بازخوانی سناریوی حمله ی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران

   دراواخردهه ی 1960 ،آمریکا حمله به تاسیسات اتمی چین را بطورجدی مورد بررسی قرارداد اما سرانجام ازآن منصرف شد.بهانه ی حمله ی آمریکا به عراق واشغال آن نیز وجود سلاحهای کشتارجمعی دراین کشوربود.اکنون نیزحمله به تاسیسات اتمی ایران موردبحث قرادارد.بلندپروازیهای اتمی ایران دردودهه ی اخیر،پیوسته مورد بحث مجامع جهانی بوده واسرائیل نیزبه کرات برمخالفت خود باایران هسته ای تاکید ورزیده است.این کشوربارهااعلام کرده که به هروسیله ی ممکن(ازجمله نظامی)مانع ازدستیابی ایران به سلاح اتمی می گردد. رهبران اسرائیل درچهارچوب این استراتژی،طرح های مختلفی رابرای حمله ی نظامی به تاسیسات هسته ای ایران تنظیم کرده اند.اغلب این طرح ها،باجمعبندی تجربه ی حمله ی 7 ژوئن 1981 جنگنده های اسرائیل به نیروگاه اتمی دردست احداث عراق در"اوسیراک" تنظیم گردیده اند.دراین حمله،جنگنده های (اف 15) و(اف 16)اسرائیل،نیروگاه اوسیراک راباخاک یکسان کردند وسالم به پایگاههای خود بازگشتند.اسرائیل،این حمله راموفقیتی بزرگ برای خود اعلام کردند.ازآن زمان تاکنون،بیش ازسه دهه گذشته وطی این سالها،نیروی هوائی اسرائیل برتوان خویش تاحد قابل ملاحظه ای افزوده است.اما تاسیسات اتمی ایران،بانیروگاه اوسیراک قابل مقایسه نیست وبسیاردست نایافتنی ترازآن می باشد.

    برخی محافل دراسرائیل معتقدند،ازآنجائی که ایران درکنارتاسیسات اعلام شده ی اتمی خویش،یک برنامه ی سری هسته ای رانیزدنبال می کند،لذا،حمله به تاسیسات این کشور،مشکلی راحل نمی کند.اما برخی دیگرمعتقدند که برنامه ی هسته ای ایران،ازهمان ابتداسری بود وجهان تاسال 2002 ازآن اطلاع نداشت لذا،منطقی نیست که این کشوربطورهمزمان دوبرنامه ی سری رادنبال نماید.ایران امیدواربود که برنامه ی هسته ای اش هیچگاه فاش نشود،اماچنین نشد.تاسیسات اتمی این کشور،بویژه تاسیساتی که به کارتبدیل وغنی سازی اورانیوم مشغولند،پیشرفته ترین ومهمترین بخش ازبرنامه ی هسته ای ایران می باشند که به نظراسرائیل،نابودی آنها، تولید سلاح هسته ای را(علنی یاغیرعلنی) متوقف می نماید.براین اساس،اسرائیل ازاوائل قرن حاضرتاکنون، سه سناریو برای حمله به ایران طراحی کرده است:حمله ی مستقیم به تاسیسات اتمی، حمله ی گسترده به تاسیسات نظامی واتمی، و حمله ی همه جانبه به قصد براندازی رژیم.نگارنده قصد دارددراین نوشتار،بامراجعه به اسناد منتشره دراسرائیل ورسانه های بین المللی،فقط به بررسی سناریوی اول،یعنی حمله به تاسیسات اتمی ایران بپردازد ودومقوله ی دیگررابه فرصتی دیگرموکول نماید.

    به نظراسرائیل،حمله به تاسیسات اتمی ایران،پیامدهای گسترده ی سیاسی وغیرسیاسی دارد واحتمالا باپاسخ نظامی ایران روبروخواهد شد.سئوال اصلی این است که باتوجه به پیامدهای این حمله،وصرفنظرازخوب یابد بودن آن، اصولاانجام چنین حمله ای امکانپذیراست؟برای پاسخ به این سئوال،نخست باید توجه داشت که حمله به تاسیسات اتمی ایران،باحمله به اوسیراک تفاوت فاحش دارد.دولت "مناخم بگین"، اندکی پس ازروی کارآمدن درسال 1977 بحث درباره ی تاسیسات اتمی عراق راآغازکرد وطی چهارسال بعد،آنرابه انجام رسانید.طی این سالها،موساد،سازمان امنیت اسرائیل،سعی کردباخرابکاری درطرح مزبور،آنراازکار بیاندازد اماموفق نشد.سرانجام وقتی دراکتبر1980 موساداعلام کرد که راکتوراوسیراک درحال سوخت گیری است وعن قریب فعال می شود،بگین دستورحمله به آنراصادرکرد.پس ازماههاتدارک،16 جنگنده ی اسرائیلی شامل 8 جنگنده ی (اف 15) و8 جنگنده ی(اف 16) ازپایگاه هوائی "اتزیون" واقع در بخش اشغالی صحرای سینا،به پروازدرآمدند وباپروازدرارتفاع پائین،ازخلیج عقبه وشمال عربستان عبورکرده وواردخاک عراق شدند.درحالیکه جنگنده های (اف 16) مشغول بمباران اوسیراک بودند،جنگنده های(اف 15) به گشت زنی پرداختند تاباحمله ی احتمالی جنگنده های عراقی مقابله کنند.جنگنده های اسرائیلی،پس ازانجام عملیات،اوج گرفته وباعبورازاردن درارتفاع بالا،به پایگاههای خود باز گشتند.

   فقط اسرائیل از عملیات اوسیراک درس نگرفت.ایران نیزدراحداث تاسیسات اتمی خود،تجربه ی اوسیراک ونیز تجربه ی حمله ی اسرائیل به تاسیسات اتمی سوریه رادرسالهای بعد،مدنظرقرارداد.تاسیسات اتمی ایران بسیار بزرگ،به خوبی استتارشده ودرسراسرکشور پراکنده شده است.به نظراسرائیل،این تاسیسات قادراند ایران راازچند طریق به سلاح اتمی برسانند.محورتاسیسات اتمی ایران راپروژه ی غنی سازی اورانیوم وپروژه ی تولید آب سنگین تشکیل می دهد.پروژه ی اول قادراست ازطریق تولید اورانیوم بسیارغنی شده ایران رابه سلاح اتمی برساند وپروژه ی دوم نیزمی تواندازطریق تولید پلوتونیوم وبازفرآوری آن،به این هدف نائل گردد.پروژه ی اول،بسیارپیشرفته ترازپروژه ی دوم است ولذاازاهمیت بیشتری برای اسرائیل برخوردارمی باشد.تاسیسات اتمی اعلام شده ی ایران عبارتنداز: نیروگاه آب سبک بوشهر،معادن اورانیوم،پروژه ی غنی سازی وتبدیل اورانیوم(یو سی اف)،پروژه ی تولید سوخت اتمی،وپروژه ی تولید آب سنگین ونیروگاه آن. البته باید به این تاسیسات،مجتمع زیرزمینی"فوردو" وتاسیسات "پارچین" رانیزافزود که اخیراجهان ازوجودآنهامطلع گردیده است.به نظراسرائیل،هنوزایران علیرغم برجام،برخی پروژه های کوچک ترتحقیقاتی رادرزمینه ی بازفرآوری پلوتونیوم،غنی سازی لیزری وتولید فلزاورانیوم،بطورمخفیانه دنبال می کند.ایران،تاسیسات اتمی خودراآنچنان درسطح کشورتوزیع کرده که دستیابی به همه ی آنها به آسانی میسرنیست.ازآنجائی که اسرائیل به خوبی ازاین امرآگاه است ومی داند که نابودی تمامی زیرساخت اتمی ایران ممکن نیست لذا،نابودی حلقه های اصلی این زیرساخت رادردستورکارقرارداده است. به نظراسرائیل، مجتمع اتمی ایران دارای سه حلقه ی اصلی است:تاسیسات تولید کننده ی مواد قابل گداخت وتبدیل اورانیوم دراصفهان(یوسی اف)، تاسیسات عظیم غنی سازی اورانیوم درنطنز،وپروژه ی تولید آب سنگین وراکتورتولید پلوتونیوم دراراک . ازآنجائیکه نیروگاه آب سبک بوشهر نقشی درفرآیند تولید سلاح اتمی ندارد،لذا دراهداف مورد نظراسرائیل گنجانده نشده است.معهذا ازنظراسرائیل،نابودی نیروگاه بوشهربه آسانی میسربوده وباشلیک موشک کروز اززیردریائی های این کشور،حاصل می شود.

   حمله به تاسیسات تبدیل اورانیوم(یو سی اف)اصفهان،بسیاردشواراست زیرامقادیرزیادی اورانیوم دراین مجتمع انبارشده که حمله به آن، تشعشعات اتمی رادرکل منطقه پراکنده می سازد.حمله به این مجتمع که درمجاورت شهربزرگ اصفهان قراردارد،می تواند پیامدهای فاجعه باری داشته باشد.وظیفه ی اصلی مجتمع یو سی اف ،تولید هگزافلورید اورانیوم برای تزریق به سانتریفیوژهای مجتمع نطنز ،واکسید اورانیوم برای پروژه ی اراک می باشد. مشکل دیگردررابطه با حمله به مجتمع مزبور،این است که تاسیسات این مجتمع شامل دوبخش زیرزمینی وروزمینی می باشد.این مشکل،درتاسیسات نطنز نیزوجوددارد که بخشی ازآن زیرزمینی است.تاسیسات فوردونیز زیرزمین ودردل کوه بناشده است.قراربود مجتمع اراک سالیانه 16 تن آب ینگین برای مصرف در دوراکتوردردست احداث  تولید نماید که برجام این طرح رانیمه تمام گذاشت.ایران تاقبل ازبرجام قصدداشت تاسیسات بازفرآوری اورانیوم رانیز دراراک احداث نماید که برجام نقطه ی پایانی برهمه ی این طرح هاگذاشت.برنامه ی هسته ای ایران، عناصردیگری نیزدارد که دراین بحث نمی گنجد وفقط وجود این سه حلقه برای تولید سلاح اتمی ضروری است که ازمیان آنها،اهمیت مجتمع نطنز بیشترازدوحلقه ی دیگر است.

   به نظراسرائیل، دسترسی به این سه حلقه،اکنون برای نیروی هوائی این کشورمیسرگردیده است زیرااین نیرو طی سه دهه ی اخیر ، دو تحول عمده راازسرگذرانده است:اول دقت درهدف گیری،ودوم گسترش دامنه ی نفوذ درعمق .به نظرکارشناسان نظامی اسرائیل،برخلاف حمله به اوسیراک که باپروازدرارتفاع پائین میسرگردید،هدف قراردادن تاسیسات اتمی ایران،بایدازارتفاع بالا،به کمک سیستم موقعیت یاب جهانی(جی پی اس) و بمب های هدایت شونده ی فوق سنگین لیزری صورت گیرد.ازسوی دیگر،حمله به تاسیسات مستحکم و زیرزمینی ایران،ابزارهائی رامی طلبد که درحمله به اوسیراک،یاموجود نبود ویاازآنها استفاده نشد.بمب های نفوذ کننده به عمق موانع بتونی وزیرزمینی،که هریک 5000 پوند وزن دارند وتوسط لیزرهدایت می شوند،ازجمله ی این ابزارها می باشند.بعلاوه،اسرائیل دو واحد ویژه نیزبرای این عملیات تربیت کرده است.یکی واحد تعیین هدف لیزری(معروف به واحد5101) ودیگری واحد ارزیابی میدانی خسارات(معروف به واحد5707) . این دو واحد،باید قبل ازعملیات،بهمنطقه نفوذ کرده ودرآنجا مستقرشوند. حضوراین واحدها،هم هدف گیری دقیق تر وبرآوردصحیح میزان خسارات وارده راامکانپذیر می کند وهم ادامه ی عملیات رادرشرائط نامساعد آب وهوائی میسرمی سازد.به نظراسرائیل، نطنز مهمترین ودرعین حال دشوارترین هدف می باشد.تاسیسات نطنز، متشکل ازدوسالن بزرگ به مساحت تقریبی 25000 تا32000 مترمربع است که 8 تا 23 متر زیرزمین قراردارند. این سالن ها،توسط چندین لایه ی بتونی محافظت می شوند.این ویژگی،نطنزرابه هدفی دشواربرای جنگنده های اسرائیل تبدیل می کند.آنهابرای دستیابی به این هدف،باید ازبمب های فوق سنگین نفوذکننده و لیزری(بلو113 ) استفاده نمایند واگریک بمب کفایت نکرد،بمب بعدی رادقیقا درحفره ای که بمب اول ایجاد کرده بیاندازند.ازاین طریق می توان مستحکم ترین تاسیسات زیرزمینی رانیز نابودکرد.هریک ازاین بمب ها قادراست 8 متربه داخل زمین و2 تا3 متربه داخل بتون مسلح نفوذ کند.براساس برآورد کارشناسان اسرائیل،با سه بمب (بلو113) می توان تاسیسات نطنزراکاملا نابودکرد.براین اساس،برای نابودی بخش روزمینی تاسیسات نطنز،دوبمب(بلو113) کافی است.تاسیسات یو سی اف اصفهان که کاملا برروی زمین بنا شده،به آسانی قابل دسترسی است.این مجتمع که 180 مترطول و40 تا80 مترعرض دارد،بااستفاده ازبمب های سبکتر(بلو109)قابل تخریب است.وبالاخره مجتمع اراک که ازدومجموعه تشکیل می شود.یکی تاسیسات مربوط به آب سنگین که دارای 3 برج بلند و9 برج کوتاه می باشد که دردوردیف 80 متری پشت سرهم قرارگرفته اند که 30 مترعرض دارد.برای هدف قراردادن این مجتمع نیز استفاده ازبمب های سبکترلیزری کفایت می کند. ودیگری نیروگاه آب سنگین اراک است که باحداکثر 4 بمب هدایت شونده ی لیزری قابل انهدام می باشد.

   سه دهه پس از عملیات اوسیراک،برعمق نفوذ جنگنده های اسرائیل افزوده گردیده است. اسرائیل درسال1985 درحمله به مقر سازمان آزادیبخش فلسطین درتونس، ازجنگنده های (اف 15) استفاده کرد که برای انجام این عملیات 400 کیلومتر پروازکرده ودرآسمان سوختگیری نموده بودند.امانیروی هوائی اسرائیل اکنون ازجنگنده های (اف151-اس) و آاف – 161 –اس) که برای حمله به اهداف واقع درعمق سرزمین دشمن ساخته شده اند،استفاده می کند.این جنگنده ها مجهزبه باک یدک بنزین هستند که پروازطولانی ترآنهاراامکانپذیرمی سازد.(حدود1700 کیلومتر).اماهنوز حمله به اهداف واقع درعمق خاک ایران،مستلزم سوختگیری درآسمان است.به نظرکارشناسان اسرائیل،جنگنده های این کشور دردسترسی به اهداف خوددرایران،بادفاع ضدهوائی  محکمی روبرو نمی شوند.دفاع ضد هوائی ایران متشکل ازهواپیما های جنگنده،موشکهای زمین به هوا وتوپخانه ی ضد هوائی است که همه بسیارکهنه وناکارآمدند.معهذا درسالیان اخیر،ایران  تلاش کرده است باخریدتجهیزات روسی،چینی وکره ای،تجهیزات آمریکائی قدیمی خودرامدرنیزه نماید.نیروی هوائی ایران اکنون 50 فروند جنگنده ی پیشرفته ی میگ 29 دراختیاردارد واخیرانیزموشکهای پیشرفته ی (اس300) رابرای دفاع ازحریم هوائی خود بکارگرفته است.نیروی هوائی ایران درنبرد بانیروی هوائی اسرائیل،ازدو مزیت بزرگ برخورداراست.اول اینکه هواپیماهای ایران درمجاورت پایگاههای خود عملیات میکنند ولذا مشکل سوخت گیری مجدد ندارند.دوم اینکه جنگنده های ایرانی متکی به سیستم رهگیری زمینی می باشند که به آنهاامکان  غافلگیری دشمن رامی دهد.شاه بیت سیستم دفاع دفاع ضدهوائی ایران،موشک آمریکائی " هاوک" می باشد که اسرائیل نیزبه آن مجهزاست ولذا ازنقاط ضعف وقوت آن بخوبی مطلع بوده وازنحوه ی مقابله ی الکترونیک باآن به خوبی آگاه است.جنگنده های اسرائیل باپروازدرارتفاع بالاتر ازپنجهزارمتروانجام عملیات ازفاصله ی بیش از ده کیلومتر،خواهند توانست سیستم دفاع ضد هوائی ایران رافلج کنند.اگرچه دریافت سیستم جدید ضد هوائی (اس 300) می تواند برای نیروی هوائی اسرائیل قدری دردسرساز گردد.

   نیروی هوائی اسرائیل می تواند ازسه مسیر به ایران حمله کند.اول، حرکت ازفرازمدیترانه باسوختگیری درآسمان وورودبه ایران ازطریق خاک ترکیه . دوم، پروازازفراز اردن و عربستان،یااردن وعراق،باسوختگیری درآسمان وورود به ایران ازطریق خاک عراق. و سوم، عبورازمرز عربستان وعراق باسوختگیری برفرازخلیج فارس وورود به خاک ایران ازجنوب این کشور.درهرحال،هواپیماهای اسرائیل برای دسترسی به ایران،باید بطورمتوسط 2200 کیلومتررادرهرمسیر طی کرده وسوختگیری درآسمان را که دراین منطقه ازجهان، عملیاتی بسیارخطرناک محسوب می شود،انجام دهند.ازآنجائیکه هواپیماهای تانکردربرابر حمله ی دشمن بسیارآسیب پذیرند،لذا سوختگیری برفرازآبهای بین المللی،مزیتی به شمارمی رود که بایددرانتخاب مسیرحمله،مد نظرقرارگیرد.درمیان سه مسیرفوق، مسیر اردن – عراق، با1750 کیلومتر کوتاهترین مسیر می باشد که البته مستلزم سوختگیری برفراز خاک عراق  می باشد.اگرچه همه ی اینمسیرها،بامخاطرات عملیاتی ودیپلماتیک روبروهستند اماهیچیک غیرممکن نمی باشد.مثلا سوختگیری برفرازخلیج فارس،عراق یاعربستان،بسیارخطرناک می باشد،اماغیرممکن نیست.همچنین عبورازخاک ترکیه،باتوجه به  جهتگیری دولت فعلی این کشور،ممکن است با مناقشه ی دیپلماتیک همراه گردد اما عبورکوتاه وسریع ازخاک این کشور،امکانپذیرمی باشد.درهرحال، 25 جنگنده ی( اف 151 –اس) و25 جنگنده ی (اف161 –اس) برای این حمله درنظرگرفته شده اند.درحمله به اوسیراک،جنگنده های اسرائیل فقط با توپخانه ی ضدهوائی مستقردرحوالی این مجتمع روبروگردیدند اما آنهادرحمله به ایران،این قدر خوش شانس نخواهند بود.البته میزان آمادگی وتوانائی پرسنل وتجهیزات نظامی ایران،دقیقا مشخص نیست وآنچه براین ابهام می افزاید،نحوه ی پاسخ ایران به حمله ی اسرائیل می باشد.

   همین ابهامات موجب گردیده اند که حمله به تاسیسات اتمی ایران تاامروزبه تاخیربیفتد.اگر چه به گفته ی مقامات اسرائیلی،پروژه ی مزبور همچنان روی میزاست.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com