لبنان
درچنگال فرقه گرائی و نئولیبرالیسم

کشور کثیرالمذهب وکثیرالفرقه ی لبنان، تغییرات عمیق اجتماعی اقتصادی راازسرمی گذراند که ممکن است به بازنگری درقانون اساسی این کشوربیانجامد.این جمهوری کوچک مدیترانه ای، درسال1920 به عنوان یک کشورلیبرال دموکراسی مبتنی براقتصاد بازار، متولد شد که درآن مسیحیان دست بالا رادرسیاست واقتصادداشتند.درسال1975 لبنان دچاریک جنگ داخلی شد که 15 سال دوام آورد تااینکه درسال 1989 ، طبق الگوی ترسیم شده در"پیمان طائف" ، دارای سیستم جدیدی گردید که ازآن تحت عنوان "جمهوری دوم" یاد می شود. دراین سیستم،مسلمانان ازقدرت فراوان برخوردار گردیدند وسیاستهای غیرلیبرال دربخش بازسازی کشور، مالیه عمومی، وسیاستهای پولی درپیش گرفته شد.به زودی مقامات عالیرتبه ی حکومتی وسپس تمام دستگاه دولتی لبنان درفساد غرق شد.از17 اکتبر2019، موج جدیدی ازاعتراضات اجتماعی سراسرکشوررا فراگرفت که مبارزه با فساد وبی کفایتی دولتمردان ولغو سیستم طائفه ای درسیستم سیاسی کشور،ازمهمترین مطالبات آن می باشد.این جنبش که تاکنون به تغییرچند دولت انجامیده، کم وبیش ادامه دارد.
شورشهای اخیرلبنان دراعتراض به افزایش مالیات براپیلیکیشن " واتس آپ" شروع شد وبه زودی به دیگرعرصه ها سرایت کرد ولیست بلندبالائی ازمطالبات راشامل گردید.تنهاطی 48 ساعت، صدهاهزارمعترض خیابانهای اصلی شهرهای بزرگ لبنان رااشغال کردند وخواستاربرکناری دولت وبازداشت چهره های شاخص فساد وپارتی بازی گردیدند.ریشه ی این اعتراضات رابایددردودولت رفیق حریری(2004-2000 و 1998-1992) جستجو کرد.اونماینده ی نئولیبرالیسم جهانی در لبنان بود که درواقع سنگ بنای سیستم فاسد وناکارآمد کنونی رابراساس توصیه های نهادهای مالی وسیاسی بین المللی نهاد. تاکنون دهها کتاب وصدها جزوه ومقاله درباره ی رفیق حریری ودولت او منتشرشده که اکثرآنها ازاو چهره ای موجّه وقابل قبول ارائه داده اند. حتی درسال2005 ، یک کتاب 10 جلدی ازبیوگرافی رفیق حریری منتشرشد.به نظر کارشناسان، سیاستهای رفیق حریری ومشی ای که او دربازسازی لبنان دنبال کرد، ضربه ای مرگبار براین کشورواردآورد ولبنان را درمسیری ویرانگرقرارداد.
دیون عمومی سرسام آور وتعمیق شکافهای اجتماعی اقتصادی، ازجمله میراث رفیق حریری درلبنان بود. دوست ودشمن اذعان دارند که بااعمال کنترل بر سیاستگذاریهای ملی ونیزبرنامه ی بازسازی لبنان دردوران پس ازجنگ، رفیق حریری راباید معمار جامعه ی کنونی لبنان دانست وآنچه که ازآن تحت عنوان "حریریسم" یاد می شود، اشاره به همین مطلب دارد.بیوگرافی رفیق حریری، درواقع تاریخ گویای تهاجم نئولیبرالیسم به لبنان است. معهذا، حریری تنها نبود.اوشبکه ای ازکارشناسان مالی، اقتصادی، مهندسی، برنامه ریزی شهری وحقوقی رابه دورخود گردآورده بود وباحمایتهای منطقه ای وجهانی، طرحهای نئولیبرالیستی خود رابه اجراء درمی آورد.دوران زمامداری رفیق حریری درلبنان، دوران تکامل سرمایه داری دراین کشور وحضورپررنگ سرمایه ی کشورهای حوضه ی خلیج فارس دربخشهای عمده ی اقتصاد لبنان بود.حریری نماینده ی مافیای نفتی عرب درلبنان بود.اوکه انجام پروژه های بزرگ وحیثیتی شهری را نشانه ی موفقیت خود عنوان می کرد، یک بنگاه مستغلاتی بنام Solidereتاسیس کرد که دراغلب این پروژه ها حضوری پررنگ داشت.رفیق حریری ، پول ملی لبنان رابه دلاروابسته کرد وارزش آنرادربرابردلار تثبیت نمود.این اقدامات ، به ایجاد یک اقتصاد رانتی درلبنان منجرشد وکشوررادرمسیر فاجعه قرارداد.رفیق حریری یکی ازمقاطعه کاران بزرگ خلیج فارس بود که بتدریج جای خانواده های تجارقدیمی وصاحبان کسب وکاربزرگ لبنان راگرفت.
پس ازجنگ،بازسازی زیرساختهای کشوردراولویت دولت رفیق حریری قرارگرفت و"شورای بازسازی لبنان" طی سالهای 2010-1992، اولویت کارخودرابراحیای شبکه ی حمل ونقل، برق،جمع آوری وبازیافت پسماند،آب آشامیدنی وفاضلاب قرارداد.اما، سیاستهای نئولیبرالیستی دولت حریری ازیکسو وفرقه گرائی ازسوی دیگر،این طرحهاراناتمام گذاشت وموجب حیف ومیل منابع ملی لبنان گردید.حاصل کار، انباشته شدن ذباله ها درخیابانها، عدم دسترسی بخش بزرگی ازمردم لبنان به آب آشامیدنی سالم واستفاده ی آنهاازچاه های شخصی،تانکرهای آب وبهره برداری مستقیم ازذخائرزیرزمینی آب، ومنحصرماندن دسترسی به برق به شش تا 12 ساعت درشبانه روز بود.این وضع،هنوزکم وبیش ادامه دارد.علت این ناکامی راباید دربرنامه ی بازسازی لبنان جستجو کرد که توسط شورای بازسازی این کشورتدوین شده بود.این برنامه، حاوی یک سلسله مکانیسمهای رانتی بود که حریری وتکنوکراتهای همدست او، باپیروی ازمنطق نئولیبرال درتقسیم کارها، ایجاد کردند. رفیق حریری درصدد تقویت ارگانهای مدیریت اقتصادی بود درحالیکه همکاران او، تقویت سیستمهای رفاه بخش دولتی رابااهداف سیاسی دنبال می کردند.حریری، بابه خدمت گرفتن"شورای توسعه وبازسازی" و"بانک لبنان"، طرحهای خودرا تحقق بخشید.درهمین حال، نخبگان سیاسی ورهبران شبه نظامی لبنان، بانفوذ درآژانسهای رفاه بخش، منابع این نهادهارا به سوی اهداف شخصی وگروهی خویش هدایت می نمودند.حاصل این روند،بی نتیجه ماندن فرآیند توسعه ی اجتماعی درلبنان بود.ترکیب برنامه ی دولت رفیق حریری بابرنامه های اجتماعی تحت کنترل نخبگان سیاسی این کشور، به گسترش فقروبیکاری درکشورمنجرشد.زندگی اکثرمردم لبنان، به منابعی وابسته شد که تحت اختیار سیاستمداران قرارداشت.بدین ترتیب، یک اقتصاد حامی پرور مبتنی برفرقه گرائی، درلبنان شکل گرفت که درآن، منابع عمومی کشور توسط سیاستمداران ودرمیان هوادارانشان، توزیع می گردید وبازتولید هویت فرقه ای رادرلبنان موجب می شد.
رفیق حریری، بخش کوچکی از یک گرایش بزرگ جهانی بود.سیاستهای او، به نفع طبقه ی جدیدی ازنخبگان بود.حریری درب لبنان رابرروی سرمایه گذاری خارجی بازکرد وبرای جلب نظرآنها، ارزش پول این کشوررادربرابردلار تثبیت کرد.اما سرمایه گذاران خارجی مدّ نظرحریری، فقط غربی نبودند بلکه عربهای ثروتمند حوضه ی خلیج فارس ولبنانی های ثروتمند مقیم خارج ازکشورنیزبودند.بدین ترتیب، اقتصاد لبنان به سرعت به زائده ی اقتصادی کشورهای خلیج فارس، بویژه عربستان تبدیل شد.برخلاف الگوی آمریکائی که " انطباق حرف برعمل" است، رفیق حریری، لیبرالی سخن می گفت وغیرلیبرال عمل می کرد. وی می گفت، جنگ داخلی موجب بسته شدن درب کشوربرروی جهان خارج گردید واوقصددارد دوباره این درب رابگشاید وکشوررابسوی صلح بااسرائیل هدایت نماید.
اما نئولیبرالیسم حریری، ماهیتی متناقض داشت.اوگفتمان بازارآزادرادرخدمت سیاستهای غیرلیبرال وانحصاری قرارداد. تکنوکراتهائی که درراس نهادهای مهمی چون شورای بازسازی، بانک مرکزی، ووزارت دارائی لبنان قرارگرفتند،توانستند نبض مدیریت اقتصادی لبنان رادرجهت اجرای اهداف غیرلیبرال وانحصاری رفیق حریری بدست گیرند.نخبگان سیاسی رقیب، مانند نبیه بری ، ولید جنبلاط ، و الی حبیقه ، هریک سهمی از برنامه های رفاه بخش دولت بردند وعناصرخودرا دروزارتخانه های خدمت رسان، مانندوزارت بهداشت ووزارت امورعمومی، جاسازی نمودند.دوبرنامه ی اصلی رفیق حریری، بازسازی مرکزشهربیروت وتثبیت ارزش پول ملی اعلام شده بود که اولی ازطریق انتقال حق مالکیت قدیمی به بنگاه مستغلاتی Solidere عملی شد.دخالن دولت درحق مالکیت که ابعاد گسترده ای به خود گرفت، درتاریخ لبنان بی سابقه بود.حق مالکیت منطقه ی تجاری بیروت کاملاً دراختیارشرکت مستغلاتی رفیق حریری قرارگرفت وبجای بازسازی، مستغلات لوکس دراین منطقه سربرآورد واجاره ی واحدهای تجاری سربه فلک کشید. حتی درتاریکترین روزهای جنگ داخلی نیز، بانک مرکزی لبنان ارزش پول ملی رابه حالت شناورنگهداشته بود اما دولت رفیق حریری ارزش پول لبنان رادربرابردلارتثبیت کرد.دخالت دولت دربازارارز، به بی ثباتی گسترده دراقتصاد کلان انجامید.بازارکالاهای مصرفی خدماتی ومواد خام نیزیابشدت توسط دولت کنترل شد ویااینکه به حال خود رها گردید وعرصه کاملاً دراختیارانحصارات قرارگرفت. درتمامی سالهای دهه ی 1990، نخبگان سیاسی لبنان، ازجمله خانواده ی حریری، به دولت فشاروارد می کردند تادارائیهای دولتی رابه بخش خصوصی واگذارنماید تاآنهابتوانند باانحصاری کردن بازار، به سودهای کلان دست پیداکنند.سیاستهای دولت حریری، راه رابرای این فرآیند هموارکرد.حریری هرگزلبنان را به ریشه های لیبرال خود بازنگرداند.معهذا، حریریسم،سرمایه ی کشورهای نفتخیز حاشیه ی خلیج فارس رادرخدمت نئولیبرالیسم لبنان وعلیه نخبگان سنتی رقیب بکارگرفت.
قبل از1975 ، اقتصاد لبنان کاملاًآزادبود.تجارت، لیبرال ارزش پول، شناور وعملیات بانکی، مخفی بود. این ویژگیها، موجب سرازیرشدن سرمایه ی خارجی به لبنان گردید وطی دهه های 1950 و1960 ، لبنان ازاین محل منتفع گردید.پادشاهی های نفتخیز شبه جزیره ی عربستان، درآمد هنگفت نفتی خودراازطریق بانکهای لبنان به گردش درمی آوردند.امادیری نگذشت که این کشورها نیزسیاستهای لیبرال درپیش گرفتند وبه معاملات مالی باجهان پرداختند.بدین ترتیب ازاهمیت بانکهای لبنان برای آنهاکاسته شد.علیرغم این منابع سرشار، نرخ سرمایه گذاری مولد کاهش پیداکرد ومنابع ، بسوی مستغلات وواسطه گری سوق پیداکرد. این وضع، دردوران رفیق حریری ، تشدید شد.تنهانقطه ی درخشان درتاریخ اخیر لبنان،دوران انقلاب آرام پرزیدنت "فواد شهاب"(64-1958) بود.اوتوانست ازنفوذ نخبگان سنتی بکاهد، برنامه های اجتماعی ونهادهای عمومی راسروسامان دهد، بانک لبنان راتقویت کند،شبکه ی خدمات عمومی راسازمان دهد ووزارت برنامه وبودجه راتاسیس نماید.اوهمچنین شبکه ی حامی پروری رادرساختاراداری لبنان ازبین برد.
بابه قدرت رسیدن رفیق حریری، ازتسلط سیاسی سنت گرایان کاسته شد.حریری ، اصلاحات شهابیست هارامتوقف کرد وعناصروابسته به این تفکرراازدستگاههای دولتی پاکسازی نمود وآنجائی نیزکه نتوانست کری ازپیش ببرد،به کمک بانک جهانی وبرنامه ی توسعه ی ملل متحد، به ایجاد نهادهای موازی همت گماشت. رفیق حریری، رهبریک سازمان شبه نظامی نبود وازخاندانهای حکومتگر قبل ازجنگ داخلی لبنان نیزمحسوب نمی شد.درواقع، اومانند خیل ثروتمندان لبنانی بود که راهی به حکومت پیدانکرده بودند.اما اینکه حریری توانست به این مهم نائل شود وطولانی ترین دوره ی صدارت رادرلبنان تجربه کند، نشانگرتغییرات اقتصادی واجتماعی عمیق لبنان دردوران پس ازجنگ بود. رفیق حریری که ده سال رابطورثابت و27 سال رابطومتناوب درعربستان کذرانده بود، باثروت سرشار وپاسپورت عربستانی خود، واردصحنه ی سیاسی لبنان شد ودرسال1992 به نخست وزیری این کشوررسید.سرمایه گذاری حریری دراقتصادلبنان ازسال 1981 باخرید 73 درصدازسهام"گروه سرمایه گذاری مدیترانه" آغازشد.اوبه زودی دوست دیرینه ی خود"فوادسینیوره"رابه ریاست این گروه گماشت.حریری همچنین" بانک لبنان- سعودی" رادرسال1982 تاسیس کرد.بزودی رفیق حریری به"دلال سعودی" درلبنان مشهور شد.
باشکست ارتش لبنان ازسوریه واشغال بیروت،رفیق حریری واقعیت موجودرابه رسمیت شناخت وبه سوریه نزدیک شد.اونه تنهاباسران گروههای محارب دیداروگفتگو می کرد بلکه بارهبران سوریه نیزبه رایزنی می پرداخت.حریری حتی ستاد عملیاتی خودرا به دمشق منتقل نمود.درتمامی این سالها،رفیق حریری سعی می کردازطریق پول، راهی به دنیای سیاست بازکند.اودرسال 1989 ازسازمان دهندگان اصلی اجلاس طائف درعربستان بود که تمامی گروههای شبه نظامی لبنان درآن شرکت کردند وپیمان طائف رابرای پایان دادن به جنگ داخلی لبنان امضاء نمودند.بادخالت عربستان، وزنه ی مسلمانان سنّی مذهب درساختارسیاسی لبنان سنگین ترشد وپست نخست وزیری دراختیارآنها قرارگرفت.این الگو، طی 30 سال بعد همچنان حفظ واجراء شد.معهذا،حمایت مالی ولجستیکی ازشبه نظامیان لبنان همچنان ادامه یافت وبه زودی لبنان به بزرگترین بازار تجارت غیرقانونی سلاح درجهان تبدیل شد.باتهاجم اسرائیل به لبنان درسال1982 ، مردم برای دسترسی به کار ونیازهای اولیه ی خود، به گروههای شبه نظامی روی آوردند.پس ازجنگ،این وابستگی همچنان ادامه پیداکرد ومردم دیگرمانند قبل ازجنگ، تمایلی به نخبگان سیاسی نشان نمی دادند. رقبای رفیق حریری، بااستفاده ازقدرتی که براساس پیمان طائف بدست آورده ومناصبی که دردولت اشغال کرده بودند،به حامی پروری بااستفاده ازبودجه ی عمومی کشورپرداختند. وزارت بهداشت به سلیمان فرنجیه، وزارت آب وبرق به الی حبیقه ،وزارت آوارگان به جنبلاط، وشورای جنوب به نبیه بری سپرده شد.منابع این نهادها، بصورت وام،پاداش، نفوذ سیاسی وغیره،دراختیار هواداران گروهها قرار می گرفت.
دراین زمان، رفیق حریری به سرمایه گذاری درمناطق محروم سنّی نشین پرداخت وشش مرکزبهداشت درحومه ی بیروت احداث کرد.اوکه احساس کرده بودرابطه ی حسنه باعربستان برای تحقق آرزوهای جاه طلبانه اش کافی نیست،به سوی جلب قلوب مردم روی آورد وسرانجام توانست ازطریق بازی باکارت سنّی ها، برمسند قدرت لبنان تکیه بزند.بازوی اجرائی فعالیتهای بشردوستانه ی او "بنیاد حریری" بود. "جامعه ی مقاصید" وابسته به خانواده ی "سلام"، دهه هابود که امورخیریه ی لبنان رادراختیارداشت.اما بنیاد حریری، باتوان مالی هنگفت خود،خدمات به مراتب گسترده تری رادرزمینه ی بهداشت، آموزش وخدمات اجتماعی، دراختیارسنّی هاقرارداد.حریری همچنین مسئولیت توزیع کمکهای بشردوستانه ی ملک فهد به مردم نیازمند لبنان رانیز برعهده داشت.باافزایش محبوبیت بنیاد حریری، " تمّام سلام" حتی نتوانست به پارلمان لبنان راه پیداکند وبه ناچاربه شبکه ی حریری پیوست.دراین زمان، بنیادحریری، تنها به 32000 دانشجو وام تحصیلی پرداخت می کرد. بنابراین، بنگاههای خیریه درلبنان، همیشه ابزار کسب قدرت سیاسی بوده اند.اما اداره ی بنیاد حریری بسیارپرهزینه بود وسالیانه بیش از 40 میلیون دلار خرج برمی داشت.
حریری به زودی برسیاستهای پولی دست گذاشت ونرخ ارزرا تثبیت نمود.تثبیت نرخ ارز، پیامدهای مخربی برای اقتصاد لبنان داشت وبی ثباتی های گسترده ای رادراقتصاد کلان کشورایجادنمود. تفاوت میان نرخ رسمی ونرخ آزادارز،منشاء فساد گردید.سقوط آزاد ارزش پول ملی، به سقوط وضع سیاسی کشورانجامید. پنج سال طول کشید تا دولت رفیق حریری توانست اوضاع کشورراتثبیت کند.اماتثبیت اقتصادی، باکندی آهنگ رشد وفزونی گرفتن دیون کشورهمراه گردید.واگذاری اعتبارات بی رویه به بخش خصوصی، وانتقال ثروت ازبخش دولتی به بانکهای خصوصی، حاصل این سیاست بود.بدین ترتیب،ثروت دردست گروه کوچکی ازمردم متمرکزشد.دیون کشوراز51 درصد تولید ناخالص داخلی به 109 درصد افزایش پیداکرد.رانت حاصل ازاستقراض دولت،نصیب همین گروه انگشت شمارشد.ازسوی دیگر، حریری وتکنوکراتهای تحت نظراو،که درامرساخت وساز تجربه داشتند، برآن بودند که بازسازی زیرساختهای کشوررا، احیای اقتصادی وغلبه بربحران دیون جلوه دهند.اما، بادوبرابر شدن بهره ی دیون دولتی طی سالهای1995 تا2004 ،نادرستی این فرضیه به اثبات رسید.بانکهای خصوصی، بجای اینکه منابع دریافتی راصرف سرمایه گذاری درکشوربنمایند، فقط به ایفای نقش رابط میان سپرده گذاران ودولت بسنده کردند وسود کلانی ازاین واسطه گری به جیب زدند.حریری، کارکنان بانک شخصی خودرابرراس بانک مرکزی قرارداد ودیگرکارکنان شرکتهای وابسته به خودرانیزدرراس دیگرارگانهای دولتی قرارداد. سیاستهای پولی ومالی لبنان دراین سالها، دراجلاس سه نفره ی رفیق حریری،فواد سینیوره، وریاض سلام، تنظیم وتدوین می گردید. سینیوره وزیردارائی،ازگردانندگان اصلی کارتل تجاری حریری بود وریاض سلام نیز اداره ی امورمالی حریری رادر پاریس برعهده داشت.بدین ترتیب، طبقه ی کوچکی ازثروتمندان لبنانی تحت حمایت دولت رفیق حریری، بر اقتصاد کشورمسلط گردیدند.آنها که بانکها وسپرده های هنگفت بانکی رادراختیاردارند، اکنون آماج اصلی حمله ی معترضین لبنانی قرارگرفته اند. درسال 2015 ، دههاهزارنفرازمردم لبنان ، دراعتراض به انباشته شدن ذباله درخیابانهای بیروت وشهرکهای اطراف، دست به تظاهرات زدند. این صحنه، نشاندهنده ی فروپاشی زیرساختهای جامعه ی لبنان ونشانه ی ناتوانی دولت ازاجرای وظائف اولیه ی خود بود.بسیاری ازکارشناسان، علت ناتوانی دولت درارائه ی خدمات اولیه ی عمومی را، نئولیبرالیسم وفرقه گرائی ذکرمی کنند.درجریان جنگ داخلی، جناحهای مختلف درگیر، برای تسلط بریکدیگر، ازسلاح آب، برق ودیگرخدمات شهری استفاده می کردند.مثلاً کنترل ذخائرآب بیروت که درکوهستانهای اطراف شهرواقع است،دردست نیروهای لبنانی بود ونیروگاه برق درجنوب این شهر، تحت کنترل نیروهای فلسطینی قرارداشت. این گروههای متخاصم، به کرات آب وبرق را برروی یکدیگر بستند.این سیستم طائفه ای، پس ازجنگ داخلی نیزکماکان ادامه یافت وهریک ازخدمات شهری، درحیطه ی نفوذ فرق وگروههای مختلف باقی ماند.
رفیق حریری، ازطریق "شورای بازسازی لبنان" بودجه ی دولتی مربوط به بازسازی پس ازجنگ را دراختیارخود گرفت. پارلمان نیزبه این شورااختیارداد تاشرکتهای فعال درامورمستغلات راتاسیس یااداره نماید.بدین ترتیب، عوامل حریری برراس شورای بازسازی لبنان گماشته شدند وپروژه های عظیم بازسازی مرکزبیروت، به شرکت Solidere سپرده شد. این شرکت باانتشارسهام وخرید نقدی، حق مالکیت مرکزشهربیروت راآزآن خود کرد وبدین ترتیب، طبقه ی متوسط سنتی لبنان راازمیدان به درکرد وجای آن رابه طبقه ی متوسط دلال صفت مدرنی داد که مطیع اوامر مافیای حریری بود.بیش از200 میلیون دلار صرف خرید املاک ساکنین مرکزشهربیروت گردید که بر20 هزارنفربودند که اغلب آنهارا شیعیان وابسته به جنبش امل وحزب الله تشکیل می دادند. جنبش امل درازای همکاری بااین طرح، مجوزساخت جاده ی ساحلی بیروت – جنوب را دریافت کرد که سود هنگفتی رانصیب شرکتهای وابسته به نبیه بری نمود.ساخت آپارتمانهای لوکس وفروشگاههای مدرن برای برندهای برتردنیا درمرکز شهربیروت، ازاجزای این طرح بود که دست محرومین وطبقه ی متوسط لبنان راازمنافع آن کوتاه کرد.Solidere برای افزایش سود خود، تراکم مرکزشهر بیروت رادوبرابرکرد.نابودی بافت سنتی وتاریخی منطقه ونوسازی ساختارهای میراث فرهنگی لبنان، ازدیگرپیامدهای این طرح بود.این ساختارها، قدمتی بیش از 200 سال داشتند. بخش بزرگی ازسرمایه گذاری این طرح راکشورهای خلیج فارس ولبنانی های خارج ازکشورتامین نمودند. ساخت مسجد " محمدالامین" درقلب منطقه ی تجاری بیروت،، ازجمله پروژه هائی بود که باهدف سیاسی انجام شد. این مسجد اکنون همچون نگینی درمرکزبیروت می درخشد وبازدیدکنندگان رامبهوت خویش می سازد.
حریری دردوره ی دوم نخست وزیری خود، طرح خصوصی سازی گسترده ی دارائیهای دولت ومالیات برارزش افزوده رابه اجراء درآورد وازهزینه های دولت کاست. اماوقتی نوبت به کاهش بودجه ی وزارتخانه های دفاع وامنیت رسید، با مقاومت نبیه بری و امیل لحود روبروشد.خصوصی سازی شرکت مخابرات لبنان وخطوط هوائی خاورمیانه نیزجنجال آفرین گردید.دردوره ی دوم زمامداری رفیق حریری،نرخ بیکاری وفقر بالارفت ومزایای حاصل از رشد اقتصادی، ازدسترس محرومین دورماند که حاصلآن، بروزنارضایتی درجامعه بود.سازمانهای بین المللی نیزبدلیل اتحاد رفیق حریری با امیل لحود وجنبش حزب الله، تمایلی به حمایت ازدولت اونشان نمی دادند.بزودی آمریکا وکشورهای عربی حوضه ی خلیج فارس نیز ازحمایت رفیق حریری دست کشیدند وصندوق بین المللی پول همازسیاستهای دولت رفیق حریری ابرازنارضایتی کرد.رفیق حریری ضمن اینکه سعی داشت همچنان برمسند قدرت باقی بماند، می خواست حزب الله وامیل لحودراازمیدان خارج کندلذا،دست کمک بسوی ژاک شیراک رئیس جمهورفرانسه درازکرداما اونیزهمصداباآمریکا، کمک به دولت لبنان را به اجرای قطعنامه ی شورای امنیت سازمان ملل مبنی برخروج نیروهای سوری ازلبنان وخلع سلاح حزب الله موکول کرد.حوادث این روزهای لبنان،ازیک سلسله رویاروئیهای منطقه ای نیزتاثیرمی پذیرفت.ائتلاف تحت رهبری آمریکا به همراه کشورهای میانه روی عرب(عربستان، مصر،اردن و...)واسرائیل،دربرابرمحورمقاومت متشکل از سوریه، حزب الله، ایران،حماس صف آرائی کرده بود.سعد حریری، پسررفیق حریری،دراین شرائط به نخست وزیری رسید.تااینکه سرانجام دراثراعمال فشارهای خارجی واعتراضات داخلی،دولت ائتلافی حزب الله – سعد حریری سقوط کرد وکشورواردتونل تاریک نئولیبرالی گردید که رفیق حریری احداث کرده بود وخروجی برای آن متصورنیست.اعتراضات گسترده ی مردمی درلبنان که هنوزکم وبیش ادامه دارد، جنبشی است که درسراسرخاورمیانه( لبنان، عراق، ایران،اردن، مصر،الجزائر، تونس، سودان ، مراکش و...) برعلیه اقتصاد نئولیبرالی شعله ورگردیده وگروههای نیابتی فقط سعی می کنند ازاین آب گل آلود ماهی بگیرند.

منابع ومآخذ
1)Predator neoliberalism , www.doi.org
2)Lebanon is the experiment that shows neoliberalism failure , www.tcf.org
3)infrastructure crisis in Beirut . www.halshs.archives-overtes.fr
4)in search of the Lebanese state , www.arabstudiesjournal.com

This is the web site of the International DOI Foundation (IDF), a not-for-profit membership organization that is the governance and management body for the federation of Registration Agencies providing Digital Object Identifier (DOI) services and registration, and is the registration authority for t...