افغانستان؛ "جمهوری" یا "امارت" ؟

از15 سپتامبر2020، نمایندگان طالبان و دولت افغانستان، مذاکرات رودررو رابرای انعقاد پیمان صلح، دردوحه ی قطر آغازکردند.هردوطرف، این مذاکرات را"تاریخی" عنوان نمودند. در واقع نیزچنین است زیرا دردوران پس ازجنگ جهانی دوم،سه چهارم جنگهای داخلی،باپیروزی یک طرف منازعه (دولت یاشورشیان) به پایان رسیده است. تاکنون افغانستان، نمونه ای ازشکست مذاکره ی سیاسی رابروزداده است.درباره ی چالش افغانستان، پرسش های مهمی مطرح است. طالبان کیستند؟ چه هدفی رادنبال می کنند؟ ساختارسازمانی،استراتژی نظامی وتاکتیکهای این گروه چیست؟ چه رابطه ای میان طالبان وبازیگران دولتی وغیردولتی منطقه وخارج ازمنطقه وجوددارد؟ وبالاخره مذاکرات جاری صلح به کجا می انجامد؟

پایان جنگ داخلی افغانستان که چنددهه ادامه دارد، وتضمین اینکه این کشوردیگربه پناهگاه امن برای تروریسم بین المللی تبدیل نخواهد شد، فی نفسه رویدادی مثبت است زیرابه جنگی خانمانسوز که دهه هاست ادامه دارد وجان بیش از157 هزارنفررا گرفته، پایان می دهد وبردودهه حضورنیروهای آمریکائی درخاک این کشور که800 میلیارد دلارهزینه و2300 کشته روی دست این کشورگذاشته، نقطه ی پایان می گذارد وبه این کشورامکان می دهد توجه خودرابه چالشهای مهمتری چون کوید-19 ورقابت اقتصادی واستراتژیک باچین ، روسیه، پاکستان وهند معطوف نماید. موافقتنامه ی آمریکا-طالبان دارای یک ضمیمه ی سرّی است.اینکه کنگره ی آمریکا خواستارطبقه بندی اعلام شدن مفاد این ضمیمه می باشد، نشان می دهد که حاوی مباحث مهم وجدّی می باشد.درعین حال، رهبران طالبان ، همچنان برایدئولوژی مذهبی، سیستم آمرانه وادامه ی رابطه با گروههای جهادی، پافشاری می کنند.این موارد، چشم اندازیک صلح پایدار رادرآینده ی نزدیک، تیره وتارمی نماید.ازسوی أیگر،صحبنظران معتقدند که خروج نیروهای آمریکائی ازافغانستان، قبل ازاستقرارصلح پایداردراین کشور، منطقه رادچاربی ثباتی ومنافع ملی آمریکارابه خطرمی افکند زیراطالبان، ازنظرنظامی، ازموضع قوی تری نسبت به دولت افغانستان قراردارد.

ایدئولوژی طالبان، ریشه درمذهب" حنفی" دارد.اگرچه این ایدئولوژی، ازبدو تاسیس گروه دردهه ی 1990 تاکنون، تعدیل شده اما،رهبران آن هنوز براداره ی کشورتوسط شریعت اسلامی وایجادیک "امارت اسلامی" درافغانستان تاکید می کنند.آنها معتقدند که علمای اسلامی باید برتمامی جنبه های حیات درافغانستان نظارت داشته وباصدورفتوی کشوررااداره نمایند.درعین حال، طالبان برایجاد "امارت اسلامی" فقط درافغانستان تاکید می کند و "خلافت پان اسلامی" رامدّ نظرندارد.طالبان تنها راه نیل به امارت اسلامی راجهاد مسلحانه می داند ومعتقد است که باخروج نیروهای بیگانه ازکشور، دولت فعلی ظرف 3 ماه سقوط خواهد کرد.

ساختارقبیله ای طالبان ، برطایفه ی پشتون استواراست وفرماندهان شبه نظامی طالبان، ازرهبران قبائل تبعیت می کنند.این گروه، بیشتردرمناطق روستائی افغانستان، بویژه مناطق پشتون نشین،طرفداردارد.معهذا، این گروه توانسته است درشمال وغرب کشورنیزکه پشتون ها دراقلیت قراردارند، طرفدارانی را دست وپانماید.طالبان درمناطق تحت کنترل خود، تراشیدن ریش وموسیقی راممنوع اعلام کرده و تلویزیون،سینما، ویدئو واغلب ورزشهای مدرن رابه عنوان مظاهرغرب، طرد می کند. این گروه، صدها میراث فرهنگی افغانستان رایادگاردوران شرک وجاهلیت دانسته ونابود کردند.مهمترین جنایت فرهنگی این گروه،منهدم کردن مجسمه ی تاریخی بودا درشهربامیان بود که 2000 سال قدمت داشت.اگرچه اخیراً طالبان دربرخی از دیدگاههای افراطی خود تجدید نظرکرده وبرخی مظاهرتمدن مانند تحصیل دختران واستفاده ازپلاتفرمهای دیجیتال راپذیرفته است اما درمباحث محوری، همچنان برمواضع تنگ نظرانه ی خویش پافشاری می نماید." ملا فضل" ازفرماندهان ارشد طالبان، اخیراً اعلام کرد که جنبش او برتاسیس امارت اسلامی منطبق بر روایتی که خودازشریعت ارائه می دهد، تاکید می ورزد.اغلب رهبران طالبان، ازاستقرار یک شورای رهبری وحکومت آمرانه درافغانستان، به سبک جمهوری اسلامی، حمایت می کنند.آنها دموکراسی را پدیده ی مذموم غرب دانسته ومعتقدند که فقط خدا می تواند رهبری رامنصوب نماید.

به نظرمی رسد طالبان درمناطق شهری افغانستان، طرفدارچندانی ندارد.شهرنشینان، اندیشه های طالبان راافراطی ومردود می شمارند.البته باید بدانیم که اندیشه های افراطی، مورد قبول همه ی اعضاء وطرفداران طالبان نیز نیست وجنبش طالبان ازاین نظر، به شدت تقسیم شده است.اولاً ، درمورد مذاکرات جاری صلح ومحتوای آن، اتفاق نظروجود ندارد.برخی ازرهبران طالبان مانند "ملاغنی برادر" ازروند صلح دفاع می کنند وبرخی دیگرمانند" محمد عباس استاتکزائی" به این مذاکرات بدبین می باشند.بااینکه هنوز مذاکرات صلح به جائی نرسیده، برخی رهبران طالبان، حزب "ولایت اسلامی" راتشکیل داده اند.ثانیاً قبائل مدافع طالبان، ازدیرباز بایکدیگر دراصطکاک بوده اند. مثلاً قبائل " علیزائی" و "نورزائی" ازدیرباز بایکدیگر درحال نزاع بوده اند. ثالثاً ،برخی فرماندهان طالبان، رهبران این گروه رابه عافیت طلبی وزندگی راحت درپاکستان ، قطر وایران ، متهم می کنند.آنها معتقدند که رهبران مزبور، باسختیها ومشقّات مردم افغانستان بیگانه اند.رابعاً ، روابط گسترده ی رهبران طالبان با بازیگران دولتی وغیردولتی منطقه، ازجمله پاکستان، قطر،روسیه وایران، موجب نارضایتی برخی فرماندهان این گروه گردیده است.درحال حاضر، طیف گسترده ای ازبازیگران منطقه ای وجهانی، دربحران افغانستان نقش ایفاء می کنند که سازمان کنفرانس اسلامی، عربستان، قطر، پاکستان، روسیه، ایران وآمریکا، فقط بخشی ازآنهاراتشکیل می دهند.فرماندهان طالبان، بویژه بارابطه ی این گروه با روسیه وایران مخالفند.زیرادست اولی رابه خون مردم افغانستان آغشته می بینند ودومی رانیزاصولاً مسلمان نمی دانند.اماآنهابا ارتش وسازمان اطلاعات پاکستان، رابطه ی نزدیک دارند وازآنهادستورمی گیرند.پاکستان ازاواخرسال2001، رهبران واعضای طالبان رادرخاک خود پناه داد وبرای رهبران این گروه، خانه های امن تهیه کرد. خامساً ، یک نوع شکاف ایدئولوژیک برسرتلفات وارده برغیرنظامیان، مشروعیت عملیات انتحاری، فساد ورهبری ناکارآمد طالبان، میان فرماندهان این گروه ، به چشم می خورد.

برای نیل به این اهداف، طالبان یک ساختار سازمانی بسیارمتمرکزراتدارک دیده که بسیارشبیه به ساختارسازمانی اغلب گروههای شورشی پس ازجنگ جهانی دوم می باشد.درراس این ساختارسازمانی، "شورای رهبری " قراردارد که ازآن به "شورای کویته" نیزیاد می شود.درکناراین شورا،شوراهای منطقه ای در پیشاورپاکستان، میرانشاه، ومشهد(ایران) نیزبرعملیات طالبان نظارت می کنند.شورای مشهد، باکمک سپاه قدس ایران،عملیات طالبان درغرب افغانستان راهدایت می کند.درگذشته شاهد بروزاصطکاک هائی میان شوراهای کویته وپیشاوربوده ایم.مبنای این اختلافات را مسائل مربوط به کنترل وفرماندهی، مسائل مالی، وبرخوردهای شخصی تشکیل می داد."مولوی هیبت الله آخوندزاده" اکنون رهبرطالبان است که پس ازترور"ملااخترمنصور" توسط پهبادهای آمریکائی،، به این سمت برگزیده شد.آخوندزاده، فاقد تجربه ی نظامی کافی برای برعهده گرفتن این سمت است.اگرچه اواکنون رهبرطالبان است اما فاقد شخصیت کاریزماتیک می باشد ولذا، این گروه، بااجماع آرای شورای رهبری هدایت می شود که پشتون های شرق وجنوب افغانستان درآن اکثریت دارند وبرخی چهره های غیرپشتون، ازجمله ازبک نیز درآن حضوردارند.شورای رهبری طالبان، برای اداره ی امورسازمان ومناطق "آزاد شده"، چند کمیسیون تشکیل داده که مقرّ همه ی آنها درپاکستان است. وظیفه ی این کمیسیونها، علاوه بررتق وفتق اموراطلاعاتی،غذائی، مسکن ، وجمع آوری مالیات، سازماندهی پلیس، قوه ی قضائیه وخدمات بهداشتی دراین مناطق نیزهست.طالبان درسطح عملیاتی وتاکتیکی،اقدام به ایجاد فرمانداریها وفرماندهی های نظامی درسایه نموده که انجام اموراستانی، منطقه ای ومحلی رابرعهده دارند.به نظر می رسد که گروه طالبان باایجاد ساختارهای اداری درسایه، خودرابرای بدست گرفتن قدرت آماده می کند.البته برخی ازاین نهادهای سایه،ماننددادگاهها، عملکرد به مراتب بهتری ازنهادهای دولتی دارند وپلیس برخی مناطق مانند هلمند، متهمین رابرای محاکمه تحویل طالبان می دهند زیرابه نظرمی رسد رسیدگی به اتهام متهمین دردادگاههای شرعی، سریعتر ومنصفانه ترازدادگاههای دولتی صورت می گیرد.

درآمد طالبان ازمحل کشت، تولید وقاچاق تریاک، تامین می شود.طالبان درمناطق تحت کنترل خود، به کارتل قاچاق مواد مخدر، اجازه ی فعالیت آزادانه می دهد ودرازای آن، درسود سرشار این تجارت سهیم می گردد.طالبان همچنین ازتولید وتجارت "متامفتامین"(methamphetamine) سود سرشارمی برد. براساس اطلاعات موجود،دوسوم لابراتوارهای متامفتامین دراستانهای فراه، ونیمروز، درغرب افغانستان، تحت کنترل طالبان می باشند.درآمد طالبان ازمحل تجارت تریاک ومتامفتامین، به 300 میلیون تا 5/1 میلیارددلاردرسال بالغ می گردد.علاوه براین،طالبان کمکهای سخاوتمندانه ای نیز ازپاکستان، روسیه،ایران وشیخ نشینهای ثروتمند خلیج فارس دریافت می کنند.دریافت عوارض راهها، عشر وزکات، ازدیگرمنابع درآمدی طالبان می باشد.این گروه همچنین ازمحل اخذ مالیات ازکشاورزان،قاچاقچیان غیرقانونی سنگ مرمر، طلا، مس وقلع ودیگرمواد معدنی ارزشمند، نیروگاههای برق، عرضه کنندگان خدمات تلفن همراه وغیره، درآمد کسب می کند.

"کلاه قرمزها" اززبده ترین واحد های نظامی طالبان می باشند که درگروههای کوچک سازماندهی شده وآموزشهای ویژه می بینند.اما کل رزمندگان تحت امرطالبان بین 55 تا85 هزارنفربرآورد می شوند که باافزودن نیروهای اطلاعاتی، ازیکصد هزارنفرفراترمی رود.طالبان درسطح تاکتیکی، ازکمین، ترور وبمب گذاری علیه اهداف دولتی ونیروهای خارجی استفاده می کند.رزمندگان این گروه، درعملیات خود از سلاحهائی چون کلاشینکف، مسلسل سنگین DSCHK، راکت اندازRPG-7،راکت اندازصحرائی 107 میلیمتری، مسلسلهای ضدهوائی5/14 میلیمتری، موادمنفجره ی کنارجاده ای، خمپاره اندازهای سنگین، راکتهای 122 میلیمتری وسلاحهای پیشرفته ی ضد تانک ، استفاده می کنند.واحدهای طالبان تقریباً درهمه ی شهرهای بزرگ افغانستان، عملیات انجام می دهند. مواضع ارتش وپلیس افغانستان دائماً درمعرض تهدید طالبان قراردارد.این گروه، دربرخی ازراههای اصلی کشور، پست ایست وبازرسی برپامی کند وتاکنون چند مرکزمنطقه ای مانند مرکزایالت بدخشان رابرای مدتی به تصرف خوددرآورده اند.اما گروه طالبان، تاکنون ازتصرف شهرهای بزرگ ناکام مانده است.این گروه،یکباردرسال 2015 شهر کندوز راتصرف کرد امانتوانست آنراحفظ کند.رزمندگان طالبان،درسال2018 نیزواردشهر فراه شدند امانتوانستند آنراتصرف نمایند.این عملکرد طالبان، باعملکرددیگرگروههای تروریستی چون داعش، تفاوت دارد.مثلاً داعش درعراق وسوریه موفق شد شهرهای بزرگی چون رقّه، موصل، فلوچه و رمادی رابه سرعت تصرف کرده وآنهارابرای مدتی طولانی تحت کنترل خود نگهدارد.اما نیروهای دولتی وامنیتی افغانستان، تاکنون موفق شده اند امنیت اکثر شهرها وراههای عمده ی کشوررا تامین نمایند.نیروهای دولتی افغان، باکمک نیروهای آمریکائی، توانسته اند تعداد زیادی از افراد وفرماندهان طالبان، چون فرمانداران درسایه ی فراه،لوگر،ورداک، رابه قتل برسانند.درعین حال، یک تحقیق انجام گرفته توسط سنای آمریکا، ازقتل، آدم ربائی، رشوه خواری، وارتباط مخفیانه ی شرکتهای خصوصی امنیتی طرف قرارداد دولت آمریکا با طالبان، حکایت می کند.اخیراً طالبان مبارزه بافساد، اعمال جنائی وناقض حقوق بشررادرصفوف خود آغازکرده است ومرتباً رهنمودهائی رادرباره ی نحوه ی اداره ی سازمانهای خود صادرمی کند.

درتوافقنامه ای که درفوریه2020 میان طالبان وآمریکا به امضاء رسید، این گروه متعهد شد که مانع ازفعالیت گروههای تروریستی درافغانستان واستفاده ازخاک این کشوربرای انجام حملات تروریستی علیه آمریکا ومتحدین این کشورگردد.اما شواهد موجود حاکی ازآن است که روابط میان طالبان وبرخی ازاین گروهها، ازجمله القاعده ، همچنان ادامه دارد. روابط میان طالبان والقاعده بیش ازدودهه ونیم است که ادامه دارد.پس ازحملات تروریستی 11 سپتامبر، طالبان ازاسترداد "اسامه بن لادن" به آمریکا سرباززد وازآن زمان تاکنون، همچنان به رابطه ی خود باشاخه ی شبه قاره ی هند القاعده ادامه می دهد. القاعده، بویژه باشبکه ی حقّانی رابطه ی نزدیک دارد.روابط شخصی آنها بسیارگسترده است. انجام ازدواجهای بین گروهی، تاریخ مشترک مبارزاتی وتشابه ایدئولوژیک، ازاشتراکات آنهامی باشد.معهذا، القاعده وطالبان، تفاوتهائی نیزدارند که شاید مهمترین آنها تاکید رهبری طالبان برتاسیس "امارت اسلامی" درافغانستان وتلاش القاعده برای تاسیس خلافت "پان اسلامی" باشد.رهبران طالبان والقاعده دریکسال گذشته بارها بایکدیگردیدارکرده اند.القاعده دراین دیدارها،ازتوافق طالبان – آمریکا استقبال کرده وآنرا یک پیروزی بزرگ برای جنبش جهادی جهان اعلام نموده است. درحال حاضر حدود یکهزار مبارزالقاعده درافغانستان حضوردارند وانتظارمی رود هسته ی مرکزی این سازمان نیز، شامل الظواهری،احمدالقطری، شیخ عبدالرحمن ، وابوعثمان نیزدرافغانستان پناه گرفته باشند.یکی دیگرازگروههای جهادی حاضردرافغانستان که باطالبان رابطه ندارد، داعش است که حدود 2200 نیرو دردراین کشوردارد.این گروه، طالبان رابخاطر مذاکره باآمریکا ودولت مرکزی افغانستان، بشدت مورد انتقاد قرارمی دهد.چندی پیش ، نیروهای دولتی افغان،"اسلام فاروقی" ، "صفی فلاح" وچند تن دیگرازفرماندهان داعش رادرقندهاردستگیرکردند.طالبان، علاوه برالقاعده،بابرخی گروههای تروریستی دیگرمنطقه، ازجمله " جیش محمد" و "لشکرطیّبه" نیزهمکاری نزدیک دارد.

ایران وپاکستان، روابط نزدیکی باطالبان برقرارکرده اند. "عبدالقیّوم ذاکر" ، " ملاغنی برادر " و "ملااخترمنصور" رهبرفقید طالبان، رابطه ی نزدیک باایران داشته ودارند.ایران اکنون به برخی سران القاعده پناه داده که یکی ازمهمترین آنها "سیف العدل " می باشد که پس ازحملات تروریستی 11 سپتامبر، درایران به سرمی برد وازاو بعنوان جانشین احتمالی الظواهری، پس ازترور"عبدالله احمد عبدالله" در تهران، یاد می شود.ایران، پول، سلاح، مهمات وتجهیزات( مانند تکنولوژی ساخت بمبهای کنارجاده ای، ودوربین های دید درشب ) دراختیارطالبان قرارداده واعضای این گروه را دراردوگاههای داخل وخارج ازکشور، آموزش می دهد. شورای مشهد، ودفاترطالبان درچند شهرایران،ازجمله زاهدان، برپاشده اند.

اگرچه آمریکا هنوز منافعی درافغانستان دارد، اما این منافع، نسبت به مقطع حملات تروریستی 11 سپتامبر، اندکی رنگ باخته است. اکنون توجه آمریکا به مسائل استراتژیکی چون رقابت باروسیه وچین، مهارایران، مقابله باپاندمی کرونا وپیامد های آن ، معطوف گردیده است. برای آمریکا همین کافی است که ازعدم تبدیل شدن دوباره ی افغانستان به بهشت امن برای گروههای تروریستی اطمینان حاصل نماید ومطمئن شود که کشورهای متخاصم، مانند روسیه، چین وایران، ازخاک افغانستان علیه منافع این کشوراقدام نمی کنند. لذا، این کشورقصددارد بزودی تعداد نیروهای مستقر درخاک افغانستان را از4500 به2500 نفر کاهش دهد.اما انجام این کار، درغیاب یک پیمان صلح معتبر وباادامه ی حمایتهای پاکستان ، روسیه، ایران، شیخ نشینهای خلیج فارس و القاعده ازطالبان، توازن قوارابه نفع این گروه برهم خواهد زد ودیری نخواهد پائید که دولت مستقردرکابل، بدست طالبان سرنگون خواهد شد.

منابع ومآخذ

1)Afghanistans future Emirate? , www.ctc.usma.edu

2)Afghanistan : background and US policy , www.crsreports.congress.gov.

3)Afghanistan and Pakistan : strategy for peace , www. Policyoptions.irpp.org

4)making peace in Afghanistan , www.usip.org