ماکسیم گورکی 150 ساله شد

   اوراپدررئالیسم سوسیالیستی وبزرگترین نویسنده ی پرولتاریائی تاریخ شوروی دانسته اند. " ماکسیم گورکی" یکی ازنامدارترین نویسندگان درتاریخ ادبیات جهان است که اکنون 150 ساله شده ونگارنده قصددارد به همین مناسبت، نگاهی گذرا به زندگی پرماجرا ودرعین حال پرافتخاراوبیاندازد.

    "الکسی ماکسیمویچ پشکوف" در28 مارس 1868 در"نیژنی نوگورود" متولدشد وازسال 1892 ،زمانی که دریک روزنامه ی چاپ تفلیس قلم می زد، نام مستعار"ماکسیم گورکی" را برای خویش برگزید که به زبان روسی به معنی "آدم تلخ" است.گورکی ازسن 8 سالگی شروع به کارکرد واغلب توسط کارفرمایانش مورد بدرفتاری وتنبیه بدنی قرارمی گرفت.اودراین دوران،همیشه گرسنه وبرهنه بود وبه ظرفشوئی وجاشوئی درقایق های ولگا می پرداخت.تااینکه یکی ارکارفرمایانش اوراتشویق به خواندن کتاب کرد: بذری که سالها بعد به بارنشست ونویسنده ای بزرگ راخلق کرد.گورکی تاسن 11 سالگی،تحت آموزش نامنظم قرارداشت که ازقضه های رومانتیک وآموزه های مذهبی مادربزرگش الهام می گرفت.گورکی معتقد است که داستانهای مادربزرگ، قوه ی تخیل وی رابیدارکرد. برای گورکی که تنبیه بدنی وبدرفتاری صاحبکارراتحمل می کرد،داستانهای سرشارازمهربانی و عاطفه ی مادربزرگ،روزنه ای روبه امید بازمی کرد.معهذا،اوکه دراین ایام درغازان به عنوان نانوا،جاشو، ونگهبان شب کارمی کرد،باچنان مصائبی روبرو شد که تصمیم به خودکشی گرفت که البته ناموفق ماند.گورکی سپس تصمیم گرفت کشورراباپای پیاده طی کند وبه مدت 15 سال به اقصی نقاط روسیه سفرکرد وبرای امرارمعاش به هرکاری تن داد.او بویژه درمناطق جنوبی روسیه،به پست ترین کارها پرداخت.بخش عمده ی آثارادبی گورکی ازهمین دوران تاثیرپذیرفته است.او دراین سفرها،بادردها و مشقات زندگی مردم عادی روسیه آشنا شد وسپس آنها را دربرخی آثاربرجسته ی خود چون"دراعماق" و "دانشکده های من"به تصویرکشید.گورکی درآثارخود به توصیف اقشارپائین دست جامعه وحاشیه نشینان می پردازد ومی کوشد ازلابلای شرائط دشوار،وحشیانه و تحقیرآمیز، درخشش جرقه های انسانیت رادر این مردمان به تصویربکشد.

    گورکی سرانجام درتفلیس گرجستان رحل اقامت افکند ودرآنجاداستانهای کوتاه خویش رامنتشرنمود.باانتشارداستان کوتاه " چلکاش" دریک نشریه ی معتبرادبی سن پطرسبورگ، نام گورکی برسرزبانهاافتادوداستان" 26 مرد ویک زن" نام اورادرردیف برترین نویسندگان روس همچون "لئو تولستوی" و"آنتوان چخوف" قرارداد. درسال 1906 ماکسیم گورکی به آمریکادعوت شد ودرآنجا رمان " مادر" رادریک مجله ی ادبی منتشرکرد که سال بعد به زبان روسی ترجمه ومنتشرگردید.این رمان،نشاندهنده ی روحیه ی انقلابی وناآرام گورکی بود.

    درسالهای منتهی به انقلاب اکتبر،گورکی به صف بلشویکها پیوست اماباانتقاد ازبرخی روشهای حکومت نوبنیاد،برای مدتی به حاشیه رانده شد وبخش عمده ی سالهای دهه ی 1920 رادر"سورنتو" ی ایتالیا سپری کرد.گورکی درهمینجا اتوبیوگرافی سه گانه ی خودرا تحت عنوان "دانشکده های من" به پایان رساند وچندین داستان کوتاه دیگررانیزبه نگارش درآورد. طی این سالها،گورکی درویلای خود کتاب می نوشت،بامتفکرین ونویسندگان روس وغرب دیدارمی کرد وباشخصیتهای مشهوری چون "استفن تسوایگ" و"اچ. جی. ولز" مکاتبه می نمود.تااینکه درسال 1932 استالین ازگورکی دعوت کرد که به میهن بازگردد.او گورکی را دوست واقعی بلشویکها می دانست ولذا، خودشخصا ازاوبرای بازگشت به روسیه دعوت بعمل آورد و پس ازورود، نشان لنین راکه برترین نشان غیرنظامی روسیه بود به اوتقدیم کرد.یکی ازخیابانهای مرکزی مسکو وپارک ساحلی رودخانه ی مسکو نیز "گورکی"نامگذاری گردید که هنوزبه همین نام باقی است.

     بین سالهای 1918 تا1933 ،ماکسیم گورکی پنج بارکاندید دریافت جایزه ی نوبل گردید که هربار،وابستگی اوبه حکومت شوراها مانع ازدریافت این جایزه گردید.اما تکرار کاندیداتوری وی،خود گواه اعتباروحیثیت گورکی درسطح جهان بود.سرانجام ماکسیم گورکی درسال 1936 به بیماری ذات الریه درگذشت وپس ازمرگ،مغز وی ازبدن خارج وبه رسم یادگاری،درکنارمغز لنین،مایاکوفسکی وشخصیتهای برجسته ی سیاسی وفرهنگی شوروی، درانستیتوی اعصاب مسکو قرارداده شد.این نویسنده ی بزرگ ،زندگی خویش راوقف کارگران وپیروزی کمونیسم کرد.درجستجوی نان،آدم بیکاره،یک اعتراف، تجارت آرتامانوف، درجهان،ییلاق نشینان، فرزندان خورشید،بربرها،دشمنان،آخرین ها،ماکارچودرا، سرزمین اندوه،چلکاش،مادر،دراعماق،زندگی ماتوی کوژمیاکین،اتوبیوگرافی دوران کودکی،دانشکده های من، ودهها داستان کوتاه،بلند ومقاله ی دیگر،ازجمله میراث برجای مانده ازماکسیم گورکی است که اغلب آنهابه فارسی ترجمه شده اند.

fmohammadhashemi@yahoo.com

www.fmohammadhashemi.blogfa.com