کاپیتالیسم وتشدید بحرانهای زیست محیطی

بحران محیط زیست ، یکی از بزرگترین چالشهای جهان امروز است که ریشه درشیوۀ تولید سرمایه داری ومنطق انباشت سرمایه دارد. سرمایه داری قرنهاست که ازطریق بهره کشی ازکارانسان وطبیعت ، شکوفا شده است. ویرانیهائی که سرمایه داری به بارآورده ، برهمه آشکاراست زیرا تغییرات اقلیمی ، سال بسال شدت وشتاب می گیرد وبقای بشریت راتهدید می کند. عدم تعادل انرژی زمین وگرمایش جهانی ؛ افزایش سطح دریاها ؛ کاهش وتخریب جنگلها ؛ فروپاشی تنوع زیستی زمینی ودریائی ؛ سیل ؛ خشکسالی ؛ آتش سوزی جنگلی؛ تخریب خاک ومنابع آب ؛ افزایش آلودگی ناشی ازسوختهای فسیلی وزغال سنگ ؛ افزایش تولید پسماند ؛ ومسمومیت صنعتی ، همه میراث سرمایه داری می باشند.اکنون گرمایش زمین که به سطحی بی سابقه رسیده ، ناشی از تجمع بی سابقۀ گازهای گلخانه ای درجوّ است وعمدتاً حاصل سوختهای فسیلی ، تخریب جنگلهای بومی وتغییرکاربری زمین می باشد. پیامدهای گرمایش زمین ، هرروزآشکارترمی شود: بارشهای سنگین ، سیلابهای بی سابقه ، موجهای گرما ، خشکسالی ، آتش سوزی جنگلی ، طوفانهای عظیم ، ازدست رفتن تنوع زیستی ، اسیدی شدن اقیانوسها ، ذوب شدن یخچالها وافزایش مداوم سطح دریاها! بسیاری ازسازمانها ونهادهای بین المللی ، به دنبال یافتن راه حلهائی برای بحران محیط زیست اند اما تلاش آنها درچهارچوب سیستم سرمایه داری تاکنون به جائی نرسیده است. بنابراین یکی ازوظائف اصلی درنبرد ایده ها ، نشان دادن ماهیت طبقاتی این پدیده است. یک نظرسنجی نشان می دهد که بیش از30درصد جمعیت جهان ، ازتغییرات اقلیمی بی اطلاع هستند که این رقم درکشورهای کم درآمد از50 درصد فراترمی رود. درحالیکه تغییرات اقلیمی ، آشکارترین وفوری ترین جنبۀ بحران زیست محیطی است. آلودگی شیمیائی ، ازدست رفتن پوشش خاک ، تخریب زیست بوم ، ونابودی تنوع زیستی ، ابعاد دیگراین بحران هستند. یک میلیون از 8 میلیون گونۀ گیاهی وجانوری موجود برروی زیست کره ، درمعرض انقراض هستند. تولیدات کشاورزی که درحال حاضر 30 درصد ازسطح مسکون زمین رابخود اختصاص می دهد ، به دلیل تخریب وآلوده سازی خاک ، تا 86 درصد مسئول افت تنوع زیستی زمین می باشد.

اما محرک اصلی تغییرات اقلیمی ، انتشارگازهای گلخانه ای حاصل ازسوختهای فسیلی است. براساس یک تحقیق ، 23 کشور توسعه یافتۀ جهان ، نیمی ازکل گازCO2 دنیا رابه جوّ زمین تزریق می کنند درحالیکه نیمی دیگر ، میان 150 کشورجهان تقسیم می شود. درحال حاضر چین ، بزرگترین انتشاردهندۀ این گازها درجهان است وپس ازاین کشور ، آمریکا ، هند ، روسیه وژاپن قراردارند. اما ازنظر سرانۀ انتشار گازهای گلخانه ای ، آمریکا مقام اول رادرجهان داراست وتقریباً دو برابرچین گازگلخانه ای تولید می کند. براساس یک بررسی انجام شده درسال2019 ، تنها 20 شرکت جهان ، مسئول انتشار یک سوم گازگلخانه ای درجوّ زمین می باشند که نام غولهائی چون اکسون موبیل ، شل ، وگازپروم درمیان آنها دیده می شود. برای پاسخگوئی به نیازهای روبه رشد انرژی ودرعین حال جلوگیری از تغییرات اقلیمی ، لازم است جهان نوآوری دربخش انرژی راسرعت بخشد. کشورهای اروپائی وچین ، پیشتاز نوآوری دربخش انرژی می باشند وکانادا نیزدرمیان 10 کشور برتراین بخش قرارمی گیرد. برتری سبز چین ، یک شبه به دست نیامده است. دولت چین دردهه های 1990 و2000 ، فناوریهای تجدیدپذیررا بعنوان اولویت استراتژیک خود اعلام کرد وتولید خودروهای انرژی نوین (برقی ، هیدروژنی، هیبریدی) رابه عنوان اولویت ملی خود درنظرگرفت. ایالات متحده دراین عرصه ، دررتبۀ سیزدهم جهان قراردارد. شاخص جهانی نوآوری انرژی ، سهم 39 کشوررادرروند بهبود فناوریهای انرژی ، اندازه گیری می کند. عوامل موثر دراین شاخص عبارتنداز : خلق دانش ، تشکیل بازار وبنگاه اقتصادی ، و سیاستگذاری مناسب ! درحال حاضر سوئد ، بالاترین رتبه را درنوآوری انرژی درجهان دارد وپس ازآن ، دانمارک ، فنلاند ونروژ قراردارند. درمیان سایراقتصادهای بزرگ ، ژاپن دررتبۀ هفدهم ، ایتالیا بیست ویکم ، وچین بیست ونهم قراردارند. اما بایددانست مثلاً اسپانیا که دراین شاخص رتبۀ نهم رادارد ، ازنظر خلق دانش دررتبۀ 34 قرارمی گیرد.

کشاورزی یکی دیگر ازعوامل ساختاری انتشارگازهای گلخانه ای است. سالانه میلیونها هکتارازجنگلهای جهان ، برای پروژه های کشاورزی ودامپروری، نابودمی شوند واین امر در20 سال اخیر، میزان انتشار گازهای گلخانه ای را 120 درصد افزایش داده است. جنگلهای بارانی آمازون که برای تنظیم آب وهوای زمین وتنوع زیستی آن حیاتی است،بابیش از88 میلیون هکتاروسعت، درمعرض تهدیدات فزایندۀ ناشی ازجنگل زدائی ، آتش سوزی عمدی وغیرعمدی جنگلی ودیگرفعالیتهای مخرّب انسانی قراردارد. آتش سوزیهای مکرر درجنگلهای ارزشمند وتاریخی " هیرکانی " و زاگرس ایران نیز دراین زمره قرارمی گیرد. باتوجه به تفاوتهای منطقه ای وملی ، روشن است که تخریب محیط زیست ونابودی طبیعت ، پیامد مستقیم سیاستهای منفعت طلبانه ای است که بورژوازی محلی وملی دنبال می کند. کنفرانس سازمان ملل متحد درمورد تغییرات آب وهوائی (COP) از سال 1995 تاکنون درخط مقدم مذاکرات جهانی آب وهوائی قراردارد وتوانسته است اسناد مهمی چون " پروتکل کیوتو" و " توافق آب وهوائی پاریس " رابه تصویب جهان برساند. اخیراً سی امین اجلاس این کنفرانس (COP30) دربرزیل ودرجوار جنگل آمازون برگزارشد. امااکنون روشن شده است که هیچ راه حل کاپیتالیستی برای بحرانی که سرمایه داری ایجاد کرده ، وجود ندارد. نجات زمین درگروی یافتن پاسخهای فراترازسرمایه داری است. تغییرات اقلیمی ، یک بحران سیستمیک است که ریشه درساختارهای اجتماعی اقتصادی سرمایه داری جهانی دارد. فقط باتحول این ساختارها به سوی مالکیت جمعی ، برنامه ریزی دموکراتیک ، ومدیریت محیط زیست می توان ازفروپاشی زیست کره جلوگیری کرد. به گفتۀ مارکس ، سرمایه داری " شکاف متابولیک " میان جامعه وطبیعت ایجاد می کند وچرخه های طبیعی رابه دلیل پیگیری بی وقفۀ سود، مختل وازمسیرطبیعی خود منحرف می نماید. اکوسوسیالیسم براین باوراست که منطق انباشت سرمایه ، با تعادل زیست محیطی سازگاری ندارد. تاکنون تنها راه حل استاندارد ارائه شده برای مشکل محیط زیست درچهارچوب اقتصاد پیشرفتۀ سرمایه داری ، تغییرفناوری بسوی مسیری ملایم تر بوده است: تولید انرژی بهینه تر ، تولید خودروهای باکارکرد بهتر ، جایگزینی سوختهای فسیلی باسوختهای تجدیدپذیر وبازیافت منابع! برخی اصلاحات دیگر مانند کاهش جمعیت ومصرف نیزتوصیه می شود.

اما مقابله با تغییرات اقلیمی ، به این راه حلها محدود نمی شود وهیچ راه حل جادوئی نیزبرای آن وجود ندارد. بااین حال ، تقریباً همۀ راه حلها ، امروز دردسترس می باشند اما، شیوۀ تولید سرمایه داری مانع ازبکارگیری موثرآنها می گردد. درهرحال ، بخش مهمی ازاین ابتکارات، به تقویت تاب آوری بشر دربرابر شرائط اقلیمی نامساعد مربوط می شوند.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com