ریشه های ژئوپولتیک بحران اقتصادی ایران

دسترسی به آمارواقعی فقردرایران، تاچندی پیش بسیاردشواربود امااخیراً"مرکزآمارایران" گزارشی ازجمعیت زیرخط فقردرایران منتشرکرده که براساس آن، اکنون پنجاه درصد مردم ایران، زیرخط فقرزندگی می کنند وبانرخ سه رقمی تورم برای برخی اقلام غذائی، بزودی لبنیات ، حبوبات ، گوشت قرمز وبرنج ،ازسبد غذائی خانوارایرانی حذف خواهد شد.این درحالیست که درسال 1390 حدود 18 درصد ایرانیان زیرخط فقرزندگی می کردند.به گفته ی بازرس مجمع عالی نمایندگان کارگران کشور، خط فقربرای یک خانواده ی چهارنفره، حدود ده میلیون تومان است درحالیکه درخوش بینانه ترین حالت، حقوق ماهیانه ی کارگران ازسه میلیون تومان فراترنمی رود."مرکزتحقیقات مجلس ایران" نیزچندی است که گزارشهائی رادرباره ی وضعیت فقردرایران وخط فقر منتشر می کند که صرفنظر ازاعتباروصحّت آنها، مورد استقبال تحلیلگران، اقتصاددانان وفعالین سیاسی قرارگرفته است.قبل ازانتشاراین گزارشها، فقط به ذکراینکه "فقردرایران روبه افزایش است" بسنده می شد اما اکنون می توان این ادعارا به آماروارقام، مستند کرد.

به تعریف سازمان ملل متحد،"فقرمطلق" (Absolute Poverty) به شرائطی اطلاق می شود که تحت آن ، فرد ازدسترسی به نیازهای اولیه ی انسانی مانند غذا، آب آشامیدنی سالم، خدمات بهداشتی، مسکن، آموزش واطلاعات، محروم بماند. براین اساس، فقر فقط یک پدیده ی اقتصادی محسوب نمی شود، بلکه برخی شاخص های اجتماعی رانیز دربرمی گیرد.معهذا، سازمان ملل متحد، استانداردی کمّی نیزبرای فقرمطلق درنظرگرفته که براساس آن، درآمد روزانه ی کمتراز 9/1 دلاربه ازای هرنفر، فقرمطلق درنظر گرفته می شود.البته این رقم باید با ضریب 86/3 تعدیل شود تا قدرت خرید واقعی دلاربدست آید.براین اساس، خط فقردرایران شش میلیون تومان می باشد.ماده ی 95 ازبرنامه ی چهارم توسعه ی ایران، دولت راموظف می کند که هرساله "خط فقر" رامحاسبه واعلام نماید.اما تاکنون، این مصوبه به اجراء درنیامده است. به همین دلیل، ارقام متفاوتی برای خط فقردرایران ارائه می گردد که بین شش تا ده میلیون تومان نوسان می کند.درعین حال، شورایعالی کار درپایان سال گذشته، بدون حضورنماینده ی کارگران، افزایش دستمزد رابرای سال جاری 15 درصد( وسپس 21 درصد) اعلام کرد. هنوزمرکب بخشنامه ی حداقل دستمزد خشک نشده بود که تورمی سرسام آور کشوررافراگرفت وخط فقر، به پنج میلیون تومان( مطابق آماررسمی) . ده میلیون تومان( براساس گزارشهای غیررسمی) افزایش پیداکرد.براین اساس، 9/63 درصد کارگران کشور، به زیرخط فقر منتقل شدند و 15 میلیون نفرآنها نیز مجبورشده اند باقراردادهای غیررسمی وبادریافت مبالغی به مراتب کمتراز حداقل دستمزد، به کاربپردازند که آنهم باچند ماه تاخیربه ایشان پرداخت می گردد.

علت این سقوط اقتصادی وتعمیق چالش فقردرایران چیست؟ اقتصاد ایران اکنون با دوچالش عمده روبروست: پاندمی کوید-19 و تحریمهای فلج کننده ی آمریکا که البته هردو به یکدیگروابسته اند.پاندمی کوید-19 ، ضربه ای سهمگین براقتصاد بیمارایران واردآورده وآنرادربحرانی عمیق ترفروبرده است.باشیوع پاندمی کرونا، دولت برخلاف کشورهای موفق دنیا، ازتعطیلی گسترده ی فعالیتهای اقتصادی اجتناب ورزید. اگردولت کسب وکارمردم راتعطیل می کرد، می بایست درآمد ازدست رفته ی ایشان رابه نحوی جبران نماید درحالیکه بعلت تحریمها، توان مالی انجام چنین کاری رانداشت.لذا، دولت نه مایل ونه قادربه اینکارمی باشد.پاندمی، بیشترین تاثیر مخرب را بربخش غیرنفتی اقتصاد(کشاورزی، صنعت وخدمات) برجای گذاشت که پس ازاعمال تحریمها، موتور اقتصاد کشورمحسوب می شد.تانیمه ی سال 2020 بیش از 5/1 میلیون نفرازکاربیکارشدند وباسقوط ارزش ریال، کالاهای مصرفی باسرعتی سرسام آورگران شدند ونرخ ماهانه ی تورم از7 درصد فراتررفت که بالاترین نرخ درسالیان اخیر محسوب می شود. این امر نشان می دهد که نابسامانی های اقتصادی ایران، ریشه ی سیاسی وژئوپولتیک دارد. نوسانات شدیدی که ریال طی این مدت پشت سرگذاشت، نشانه ی ساختارناسالم اقتصادی کشورنیزمی باشد.کاهش ارزش شدید ریال دربرابر ارزهای عمده ی جهان دردهه ی گذشته، ناشی ازبدترشدن شرائط تجاری(terms of trade: به مقدارکالائی که می توان بایک واحد ازدرآمدهای صادراتی به کشوروارد کرد اطلاق می شود) ایران دربرابردیگرکشورهای جهان است.نرخ ارز درهرکشور، شاخص عملکرد اقتصادی وشرائط تجاری آن کشورمی باشد. بنابراین درشرائط بهتر تجاری، می توان کالاهای بیشتری صادرکرد واقلام پیچیده تری راوارد نمود وازاین طریق، درجهت توسعه ی پایدارگام برداشت.این مسیری است که اغلب اقتصادهای نوظهور صنعتی طی کرده ومی کنند. براین اساس، کاهش ارزش پول ملی، بایددرحالت عادی، موجب بهبود ترازتجاری ایران می گردید زیرکالاهای صادراتی راارزانتربدست مصرف کننده ی جهانی می رساند ولذا، موجب افزایش صادرات می گردید.اما، ازآنجائیکه کاهش شدید ارزش ریال، موجب گرانترشدن کالاهای وارداتی گردید،ازسطح تقاضای داخلی برای این کالاها کاسته شد وبه تبع آن، واردات نیزکاهش پیداکرد.درحالیکه ایران بشدت به کالاهای پیچیده ای چون تجهیزات پزشکی وماشین آلات صنعتی نیازمند است.اما تحریم، بی پولی وفساد ازیکسو، وگرانی این اقلام ازسوی دیگر،مانع ازتدارک آنها می گردد.ازسوی دیگر، نوسانات شدید ارزی، موجب بی ثباتی درشرائط تجاری ایران می گردد.بنابراعلام وزارتخارجه ی آمریکا، تحریمهای آمریکااز بهار2018 تاکنون، ایران از دسترسی به 70 میلیارددلار درآمد نفتی محروم کرده است وتهران اکنون فقط برای بقاء می جنگد. حذف این مبلغ کلان ازبازار ارز، موجب بروز نوسانات شدید طی سه سال اخیر دراین بازار گردیده است. این نوسانات، موجب واردآمدن شوک ناشی از تعدیل نامتقارن(asymmetric adjustment schock) برترازتجاری کشورمی گردد که خود ترقی قیمت کالاهای خارجی دربازارداخلی راموجب می گردد.

بنابراین، پول ملی ایران، یکی ازشاخص های اصلی برای تشخیص سلامت اقتصادی کشورمی باشد. ازسال 2018 تاکنون، ازارزش ریال دربرابردلارآمریکا، بیش از85 درصد کاسته شده وارزش دلار درکمترازسه سال، ازمرز 320000 ریال گذشته است. البته سقوط ارزش ریال دربرابردلار، چندان غیرمنتظره نبود.پس ازاعمال مجدد تحریمها توسط آمریکا، بویژه اعمال تحریمهای ثانویه ی این کشورازدوسال قبل، ایران ازبخش عمده ی درآمدهای صادراتی خویش محروم گشت زیرا تحریمهای ثانویه، ایران رااز بخش عمده ی درآمدهای صادراتی خویش محروم کرد زیرا تحریمهای ثانویه، شرکتهایا دولتهای سومی راکه باایران مراوده ی تجاری داشته باشند، مجازات می کند. بنابراین، تحریم عرصه رابرتجارت خارجی ایران، بسیارتنگ کرده است. دولت ایران برای دورزدن تحریمهای بین المللی،شبکه ای ازتجار، دلالان، قاچاقچی ها وصرّافی ها را درسراسرجهان بسیج کرده است.معهذا، به گزارش بانک جهانی، تاپایان سال 1399 ، برای سومین سال متوالی،ازتولید ناخالص داخلی ایران به میزان بیش از پنج درصد کاسته می شود واقتصاد این کشور، تاپایان سال مالی جاری،نسبت به سال 2017 ، یعنی قبل ازاعمال مجدد تحریمها، 17 درصد کوچکترمی شود. کمپین " حداکثرفشار" توانسته است فروش نفت ایران رااز6/2 میلیون بشکه درروز درمه2018 ، به250 تا700 هزاربشکه درسال 2020 کاهش دهد.بخش عمده ی نفت صادراتی ایران اکنون راهی کشورهای همسایه می شود که دریافت بهای آن، بدشواری میسّر می گردد. به همین دلیل، ذخائرارزی ایران رو به اتمام است.ایران تاسال 2012 ، ازمازاد تجای قابل ملاحظه ای برخورداربود.مازادی که به این ترتیب انباشته شده بود ونیز 150 میلیارددلاری که پس ازامضای برجام نصیب ایران شد، پس ازاعمال مجدد تحریمها، یابه مصرف امورجاری کشوررسید ویاخرج گروههای نیابتی این کشور درمنطقه شد. اکنون کفگیر بتدریج به ته دیگ می خورد وواردات اقلامی ازعلوفه ی دامی، مواد غذائی ودارو گرفته تا کالاهای سرمایه ای وتجهیزات پیچیده ی صنعتی ومخابراتی، دچار مشکل می گردد.

دومین علت شرائط اقتصادی بحرانی کشور، تشدید تنش های ژئوپولتیک است.گزارشها وقطعنامه های متعدد شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران،به مخالفت گسترده ی جامعه ی بین المللی باعملکرد داخلی وخارجی رژیم ایران، ابعاد گسترده تری بخشیده وزمینه سازاقدامات جمعی علیه این کشورگردیده است. بلافاصله پس ازهریک ازاین موضعگیریها، ارزش دلار به سرعت نوسان می کند.اوج این نوسانات درسپتامبر واکتبر2020 بود که درپی اعمال مجدد تحریمهای سازمان ملل متحد علیه ایران توسط آمریکا،نرخ دلاراز320000 ریال نیز گذشت ویکباردیگرارتباط میان مشکلات اقتصادی ایران وتحولات ژئوپولتیک، به اثبات رسید. البته برخی ازایت تحولات نیز تاثرمثبت براقتصاد ایران دارند. مثلاً درپی به پایان رسیدن تحریم تسلیحاتی سازمان ملل متحد علیه ایران، نرخ دلاراندکی کاهش پیداکرد وبه 273000 ریال رسید.شکست دونالد ترامپ درانتخابات ریاست جمهوری ایران نیز تاثیرمثبت اندکی برارزش دلار باقی گذاشت و 10 درصدبرارزش ریال افزود.

فشارهای تورمی که به علت اتخاذ سیاستهای ناصحیح براقتصاد ایران وارد می شود نیزبه روند نزولی فعالیتهای اقتصادی دراین کشورسرعت بخشیده است. دولت به منظور تامین هزینه های ضروری خود درغیاب درآمدهای نفتی،به انتشاراوراق قرضه وچاپ اسکناس بدون پشتوانه روی آورده است. از آنجائیکه تولید ناخالص داخلی درسراشیب سقوط قراردارد وبرسرعت گردش پول دراقتصاد نیزافزوده می گردد، قیمتها به نحونجومی افزایش می یابند.باتوجه به رشد سریع تورم ونیزنرخ بهره ای که کمترازنرخ تورم است، پس اندازهای بانکی به سوی سفته بازی وفعالیتهای غیرمولدی چون بورس بازی ومعاملات ارزی سرازیر می شوند.دراین شرائط، اوراق قرضه ی دولتی نیزدیگربرای افراد حقیقی وحقوقی( بانکها وشرکتهای سرمایه گذاری) سودآورنیستند واین امر، عرصه رابیش ازپیش بردولت تنگ می کند. حاصل این روند، پدیده ای است که ازآن درعلم اقتصاد بنام " تورم همراه بارکود" (stagflation) یاد می شود. دراین وضعیت،نرخ بالای تورم که درحالت عادی باید موجب رونق اقتصادی گردد،بارکود فراگیرهمراه می گردد.دولت سعی می کند که کسری بودجه ی خودراازطریق بازارآزاد تامین نماید. اگردولت به این سیاست ادامه دهد،"پول هلی کوپتری" (Helicopter money) اقتصادایران رابیش ازپیش بی ثبات کرده وازپای درخواهد آورد.بااین تفاصیل،اقتصاد مقاومتی، دیگرکارآئی خودراازدست داده ورژیم بجای ابزارهای سیاسی واقتصادی، بیش ازپیش به سرکوب روی خواهد آورد.

انقلاب اسلامی ایران، ازهمان ابتداء ، دفاع ازمستضعفین ونیل به عدالت اجتماعی رادرراس گفتمان خود قرارداد.درقرارداد اجتماعی که میان رهبران انقلاب وتوده های مردم شکل گرفت، وعده ی یک ساختارجدید اجتماعی اقتصادی داده شد که درآن، دیگرثروت دردست گروه کوچکی ازمردم متمرکزنمی شد وهدف اصلی نظام نیز به قدرت رساندن مستضعفان واقشارضعیف مردم اعلام گردید.پس از40 سال، اکنون حاصل این قرارداد اجتماعی چنین شده که شش درصد جمعیت کشور حتی به غذای کافی برای سیرکردن خوددسترسی ندارد ونیمی ازجمعیت نیززیرخط فقر زندگی می کنند.کاهش ارزش پول،تورم افسارگسیخته وکاهش درآمد سرانه،درکنار فساد گسترده، سیاستهای نامناسب پولی ومالی ، وافزایش سریع تعداد فقرادرکشور، تصویرجامعه ی ایران درچهل ویکمین سالگرد انقلاب اسلامی می باشد. علیرغم گفتمان اولیه ی انقلاب مبنی برعدالت وبرابری، اکنون گفتمان غالب رژیم، شانه خالی کردن ازاهداف اولیه وواگذاری مسئولیت این اهداف، بردوش خود مردم می باشد. براساس یک نظرخواهی انجام شده توسط وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، اکنون 54 درصد مردم ایران، سیاستهای دولت راناعادلانه وموجب افزایش فقراعلام کرده اند. واقعیت این است که ادامه ی تحریمهای بین المللی، اتخاذ سیاستهای ناکارآمد، فساد شایع وکوتاهی نهادهای مسئول درمبارزه بافقر،چالشهای اقتصادی بزرگی رادربرابر کشورقرارداده که شکاف میان دولت ومردم، وتضعیف مشروعیت حکام کنونی، ازنتایج آن می باشد. معهذا، فقروتبعیض اقتصادی، تنهاعلت نارضایتی عمومی درایران نیست.نادیده گرفتن حقوق زنان واقلیتها، ونیز محدودیت آزادیهای سیاسی، ازدیگرعلل نارضایتی اقشارمتوسط شهری ودانشگاهیان است. حکومت، بجای یافتن راههای عملی برای مشکلات کشور، فقط برفشاروسرکوب می افزاید.

خلاصه ی کلام اینکه، به همان اندازه که خروج آمریکا از برجام وتحمیل تحریمها، علت اصلی مشکلات فعلی ایران است( البته درکنار سوء مدیریت وفساد)، به همان اندازه نیز رفع خصومت باآمریکا ولغو تحریمها، می تواند حلال این مشکلات باشد.بهترین راه برای برونرفت ازبحران کنونی، پایان دادن به خصومت چهاردهه ای بیحاصل باآمریکاست.فقط دراین صورت است که توان بالقوه ی کشورآزاد شده وذخائرارزشمند انسانی، طبیعی وفرهنگی کشور، بجای ماجراجوئی، درخدمت توسعه ی پایدارکشور قرار می گیرد.

منابع ومآخذ

1)poverty in iran: an introduction , www.iranwire.com

2)Irans economy in 2020 , www.iranprimer.usip.org

3)battered by US sanctions , www.wsj.com

4)Irans freefall into poverty , www.rfl.com

5)7 facts about poverty in iran , www.iranfocus.com

6)sixty-four percent of irans workers in poverty , www.iranfocus.com

7)ratter than addressing poverty, iran cracks down on dissent , www.agsiw.org

, www.iranintl.com پنجاه درصد جمعیت ایران زیرخط فقر مطلق (8