باانسداد هرمز، ایران به پای خود شلیک می کند
باانسداد هرمز، ایران به پای خود شلیک می کند !
پیش ازفرسایش اخیرمحور منطقه ای ایران ، این کشور دکترین امنیتی خویش را برمبنای دفاع روبه جلو بنا نهاده بود ونفوذ خود رافراتر ازمرزهایش گسترش می داد تاازاین طریق ، تهدیدات را دفع نماید. کشورهای خلیج فارس ، این استراتژی دفاعی ایران را بعنوان تلاشی توسعه طلبانه برای تسلط برمنطقه تلقّی می کردند. درنتیجه آنها برای مقابله بااین استراتژی ، روابط امنیتی خود راباواشنگتن تعمیق بخشیدند وحضورنظامی آمریکا رابرای امنیت خلیج فارس ضروری تشخیص دادند. حوادث منطقه نشان می دهد که اکنون ایران درحال تکرارهمان اشتباه استراتژیک است.
بنظرمی رسد استراتژی ایران درهدف قراردادن کشورهای خلیج فارس ، این باشد که نشان دهد حضورنظامی آمریکا دراین کشورها ، بیشتریک دردسراست تا مزیّت ! هدف ، متقاعد کردن رهبران خلیج فارس نسبت به این مسئله است که میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا ، ناامنی بیشتری برای این کشورها به ارمغان می آورد وتنها راه امنیت آنها ، سازش وهمکاری باتهران است. اما همانطورکه ایران به این نتیجه رسیده که خویشتنداری دربرابرآمریکا ، حملات بیشتری راازسوی این کشور موجب می شود ، کشورهای حوضۀ خلیج فارس نیزاحتمالاً دررابطه با حملات ایران ، به همین نتیجه رسیده اند. چنانچه بحرین ، کویت وامارات متحدۀ عربی ، درحملات اخیرآمریکا مشارکت ورزیدند. بنظرمی رسد ایران یکی ازپایدارترین الگوها درسیاست بین الملل رانادیده می گیرد وآن اینکه کشورهائی که باتهدید امنیتی روبرومی شوند ، به ندرت از شرکای امنیتی خود فاصله می گیرند واغلب ، اتحادهای موجود راتقویت می کنند. استراتژی ایران تاکنون موجب پیوستن چند کشورعربی به " پیمان ابراهیم " ونزدیکترشدن کشورهای منطقه به اسرائیل گردیده است. این کشورها تاکنون ، نه تنها از آمریکافاصله نگرفته اند بلکه خواستار دریافت تضمین های بیشترامنیتی ازاین کشورگردیده اند.
درعین حال ایران ، ازطریق حملات هدفمند نسبتاً موفق خود ، تلاش می کند این پیام راالقاء نماید که گویاآمریکا دیگرقادرنیست ازشرکای منطقه ای خود دفاع کند ومی توان به آسانی از چترامنیتی آمریکاعبورکرد. اگرچه برخی ازاین کشورها ، تعامل خود راباچین گسترش داده اند اما بعید است که فعلاً این کشوربتواند درارائۀ تضمین های امنیتی ، جای آمریکا رابگیرد. ازسوی دیگر ، استراتژی امنیت ملی درحال تحول آمریکا ، حول رقابت استراتژیک باچین بنا شده است. لذا این کشوردرصدد است درنظم نوین خاورمیانه ، به بی ثباتی دیرپا دراین منطقه پایان داده ونظمی پایداررا جایگزین نماید تا بتواند ازبارسنگین حضورامنیتی خود درخاورمیانه بکاهد وتوجه خویش رابه منطقۀ هندوپاسیفیک معطوف نماید. بااین حال بنظرمی رسد ایران قصددارد بجای قراردادن خود درچهارچوب این نظم جدید، نظمی بامحوریت برتری منطقه ای خود ایجاد نماید. این استراتژی ، فقط موجب ادامۀ حضورقدرتمندتر وطولانی ترآمریکا واسرائیل درمنطقه می گردد. ازسوی دیگر، این زیاده روی منطقه ای تهران ، مانع ازهمگرائی گستردۀ اعراب درحمایت ازآرمان فلسطین گردیده است. اگرایران این پروژۀ گستردۀ منطقه ای رادنبال نمی کرد ، آرمان فلسطین که اساساً یک مسئلۀ عربی باقی مانده است ، حمایت منطقه ای گسترده تری رابخود جلب می کرد. هماهنگی کشورهای عربی علیه ایران ، اکنون جای هماهنگی ایشان علیه اسرائیل راگرفته است. ایران باعملکرد خود درجنگ اخیر ونفوذ نیابتی خود درجهان عرب ، دیگرنیازی به اثبات نفوذ منطقه ای خود ندارد. تهران باید بداند که قدرت ، به ندرت ازطریق نمایش مداوم خود ، احترام پایدار به ارمغان می آورد. زیرا آنچه بی وقفه به کارگرفته شود ، خیلی زود به دیگران ، نه تسلیم ، که آمادگی را می آموزد واین اتفاق ، دررابطه باایران درشرف وقوع است. روابط آیندۀ ایران باپاکستان نیزبه رویکرد تهران درقبال خلیج فارس بستگی دارد. پاکستان باانعقاد پیمان دفاعی باعربستان وآغازگفتگوهای مشابه با کویت وبحرین ، نقش بزرگتری درامنیت آیندۀ خلیج فارس برعهده خواهد گرفت. ادامۀ فشارایران ، نه تنها این روند راتسریع می کند بلکه می تواند افکارعمومی پاکستان راعلیه ایران بشوراند.
ایران باید بداند که اتخاذ یک رویکرد انعطاف پذیر ، الزاماً به معنی دست شستن ازمنافع ملی یاموضع دفاعی اش نیست. بلکه می تواند به معنی تشخیص ضرورت ادغام درزیرساختهای اقتصادی وامنیتی منطقه به سود منافع بلند مدتش نیز باشد. کشورهای حوضۀ خلیج فارس ، دهه هاست که این ضرورت راتشخیص داده اند و ودراین جهت حرکت می کنند. ایران نیزپس ازسالها تحریم وجنگ ، دلائل قوی تری برای پیوستن به این نظم جدید منطقه ای دارد. اما اجبار وزور ، هرگزنمی تواند راهگشای این مسیرگردد. اگرتهران واقعاً به دنبال خاورمیانه ای است که کمتربه قدرتهای خارجی وابسته باشد ، باید ازفرصت دیپلماتیک فعلی استفاده کند واستراتژی خود رابراطمینان بخشی وادغام قراردهد نه اجبارو زور! چنین رویکردی برای ثبات خلیج فارس ومنافع استراتژیک ایران مفید است وبه انزوای بین المللی دیرپای این کشور پایان می دهد. ایران باید بجای ارعاب همسایگان خود ، همکاری برپایۀ مدلی ازرفاه مشترک رادنبال کند.