مهندسی سرکوب دیجیتال
مهندسی سرکوب دیجیتال
ازخاموشی اینترنت تا سیمکارت طبقاتی
" هیچ مقامی حق ندارد بنام حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع راهرچند با وضع قوانین ومقررات ، سلب کند." بیش از 20 سال است که این اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل 9 ) ، توسط توسعه دهندگان اینترنت و فضای مجازی و با سازوکارهای تمامیت خواهانۀ حکومتی نقض می شود. این درحالیست که در جهان امروز ، اینترنت به ستون فقرات امنیت ملی ، اقتصاد دیجیتال ، حکمرانی هوشمند ، و حتی مدیریت بحران تبدیل شده است. کارشناسان امنیت سایبری معتقدند که " قطعی اینترنت "، نه تنها راهکارافزایش امنیت نیست بلکه در بسیاری موارد خود به یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی تبدیل می شود. درجهانی که ارتباط ، پایۀ کار ، آموزش و روابط انسانی است ، محروم سازی یا مبهم سازی دسترسی به اینترنت ، جامعه را به سمت انزوا ، اضطراب و خشم سوق می دهد. اینترنت امروز ، نه امتیاز است و نه مطالبه ای لوکس ! بلکه بخشی از حق زیستن درجهان معاصراست و نادیده گرفتن آن ، هزینه ای می سازد که دیر یا زود خود را درلایه های مختلف جامعه نشان خواهد داد. جامعه ای که درتاریکی اطلاعاتی فرورود ، نه آرامتر می شود نه امن تر! زیرا درتاریکی ، تنها تاریکی بازتولید می شود – گاهی درقامت فرسودگی ، گاهی درشمایل افسردگی وزمانی درقالب خشم !
خاموشی دیجیتال که ازصبح شنبه 10 اسفند 1404 ، همزمان با حملۀ گستردۀ آمریکا واسرائیل ، به ایران تحمیل شد ، همچنان ادامه دارد و ارتباط مردم این کشوربا جهان خارج را تقریباً به صفر رسانده است. به گزارش موسسۀ رصد اینترنت " نت بلاکس " (Net Blocks) ، ترافیک اینترنتی ایران که تاساعاتی قبل از حملۀ مزبور ، با 97 درصد ظرفیت جریان داشت ، پس ازاین حمله ، به کمتراز 5/1 درصد میزان عادی رسید. به گزارش نت بلاکس ، این شدیدترین و طولانی ترین قطعی اینترنت درایران ( بااحتساب جنگ 12 روزه) ، اززمان پاندمی تاکنون محسوب می شود و هیچ نشانه ای نیز از بازگشت به وضعیت عادی در دست نیست. این اندازه مسدود کردن وسیع ارتباطات فردی و اجتماعی دریک جامعۀ 90 میلیونی ، بی سابقه است و به آن " خاموشی دیجیتال " اطلاق شده است. حکومت ایران نشان داده که با تسلط بر زیرساختهای ارتباطی ، می توان کنترل دیجیتال را به ابزاری در خدمت مدیریت جامعه تبدیل کرد. این تجربه نشان داد که تسلط بر زیرساختهای ارتباطی می تواند به اندازۀ نیروی مادی در سرکوب نقش داشته باشد. برای درک خاموشی اینترنت در ایران ، باید نخست زیرساختهائی را که این امکان را فراهم می سازند ونیز روشهای اجرائی آنرا باز شناخت.
فارغ از اینکه اینترنت چه زمانی و درچه سطحی در دسترس قرارمی گیرد، این سئوال مطرح است که چگونه اینترنت دراین سطح ، قطع می شود ؟ دراین رابطه، شش نوع اختلال اینترنتی مشاهده می شود.اول ، قطع شبکه است که خشن ترین شکل سانسور می باشد.براین اساس ، حکومت اپراتورها رامجبوربه خاموش کردن بخشهای حیاتی شبکۀ ملی می کند. دربرخی کشورها حتی کلید قطع اینترنت (Internet Kill Switch ) وجود دارد. سازمان ملل متحد ، این روش رامحکوم کرده است. دوم ، دستکاری پروتکل BGP است که مسیرهای دادۀ اینترنت جهانی را مختل می کند. حکومت می تواند بااین دستکاری، آدرس های IP یک منطقه راعملاً ازاینترنت " پاک " کند. این روش ، هدفمند تر ازقطع کامل اینترنت است. سوم ، مسدود سازی IP است که توسط عرضه کنندگان اینترنت انجام می گیرد. چهارم ، فیلترDNS است که درآن ، بجای IP نام دامنه هدف قرارمی گیرد وکاربر بجای سایت واقعی ، صفحۀ خطا می بیند. پنجم ، بازرسی عمیق بسته ها (DPI) است که محتوای بسته های داده رابررسی می کند تاسرویس یامحتوای خاصی را مسدود کند. و ششم ، مسدود سازی پروتکل است که به موجب آن، پروتکل ها یا پورت های خاص هدف قرارمی گیرند وپیامرسانها وایمیل ها مختل می گردند. ابزارهای بالقوه ای نیزبرای پوشش شهرهای بزرگ ازنظر نویز الکترومغناطیسی وجوددارد که حتی می توانند در " استارلینک " نیزایجاد اختلال نمایند. تجهیزات تشخیص سیگنال (Goniometer) که برروی ون های پلیس نصب شده اند ، اینکارراانجام می دهند. روسیه درجنگ اوکراین توانست باایجاد پارازیت ، استارلینک اوکراین را مختل نماید. بعید نیست که این تجربه ، دراختیارایران نیزقرارگرفته باشد.
معهذا ، اینترنت مثل برق نیست که بایک کلید قطع ووصل شود.کنترل کامل این اکوسیستم ، بسیارپرهزینه است وذاتاً نیز شکست پذیروقابل نفوذ می باشد. ازسوی دیگر ، امنیت سایبری ، بر : "دید ، پایش ، واکنش " استواراست وقطع اینترنت ، به معنی کورکردن دید رادارهای دفاعی هرکشورمی باشد. درچنین شرائطی ،حملات سایبری متوقف نمی شوند بلکه فقط دیده نمی شوند. دراین حالت ، مهاجمان حرفه ای ازمسیرهای جایگزین ، دسترسی های قبلی ، وبد افزارهای خفته استفاده می کنند. برخلاف تصور عمومی ، قطع اینترنت الزاماً مانع نفوذ نمی شود زیرا بسیاری ازحملات سایبری بصورت زمانبندی شده (time-based) ویابادسترسی های ازپیش کاشته شده ، انجام می شوند. لذا کشورهائی که باتهدیدات امنیتی پیچیده مواجهند ، بجای قطع کامل اینترنت ، به سمت مدیریت هوشمند ترافیک ، تفکیک سطوح دسترسی ، افزایش تاب آوری شبکه ، و همکاری بابخش خصوصی امنیت سایبری می روند. این کشورها برآنند که امنیت سایبری ازطریق قطع اینترنت ، بیش ازآنکه امنیت بسازد ، هزینه وآسیب تولید می کند. دردنیائی که تهدیدات ، درکسری ازثانیه جابجامی شوند ، خاموش کردن اینترنت مانند خاموش کردن چراغها درمیدان نبرد است که سکوت می آورد اما امنیت نه ! تجربۀ اوکراین دراین مورد راهگشاست. این کشورباوجود پشت سرگذاشتن چهارسال جنگ ، صنعت فناوری اطلاعات خویش را توسعه داده است. طی جنگ ، این صنعت به دومین صنعت بزرگ صادراتی اوکراین تبدیل شد وبعد ازکشاورزی درردیف دوم قرارگرفت. لبنان نیزتجربۀ مشابهی را ازسرمی گذراند. دراقتصادهائی که دائماً تحت شوک قراردارند ، بخش دیجیتال یکی ازمعدود بخشهائی است که خود رابسرعت با شرائط تطبیق می دهد. بنابراین درشرائط بحرانی ، اقتصاد دیجیتال فقط یک بخش اقتصادی نیست بلکه زیرساخت تاب آوری است. ازاین رو ، قطع اینترنت بیش از400 ساعت ( درجریان جنگ 12 روزه) درواقع قطع ابزارهای مدیریت بحران است. بااینحال ، روشهائی برای دورزدن اختلالات اینترنتی وجوددارد که مهمترین آنها عبارتند از : 1) VPN که به معنی اتصال رمزگذاری شده وتغییر IP می باشد. 2) TOR که شبکۀ ناشناس برای دسترسی به سایتهای مسدود است. 3) Signal که پیامرسان امن است. 4) شبکۀ " مش بلوتوث" که بااستفاده ازاپیلیکیشن Bridgefy می تواند پیامها راتا شعاع 100 متری بصورت زنجیره ای وبدون نیازبه اینترنت منتقل نماید وپیامرسانی آفلاین را تحقق بخشد. 5) استفاده ازسیمکارت رومینگ که به معنی دسترسی به اپراتورخارجی است. 6) Sneakernet که انتقال داده بافلش رمزگذاری شده است. 7) اپیلیکیشن " زولو" (Zello) که گوشی رابه تاکی واکی دیجیتال تبدیل می کند. این اپیلیکیشن ، درشبکه های وای فای محلی وبدون نیازبه اینترنت کارمی کند.
جنگ همچنین بازارکار ایران رابشدت تحت تاثیر قرارداده وآنراباافت 57 درصدی روبروکرده است. درپی دوجنگ متوالی اخیر ، تعطیلی کسب وکارهای کوچک وموج سنگین تعدیل نیرو ، اقتصاد ایران رافراگرفته است. قطع اینترنت نیز تاثیر مستقیم دراین وظعیت دارد بویژه آنکه آیندۀ آن نیز چندان مشخص نیست. قطع کامل وپایداراینترنت بین المللی ، قطع چند ماهه ، قطع چند هفته ای ، واینترنت طبقاتی ، ازجمله سناریوهای محتمل اند. البته گزینۀ آخر محتمل تراست زیراازمدتی قبل به اجراء درآمده است. اینترنت طبقاتی اکنون با یک نام جدید عرضه می شود وبه فروش می رسد – " سیمکارت پرو " که به خریدارانش اینترنت بدون فیلترمی دهد. مدتی است که اپراتور همراه اول ودفاترپیشخوان دولت ، فروش رسمی سیمکارتهای بدون فیلتررا آغازکرده اند – سیمکارتهائی باهزینۀ ورود 2 میلیون تومان وهرگیگ اینترنت فیلترنشده به قیمت 40هزارتومان ! پروژۀ سیمکارت پرو نشان می دهد که فیلترینگ درایران ، دیگریک دغدغۀ اخلاقی وامنیتی نیست بلکه به کسب وکاری سودآوربرای فروش پهنای باند تبدیل شده است. فروشندگان این سرویس ، درلابلای تبلیغات خود به یک نکتۀ طلائی اشاره می کنند وآن اینکه سیمکارت پرو ، دارای IP بین المللی است ولذا، حتی درشرائط امنیتی نیزقطع نمی شود. همین وعده نشان می دهد که معمارشبکه ، درحال تفکیک کاربران به دودستۀ " عادی مستعد قطعی " و " پولی متصل دائم " است. بنظرمی رسد سیاستگذاران واپراتورها ، به این نتیجه رسیده اند که بجای برچیدن اینترنت طبقاتی ، بهتراست آنرانهادینه وتجاری نمایند. حالا دیگربرای دریافت اینترنت بدون فیلتر ، نیازی به نامه نگاریهای پیچیدۀ امنیتی نیست وفقط کافی است بیش ازدومیلیون تومان پول نقددداشته باشید و حاضرباشید برای تماشای هرگیگابایت ویدئو در یوتیوب 40 هزارتومان به اپراتورپول بدهید. این فیلترینگ ، دیگربرای حفظ امنیت روانی جامعه نیست بلکه فروش هوای تازه دراتاق گاز ، به بالاترین قیمت است! بنابرآمار موسسۀ We are Social برای سال 2025 ، امارات متحدۀ عربی و غنا ، با 31/4 و 58/2 دلاربه ازای هر مگابیت برثانیه ، گرانترین اینترنت ، ورومانی با01/0 ، روسیه با02/0 ، ولهستان با 03/0 دلار ، ارزانترین اینترنت جهان رادارامی باشند. کارشناسان ، علت گرانی اینترنت دربرخی ازکشورهای جهان را ، کمبود رقابت ، چالشهای زیرساختی ، ومقررات محدود کننده می دانند. درمیان کشورهای آسیائی، ویتنام ، چین ، وکرۀ جنوبی باهزینه ای کمتر از 05/0 دلاربرهر مگابیت برثانیه ، ارزانترین وپرسرعت اینترنت رادراختیار کاربران خود قرارمی دهند.
خاموشی اینترنت ، ضربه ای سهمگین برپیکراقتصاد وارد می کند. شرکتهای کوچک ازهستی ساقط می شوند وشرکتهای بزرگتر اگرچه سرپا می مانند اما ترمز دستی رامی کشند وهمه چیزرابه " پایدارشدن شرائط " موکول می کنند. وقتی اینترنت نیست ، ابزارکارنیست . وقتی ابزارکارنیست ، درآمد نیست ووقتی درآمد 70 درصد افت می کند ، پرداخت حقوق به 70 درصد نیروی انسانی غیرممکن می گردد. این " بیرحمی کارفرما " نیست بلکه بحث " ناتوانی مطلق " درپرداخت است. تعدیل نیرو دراین شرکتها ، سه مرحله دارد. مرحلۀ اول ، " پاکسازی عملکردی" است که هدف آن حذف افرادی است که کمترین بازده رادارند. مرحلۀ دوم ، "توقف رویاپردازی" است که به موجب آن ، صاحبان کسب وکار ، طرحهای خود رابرای آیندۀ بنگاه متوقف می کنند. ومحلۀ سوم ، " قطع عضو" است که حذف کامل خدمات زیانده بنگاه می باشد.
اگرچه ایران تنها کشوری نیست که دربزنگاههای امنیتی ، شهروندان خود رادرتاریکی ارتباطی فرومی برد اما ، واقعیت این است که درهیچ مدلی ازحکمرانی مدرن ، اززیرساختهای حیاتی برای تنبیه شهروندان ویاکنترل افکاروصدای جامعه، استفاده نمی شود. آیا می توان برای مدیریت بحران ، آب رابرروی مردم بست یا هوا را جیره بندی کرد ؟ قطعی اینترنت ، روزانه چند همت ( هزارمیلیارد تومان) به اقتصاد کشورضربه می زند و موجی ازنارضایتی ، تعدیل نیرو ، وبیکاری باخود به همراه می آورد. اینترنت نه یک ابزار ، که ضرورت زندگی برای همگان است وقطع آن یا طبقلتی کردنش ، یک خشونت عریان علیه این جامعۀ نجیب 90 میلیونی است.
*نوشتارحاضر، دراوج حملات آمریکا واسرائیل به ایران وقطع اینترنت به نگارش درآمد واکنون منتشرمی شود.