آیاپیش بینی پاندمی امکانپذیر است ؟

پاندمی(همه گیری)، مانند تندباد وزلزله، پدیده ای نادراست که پیامدهای ویرانگر،تلفات انسانی وخسارات مادی بسیاربه بارمی آورد.اما ازآنجائیکه پاندمی،برخلاف طوفان وزلزله، تاحدودی قابل پیش بینی است ومنشاء آن نیزمشخص است، لذا می توان ازخسارات آن تاحدود زیادی کاست. بوم شناسی،ویروس شناسی، وجغرافیای زیستی، دراین عرصه راهگشایند وبرتوانائی بشرمی افزایند:یافتن پاسخ برای سئوالاتی که این علوم مطرح می کنند، برقابلیتهای بشربرای مبارزه بااین مصائب می افزاید.بشرمی تواند بااتکاء به یافته های این علوم، منابع خویش راصرف کاهش پیامدهای پاندمی نماید.

ازآنجائیکه اکثرپاندمی ها ریشه ی حیوانی دارند لذا، باید منشاء آنهارادرزیستگاههای حیات وحش جستجو کرد.درپنجاه سال اخیر، ویروسهائی چون "ابولا"(Ebola)، "ماربورگ"(Marburg)، "نیپا" (Nipah)، "هندرا"()Hendra)، "سارس"(Sars)،"کروناویروس"(Coronavirus)، "مرس"(Mers) ، و "کوید-19"(Covid-19)، به میزبانی خفاش به انسان منتقل گردیده اند.اماعلیرغم دهه ها مطالعه برروی خفاش وپاتوژن هائی که حمل می کند، اکولوژی ویروسی وبیولوژی ملکولی این حیوان، هنوزناشناخته مانده است.خفاش، متنوع ترین پستاندارروی زمین، پس ازجوندگان است وتقریباً 22 درصد ازکل جمعیت پستانداران جهان را شامل می گردد.خفاش درهمه جای کره ی ارض، به جزمناطق قطبی،حضوردارد.و این حیوان راباید منبع طبیعی وسرشارویروسهای ناشناخته ای دانست که می توانند انسان راآلوده سازند. علاوه برخفاش،گونه های دیگرحیوانی مانند برخی گربه سانان، پرندگان وشتر نیز، منبع سرشارویروسهای بیماریزا برای انسان می باشند. لیست کروناویروسهای نوظهور، هرروزطولانی ترمیگردد وبسیاری ازآنها هنوزبرای بشرناشناخته اند.اما تنوع ویروسهائی که خفاش حمل می کند، بسیاربیشترازدیگرپستانداران است.به همین دلیل،این حیوان برای ویروس شناسان ودانشمندانی که برروی بیماریهای مشترک انسان-حیوان تحقیق می کنند،حائزکمال اهمیت می باشد.

ظهوربیماریهای مشترک انسان وحیوان، حاصل تعامل پیچیده ی عوامل اجتماعی اقتصادی، زیست محیطی وبیولوژیک است که یک فرآیند سه مرحله ای راشامل می گردد.مرحله ی اول به قبل از ظهورپاتوژن درزیستگاههای طبیعی مربوط می شود یعنی زمانی که بشر به این زیستگاهها دست اندازی می کند.حضورانسان درزیستگاههای حیات وحش، معمولاً باتغییرکاربری زمین همراه می باشد.این کار، یاپاتوژنهای بیماریزا رادرتماس بادام یاانسان قرارمی دهد ویااینکه سیستم اکولوژیکی راکه پاتوژن درآن به سرمی برد، تخریب می نماید.درمرحله ی دوم،انتقال پاتوژن به انسان درسطح محلی انجام می گیرد.این انتقال یا مستقیماًازطریق حیات وحش انجام می شود ویاازطریق حیوانات اهلی صورت می گیرد.دراین مرحله، ممکن استانتقال محدود انسان به انسان نیزانجام گیرد. وقتی پاتوژن به انتقال پایدارانسان به انسان نائل شد،درصورت مساعد بودن شرائط تماسی، می تواند به اپیدمی تبدیل شود. وبالاخره درمرحله ی سوم، باگسترش اپیدمی به جوامع همجوار، به پاندمی تبدیل می گردد.

درهریک ازاین مراحل،عوامل اجتماعی اقتصادی، زیست محیطی وبیولوژیک متعددی دخیلند( تغییرکاربری زمین،مهاجرت،کشاورزی فشرده و...) که زندگی طبیعی پاتوژن رامختل کرده وانسان رابیش ازپیش درمعرض بیماریهای مشترک انسان ودام قرارمی دهند.دراین مرحله، می توان پیش بینی کرد که شیوع محلی بیماری، احتمالاً به اپیدمی وپاندمی تبدیل خواهد شد. پیچیدگی این روندها، هراس انگیز است اما، تعامل محیط شناسی،جمعیت نگاری،ویروس شناسی وزیست شناسی،یک سلسله رویکردها وابزارهای جدید رافراهم آورده که می توان ازآنها درپیش بینی وجلوگیری ازبروزپاندمی استفاده نمود.برای این منظور، لازم است استراتژیهائی جهت تجزیه تحلیل شیوع بیماری درمراحل اولیه ی آن تنظیم شود، گرایشهای آینده براساس نوع پاندمی، مدلسازی گردد،نظارت هدفمند حیات وحش ومراکز تجمع انسانی اعمال شود ومراکزعمده ی بیماری های مشترک انسان ودام، شناسائی وتحت نظارت دقیق قرارگیرد.

ادبیات مربوط به شیوع بیماریهای عفونی ونگرانی مردم وسیاستگذاران ازآنها،درسالیان اخیررشدی بی سابقه پیداکرده است.بررسی هانشان می دهند که برموارد شیوع بیماریهای عفونی جدید در دهه ی اخیر، افزوده شده است. پاندمی"ایدز" ، تاقبل ازشیوع پاندمی کرونا،یکی ازگسترده ترین بیماریهای عفونی دردوران اخیربود.8/71 درصدازپاندمی های دهه های اخیر،ریشه ی مشترک حیوانی – انسانی داشته وازحیات وحش به انسان منتقل شده اند.این رقم، همچنان درحال افزایش می باشد.گام نخست درپیش بینی یک پدیده ی بیولوژیک،بررسی الگوهای حوادث قبلی است.ازاین رویکرد که برای پیش بینی زلزله وتندباد استفاده می شود، می توان برای پیش بینی پاندمی نیزاستفاده نمود.هم پیش بینی تندباد وهم شناخت مناطق زلزله خیز، براساس کنترل اجزاء موثر دراین پدیده ها، والگوسازی ذهنی،میسّراست.رویکرد مشابهی رانیزمی توان درمورد پاندمی بکارگرفت. فرضیه سازی درباره ی ارکان اصلی پیدایش بیماریهای مشترک انسان ودام،مبنای این رویکرد می باشد. بیماریهای عفونی، بامختصات جغرافیائی وبااستفاده ازمدلسازی گرایشی آمایشی(logistic regression – یک مدل آماری که ازآن برای متغیرهای وابسته و دوسویه، مانند بیماری وسلامت،مرگ وزندگی،و... استفاده می شود) وهمخوانی محک خورده(tested association)، شناخته شده وباآزمونهای ارتباطی میان زیرمجموعه های آنها، سنجیده می شوند.اما، پاتوژنهای مقاوم دربرابردارو ونیز بیماریهای مسری، بیماریهای مشترک میان انسان ودام بامنشاء حیات وحش یاحیوانات اهلی،ازالگوهای جهانی متفاوتی تبعیت می کنند. یکی ازاشتراکات آنها، شیوع بیشتردرمناطق پرازدحام انسانی می باشد.ازسوی دیگر،بیماریهای مشترک انسان وحیوان درمناطق کم ارتفاع دنیا ونیزکشورهای کمترتوسعه یافته، بیشترشایع می باشند.پی بردن به این عوامل،نخستین گام درراه پیش بینی پاندمی محسوب می شود.براین اساس، مدلسازی ازگرایشات آینده، درعرصه های مختلف اجتماعی اقتصادی ودموگرافیک، امکانپذیرمی گردد ومی توان براساس آن، مدل هائی رابرای پیشگیری ازبروزبیماریهای آینده ، طراحی نمود.

اما پیشگیری ازوقوع پاندمی،بامحدودیتهای ژئوپولتیک ولجستیک روبروست.پاتوژنهای جدید،معمولاً درمناطق دورافتاده ای ظاهرمی شوند که دسترسی به آنها دشواراست.این پاتوژنها همچنین،درکشورهائی ظاهرمی شوند که فاقد منابع کافی برای شناسائی آن درمراحل اولیه ی پیدایش می باشند.وقتی بیماری فراگیرشد، تعداد زیاد مبتلایان وتوزیع جغرافیائی گسترده ی آنها، کارمقابله بابیماری را بسیارپرهزینه وپیچیده می سازد. باتوجه به محدودیت منابع جهانی برای آمادگی دربرابرپاندمی،وبودجه ی اندک دنیا،باید میان اولویتهای هزینه ای، انتخاب بعمل آید. این اولویت بندی، باید برمبنای درک علمی ازبیماری ومنطقه ای که بیماری ازآنجاآغازمی شود، صورت گیرد.

یک برنامه ی جامع برای پیشگیری ازوقوع پاندمی،باید بتواند مانع انتقال پاتوژن ازحیات وحش به انسان گردد.این برنامه باید بتواند قبل ازاینکه پاتوژن فرصت آلوده سازی انسان رابیابد وموجب بروزپاندمی گردد،آنرامهارنماید.یکی ازراههای این امر،واکسیناسیون حیات وحش است.اماباتوجه به اینکه انواع مختلف حیوانات، حامل فیلوویروسها وکروناویروسها می باشند، واکسیناسیون کل حیات وحش، باتوجه به گستردگی جغرافیائی آن، ممکن نیست.ازسوی دیگر، واکسنی که هم بر انسان وهم برحیوان موثرواقع شود، هنوزتولید نشده است.معهذا می توان این طرح رادرمناطق آلوده اجراء کرد.مثلاً پس ازاینکه مشخص شد اسبهای استرالیائی حامل ویروس" هندرا" هستند، دولت استرالیا ساخت واکسن موثربرای اسبها رادردستورکارقرارداد.هدف این بود که ازانتقال ویروس به انسان جلوگیری شود.این رویکرد، به لحاظ نظری عملی است. اگربتوان نظارت هدفمند برمناطق آلوده ی حیات وحش وکشف پاتوژن درحیوانات آلوده راسازمان داد،می توان ازبروزپاندمی جلوگیری کرد.اما حتی دراین صورت نیزچالشهای عمده ای باقی می مانند.مثلاً تنوع بسیارزیاد پاتوژنهای ناشناخته رادرنظربگیرید که تلاش برای شناسائی همه ی آنها، غیرممکن وبه لحاظ اقتصادی پرهزینه می باشد.براساس برآوردانجام شده،شناسائی کامل ویروسهائی که فقط موش ناقل آنهاست، 8/6 میلیارددلارهزینه دربردارد.معهذا، تجربه ی پاندمی "سارس" نشان داد هزینه ای که پاندمی ها بر دنیا تحمیل می کنند، بسیاربیشترازهزینه ی جلوگیری ازبروزآنهامی باشد.گونه های حیوانی، ازنظرتنوع ویروسی وپاتوژنهائی که می توانند انسان راآلوده سازند،بسیارمتفاوتند.بسیاری ازاین ویروسها،هنوزبه لحاظ ژنتیک، رفتاری، وقوانین اکولوژیک،برای انسان ناشناخته اند.بابهبود بخشیدن هدفمند به زیرساختهای بهداشتی ونظارت گسترده برپاتوژنهای بیماریزا، می توان امیدواربود که بتوان پاندمی های بالقوه را درمذاحل اولیه ی شیوع، مهارکرد.

تجربه ی کوید-19 نشان داد که افزایش آگاهی بشرازنحوه ی پیدایش واشاعه ی پاتوژنهای بیماریزا،در کنارپاسخ سریع وهمه جانبه برمبنای زنجیره ی انتقال ویروس، می تواند مانع ازبروز پاندمی های جدید درآینده گردد.اما آیامی توان ویروس هدف رادرمیان صدهاهزارویروس جدید موجوددرحیات وحش شناسائی کرد؟ بدون تردید علم درآینده ی نزدیک، برای این مشکل نیز راه حلی خواهد یافت.

منابع ومآخذ

1)global change and infectious diseases , www.nationalacademyofsciences.org

2)Bat-borne virus diversity , www.naturereview.com

3)MinebeaMitsumi , www.pdxeng.ch

4)the next influenza pandemic , www.ncbi.nlm