بحران سرمایه داری در هند
( پیوند نئولیبرالیسم و نئوفاشیسم )
هند یک کشور درحال توسعه است که اکثرجمعیت آن کشاورزند. اما "نارندرامودی" (Narendra Modi) نخست وزیراین کشور ، که قول داده بود ازفناوری پیشرفته درخدمت کشاورزی استفاده کند ، اکنون ازپهبادهای پیشرفته ، برای پرتاب گازاشک آور به روی دهقانان معترض استفاده می کند. بحران اقتصادی هند که حاصل سه دهه لیبرالیزاسیون اقتصادی دراین کشوراست ، اعتماد بخش بزرگی ازمردم هند راازدولت مودی واصلاحات اقتصادی او ساب کرده است. همین امرموجب گردید که حزب نارندرامودی نتواند اکثریت پارلمانی قبلی خودرا درانتخابات اخیرهند تجدید کند ولذا مجبورشد سومین دولت خود رابصورت یک دولت ائتلافی ضعیف تشکیل دهد درحالیکه درانتخابات قبلی هند ، حزب حاکم توانسته بود با 37 درصد آراء ، 56 کرسی پارلمان راازآن خود کند . نارندرامودی که ازسال 2001 وزیرارشد ایالت گجرات بود ، پس ازانتخاب به نخست وزیری هند درسال 2014 ، رویکردی اقتدارگرایانه درپیش گرفت. مقامات مالیاتی دولت او ، سیاستمداران مخالف راهدف گرفتند وبخش بزرگی ازمطبوعات نیزاز بیم ازدست دادن تبلیغات دولتی ویاموجهه با حملات انتقامجویانۀ مالیاتی ، به بلندگوی حزب حاکم تبدیل شدند تاجائیکه اکنون جایگاه هند درشاخص جهانی آزادی مطبوعات درمیان 180 کشورجهان ، بسیارسقوط کرده است. بحث آزاد دردانشگاههای هند که زمانی بسیارپررونق بود، منع شده است.
یک دهه پیش ازبه قدرت رسیدن مودی ، هند ازنظر شاخص گرسنگی دررتبۀ 43 جهان قرارداشت اما اکنون به رتبۀ 111 درمیان 125 کشوردنیا تنزل کرده است. هند مودی ، آهسته آهسته به کشوری استبدادی نیز تبدیل می شود. معترضین حکومت ، مورد حملۀ وحشیانۀ پلیس قرارمی گیرند وبزرگترین دموکراسی جهان، دررتبۀ 161 شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرارگرفته است. اسلاف مودی نیز کسانی بودند که هنگام مبارزات استقلال هند ، ازانگلیسی ها حمایت می کردند ودرجریان هولوکاست، ازهیتلر پشتیبانی کردند. آنها اکنون نیز ازنسل کشی اسرائیل علیه فلسطینی ها حمایت می کنند. مودی ادعا می کند که قبل ازظهوراو ، هندوها به مدت 1200 سال زیریوغ بردگی مسلمانان ومسیحیان قرارداشتند واکنون اومی خواهد غرور هندو رابه این سرزمین بازگرداند. معهذا مودی دردهۀ گذشته ، زیرساختهای هند رامتحول کرد وجاده ها ، پلها ، بنادر ، فرودگاهها ، وشبکه های دیجیتال را باسرعتی خیره کننده توسعه داد وکشوری راکه زمانی با چاله ها ، ساختمانهای درحال فروریختن وغوغای ترافیکی ناشی ازحرکت گاوها در خیابانها شناخته می شد ، بابهترینهای جهان قابل رقابت ساخت. بنادرهند اکنون کارآمدتراز بنادرآمریکا وسنگاپورند وزمان گردش کشتیها درآنها ، به کمترازیک روزمی رسد. سال گذشته هند ، باثبت رشد اقتصادی خیره کننده وعبوراز ژاپن ، رسماً به چهارمین قدرت اقتصادی دنیا تبدیل شد واکنون برای تصاحب جایگاه سوم ازآلمان ، خیزبرداشته است که اگرباهمین روند حرکت کند ، تاسال 2030 به آن نائل خواهد شد. افزایش صادرات کالاهای مهندسی ، الکترونیک ، وداروئی ، نقش مهمی دراین جهش داشته است. معهذا این پیشرفتها ، باتبعات ناخوشایند اجتماعی وسیاسی نیزهمراه بوده است. درواقع اصلاحات مودی ، برروی بشکۀ باروتی ازنارضایتی اجتماعی بناشده که " نابرابری " علت اصلی آن می باشد.
اگرچه ظهورراست افراطی یک پدیدۀ جهانی است اما شاید درهیچ کجای دنیا ، افراطیون راستگرا قدرتمندتر ازهند ، این دومین کشورپرجمعیت دنیا، نباشند. دراین کشور، حزب " بهاراتیاجاناتا " (Bharatiya Janata) به رهبری نارندرامودی که ازسال 2014 قدرت رادردست دارد وبازوی سیاسی جنبش ناسیونالیستی هند محسوب می شود ، یک بازوی نظامی نیزبانام مخفّف RSS دارد که درزبان هندی به معنی " سازمان ملی داوطلبین" است. این حزب ، که سازمانیافته ترین وبزرگترین نیروی راست افراطی درجهان است وپایگاه اصلی اش ایالت "اوتارپرادش"(Uttar Pradesh) می باشد، اصولاً برای مسلمانان هند هیچگونه حق حیات قائل نیست. اما مودی ، هرگونه بد رفتاری بااقلیتهای مذهبی هند ، ازجمله 200 میلیون مسلمان این کشورراانکارمی کند. دولت مودی ازمنادیان پروژۀ نئولیبرالیسم جهانی نیزهست. درسال 1991 ، دولت وقت هند درازای دریافت تسهیلات مالی کوتاه مدت ، اقتصاد خود رالیبرالیزه کرد. ازجمله تعهدات هند ، لیبرالیزه کردن بازارکار وبازگشائی درب نیمه بستۀ اقتصاد خود به روی سرمایۀ خارجی بود. بدین ترتیب ، دوران " برنامۀ بمبئی " (Bombay plan)که پس ازجنگ جهانی دوم براقتصاد هند حاکم بود ، به سررسید. جاذبۀ هند برای سرمایۀ خارجی ، فقط بازار بسیاربزرگ داخلی آن نیست بلکه اقیانوسی ازنیروی کاراست که دستمزدی ناجوانمردانه نازل دریافت می کند. کارگران هند درسالهای پس ازاستقلال ، اگرچه ازدستمزد ناچیز وتغذیۀ ناکافی برخورداربودند ، اما باسواد شدند وبخش فنّی وآموزش دیدۀ آنها دردهۀ 1980 ، باسرمایه گذاریهای هنگفت دولت ، توسعه یافت وآرزوهای بزرگی درسر می پرورد. اما متاسفانه پروژۀ نئولیبرال ، فرصت اشتغال رااز آنها گرفت وبزودی لشکری عظیم ازنیروی ذخیرۀ کار ، روی دست دولت هند باقی ماند. به گزارش سازمان بین المللی کار(ILO) ، نرخ بیکاری برای افراددارای مدرک دانشگاهی ، 9برابربیشتراز کسانی است که سواد خواندن ونوشتن ندارند. مثلاً وقتی یک ادارۀ پلیس ایالتی ، برای انجام کارهای سطح پائین اداری ، آگهی استخدام برای افراد دارای تحصیلات ابتدائی منتشرکرد ، 33 هزارنفربامدرک دانشگاهی درخواست خودراارائه کردند.
آزادسازی اقتصادی هند درسه دهۀ اخیر ، اگرچه موجب خروج بخشی ازجمعیت این کشور ازدامن فقرگردید اما فرصتهای اقتصادی بیشماری راازدسترس بخش بزرگی ازمردم خارج کرد. اکنون بیش ازنیمی ازنیروی کارهند ، دربخش غیررسمی اقتصاد شاغل است که بدون انعقاد قرارداد رسمی وپوشش تامین اجتماعی ، به کارمی پردازد. حدود نیمی ازاین افراد دربخش کم بازدۀ کشاورزی وتجارت وابسته به آن ، فعالیت می کنند. این درحالیست که تعداد فارغ التحصیلان دبیرستانی ودانشگاهیهند درربع قرن اخیر ، دوبرابرشده واقتصاد بیماراین کشور ، قادربه جذب آنها نیست. درحال حاضر، 42 درصد این فارغ التحصیلان بیکارند. بخشی ازاین مشکل ، به الگوئی بازمی گردد که هند برای توسعۀ اقتصادی برگزیده است. این کشوربرخلاف چین ، فاقد صنعت پایه ای است که بتواند نیروی کارغیرماهرراجذب نماید. اقتصاد این کشوربربخش خدمات متکی است که ارتباط میان رشد اقتصادی وتولید انبوه اشتغال رامی گسلد. کاپیتالیسم هند ، دیگراعتماد مردم راازدست داده ودرمحافل علمی به " کاپیتالیسم بی آبرو " ( stigmatized Capitalism ) معروف گشته است. تجاروسرمایه داران بزرگ که زمانی فقط 14 درصد کرسی های پارلمان رادراختیارداشتند اکنون 26 درصد این کرسی ها رااشغال کرده اند. حضوراین عناصر درقوۀ قانونگذاری هند ، دست سرمایه داران وتجاربزرگ رادر فسادهای کلان بازگذاشته است. همین درجه ازفساد موجب سقوط دولت حزب کنگره درسال 2014 گردید. ازآن زمان به بعد ، اصلاحات براساس سیستم بازار ، برای مردم هند چیزی جز رفیق بازی ، خویشاوندسالاری ، فساد ، وحفظ منافع کسب وکاربزرگ ، به ارمغان نیاورده است. سیاستمداران هندی تاکنون بجای حلّ ضعف ساختاری که موجب بروزاین مشکلات گردیده ، سهمیۀ اشتغال دولتی رامیان اعوان وانصار ، طبقه وکاست خود تقسیم کرده اند.
مودی پس ازبه دست گرفتن قدرت درسال 2014 ، خود رابرای سرمایه داران طرفدارتجارت آزاد واصلاحات نئولیبرالی ، وبرای تودۀ مردم ، قهرمان مبارزه بافساد ، ایجاد اشتغال وحکمرانی خوب جلوه داد. اما یک دهه بعد ، به هیچیک ازاین وعده ها عمل نکرد وفقط باقیماندۀ اعتبارکاپیتالیسم هند رابرباد داد. ازهمان زمان ، رسانه های تحت کنترل سرمایه ، جنگی تمام عیاررا باکارگران ومحرومان آغازکردند. بنظرآنها ، کارگرهندی ، تنبل وپرمدعاست وباید خود رابامقتضیات عصر جدید جهانی شدن وفق دهد. نهادهای دانشگاهی وسیاستگذار، ازهمان زمان تلاش کردند تااین درک ازطبقۀ کارگر راتئوریزه کرده وراههائی برای باصطلاح " انعطاف پذیرساختن نیروی کار" بیابند. محورتلاش آنها رااین فرضیه تشکیل می داد که بازارنیروی کاربایدمانند هربازاردیگر، به میل سرمایه عمل کند ونباید به هیچوجه پای بند به قانون کاروحداقل دستمزد باشد. به زعم آنها ، دستمزد باید فقط براساس عرضه وتقاضا تعیین شود. این نگرش ، علیرغم هزینۀ سنگینی که به طبقۀ کارگرتحمیل می کند ، برای سرمایه داران خارجی جذّاب است. بنظرآنها ، هرچه که به ارتقای سطح تکنولوژی وافزایش بهره وری نیروی کارکمک کند ، دربلند مدت موجب رشد اقتصادی وافزایش دستمزد نیزمی گردد. اما دو مانع اساسی برسرراه این " قانون طلائی رشد " قراردارد: قانون کار واتحادیه های کارگری! که هردوی آنها بادکترین انعطاف پذیرساختن نیروی کارمخالفند. دولت که به شدت تحت فشاراتحادیه های کارگری قراردارد، مدتی است که بجای کلنجاررفتن باتک تک این اتحادیه ها ، به فکرتغییرقانون کارافتاده است. مدافعان رویکرد انعطاف پذیری نیروی کار ، برآنند که این رویکرد می تواند به جذب سرمایۀ خارجی ، افزایش بهره وری نیروی کار ورشد اقتصادی منجرشود. اما کارنامۀ این رویکرد دردهۀ پیش ، خلاف این فرضیه رانشان می دهد.
اکنون 20 شرکت بزرگ هند ، 62 درصد سود تولید شده دراقتصاد این کشوررامی بلعند درحالیکه این رقم درآغاز دهۀ 2010 کمتراز50 درصد بود. فقط ثروت مالکان دو هلدینگ بزرگ هند درسال 2024 بیشتراز 200 میلیارددلاربود که ازمجموع ثروت 8 شرکت پس از آنها بیشتراست. اکنون 410 میلیون کارگرهند دراین کشور4/1 میلیارد نفری ، باید به نحوی دستمزددریافت کنند که هرکارگربتواند 5/3 نفر کالا تولید نماید درحالیکه کارگرهندی ، امروز کمتراز حداقل دستمزد دریافت می کند. سرمایه گذاران جدید هند دربخش استارتاپهای دیجیتال، تجارت اینترنتی ، وتکنولوژی مالی فعالیت می کنند درحالیکه بازیگران اصلی اقتصاد هند که عناصرنزدیک به دولت مودی می باشند ، دربخشهای زیرساختی مخابرات ومنابع طبیعی حضوردارند ونبض آنها نیزدردست دو تاسه هلدینگ بزرگ می تپد. سیستم مالیاتی هند نیز به سرمایه داران محلی وشرکتهای کوچک به شدت آسیب می زند ودرخدمت سرمایه وکسب وکاربزرگ است. این سیستم همچنین سرمایه ها رابسوی بخش غیررسمی اقتصاد می راند. خلاصه اینکه ، افزایش بیکاری ، تعمیق نابرابری وترقی سرسام آورقیمتها ، تنها دستاورد نئولیبرالیسم هندی پس ازیک دهه زمامداری مودی است.
نئولیبرالیسم حتی زمانی که منادی بالاترین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی است ، باافزایش بیکاری وگسترش فقردرجامعه همراه است. این الگو رادرهند امروز می توان بوضوح دید. نرخ بیکاری دراین کشوربه بالاترین سطح دردورۀ 45 سالۀ قبل ازپاندمی رسیده وبه نظرنمی رسد که به آسانی برگشت پذیرباشد. ازسوی دیگر، اتحاد نئولیبرالیسم با نئوفاشیسم درهند امروز ، ضمن اینکه تاثیر مخرّب بردموکراسی این کشوردارد ، به بحران اقتصادی نیز دامن می زند. این اتحاد ، علیه اقلیت مسلمان ومحرومین هند ، جهتگیری کرده است. کشوری که زمانی به سنت سکولاردموکراسی خود می بالید ، اکنون شاهد حمله به کلیساها ومساجد توسط باندهای فاشیستی وسکوت دولت دربرابر آن می باشد. انحصارات هندی ، دست دردست دولت راستگرای مودی ، به این افراط گرائی دامن می زنند. ازآنجائیکه سرنوشت نئولیبرالیسم وراست افراطی هند درهم گره خورده است لذا ، خروج حزب حاکم ازقدرت، بناچاربه افول لیبرالیسم درهند می انجامد. اما اندیشه های جناح راست ، بویژه Hindutva ( رویکرد افراطی ومحافظه کارانه درهند ) دریک دهه زمامداری مودی ، درجامعۀ هند ریشه دوانده وبخش هائی ازطبقۀ کارگررانیز آلوده کرده است. سرمایه داری نئولیبرال ، زمین حاصلخیزی درهند فراهم آورده که درآن ، افراط گرائی بخوبی رشد می کند. اما افرادی که دراین محیط قرارمی گیرند ، علت تمامی مصائب خود رانه سرمایه داری ولیبرالیسم ، که زحمتکشان دیگرمذاهب وکاستها می دانند. بدین ترتیب طبقۀ کارگرهند دچار انشقاق شده که مطلوب فاشیستها و دولت مودی می باشد. مودی دردولت جدید خود نیزکه پس ازانتخابات اخیرهند تشکیل شده ، یکباردیگروعده های بی پشتوانه ای چون ایجاد 41 میلیون فرصت شغلی دربخش رسمی اقتصاد تاسال 2030 داده که به هیچوجه باواقعیتهای ساختاری اقتصاد هند همخوانی ندارد. کارشناسان معتقدند که اقتصاد هند باید جهتگیری خود رابه مدلی تغییردهد که ایجاد اشتغال رادرصدر اولویتهای خویش قراردهد. اما غلبه بررژیم نئولیبرال، کارچندان آسانی نیست.
اتخاذ این سیاست ، تامین مالی برای جبران کسری حسابجاری رادرکوتاه مدت، دشوارمی سازد. اعمال کنترل برسرمایه وتجارت ، خصومت انحصارات چند ملیتی رابرمی انگیزد وحتی ممکن است به تحریمهای فلج کننده نیزمنجرشود. البته دخالت دیرپای دولت دراقتصاد هند ، آنچنان به تقویت ظرفیت وتنوع تولید دراقتصاد منجرشده که بجز واردات نفت ، تحریمها دردیگرموارد چندان کارساز نیستند وتحریم نفتی رانیزمی توان ازطریق انعقاد قراردادهای دوجانبه باکشورهای نفتخیزی که خود تحت تحریم قراردارند ( روسیه ، ایران ، ونزوئلاو...) برطرف نمود. معهذا ، گذارازسیستم فعلی دردناک خواهد بود وضریب تاب آوری بالا وهمبستگی گستردۀ بین المللی رامی طلبد. چون غلبه برنئولیبرالیسم ، درنخستین گام ازصادرات می کاهد، باید تاکید بربازارداخلی قرارگیرد. درمورد هند ، رشد بخش کشاورزی نقش تعیین کننده دارد. جای خالی صادرات خارجی راباید با صادرات میان بخشی پرکند. درکشوربزرگی چون هند ، این الگو نه تنها مطلوب تراست چون هیچ بخشی ازاقتصادرا ازفرآیند توسعه کنارنمی گذارد، بلکه همزمان فاصله گرفتن ازنظم نئولیبرال رانیزمیسّرمی سازد. اما برای موفقیت این الگو ، تنها رشد محصولات کشاورزی کافی نیست بلکه انجام اصلاحات ارضی وتغییردر سازمان تولید ازطریق تشکیل داوطلبانۀ تعاونیهای کشاورزی نیزضروری است. این اصلاحات ، تاحدودی به مطالبات مساوات طلبانۀ جامعه نیزپاسخ می گوید.
اگرقرارباشد 5 اصل اساسی حق دسترسی به غذا ، حق اشتغال ، حق دسترسی به آموزش آزاد ورایگان ، حق دسترسی به خدمات بهداشتی دولتی ، وحق دسترسی عادلانه به مقرری بازنشستگی وازکارافتادگی ، درهند رعایت شود ، باید حداقل 10 درصد تولید ناخالص داخلی کشور به این امراختصاص یابد. مبلغ لازم برای این پروژه رامی توان ازطریق اخذ مالیات ازیک درصد ثروتمندترین افراد جامعه ، تامین نمود. ازسوی دیگر ، غلبه برنئوفاشیسم درعرصۀ سیاسی نیز مطلقاً ضروری والبته دشواراست.این پروژه باید برمبنائی مستحکم وبازگشت ناپذیر بناگردد. تنها دراین صورت است که می توان ازثبات دموکراسی وسکولاریسم درهند سخن گفت وتمامیت ارضی این کشوررانیزتضمین نمود.
منابع ومآخذ
1)the crisis of Indian capitalism , www.foreignaffairs.com
2)the condition of Indian working class , www.tricontinental.org
3)why the far-right rules Modi India , www.jacobin.com
4)Indian peasants struggle and Fascism , www.idcommunism.com
5)the way ahead , www.cpim.org
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635 9973-6037