زندگی بشررا مدیریت نماید. حقوق اسلامی که ازقرآن وسنّت نشئات می گیرد ، نگران بی عدالتی است ونسبت به کسانی که ازطریق استثمار ثروت اندوزی می کنند ، سختگیراست. سیستم اسلامی معتقد است که می توان ازطریق خمس وزکات ، درآمد رادرجامعه بطورعادلانه توزیع کرد ومانع انباشت ثروت دردست گروهی اندک گردید. بدین ترتیب ، اسلام باتجارت آزاد مبتنی برمنفعت طلبی وحمایت بی حدّ وحصرازمالکیت خصوصی ، مخالف است درحالیکه همۀ این موارد ، ستون فقرات لیبرالیسم می باشند. اسلام به شدّت با " ربا " وانباشت ثروت که نتیجۀ ناگزیر سیاستهای نئولیبرالی است ، مخالف است. بانکداری اسلامی تلاش میکندباابتکاراتی ، برای گسترش فقر وانباشت ثروت دردست معدودی از افراد جامعه ، تدبیری بیاندیشد.

درچند دهۀ اخیر ، اجرای سیاستهای نئولیبرالی درایران ، موضوع مناقشه میان دوجناح سیاسی درحاکمیت جمهوری اسلامی بوده است. یک جناح که " اصولگرا" نام دارد ، نفوذ غرب رابرنمی تابد وجناح دیگر که " اصلاح طلب " نامیده می شود ، به طبقۀ مرفه واقشاربالائی طبقۀ متوسط وابسته است وخواهان رابطه باغرب در ازای جلب حمایت سیاسی است. نگاه این دوجناح به اصلاخات لیبرالی ، متفاوت است. اصولگرایان ، معتقد به " اقتصاد مقاومتی " هستند که به معنی توسعه بااتکاء به خود ومنابع داخلی است. به نظرآنها ، آزادسازی اقتصادی وخصوصی سازی ، آنطورکه صندوق بین المللی پول (IMF) وبانک جهانی (World Bank) تجویز می کنند ، توطئه برای تسلط برکشورهای اسلامی است. آنها معتقدند که خصوصی سازی ، ناگزیربه به کاهش اشتغال وسیه روزی کارگران منجرمی شود. به زعم ایشان ، قبل ازجنگ 8 ساله ، 90 درصد کارگران باقراردادهای دائم مشغول به کاربودند اما درپی اصلاحات نئولیبرالی بعد ازجنگ ، اکثراین کارگران باقراردادهای موقت به کارگمارده شدند. اصولگرایان که اغلب ارگانهای حکومتی ایران رادراختیاردارند، باهرگونه تغییر درقوانین سنتی اسلام مخالفند. پس ازسقوط رژیم سلطنتی درایران ، حکومت به دست روحانیونی افتاد که بانحوۀ ادارۀ کشورآشنائی نداشتند. آنها فقط می دانستند که سیستم موجود راباید باسیستم اسلامی جایگزین کرد. لذا اغلب رهبران اولیۀ انقلاب ،به اقتصاد برنامه ریزی شده ومتمرکز روی آوردند وبخش بزرگی ازبنگاههای مالی ، اقتصادی وصنعتی را ملی کرده وتحت کنترل دولت قراردادند. درست درهمین زمان که چین حرکت اصلاحی خودرااز اقتصاد به شدت متمرکز بسوی اقتصاد بازارآغاز کرد، رهبران جدید ایران سیاست خودکفائی صنعتی درپیش گرفتند که به معنی تولید بااتکاء به منابع داخلی ، وضع تعرفه های حمایتی براقلام مشابه وارداتی ، وحتی ممنوعیت واردات برخی اقلام بود. برای ورود برخی اقلام نیزسهمیه تعیین شد وبرداده ها وحصولات صنعتی ، کنترل شدید قیمت اعمال گردید. اما درجریان جنگ 8 ساله ، اقتصاد کشورویران شد، توسعۀ اقتصادی متوقف گردید ومنابع کشور بسوی جبهه سرازیرشد.

پس ازجنگ ، اقتصاد ایران تامدتی بهم ریخته وسردرگم بود. نرخ تورم به 30 درصدو بیکاری به 15 درصد رسید. جنگ ونرخ بالای زادوولد ، به کاهش درآمد سرانۀ ملی منجرشد. کاربه آنجارسید که 30 درصد جمعیت شهری ایران ، به زیر خط فقر کشیده شدند. اقتصاد ویران کشور باید به سرعت بازسازی می شد وبرای اینکار ، نیازبه اصلاحات ساختاری بود. ازاواخردهۀ 1980 به بعد ، چهاردوره اصلاحات اقتصادی درایران انجام شد که نخستین دورآن ، پس ازمرگ آیت الله خمینی وفروکش کردن امواج مساوات طلبانۀ اولیه بود. فروپاشی اتحاد شوروی نیز دراین سمتگیری بی تاثیر نبود. پرزیدنت هاشمی رفسنجانی ، برنامۀ تعدیل ساختاری صندوق بین المللی پول (structural Adjustment) راکه برمحورتقویت اقتصاد بازاربود ، به اجراء گذاشت. محسن نوربخش و حسین عادلی که ازحامیان سرسخت این اصلاحات بودند ، درراس وزارت اقتصاد و بانک مرکزی قرارگرفتند وبرنامۀ آزادسازی اقتصادی راباجدیّت دنبال نمودند. برنامۀ اصلاحی ایران دراین مقطع ، بسیاربه برنامۀ اصلاحی چین شبیه بود وفقط به اقتصاد محدود می شد وسیاست رادربرنمی گرفت. فقط توجه به تقویت بخش خصوصی ، کاهش هزینه های دولت ، وتقویت سرمایه گذاری خارجی معطوف گردید. مناطق آزاد تجاری ، چون قارچ درسراسرکشور روئیدند وبورس تهران پس ازمدتها تعطیلی ، بازگشائی شد وسهام بنگاههای ملی ومصادره شده ، بتدریج درآن عرضه شد. خلاصه اینکه رفسنجانی، سیاستهای نئولیبرالی را جایگزین اهداف عدالتخواهانه واجتماعی اسلام کرد.

نمایندگان پارلمان ، به مخالفت باسیاستهای رفسنجانی پرداختند و سیاستهای لیبرالی را مخالف اهداف اولیۀ انقلاب عنوان کردند. آزادسازی اقتصادی ، موجب افزایش قیمتها وانجماد دستمزدها گردید. به زوئی شورش برخی شهرهای ایران ازجمله اراک ، مشهد ، شیراز ، وشوشتر رافراگرفت واتوبوسها ، بانکها ، وادارات دولتی، درآتش خشم مردم سوختند. دولت اززور استفاده کرد که به مرگ گروهی ازمردم وبازداشت تعداد زیادی ازآنها انجامید. ازسوی دیگر ، افزایش واردات ، دیون خارجی رابه حدّ سرسام آوری افزایش داد.علیرغم ناموفق بودن برنامۀ اصلاحی رفسنجانی ، اوبرای باردوم به ریاست جمهوری رسید. اقتصاد همچنان درسراشیب سقوط قرارداشت ونرخ بیکاری از 14 وتورم از 28 درصد فراتررفت. کاهش جهانی بهای نفت ، بروخامت اوضاع افزود وکسری تجاری ایران رابه سطحی غیرقابل انتظار رساند. دیون خارجی ایران ازمرز 30 میلیارد دلارگذشت که بالاترین رقم درتاریخ ایران تاآن زمان محسوب می شد. سیاستهای نئولیبرالی رفسنجانی ، همچنین موجب گسترش فساد درارکان حاکمیت وجامعه گردیدو بالاخره رفسنجانی راوادارکرد که این برنامه رامتوقف کند وسهمیه هائی رابرای واردات کالا وخروج ارز ازکشورتعیین نماید. خلاصه اینکه دورنخست اصلاحات نئولیبرالی درایران ، چیزی جز بدبختی برای فقرا به ارمغان نیاورد وبه علت موانع قانونی وشیوع فساد ، باشکست روبرو شد.

باحمایت اصلاح طلبان ، محمد خاتمی بجای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید ویک برنامۀ اصلاحی رابنام " ساماندهی اقتصادی " اعلام کرد که درواقع ، نسخۀ رقیق شدۀ تعدیل اقتصادی بود. باشکست محافظه کاران درانتخابات پارلمان، اصلاح طلبان اکثریت کرسی های مجلس رادراختیارگرفتند واصلاحات اقتصادی راتقویت کردند. بدین ترتیب دوردوم اصلاحات اقتصادی دردورۀ محمد خاتمی آغاز شد. خاتمی اجرای برنامۀ تثبیت اقتصادی وتعدیل ساختاری صندوق بین المللی پول را شروع کرد. یکپارچگی نرخ ارز ، تسهیل تجارت ازطریق حذف مقررات دولتی ، تصویب قانون سرمایه گذاری خارجی ، کاهش مالیاتها ، لغو معافیتهای مالیاتی، کاهش سوبسیدها ، ومجوز تاسیس بانکها وشرکتهای بیمۀ خصوصی ، ازمحورهای عمدۀ این دورازاصلاحات بود. نرخ واحد ارز اعمال وارزش ریال به حال شناوردرآمد. سیاستهای آزادسازی که طی 16 سال زمامداری دورئیس جمهور اصلاح طلب اجراء گردید، نارضایتی توده های مردم رابرانگیخت وزمینه ساز قدرت گرفتن محافظه کاران درانتخابات بعدی پارلمان گردید. آنها اکثریت کرسی های پارلمان رابه دست آوردند وسپس باپیروزی محمود احمدی نژاد درانتخابات ریاست جمهوری ، قدرت راقبضه کردند. احمدی نژاد رویکردی پوپولیستی درپیش گرفت ووعده داد که پول نفت را برسرسفره های مردم بیاورد که بااستقبال فقرای شهری وروستائی روبرو شد. ظهورپوپولیسم اسلامی تقریباً باعصرجهانی شدن نئولیبرالی قرین گردید.پوپولیسم اسلامی ، درشرائطی که هجوم نئولیبرالیسم موجب تعمیق نابرابریهای اقتصادی واجتماعی گردیده بود، توانست خلاء ناشی از تضعیف جنبش چپ رادرممالک اسلامی پرکند واحمدی نژاد نیز محصول همین روند درایران بود. احمدی نژاد نخستین رئیس جمهور غیرروحانی بود که وعدۀ بازگشت به اهداف اولیۀ انقلاب رامی داد. اوکه باشعارعلیه اصلاح طلبان برسرکارآمده بود ، برای ادامۀ سیاست آزادسازی اقتصادی درتردید به سرمی برد وبجای آن برتوزیع عادلانۀ درآمد وحفظ سیاستهای اقتصادی پایدار تاکید می ورزید.

دورسوم اصلاحان اقتصادی بااعلام " برنامۀ تحول اقتصادی " توسط محمود احمدی نژاد آغازشد. هدف این برنامه ، بازگشت به برنامه های اولیۀ انقلاب بود که محور آنرا اعمال " سوبسیدهای هدفمند " وانتشار " سهام عدالت " تشکیل می داد. سهام عدالت درواقع ادامۀ خصوصی سازی بنگاههای دولتی به شکلی دیگربود. سهام بنگاههای دولتی میان اقشارکم درآمد توزیع شد. قانون هدفمند کردن یارانه ها ازتصویب پارلمان گذشت ودهمان سال به اجراء درآمد وبااجرای آن ، بربهای نان ، بنزین ، گازطبیعی ، گازوئیل ، برق وآب ، تاحدّ قابل ملاحظه ای افزوده شد ودرازای آن ، یارانۀ نقدی به مردم پرداخت گردید. هدف این طرح ، کاهش سوبسید غیرمستقیم هنگفتی بود که برحاملهای انرژی تعلق می گرفت. یارانۀ نقدی ، بردرآمد فقراافزود اما افزایش حامل های انرژی ، بزودی آنرابلعید. احمدی نژاد برهزینه های عمرانی دولت افزود وعلیرغم مخالفت اقتصاددانان لیبرال ، ازنرخ بهره کاست. اوهمچنین پروژۀ "مسکن مهر" رابرای اقشارکم درآمد کلید زد ودست شرکتهای داخلی را درپروژه های عظیم نفت وگاز وپتروشیمی بازگذاشت. اما به دلیل پافشاری بربرنامۀ هسته ای ، بامخالفت شدید آمریکا واروپا روبرو گردید. این فشارها ، آسیب جدّی بر اقتصادایران وارد کرد. تحریمها ، فروش نفت رابه یکسوم (800 هزاربشکه درروز) کاهش داد. معهذا دراین دوره ، ازنرخ فقر درایران کاسته شد اما به زودی این نرخ دوباره روبه افزایش گذاشت.

چهارمین دورۀ اصلاحات اقتصادی ایران ، باریاست جمهوری حسن روحانی آغاز شد. روحانی اصلاحات نئولیبرالی را به عرصه های داخلی وخارجی کشاند. اگرچه تیم اقتصادی روحانی بسیارضعیف بود اما اوسعی کرد که برهمان خط کتاب "امنیت ملی ونظام اقتصادی ایران " که قبلاً نوشته بود ، حرکت کند. روحانی دراین کتاب ، برلزوم اصلاحات ساختاری دربخش صنعت ، بانکداری وتجارت تاکید کرده و کاهش نرخ تورم راتوصیه می کند. براین اساس ، او گشایش درب اقتصاد برروی جهان راآغازکرد وسعی نمود حول برنامۀ هسته ای ، باغرب به توافق برسد. روحانی ساده لوحانه تصورمی کرد که اگرتسلیم خواسته های آمریکا واروپاشود ، آنها به تحریم اقتصادی پایان داده ورفاه بسوی کشورسرازیر خواهد شد. حاصل این نگرش ، امضای قرارداد " برجام " بود. برخی تحریمها لغو شدند اما این گشایش دیری نپائید وباپیروزی دونالد ترامپ ، آمریکا ازبرجام خارج شد وتحریمها باشدتی بیشتر بازگشت . بدین ترتیب ، دورۀ آزادی اقتصادی و واصلاحات نئولیبرالی به پایان رسید وروحانی بادوچالش بزرگ روبرو گردید – اعتراضات گستردۀ داخلی به شرائط زندگی ، و تحریمهای گستردۀ خارجی که موجب کاهش شدید درآمدهای نفتی گردید ! علاوه بر تحریمهای آمریکا ، سیاستهای لیبرالی روحانی نیزموجب تعمیق نابرابری ها وانباشت بیشتر ثروت دردست معدودی ازافراد گردید. دهک های بالائی جامعه ، 14 برابر دهک های پائینی آن ، ثروت کسب می کردند. روحانی درماههای پایانی زمامداری اش ، آزادسازی اقتصادی رامتوقف کرد تابتواند معضلات اقتصادی را که خود ایجاد کرده بود ، تاحدودی مدیریت نماید. سیاستهای روحانی ، شرائط رابدتر کرد. نرخ تورم وبیکاری سربه آسمان کشید وبه رکوردی تاریخی دست پیداکرد. بانکها درخدمت سفته بازان ویوداگران پول وارز قرارگرفتند ومقادیرکلانی اعتبار دراختیار مقامات حکومتی واعوان وانصار آنها قرارگرفت تابا آن به تجارت ارز ، فلزات گرانبها ، ومستغلات بپردازند. اقتصاد روحانی ، سمبل بارز اقتصاد رانتی بود. فساد مالی دردوران او آنقدر گسترش پیداکرد که حتی دامن سران حکومت وافراد نزدیک به آنهارانیزگرفت.

درهرحال ، عناصراصلی اصلاحات درچهاردورۀ اخیر ، یکسان سازی نرخ ارز ، تعدیل قیمت کالاهای اساسی ، وخصوصی سازی بنگاههای دولتی بود. وقتی تب انقلاب در سال 1357 بالا گرفت ، ارزش پول ملی ایران دربرابردلارآمریکا 70 ریال به ازای هردلاربود. امااندکی بعد ، بعلت فرارسرمایه ازکشور ، سقوط ارزش ریال آغازشد وبی وقفه ادامه پیداکرد تااینکه پس ازچهاردهه ، به بیش از 250 هزارتومان درزمان نگارش این سطوررسید. تنها اندکی پس ازانقلاب ، بین 30 تا40 میلیارد دلارسرمایه از کشورخارج شد. تااینکه بالاخره مادۀ 8 اساسنامۀ صندوق بین المللی پول موردقبول ایران قرارگرفت که به موجب آن هرگونه اعمال محدودیت برپرداختها ومعاملات بین المللی ویا دستکاری درنرخ ارز ، ممنوع می باشد که خود موجب سقوط بیشتر ارزش ریال گردید. بانک مرکزی سرانجام رسماً ارزش ریال رابه نصف کاهش داد. قطع رابطه با " سویفت " (Swift) موجب کاهش بیشتر ارزش پول ملی گردید که این سقوط آزاد تاامروز ادامه دارد. حکومت تصمیم گرفت چهارصفراز واحد پول ملی بکاهد وآنرا ازریال به تومان تغییردهد.سوداگری برروی نرخهای متعدد ارز ، موجب فساد گسترده گردید تاجائیکه دادگاه ویژۀ رسیدگی به جرائم اقتصادی تشکیل شدوپس ازآن ، چند مهرۀ درشت اقتصادی چون " سلطان سکّه " و " سلطان قبر " دستگیرومجازات شدند اما مبارزه با فساد درهمینجا به پایان رسید وسرنوشت دیگرمهره های درشت چون بابک زنجانی ، حسن رعیّت ، سلطان شکر ، وغیره درهاله ای ازابهام باقی ماند.

رهبران ایران ، تحریم راجنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران نامیدند و " اقتصاد مقاومتی " رادربرابرآن مطرح کردند. اما بزودی به دلیل کمبود عواید ارزی ناشی ازتوقف صدورنفت ، اقتصاد ایران دچار کسری شدید بودجه ورکود اقتصادی همه جانبه گردید. دولت چارۀ دیگری جز افزایش بهای حاملهای انرژی ودیگراقلام اولیه رانداشت. شاید یکی ازبزرگترین اشتباهات اقتصادی روحانی ، تک نرخی کردن بنزین دراین شرائط بود زیرا اینکار ، به افزایش بی رویۀ مصرف داخلی وقاچاق گستردۀ آن منجرشد. روحانی به اشتباه خود پی برد ودراواخردوران زمامداری اش به سیستم دونرخی بنزین بازگشت. افزایش ناگهانی بهای سوخت درشرائطی صورت گرفت که اقتصاد ایران دروضعیتی وخیم به سرمی برد. اعتراضات سراسری ایران رافراگرفت و731 شعبۀ بانک ، 140 ساختمان دولتی ، 50 پایگاه نظامی ، و70 پمپ بنزین درآتش سوخت و 1500 نفرکشته وبیش ازهزارنفردستگیرشدند. این اعتراضات درسالهای بعد نیز به کرات روی داد که اوج آنها درزمستان 1404 بود که هزاران کشته ، زخمی ، زندانی واعدامی برجای گذاشت.

طی این سالها ، واگذاری بنگاههای دولتی به بخش خصوصی ، یکی دیگرازنقاط ضعف اقتصاد ایران بود. بنگاههای بزرگ خصوصی که پس ازانقلاب مصادره شده بودند وتحت نظارت سازمان صنایع ملی ایران قرارگرفته بودند ، به شدت نیازمند سرمایه گذاری ونوآوری بودند. باانحلال سازمان صنایع ملی ایران ، سازمان خصوصی سازی باهدف واگذاری بنگاههای مصادره شده ، تاسیس شد. اما بزودی پروژۀ خصوصی سازی بامشکلات عدیده روبروگردید. اولاً اکثر خریداران این بنگاهها رابانکها وبنیادها تشکیل می دادند که خود سازمانهای شبه دولتی بودند. ثانیاً اغلب این بنگاهها ازمازاد پرسنل وعدم سوددهی رنج می بردند ودرعین حال مجبوربه رعایت قانون کاربودند.لذا خصوصی سازی این بنگاهها ، به بیکاری ابعاد گسترده ای بخشید. کارگران دست به اعتراض زدند ودرمواردی توانستند خصوصی سازی بنگاه خودرامتوقف کنند. ثالثاً قیمت واحد های عرضه شده برای فروش ، نه منطقی ونه منصفانه بود ودرجریان واگذاری آنها فساد ، فامیل بازی ، وتخلفات فراوان صورت گرفت. دربرخی موارد ، گل سرسبد این بنگاهها ، به وابستگان حکومت ونورچشمی ها واگذارگردید. مثلاً کارخانجات " ایران وانت " که تولید کنندۀ کامیونت های پیکاپ بود ، به محسن رفیق دوست ، علی فلاحیان ، محسن رضائی ، وعلی شمخانی واگذارشد ویک شبه به قیمت 38/6 میلیون دلار به فروش رسید. رشت الکتریک به همسر غلامحسین کرباسچی رئیس حزب کارگزاران سازندگی واگذارگردید. باانتشارگزارشهای متعدد ازبروز فساد گسترده درجریان پروژۀ خصوصی سازی ، این پروژه متوقف گردید. علیرغم فروش این بنگاهها ، هنوزبخش عمدۀ اقتصادایران دردست دولت باقی مانده است. بااصلاح مادۀ 44 قانون اساسی ، بجزصنایع دفاعی ، امنیتی ، وشرکت ملی نفت ایران ، بقیۀ بنگاههای دولتی مجوز واگذاری به بخش خصوصی دریافت کردند. اصلاح این ماده راباید گامی بزرگ درجهت برداشتن موانع ازسرراه اصلاحات نئولیبرالی مدّ نظر بانک جهانی وصندوق بین المللی پول ارزیابی کرد. درهرحال ، تاثیرکلی سیاست خصوصی سازی برصنعت ایران ، بسیارمنفی بود. اکثر 173 واحد صنعتی که درمرحلۀ اول ، به بخش خصوصی واگذارشدند ، برچیده شده و دیگراثری ازآنها برجای نمانده است.

این وضع مصادف شد بابحران مالی سال 2008 که درپی آن ، بسیاری ازکشورهای جهان دربرنامۀ لیبرالیزاسیون خود تجدید نظرکردند. بسیاری ازرهبران جهان سوم ، ناگهان متوجه شدند نسخه ای که برای ایشان تجویز شده بود ، عامل شکست آنها بوده است. حتی چین نیز دربرنامۀ اصلاحات اقتصادی خود تجدید نظرکرد. اما ایران تا امروز همچنان به این مسیرادامه می دهد. معهذا بنیادها ، صندوقهای بازنشستگی ، سازمان تامین اجتماعی ، ونیروهای مسلح ، بیشترین سود راازاین سبک خصوصی سازی بردند. درسالهای بعد ، آستانقدس رضوی ، بنیاد مستضعفان، وسپاه پاسداران نیزبخش بزرگی ازدارائیهای دولتی راتصاحب کردند. موسسات کشت وصنعت ، شرکتهای گازاستانی ، نیروگاهها ، پالایشگاهها ، شرکت بسته بندی گوشت ، معادن وکارخانۀ ذوب آلومینیوم به بخش خصوصی واگذارشدند که ارزش مجموع آنها به 1500 تریلیون ریال بالغ گردید. هیچ آماروارقام روشنی درمورد نحوۀ هزینه سازی این مبلغ هنگفت دردست نیست. پزشکیان نیز پس ازرسیدن به قدرت ، متعهد شد که به مداخلات گستردۀ دولت دراقتصاد ، ازجمله کنترل قیمت مواد غذائی ، وسوخت پایان دهد وبرای حل تحریمهای فلج کنندۀ خارجی، تعامل باغرب وFATF تدبیری بیاندیشد. اما آغازجنگ باآمریکا واسرائیل ، این برنامه رابامانعی بزرگ روبرو کرد. معهذا طرحهای نیم بندی برای تعدیل بهای بنزین ، کالابرگ وغیره به اجراء درآمد. امااجرای طرحهای نئولیبرالی دولت پزشکیان ، درخطوط اصلی آن ناتمام مانده ودرزمان نگارش این سطور ، به حال خود رها شده است.

فساددرجریان واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی ، هنگامی فاش شد که چند نمایندۀ پارلمان به انتقاد از این واگذاریها پرداختند وبدنبال آن ، قوۀ قضائیه وارد صحنه شد وازتخلفات متعدد دراین پروژه پرده برداشت. آلومینیوم المهدی هرمزگان ، ماشین سازی تبریز ، مجتمع قالبسازی تبریز ،ایران ایرتور ، آلومینیوم اراک ، کشت وصنعت مغان ، پتروشیمی کرمانشاه ف وکشت وصنعت هفت تپه ، ازموارد تخلّف عنوان گردید. دراغلب این تخلفات ، ردّ پای " پوری حسینی " رئیس سازمان خصوصی سازی بوضوح نمایان بود. او که توسط محمد خاتمی به این سمت گمارده شده بود ، توسط احمدی نژاد برکنار ومجدداً توسط حسن روحانی به کرگمارده شد. مثلاً کشت وصنعت هفت تپه به دوجوان کمتراز30 سال بنامهای " امید اسد بیگی " و" مهرداد رستمی " به یک دهم بهای واقعی فروخته شد. شرکت " هپکو " که بزرگترین سازندۀ ماشین آلات صنعتی وتجهیزات سنگین درایران است ، شرکت فولاد خوزستان ، ماشین سازی تبریز ف نیروگاه برق اصفهان ، صنعت مس ایران ، وفولاد مبارکه نیزکم وبیش به سرنوشت کشت وصنعت هفت تپه دچارشدند واکنون عرصۀ اعتراضات وتظاهرات مستمرّ کارگری هستند. به نظر نمایندگان پارلمان ، پروژۀ خصوصی سازی بدین شکل عمل می کرد ومی کند که نخست بنگاه اقتصادی مورد نظررا ازسوددهی می اندازد تااز ارزش آن کاسته شود وسپس آنرا به ثمن بخس به متقاضیانی می فروشد که به هیچوجه صلاحیت ندارند. مثلاً فردی که ماشین سازی تبریز راخرید ، یک وام بزرگ به قیمت ارز رسمی برای واردات ماشین آلات ازبانک مرکزی دریافت کرد اما آنرا دربازارآزاد ارز ، به جند برابرقیمت فروخت. 138 شرکت وابسته به تامین اجتماعی نیز به بابک زنجانی فروخته شد.

بدین ترتیب دارائیهای دولتی ، این آخرین برگ ازدفتررفاه بخشی انقلاب ، پس ازسوبسیدها، اشتغال دولتی ، بهداشت وآموزش رایگان ، ورق خورد وبه فراموشی سپرده شد. سیاستهای نئولیبرال ، به اقتصاد رانتی وتوزیع ناعادلانۀ درآمد ، ابعاد گسترده ای بخشید که تاامروز دامه دارد. اکنون بنظر می رسد یاسیستم اسلامی ایران باید تغییرکند ویااینکه این سیستم ، راه خود راازنئولیبرالیسم جدا نماید. تنها دراین صورت است که جامعۀ ایران ازبن بست وسردرگمی اقتصادی فعلی رهائی می یابد. مردم ایران باید تکلیف خودرابا سه طیف روشن کنند. اول آنهائی که راست روی اقتصادی را تبلیغ ودنبال می کنند. دوم آنهائی که دم ازعدالت می زنند ودسترسی به آنراازطریق سیاستهای نئولیبرالی ممکن می دانند. وسوم آنهائی که می خواهند درکنارارتش آمریکا ، آزادی ودموکراسی رابرای مردم ایران به ارمغان بیاورند. دستۀ اول ، گارد قدیمی حکومت اند. دستۀ دوم گارد جدید خکومت می باشند که تریبونهای رسمی رادراختیاردارند ودستۀ سوم ، نئولیبرالهای خارج نشین ووابستگان داخلی آنها هستند که حول محور احیای سلطنت ، مشغول لابی گری با نئوفاشیستهای جهان می باشند.

منابع ومآخذ

1)problems of liberalization in Iran , www.meea.org

2)reformism , economic liberalization and popular mobilization in Iran , www.middlleeastcritique.com

3)Sohrab Behdad , Khatami and his reformist economic program , www.merip.org

4)the collapse of Iranian Rial , www.thenational.ae

5)political Islam in neoliberal times , www.opendemocracy.net

6)Islamism and neoliberalism in the middleeast , www.eprint.ise.ac.uk

7)Irans domestic politics and political economy , www.jadailyya.com

8)neoliberalism with Islamic characteristics , www.jacobinmag.com

9)یوسف اباذری-آرمان ذاکری ، سه دهه همنشینی دین ونئولیبرالیسم درایران ، www.pecritique.com

10)حسن روحانی ، امنیت ملی ونظام اقتصادی ایران ، انتشارات مرکزتحقیقات استراتژیک ، تهران 1392

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037