چند نکته درباب مذاکرات جدید ایران - آمریکا
چند نکته درباب مذاکرات جدید ایران – آمریکا
به نظرمیرسد که خاورمیانه درسیاست خارجی " جوبایدن" ازاولویت برخوردارنیست.معهذا، آمریکا مجبوراست تحت فشارافکارعمومی، راه حلی برای بحران ایران ارائه دهد. اما، بامصوبه ی اخیر پارلمان ایران مبنی برآغازروند غنی سازی 20 درصدی اورانیوم وتعلیق بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ازتاسیسات اتمی ایران درصورت عدم لغو تحریمهای بین المللی علیه این کشور، یافتن راه حل، کارچندان آسانی نیست. مجلس شورای اسلامی، ظرف دوروز لایحه ی دوفوریتی" اقدام راهبردی برای لغو تحریمها" رابه تصویب رساند که براساس آن، پیش ازشروع مذاکره باآمریکا، دولت موظف به اجرای اقدام هائی درزمینه ی برنامه ی هسته ای خود شد.اما، جمهوری اسلامی درحیطه ی روابط خارجی، ازنظرتوان اقتصادی ویادرعرصه ی سیاست بین المللی وحتی درحال حاضردرزمینه ی امنیت کشور، درشرائطی نیست که برای مذاکره باآمریکا شرط تعیین کند. مسلماً این اقدام مجلس، یکی ازموضوع های چانه زنی درمذاکره باآمریکاخواهد بود. آنچه کاررادشوارترمی کند، انباشت اورانیوم غنی شده درایران به میزان 12 برابرسقف تعیین شده دربرجام است. این اقدامات ایران، باهدف تقویت موضع این کشوردرمذاکرات پیش رو باآمریکااتخاذ شده است.اقدامات تحریک آمیزدیگری چون توقیف کشتی کره ای نیزدرهمین راستا قابل ارزیابی است. اما به رغم تنش زائی خطرناک ازسوی هردوطرف، انتظارمی رود درنخستین ماههای زمامداری بایدن، دورجدیدی ازدیپلماسی باحضوریک میانجی بین تهران وواشنگتن، آغازشود.اما، توانائی بالقوه ی ایران دردسترسی به بمب اتمی، تنها چالش رویاروی دولت بایدن دررابطه باایران نیست.برنامه ی موشکی وسیاست خارجی تهاجمی ایران که به بی ثباتی درمنطقه دامن می زند، ازدیگرچالشهای موجود است که می تواند موجب گسترش عمودی وافقی منازعات منطقه ای گردد.درهرحال، برنامه ی هسته ای ایران، مستلزم پاسخی عاجل ازسوی آمریکاست. ایران اکنون زمان گریز(breakout time) خودرابرای ساخت بمب اتم، از12 ماه درابتدای دولت ترامپ، به سه تاچهارماه درپایان کاراین دولت، کاهش داده است.این کشورهمچنین توانسته است زمان غنی سازی 20 درصدی اورانیوم رااز24 ساعت به 12 ساعت کاهش دهد.
رویکردی که اکنون اروپا وبایدن درقبال برجام درپیش گرفته اند "خوش بینی محتاطانه" است.درچهارچوب این رویکرد، دولت بایدن اولاً برتعهد خود مبنی برجلوگیری ازدستیابی ایران به سلاح اتمی تاکید می کند ، ثانیاً به ایران توصیه می کند که به مسیردیپلماسی بازگردد واگرچنین کند، دولت آمریکا نیزبه برجام برمی گردد وآنرا نقطه ی شروع برای مذاکرات بعدی تلقی خواهد نمود.ثالثاً دولت جدید آمریکا که به شدت با برنامه های بی ثبات کننده ی ایران درمنطقه مخالف است، متعهد می شود که نقض حقوق بشردر ایران رانیزدرکنارحمایت این کشورازتروریسم وبرنامه ی موشکی، باجدیت دنبال کرده ومجازاتهائی راعلیه ایران وضع نماید. حال باید دید که این اهداف بایدن، چقدردست یافتنی است ؟ بسیاری معتقدند که اصولاً باحکومت جمهوری اسلامی نمی توان به توافق رسید.آنها می گویند پرخاشگری وتجاوز درذات این رژیم نهفته است ولذا، قابل درمان نیست. براین اساس، ایشان تنهاراه حل رادرتغییررژیم ایران می بینند وبرآنند که تشدید فشارها، سرانجام به فروپاشی این رژیم می انجامد. شاید چنین باشد اما، چه کسی می تواند زمان تحقق آنرا تعیین کند ؟ بعلاوه، طرفداران این رویکرد، چند سئوال رابی پاسخ می گذارند. چه رژیمی جایگزین رژیم فعلی می گردد؟ چه خسارات جانی ومالی برکشورومردم ایران تحمیل می شود؟ و... . آمریکا وجامعه ی بین المللی، سابقه ی خوبی ازتغییررژیم درمنطقه ندارند. تجربه ی عراق، لیبی، افغانستان وسوریه، چندان موفق وخوشایند نبوده است. تلاش برای تغییررژیم دراین کشورها، خلاء قدرتی بوجود آورد که گسترش منازعات قبیله ای-فرقه ای وظهورافراطیون اسلامگرائی چون داعش، ازپیامدهای آن بود.
اگردولت بایدن، تغییررژیم درایران را هدفی دست یافتنی ومفید نداند، درآنصورت باید توجه خودرابرتغییررفتاراین رژیم متمرکزنماید.تجربه نشان می دهد که رژیم ایران آماده ی عقب نشینی های تاکتیکی باپیامدهای استراتژیک است واگردربرابرفشارحداکثری جامعه ی جهانی- ونه فقط آمریکا – قرار بگیرد، از" نرمش قهرمانانه" ابا نخواهد داشت.قبلاً دراواخردهه ی 1360، آیت الله خمینی باآنکه بارها گفته بود که جمهوری اسلامی تاپیروزی نهائی به جنگ ادامه می دهد وشعار" جنگ جنگ تاپیروزی" را به شعارهمگانی تبدیل کرده بود، وقتی با تبعات گسترده ی جنگ وفشارهای بین المللی روبروشد، سرانجام تن به صلح داد. دردهه ی 1370 نیزرژیم ایران که باخطرتحریم اقتصادی وقطع روابط دیپلماتیک باجهان روبروشده بود، ازترورمخالفان جمهوری اسلامی درخارج ازکشور دست کشید وسرانجام وقتی که دردهه ی 1380 ارتش آمریکاتوانست رژیم صدام حسین راکه ایران نتوانسته بود با8 سال جنگ به زانودرآورد، درمدت 3 هفته سرنگون نماید، رژیم ایران ازبیم آنکه هدف بعدی آمریکاقرارگیرد، باب گفتگو درباره ی برنامه ی هسته ای خودرابازکرد. اما اگرفقط فشار، کارسازبود، سیاست فشارحداکثری دولت ترامپ بایددرسه سال گذشته نتیجه می داد وبه تغییراساسی درسیاست ایران منجرمی گردید. این درست است که فشارحداکثری، بهائی سنگین براقتصاد ومردم ایران تحمیل کرد ومنابع رژیم رابرای کمک به گروههای نیابتی درمنطقه کاهش داد، اما نتوانست آنرابخشکاند.این سیاست، حتی نتوانست مانع ازپیشرفت برنامه ی موشکی ایران گردد.اگرچه ایران دیگرنتوانست سالیانه 800 میلیون دلار درسال به حزب الله بدهد، اما حداقل نیمی ازآنراپرداخت نمود.عناصرسپاه قدس، درسالهای زمامداری ترامپ، همچنان درمنطقه فعال ماندند وبه تامین مالی، حمایت ، آموزش، تسلیح وهدایت گروههای نیابتی ادامه دادند.اکنون این سئوال پیش روی دولت بایدن قراردارد که ترکیب فشارهای اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی ونظامی آمریکا چگونه باید باشد تابه نتیجه ی مطلوب برسد؟ به نظرمی رسد این دولت قصددارد درس های لازم رااز عملکرد دولت های اوباما وترامپ درهمه ی زمینه ها، ازجمله بحران ایران، بیاموزد. بایدن می داند که طی چهارسال گذشته، شرائط تغییرکرده است: دونالد ترامپ کاخ سفید راترک کرد، انگلیس ازاتحادیه ی اروپاخارج شد،برنفوذ چین درجهان افزوده گشت وروسیه سیاستهای تهاجمی تری درپیش گرفت.البته برمقاومت ایران دربرابر مطالبات جامعه ی بین المللی نیزافزوده گشت.
محورسیاست دولت اوباما رادرقبال ایران، موارد زیرتشکیل می داد :1) مسئله ی هسته ای ایران آنقدرحیاتی است که دولت آمریکابایدآنرا جداازدیگرمسائل مربوط به ایران دنبال نماید تا بتواند رشد سریع برنامه ی هسته ای این کشوررا متوقف نماید. 2) تشکیل جبهه ی واحد بااروپا وجامعه ی بین المللی، به انزوای سیاسی ایران درجهان منجرمی شود واین کشورراواداربه پاسخگوئی می نماید. 3)ایران هیچگاه ازغنی سازی اورانیوم بطورکامل دست نمی کشد اما بابرخی محدودیتها ونظارت دقیق برزنجیره ی کامل فعالیتهای اتمی خود موافقت می کند. 4)لغو تحریمها، به ادغام ایران درسیستم بین المللی می انجامد ومانع ازبه خطرانداختن این دستاورد بزرگ توسط اعمال ماجراجویانه ی منطقه ای وجهانی می گردد. نتیجه ی این روند، میانه روی واعتدال رژیم ایران خواهد بود. 5)جامعه ی بین المللی بتدریج ازادامه ی تحریمها خسته می شود وروزبروز ازبرّائی تحریمها کاسته می گردد. تحریم رانمی توان برای همیشه ادامه داد. 6) جمهوریخواهان بابرجام مخالفند ولذا این قرارداد نمی تواند تصویب کنگره راپشت سرخودداشته باشد ولذا هیچگاه بصورت یک پیمان رسمی وغیرقابل نقض درنمی آید. 7) باید بسیارمحتاط بود تاپس ازامضای برجام، مرتکب عملی نشد که اجرای برجام رابه خطر بیفکند.لذا، دولت اوباما ، بردخالتهای منطقه ای وبرنامه ی موشکی ایران چشم فروبست.
باگذشت چند سال ازآن زمان، اکنون مشخص شده که برخی ازاین فرضیه ها غلط بوده اند.اولاً مشخص شد که اگرحتی جامعه ی جهانی ازتحریم خسته شده باشد، بازهم سیستم مالی وتجاری بین المللی، ریسک معامله باایران رابه قیمت ازدست دادن بازارآمریکا نخواهد پذیرفت. ثانیاً، برجام بجای تشویق رهبران ایران به میانه روی، آنهاراجسورترساخت وبرمداخلات این کشوردرمنطقه افزود.ثالثاً، این پیش فرض که ایران بلافاصله پس ازامضای برجام، درصدد نقض پنهانی آن برخواهد آمد، به حقیقت نپیوست واین کشور، به اذعان آژانس بین المللی انرژی اتمی، به تعهدات برجامی خویش، تالحظه ی خروج آمریکاازاین پیمان، پای بند باقی ماند.اما، بیشتر پیش فرضهای دولت اوباما درست ازآب درآمد. خطرحمله ی یکجتنبه ی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران وبه آتش کشیدن کل منطقه، بابرجام کاهش یافت. حمله ی اسرائیل، چهره ای مظلوم ازایران به جهانیان ارائه می داد ومانع ازانزوای دیپلملتیک این کشورمی گردید.دولت اوباما معتقد بود که ایرانیها، هیچگاه مایل نیستند به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شوند واین یکی ازفرضیات درست اوباما، ونادیده گرفتن آن از خطاهای دونالد ترامپ بود.بعلاوه، این درست است که سیاست تحریم یکجانبه ی ایران توسط آمریکا،دستاوردهای اقتصادی مهمی داشت، اما موجب انزوای سیاسی ایران درسطح جهانی نگردید بلکه برعکس، آمریکا راحتی درمیان متحدین خود به انزواکشاند. خروج ترامپ ازبرجام، نه تنها موجب فروپاشی این پیمان نگردید بلکه باسرزنش دیگراعضای پیمان ونیزجامعه ی جهانی روبروشد.آنهابااعمال مجدد تحریمها علیه ایران مخالفت کردند.ازسوی دیگر، دولت ترامپ، هیچ برنامه ی مشخصی برای پس ازبرجام نداشت. کشتن قاسم سلیمانی، اگرچه رژیم ایران راتکان داد، اما موجب توقف حملات نیابتی به منافع آمریکا درمنطقه نگردید.
بنابراین، دولت ترامپ دررابطه باایران، میراث متفاوتی ازخودبرجای گذاشت.جنبه های منفی این میراث آن بود که ایران رابه سلاح اتمی نزدیکترکرد، برفعالیتهای بی ثبات کننده ی تهران درمنطقه افزود، تجهیزات پیشرفته مانند موشکهای هدایت شونده رادردسترس گروههای نیابتی ایران قرارداد، واین کشوررابیش ازپیش به مرزهای اسرائیل نزدیک نمود.جنبه های موثرمیراث ترامپ نیز عبارت بودازتحمیل فشارقابل ملاحظه به ایران،به تکاپوافتادن رژیم ایران برای لغوتحریمهائی که کشوررادرآستانه ی فروپاشی قرارداده است، همزمانی بحران اقتصادی بابحران پاندمی که برای نخستین بار دست ایران رابسوی جامعه ی بین المللی درازکرد، نارضایتی شیعیان لبنان وعراق ازسیاستهای منطقه ای تهران، معرفی سردمداران ایران بعنوان عناصری فاسد، ناکارآمد وسرکوبگربه جهانیان. بدلیل ماهیت استبدادی حکومت ایران واقتصاد ناعادلانه اش، اکنون بیم آن می رود که تصمیمات عاجل پیش رو، ازجمله مذاکره باآمریکا، درخلاف جهت منافع ملی ودرراستای ویران سازی وضعیت زندگی اکثرمردم سیرکند.موضوع مذاکره باآمریکا وبازگشت به برجام، درحال حاضر، به اصلی ترین بحثهای رسانه ای ورقابت سیاسی تبدیل شده است. اما واقعیت این است که برجام، فقط راه حل سیاسی وبین المللی موقت دررفع بحران می باشد وتوانائی ایجاد دگرگونیهای بنیادین دراقتصاد ملی وبویژه درمعیشت توده هارا، هیچگاه نداشته ونخواهد داشت.
به نظرمی رسد دولت بایدن، درسهای لازم راازمیراث اوباما نیزآموخته باشد.فقط تمرکزبر مسئله ی هسته ای ایران ونادیده گرفتن دیگرسیاستهای ماجراجویانه ی تهران، ونیزچشم فروبستن برمتحدین منطقه ای آمریکا(اسرائیل،عربستان،امارات متحده عربی)، ازعمده ترین نقاط ضعف میراث اوبامابود.اما 8 سال گذشته، حاوی درسهای مهمی نیزبرای ایران بود.ایرانیها به این نتیجه رسیده اند که برجام نتوانسته است به وعده های اقتصادی خود عمل نماید لذا،آنها درمذاکرات آینده، ضمن تاکید بربرنامه ی هسته ای ومنافع منطقه ای خود، خواستاردریافت تضمین هائی برای دسترسی به مزایای اقتصادی پیمان وتداوم آن پس ازانتخابات 2024 آمریکا وروی کارآمدن احتمالی جمهوریخواهان درآمریکا خواهند گردید.این درخواست ، پای کنگره رانیز به مذاکرات دوکشور بازخواهد کرد.بایدن می داند که جلب نظرکنگره به توافق احتمالی باایران،چقدردشواراست. این دشواری هنگامی بیشترمی شود که بدانیم کنترل مجلس سنا دردست دموکراتهانیست.بایدن صریحاً اعلام کرده تازمانی که ایران بطورتمام وکمال به تعهدات برجامی خودبازنگردد،لغوتحریمهاممکن نیست. ایرانیها نیزخواستارکاهش تحریمهاقبل ازبازگشت به تعهدات برجامی خویش اند.به نظرمی رسد تسهیل تجارت بشردوستانه باایران، که بدون دلیل توسط ترامپ بامشکل روبرو گردیده، راه برون رفت ازاین بن بست باشد.درهرحال، به نظرمی رسد رویکردبایدن درقبال ایران، حداقل حاوی عناصراصلی زیرباشد :اولاً، بایدن خواستاربرخوردهماهنگ آمریکا، انگلیس،فرانسه وآلمان، درقبال ایران می باشد.ثانیاً، اومایل است برنامه ی هسته ای، موشکی ورفتارمنطقه ای ایران را درقالب یک پلاتفرم واحد موردمذاکره قراردهد.اما او درعین حال مایل نیست تعدیل برنامه ی هسته ای ایران را گروگان پیشرفت دردوعرصه ی دیگرقراردهد.ثالثاً، بایدن ازمتحدین وشرکای منطقه ای آمریکاانتظاردارد ازمذاکرات این کشورباایران حمایت کنند..رابعاً، بایدن قصدداردازاهرم تحریم وفشاراقتصادی برایران، به بهترین نحو استفاده نماید.تیم بایدن ازهم اکنون مذاکراتی رابا شرکای اروپائی وکمیته های ذیربط کنگره ونیز اسرائیل، عربستان وامارات متحده عربی، آغازکرده است.مسلماًآنهابرروی اهداف بلندمدت واستراتژیک این مذاکرات، توافق دارند اما درمورد تاکتیکها واهداف کوتاه مدت آن، تفاهم ندارند.
شایددستیابی به یک سلسله قراردادهای موقت باآمریکا، مثلاً توافق درمورد کاهش ذخیره ی اورانیوم غنی شده درکشور، ویابرچیدن آبشارهای سانتریفیوژهای پیشرفته، درازای دسترسی ایران به بخشی ازپولهای توقیف شده، یکی ازراه حلهای واسط باشد.براساس امتیازاتی که دوطرف واگذارمی کنند، می توان حتی معافیتهائی را نیزبرای خرید نفت ایران برای برخی کشورها صادرکرد. این توافقات محدود راهمچنین می توان درموارد زیرنیزبه اجراء گذاشت : محدودیت تعداد وانواع سانتریفیژها، مقداراورانیوم انبارشده درایران، سطح غنی سازی، ابعاد زیرساخت هسته ای، ودسترسی آژانس بین المللی انرژی اتمی به سایتهای اعلام نشده ی ایران و... . آنچه مسلم است اینکه ایران ازبرنامه ی اتمی خوددست نخواهد کشید.این کشور همچنین به آسانی ازسوریه عقب نشینی نخواهد کرد. درعین حال، نه اسرائیل ونه ایران وحزب الله، هیچیک مایل به آغازجنگ نیست. حزب الله به خوبی می داند که درصورت شعله ورشدن آتش جنگ بااسرائیل، زیرساخت نظامی، رزمندگان ورهبرانش ازاین جنگ جان سالم بدرنخواهند برد. اما اسرائیل نیز می داند که قادربه رهگیری وانهدام همه ی 2000-1500 موشکی نیست که حزب الله روزانه بسوی این کشورشلیک خواهد کرد.درصورت وقوع جنگ، اسرائیل احتمالاً اهداف ارزشمند وزیرساختی ایران راهدف قرارخواهدداد.اگرشروع این جنگ قابل پیش بینی باشد، خاتمه ی آن قابل پیش بینی نیست.
بایدن معتقد است تازمانی که جمهوری اسلامی، تهدیدی برای منطقه وخارج آن محسوب می شود،زیرساخت صنعت اتمی این کشوررانباید برسمیت شناخت. شاید نخستین گام دربرخورد بابرنامه ی موشکی ایران نیز، محدود کردن برد موشکی این کشورباشد.ایران نیز احتمالاً بااین امر ونیزمحدود کردن تولید برخی ازانواع موشکها وآزمایشات موشکی، موافقت خواهد کرد. صدورموشک کروز وپهباد به کشورهای منطقه، که نقض فاحش قطعنامه ی 2231 شورای امنیت محسوب می شود، تهدیدی جدّی برای منطقه محسوب می شود وبایدن قصددارد به موازات مذاکرات هسته ای، آنرانیزدنبال نماید.برخی کارشناسان توصیه می کنند که یک چهارچوب منطقه ای برای این مذاکرات درنظرگرفته شود.اما حتی اگراین پیشنهاد عملی باشد، بسیاربعید به نظرمی رسد که چنین کنفرانسی بتواند منافع ونظرات متضاد شرکت کنندگان رابهم نزدیک نماید.اگرقرارباشد یک اجلاس منطقه ای برگزارشود، برنامه ی آن باید حول چالشهای مشترکی چون پاندمی، محیط زیست و آب باشد. بدیهی است که تلاش برای بهبود روابط ایران وعربستان، می تواند درموفقیت این مذاکرات موثرواقع شود.آمریکانیزمی تواند باتسهیل معاملات ایران بادلار، همکاری بااروپا درراه اندازی مکانیسم اینستکس ، صدور مجوزبرای همکاری باصنایع سبک ایران وصدورکالاهای مصرفی ساخت آمریکا به ایران، سهم به سزائی درتغییرجوّ حاکم برمناسبات دوطرف داشته باشد.آمریکاهمچنین می تواند تجهیزات وداروهای لازم برای مبارزه باپاندمی رادراختیارایران قراردهد و ارسال کمکهای بشردوستانه ازطرف ثالث رانیز تسهیل نماید.همچنین لغو محدودیتهای مسافرتی وصدورویزا برای دانشجویان می تواند تاثیربسیارخوبی برافکارعمومی ایران برجای بگذارد.لازمه ی موفقیت سیاستهای بایدن درقبال ایران، درنظرگرفتن جنبه های مثبت ومنفی میراث ترامپ است.دولت بایدن درشرائطی قراردارد که می تواند به این مهم نائل شود.
البته چانه زنی جدید باآمریکاآسان نخواهد بود اما، ارزشمند است.کاهش تنش درمنطقه،بازگشت دوطرف به صحنه ی بین المللی وامن ترشدن جهان، چشم اندازی است که دوکشورمی توانند درسال جدید، برروی جهان بگشایند. باید توجه داشت که برخوردها ومصوبه های اخیررژیم ایران دررابطه با برنامه ی هسته ای ومذاکره باآمریکا، صرفاً مصرف داخلی دارد وبه منظوررقابت درعرصه ی انتخابات مهندسی شده ی 1400 است تانشان دهد کدام جناح، یعنی کدام بخش ازبورژوازی بوروکراتیک ایران، توان ابرازلیاقت واتوریته ی مدیریت مذاکره باآمریکارادارد.
منابع و مآخذ
1)Ihelped negotiate the iran nuclear deal , www.time.com
2)the coming iran nuclear talks , www.winep.org
3)iran tries to increase its leverage in future negotiation with president Biden , www.nbcnews.com
قربانی شدن منافع ملی دررقابت های جناحی ومذاکره باآمریکا،www.tudehpartyiran.org 4)
آینده ی مذاکرات احتمالی ایران وآمریکا ، www.hamshahrionline.ir 5)
آیا غنی سازی 20 درصدی به جنگ منتهی می شود؟ ، www.per.euronews.com 6)
PER.EURONEWS.COM