"رویای آمریکائی" یا "کابوس آمریکائی"

رویای آمریکائی (American Dream) عبارتی است که قدمت 100 ساله دارد ومعنی آن دریک جمله ، این است که هرکس می تواند درآمریکا ، بااراده وپشتکارخود موفق شود. رویای آمریکائی ، آرمانشهری است مالامال ازامید وخوش بینی ، وبرای مهاجران وکسانی که برای دموکراسی مبارزه می کنند ، الهامبخش است. امروزه هنوز گروه کوچکی ازآمریکائیها ( 4 نفرازهر10 نفر) به این آرمانشهر باوردارند. آرمانهای مذهبی واخلاقی پیوریتن ها (Puritans) درایجاد این مرام منحصربفرد آمریکائی ، نقش داشت. باانتشاراعلامیۀ استقلال آمریکا ،این مرام شکل مشخص تری بخود گرفت. درواقع باید ریشۀ رویای آمریکائی رادراعلامیۀ استقلال آمریکا وبویژه این عبارت آن جستجو کرد که " همۀ انسانها برابر آفریده شده اند وآفریدگارشان حقوق سلب ناشدنی معینی به آنها اعطاء کرده که حق زندگی ، آزادی ، وجستجوی خوشبختی از جملۀ آنهاست."

" جیمزتروسلوآدامز" (J.T.Adams) نویسنده ومورخ آمریکائی ، اصطلاح رویای آمریکائی رادرسال 1931 ابداع کرد وآنرا چشم اندازی بهتر، غنی تر وکاملتراززندگی بافرصتهای برابر توصیف نمود. به نظراو ، مالکیت خانه ، بهره مندی از آموزش واشتغال ، ازاجزای کلیدی تحقق رویای آمریکائی هستند. آدامز این تعریف را درکتاب پرفروش خود بنام " حماسۀ آمریکا " (the Epic of America ) ارائه کرد. امااینکه این ایده ، نام "رویا" برخوددارد، نشانگرآن است که آرمانهای نهفته درآن ، برای بسیاری ازآمریکائیها ، دست نایافتنی است. " امیلی اس روزنبرگ" (Emily S. Rosenberg) جامعه شناس آمریکائی نیز اجزاء رویای آمریکائی را در5 مولفۀ زیر خلاصه کرده است : 1)باوربه اینکه کشورهای دیگرباید الگوی توسعۀ آمریکا راتکرارکنند.2)ایمان به اقتصاد بازارآزاد3)حمایت ازتوافقنامه های تجارت آزاد وسرمایه گذاری مستقیم خارجی 4)ترویج جریان آزاد اطلاعات وفرهنگ 5)حمایت دولتی ازبنگاههای خصوصی !

معهذا درطول تاریخ ، رویای آمریکائی اشکال مختلفی بخود گرفته است. درنیمۀ دوم قرن نوزدهم واوائل قرن بیستم ، یعنی درطول دورۀ صنعتی شدن وشهرنشینی درآمریکا ، رویای آمریکائی اغلب حول موفقیت اقتصادی ومالکیت خانه می چرخید. درآن زمان ، داشتن زمین ، راه اندازی کسب وکار وفراهم سازی یک زندگی بهتربرای خانواده ، ازاجزای اصلی این رویا محسوب می شد. دراواسط قرن بیستم ، رویای آمریکائی گسترش یافت ودسترسی به آموزش برای نسل بعد رانیزشامل گردید. دردوران جنگ ، همه می دانند که آمریکا ازاتحاد جماهیرشوروی دربرابرتهاجم ارتش هیتلری (اگرچه خیلی دیر) حمایت کرد اما قبل ازآن چه کرده بود؟ حمایت سیاسی ازهیتلروتجهیزارتش نازی ! ایالات متحده همچنین ازدیگر دیکتاتورهای فاشیست مانند موسولینی(ایتالیا) ، سالازار(پرتغال)، فرانکو(اسپانیا) ، و چیانگ کای شک (تایوان) حمایت کرده بود.این رویکرد، بارویای آمریکائی که دفاع ازآزادی وکرامت انسانی اساس آن می باشد، همخوانی نداشت.

دوران پس ازجنگ جهانی دوم، دورۀ شکوفائی اقتصادی بود واین رویا ، مترادف بادستیابی به زندگی راحت ، شغل پایدار ، وتوانائی تامین تحصیلات دانشگاهی برای فرزندان بود. درنیمۀ دوم قرن بیستم وربع اول قرن بیست ویکم ، رویای آمریکائی دستخوش تغییربیشتری گردید. جهانی شدن ، پیشرفت فناوری وتغییرات اقتصادی، منجربه تغییراتی درماهیت کارواشتغال گردیدورویای آمریکائی ، به گونه ای تکامل یافت که مفاهیمی چون رضایت شغلی وزندگی متعادل را نیز علاوه برعوامل سنتی ، شامل گردید. درسالیان اخیر ، بحث درمورد رویای آمریکائی ، مقولاتی چون پایداری محیط زیست ، عدالت اجتماعی ورفاه عمومی رانیزشامل گردیده است. بدین ترتیب ، رویای آمریکائی یک مفهوم چندوجهی ، ودرحال تحول است که ارزشها وآرزوهای جامعۀ آمریکا رادرهردوره ازحیاتش منعکس می کند. این مفهوم ، همانطورکه برای بسیاری الهامبخش است ، موضوع مناقشه وبحث جدّی درمورد امکان تحقق آن درجامعۀ امروز آمریکانیزمی باشد.

امروزه حدود 70 درصد مردم آمریکا معتقدند که رویای آمریکائی، یادیگرصادق نیست ویاهرگز محقق نمی شود. صحت این ارزیابی ، در15 نظرسنجی اخیردرآمریکا نیزتایید شده است. روزنامۀ وال استریت ژورنال نوشت که شکاف ثروت – فقر درآمریکا ، روزبروز تعمیق می شود. این نشریه دردودهۀ اخیر ، بارها گزارشهائی دربارۀ افول رویای آمریکائی منتشرکرده است. این نشریه درسال 2005 نوشت اینکه تحرک اجتماعی ، آمریکا راازدیگرجوامع پیشرفته متمایزمی سازد ، افسانه ای بیش نیست: " ایالات متحده وبریتانیا ، کم ترین تحرک ترین جوامع درمیان کشورهای ثروتمند جهان می باشند." براساس این گزارش ، تحرک اجتماعی درآلمان 5/1 برابرآمریکا می باشد. این رقم برای کانادا 5/2 برابر وبرای دانمارک 3 برابرآمریکا می باشد. بنابراین ، فرضی که تحرک اجتماعی آمریکا را عامل تبدیل شدن آن به سرزمین فرصتها می داند ، افسانه ای بیش نیست. نشریۀ اکونومیست نیز تعمیق نابرابری درآمریکا را نگران کننده خوانده است.

ازسال 2014 تاکنون ، رشداقتصادی ونرخ برابری نسبی درآمریکا ، بهبود نیافته است. امروزه دیگرموقعیت اقتصادی جوانان ، چندان بهترازوالدینیشان نیست. نرخ رشد اقتصادی آمریکا که دردهۀ 1960 حدود 4 درصد درسال بود، اکنون به دشواری به 4/2 درصد درسال می رسد. اکنون درآمد یک درصد ثروتمند ترین آمریکائیها ، بسیارسریعتراز دهۀ 1980 رشد می کند. براساس یک نظرسنجی که دردانشگاه شیکاگو انجام شده ، فقط 25 درصد ازمردم آمریکا معتقدند که " شانس خوبی برای بهبود سطح زندگی خود دارند که کمترین رقم ازسال 1987 تاکنون می باشد." 59 درصد دانشجویان آمریکا ، نگران بدهی وام دانشجوئی خود ، 69 درصد مردم آمریکا نگران مسکن ، و76 درصد آنها نگران هزینۀ بهداشت ودرمان خویش اند. این ارقام ، هیچ سنخیتی بارویای آمریکائی ندارد. چندی پیش ، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد درامورحقوق بشرگفت که " رویای آمریکائی ، به سرعت درحال تبدیل شدن به کابوس آمریکائی است". وی درادامه گفت که آمریکا پائین ترین نرخ تحرک اجتماعی رادرمیان کشورهای ثروتمند دارد.

مردم آمریکا امروزازخود می پرسند ، رویای آمریکائی چه معنائی میدهد؟ خانه ای باحصارهای سفید؟ ثروت هنگفت ؟ یازندگی بهترازپدرومادر؟ آیانسل فعلی آمریکا می تواند امیدوارباشد که درطول زندگی خود ، به رویای آمریکائی برسد؟ آیااین رویا برای همه به یک اندازه ، قابل دسترسی است وآیا هرگز دردسترس بوده است؟ امروزه بحران مسکن ، هزینه های سرسام آور بهداشت وآموزش ، نابرابری شدید ثروت ، رشد جرم وجنایت وکاهش تحرک اجتماعی ، رویای آمریکائی رابرای بسیاری ازآمریکائیها ، دست نایافتنی ترازهمیشه کرده است. دیگربسیاری براین باورند که رویای آمریکائی رافقط باید در فیلمها وکتابها جستجو کرد.

منابع ومآخذ

1)the American Dream feels out of reach for most , www.wsj.com

2)what has happened to American Dream? , www.nytimes.com

3)the American Dream we hardly knew you , www.mronline.org

4)Americans are split over the state of American Dream , www.pewresearch.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037