دربارۀ

لومپن و لومپنیسم

"لومپن " (Lumpen) اصطلاحی آلمانی به معنی بیکاره وژنده پوش است ولومپن ها ، عناصری از اجتماع هستند که درتولید اجتماعی شرکت ندارند وازطریق طفیلی گری زندگی می کنند مانند گدایان ، دزدان ، فواحش ، اوباش و... . البته ممکن است لومپن ، گاه درزندگی اجتماعی شرکت کند اما معمولاً اینکار موقّت است و دوباره به زندگی طفیلی بازمی گردد. لومپنیسم تاحدود زیادی محصول جوامع درحال گذاراست یعنی جامعه ی ماقبل سرمایه داری که بسوی صنعتی شدن می رود. لومپن ، به خرده بورژوازی کم مایه خیلی نزدیک است. خرده بورژوازی ایران ، باهمۀ تنوع وکثرت ، به رشد کافی نرسیده است. قشربالائی خرده بورژوازی ایران ، ضعیف وقشرمتوسط وپائین آن ، کثیروتهی دست می باشد. خرده بورژوازی نسبت به بورژوازی درایران ، چنان وسیع ، ریشه داروقوی است که دربیشترجنبشهای اجتماعی ازدوران فئودالیسم تاکنون ومبارزات ضد امپریالیستی ، نقش پررنگ داشته وردّ پای اورادربیشتر جریانات اجتماعی ، اقتصادی وایدئولوژیک ایران می توان دید.

لومپن ها درجریان تولیداقتصادی ، باخرده بورژوازی ، کارگران وعناصری ازروشنفکران درارتباطند وروابطشان با دیگرطبقات ، بسیارمحدود واغلب اتفاقی است. خرده بورژوازی ، محیط رشد وپرورش لومپنیسم است. قشرپائین خرده بورژوازی ، شیفته ووالۀ زندگی وکردارلومپنی است. این قشر بعلت سرمایۀ اندک ، مشاغل موقت ، فشاردولت ورقابت بادیگراقشارخرده بورژوازی ، زندگی متزلزل وناپایداری دارد. اکثر گدایان ، دزدان ، وفواحش ، ازجمله روستائیانی هستند که درشهرها به اجبارتن به این زندگی می دهند. اغلب شهرهای عقب ماندۀ جهان سوم، بعلت عدم قابلیت جذب روستائیان درکارخانه ها ودیگرمشاغل شهری ، آنها رابه ارتش لومپن ها اضافه می کنند که درزاغه نشینهای اطراف شهرهای بزرگ سکونت می کنند واغلب به گدائی ، دزدی ، قاچاق فروشی ، ولگردی وفاحشگی مبادرت می ورزند. شرائط زندگی روشنفکران خرده بورژوا نیزبرای رشد وپرورش اخلاقیات وروحیات لومپنی بسیارمساعد است. افسران شهربانی وکارکنان کلانتریها ، برخی بازیگران فیلمهای فارسی ، کارکنان زندانها ، تحصیلداران بارفروشها وغیره ، دراین زمره قرارمی گیرند. برخی روشنفکران طبقات بالا نیزچون فاقد ادراک علمی ازطبقات جامعه وخصوصیات آنهاهستند، بااتخاذ برخی اخلاقیات ورفتارهای لومپنی ، به خیال خود به طبقل کارگرنزدیک می شوند.

بین پرولتاریا ولومپن پرولتاریا، اختلاف عمیق طبقاتی وایدئولوژیک وجود دارد. چه بسا لومپن پرولتاریا درمواقع حساس مبارزۀ طبقاتی ، سهمگین ترین ضربه هارابرجنبش وارد کرده ودربرخی موارد موجب شکست جریانات صنفی وسیاسی گردیده است. دراین مواقع ، لومپن باگرفتن پول ، دست به آشوب ، حریق ، تخریب وکشتارمی زند وبه غارت وچپاول می پردازد. زندگی آشفته ونابسامان وکارهای موقت وزود گذر، ونوسان مداوم بین طبقۀ کارگر وخرده بورژوازی، موجب پریشانی فکری وآشفتگی روانی لومپن ها می گردد. لومپن هیچگونه اطمینانی به زندگی فردای خود ندارد وتمام سعی اش ، صرف گذران امروز می شود. لومپن مجبوراست وضعش راازطریق چرب زبانی ، پشت هم اندازی ، کرنش وستایش ، حتی برای مدتی کوتاه مستحکم کند لذا ، بی جهت نیست که دربرخوردهای خود به کرات از واژه های نوکرم ، چاکرم ، غلامم ، عبدم ، عبیدم، وخاک پاتم ، استفاده می کند. لومپن چون دائم درتزلزل است وکارمشخص وموقعیت اجتماعی معینی ندارد ، بی اندازه بی شخصیت واپورتونیست است وهمیشه همراه باد حرکت می کند. او دربرابرقدرت ، بسیارناتوان است وبه شکل نفرت انگیزی قدرت راستایش می کند. هرلومپنی که درجریان مبارزه باحوادث زندگی ، پیروز وکامیاب شود ، به سمبل دیگرلومپن ها تبدیل می شود. مثلاً"طیّب" بخاطرهیکل ، قدرت جسمانی ، ودرآمدی که ازمیدان تره بار، قهوه خانه ها ومراکز دیگرداشت ، وهمچنین بخششها، محبتها وروابط صمیمانه اش با لومپن ها ، به یک سمبل مجسّم برای همۀ لومپن ها تبدیل شد.

درایران ، ظهوراین افراد رادرمنازعات سیاسی وجریانات تاریخی ، به کرات دیده ایم وهمیشه این قشر، آلت دست قدرت حاکمه بوده است. ریشه های لومپنیسم درایران به دورۀ قاجاریه وجماعت " باباشمل " ، لوطی ، وداش برمی گردد. درجنگ میان ستارخان وباقرخان باسپاه استبداد ، اجامر واوباش تبریز بودند که قشقرق ها برپاکردند. پس ازناصرالدین شاه تادوران زمامداری وثوق الدوله ، داش مشدی های کاشان ، نایب حسن وبرادرانش ، چه فتنه ها که نیافریدند، چه آدمها که نکشتند وحتی چندین سال حکومت مستقلۀ کاشان رابراه انداختند. " مقتدرنظام " و "صنیع حضرت" واوباشی که غوغای میدان توپخانه رابراه انداختند وبرخی ازآنها توسط محمد علی شاه به درجۀ سرتیپی رسیدند ، ازاین گروه بودند. دردوران پهلوی هم " شعبان جعفری " ( بی مخ ) ودارودسته اش رامی بینیم که درسال 1330 به خیابانها فرستاده شدند تا توده ای ها راسرکوب نمایند. دارودستۀ لومپن های مورد حمایت شهربانی ، نقش مهمی درموفقیت کودتای 28 مرداد 1332 ایفاء نمودند. پس ازانقلاب نیز نیروی انتظامی به کرّات از " خدمات " لومپن هائی چون " علی ریش " ودیگران علیه جنبشهای مردمی استفاده کرده است.

لومپن ، به قسمت ، شانس ، وسرنوشت اعتقاددارد واین نوع اعتقادات راازطریق مذهب به دست می آورد. اصولاً او ، نه به مذهب عمل می کند ونه زندگیش را بردستورات مذهبی بنا می سازد اما ، مذهب رابعنوان یک جریان اعتقادی برای مواقع ضروری ، قبول دارد. لومپن می گوید درماه محرّم ، صفر ورمضان ، باید کارهای بد راکنارگذاشت وبرای جبران آن 9 ماه دیگر ، تاحدّ امکان دراین سه ماه به مذهب پرداخت وروسپی گری ، قماربازی ، ودزدی راکنارگذاشت ، درهیئتهای مذهبی شرکت کرد که هم فال است وهم تماشا! لومپن ها درهریکی دوجملۀ خود ، چند فحش آبدار نثارمی کنند. کمتراتفاق می افتد که آنها جمله ای بدون فحش بگویند. هراندازه که گفتگوئی بافحشهای رکیک ترهمراه باشد ، برای لومپن دلچسب تراست. " مهوش " ، خواننده ورقاصۀ لومپن ها بود. پریوش ، شهپر ، آفت ، پریا ، وایرج، نیزازخوانندگان مورد علاقۀ لومپن ها بودند. به همین دلیل پس ازمرگ مهوش ، مراسم باشکوهی برای اوبرگزارگردید.فیلم فارسی نیزازلومپن ها قهرمانسازی می کرد. پروندۀ لومپنیسم درادبیات کلاسیک ایران با "داش آکل" ، ودرسینمای کلاسیک ایران با " قیصر " بسته می شود.

به گفتۀ امیرحسین چهلتن ، " دروجود هرایرانی ، یک لومپن کوچک نهفته است که خود رادررفتار روزمرۀ مردم نشان می دهد." بدین ترتیب لومپنیسم ، پرونده ای باز درجامعۀ ما دارد وبارها ابزاردست قدرتمندان حاکم قرارگرفته وهنوزهم قرارمی گیرد.

*درتهیۀ این نوشتار،ازرسالۀ علی اکبراکبری دراین مورد، بسیارسود برده ام

www.fmohammadhashemi.blogfa.com