ایران، جنگ زیرسایۀ انزوای راهبردی
ایران
جنگ زیرسایۀ "انزوای راهبردی" و "غافلگیری تاکتیکی"
حکومت ایران درعرصۀ داخلی وبین المللی ، درانزوای استراتژیک به سرمی برد ودرمعرض تهدیدات تاکتیکی تکرارشونده قراردارد. حکومت ایران درجریان دوجنگ اخیر ، به کرات " دیپلماسی فریب " و " غافلگیری تاکتیکی " راتجربه کرد. این جنگ ، یکباردیگر ناکارآمدی حکمرانان ایران را درشناخت سیاستهای خصمانۀ آمریکا نشان داد. ادبیات سیاسی و ژستهای تصنّعی ترامپ ، به موازات آرایش نظامی و تاکتیکی ایالات متحده درمنطقه ، واقعیتی بود که از چشم کارگزاران راهبردی ایران ، پوشیده ماند. آنها تصور می کردند که از قابلیت تقابل با قدرتمندترین ارتش جهان برخوردارند. این تصور نادرست ، درشرائطی بروز پیدا کرد که حکومت ، پس از کشتار دی ماه اخیر ، ازپشت جبهه ای قوی نیز درداخل و خارج از کشور برخوردار نبود.. همین الگوی ادراکی وکنش تاکتیکی ، در جریان جنگ 12 روزه نیزمشاهده شد. حاکمیت گفتمان توهّمی درسیاست خارجی ایران ( زمستان سخت اروپا ، شکست دوماهۀ اوکراین ازروسیه ، عدم مشارکت اروپا وآمریکا درجنگ اسرائیل باایران و...) ، نقش مهمی درانزوای راهبردی جمهوری اسلامی ایران درمنطقه وجهان ایفاء کرده است. کسانی نیزکه باپیوستن ایران به گروه ویژۀ اقدام مالی (FATF) مخالفت می کنند ، درواقع کاسبان تحریم و انزوای ایران هستند. به گفتۀ علی اکبرصالحی وزیرخارجۀ اسبق ایران ، " درنظام سیاست خارجی ایران ، بجای آنکه فرآیند سیاستگذاری برمحور استنباط واقعیتها و وراهبردهای کلان استوارباشد ، برنوعی رویکرد دیپلماسی محور( Diplomacy- oriented ) قرارگرفته است.بدین معنا که بجای تمرکزبرمسائل واقعی ومبتلابه Pressing Issues) ) که نیازمند تحلیل عمیق وراه حلهای اجرائی اند ، تاکید بر مواضع ثابت سیاسی وراه حلهای روتین صورت می گیرد. درنتیجه ، مسائل عینی ومهم جاری، به حاشیه رانده می شوند." او در ادامه می گوید : " این رویکرد ، سیاست خارجی را ازپویائی وانطباق لازم برای مواجهه با چالشهای ژئوپولتیک محروم می سازد ودرنهایت ، خطر انزوای استراتژیک رادرپی دارد." صحت این اظهارات را دربی عملی وزارتخارجۀ ایران درجریان گفتگوهای اخیرباآمریکا ، می توان بوضوح دید. وزارتخارجۀ ایران اکنون ، نه تنها نقشی در تدوین Formulation) ) ، تبیین (Articulation) ، واجرای (Implementation) سیاست خارجی ندارد ، بلکه فقط به مجری توصیه های نهادهای بالا دستی کشور تبدیل شده است. تازمانی که ایران سیاستی رادرمنطقه دنبال می کند که توسط دیگران خصمانه تلقّی می شود ، هرچقدرهم که بردفاعی بودن چنین سیاستی تاکید کند ، راه به جائی نخواهد برد وتنشها ادامه می یابد واحتمال درگیری مستقیم افزایش خواهد یافت. موشک پراکنی های اخیرایران به کشورهای منطقه ، این سوء ظن راتقویت کرده ، برتنش افزوده ، ولایه های انزوای سیاسی ایران رادرمنطقه وجهان، قطورترکرده است.
تاریخ جهان مملو ازرویدادهائی است که دولتها وملتها رادربهت وناباوری فروبرده است – حمله به پرل هاربر(1941) ، جنگ یوم کیپور(1973) ،حملات تروریستی 11 سپتامبر(2001) ، حملۀ تروریستی 17 اکتبرحماس به اسرائیل(2023) ، جنگ 12 روزۀ ایران واسرائیل و... ! این رویدادها همگی مصادیق بارز " غافلگیری اطلاعاتی" (intelligence surprise) هستند- پدیده ای که نشانگرشکست یک سازمان درپیش بینی دقیق یک رویداد مهم یا پیامدهای راهبردی آن است. غافلگیری اطلاعاتی ، کابوس تصمیم گیران وبزرگترین چالش برای تحلیلگران است. اما چراباوجود سرمایه گذاریهای عظیم درسیستم گردآوری وتحلیل اطلاعات ، دولتها همچنان غافلگیرمی شوند ؟ برخلاف تصوررایج ، غافلگیری تاکتیکی به ندرت به دلیل فقدان اطلاعات رخ می دهد. دربسیاری ازموارد ، سیگنالها یاهمان نشانه های هشدار دهنده ، درلابلای کوه عظیمی ازداده های به ظاهرغیرمرتبط وجوددارند. بنابراین غافلگیری ، معمولاً محصول یک شکست تحلیلی ، ونه اطلاعات ناقص است. غافلگیری تاکتیکی به زمان ، مکان ، ونحوۀ دقیق یک حمله مربوط می شود وغافلگیری استراتژیک نیز، به معنی درک نادرست ازنیّت ها ، توانمندیها ودکترین کلی نیرهای مهاجم است. ایران درجریان جنگ اخیر ، هم ازنظرتاکتیکی وهم به لحاظ استراتژیک ، غافلگیر شد. ریشه های غافلگیری تاکتیکی رامی توان درسه سطح فردی ، گروهی ، وسیاسی بررسی کرد که درعین حال به یکدیگروابسته اند. درسطح فردی ، تحلیلگر به دنبال شواهدی می گردد که فرضیۀ اوراتایید کنند. این شیوه ، موجب می شود که فرض کنیم دشمن نیز مانند ما می اندیشد ولذا ، سناریوهای خارج ازاین تصورذهنی ، نادیده گرفته می شوند. فرهنگ وساختاریک سازمان نیزمی تواند به غافلگیری کمک کند. پدیده هائی مانند " گروه اندیشی " (Group thinking) ، موجب می شوند که تحلیلگربرای حفظ اجماع ، ازبه چالش کشیدن نظرات غالب خودداری کند. گاهی وقتها تحلیلگران تحت فشارقرارمی گیرند تاتحلیلی ارائه دهند که مطابق باترجیحات سیاستهای ازپیش تعیین شده باشد. این روش، عینیت تحلیل راازبین برده وزمینه رابرای نفوذ عناصردشمن وغافلگیریهای فاجعه بار آماده می کند. نمونۀ بارز این غافلگیری را می توان دردو حملۀ اخیر اسرائیل به ایران ، بوضوح دید. احمد رضا پوردستان رئیس مرکز مطالعات وتحقیقات راهبردی ارتش ایران می گوید : " من صادقانه می خواهم به شما بگویم که ازحملۀ اسرائیل دچارشوک شدیم. دچاربهت شدیم وبقول معروف هنگ کردیم. خداشاهده من صادقانه می گویم. بگذارپخش شود. همه هنگ کردیم وبه همه شوک وارد شد."
اگرچه حذف کامل غافلگیری ، ممکن نیست اما می توان بااتخاذ راهکارهائی ، ازآسیب پذیری دربرابرغافلگیری کاست. ترویج تفکرانتقادی وبه چالش کشیدن مفروضات ، استفادۀ نظام مند ازفنون تحلیلی ساختاریافته با بکارگیری ابزارهائی چون " تحلیل فرضیه های رقیب " و " تیم قرمز " (Red teaming) که سناریوهای حملۀ واقعی راشبیه سازی می کند وبطورنظام مند به سناریوهای جایگزین می اندیشد ، ایجاد واحدهای تحلیلی ویژۀ هشدار (Warning analysis) که وظیفۀ آنها فقط شناسائی تهدیدات و فرصتهای نوظهور یامحتمل درمیان مدت وبلند مدت است، می توانند ازپیامدهای غافلگیری تاحدود زیادی بکاهند. درس بزرگی که می توان ازغافلگیریهای بزرگ تاریخی آموخت این است که هدف سیستم هشدار راهبردی، فقط پیش بینی دقیق آینده نیست چراکه این امر غیرممکن است. هدف باید جلوگیری ازغافلگیریهای فاجعه بار وافزایش تاب آوری سیستم (Resilience) دربرابررویدادهای غیرمنتظره باشد.
شاید بزرگترین نقطه ضعف ایران دردوجنگ اخیر این باشد که دستگاههای اطلاعاتی وامنیتی ایران، ازطرفی تمام توجه خود رابه ناآرامیهای داخلی معطوف کرده بودند وازطرفی دیگر ، بزرگی وفعال بودن دائمی تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل رادست کم گرفتند. این شبکه توانست با اتصال به ماهواره ها ، هواپیماها ، پهبادها، ودیگرواحدهای رزمی ، ونیزسود بردن از هوش مصنوعی ، اطلاعات مربوط به اهداف مورد نظررابصورت لحظه ای تهیه کرده ودراختیارواحدهای عملیاتی قراردهد. ایران درجریان جنگ اخیر، برروی متحدین خود نیزحساب ویژه ای بازکرده بود وآنها راحامی ماجراجوئیهای منطقه ای خود تصور می کرد. بی پایه بودن این تصور رامی توان به روشنی دراظهارات "الکساندر دوگین " (Alexander Dugin ) استراتژیست برجستۀ روس ومشاورارشد پوتین دید که جنگ ایران واسرائیل را " جنگ یهود وشیعه " می داند ومعتقد است که " این دوئل، ربطی به مسیحیت وروسیه ندارد ! "
*نوشتارحاضر، درروزهای اولیۀ جنگ اخیرایران واسرائیل به نگارش درآمده وبه دلیل قطعی اینترنت، اکنون منتشرمی شود.