جنگ ترکیبی ، صلح ترکیبی

دردهۀ گذشته ، عبارت " جنگ ترکیبی " (Hybrid War) جای خود رادرگفتمان سیاسی غرب وجهان بازکرد. البته بسیاری ازکارشناسان، به مبهم بودن این عبارت و اختلاط آن بادیگرمفاهیم ( مانند جنگ نامنظم- irregular war ) ونیزضعف مبانی علمی آن اشاره کرده اند. معهذا استفاده ازاین عبارت ، روزبه روز افزایش می یابد واین تصادفی نیست. هدف ازمراجعه به این مقوله ، تلاش برای پرکردن شکافهای موجود درمناسبات بین المللی است. عبارت مزبور، بیشتریک عبارت ژورنالیستی است تاعلمی! اما کاربرد گستردۀ آن ، بررسی های دقیق تری را می طلبد. دراین رابطه باید به عبارت "صلح ترکیبی" (Hybrid peace ) نیزاشاره کرد. سئوال اینجاست که اگرمقوله ای بنام جنگ ترکیبی وجود داشته باشد، چگونه می توان آنرابه صلح ترکیبی تبدیل کرد؟ آیا دیپلماسی مدرن قادراست صلح ترکیبی را به مثابۀ ابزاری برای خاموش کردن جنگ بکارگیرد؟و اصولاً جنگ وصلح ترکیبی به چه معناست ؟

نظرات وتعاریف مختلفی ازمقولۀ جنگ ترکیبی ارائه شده که البته دربرخی نکات مشترکند. نخستین نقطۀ اشتراک این تعاریف ، وجود جنگ میان کشورهاست. یک طرف این جنگ سعی می کند که ارادۀ خود رابرطرف دیگرتحمیل کرده وباواردآوردن خسارت براو ، سیاست داخلی وخارجی اوراتغییردهد. ویژگی دوم جنگ ترکیبی ، استفاده ازروشهای غیرنظامی درجنگ است. جنگ هیبریدی به زبان ساده ، به جنگی اطلاق می شود که ترکیبی ازروشهای نظامی وغیرنظامی ، متعارف وغیرمتعارف رابکارمی گیرد. هدف این نوع جنگ ، اعمال فشار ، تضعیف وشکست دشمن ، بدون درگیری نظامی تمام عیاراست. استفادۀ مطلق ازقوۀ قهریه برای رسیدن به هدف ، دربرخی موارد خطرناک وناممکن است. بنابراین درچنین مواردی ، طرفین منازعه برای پیشبرد اهداف خویش ، به ابزارهای دیگرروی می آورند. این ابزارها، بسیارمتنوعند وبرخی ازآنها راباید ابزارنظامی بالقوه تلقّی نمود.( مانند کمک نظامی به کشورهای رقیب ، حمایت ازگروهها وشورشیان اپوزیسیون وآموزش آنها و...). ابزارهای غیرنظامی چون تحریم اقتصادی ، محاصرۀ دریائی ، مبارزۀ تبلیغاتی واطلاعاتی ، اشاعۀ خبرهای نادرست ، تطمیع نیروها وجنبشهای سیاسی داخلی ، وسازماندهی معترضین نیزازجمله ابزارهای جنگ ترکیبی می باشند. امروزه می توان استفاده از هوش مصنوعی (AI) درشبکه های اجتماعی رانیزبه این ابزاراضافه کرد.فهرست این ابزارها، همچنان باز ودرحال گسترش می باشد. دردنیای امروز ، هدایت جنگ الزاماً بصورت متمرکز انجام نمی شود. عناصرفعال دراین امر ، اگرچه بصورت عمودی بایک مرکز درارتباطند اما، راه حلهای خاص خود رابرای چالشهای موجود ، به رده های پائینی خویش ارائه می دهند. مثلاً ایجاد محتوی ، ممکن است درسطوح پائینی وبدون دریافت دستورسیاسی انجام گیرد. برای مرکز، فقط مشاهدۀ فعال بودن رده های پائین ، بدون دخالت درمحتوای این فعالیتها، کافی است ومرکز درصورت لزوم فقط به حمایت وهدایت این فعالیتها بسنده می کند. تغییرات ساختاری اخیردرمناسبات بین المللی، امکانات بیشتری دراختیارجنگ ترکیبی قرارداده است. یکی ازمهمترین این تغییرات ، پیدایش شبکه های مستقل بین المللی درعرصۀ خدمات مالی ، شبکه های اجتماعی ، خدمات دیجیتال ، زنجیره های ارزش و روابط صنعتی است. این شبکه ها ، تولید کنندگان کالا وعرضه کنندگان خدمات رادرسراسرجهان بهم پیوند می زنند. اغلب این تولید کنندگان کالا وخدمات ، غربی هستند و آمریکا وغرب بتدریج پی برده اند که می توان ازاین شبکه ها بعنوان ابزارسیاسی استفاده کرد. آنها دریافته اند که می توان ازطریق خدمات خصوصی این شبکه ها ، به مقادیرعظیم اطلاعات ( مثلاً دربارۀ کاربران شبکه های اجتماعی وفعالیتها وارتباطات آنها ، تراکنشهای بانکی وغیره) دست پیداکرد. لذا محروم کردن کشوری ازدسترسی به این خدمات ، می تواند به ابزارفشار واعمال قدرت سیاسی تبدیل شود.

رویاروئی روسیه وغرب که ازبحران اوکراین درسال 2014 آغازشد وسرانجام به جنگ اوکراین درسال 2022 انجامید ، ازهمان ابتداء خصلت یک جنگ ترکیبی بخود گرفت وهردوطرف یکدیگررابه آغازجنگ متهم کردند. نوک تیزحملۀ روسها متوجۀ کمکهای نظامی غرب به اوکراین ، تبلیغات گستردۀ ضد روسی ، تلاش برای گمراه کردن افکارعمومی ، تحریک وهدایت اعتراضات ضد حکومتی ، تلاش مستقیم وضد مستقیم برای تغییر رژیم روسیه وهمسایگان این کشور ، اعمال تحریمهای یکجانبه ، تحت تعقیب قراردادن اتباع روسیه درخارج ازکشور ، اشاعۀ ارزشهای دروغین درجامعه ، حمله به کلیسای ارتدوکس وغیره بود. درحالیکه غرب روسیه رابه دخالت درانتخابات آمریکا ، حذف شخصیتهای سرشناس مخالف دولت روسیه ، دخالت دراصلاحات داخلی همسایگان ، دستکاری درقیمت مواد خام ، ایجاد محدودیتهای تصنّعی اقتصادی ، تبلیغات گستردۀ ضد غربی ، حمایت ازبرخی نیروهای سیاسی درغرب ، سمء استفاده از نهادهای کلیسائی وغیره متهم می کرد. بنابراین اکنون تضاد عمیق ورقابتی آشکار میان دوطرف درعرصه های مختلف جریان دارد. اما آیاجنگ ترکیبی جاری میان روسیه وغرب ، پدیده ای منحصربفرد است ؟

پاسخ منفی است. این تقابل اکنون درجنگ ایران وآمریکا ، ودرماوراء قفقاز ، خاورمیانه ، آمریکای لاتین ، آفریقا وآسیا ، جریان دارد. جنگ ترکیبی به لحاظ تاریخی ، پدیدۀ جدیدی نیست . جنگ سرد بارویاروئی گستردۀ اطلاعاتی ، تبلیغاتی واقتصادی همراه بود. حتی رویاروئیهای قبل ازجنگ سرد نیزچنین بود. اماامروزه باتوجه به توسعۀ تکنولوژی اطلاعات وگسترش ابزارهای کنترل اجتماعی ، جنگ ترکیبی ازکیفیتی نوین برخوردارگردیده است. بعلاوه جنگ ترکیبی ویا دستکم عملیات ترکیبی ، بین متحدین نیزجریان دارد. مثلاً ترکیه وآمریکا متحد یکدیگر درناتو می باشند اما واشنگتن تحریمهائی راعلیه آنکارا وضع کرده است. هرچند وقت یکبار ، متن مکالمات سرّی میان رهبران کشورهای متحد منتشرمی شود وعوامل اطلاعاتی گروههای لابی گر واقلیتهای قومی ، درروند انتخابات دموکراتیک دیگرکشورها دخالت می کنند. اگرچه گستردگی عملیات ترکیبی درمیان متحدین ، به اندازۀ رقبا نیست اما نشان می دهد که ابزارهای اعمال قدرت وسرکوب علیه دوست ودشمن بکارگرفته می شوند.

استفادۀ گسترده ازابزارهای جنگ ترکیبی درمناسبات مدرن بین المللی ، این نظر " توماس هابس " (T.Hobbes) راتایید می کند که مناسبات میان کشورها ، بناچاربه آنارشی وهرج ومرج منجرخواهد شد. دوران صلح ، موقت وناپایداربوده وهرلحظه ممکن است به جنگ تبدیل شود. واقعیتهای دنیای امروز نشان می دهد که فقدان رویاروئی مسلحانه به معنی توقف رویاروئی ترکیبی پایدار میان کشورها نیست وهرج ومرج ناشی ازاین رویاروئی ، به مراتب فراتر ازتصورات نظریه پردازان سیاسی کلاسیک چون هابس است . مهمترین چالش درجنگ ترکیبی مدرن این است که به دشواری می توان آنرا به کمک ابزارهای متعارف دیپلماتیک کنترل نمود. رویاروئی مسلحانه رامی توان باآتش بس ، قرارداد ترک مخاصمه ویاصلح متوقف کرد اما دوکشورمتخاصم ، به آسانی نمی توانند درمورد توقف جنگ ترکیبی میان خود ، به توافق برسند. حتی اگردوکشور درمورد توقف تبلیغات رسانه ای وتوقف فعالیت نهادها وگروههای تحت نفوذ خود علیه یکدیگر، به توافق برسند بازهم نخواهند توانست فعالیت عناصری راکه بطورغیرمتمرکزعمل می کنند ، کنترل نمایند. بعنوان مثال روسیه وآمریکا به جنگ سرد پایان دادند اما علیرغم برقراری روابط مثبت میان خود ، رسانه های خصوصی وسازمانهای عمومی آنها همچنان به خصومت ادامه دادند. بعبارت دیگر ، دولتها فقط می توانند درحدّ اختیارات خویش به جنگ ترکیبی پایان دهند. مشکل دیگراین است که هیچ ابزار دیپلماتیک شناخته شده ای برای پایان دادن به رویاروئی ترکیبی وجود ندارد. مثلاً می توان ازطریق دیپلماتیک به تحریم پایان داد اما لغوتحریم درعمل ، به آسانی میسّرنیست. آمریکااکنون بزرگترین تحمیل کنندۀ تحریم درجهان است وطی قرن گذشته وربع قرن حاضر ، بیشترازمجموع کشورها وسازمانهای جهان ، به این کار مبادرت ورزیده است. درعین حال ، رئیس جمهورآمریکا می تواند فرمان لغو تحریم راصادرکند اما لغوتحریمی که توسط کنگره برقرارشده ، بسیاردشواراست. ازسوی دیگر ، شرکتها وبنگاههای اقتصادی ، تامدتی پس ازلغو تحریم ، ازهمکاری با کشورتحت تحریم اکراه دارند وبه سرمایه گذاری دراین کشورنمی پردازند. این مشکل را درتحمیل ، لغو ، واعمال مجدد تحریمهای آمریکا علیه ایران ، می توان بوضوح دید. برخی تحریمها علیه سوریه که توسط کنگرۀ آمریکا تصویب شده اند ، علیرغم تغییر رژیم دراین کشور ، هنوز پابرجامی باشند وبه آسانی قابل لغو نیستند. حال که توقف رسمی یک تصمیم علیه یک کشور ، به اسانی میسّرنیست ، چگونه می توان انتظار داشت که رسانه های گروهی ، شبکه های اجتماعی ودیگرابزارهای جنگ ترکیبی ، به آتش بس رضایت دهند وآنرا رعایت نمایند ؟

بنابراین مهمترین مشکل دررابطه باجنگ ترکیبی ، شروع آسان وگسترش آسانتر آن ازیکسو ، ومتوقف کردن دشوار( وچه بسا محال ) آن ازسوی دیگراست. جنگ ترکیبی تامدتها پس از خاموش شدن منازعه ، همچون آتش زیرخاکستر باقی می ماند وتوافقات سیاسی ودیپلماتیک ، قادربه خاموش کردن کامل آن نیستند. بنابراین ، توسعۀ ابزارهای دیپلماتیک برای نیل به صلح درجنگهای ترکیبی، وظیفۀ مبرمی است که آیندۀ دموکراسی به مثابۀ نهاد ، به آن وابسته است. اگردیپلماتها نتوانند ابزارهائی رابرای تبدیل جنگ ترکیبی به صلح ترکیبی بیابند ، مواضع خود رادرمذاکرات آینده ازدست خواهند داد ونخواهند توانست باکاهش خصومتهای موجود ، به سازش براساس اصل برد – برد نائل گردند.

منابع ومآخذ

1)the Multiple meaning of war , www.academic.oup.com

2)the future of Hybrid war , www.csis.org

3)wests Hybrid war on Russia , www.ft.com

4)Hybrid war and Hybrid peace , www.valdaiclub.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037