کمونیسم، ائتلاف ، و مبارزه ی طبقاتی

یکی ازمباحث دیرپا درجنبش کمونیستی جهان، مسئله ی تشکیل ائتلاف وسازماندهی جبهه ی متحد است واینکه آیاکمونیستها می توانند دراین ساختارهای مبتنی برهمکاری مشارکت ورزند واگرپاسخ مثبت است، این کارباید چگونه وتحت چه شرائطی انجام گیرد؟ درابتداء ، برخی احزاب که نام کمونیست ومارکسیست لنینیست رانیزیدک می کشیدند، مخالف شرکت دراین ساختارهابودند اما، اغلب آنها پس ازگزارش " دیمیتروف" به کنگره ی هفتم کمینترن، نظرخودراتغییردادند.دیمیتروف دراین گزارش، خواستار پایان دادن به خودانزوائی وفرقه گرائی درجنبش کمونیستی گردید وازتشکیل جبهه ی مردمی علیه فاشیسم وجنگ حمایت کرد.اوازاحزاب کمونیست خواست تاتاکتیکهای خودرادراین زمینه، بادیگراحزاب وسازمانها، حتی آنهائی که رابطه ای باطبقه ی کارگرندارند، هماهنگ سازند.

این سیاست که سابقه ی تاریخی داشت، ازآن پس باجدیت توسط احزاب کمونیست دنبال شد.دولت جدیدی که پس ازانقلاب اکتبر1917 درروسیه برسرکارآمد، یک دولت بلشویکی خالص نبود بلکه دولتی ائتلافی باشرکت جناح چپ حزب سوسیال رولوسیونرها بود.البته این ائتلاف، چندان دوام نیاورد. درجولای1918 ،سوسیال رولوسیونرها باهدف کارشکنی درپیمان "برست لیتوفسک"، سفیر آلمان درروسیه راترورکردند.آنهامی پنداشتند که بااین ترور،می توانند به عمرپیمان مزبور که آنرا به نفع محور آلمان – اطریش هنگری می دانستند، پایان داده وآتش جنگ میان روسیه وآلمان رادوباره شعله ورسازند. امااین اقدام، به عمرائتلاف بلشویکهابا این گروه پایان داد.

درکوبا، ائتلافی کاملاً نامتجانس، انقلاب رابه پیروزی رساند.سازمان فیدل کاسترو بنام " جنبش 26 جولای " توسط حزب کمونیست که درآن زمان حزب سوسیالیست خلق نامیده می شد، تاسیس نشده بود.درآن زمان، تمرکزحزب کمونیست برمبارزات کارگری بود واین حزب، حتی به مبارزات چریکی جاری درکوهستانها، به دیده ی تردید می نگریست وآنرا " ماجراجوئی غیرمسئولانه" تلقّی می کرد.لذا، جنبش 26 جولای، درهمکاری نزدیک با " هیئت مدیره ی انقلابی" که یک سازمان دانشجوئی فعال درشهرهابود، کاررابه پیش می برد.سرانجام پس ازمدتی، حزب سوسیالیست خلق، تصمیم به همکاری با جنبش 26 جولای گرفت وپس ازسفر مخفیانه ی " کارلوس رافائل رودریگز"ازرهبران حزب ، به مقرّ شورشیان درکوهستان ومذاکره باآنها، سیاست حزب تغییرکرد. پس ازسرنگونی دیکتاتور" باتیستا" ، هرسه جریان فعال درجنبش انقلابی،مذاکره درمورد ساختارو اهداف دولت جدیدرادرهماهنگی کامل بایکدیگرآغازکردند. درسال 1965 ، همه ی عناصردارای سمتگیری سوسیالیستی درسه جریان مزبور، گردهم آمدند وحزب کمونیست کوباراتشکیل دادند که تاامروز حکومت رادرکوبا بدست دارد. جزئیات تعامل پیچیده ی این سه سازمان ورابطه ی آنها راباجنبش کارگری کوبا، می توان درکتاب خواندنی " تاریخ انقلاب کوبا " نوشته ی " استیو کاشین" (s.cushion) مشاهده کرد.

درویتنام ، حزب کمونیست توانست فرانسه، ژاپن ، مجدداً فرانسه، وبالاخره آمریکا را شکست داده، به استقلال ملی نائل گردیده ودرراه سوسیالیسم گام بگذارد.اما کمونیستها به تنهائی به این مهم نائل نگردیدند.آنها به رهبری " هوشی مینه" وباهمکاری سیاسی ونظامی با یک سازمان مردمی بنام "ویت مینه"، برآمریکاغلبه کردند. این سازمان، جبهه ای از کمونیستها وگروههای غیرکمونیست بود که همه باامپریالیسم مخالف بودند.اگرچه ویت مینه پس ازشکست آمریکامنحل شد اما، حتی امروزنیز، حزب کمونیست درقالب یک ائتلاف، برکشورحکومت می کند که "جبهه ی پدری ویتنام" نام دارد.تعداد زیادی ازگروهها وسازمانهای ویتنام، عضو این جبهه هستند. پس ازجنگ جهانی دوم نیزکه دولتهای سوسیالیستی دربخشی ازاروپابرسرکارآمدند، بازهم کمونیستها درراس ائتلافهائی متشکل ازدیگرگروههای چپ وچپ میانه، اداره ی این کشورهارابدست گرفتند.اکنون ائتلاف تحت رهبری کمونیستها، دهه هاست که قدرت رابه تناوب درایالت کرالا ی هند دردست دارد. پیروزی این ائتلاف، مدیون اجرای طرحهای رفاه بخش، اتخاذ رویکرد جامعه محور، وبرخورد مناسب با مصائب طبیعی چون سیل وپاندمی کرونا، ونیزدفاع ازارزشهای ملی چون سکولاریزم، دربرابرحملات جناح راست به رهبری حزب حاکم "بهاراتیاجاناتا" است.

بطورکلی، احزاب سیاسی باسمتگیریهای ایدئولوژیک متفاوت، ازچند طریق می توانند به همکاری تاکتیکی واستراتژیک بایکدیگربپردازند. یکی ازاین روشها، تشکیل " ائتلاف های ساختاری" است که به معنی توافق سازمانهای مختلف حول برخی موارد خاص می باشد.تنظیم یک برنامه ی حداقلی که جمعبندی ازاهداف، استراتژیها وتاکتیکهائی است که سازمانهای مزبور برروی آن توافق می کنند. سازمانهای شرکت کننده دراین ائتلاف، به برنامه ی حداقلی پای بندند اما می توانند دربقیه ی موارد، بطورمستقل عمل کرده وحتی به انتقاد ازیکدیگربپردازند.مهمترین کاربرد ائتلافهای ساختاری،درتبلیغات انتخاباتی است که شرکت کنندگان درائتلاف متعهد می شوند بجای حمایت ازکاندیداهای خاص خود، دربرخی مناطق از کاندیدای یکدیگرکه شانس بیشتری برای پیروزی دارد، حمایت کنند.این ائتلاف، بویژه درکشورهای اروپائی رواج دارد.

دومین شکل ائتلاف، " حمایت ازخارج " است.دراین ائتلاف،سازمانها ضمن اجتناب ازائتلاف ساختاری، بطورنانوشته ازاحزاب یاائتلافهای دیگرحمایت می کنند تااکثریت پارلمانی رابدست آورند ویامانع از به قدرت رسیدن احزاب وجریانات رقیب گردند.مثلاً درپرتغال، حزب حاکم سوسیالیست، فقط باحمایت ازخارج توسط حزب کمونیست وحزب سبز، رای کافی برای برسرکارماندن بدست آورد.به نظرحزب کمونیست پرتغال، سیاست حمایت ازخارج که پس ازانتخابات سال 2015 اتخاذ شد، دوهدف عمده رادنبال می کند.اول، ساکت کردن جناح راست حزب سوسیالیست ودوم،تقویت موضع حزب کمونیست درانتقادازدولت سوسیالیست . یک نمونه ی دیگرازحمایت ازخارج، به ونزوئلا مربوط می شود. این کشورآمریکای لاتین که تحت محاصره ی امپریالیسم قراردارد، توسط یک ائتلاف بزرگ که" ائتلاف کبیر میهنی" نامیده می شود،اداره می گردد. این ائتلاف، 15 سازمان چپگرا وچپ میانه راشامل می گردد.حزب کمونیست ونزوئلا نیزکه عضواین ائتلاف است، درعین حال منتقد جدّی برخی سیاستهای داخلی پرزیدنت "نیکلاس مادرو" وحزب سوسیالیست متحداومی باشد. اخیراً حزب کمونیست ونزوئلا وچند سازمان چپگرای دیگر، یک جبهه ی متحد بنام " ائتلاف انقلابی مردم" تشکیل دادند.این جبهه، ضمن شرکت مستقل درانتخابات، همچنان ازدولت مادرو دربرابرتهاجمات امپریالیسم وایادی داخلی آن، حمایت می کند. درهرحال، کمونیستهادرکشورهائی چون ونزوئلا،تحت هیچ شرائطی حاضرنیستند رابطه ی خودرابا طبقه ی کارگر ودیگرزحمتکشان قطع کنند.درغیراینصورت، دیگران ازجمله پوپولیستهای راستگرا وحتی فاشیستها، جای خالی آنها راپرخواهند کرد.

اما اگراحزاب کمونیست درائتلاف با دیگراحزاب، ازجمله احزاب بورژوائی، ماهیت، ریشه های کارگری واهداف سوسیالیستی خودرا فراموش کنند،قطعاً ازمسیر درست منحرف شده وحاصل آن، تضعیف حزب کمونیست وطبقه ی کارگرونهایتاً انزوای حزب طبقه ی کارگرخواهد بود. این روند را می توان بوضوح درتحولات جنبش کارگری دردوران پس ازجنگ جهانی دوم مشاهده کرد."ارل براودر" (E.Browder) دبیرکل حزب کمونیست آمریکا، باتغییرنام حزب کمونیست آمریکا به "انجمن سیاسی کمونیستی"، وبابرداشت غلط از همکاری اتحاد شوروی باآمریکا، تنگلیس ودیگرقدرتهای غربی درجریان جنگ، این همکاری رابه جنبه های اقتصادی ومالی گسترش داد وازهمگرائی سرمایه داری وسوسیالیسم دردوران پس ازجنگ، سخن به میان آورد. متاسفانه " براودریسم" دررهبری برخی احزاب دیگرکمونیست جهان ، بویژه درآمریکای لاتین نیزرخنه کرد. این گرایش همچنان جان سختی نشان می داد وسه دهه بعد خودرابصورت " کمونیسم اروپائی " نمایان کرد. ترک مبارزه ی طبقاتی ودست کشیدن از همبستگی ضدامپریالیستی، دربرنامه ی این احزاب منعکس گردید. برخی احزاب کمونیست، ازجمله احزاب بسیارقدرتمند ایتالیا ومکزیک، کاملاً منزوی شده وبرخی دیگربه شدت آسیب دیدند. اما نه براودریسم ونه کمونیسم اروپائی، نتوانستند ازاهمیت تشکیل ائتلافهای سیاسی بکاهند وتشکیل جبهه ی متحد بادیگراحزاب وسازمانها، ضمن حفظ اصول، به محورفعالیت احزاب کمونیست تبدیل شد.عملکرد کنونی حزب کمونیست پرتغال، الگوئی برای عملکرد مسئولانه ی احزاب کمونیست درجوامع چند صدائی است.کمونیستهای این کشور، اولویت اصلی خودرا سد کردن راه احزاب راستگرا ومتحدین فاشیست آنها،برای رسیدن به قدرت می باشد.آنها درعین حال،بررویکرد ضدامپریالیستی ومواضع مارکسیستی لنینیستی خود، علیرغم میل دولت سوسیالیست این کشور، پافشاری می کنند وجنبه های منفی سیاستهای داخلی وخارجی دولت رامورد انتقادقرارمی دهند.درایران نیز، حزب کمونیست این کشور، سالهاست که درراه تشکیل جبهه ی متحد ضددیکتاتوری تلاش می کند.به نظراین حزب،طبقه ی کارگر وبخشهای بسیارمتنوع اقشارمیانی وروشنفکران که سابقه ی مبارزاتی 120 ساله دارند،بخش های وسیعی ازخرده بورژوازی، دهقانان وخرده مالکان ونیزبخشی از بورژوازی ملی، منافع مشترکی در مبارزه با دیکتاتوری حاکم دارند وبالقوه می توانند درجبهه ای متحد بااهداف مشترک، مبارزه رابه پیش ببرند. اما درآمریکا ، هنوزبرخی معتقدند که حزب کمونیست بدنبال ائتلاف باحزب دموکرات است.موضع حزب کمونیست درحمایت از جوبایدن دربرابر دونالد ترامپ درجریان انتخابات اخیرریاست جمهوری آمریکا، این تصورراتقویت نمود.حزب کمونیست آمریکا، ضمن حفظ استقلال خود، بدنبال همکاری کوتاه، میان وبلند مدت بادیگرگروههای سیاسی، به منظورتقویت مواضع ومنافع طبقه ی کارگر، ممانعت ازقدرت گرفتن فاشیسم ونژادپرستی، جلوگیری ازجنگ، وتخریب محیط زیست است.این حزب، بعنوان یک حزب کوچک( والبته روبه رشد)، فعلاً نمی تواند بلوک خودرادرانتخابات تشکیل دهد ونمایندگان خویش رادرکنگره داشته باشد اما می تواند درائتلاف با دیگرنیروها، نقش پررنگی درحیات سیاسی جامعه ایفاء نماید.

منابع و مآخذ

r