نخستین دانشجوی ایرانی در کمبریج
نخستین دانشجوی ایرانی درکمبریج
بیش ازدویست سال قبل،نخستین گروه ازدانشجویان ایرانی برای تحصیل راهی اروپاشدند. وظیفه ی این گروه ، که به فرمان عباس میرزا ولیعهد وعیسی قائم مقام وزیر فرهیخته ی اوبه اروپا گسیل شدند،آموختن علوم جدیدی بود که پس ازانقلاب صنعتی دردانشگاههای اروپائی تدریس می شد.بدین ترتیب،شش دانشجوی جوان ایرانی در19 آوریل 1815 (1230 قمری)راهی انگلیس شدند وچهارسال بعد،پس ازآموختن زبانهای انگلیسی وفرانسه وآموزش فن چاپ وحکاکی،درسال 1324 قمری به ایران بازگشتند.
دانشجویان ایرانی،پس ازورود به انگلیس،درمنازل اجاره ای لندن ساکن شدند.آنها بهت زده به محیط اطراف می نگریستند وازاینکه شبها زنان ومردان گروه گروه باقایق ازرودخانه ی تایمز عبورکرده ودرتماشاخانه ها گردهم می آمدند تا تئاترتماشاکنند،شگفت زده می شدند.در این زمان،لندن ازخبرشکست ناپلئون درواترلو غرق درشادی بود.باگذشت هفته ها وماههاازورود دانشجویان ایرانی به لندن،آنهارفته رفته به وظیفه ی دشوار خویش پی بردند. جوانان ایرانی که هیچ شناختی ازاروپانداشته وحتی زبان انگلیسی نیزنمی دانستند،بادشواری های فراوان روبروشدند.درآن زمان،هنوزفرهنگ لغت فارسی – انگلیسی وجود نداشت واین، کاررابرای دانشجویان ایرانی مشکل ترمی کرد.سرانجام،پس ازکش وقوس های فراوان،یکی ازایرانی ها بنام "میرزاصالح" برای تحصیل وارد کالج کمبریج شد.ازآنجائیکه هنوزکاتولیک ها اجازه ی تحصیل دردانشگاههای انگلیس رانیافته بودند،ورود ایرانیان مسلمان به دانشگاه لندن،موجب بهت وحیرت مردم این کشور گردید.آنچه براین شگفتی افزود،تعیین یک انگلیسی بنام "ساموئل لی" به عنوان میهماندارمیرزاصالح بود." لی" یک پروتستان متعصب بود که وظیفه ی خودرامسیحی کردن مسلمانان می دانست ولذا،رابطه ی نزدیکی باانجمن میسیونری انگلیس برقرارکرده بود.این انجمن که درسال 1799 تاسیس شده بود،به سرعت به محور جنبش میسیونری کمبریج تبدیل شد.اما هدف لی فقط مسیحی کردن میرزاصالح نبود بلکه او قصدداشت ازصالح برای ترجمه ی انجیل به فارسی استفاده کند.باتوجه به گستردگی زبان فارسی درایران،هند،افغانستان وآسیای میانه،ترجمه ی انجیل به فارسی ازاهمیتی فراوان برای انگلیس برخورداربود.شاید یکی ازعلل دعوت از میرزاصالح به کمبریج نیزهمین بود.
بتدریج صالح به لی علاقه مند شد.لی حتی فکرنمی کرد که روزی استاددانشگاه کمبریج شود اما علاقه ی وی به زبان،راه موفقیت رابه روی اوگشود.همین خودساختگی،صالح را شیفته ی لی کرد واودرخاطراتش به کرات از لی به نیکی یاد می کند.باحمایت لی،صالح وارد کوئین کالج لندن شده ودرکنارافراد سرشناسی چون "ویلیام مندل" و " آیزاک میلنر"شیمیدان معروف قرارگرفت که درآن زکان ریاست این کالج رابرعهده داشت.صالح به اطراف واکناف انگلیس سفرکرد تابه کتابخانه های معتبراین کشوردسترسی پیداکند.بیش ازهمه،کتابخانه ی "ورن" درکالج ترینیتی توجه وی راجلب کردزیرااین کتابخانه،محل تحقیق وتفحص "اسحاق نیوتون" بود که صالح اورا"فیلسوفی که چشم وچراغ انگلیس است" می نامد.
اندکی بعد،صالح به لی درترجمه ی انجیل به فارسی کمک کرد ووقتی صحبت ازاستادی لی دردانشگاه مطرح شد،توصیه نامه ای درتایید وی نوشت که متن آن هنوز دربایگانی دانشگاه موجود است.خاطرات میرزاصالح ونیزاسناد موجوددرآرشیو دانشگاه،نشاندهنده ی رابطه ی بسیارنزدیک میان این دانشجوی مسلمان واستاد مسیحی اوست.طی چهارسال اقامت میرزا صالح ودوستانش درانگلیس،آنهافقط به محیط دانشگاه بسنده نکردند وبرای آشنائی بادستاوردهای عصرروشنگری،به اطراف واکناف این کشورسفرنمودند.صالح درخاطرات خود،تصویری متفاوت ازروابط اسلام وغرب ارائه می دهد که عاری ازمخاصمه ورویاروئی وسرشارازروحیه ی همکاری،عطوفت وانسانیت است.شاید همین نگرش متفاوت به رابطه ی اسلام وغرب،زمینه سازنزدیکی او و لی گردیده باشد.
خاطرات میرزاصالح،درهمان زمانی نوشته شد که " جین آستین" رمانهای معروف خودرابه زبان انگلیسی منتشرمی کرد.خاطرات میرزاصالح،میراث فراموش شده ای است که روابط میان اسلام واروپارادرآستانه ی دوران مدرن به تصویرمی کشد.بهرحال میرزاصالح پس ازآنکه به عضویت فراماسونری درآمد،به ایران بازگشت ودستگاه چاپی راکه باخودبه ایران آورده بود درتبریز به کارانداخت ونخستین روزنامه ی ایران را بنام " کاغذ اخبار" منتشرکرد.اوسپس به استخدام دولت درآمد وپست مترجمی رادرارتباطات میان دستگاه نائب السلطنه ومستشاران انگلیسی مستقردرآذربایجان برعهده گرفت.
www.fmohammadhashemi.blogfa.com