جادوی رئالیسم یارئالیسم جادوئی
جادوی رئالیسم یا رئالیسم جادوئی ؟
( بازآفرینی واقعیت با چاشنی خیال )
تاریخ رئالیسم رامی توان به رئالیسم کلاسیک ، رئالیسم سوسیالیستی ، رئالیسم انتقادی ، ورئالیسم جادوئی تقسیم کرد. رئالیسم جادوئی (Magical Realism) یکی از شاخه های واقعگرائی درمکاتب ادبی وهنری است که درآن ، ساختارهای واقعیت دگرگون شده ودنیائی واقعی اما باروابط علت ومعلولی خاص خود آفریده می شود. درداستانهائی که به سبک رئالیسم جادوئی نوشته می شوند ، همه چیزعادی است بجز یک عنصرجادوئی وغیرطبیعی ! رئالیسم جادوئی اغلب با ادبیات آمریکای لاتین بخصوص آثارنویسندگانی چون " میگوئل آنخل آستوریاس" (Miguel Angel Asturias) اهل گواتمالا ، " خورخه لوئیس بورخس "( Jorge Luis Borges )اهل آرژانتین ، و" گابریل گارسیا مارکز "( Gabriel Jose Garcia Marques )اهل کلمبیا ، شناخته می شود. درواقع این سبک ، بانویسندگان آمریکای لاتین به اوج خود رسیده است. برخی ، علت این امررا فرصتی بی نظیر می دانند که این سبک برای نقد غیرمستقیم قدرت فراهم می آورد. چهارویژگی رئالیسم جادوئی درفرم ومحتوی ، آنرااز دیگرگونه های نحله های ادبی متمایزمی سازد. اول زبان روایت است که واقعگرایانه وگاه خرق عادت وخلاف عقل بنظرمی رسد. این تضاد ، جادوی واقعی متن را پدید می آورد. دوم درهم تنیدگی زمان است که دراین روایت ، بصورت خطّی نیست وگذشته وحال وآینده درهم تنیده شده اند. زمان حال ، گذشته رادرخوددارد وآینده ، همواره حضوری مه آلود دارد. درواقع زمان دررئالیسم جادوئی ، زنجیری بردست نویسنده نیست بلکه تابعی ازذهن اوست. سوم حضوراسطوره وسنت است که قصه گوئی دراین سبک را به شدت ازادبیات شفاهی ، آئین ها ، باورهای بومی واسطوره های محلی متاثرمی سازد. چهارم ترکیب نمادین امرشخصی باامرجمعی است که سرنوشت یک فرد یایک خانواده رابه نمادی ازسرنوشت یک ملت یاتاریخ یک جامعه بدل می کند.
رئالیسم جادوئی ، یکی ازمنحصربفردترین قالبهای روایت داستان بشمارمی رود که درآن ، عناصرجادوئی و فانتزی درجهانی که آنراواقعی می پنداریم ، بهم می آمیزند و مخاطب را دردنیای تخیّل غرق می کند. رئالیسم وجادو ، ظاهراً دومفهوم متضاد هستند. اما این دو به هم می آمیزند تاجنبشی نو درادبیات جهان بیافرینند – جنبشی که می کوشد بیانگر شورش علیه ظلم ، دیکتاتوری ، استثمار ، وواپسماندگی درادبیات باشد. اساسی ترین ویژگی رئالیسم جادوئی ، شکستن مرز میان خیال وواقعیت است. " قصر " و " مسخ " نوشتۀ " فرانتس کافکا"(Franz Kafka) ، "موج ها " نوشتۀ " ویرجینیاوولف " (Virginia Woolf) ، " گزارش یک مرگ"، "عشق سالهای وبا " ، و " صد سال تنهائی " اثرگابریل گارسیامارکز ، "طبل حلبی" نوشتۀ " گونترگراس " (Gunter Wilhelm Grass) ، " درستایش مرگ " از "ژوزه ساراماگو " (Jose Saramago) ، " آئورا " از " کارلوس فوئنتس " (Carlos Fuentes) ، و " خانۀ ارواح " نوشتۀ " ایزابل آلنده " (Isabel Allende) ازبرجسته ترین آثارادبی جهان درسبک رئالیسم جادوئی می باشند که درآنها ، اتفاقات ماوراءالطبیعه یا جادوئی ، بدون هیچ محدودیتی باروایت واقعگرایانه تلفیق وواقعیت به شکلی نو خلق می شود. رئالیسم جادوئی ، زمانی محقق می شود که حوادث عجیب دربستری باورپذیر رخ دهند. نویسندۀ این سبک ، علاوه برمهارت درداستانگوئی ، باید درخودداری ازاطالۀ کلام نیزاستاد باشد. دراین سبک ، سکوت مولف ، گاه بیشتراز کلام او اهمیت می یابد. اسطوره نیز یکی از مهمترین منابع الهام برای رئالیسم جادوئی است.
همۀ این ویژگیها را مثلاً می توان درآثار " نجیب محفوظ " نویسندۀ مصری ، بوضوح دید. شاهکاراو " هزارویک شب " آئینۀ تمام نمای رئالیسم جادوئی است. علاوه براین اثر ، دیگرآثارنجیب محفوظ ازجمله رمانهای " وراجی روی نیل " ، " حکایتهای محلۀ ما " ، " یک بعدازظهربعد ازشصت سالگی " ، " نجوای ستارگان" ، " آسمان هفتم " وچند اثربرجستۀ دیگراو نیزکه همگی به فارسی ترجمه شده اند، جایگاه ویژه ای دررئالیسم جادوئی دارند. همچنین برخی ازآثار" کمال صادق گوکچلی " معروف به " یاشارکمال " نویسندۀ سرشناس ترک نیزدرسبک رئالیسم جادوئی می گنجند که اغلب آنها به فارسی ترجمه شده اند. رئالیسم جادوئی درآثار این نویسندگان ، تجلّی آمیختگی عرصه های متضاد واقعیت است ودرآنها ، زندگی سنتی ومدرن ، عشق ونفرت ، شهری وروستائی ، شرقی وغربی ، مطلوب ونامطلوب ، بهم می آمیزند. به بازی گرفتن عناصراعجاب آور وخارق العاده ، مهمترین ویژگی رئالیسم جادوئی است. رخدادها به گونه ای دربافت داستان حل می شوند که خواننده حس می کند بااتفاقی عادی وروزمره درداستان مواجه شده است. دردنیای جذاب وهیجان انگیز رئالیسم جادوئی ، خیال کاملاً درواقعیت حل می شود. اگر چه مایۀ اصلی رئالیسم جادوئی ، عناصرورخدادهای فراطبیعی است اما تمام این ویژگیها درجهان واقعی اتفاق می افتند. دررئالیسم جادوئی ، شخصیتهای داستانی ، انسانهائی هستند که مانند دیگران ، درشهرهای واقعی وزیرهمین آسمان زندگی می کنند اما برخی وجوه فراطبیعی ، آنها راازشخصیتهای داستانهای واقعگرایانه متمایزمی سازد. جای دادن این ویژگیهای متمایزدردنیای واقعی ، نیازبه نبوغ وتبحّرویژه دارد.
عنوان رئالیسم جادوئی رااولین بار " فرانتس روه " (Franz Roh) نویسنده ومنتقد هنری آلمانی درسال 1925 ، برای سبکی خاص ازنقاشی بکاربرد. اوبرای توصیف نقاشیهائی که واقعیت ظاهری را به شیوه ای خیال انگیز ، ناپایدار وسوررئالیستی بازنمائی می کردند ، ازاین اصطلاح استفاده کرد. دردهه های میانی قرن بیستم ، این سبک درفضای ادبی آمریکای لاتیت احیاء شد ودرزبان اسپانیائی Realismo Magico نام گرفت وتثیست شداما این بار، نه دربوم نقاشان که درقالب رمانهائی که واقعیت خشن واستعمارزدۀ ملتها رابا شگفتیهای فرهنگی ، آئینی واسطوره ای پیوند می زند. دراین ایام ، " ماسیموبونتمپلی"Massimo Bontempelli ) شاعر، نویسنده ونمیشنامه نویس ایتالیائی ، نخستین نویسندۀ مکتب رئالیسم جادوئی بود که آثاری جهانی خلق کرد. اوبنیانگذار یک نشریۀ ادبی بود که " جیمز جویس " ، " ماکس ژاکوب " ، و " یرجینیاوولف " درآن قلم می زدند. البته اندیشه های لطیف بونتمپلی ، تحت الشعاع آوازۀ دوست صمیمی اش " لوئیجی پیراندلو " قرارگرفت. کتاب " عاشق وفادار " او که شامل چند داستان کوتاه وبلند است ، ازموضوعاتی بی نهایت ساده گرفته تاموضوعاتی عاطفی ، فلسفی واسرارآمیز راشامل می شود. " زندگی پی " (Life of Pi) اثرنویسندۀ کانادائی "رایان مارتل " (R.Martell) که درونمایه ای فلسفی دارد نیز درهمین دوران ودرسبک رئالیسم جادوئی منتشرشد. قهرمان این کتاب یک پسرهندی است که نگاهی عجیب به زندگی دارد. رمان " نام من سرخ " (my name is Red) نوشتۀ "اورهان پاموک " (Orhan Pamuk) نیزکه داستانش دردربارعثمانی می گذرد ، درهمین سبک به نگارش درآمد. اغلب آثاراین نویسندۀ ترک ( پدرم ، کتاب سیاه، موزۀ معصیت ، خانۀ سکوت و...) به فارسی ترجمه شده اند. رمان " دلبند " اثر "تونی موریسون " (Toni Morrison) جایزۀ نوبل رابرای این نویسندۀ فمینیست امریکائی به ارمغان آورد. اوبارمانهائی که بانیروی خیال وتاثیرات شعرگونه شناخته می شوند ، وباتاثیری جادوئی ، به جنبه های مهم ازواقعیتهای زندگی در آمریکا وبویژه سیاهان جان می بخشد. عشق ، خانه ، نژاد ، بهشت ، وچندین اثر دیگراوبفارسی ترجمه شده اند.
بسیاری ازنویسندگان مکتب رئالیسم جادوئی ، پیوند خود راباجامعه حفظ کرده وازاین فرصت برای بازگوکردن درد مردم بهره می برند. دربسیاری ازموارد ، معضلات اجتماعی محرک اصلی برای نگارش رمانها وداستانهای کوتاه دراین سبک می باشد. شاخص ترین این نویسندگان ، گابریل گارسیا کارکز است که شاید نتوان اورااولین نویسندۀ سبک رئالیسم جادوئی نامید ، اما بدون تردید بزرگترین آنهاست. مارکز ، نویسنده وروزنامه نگاری اهل سیاست بود ودرسینما نیز دستی داشت. اوبرندۀ جایزۀ نوبل شد ورئالیسم جادوئی رابه اوج خود رساند. " صد سال تنهائی " برجسته ترین رمان مارکز و یکی ازبزرگترین آثارادبی آمریکای لاتین و جهان است که به آن لقب " رمان رمانها " داده اند. این کتاب ، داستان خانواده ای است که نویسنده با توصیفات عمیق ودلنشین خود ازنحوۀ زندگی آن ، داستان ظهور و سقوط شهرخیالی " ماکوندو " راروایت می کند. مارکز دراین رمان قطور ، بسیاری ازمفاهیم انسانی مانند عشق ، شهوت ، قدرت طلبی ، مرگ ، جنگ ، جوانی ، جستجو برای معنای زندگی ، سیاست ، فرهنگ ، ووضعیت اجتماعی رابهم می آمیزد. بنیاد نوبل ، ازمارکز باعنوان " شعبده باز کلام وبصیرت " یاد کرد. علاوه بر صد سال تنهائی ، رمانهای " پائیزپدرسالار " ، " عشق سالهای وبا " ، وداستانهای کوتاه مارکز نیزکه اغلب بفارسی ترجمه شده اند ، نقطۀ عطفی درتاریخ ادبیات جهان بشمارمی روند. صد سال تنهائی که درسال 1967 منتشرشد ، طی یک هفته به فروش رفت و نایاب شد. این کتاب شاهکاری است که ازدل فرهنگ جذاب وپرقصّه وغصّۀ آمریکای لاتین برآمده است. راوی سوم شخص صد سال تنهائی ، داستان چند نسل راروایت می کند که دهکدۀ ماکوندو رابنانهاده ودرآن سکنی گزیدند. پائیزپدرسالار اثردرخشان دیگر مارکزاست که برخی منتقدان ، برای آن اعتباری بیش ازصد سال تنهائی قائل شده اند. کتاب ، داستان اضمحلال یک دیکتاتوراست که ارتباط خود را باواقعیت ازدست داده است.
" خورخه لوئیس بورخه" (Jorge Luis Borges) نویسنده وشاعرآرژانتینی، یکی ازمهمترین داستان نویسهای قرن بیستم وازپیشتازان رئالیسم جادوئی درادبیات است. البته او هیچگاه رمان ننوشت وباداستانهای کوتاه خود به قلّۀ ادبیات جهان رسید. فلسفه ، اسطوره ، رویا ومفاهیم غامض بنیادین ، درداستانهای بورخس بهم می آمیزند. "آلخو کارپنتیر" (Alejo Carpentier) نویسندۀ فرانسوی – روسی که سالها درکوبازندگی کرد ، بی شک یکی ازپیشگامان ادبیات " رئالیسم شگفت انگیز " است. شاهکاراو " قلمرو این عالم " ، یکی ازمهمترین وراهگشاترین آثارادبی دراین سبک است وبخشی ازتاریخ پرتلاطم مردم هائیتی وجنبش آنها علیه برده داری راروایت می کند. کارپنتیر که ازبنیانگذاران سبک رئالیسم شگفت انگیزاست ، دراین کتاب راه خود را ازرئالیسم جادوئی " فرانتس روه " جدامی کند زیراآنرا تصنّعی ، متظاهرانه ، سرد وملال آور می داند. " مرشد ومارگاریتا " رمان تحسین برانگیز " میخائیل بولگاکف " (Mikhail Bulgakov) نویسندۀ روس است که درسال 1965 منتشرشد. این اثر ، چندداستان موازی رادربرمی گیرد که درنهایت بهم می رسند ومعجونی ازعشق ، فلسفه ، جادو ، وطنز راخلق می کنند. " خوان رولفو " (Juan Rulfo) رمان " پدرو پارامو " رادرسبک رئالیسم جادوئی نوشت – داستانی که درآن ، مردگان حرف می زنند ، زمان گم است وصداهاازدل زمین برمی خیزند. " ایلانو درآتش " یکی دیگرازآثارمهم رولفو درسبک رئالیسم جادوئی است. ازرمان پدروپارامو بعنوان " رمان انقلاب مکزیک " یاد می شود. قهرمان این رمان ، پسرجوانی است که به خواست مادرش به شهرمی رود ودرآنجا به موارد عجیبی برخورد می کند : " این شهر ، پرازپژواک است. وقتی راه می روی گمان می کنی کسی پشت سرت است وهمراه باتوگام برمی دارد. مردم می خندند وصدائی که سالها کهنه شده! من گمان می کنم روزی خواهد رسید که آن صداهاازبین می روند. "
رمان " سایۀ باد " نوشتۀ "کارلوس روئیت ثافون" (Carlos Ruiz Zafon) یکی ازپرفروش ترین وبهترین رمانهای اسپانیائی معاصراست که درسبک رئالیسم جادوئی نگاشته شده است. این رمان ، درسال 2001 منتشرشد وتاکنون بیش از 15 میلیون نسخه ازآن درسراسرجهان بفروش رفته وبه 40 زبان دنیاترجمه شده است. شخصیت اصلی داستان ، کودکی 10 ساله است که پدری کتابفروش دارد. این کودک دردنیای درحال ترمیم پس ازجنگ اسپانیا ، همراه باغم ازدست دادن مادرش در 4 سالگی ، زندگی می کند و غرق درکتابها می شود. برخی عقیده دارند که ثافون ، بعد از " سروانتس " ، بزرگترین ومطرح ترین نویسندۀ اسپانیاست. "ایتالو کالوینو " (Italo Calvino) رمان مشهور " شهرهای بی نشان " رادرسال 1972 نوشت. این نویسندۀ مشهور ومعاصر ایتالیائی ، یکی ازبزرگترین نویسندگان پست مدرنیست جهان است که آثاری درسبک رئالیسم جادوئی دارد. شهرهای بی نشان ، سفری به گوشه وکنار ناشناختۀ جهان بیرونی ودرونی انسان است که داستان سفرهایش به 50 کشورجهان رابرای " قوبیلای خان مغول " روایت می کند. این شهرها ، همه تخیّلی وساختۀ ذهن نویسنده اند اما ریشه درواقعیت دارند. کالوینو ، باوجود مرگ نسبتاً زودهنگام خود درسال 1985 ، یکی ازمتنوعترین مجموعه آثار راازخود برجای گذاشت. علاوه برشهرهای بی نشان ، رمان " اگرشبی ازشبهای زمستان مسافری " نیزازنمونه های برجستۀ رئالیسم جادوئی می باشد : " اگرجهنمی درکارباشد همین است که درمقابل ماست – جهنمی که هرروز درآن زندگی می کنیم. برای رنج نبردن ازاین وضع، دو راه وجود دارد. راه اول آسان است : جهنم راقبول کنیم وجزئی ازآن شویم. راه دوم دشواروپرخطراست وتشخیص اینکه چه کسی وچه چیزی درمیان جهنم ، جهنمی نیست. "
میخائیل بولگاکف رمان مشهور " مرشد ومارگاریتا " راتحت تاثیرمستقیم نمایشنامۀ " فاوست " اثر " گوته " نوشت. این اثربه یاد ماندنی والبته ضد کمونیستی، درسال 1966 منتشرشد. رمان مرشد ومارگاریتا ، دوخط متفاوت جادوئی رامنتشرمی کند. دریک خط ، شیطان درقالب مردی عجیب ، شهر رابه آشوب وهرج ومرج می کشد ودرخط دیگر، قهرمان داستان با " حضرت مسیح " ملاقات می کند. درخلال حوادث رمان ، دوشخصیت اصلی یعنی مرشد و مارگاریتا ، عاشق هم می شوند. بالاخره بحث رئالیسم جادوئی را بدون پرداختن به " کارلوس فوئنتس" نمی توان به پایان برد. این مکزیکی که سالیان متمادی عاشق ادبیات رئالیسم جادوئی بود ، آثاری دراین سبک خلق کرد که تحسین جهانیان رابرانگیخت وداستانهای او به به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شد. شاهکار فوئنتس، رمان " آئورا " (Aura)است که اثری بسیارغنی وپیچیده می باشد که عمیقاً به مسائل حافظه ، زمان ، و هویت می پردازد. ساختارروایت به گونه ی است که مرزهای بین واقعیت وخیال محو می شود وتشخیص آنچه که واقعاً اتفاق می افتد وآنچه که ممکن است محصول تخیّل شخصیتها باشد ، دشوارمی گردد. شخصیت آئورا بویژه جذاب است زیرا اوهم یک زن جوان وهم یک پیرزن است. رمان آئورا راباید مشهورترین اثر کارلوس فوئنتس نامید. این رمان کوتاه ، یکب ازجالبترین نمونه های رئالیسم جادوئی درادبیات جهان است وشخصیت اصلی آن، جوان تاریخدانی است که برای ویرایش خاطرات شوهر پیرزنی مرموز استخدام می شود وبه خانۀ تاریک وعجیب اونقل مکان می کند. او درآنجا دلباختۀ دختری جوان بنام آئورا می شود. رفتارهای دختر وپیرزن ، بسیارعجیب ورویاگونه هستندو فوئنتس هنگام نوشتن آئورا ، به شدت تحت تاثیر افکار کافکا ، خورخه لوئیس ، وویلیام فالکنر قرارداشت.
وبالاخره برخی نویسندگان ایرانی نیزآثاری درسبک رئالیسم جادوئی خلق کرده اند. داستان نویسی ایران ، بعد ازتثبیت رئالیسم جادوئی به عنوان یک سبک ادبی درجهان ، آنراازطریق ترجمه اخذ کرد. اولین بار " احمد میرعلائی " باترجمۀ داستانهای کوتاه بورخس ، دریچۀ ادبیات ایران رابه روی رئالیسم جادوئی گشود و ادبیات داستانی تشنۀ ایران راسیراب نمود. سپس " بهمن فرزانه " با ترجمۀ رمان صد سال تنهائی ، گامی بزرگ دراین جهت برداشت. پس ازآن ، ترجمه های بسیاری ازپیشتازان جهانی این سبک به فارسی صورت گرفت. اما رئالیسم جادوئی درمیان داستان نویسان ایرانی ، هرگزبه شیوۀ برتر داستان نویسی تبدیل نشد. معهذا عناصر جادوئی این سبک ، درتاروپود ادبیات عامه وکهن فارسی تنیده شده است ونویسندگان امروزی راازتاثیرغیرمستقیم آن ، گریزی نیست. " غلامحسین ساعدی" یکی ازپیشگامان رئالیسم جادوئی درایران است. مجموعه داستان "عزاداران بیل " داستانهای بهم پیوسته ای است که درروستائی بنام " بیل " اتفاق می افتد که خرافه به جان مردمانش افتاده است. فیلم جذاب وجریان ساز " گاو " به کارگردانی "داریوش مهرجوئی" ، بااقتباس ازداستان چهارم این مجموعه ساخته شده است. "هوشنگ گلشیری" اولین رمان کوتاه خود رابنام " شازده احتجاب " درسال 1348 منتشرکرد. این کتاب ، ازاولین نمونه های ادبیات رئالیسم جادوئی درایران است که به سبک جریان سیّال ذهن نوشته شده است. موضوع کلی این کتاب ، فروپاشی نظام شاهنشاهی وسنتی درایران است که درخلال زندگی فلاکت بار شاهزاده ای پیر( شازده ) وخاطرات وهم آمیزگذشته اش به تصویرکشیده می شود. "رضابراهنی" نیزیکی دیگرازداستان نویسهای ایران است که نوشتن درسبک رئالیسم جادوئی را آزموده وبرخی ازمهمترین آثارش دراین سبک، "آوازکشتگان" ، " رازهای سرزمین من " ، و بویژه " روزگاردوزخی آقای ایاز " می باشد که درسالهای پایانی دهۀ 1340 به نگارش درآمده است. " منیر روانی پور " نویسندۀ جنوبی اهل بوشهر رانیزباید از کوشندگان سبک رئالیسم جادوئی درایران دانست. مجموعه داستان " کنیزو " و " هل غرق " ازنمونه های شاخص این سبک درادبیات فارسی می باشند. " شهرنوش پارسی پور " نیزرئالیسم جادوئی راآزموده است. رمانهای " طوبی ومعنای شب " ، " آویزهای بلور " و " زنان بدون مردان " ازبهترین آثار پارسی پور دراین سبک می باشند. نویسنده با دیدگاهی عرفانی به زندگی شخصیتهای داستانی می نگرد وجاودانگی حقیقت رابه تصویرمی کشد.یکی ازمختصات سبک پارسی پور، خرق عادت توسط شخصیتهای داستان است که اورابه رئالیسم جادوئی نزدیک می سازد. درآثاراو ، انسان به عناصر طبیعت مانند درخت ، دانه ، خاک وجانور (پروانه) تشبیه می شود وقدرت حیات پس ازمرگ درخط زمان ، برجسته می گردد. " روزگارسپری شدۀ مردم سالخورده " نوشتۀ "محمود دولت آبادی " ، زندگی سه نسل ازمردم یکی ازروستاهای سبزوار رادرفضائی پررمز وراز روایت می کند.این رمان سه جلدی ، اثری درخشان درسبک وسیاق جریان سیّال ذهن وگفتگوی درونی است. این مجموعه شامل سه دفتربنامهای برزخ خس ، پایان جغد ، وبن بست می باشد که درآنها به روایت زندگی ، ذهن وتاملات پیرمردی می پردازد که درکشاکش میان گذشته وحال ، بامفاهیم زمان ، مرگ وهویت ، مواجه می شود. کتاب روزگارسپری شدۀ مردم سالخورده ، به همراه اثر درخشان دیگر دولت آبادی بنام " جای خالی سلوچ " ، شاهکاررئالیسم جادوئی درادبیات ایران می باشند. داستان " ملکوت " نوشتۀ "بهرام صادقی " نیزاثری کم حجم اما برجسته وبا فضائی جادوئی وخیال انگیزاست. ملکوت فقط یک داستان بلند درحوزۀ داستانهای اسطوره ای وجریان سیّال ذهن نیست بلکه آنراباید نقطۀ عطفی در رئالیسم جادوئی ایران تلقّی کرد.
رئالیسم جادوئی ، صدای مردمانی است که واقعیتشان توسط قدرتهای استعماری ، تحریف شده وتاریخشان پاک یا بازنویسی گردیده وفرهنگشان به حاشیه رانده شده است. دراین سبک ، تاریخ رسمی باتاریخ اسطوره ای درگیرمی شود ، شخصیتهای فراموش شده به حیات بازمی گردند وساکت شدگان ، زبان می گشایند. این سبک ، راهی است برای بازسازی روایتهای اصیل بومی وانسانی ، دربرابرماشین وارگی جهان ! این سبک به خواننده یادآوری می کند که شاید جادوئی ترین بخش زندگی، همانی باشد که نادیده گرفته شده است.
منابع ومآخذ
1)what is Magical Realism , definition and examples , www.streechaitanyamahavidyalaya.ac.in
2)the captivating world of Magical Realism , www.novelry.com
3)محمدرضا نیکخواه ، رئالیسم جادوئی چیست ؟ www.taghche.com
4)مگی آن باورز ، رئالیسم جادوئی ، ترجمۀ سحررضاسلطانی ، انتشارات روزنه ، تهران 1394
5)مریم حق روستا ، تفاوت میان رئالیسم جادوئی ورئالیسم شگفت انگیز ، پژوهش ادبیات معاصرجهان ، بهار1358 ، شمارۀ 30
6)محمد حنیف ومحس حنیف ، بومی سازی رئالیسم جادوئی درایران ، انتشارات علمی وفرهنگی
7)what is Magical Realism really ? , www.writing-world.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037