از"تخریب خلاق" تا " جنگ تمام عیار"
نظریه پردازان " تخریب خلاق " و " جنگ تمام عیار " ، باورهای ستیزه جوترین محافل سیاستگذارآمریکا راتئورتیزه می کنند. تخریب خلاق، به معنی برچیدن سیستمها وروشهای کهن، به منظور گشودن راه برای نوآوری وپیشرفت است.به نظر"یوزف شومپیتر"(J.Schumpeter)، تخریب خلاق، موتورمحرکه ی سرمایه داری است. عبارت تخریب خلاق ، ابتدا ازدل برخی نوشته های کارل مارکس، بویژه مانیفست حزب کمونیست، وارد ادبیات نظری شد: آنجائیکه مارکس ، سرمایه داری را سازوکاری برای ویرانی نظم قدیم اقتصادی وحتی ویرانی نوعی ازثروت کهنه دربرابرزایش نوع جدیدی ازثروت وساختن ساختارنوین اقتصادی، معرفی می کند.وی براین نکته تاکید نمود که تخریب نیروهای مولد وبهره ورگذشته، ازپیامدهای قهری این نظام است.اما تازمانی که " ورنر سومبارت"(W.Sombart) درکتاب " جنگ وسرمایه" (1913) ازاین عبارت بهره نگرفته بود، نزد جامعه شناسان رواج ومقبولیت نیافت. انگلس، سومبارت را تنها اندیشمند آلمان معرفی کرد که " سرمایه ی مارکس را بدرستی فهمیده است".
امروزه، الهامبخش مدافعان تئوری تخریب خلاق، یک متفکرمحافظه کار آمریکائی است که کمترشناخته شده است : " مایکل لدین " (Michael Ledeen). حتی درآمریکا، کسی بانام اوآشنانیست.اما، جنگ تمام عیاری که اکنون سراسرخاورمیانه رافراگرفته، ازتئوریهای همین فرد الهام می گیرد. لدین که عضو برجسته ی انستیتوی محافظه کار " اینترپرایز"(American Enterprise Institute) است ، دکترای خودرادررشته ی تاریخ وفلسفه، ازدانشگاه " ویسکانسین " گرفت. اوقبلاً درپنتاگون، وزارتخارجه وشورای امنیت ملی آمریکا به کاراشتغال داشتودرزمان ریاست " مک فارلین" برشورای مزبور، درانتقال سلاح به ایران ، که به قضیه ی " ایران – کنترا " معروف شد، مشارکت ورزید. او درکتاب خود تحت عنوان "سیاستمداری مخاطره آمیز" ، به شرح کامل این ماجراپرداخته است. کتاب مزبورراباید شرح کامل ماجرای ایران – کنترا، اززبان یکی ازدست اندرکاران اصلی آن تلقّی نمود. معروفترین کتاب لدین بنام "جنگ با اربابان ترور" چندی پیش منتشرشد. نویسنده دراین کتاب، به علل اعلام جنگ به ترورپرداخته وبه مرحله ای که این مبارزه درآن قراردارد ونیزپیش بینی درباره ی طرف پیروز دراین جنگ می پردازد. لدین دراین کتاب، آمریکاراکشوری انقلابی معرفی می کند که تخریب خلاق رامحور سیاست داخلی وخارجی خود قرارداده است : " ما نظم کهن را،هرروز درعرصه های تجارت، علم ، ادبیات ، هنر، مهندسی، سینما، سیاست وقانون، زیرپامی گذاریم ! "
عقاید ونظرات لدین ، به کرات توسط چهره های سرشناسی چون دیک چنی ، دونالد رامسفلد ، پل ولفوویتز، ونیزجنگ طلب ترین جناح دولت دونالد ترامپ، تکرارشده است. نظرات لدین راباید چرخش اصولی ازفلسفه ی سنتی حاکم بر سیاست خارجی آمریکا تاقبل از 11 سپتامبر2001 تلقی کرد.اوقویاً معتقد است که استفاده ازخشونت برای گسترش دموکراسی درجهان، وظیفه ی تاریخی آمریکاست.بدین ترتیب، لدین راباید فیلسوف توجیه گر اشغال عراق نامید.او اکنون خواستار تغییررژیم درکشورهای دیگرنیزگردیده است. لدین دریکی ازسخنرانیهای خود تحت عنوان " زمان پرداختن به ایران، مادرتروریسم مدرن، فرارسیده است" اعلام کرد" زمان دیپلماسی سپری شده واکنون هنگام تغییردرایران فرارسیده است". لدین اخیراً به همراه گروهی دیگراز نئومحافظه کاران آمریکا، " مرکزحمایت ازدموکراسی درایران"(CDI) را تشکیل داده است. این گروه، که یک گروه عملیاتی است، فعالیت خودرابر تغییررژیم درایران متمرکزکرده است.بابررسی دقیق آثارلدین،شواهد فراوانی دال برتمایل اوبه ترغیب دولتمردان آمریکائی به اعمال خشونت بدست می آید: " تغییربه شیوه ی قهرآمیز، ماهیت تاریخ بشراست" . وی درکتاب خود تحت عنوان " ماکیاولی: درباره ی رهبری مدرن" (Machiavelli : on modern leadership) می نویسد : "قوانین آهنین ماکیاولی، اکنون نیز مانند پنج قرن قبل،راهگشاست واهمیت وصحّت خودراحفظ کرده است". لدین همچنین درمقاله ی معروف خوددر نشریه Nation Review می نویسد : " تخریب سازنده- creative destruction- جزئی ازسیره ی ماست وماآن راهمیشه وبطورخودکار، درزندگی خویش بکاربسته ایم.اما اکنون یک باردیگر، زمان صدورانقلاب دموکراتیک فرارسیده است!"
لدین اکنون به رهبرفلسفی جنبش نومحافظه کارآمریکا تبدیل شده که ندای استفاده ازنیروی نظامی سرداده است.اودریکی ازکتب خود بنام" آزادی دربند " ، اشتغالات ذهنی نومحافظه کاران آمریکا راچنین برمی شمرد : " ایالات متحده، هرگزدرجنگ سرد پیروزنشد، بلکه این اتحاد شوروی بود که بدون حتی شلیک یک گلوله،ازدرون فروپاشید. درهرصورت، اکنون ایالات متحده واقعاً به پیروزی رسیده ونهادهای دموکراتیک درگوشه وکنارجهان، هرکجاکه قبلاً خطرکمونیسم وجودداشت، جوانه زده است." به نظر لدین،عراق ، ایران وسوریه ، مهمترین ونخستین کشورهائی هستند که این تغییرباید درآنهاصورت بگیرد. فرآیندی که به این تغییرات می انجامد، یک فرآیند خشونت آمیزاست وباعنوان " جنگ تمام عیار" ازآن یاد می شود.جنگ تمام عیار، نه تنها توان نظامی دشمن رانابود می کند، بلکه جامعه ی دشمن رانیزدربرابریک انتخاب دشواروتاریخی قرارمی دهد به نحوی که خواستاراحیای برخی ارزشهای فرهنگی رنگ باخته می گردد. لدین می نویسد : " جنگ باجهان متمدن، هدف جنگ تمام عیارنیست بلکه هدف ازاین جنگ،تحمیل مستمر اراده ی یک ملت برملتهای دیگراست ! " بدین ترتیب، لدین وزارتخارجه ی آمریکا وسازمان ملل متحد رابخاطرپافشاری برراه حل های دیپلماتیک، بشدت مورد انتقاد قرارمی دهد. او همچنین " سیا" رابخاطر عدم پیگیری وتردید درجمع آوری وارائه ی شواهد لازم برای محکوم کردن " دشمنان آمریکا" وتوجیه راه حل نظامی علیه ایشان، سرزنش می کند.
لدین درنشریه " گلاب اند میل " می نویسد: " هیچکس علناً خواستارجنگ باایران وسوریه نیست اما، بنظرمن، همگان براین باورند که آمریکاباید ازخوددربرابرآنها دفاع کند." اگرچه لدین اغلب در رسانه های محافظه کار مانند شبکه ی تلویزیونی " فاکس" ظاهرمی شود اما علیرغم نفوذ گسترده ی نظراتش درواشنگتن،رسانه های آمریکا توجه چندانی به اونشان نمی دهند.بسیاری ازآمریکائیها، نظرات لدین را افراطی می دانند.آنها ترجیح می دهند کشورشان فقط هنگامی به زورمتوسل شود که مورد حمله قرارگیرد ودربقیه ی موارد،اهداف نوعدوستانه رادرقبال دیگرکشورها دنبال نماید.ایالات متحده هنوز درمورد استفاده اززورعلیه ایران، تصمیم مشخصی اتخاذ نکرده است اما لدین، مشی معینی رادراین زمینه دنبال می کند. او درتمامی سالهای دهه ی 1990، حمله به عراق را توصیه وتجویزمی کرد وتهاجم آمریکابه عراق راباید اجرای کامل توصیه های لدین تلقی نمود.حملات اوبه سیا ووزارتخارجه ی آمریکا،به انزوای این دونهاد مهم درتصمیمگیری موثردرباره ی عراق انجامید.حملات اوبه ایران، حتی درمقاطعی که این کشوربه همکاری موثر باآمریکامشغول بود، نیزدولت آمریکاراازتلاش برای یافتن راهی جهت تفاهم وتجدید رابطه باایران بازداشت.اگر تصمیم گیری نهائی با لدین بود، تاکنون آمریکا به ایران حمله کرده بود. لدین درپاسخ به سئوالی درباره ی امکان صلح باایران، گفته است : " البته که این احتمال وجوددارد اما، اینکار مستلزم تغییرحکومت درایران است. این بهترین سرآغازبرای صلح خواهد بود."
باتوجه به گرایش وتوجهی که لدین به نظامیان داشته ونفوذی که وی درمحافل نظامی آمریکادارد، جای تعجب نخواهد بود اگردرآینده، شاهد توجه بیشتربه اظهارات ومواضع وی باشیم.
منابع ومآخذ