انقلاب و ضد انقلاب در برمه
انقلاب وضد انقلاب در برمه
باگذشت چند ماه از کودتای نظامی درمیانمار، مبارزه میان مردم وکودتاگران همچنان ادامه دارد.اعتصابات، زندگی رافلج کرده وارتش، معترضین راباخشونت سرکوب می کند. تقابلی که تاکنون صدهاکشته، هزاران مجروح ومحبوس برجای گذاشته است.
طبقه ی کارگربرمه که نقش محوری رادراعتراضات ایفاء می کند، اعتصاب را مهمترین سلاح خود می داند. بهداشتیاران ومعلمین نیز درصف مقدم جنبش قراردارند. 900 هزار کارگرنساجی، که اغلب آنهارازنان تشکیل می دهند، وازسالها پیش برای بهبود شرائط کاری خویش مبارزه می کنند، اکنون رژیم کودتارا هدف گرفته اند. پاندمی جهانی وکاهش تقاضابرای منسوجات، موجب بیکاری این کارگران گردیده وبردشواریهای زندگی آنها افزوده است. " اتحادیه زنان برمه" سازمانی که برای تقویت مشارکت زنان درحیات عمومی کشور مبارزه می کند، برآورد کرده است که 60 درصد معترضین به کودتارا زنان تشکیل می دهند و 40 درصد ازبازداشتی های پس ازکودتا نیز زن هستند. معترضین تلاش می کنند که توده های مردم را حول مطالبات عام متحد کنند. اگرجنبش انقلابی میانماربه پیروزی برسد، پیامدهای بین المللی فراوانی خواهد داشت.
جنبش میانماراکنون به الگوئی برای دیگرکشورهای منطقه تبدیل شده است. سلام سه انگشتی معترضین میانماری( که ازمعترضین تایلندی وام گرفته شده است) اکنون به سمبل مبارزه بادیکتاتوری درمنطقه وجهان تبدیل شده است. مسدود کردن خیابانها وجاده ها، ازجمله تاکتیکهای کارگران وکشاورزان برمه می باشد. اگرچه کارگران برمه، فاقد سنتهای دیرپای مبارزاتی وسندیکائی هستند اما ازسال 1988 تاکنون که سندیکاهای این کشور درجریان مبارزه باخونتای نظامی شکل گرفتند، توانستند " کنفدراسیون عمومی اتحادیه های کارگری" رابا 65 هزارعضو تشکیل دهند. دراین کنفدراسیون، اتحادیه های کارگری مبارزی عضو هستند که اتحادیه کارگران پوشاک، ازپیشروترین آنها می باشد که خواستارمشارکت درسیستم سیاسی کشوراست. آنها نخست درسال2019 خواستارافزایش دستمزد وبهبود شرائط کاری گردیدند وسپس درسال 2020 ، مخالفت بااخراج اعضای اتحادیه ازکار، به مطالبات افزوده شد.سرانجام کارگران، تحقق مطالبات خودرا درنفی کودتا ومشارکت دراداره ی سیاسی کشورتشخیص دادند. درجریان این مبارزه، سندیکاهای جدید شکل گرفتند وبه سرعت رشد کردند. دربرخی ازتظاهرات کارگری میانمار، صدهاهزارنفرشرکت می کنند.. اعتصاب کارکنان بانکها، پرداخت حقوق نظامیان را بامشکل روبرو کرده است. صدهانفرازکارکنان بانکهای دولتی وخصوصی، به اعتصابات پیوسته ونافرمانی مدنی پیشه کرده اند.
اما، این همه ی داستان نیست. تشدید خشونت وسرکوب توسط ارتش، بسیارخطرناک است و می تواند پیامدهای پیش بینی نشده ای داشته باشد. رهبران معترضین، فعلاً اعتصابات رابه صورت محدود برگزارمی کنند اما اگراین تاکتیک بی نتیجه بماند، اعتصاب عمومی نامحدود رادردستورکارقرارخواهندداد. برخی ازاتحادیه های کارگری، اعتصاب نامحدود راازدوماه پیش آغازکرده اند.ازسوی دیگر، سازمانهای مسلح قومی ، خودرابرای حمله به ارتش میانمارآماده می کنند. ارتش استقلال کاچین(KIM) درنواحی مرزی شمال برمه باچین، ارتش آزادیبخش ملی کارن(KNLA) ودهها گروه مسلح دیگر در " شان" ،و "راخین" ، سرگرم مبارزه با پلیس وارتش هستند. ارتش نیز درعملیات تلافی جویانه، مناطق قومی کشوررا بمباران می کند که تاکنون صدها کشته وهزاران آواره برجای گذاشته است. درعین حال، جنبش نافرمانی مدنی نیز، نقش مهمی دراعتراضات جاری برمه بازی می کند. زیرا برخلاف جنبش های قبلی، توده های مردم رادربرابرخونتا قرارمی دهد. جنبش " اتحادیه ملی برای دموکراسی"(NLD) به رهبری خانم " آنگ سان سوکی" ، اگرچه مخالف کودتاگران است اما طی سالیان اخیر،پیوسته باارتش همکاری کرده است. دموکراسی دوران ریاست جمهوری این خانم، یک گام به پیش بود، اما با عدم مبارزه باریشه های اقتدارطلبی، زمینه سازکودتائی گردید که پنج گام به پس بود. معهذا اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، دراین مرحله ازجنبش، متحد مردم است اما، این بار مردم به شعارها وخواسته های خانم سوکی بسنده نخواهند کرد. جنبش کنونی، یک جنبش توده ای نافرمانی مدنی است که صفحه ی آن درفیس بوک، بیش از300 هزار فالووردارد.جنبش اعتراضی میانمارآنقدرگسترده است که بسیاری ازشرکتهای خارجی راواداربه قطع رابطه بانظامیان کرده است. بدین ترتیب، کودتاگران هرروزبیشترازروزپیش، درداخل وخارج ازکشور منزوی می شوند.
تفرقه وتشتّت به داخل صفوف حاکمیت نیز راه پیداکرده است. گروهی ازنمایندگان پارلمان که وابسته به جناح اتحادیه ملی برای دموکراسی بودند، دولت وحدت ملی تشکیل داده اند. این گروه، قانون اساسی میانماررابازنویسی کرده ودرآن، حق همه ی اقلیتهای قومی درتعیین سرنوشت خود به رسمیت شناخته اند.اما، اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، هیچ تمایلی به کنارگذاشتن کامل ارتش ازقدرت واجرای مفاد همین قانون اساسی نیم بند نیزندارد.
قدرت اعتصابات ، بسیارمهم وتعیین کننده است. اما نباید اهمیت سازماندهی کمیته های اعتصاب وکمیته های اقدام منطقه ای رانیزدست کم گرفت. وجود این ارگانها، ازآن روضروری است که تضمین میکند این بارنیز مانند گذشته، جنبش توسط " کروکودیل های قدیمی" به غنیمت گرفته نمی شود. ازتشکیل این کمیته ها، بیش ازدوماه می گذرد. اگرچه این کار، اقدامی مهم ومفید است اما باید کمیته های اعتصاب، خصلت بومی داشته باشند. تابتوانند اعتصابات رادرسطح محل کار، محلات وایالات، سازماندهی کنند.
علیرغم ادعای خودبخودی بودن اعتراضات وفقدان رهبری، خلاء قدرت به شدت احساس می شود ومعترضین، دیریازود، باید برای آن چاره ای بیاندیشند.اگراین خلاء توسط کارگران وکشاورزان پرنشود،این بارنیزمانند گذشته، توسط کاندیداهای نظم حاکم( مانند خانم آنگ سان سوکی) پرخواهد شد. حزب اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، درسازماندهی اعتراضات جاری برمه ، نقش چندانی ندارد. اما آزادی رهبردربند این سازمان، یکی ازخواسته های جنبش می باشد. اعتراضات جاری، بدرستی مطالبات سیاسی مانند آزادی زندانیان سیاسی وبرگزاری انتخابات دموکراتیک رامطرح ودنبال می کند اما به این بسنده نخواهد کرد ومطالبات اقتصادی رانیز درسرلوحه ی کار خود قرارداده است. قطع دست ارتش از اقتصاد کشور، یکی ازاین مطالبات می باشد.درواقع، موج خصوصی سازی سال1988 ، حاصلی جز تسلط ارتسلط ارتش براقتصاد نداشت. شرکت" اقتصادی میانمار"(MEC) و "هلدینگ اقتصادی میانمار" (MEHL)، بازوهای اقتصادی ارتش اند که صنایع ممتازکشوررا تحت سیطره ی خود گرفته اند. لذا، جنبش اعتراضی میانمار،درصدد است یک برنامه ی اقتصادی نیزبرای خود تدوین نماید. انتخابات دموکراتیک، باید باکنترل دموکراتیک مردم بربخشهای کلیدی اقتصاد همراه گردد تامردم بتوانند خود، برای ثروت سرشار کشوربرنامه ریزی نمایند.
معترضین برمه، درک درستی از همبستگی ملی وبین المللی دارند.آنها درشعارهای خود، حل مسئله ی ملی وهمبستگی بین المللی باجنبش راخواستارمی گردند. مردم عادی میانمار، درسهای فراوانی ازجنبش های قبل، ونیز جنبشهای مردمی تایلند وهنگ کنگ آموخته اند. امارهبران غرب، علاقه ای به مطالبات واقعی مردم برمه ندارند وتلاش می کنند تااین جنبش رادرچهارچوب یک سلسله مطالبات لیبرالی محدود نمایند. پس ازروی کارآمدن دولت خانم آنگ سان سوکی، بنگاههای چند ملیتی مانند توتال، شورون، وthai – ptt ، به صنعت نفت وگاز برمه هجوم آوردند وخانم هیلاری کلینتون، نخستین رهبرسیاسی غرب بود که خانم سوکی رابه ضیافت چای دعوت کرد. درآن زمان، روزنامه ی وال استریت ژورنال نوشت :"میانمار، بهشت سرمایه گذاران غربی است ویکی ازآخرین بازارهای بکر آسیا محسوب می شود که سرشارازنفت، گاز، چوب وسنگهای قیمتی است.این کشور، ظرفیت آنرادارد که به قطب صادرات برنج ومحصولات دریائی تبدیل شود. " به همین دلیل، اکنون امپریالیستها وقدرتهای منطقه ای، برخوردهای متفاوتی راباکودتاگران درپیش گرفته اند. اما آنها، دریک نکته اشتراک نظردارند وآن، پایان گرفتن هرچه سریعتراعتراضات جاری دراین کشور می باشد.
جنبش کنونی میانمار، نشانگرقدرت طبقه ی کارگر درکشوری است که اکثریت جمعیت آنرا دهقانان تشکیل می دهند. خواسته های دموکراتیک این طبقه، خیلی زود خصلت اجتماعی بخود گرفت. کارگران بخوبی می دانند که قدرت کودتاگران فقط هنگامی درهم می شکند که پایگاه اقتصادی آنها نابود شود. گشایش درب کشوربرروی کمپانیها وانحصارات غربی، برای اکثرمردم میانماربه معنی پیشرفت اجتماعی نبود وکل سیستم رابه چالش کشاند. مطالبات کنونی جنبش، فقط بایک پلاتفرم غیرسرمایه داری قابل دستیابی است ونخستین گام دراین جهت، ملی کردن بخشهای کلیدی اقتصاد، ازجمله منابع طبیعی است.اما این بار، ملی سازی باید برخلاف سال 1963 ، نه توسط یک بخش کوچک ومرفه ازجامعه، بلکه تحت نظارت دموکراتیک مردم عملی گردد.
آنگ سان سوکی ، سابقه ی خوبی دربرخورد بااقلیتها ندارد. جنبش کنونی باید میان خود وتمایلات شووینیستی جناح او، خط فاصله بکشد. تنهادراین صورت است که حدود 200 اقلیت قومی، مذهبی وزبانی میانمار، به صف انقلاب خواهند پیوست. شان ها ، کاران ها ، راخین ها ، چینی ها ، مسلمانان و... با پیوستن به انقلاب، آنراتقویت خواهند کرد. لازمه ی وحدت جنبش، احترام به اقلیتهای قومی، مذهبی وزبانی، وبرسمیت شناختن حق آنها درتعیین سرنوشت خویش است.
منابع ومآخذ
1)declared a year long state of emergency , www.aljazeera.com
2)how can the revolution win? , www.internationalsocialist.net
3)revolution and counter – revolution in Myanmar , www.mronline.org
4)Myanmar : will the killings stop? , www.guardian.com