گونترگراس
"گونترگراس"
و
اسکین هدهای کراواتی
شاید کمترکسی است که نام " گونترگراس " (Gunter Grass) شاعر، نویسنده، مجسمه ساز ، ونقاش آلمانی رانشنیده باشد او خودرا روایتگرتاریخ ازنگاه پائین دستی ها می دانست. گونترگراس در16 اکتبر1927 درشهر " دانتزیک " Dantzig – گدانسگ ) به دنیاآمد. پدرش آلمانی الاصل وپروتستان بود ومادرش زنی لهستانی وکاتولیک الاصل بود. گراس درسن 15 سالگی داوطلبانه به اس اس پیوست وسالها این رازرامخفی نگهداشت. اودسال 1945 توسط نیروهای آمریکائی دستگیرشد وپس ازیکسال زندان ، آزاد شد. درسال 1999 ، گراس درسن 77 سالگی ، باکتاب " طبل حلبی " (Die Blechtrommel) برندۀ جایزۀ نوبل گردید. او بعدها ، به یکی ازمنتقدان سرسخت اتحاد آلمان تبدیل شد وپس ازآنکه فراکسیون اقلیت سوسیال دموکرات ، همگام بافراکسیون اکثریت دموکرات مسیحی برله موادی ازقانون اساسی مربوط به پناهندگان رای داد ، گراس حزب سوسیال دموکرات را ترک کرد : " بنظرمن آنها اسکین هدهای کراواتی هستند که موهای آراسته دارند". (اسکین هدها ، گروههای راستگرای افراطی آلمان هستند که سرخود رامی تراشند.)
گراس پس ازجدائی ازحزب سوسیال دموکرات به نیویورک رفت ومشغول نوشتن آخرین رمانش " آوای غوک " (the call of Toad) شد. گراس درمصاحبه بانیوزویک دربارۀ وحدت آلمان گفت " منظورمن درکتاب اوای غوک ، این است که وحدت آلمان ، اردوگاه آشوویتس (Auschwitz) راتداعی می کند. برای فرزندان من که پس ازجنگ متولد شده اند، روبروشدن باآشوویتس وآثارآن ، وحشتناک است امااین حقیقتی است که باما زندگی می کند واگربخواهیم آنرا نادیده بگیریم ، آنگاه مسئله خیلی خطرناک می شود." اوهمچنین درمصاحبۀ دیگری گفت: " حزب سوسیال دموکرات بسیارضعیف شده ودنباله روی دموکرات مسیحی ها شده است. من ازاین حزب سرخورده ام زیرااروپای غربی رابه یک دژ نفوذ ناپذیرتبدیل می کند."
جنگ آنقدربر گونترگراس تاثیرگذاشت که اوتا آخرعمرخودرامسئول گفتن حقایقش می دانست. شاهکاراو کتاب طیل حلبی بود که راوی دوران کودکی ، نوجوانی وسالهای اولیۀ جوانی نویسنده بود. قهرمان داستان ، هیولای کوچک معترضی بنام " اسکار " است که بازبان اعتراض آمیزش ، صدای نسلی ازالمان می شود که جامعۀ مبتلا به مرض ابتذال راتوصیف کند وبه نقد بکشد. گراس دراین کتاب ، آوارگی 30 سال اول زندگی اش رابازبان داستانی نقل می کند. نوشتن این داستان ، 4 سال زمان برد و گراس این داستان راهنگام اقامت درفرانسه نوشت. اسکارقهرمان وراوی داستان طبل حلبی ، تصمیم می گیرد که ازشکم مادرش بیرون نیاید زیراتصور می کرد که این دنیای کثیف ، ارزش زندگی کردن ندارد. اما وقتی مادرش می گوید که اگر اسکاربه دنیا بیاید برای اوطبل حلبی می خرد ، انگیزۀ کافی برای ورود اوبه دنیا فراهم می آید. این داستانی فراواقعی وتخیّلی است اما شکل گیری وتاسیس نظام فاشیستی درالمان رابیان می کند. دررمان " سفره ماهی" نیزبانوعی ماهی سروکارداریم که سمبل دوران مادرشاهی است. این ماهی ، درپروسۀ تبدیل نظام مادرشاهی به پدرشاهی نقش دارد. طنزماجرا درآنجاست که درپایان داستان ، زنان سفره ماهی راسرخ کرده ومی خورند. نهضتهای فمینیستی وبرابری طلبانه دراروپای دهۀ 1960 ، پس زمینۀ این داستان است. درداستان "موش وگربه " هم بزرگی بیش ازحدّ غدۀ تیروئید قهرمان داستان، موجب می شود که گربه آنراباموش اشتباه بگیرد که آنهم جزو عناصرخیالی داستان گراس است که در سبک رئالیسم جادوئی بیان می شود. موش وگربه ، دومین اثر از"سه گانۀ دانتزیک" است وبه وقایع جنگ جهانی دوم می پردازد. داستان ، دربارۀ پسربچۀ 14 ساله ای است که بعلت بیماری تیروئید ف گردن بزرگی دارد وبه همین دلیل منزوی وگوشه گیراست امابه شنا وغواصی علاقه مند می شود. گراس به لحاظ سن وسال ، نمی توانست ازامثال " گارسیامارکز " درآمریکای لاتین تاثیرپذیرفته باشد. اوخود به سبک رئالیسم جادوئی دست پیداکرد همچنانکه " غلامحسین ساعدی" درایران نیز ، بدون اینکه بااین سبک درآمریکای لاتین آشناباشد ، عملاً همین سبک را دربرخی آثارش دنبال کرد. در" سالهای سگ" نیز عنصر خیال نقش پررنگی دارد.
برخی ازآثارمهم گونترگراس ، برشهرت ازدست رفته اش دانتزیک دلالت دارند. این شهر، پس ازجنگ جهانی دوم دیگربه آلمان تعلق نداشت وجزو خاک لهستان شد. بنابراین درتخیّل گراس، رمانهای مهمی چون طبل حلبی ، موش وگربه ف وسالهای سگی ، درپس زمینۀ دانتزیک نوشته شده اند. البته موش وگربه و سالهای سگی هم درنوع خود آثارخوبی هستند اما هیچیک درحدّ واندازۀ طبل حلبی نیستند. جنگ انقدربر گونترگراس تاثسر گذاشت که اغلب آثارش راتا آخرعمر درهمین پس زمینه نوشت. لذا پس ازانتشار طبل حلبی ، به نوشتن رمان کوتاه موش وگربه درسال 1961 و سالهای سگی درسال 1963 پرداخت که هردو به ظهور نازیسم مربوط می شوند. این سه کتاب بعدها ، به " سه گانۀ دانتزیگ " معروف شدند. کتاب " سالهای سگ " سومین اثر سه گانۀ دانتزیک است. این داستان ، یک اثرسه قسمتی است که سه راوی مختلف دارد. داستان بارفاقت دونوجوان آغازمی شود وبه داستان عشقی وجنگی می انجامد. گونترگراس ، این رمان را سیاسی ترین اثر خود می داند که فضای المان راازسال 1920 تااوائل دهۀ 1950 توضیح می دهد. "کندن پوست پیاز " بخشی اززندگینامۀ گراس است که درعین خامی وناآگاهی ، در سنین نوجوانی به به عضویت گروه نازی درمی آید. او دراین کتاب ، ازبیماری ، گرسنگی ، اسارت و بسیاری دیگر ازتجربیاتش می گوید. اودراین کتاب ، لایه های مختلف زندگی را همچون پوست پیازی به تصویرمی کشد که باکندوکاو درلایه های آن ، چیزهای تازه ای پدیدارمی گردد. درحال کندن پوست پیاز، درواقع زندگینامۀ خود گراس است. اودراین کتاب به حقایق ناگفته دربارۀ زندگی اش اشاره می کند که شوکه کننده است. یکی ازاین حقایق ف عضویت نویسنده درسازمان اس اس دردوران نوجوانی است. این حقایق ، مانند پیاز چشم را می سوزاند واشک راازچشم جاری می کند.
کتاب " شهرفرنگ " اشاره به دوربین " دی باکس " دارد که دردهۀ 1930 توسط کمپانی " آگفا " به بازار آمد. این کتاب نیز درسبک رئالیسم جادوئی نوشته شده که بخش جادوئی ان، به همین دوربین مربوط می شود وبخش واقعگرایانۀ آن نیز وقایع جنگ دوم جهانی رادربرمی گیرد. عکسهائی که بااین دوربین گرفته شده ، بصورت فانتزی وجادوئی درمی آیند. کتاب شهرفرنگ ، دارای طرحی جذاب وخواندنی است که درآن ، نویسنده بجای فرزندانش قرارمی گیرد وازقول خود ، آنها را توصیف می کند. این داستان ، ترکیبی ازخیال وواقعیت است وبسیارسرگرم کننده می باشد. کتاب " قرن من " داستان مشاهدۀ قرن بیستم ازدید یک نویسندۀ آلمانی است که ازصد داستان کوتاه تشکیل می شود. وقتی این داستانهای کوتاه کنارهم قرار می گیرند ، یک رمان خلق می شود. دراین داستانهای کوتاه ، به اتفاقات بزرگ ، اکتشافات ، جنگها و رویدادهای سیاسی می پردازد. این کتاب درسال 1999 ، یعنی آخرین سال قرن بیستم منتشرشد. کتاب " بی حسّی موضعی " دربارۀ معلمی چهل ساله وایده آلیست است که داستانی آغشته به تراژدی وکمدی راروایت می کند. نویسنده ، اززمان حال به گذشته می رود ودربارۀ آلمان پس ازجنگ جهانی دوم صحبت می کند. این معلم ، چندباردندانش را جراحی می کند وهربار برای پرت کردن حواس مراجعان بعدی ، برای آنها ازتلویزیون برنامه پخش می کند. پوسیدگی دندان دراین کتاب ، معنای استعاری دارد ونشان می دهد که ایدئولوژیهای چپ وراست راباید چون دندانی پوسیده کشید. کتاب " برگام خرچنگ " روایت دردها ورنجهای مردم آلمان درجنگ جهانی دوم است. درژانویۀ 1945 ، یک کشتی آلمانی هدف یک زیردریائی شوروی قرارمی گیرد و9 هزارنفرجان می بازند وداستان کتاب ازهمینجا شروع می شود و روزنامه نگاری میانسال تلاش می کند تاازجزئیات این حادثه آگاه شود.
گونترگراس درعرصۀ هنرهای تجسّمی به مقام بالائی چون " فرانسیس بیکن " نرسید اما بهرحال فرد معتبری دراین شاخه های هنری بود. چنانکه برخی از شهرداریهای آلمان ، آثاراو را درزمینۀ مجسمه سازی ونقاشی خریداری کرده ودر میادین وموزه ها نصب می نمودند. گونترگراس درسال 2005 ، جایزۀ بهترین تصویرسازی رادرآلمان برای کتابی که شامل مجموعه داستانهای "هانس کریستین آندرسون " بود، دریافت کرد. گونترگراس مجموعه ای ازآثار برگزیدۀ خود را درزمینۀ طراحی ، مجسمه سازی ، وکنده کاری روی مس ، درکتابی تحت عنوان " گزارش 50 سال کارکارگاهی " درآلمان منتشر کرد. اما شهرت اصلی گراس درزمینۀ کارهای نوشتاری ( شعر ، داستان ، نمایشنامه ، مقالات سیاسی ، نقد ادبی و...) است. اوعضو برجستۀ گروه 47 بود وبازتاب صدای نسلی ازآلمانها به شمارمی رفت که درزمان سلطۀ نازیسم بزرگ شده است. " هاینریش بل "(Heinrich Theodor Boll ) وگونترگراس ازشاخص ترین گروه 47 بودند. وقتی درسال 1972 ، هاینریش بل به عنوان برندۀ جایزۀ نوبل معرفی شد ، از برگزارکنندگان نوبل پرسید که چرابه جای او ، جایزه رابه گونترگراس ندادند ! بعدها گراس نیزهنگام دریافت جایزۀ نوبل ، ازهاینریش بل بسیارتمجید کرد. گونترگراس و هاینریش بل ، هردو سوسیال دموکرات وازنزدیکان " ویلی برانت " بودند وبه جناح چپ حزب تعلق داشتند. آنها بسیاری ازمتن های سخنرانی ویلی برانت رامی نوشتند. نگاه ژرف گراس به مقولۀ زندگی ، روابط انسانها ف وجنگ ، سبب شد تااوچندین جایزۀ ادبی علاوه برنوبل ، دریافت نماید. اودرسال 1983 ، به ریاست آکادمی هنرهای برلین برگزیده شد. گراس به قداست کتاب باورداشت و معتقد بود که " کتاب ، کتاب است ، حتی اگر بد باشد."
آثار گونترگراس ، نثر بسیاری پیچیده ای دارند وبقول یکی ازمترجمین ، آثار او " مترجم کش " هستند. اگرمترجمی به دایرۀ وسیع زبانی درآثار گراس توجه نکند و ازجزئیات تاریخ وفرهنگ آلمان بی خبرباشد ، قادربه ترجمۀ دقیق آثارش نخواهد بود. اگرچه راستگوئی وافشای زشتی برای کراس اهمیت داشت اما او نقش منفی سوسیال دموکراتها را درحذف اسپارتاکیستها ازقدرت ، وکشته شدن "روزالوکزامبورگ " و " کارل لیبکنشت " درخلال جمهوری کوتاه وایمار ، نادیده گرفت. اسپارتاکیستها درابتداء ، باسوسیال دموکراتها متحد شدند اما درمراحل بعد ، سوسیال دموکراتها باسلطنت طلبان متحد شدند. البته گونترگراس دراواخرعمر ، ازسوسیال دموکراتها روی برگرداند وآنها رابه دنباله روی ازنئولیبرالیسم متهم نمود. بعلت علاقه ای که گراس به دانتزیک وخاک لهستان داشت ، ونیزملیت دو گانۀ آلمانی – لهستانی او ، نحوۀ نگارش ولحن آثارش ، ازفضای فرهنگی لهستان تاثیرپذیرفته است. سرانجام گونترگراس درسن 87 سالگی ازدنیا رفت.
منابع وماخذ
1)Gunter Grass : the man who broke the silence , www.theguardian.com
2)the Gunter Grass , www.nobelprize.org
3)couter Grass the art of Fiction , www.theparisreview.org
4)counter Grass , German novelist artist and nobel prize , www.news.artent.com
5)have Gunter Grass acknowledged his controversial past , www.time.com
6)is Gunter Grass a big hypocrite? , www.newsweek.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037