ایران وآمریکا
ایران و آمریکا :
رقص بر لبۀ پرتگاه
یک بحران دیگردرروابط ایران وآمریکا ! اعزام دوبارۀ ناوهای هواپیمابربه منطقه ! سیل اولتیماتومها ! وبازارداغ پیش بینی جنگ قریب الوقوع ! نیم قرن است که مردم ایران با این سناریو زندگی کرده اند : رقص مرگ برلبۀ پرتگاه! اما سناریوی فعلی ، یک ویژگی خاص دارد وآن همراه شدن با سرکوب وحشیانۀ اعتراضات داخلی است. رئیس جمهورآمریکا درحالیکه تهدید می کند که " اتفاقی سخت درراه است " ، همزمان از مفید بودن مذاکره سخن می گوید. حکومت ایران هشدار " جنگ منطقه ای " می دهد درحالیکه وزیرخارجه اش ازمذاکرۀ " عادلانه " باوساطت عمان دم می زند. قدرتهای منطقه ای ( ترکیه ، امارات متحدۀ عربی ، عربستان سعودی) سخت درتکاپویند تاازشعله ورشدن آتش جنگ جلوگیری کنند ، اما وزیرخارجۀ عربستان از تغییررژیم درایران سخن می گوید. عاقبت این نمایش چه خواهد بود ؟ پاسخ این است : آنچه که معمولاً درموارد بن بست روی می دهد – نه انفجارمهیب ، بلکه بازگشتی ناخوشایند به وضعیت پیشین ! وضعیتی که هردوطرف آنرا " پیروزی استراتژیک" برای خود جلوه می دهند.
آمریکا بارها فشارحداکثری همراه باتهدید نظامی رادربرابرایران آزمایش کرده است بدون آنکه نتیجه ای بگیرد. خروج دولت ترامپ ازبرجام درسال 2018 وکمپین بعدی فشارحداکثری ، نه تنها نتیجه ای به بارنیاورد بلکه اورانیوم غنی شدۀ ایران را به درجۀ تسلیحاتی نزدیکتر کرد. حملات آمریکا واسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران ، نه تنها آن راکاملاً ازبین نبرد بلکه عزم تهران رانیزبرای دستیابی به قابلیت بازدارندگی قوی تر جزم ترکرد. اکنون امریکا مدعی است بانیروی نظامی قدرتمندی که درمنطقه مستقرکرده ف قادراست ازطریق بمبارانهای مداوم ، به آنچه که فشارهای قبلی نتوانسته بود نائل شود ، دست پیداکند. تدارکات گستردۀ نظامی آمریکا درمنطقه ، ازجمله ناوهای هواپیمابر ، زیردریائیها ، شناورهای رزمی آبی-خاکی ، هواپیماهای سوخت رسان ، وسامانه های دفاع هوائی وموشکی ، نشان می دهد که اهداف واشنگتن فراترازصرفاً ارسال سیگنال یافشاربرایران برای بازگشت به میزمذاکره وپذیرش خواسته های آمریکا می باشد.
اما این سوء تفاهمی بیش نیست. نمی توان کشوری رابمباران کرد وهمزمان ازاو خواست که پای میزمذاکره بنشیند ! البته ایران نیز درجنگ احتمالی ، ازپیش بازنده نیست وتوانائیهای دفاعی وتهاجمی قابل ملاحظه ای دارد. موشکهای سجیل (بابرد 2 هزارکیلومتر ) ، عماد (1700 کیلومتر) ، غدر (2000 کیلومتر) ، شهاب-3 (1300 کیلومتر) ، خرمشهر (2هزارکیلومتر) وهویزه (1350 کیلومتر) ، می توانند اسرائیل وپایگاههای آمریکا رادرمنطقه هدف قراردهند. موشک مافوق صوت خرمشهر-4 ، سطح جدیدی ازتوانائی موشکی ایران رابه نمایش می گذارد. این موشک که می تواند مسافت 2 هزارکیلومتر رادر 12 دقیقه طی کند ، تهدیدی بالقوه برای سپردفاع موشکی اسرائیل به شمارمی رود. تحلیلگران معتقدند که اگرآمریکا یک کمپین هوائی مستمر علیه تاسیسات هسته ای ونظامی ایران به راه بیاندازد(که احتمالاً هفته هابه طول می انجامد) ، ایران توانائی تلافی جویانۀ قدرتمندی دارد. زرادخانۀ موشکی تهران می تواند علاوه براسرائیل ، به تمامی پایگاههای نظامی آمریکا در9 کشورمنطقه ، وفراترازآن برسد. تنگۀ هرمز که 20 درصد نفت جهان ازآن عبورمی کند ، همچنان آسیب پذیراست.
سئوال مهمتراینکه پس ازپایان بمباران چه اتفاقی می افتد ؟ آیاواقعاً کسی باوردارد که نابودی تاسیسات ایران ، رژیمی مطیع ومشتاق پذیرش شرائط آمریکا را به قدرت می نشاند؟ شاید این احتمال ضعیف وجود داشته باشد اما محتمل تر ، تحریک واکنش ملی گرایانه ای است که تندروها ، باحمایت بخشی ازمردم ایران درپیش خواهند گرفت ومشروعیت سیاسی برای ساخت سلاح اتمی رابه دست خواهند آورد. شباهتهای تاریخی فراوانی دراین مورد وجود دارد. مداخلات نظامی آمریکا درمنطقه ، ازلبنان درسال 1983 گرفته تا افغانستان وعراق ولیبی دردهه های بعد ، همواره نتایجی بدترازمشکلاتی که قصد حل آنها راداشتند ، به بارآورده است. این منطقه ، مالامال از ویرانه های استراتژیهای بزرگی است که درابتداء ، درخشان بنظرمی رسیده اند انا دربرخورد باواقعیات خاورمیانه فروریخته اند. ناآرامی های داخلی ایران ، هرچند قابل توجه است اما تغییری دراین گزاره ایجاد نمی کند. حکومت ، با چالش واقعی مشروعیت روبروست که حاصل نارضایتی عمیق مردم وسرکوب وقتل عام گستردۀ آنهاست. اما این تصورکه اقدام نظامی خارجی ، نیروهای دموکراتیک راتوانمند می سازد ، توهمی بیش نیست که ازنادیده گرفتن قدرت ملی گرائی درمنطقه ازیکسو ، وماهیت نیروی خارجی مهاجم ازسوی دیگر، ناشی می شود. شرائط منطقه ای نیزاین دیدگاه راتقویت می کند. کشورهای منطقه ، باوجود اختلاف شدید باتهران ، مایل به شروع جنگ نیستند. حتی اسرائیل نیز، علیرغم سخن پراکنی های رهبرانش ، اشتیاقی به جنگ تمام عیاربا ایران ندارد زیرااین درگیری ، کل منطقه رابی ثبات می کند ، بازارهای انرژی رامختل می نماید وممکن است با جذب روسیه وچین ، هرج ومرجی درمنطقه ایجاد کند که جنگ داخلی سوریه دربرابرآن هیچ باشد.
پس راه حل این بحران چیست ؟ اگرفعلاًتغییررژیم به دست نیروهای داخلی امکانپذیرنباشد( که ظاهراً نیست) ، درآنصورت فرآیند تعامل دیپلماتیک که اکنون درمسقط و ژنو جریان دارد ، تنهاگزینه است. البته روابط ایران وآمریکا ، پیچیده تر وخصمانه تر ازآن است که اختلافات آنها دراین مذاکرات بطورکامل حل وفصل گردد. لذا ، آنچه که می توان ازاین مذاکرات انتظارداشت ، دستیابی به یک سلسله ترتیبات موقت است که نگرانی های فوری رابرطرف کند. البته این نتیجه ، هیچیک از طرفین ونیز مردم آسیب دیدۀ ایران راراضی نخواهد کرد وهمه ، آنرا بعنوان مماشات محکوم خواهند کرد. مردم ایران درقیامهای پی درپی خود ( 1388 ، 1396 ، 1398 ، 1401 ، و1404 ) نشان داده اند که به چیزی کمتراز جمهوری آزاد ، سکولار ، دموکراتیک وپاسخگو ، رضایت نخواهند داد. این جنبش ،نه تغییررژیم ازخارج رامی خواهد ونه حضورنیروهای خارجی رابرمی تابد. مردم ایران فقط ازجامعۀ بین المللی انتظاردارند که باجنبش آنها ابرازهمبستگی کرده وسرکوبگران راتحت فشارقراردهد.
معهذا ، واقعیت این است که با به نتیجه رسیدن مذاکرات جاری ، هردوطرف به رقص برلبۀ پرتگاه پایان داده وموقتاً ازخطرسقوط درامان می مانند. اما تنش های بنیادی میان آنها ، لاینحل باقی مانده ومردم ایران ، قربانی اصلی رقص مرگی می گردند که این بار ، اندکی دورتر ازلبۀ پرتگاه ، همچنان ادامه خواهد یافت.
www.fmohammadhashemi.blogfa.com
See less