بلاروس ؛

سرمایه داری برای آخرین میراث شوروی دندان تیزکرده است

تلویزیون بلاروس ، انباشته از تصاویرتظاهرکنندگانی است که خیابانهای شهرها وروستاهای این کشوررابه اشغال خوددرآورده اند.روزی نیست که رسانه های اروپائی، تصاویرتوده های مردم رادرحالیکه پرچمهای سفید وسرخ راتکان می دهند، به نمایش نگذارند وشعارهای ضد حکومتی آنهارابرجسته نسازند.درحالیکه طرفداران "لوکاشنکو" درتظاهرات خویش، پرچمهای قرمزوسبز بلاروس وپرچم داس وچکش حزب کمونیست راتکان می دهند، طرفداران اپوزیسیون، پرچم سفیدوسرخ راکه یادگاردوران اشغال کشورتوسط نازی هاست، به اهتزازدرمی آورند.این پرچم که یادگار سالهای اولیه ی دهه ی 1940 است، به سمبلی برای شوروی ستیزی اوائل دهه ی 1990 تبدیل شده بود. رسانه های غربی سعی می کنند "سوتلانا تیخانوفسکایا"(Svetlana Tikhanovskaya) کاندید شکست خورده ی انتخابات اخیرریاست جمهوری بلاروس رابه عنوان رئیس جمهوردرتبعید این کشورمعرفی نمایند.اتحادیه اروپا، این خانم رابعنوان پیروز انتخابات اوت گذشته معرفی کرده وتمایلی نیزبه انجام تحقیقات درباره ی میزان مشروعیت این انتخابات توسط نهادهای بینالمللی، نشان نمی دهد وفقط خواستارانتقال قدرت به این گروه غیرمنتخب می باشد : گروهی که تاکنون میلیونها یورو کمک ازپارلمان اروپا دریافت کرده ورسانه های طرفدارآن نیزقراراست 60 میلیون کمک ازاتحادیه ی اروپائی دریافت نمایند.

اگرچه تاقبل ازحوادث اخیر، افکارعمومی اروپا توجه چندانی به بلاروس نداشت اما،دولتهای اروپائی،آمریکا وهمسایگان بلاروس،ازدیرباز درامورداخلی این کشوردخالت می کرده اند.بلاروس ازنظرژئوپولتیک، درموقعیت بسیاردشواری قرارگرفته است.درشرق بلاروس،روسیه قراردارد که ازدیرباز روابط دوستانه ودرعین حال پرتنشی(بویژه دردوران پس ازشوروی)بااین کشورداشته است.درغرب بلاروس،اتحادیه اروپا وکشورهائی قراردارند که هیچگاه خصومت خودرا باروسیه وسیستم سیاسی اقتصادی بلاروس، مخفی نکرده اند. الکساندرلوکاشنکو، رئیس جمهورفعلی، تنها عضو پارلمان جمهوری شوروی بلاروس بود که علیه فروپاشی اتحاد شوروی درسال 1991 رای داد وپس ازآن نیز به فعالی پرشوردرعرصه ی مبارزه بافساد تبدیل شد.او که مدیریک مزرعه ی دولتی بود، مشاهده می کرد که چگونه ثروت ومنابع ارزشمندی که طی سالهای حکومت شوروی انباشته شده است، توسط گروهی انگشت شمارازخاندانهای حکومتگر ، به غارت می رود.کاپیتالیسم گانگسترصفتی که درسالهای زمامداری بوریس یلتسین برروسیه حاکم گردید، چشم طمع به بلاروس دوخته بود که صنعتی ترین و مرفه ترین بخش اتحاد جماهیرشوروی محسوب می شد.لوکاشنکو که به عنوان نخستین رئیس جمهوربلاروس دردوران پس ازشوروی انتخاب شد، راهی متفاوت ازروسیه،اوکراین،لهستان ودیگرهمسایگان بالتیکی خویش درپیش گرفت.دولت او، به سرمایه گذاری سنگین برروی دارائیهای دولتی ادامه داد واجازه ندادکه تحت پوشش خصوصی سازی، چوب حراج به این دارائیهازده شود.مسیری که لوکاشنکو درپیش گرفت،درواقع ادامه ی مسیرشوروی سابق بود.لذا، به زودی بلاروس به جزیره ی ثبات درمنطقه ی آشوب زده ای تبدیل شد که مورد تاخت وتازنئولیبرالیسم قرارگرفته بود.به همین دلیل، حزب کمونیست بلاروس به حمایت ازلوکاشنکو برخاست وفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری(WFTU) نیزدرنامه ای حمایت 105 میلیون کارگر132 کشورجهان راازنتیجه ی انتخابات اخیردربلاروس اعلام کرد.احزاب کمونیست روسیه ولهستان نیزازلوکاشنکو حمایت کرده واین کشورراتنهاجمهوری شوروی سابق نامیده اند که با خصوصی سازی مخالفت می ورزد. اگربه وضعیت لتونی درهمسایگی بلاروس، توجه کنیم به تفاوت سیاسی واقتصادی دوکشور بهترپی خواهیم برد.لتونی بعداز ده سال چانه زنی، سرانجام درسال2004، به عضویت اتحادیه اروپائی درآمد.این امر، موجب نابودی صنایع پیشرفته وعقبگرد اقتصادی لتونی گردید.فقر به سرعت افزایش پیداکرد و 30 درصد جامعه ی لتونی رادرخود فروبرد.درعین حال، محدودیتهای بودجه ای وضع شده ازسوی اتحادیه اروپا، دولت لتونی را مجبورکرد تابرای تامین کسری مالی خویش، چوب حراج به موسسات دولتی زده وبخش بزرگی ازخدمات عمومی رابه بخش خصوصی واگذارنماید.صنایع عظیم لکوموتیوسازی، کاغذسازی ودیگرصنایع بزرگ لتونی که به بخش خصوصی واگذارگردیدند،یا تعطیل شدند ویابه خارج ازکشورمنتقل گردیدند.نرخ بیکاری آنقدربالارفت که جوانان جویای کار مجبورشدند وطن راترک کرده وبه کاردرآلمان، انگلیس وکشورهای اسکاندیناوی بپردازند.فرارمغزها نیزازلتونی به سوی بخش های ثروتمندتراروپا، سرعت گرفت.عضویت دراتحادیه اروپائی، زنجیری به پای لتونی بسته است که دولت نمی تواند به هیچوجه ازمنافع مردم وخدمات عمومی دفاع کند. تقریباً 90 درصد خدمات عمومی درلتونی امروز، توسط بخش خصوصی ارائه می شود. کاربه جائی رسیده که سالمندان لتونی، دیگر قادر به تامین هزینه ی درمانی خویش نیستند ونمی توانند داروهای مورد نیازخویش رابامستمری ناچیزی که دریافت می کنند، تهیه نمایند.

اما بلاروس، برروی توان صنعتی خویش سرمایه گذاری کرد ودربرابرخصوصی سازی بخش های اصلی اقتصاد وصنعت، ازجمله تجهیزات مهندسی، ماشین آلات کشاورزی وصنعت تولید کود پتاس، مقاومت نمود.حاصل این سیاست آن بود که اکنون بلاروس درمیان همه ی جمهوری های شوروی سابق، بالاترین سطح زندگی راداراست.درحالیکه اوکراین، دراثرفساد، خصوصی سازی وزدوبند اقتصادی، هرسال بیشترازسال قبل، درسراشیب سقوط قرارمی گیرد،بلاروس رشد مستمرویکنواخت اقتصاد وتولید ناخالص داخلی را تجربه می کند واکنون یکی از پائین ترین نرخ های مرگ ومیر ناشی از کرونا رادر جهان داراست. ثروت دربلاروس، به مراتب عادلانه تر ازهمسایگان این کشور توزیع می شود. بلاروس، همچنان به سیاستهای سوسیالیستی ادامه داده وبرخلاف دیگرجمهوریهای شوروی سابق، تمامی سمبل های بازمانده ازدوران شوروی( مجسمه ها، نقاشی ها،نامهای خیابانها واماکن و...) راحفظ کرده است.

حمله به لوکاشنکو، پدیده ی جدیدی نیست واو طی دودهه ی اخیر مورد تحریمهای رنگارنگ آمریکا و اتحادیه ی اروپائی قرارگرفته است. طی این سالها، تلاشهای بسیاری برای ایجاد ناآرامی دربلاروس صورت گرفت.وقتی لوکاشنکو دراوج حملات غیرقانونی ناتو به یوگسلاوی درسال1990،از این کشوربازدید بعمل آورد وبا "اسلوبودان میلوسویچ" دربلگراد دیدارکرد، خشم غرب رابرانگیخت. در سال2003 نیز لوکاشنکو بااشغال عراق مخالفت کرد.این موضعگیریها موجب گردید که کنگره آمریکا درسال 2004 ، "قانون حمایت ازدموکراسی دربلاروس" راازتصویب بگذراند، تابه مداخلات پنهانی آمریکا واروپا دراین کشور، وجهه ی قانونی ببخشد.درست درهمین ایام بود که کلیشه ی"آخرین ایستگاه خودکامگی دراروپا" برزبانهاافتاد وصدراخباررسانه ها رادرغرب اشغال کرد.دوستی لوکاشنکو با "هوگو چاوز"، وروابط اقتصادی بلاروس با ونزوئلا،ایران وچین،خشم زمامداران واشنگتن رابرانگیخته است.هرچه روابط غرب باروسیه تیره تر می شود،علاقه ی آمریکاواروپا به دخالت دربلاروس بیشترمی گردد.آندسته ازسازمانهای غیردولتی بلاروس که اکنون ازجانب اتحادیه اروپا حمایت می شوند، طی دهه ی اخیر ورشکست شده وازجداسازی بلاروس ازروسیه وکشاندن این کشوربه پروژه ی اروپائی، ناامید گردیده بودند. کمکهای غرب، جانی جدید به کالبد این سازمانها دمیده است. معهذا، آنچه مسلم است اینکه درسالیان اخیر، ازمیزان محبوبیت لوکاشنکو درداخل کشورکاسته وبرمیزان محبوبیت اودرمیان اتباع بلاروس مقیم خارج ازکشور(بویژه روسیه) افزوده گردیده است.

دراین محیط آشوب زده،لوکاشنکو سعی می کند استقلال بلاروس راحفظ کرده وهمچنان دربرابر دخالتهای اروپا وروسیه درامورداخلی کشورش مقاومت نماید. اواکنون به قماربازی حرفه ای می ماند که سعی می کند باکارتهای بد خود، بهترین بازی ممکن را ارائه دهد.درشطرنج ژئوپولتیک منطقه، لوکاشنکو تلاش می کند، بدون گرایش به شرق وغرب، راه مستقل سیاسی واقتصادی خویش رادنبال نماید.معهذا، کرملین تاکنون کمکهای فراوان سیاسی واقتصادی دراختیارلوکاشنکو قرارداده است. درعین حال، شخص لوکاشنکو برای گفتگو باسازمانهای دانشجوئی وکارگری اعلام آمادگی کرده وباحضوردرزندان، بارهبران سیاسی اپوزیسیون، درباره ی مباحث مهمی چون تغییرقانون اساسی، به بحث نشسته است.آنچه که اکنون دربلاروس شاهدیم، انفجارناگهانی وخودبخودی سیاسی نیست، بلکه حاصل سالها تلاش وسرمایه گذاری دولتهای خارجی برای انحراف دولت بلاروس ازمشی مستقل کنونی خویش است.اکنون ، لاشخورهای کاپیتالیست دندان تیزکرده وبرای ازپادرآمدن بلاروس، لحظه شماری می کنند.

منابع ومآخذ

1(Belarus overthrow campaign…, www.peoplesworld.org

2)pillars of Lukashenko support , www.belarusdigest.com

3)workers and communists behind Lukashenko , www.workers.org

4) Lukashenko booed by Belarusian workers , www.politico.eu