عروسی فیگارو
عروسی فیگارو
" موتسارت " ویکی ازماندگارترین اپراهای جهان
از اپرا بعنوان فاخرترین هنریاد می شود زیراازچندین هنر نویسندگی ، موسیقی ، ورقص تشکیل می شود واز اپرای " عروسی فیگارو " (the Marriage of Figaro ) بعنوان یک اپرای تمام عیار یاد می شود. داستان این اپرا که دریک روزاتفاق می افتد ، یکی ازشاهکارهای موسیقی کلاسیک است واوج نبوغ " موتسارت " به نمایش می گذارد. بسیاری ازصاحبنظران ، "ولفگانگ آمادئو موتسارت " (W.A.Mozart) رابزرگترین موسیقیدان تاریخ می دانند. ترکیب درخشان موسیقی پیچیدۀ موتسارت با محتوای اجتماعی هوشمندانۀ آن ، موجب شد این اثر به سرعت به یکی ازشاهکارهای تاریخ اپراتبدیل شود. "اپرای عروسی فیگارو " ازبسیاری جهات یک اثرانقلابی بود. اما هنر اپرا تا قبل ازموتسارت ، هنرثروتمندان بود واین تنها مربوط به افرادی نبود که به دیدن اپرا می رفتند بلکه درمورد شخصیتهای نمایشی روی صحنه نیزصدق می کرد. اما با اپرای عروسی فیگارو ورق برگشت. این اپرا داستان خدمتکاری است که درمقابل اربابش می ایستد وموقعیت برتراورا زیرسئوال می برد. درطول سالهای پرتلاطم سیاسی قبل ازانقلاب فرانسه ، نمایشنامۀ عروسی فیگارو ، نه تنها بدلیل درخواست آشکارش برای برابری اجتماعی ، بلکه همچنین بدلیل تحقیر اشرافیت حاکم ، بانامهربانی نجبا ونخبگان روبرو شد.
اپرای عروسی فیگارو ، براساس نمایشنامه ای از "پی یر بومارشه " (Pierre-Augustin Beaumarchais ) بنام " روزدیوانگی فیگارو" ساخته شد. این اپرا درچهارپرده روایت شده وازنظرموسیقیائی شاهکاری بی نظیردر تاریخ اپرابه شمارمی رود. موتسارت دراین اثر ، مهارت خارق العاده ای دراستفاده از فرمهای موسیقیائی ، ارکستراسیون ، هماهنگی آوازی وتنوع دینامیکی ازخود نشان می دهد. اوبااستفاده ازاین تکنیکها ، صدای شخصیتها رابجای صحبت ، باموسیقی بیان می کند. اوبرای هرشخصیت ، یک زبان موسیقیائی طراحی کرده وازقالب طنز وموزیکال برای بیان مفاهیم عمیق اجتماعی وسیاسی استفاده کرده است. اپرا ازهمان پردۀ نخست ، پربرخورد وملتهب است. نمایشنامۀ بومارشه که اپرای عروسی فیگارو براساس آن ساخته شده ، اضمحلال اشرافیت حاکم رابه تصویر می کشد وبرای آنزمان ، حاوی پیامی انقلابی بود. دریکی ازدیالوگها ، خدمتکار فیگارو شخصیت اصلی اپرا ، می گوید که اوبه همان خوبی اربابش است. درسالهای قبل ازانقلاب فرانسه ، این یک سخن کفرآمیز محسوب می شد وآنقدر خطرناک بود که لوئی شانزدهم راواداشت که نمایش این اپرا رامتوقف کند. اما سرانجام عروسی فیگارو پس از کش وقوسهای فراوان ، به روی صحنه رفت ونخستین اجرای آن درپاریس ، منجربه شورشی شد که سه کشته برجای گذاشت. این حادثۀ کوچک نشاندهندۀ آن بود که جامعۀ فرانسه درآستانۀ انفجارقراردارد. تنها 5 سال پس ازاین حادثه ، زندان باستیل سقوط کرد وبسیاری ازاشراف پرنخوتی که اجرای این اپرا را ازنزدیک مشاهده کرده وبه صحنه های آن خندیده بودند ، به گیوتین سپرده شدند. این وظیفۀ تاریخی اپرائی بود که بعدها ناپلئون آنرا "حرکتی انقلابی" نامید.
نوشته ها وآثار هنری فراوانی دربارۀ سالهای منتهی به انقلاب فرانسه خلق شدند اما تعداد کمی ازآنها نوید انقلاب می دادند. یک هنرمند بزرگ ، حتی اگردرک سیاسی بالائی نداشته باشد ، جنبش جاری زیرپوست جامعه را حس می کند وقبل ازآنکه تحول تاریخی آغازشود ، آنرابه نحوی درآثارخود منعکس می نماید. اگرچه موتسارت به مفهوم سیاسی انقلابی نبود اما ، فرزند زمان خود بود. اومحصول دوران روشنگری (Enhightenment) بود ولذا ، می توانست شرائط عمومی دوران خود رادرک کرده وآنرادرآثار خویش منعکس نماید. موتسارت دربطن یک جامعۀ شورشی زندگی می کرد که با روحیۀ طغیانگر او سازگاری داشت. لذا کینۀ او نسبت به بی عدالتی وهمدردی اش با ستمدیدگانی که برای احقاق حقوق ، آزادی وزندگی انسانی خود می جنگیدند ، تصادفی نیست وازتجربۀ اودر زندگی واقعی سرچشمه می گرفت. موتسارت که با زندگی در وین پایان قرن هجدهم وفئودالیسم واشرافیت حاکم برآن آشنا بود، ازپیام انقلابی نهفته درمتن اثر بومارشه که آنچنان خشم پسرعموی " ماری آنتوانت " رابرانگیخته بود ، آگاه شد وتصمیم گرفت آنرابه صورت اپرا درآورد. جوزف ازافراد روشنفکر وترقیخواه خاندان سلطنتی محسوب می شد که سرواژ رادراملاک خود لغو کرده وحق آزادی بیان رابه رسمیت شناخته بود وحتی قصد داشت برخی ازمزایای اشرافیت رالغو نماید. جوزف قانونی وضع کرده بود که به زنان اجازه می داد تا درمجامع عمومی ، بدون کرست ظاهرشوند. معهذا پیام عروسی فیگارو ، حتی به مذاق این اشرافزادۀ روشنفکرنیز خوش نیامد.
موتسارت قصدداشت بانوشتن اپرای خود به زبان آلمانی بجای ایتالیائی، فضای اپرا را مردمی سازد اما، نفوذ زبان ایتالیائی درمحافل هنری آنروز ، آنقدرزیاد بود که سرانجام تسلیم شد واپرای خود رابه زبان ایتالیائی نوشت. شاهکاردیگر بومارشه بنام " آرایشگرسویل " (the Barber of Sevile) که قبلاً درقالب اپرائی ایتالیائی به نمایش درآمده وبااستقبال روبرو شده بود ، توجه موتسارت رابخود جلب کرد واوتصمیم گرفت روایتی نو ازآنرا بنام " فیگارو پاسخ می دهد " روی صحنه بیاورد. این اپرا پرازدیالوگهای تهاجمی ومالامال ازتهدید ونزاع است. این اثر درواقع ، اعلان جنگ خدمتکاربه ارباب است. شک نیست که موتسارت به به صحنه های اپرا علاقه مند بود. اپرا ، جامعۀ فئودالی رابه تصویرمی کشید که درآن ، نجبا دست بالا راداشتند وزمینداران بزرگ ، به همراهی زمینداران خرده پا ، بر گردۀ مردم سواربودند. این نجبا ، خود راتافتۀ جدابافته ازمردم می دانستند.موتسارت خود برآمده از طبقۀ متوسطی بود که کمر به خدمت اربابان واشراف بسته بود. اگرچه اویک خدمتکار عالیرتبه محسوب می شد اما بهرحال ، یک خدمتکاربود. مثلاًوقتی موتسارت درخدمت اسقف اعظم سالزبورگ بود ، مجبوربه خوردن غذا زیرپلّه ها ودرکنار دیگرمستخدمین بود. معهذا موتسارت باثروتمندانی که بابت هنرش به او پول می پرداختند، رابطه ای دوستانه داشت – درست مانند تکّۀ استخوانی که جلوی سگ می انداختند. بنابراین صحنۀ شوریدن فیگارو برارباب ، برای موتسارت جذابیتی خاص داشت. وین برای او ، شهرت واعتباربه ارمغان آورد ومتعاقب آن ، آبرو ورفاه ازراه رسید اما ، فقر وبدهی هیچگاه گریبان اوراتاآخرعمررها نکرد. اوبشدت به موفقیت فیگارو نیاز داشت وخوش شانس بود که جوزف سرانجام به نمایش اپرارضایت داد. معهذا خرده بوروکراتها واصحاب قضا ، تمام توان خود رابرای توقف اجرای اپرابه کارگرفتند اماسرانجام اپرادر مه 1776 بروی صحنه رفت. درآن زمان ، جوزف برسرپرداخت مالیات وبرخی مسائل دیگر ، بااشراف درگیربود ومی خواست چهره ای مردمی ازخود ارائه دهد. معهذا اپرا ، فقط 9 باربه اجراء درآمد ومتوقف شد.
اگرچه عروسی فیگارو یک کمدی است اما حاوی پیامی بسیارمهم می باشد: مخالفت باخودکامگی شخصی واجتماعی ونیزجهتگیری جنسیتی علیه زنان ! هررژیم اجتماعی که بیش ازحدّ عمرکند ، باید به زیر کشیده شود. این پیام فیلسوفانی چون هگل وشعر انقلابیون فرانسه بود. این پیام دراغلب صحنه ها ودیالوگهای عروسی فیگارو احساس می شود وبه گوش می رسد. مبارزه باخودکامگی که پیام اصلی عروسی فیگاروست ، ازچند طریق انجام می گیرد. یک راه این است که خودکامگان رابه گیوتین بسپارند (1993-1789) وآنجائیکه این روش ممکن نیست ، باید آنها رابه باد تمسخر گرفت – کاری که موتسارت باعروسی فیگارو به بهترین شکل انجام داد. دردورانی که هنوز اپرا ، هنرنخبگان تصورمی شد ، عروسی فیگارو توانست این اربابان هنررابه سخره بکشد. اپرا درآن زمان ، مانند موزیک پاپ دردورام مابود. کسانی که نمی توانستند به دیدن آن بروند ، موسیقی آنرا زیرلب ترنّم می کردند. شش ماه پس از نخستین اجرای عروسی فیگارو در وین ، این اپرا در پراگ نیزروی صحنه رفت و بااستقبالی بزرگتر روبرو شد.
شاهکار دیگراپرائی موتسارت " دون ژوان " (Don Givanni) است- داستان اشرافزاده ای که علیه امتیازات اجتماعی وهنجارهای اخلاقی دوران خویش می شورد. عناصری ازآنارشیسم دراین اپرابه چشم می خورد. درانتهای اپرا ، خدمتکار ارباب خود راترک می کند واورا درمیان آتش جهنم تنها می گذارد. معهذا درانتهای پردۀ چهارم عروسی فیگارو ، همه چیزبه خیروخوشی تمام می شود – کنت وکنتس باهم آشتی می کنند وهمه چیزختم به خیرمی شود. درعین حال تماشاگربه خوبی می داند که کمدی باید پایانی خوش داشته باشد اما این خوشی ، ربطی به زندگی واقعی ندارد. آشتی موقّت میان طبقات متخاصم اجتماعی ، دیری نمی پاید وکنت پس ازمدتی ، دوباره به دنبال پیشخدمت زن روان می شود.
هرمبارزه ای اوج وحضیض دارد وآتش هرجنگی ممکن است باآتش بس موقت خاموش شود. درابتدای انقلاب فرانسه ، شوروشوق همگانی برگرایشات طبقاتی فائق آمد. گوئی حتی شاه وملکه نیز لباس انقلاب به تن کرده بودند.گوئی توهّم برادری همگانی ، برتمایزات طبقاتی فائق می آید وذهن کل جامعه رامشغول خود می کند. اما مانند هر رویای دیگر ، این رویا نیزبا فرارسیدن صبح ، رنگ می بازد. گوئی آخرین پردۀ فیگارو ، به اولین پردۀ انقلاب فرانسه پیوند می خورد. حوادث سالهای 1793-1789 ، توهمات رانقش برآب کرد. جهان کهن ، به همراه رسوبات قرن ، به ذباله دان تاریخ سپرده شد. البته راه این انقلاب ، باتلاشهای اصلاح طلبانه کم وبیش ادامه یافت. این مسیر ، بارها وبارها درطول تاریخ طی شده است که گزارش گونه ای ازآن را می توان درکتاب " رژیمهای باستانی وانقلاب فرانسه " نوشتۀ " الکسی دوتوکویل " یافت.
موتسارت درسال 1791 دراثرابتلاء به یک بیماری همه گیر درگذشت ودرمحلی ناشناس به خاک سپرده شد. اگرچه گور موتسارت ناشناخته ماند اما نامش قرنها ورد زبان مردم جهان باقی ماند درحالیکه نام اربابان اشرافی اش مدتهاست که ازیادها رفته است. امروزه سالنهای باشکوهی چون " متروپولیتن " نیویورک ، "رویال اپرا" لندن ، تئاترملی پاریس ، وتئاترمسکو ، اجراهائی ماندگار ازاپرای عروسی فیگارو راشاهد بوده اند. اپرای عروسی فیگارو همچنان زنده است وهربار بااجرائی تازه ، درقلب اپراها ، دراندیشه ها ودرسالنهای مجلل وباشکوه ، نفسی تازه می کشد وجانی تازه می گیرد. عروسی فیگارو درفروردین 1396 توسط ارکسترسمفونیک تهران برهبری " شهرداد روحانی " به اجراء درآمد.
منابع ومآخذ
1)the Marriage of Figaro VS Barber of Servile , www talkclassical.com
2)انقلاب فرانسه وارزشهای ماندگار ، www.kar-online.com
3)ف.م.هاشمی ، فیگارو وانقلاب فرانسه ، www.fmohammadhashemi.blogfa.com
4)the Marriage of Figaro ,Wolfgang Amadeus Mozart , www.laphi.com
5)Wolfgang Amadeus Mozart , www.nac-cna.ca
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037