10 آموزه ی مارکس برای قرن بیست ویکم
10 آموزه ی مارکس برای قرن بیست ویکم
هربار که زنگ بحران جدید اقتصادی درجهان به صدادرمی آید،فروش کتابهای " مارکس "نیز افزایش می یابد.کمتراقتصاددان و ومتفکری درجهان وجوددارد که مانند این اندیشمند آلمانی قرن نوزدهم،عملکرد سرمایه داری رابه نقد کشیده وتصویری گویا ازپیامد های این عملکرد ارائه دهد.علیرغم تبلیغات سهمگین ماشین تبلیعاتی سرمایه داری مبنی برمرگ مارکسیسم،این اندیشه همچنان پابرجامانده واعتباروصحت خودرا حفظ کرده است.درآستانه ی دویستمین سالگرد تولد مارکس، ده آموزه ی او همچنان چراغ راه بشریت درقرن بیست ویکم می باشد.
1) تمرکز وانباشت سرمایه
مارکس درشاهکارخود "سرمایه"،بازتولید اقتصادی درنظام
سرمایه داری رابه تصویرکشید وگرایش به تمرکز وانباشت سرمایه راپیش بینی کرد.انباشت ارزش اضافی که ازآن تحت عنوان "سود" یاد می شود،باروند تمرکزوادغام بنگاههای بزرگ وکوچک سرمایه داری همراه است.این گرایش،به معنی قطع "دست نامرئی بازار" درتوزیع ثروت جامعه می باشد.مارکس پیش بینی کرد که یکی ازویژگیهای سرمایه داری آینده،تعمیق شکاف میان فقیروغنی است. براساس آخرین برآورد " آکسفام"، 82 درصد ازکل ثروت جهان به جیب یک درصد ازجمعیت دنیا می رود و 7/3 میلیارد نفر(یعنی نیمی ازجمعیت جهان) هیچگونه افزایشی را درثروت خویش تجربه نمی کنند.
2) بی ثباتی کاپیتالیسم وبروز بحرانهای ادواری
مارکس یکی ازنخستین اندیشمندانی بود که به ماهیت بحرانهای اقتصادی پی برد و آن رانه یک تصادف یااشتباه درسیستم سرمایه داری،بلکه جزئی ازذات آن برشمرد. ازسقوط بورس های غرب درسال 1929 تابروزتحران 8-2007 ،مسیری شفاف طی شده که بدقت توسط مارکس ترسیم گردیده است.اکنون حتی سردمداران وال استریت نیزبرای یافتن پاسخ این بحرانها، به "کاپیتال" مراجعه می کنند.
3) مبارزه طبقاتی
شاید یکی از انقلابی ترین جنبه های اندیشه ی مارکس، خلاصه کردن"تاریخ جوامع درتاریخ مبارزات طبقاتی" آنهاست.این اندیشه، بدقت در"مانیفست حزب کمونیست" درسال1848 به تصویرکشیده شده است.به نظر مارکس،دولت سرمایه داری،ابزارسرکوب طبقه ی حاکم است که ازآن برای تسلط بربقیه ی جامعه استفاده می کند. طبقه ی حاکمه،به کمک این ابزار،ارزشها وطبقه ی خودرابازتولید مینماید. اکنون پس ازگذشت یک قرن ونیم،هنوزیک درصد جامعه بر 99 درصد آن فرمان میراند.
4) ارتش ذخیره ی کار
به نظرمارکس،سرمایه داری سعی می کند سطح دستمزدرا پائین نگاهدارد تابرمیزان سود خویش بیافزاید.این هدف هنگامی دست یافتنی است که کارگردیگری منتظرکارباشد.این کارگردوم،همان است که مارکس ازآن تحت عنوان "ارتش ذخیره ی کار" یاد میکند.اگرچه مبارزات کارگری،دربهبود شرائط زندگی زحمتکشان موثربوده، اماتلاش برای پائین نگاهداشتن سطح دستمزد،همچنان شاه بیت فعالیت نظام سرمایه داری امروزمی باشد.انتقال صنایع وکارخانجات بزرگ غرب به آسیا،به امید دسترسی به نیروی کارارزان صورت می گیرد.بنگاههای عربی توانسته اند بااین ترفند،به نرخ های شگفت انگیز رشد وسود نائل گردند.آماروارقام موجود نشان می دهد که قدرت خرید واقعی کارگران در30 سال اخیر،پیوسته درحال کاهش بوده است.به نوشته ی نشریه "اکونومیست"، درحالیکه دستمزد کارگران آمریکائی دردودهه ی اخیر تقریبا ثابت مانده،برسود صاحبان سرمایه ودستمزدمدیران ارشد بنگاههای اقتصادی تاحد قابل ملاحظه ای افزوده گردیده است.آنها اکنون بطورمتوسط110 برابرکارگران ساده حقوق دریافت می کنند.
5)نقش سرمایه ی مالی
مارکس،درآنجائی که به مکانیسم استثمارنهفته دربطنفرآیند انباشت سرمایه اشاره می کند،بویژه برسرمایه ی مالی انگشت می گذارد.این سرمایه،ازطریق انتشارپول ،سهام واوراق قرضه، بتدریج هدایت سیستم سرمایه داری رابدست میگیرد.درسرمایه داری امروز،معاملات مالی بااستفاده از کامپیوترواینترنت،به سرعت ودرابعادی به مراتب گسترده ترازگذشته،انجام می شود.سفته بازی هائی که موجب بحران2007 گردید،صحت نظرات مارکس رابه اثبات رساند.
6)ایجاد نیازهای کاذب
درقرن نوزدهم هنوزتبلیغات رادیوتلویزیونی رواج پیدانکرده بودوازپیام های تبلیغاتی اینترنتی نیزخبری نبود.اما مارکس توانست توانائی سیستم سرمایه داری رادرایجاد نیازهای کاذب،بدرستی تشخیص داده ونسبت به پیامد های آن هشداردهد. او150 سال قبل هشدارداد که سرمایه داری نیازهای "کاذب"،"غیرانسانی"،"غیر طبیعی" و"غیرواقعی"ایجاد می کند.درجامعه ی امروز،تلفن های هوشمندهرچند ماه یکبارازرده خارج شده ومدل های جدید جای آنهارامی گیرد ومردم نیزگوئی خودرا موظف به تعویض گوشی های خود می دانند. لوازم خانگی به نحوی تولید می شوند که پس ازچند سال استفاده ازرده خارج شده وجایگزین گردندو...
7) جهانی شدن
سرمایه داری،نیازمند گسترش دائمی بازاراست واشتهای سیری ناپذیری برای فتح تمامی بازارهای کره زمین دارد.مارکس وانگلس درمانیفست، این تمایل سرمایه داری رابدرستی پیش بینی کردند.تصویری که آنهاازجهانی شدن بازارها ورواج مصرف گرائی ارائه می دهند،بسیاردقیق وقابل تطبیق برجهان امروزاست.
8)تسلط انحصارها
گرایش به جهانی شدن بازارها،باایجاد انحصارهای چند ملیتی همراه است.درتئوری کلاسیک اقتصاد لیبرال،فرض براین است که رقابت،به تنوع مالکیت می انجامد.اما مارکس یک قدم به پیش گذاشته وقانون حاکم بربازارراقانون"بقای اصلح" می نامد. بنابراین،رقابت آزاد،انحصاررادربطن خود نهفته دارد.ایجاد کمپانیهای انحصاری رسانه ای،مخابراتی ونفتی، تنهانمونه ی کوچکی ازاین فرآیند است که مورد استناد مارکس قرارگرفته است.
9)تمایل به خودکشی
درسرمایه داری،هیچ چیزمستحکم وپابرجانیست.مارکس وانگلس ،ماهیت خودتخریبی نهفته دربطن سرمایه داری رابدرستی تشخیص دادند.تولید کالا به هرقیمت،آهنگی غیرانسانی به فرآیند تولید می بخشد وباخود مصرف ناپایداررابه ارمغان می آورد.همین گرایش است که سیاره ی مارادرآستانه ی اضمحلال قرارداده است. علیرغم اینکه نقش انسان در افزایش دمای زیست کره،برکسی پوشیده نیست وبه لحاظ علمی به اثبات رسیده اما،مورد انکارسرمایه داری وسردمداران سیاسی آن قرارگرفته است.
10) ظرفیت انقلابی طبقه کارگر
بزرگترین نقش تاریخی مارکس،فقط تجزیه تحلیل دقیق تضادهای سرمایه داری نبود بلکه فراخوان اوبه ساخت جامعه ای طرازنوین نیزبود.پیام او مبنی یراینکه کارگر توان آزادسازی خود ازیوغ استثمارونابرابری رادارد،الهام بخش انقلابات قرن بیستم بود.روسیه،چین،ویتنام،کوبا وبسیاری دیگر ازکشورهای جهان،به این پیام لبیک گفتند.فراخوان مارکس برای اتحاد طبقه ی کارگر،هنوز اعتبارخودرادرقرن بیست ویکم حفظ کرده است.
www.fmohammadhashemi.blogfa.com