ویکتور گراسمن

کمونیست آمریکائی و مبارز جنگ سرد ، درگذشت

ویکتورگراسمن (Victor Grossman) روزنامه نگار ، نویسنده ومترجم ، درسن 97 سالگی دربرلین درگذشت. گراسمن ، بانام " استیفن وکسلر" درسال 1928 درشهرنیویورک به دنیاآمد ودرنوجوانی به سازمان جوانان حزب کمونیست آمریکا پیوست وهنگام تحصیل دردانشگاه هاروارد ، به عضویت حزب کمونیست درآمد. دراین دوران که مصادف بااوج مک کارتیسم بود ، گراسمن به ارتش فراخوانده شد. درآن زمان ، هرکس وارد ارتش آمریکا می شد ، باید لیستی راامضاء می کرد که حاوی نام 25 سازمان بود که امضاء کننده متعهد می شد که هیچگاه عضو این سازمانها نبوده است. اما گراسمن ، عضویت خود رادرحزب کمونیست آمریکا فاش نکرد. خود او می گوید : " ترسیدم ! زیرا هرکمونیست، عامل خارجی شناخته می شد وروانۀ زندان می گردید." استفن وکسلر ، لیست مزبور راامضاء کرد وبه عنوان سرباز ارتش آمریکا ، به باواریا درآلمان اعزام شد. پس ازچند ماه ، وقتی احضاریه ای ازدادگاه نظامی نورنبرگ دریافت کرد، تصمیم به فرارازارتش گرفت وبا شنا در رودخانۀ دانوب ، خود رابه منطقۀ اشغالی شوروی در اطریش رساند وازآنجا به جمهوری دموکراتیک آلمان رفت ونام " ویکتور گراسمن " رابرای خود برگزید. گراسمن بین سالهای 1954 تا 1958 ، در لایپزیگ روزنامه نگاری خواند وسپس بعنوان مدرس وویراستار دربرلین شروع به کارکرد وازسال 1968 به بعد ، بعنوان نویسنده ، مترجم ومدرس آزاد فعالیت نمود.

تعهد ویکنور به کمونیسم ، تزلزل ناپذیربود. اومعتقد بود که کمونیسم ، چیزی فراتر از کارگزارانش است. به همین دلیل ، سوء استفادۀ " گاس هال " دبیر کل سابق حزب کمونیست آمریکا ازمنابع حزب ، ذرّه ای ازاعتقاد او نکاست. درسال 1951 ، دراوج دوران مک کارتی ، زمانی که دولت آمریکا مظنونان کمونیست راتعقیب می کرد ، گراسمن روایت مک کارتیسم ازجمهوری دموکراتیک آلمان رابه چالش کشید. ازنظرمک کارتیسم ، نام جمهوری دموکراتیک آلمان بااقتدارگرائی ، فقر ، پلیس مخفی ، بوروکراسی خشک ، وفقدان دموکراسی عمومی پیوند خورده بود. اما روایت گراسمن ، بااین تبلیغات دوران جنگ سرد ، تفاوت داشت. ازنظراو ، " درگوشه ای ازسرزمین آلمان ، جمهوری دموکراتیکی متولد شده بود که چهارسال قبل ازآن ، گروههای چریکی درآنجا متحد شدند تابه کابوس هیتلر پایان دهند. آنها مصمم بودند طرحی نو دراندازند وکشوری عاری از سموم فاشیسم ، نژادپرستی ، ونفرت ضدانسانی ، بسازند. اما ازغرب کشور ، خروشی نفرت انگیز وگمراه کننده به گوش رسید که زیمنس ، بایر، دویچه بانک ، راین متال ، ویونکرهای زمیندار، معرکه گردان آن بودند. آنها که قبلاً ازجنگ پروس وآلمان حمایت کرده وباهیتلر نرد عشق باخته بودند تااروپا راغارت ومیلیونها نفررابه خاک وخون بکشند ، اکنون علیه دولت نوبنیاد شرق ، لجن پراکنی می کردند." بنظر گراسمن ، اگرچه جمهوری دموکراتیک آلمان فقیرترازآمریکا یا جمهوری فدرال آلمان بود اما ، برعدالت اجتماعی وبرابری تاکید داشت. اگرچه درسالهای پس ازجنگ ، برخی اقلام مصرفی به شختی پیدامی شد اما ، هیچکس گرسنه نمی ماند. همه سقفی بالای سرداشتند واجاره بهاء ، همیشه درسطحی مقرون به صرفه بود ( معمولاً بین 5 تا10 درصد درآمد). اخراجها طبق قانون ممنوع بود وبی خانمانی وجود نداشت. آموزش درهمه ی سطوح ، ازمهد کودک تا دانشگاه ، رایگان بود وسیستم بهداشتی ، جامع ، رایگان وباکیفیت عالی بود. جرائم سازمانیافته ، فحشاء ، واعتیاد به مواد مخدّر وجود نداشت. زنان ، مدتها قبل ازآلمان غربی ، به برابری کامل اقتصادی وحقوقی دست پیداکردند. درحالیکه دولت آلمان غربی ، انباشته از نازی های سابق بود ، جمهوری دموکراتیک آلمان ازهمان ابتداء یک دولت کاملاً ضد فاشیستی بود. این دولت ، به حمایت عملی ، مالی ومعنوی ازمبارزان آزادی درآفریقای جنوبی ، نامی بیا ، موزامبیک ، آنگولا ، ویتنام ، کوبا، نیکاراگوا ، شیلی وبسیاری دیگرازکشورها همّت گماشت. گراسمن درعین حال ، دیدگاه ارزشمندی نیزدربارۀ این داشت که چراآلمان شرقی بالاخره نتوانست فشارفوق العادۀ جهان امپریالیستی را تحمل کند!

معروفترین کتاب گراسمن ، " یک فراری سوسیالیست:ازهاروارد تا کارل مارکس آله " است که دربارۀ زندگی اش درجمهوری دموکراتیک آلمان ، دلائل سقوط آن ، وارتباطاتش با مبارزات امروز می باشد. درحالیکه کمونیستهای جهان ، برای ازدست رفتن اردوگاه سوسیالیسم سوگواری می کردند ، " یک فراری سوسیالیست " ، داستانی ازامید سرمی دهد وخواننده راتشویق می کند تاازموفقیتها وشکستهای سوسیالیسم آلمان درقرن بیستم بیاموزد وآنرا درمبارزه برای جهانی بهتردرقرن بیست ویکم ، بکارگیرد. شاید اغراق نباشد که ویکتور گراسمن را شاهد قرن گذشته بنامیم. این روزنامه نگار ، بیشترعمرخود رادرآلمان شرقی وسپس از1990 به بعد ، درآلمان متحد گذراند اما همیشه آمریکائی باقی ماند. داستان زندگی او که درزندگی نامه اش " عبور ازرودخانه " بازگوشده ، سفر یک کمونیست میان دنیاهاست که به باورهایش وفادارماند. این کتاب همچنین گواهی این واقعیت است که آلمان شرقی – باوجود تمام شکستهای جدّی اش ( چه اجتناب پذیر وچه اجتناب ناپذیر) به دنبال راهی مشروع وجایگزین برای مسیرتاریخ آلمان بود.

استون وکسلر ، پسریک دلال آثارهنری ویک کتابداربود. درحالیکه هنوز دردبیرستان بود به لیگ جوانان کمونیست پیوستواین موضوع درنیویورک آن زمان، عجیب نبود زیرا بیشترهمکلاسیهایش نیزبه حزب کمونیست یاسوسیالیست گرایش داشتند وتعدادی نیزتروتسکیست بودند. باپایان گرفتن جنگ درسال 1945 ، وکسل به تحصیل اقتصاد دردانشگاه هاروارد پرداخت ودرسال 1949 ازاین دانشگاه فارغ التحصیل شد. پس ازدوره ای کاربعنوان کارگرغیرماهر در " بوفالو"، به ارتش فراخوانده شد وبقیۀ ماجرا ، که درسطور قبل به آن اشاره شد. اوبرای محافظت ازبستگانش دربرابرمک کارتیسم ، نام خود راتغییر داد وبه عنوان میهمان به عضویت " حزب سوسیالیست متحد آلمان " (SED) درآمد. دراینجا باشریک زندگی اش ، کتابدار " رناته کشینر " ازدواج کرد که حاصل آن دوپسربود. اوتا آخر عمر به حزب سوسیالیست متحد آلمان وفادارماند. ویکتور مدتی درانتشارات " سون سیز " بعنوان ویراستار مشغول بکارشد. این انتشارات ، کتابهای انگلیسی زبان ازنویسندگان کمونیست آمریکا وبرخی آثار اعضای جنبشهای آزادیبخش جهان راترجمه ومنتشرمی کرد. سپس دوسال به سردبیری آمریکای شمالی دررادیو برلین اینترنشنال منصوب شد وپس ازآن ، بعنوان روزنامه نگار آزاد فعالیت کرد ومقالات وتفسیرهائی رادرمجلۀ سیاست خارجی آلمان Horizont و ماهنامۀ سیاست فرهنگی Das Magazin منتشرمی کرد.

ویکتور نقش مهمی درگسترش فرهنگ پیشرو آمریکا درآلمان شرقی ایفا ء کرد. درسالهای افول وفروپاشی جمهوری دموکراتیک آلمان ، همچنان درکنار آلمان شرقی ایستاد. اوعضویت درحزب کمونیست آمریکا را باعضویت درحزب سوسیالیست متحد آلمان وبعد ها حزب " دی لینکه " (Die Linke) یا " حزب چپ" ادامه داد ودرگروههای حزبی وسازمانهای ضد فاشیستی شرکت وسخنرانی می کرد. گراسمن دریکی ازآخرین سخنرانیهایش گفت : " شبحی که تا 35 سال پیش اروپا رابه وحشت انداخته بود، اکنون محو شده اما ، شبحی دیگر جای آنراگرفته است : فاشیسم ! درحال حاضر درایالتهای شرق آلمان ، یعنی درتورینگن ، زاکسن، براندنبورگ و... ، حزب افراطی " آلترناتیو برای آلمان " (AFD) درنظرخواهیها پیشتازاست. این حزب ، ازنارضایتی رای دهندگان ازپیامدهای وحدت آلمان وعدم ارائۀ یک آلترناتیو قانع کننده ازسوی چپ ، به نفع خود استفاده می کند..."

www.fmohammadhashemi.blogfa.com