عبور ازیک نقطه ی عطف تاریخی

( موج جدید ترقیخواهی درآمریکای لاتین )

شاید تاچند سال قبل، اغلب کارشناسان مسائل آمریکای لاتین معتقد بودند که شبح چپ برای همیشه ازاین منطقه ازجهان رخت بربسته است. اما اگر " لولا " ( Lula) درانتخابات پائیزآینده دربرزیل به پیروزی برسد ، درآنصورت شش اقتصاد بزرگ آمریکای لاتین ، تحت کنترل چپگرایان قرارخواهند گرفت. ازاوائل دهه ی 2010 ، رونق اقتصادی که کم وبیش ازدهه ی 2000 آغازشده بود، بتدریج درمنطقه فروکش کرد وراستگرایان بااستفاده ازاین فرصت، به خرابکاری ، توطئه وتبلیغات علیه دولتهای چپگراپرداختند واین دولتها رایکی پس ازدیگری، ازطریق انتخابات( آرژانتین ) ، کودتای پارلمانی ( برزیل ) ، کودتای خاموش ( اکوادور ) ، وکودتای نظامی ( بولیوی ) ، برکنارکردند. همه چیزحاکی ازآن بود که چپ تامدتها جای خود رادرمنطقه به راست واگذارخواهد کرد. به نظرمی رسید جنبشهای اجتماعی ، دچارخستگی مفرط شده ویا حتی بدتر، دربرابر دولتهای چپگرا قد علم کرده ودیگر توان وتمایلی به دفاع از دولتهای مترقی دربرابرحملات جناح راست ندارند.

امادرکمترازیک دهه بعد، خودکامگی ولیبرالیسم ، خود دچاراین وضعیت شد. پیروزی تاریخی " گوستاو پترو " (G.Petro) درانتخابات ریاست جمهوری کلمبیا ، احتمالاً باپیروزی " لولا " درانتخابات ماه اکتبربرزیل همراه خواهد شد وبدین ترتیب ، سیکل پیروزی چپگرایان درآمریکای لاتین کامل خواهد گردید. تاپایان امسال ، برای نخستین باردرتاریخ ، شش کشور بزرگ آمریکای لاتین ( آرژانتین ، برزیل ، شیلی ، کلمبیا ، مکزیک ، وپرو ) ، به جمع دولتهای چپگرادرمنطقه اضافه خواهند شد.(1)

به نظرمی رسد قدرت گرفتن دوباره ی جنبش چپ ، به احیای آرمانهای ترقیخواهانه ی دورقبل این جنبش که ناکام ماند ، بیانجامد. اما این بار جنبش چپ ، هم ازنظرمحتوای اجتماعی اقتصادی ، وهم به لحاظ ماهیت ائتلافهای سیاسی ، بادورقبل تفاوت دارد. تنها دو دولت ازدورقبل ، برسرکارباقی مانده اند : نیکاراگوا و ونزوئلا . جنبش چپ دردودهه ی اخیر، باتجدید سازمان ورهبری ، خودرابرای دور جدید رقابت آماده کرده است. پدیده ی جدید دردور جدید رقابت ، حضور چند کشوری است که دردوراول جنبش حضورنداشتند( کلمبیا ، هندوراس ، مکزیک ، پرو، شیلی ،) . این دولتها ، باسناریوهای متفاوت ازدورقبل ، برسرکارآمدند. همه ی آنهاازنزدیکترین متحدین واشنگتن درمنطقه هستند وهمگی باآمریکا قرارداد تجارت آزاد دارند. ازاین میان ، کلمبیا ، مکزیک وپرو ، ازارکان اصلی جنگ بامواد مخدّر نیز محسوب می شوند. کلمبیا همچنین ستاد اصلی آمریکابرای بی ثبات سازی کشورها وجنبشهای مترقی منطقه به شمارمی رود. پیروزی چپگرایان دراین کشورها ، نه تنها آنتی کمونیسم وخشونت افسارگسیخته رامهارمی کند بلکه ضربه ای سنگین برهژمونی آمریکا درمنطقه وارد می آورد.(2)

پیروزی درخشان چپگرایان درآمریکای لاتین ، نشان می دهد که هژمونی نئولیبرال دهه ی 1990 ، دیگربه آسانی به منطقه بازنخواهد گشت ودولتهای راستگرا دیگرنمی توانند این موفقیت راتکرارنمایند. تشکیل ائتلافهای ناپایدار وعدم بهره مندی ازحمایت مردمی ، ازجمله دلائل ناکامی کنونی راستگرایان درآمریکای لاتین می باشد. پیروزی چپگرایان نیز نشانگرقدرت سازماندهی اجتماعی آنها درسالیان اخیرمی باشد. این پیروزی ، علیرغم سرکوب خشن جنبشهای کارگری ومدنی توسط دیکتاتورهای راستگرای دهه ی 1980 به بعد درمنطقه ، بدست آمد. حتی قبل ازشروع پاندمی 2019 ، میلیونها نفرازمردم منطقه ، درجریان اعتراضات همیشگی علیه برنامه های ریاضت کشانه ی صندوق بین المللی پول ، آبدیده شده بودند. درآرژانتین ، شیلی ، کلمبیا ، و اکوادور ، جنبشهای رادیکال ازمدتها قبل ، خیابانها رادرتسخیرخود داشتند و باسیاست دولتهای نئولیبرال مخالفت می ورزیدند. همین جنبشها ، زمینه رابرای به قدرت رسیدن دولتهای چپگرا آماده کردند. اگرچه در آرژانتین ، بولیوی و برزیل ، قدرت جنبش چپ درمقایسه با دورقبلی ، تاحدودی کاهش یافته اما بنظر می رسد این قدرت به اندازه ای هست که بتواند دوباره چپگراها رابرمسند قدرت بنشاند.

دربولیوی ، " جنبش به سوی سوسیالیسم " که ازبطن جنبشهای اجتماعی این کشور بیرون آمد، یکبار درسال 2006 تحت رهبری " اوو مورالس " قدرت رابدست گرفت وباردیگر درسال2020 ، پس از دوبار ابطال انتخابات توسط دولت راستگرا، سرانجام درانتخابات پیروزشد. درعین حال ، آندسته ازچپگرایان وجوامع بومی که ازعملکرد مورالس ناراضی بودند ، این بار تحت تاثیر " لوئیس آرس " جانشین مورالس ، ونیزنفوذ کلام معاون او ، دوباره به جنبش بسوی سوسیالیسم رای دادند. در برزیل ، اتحاد بین " حزب کارگران " این کشور و جنبشهای اجتماعی نیز که درپی کودتای نرم علیه " دیلماروسف" (D.Rousseff ) واقدامات " جیر بولسونارو " (J.Bolsonaro ) تضعیف شده بود ، باحمایت " جنبش کارگران بی زمین " ودیگرسازمانهای چپگرا ازکاندیداتوری لولا ، دوباره قدرت گرفت. این جنبش مترقی ، هرگونه اتحاد با گروههای غیرچپ علیه بولسونارو رارد کرده است. فقط در اکوادور ، اختلاف میان عناصر وابسته به دولت قبلی " رافائل کوررا " ( R.Correra ) وجنبشهای اجتماعی ، مانع ازبازگشت کوررا به قدرت گردید. علت اصلی این شکست ، اختلاف میان جنبش قدرتمند بومیان ازیکسو وسازمان " انقلاب شهروندی " ازسوی دیگربود. البته جنبش بومیان نیزخود دچار تفرقه وانشعاب گردیده بود.(3)

درآندسته ازکشورهای آمریکای لاتین که جنبش چپ برای نخستین باربه قدرت رسیده است، سیاستی متفاوت ازدورقبا ، درقبال جنبشهای اجتماعی درپیش گرفته شده است. اگردردهه هخای 1990 و2000 ، اعتراضات انفجاری ، دولتهای نئولیبرال رابه زانو درآورد ودولتهای چپگرا رامستقیماً به قدرت رساند، این بار دولتهای مزبور، دریک فرآیند تدریجی وازطریق تشکیل ائتلافهای گسترده برعلیه راست نئولیبرال، به قدرت می رسند. درشیلی، اعتراضات دانشجوئی واعتصابات معلمان ، بااعتراضات بومیان ، بازنشستگان وجنبشهای فمینیستی همراه گردید ویک دهه ادامه یافت. این جنبشها، زمینه رابرای یک بسیج اجتماعی پایدارآماده کردند ووقتی شورشهای سراسری(Estallido Social) درسال 2019 آغازشد، حزب کمونیست ودیگرجنبشها ، کاملاً آماده بودند. بدین ترتیب " آپروبو دیگنیداد "(Apruebo Dignidad) ائتلاف سیاسی جنبش چپ شیلی برای شرکت درانتخابات، تشکیل شد وبه پیروزی رسید. درکلمبیا نیز یک دهه جنبش توده ای، که اعتراضات دانشجوئی 2011 و 2018 ، اعتصابات دهقانی 2013 و2016 ، واعتصابات سراسری 2019 و2021 راازسرگذرانده بود، درسالهای پس از امضای قرارداد صلح میان " فارک " (FARC) ودولت ، فرصت ابرازوجود سیاسی پیداکرد. اگرچه " گوستاو پترو " خود جزئی ازاین جنبش نبود،ودرتمامی این سالها دردولتهای کلمبیا خدمت می کرد وجزئی ازسیستم سیاسی شده بود، اماتحت تاثیرقدرت جنبش توده ای، مجبورشد درب ائتلاف سیاسی " میثاق تاریخی" خود رابرروی حزب کمونیست ، اتحادیه ی میهنی(union patrotica) ، " کنگره خلق " (congress de los pueblos) ،جنبشهای زیست محیطی وبومیان بازکند. پترو ، درجریان تبلیغات انتخاباتی ، به زبان گویای معترضین تبدیل شد وقول داد که درصورت پیروزی درانتخابات ، پلیس بدنام ضد شورش کلمبیا رامنحل کند، خدمت سربازی رادوباره برقرارنماید، و نیروی پلیس راتحت امروزارت دادگستری قرار دهد. درهندوراس، حزب "شیومارا کاسترو " (Xiomara Castro) بنام " حزب آزادی " ، ازبطن جنبش توده ای که پس ازکودتای 2009 دراین کشورپاگرفت، بیرون آمد. جبهه ی ملی مقاومت مردمی ، جنبش متحد کارگری زنان ، اتحادیه ی همجنس بازان ، وجنبش های بومیان ، عناصرفعال دراین جنبش توده ای بودند که چندین سال خیابانهای هندوراس راتحا اختیار خودداشت. این جنبش ، درکنار فشارهای بین المللی ، سرانجام رژیم راستگرای حاکم برکشوررابه زانو درآورد.(4)

ویژگی بارز جنبش فعلی چپ درآمریکای لاتین ، این است که درشرائط اقتصادی کاملاً متفاوت با دورقبل ، پدیدارگردیده است. آمریکای لاتین ، ازجمله مناطقی دردنیابود که بیشترین آسیب رااز کوید-19 متحمل گردید. طی سالهای کوید ، بالغ برشش درصد ازتولید ناخالص داخلی منطقه کاسته شد وبیش از25 میلیون نفربیکارشدند وبسیاری نیزمجبورگردیدند درمشاغل پست به کاربپردازند.دراین حال، آمریکای لاتین، پنج سال طلائی قبل ازپاندمی رانیزازدست داده بود. افزایش بهای کالاهای اساسی ناشی ازبحران کوید وجنگ اوکراین نیزمزید برعلت گردید وبراعتراضات آمریکای لاتین افزود. اکنون افزایش نرخ بهره درآمریکا، موجب فرارسرمایه ازکسشورهای درحال توسعه به سوی آمریکا گردیده است. لذا، بانکهای مرکزی آمریکای لاتین نیزبه امید جذب سرمایه ی خارجی، مجبوربه افزایش نرخ بهره شده اند. این سیاست ، به زیان زحمتکشان آمریکای لاتین می باشد.

آمریکای لاتین درشرائطی به دوره ی پاندمی گام گذاشت که زیربارسنگین دیون بخش عمومی ، کمرخم کرده بود. تنها درمدت دوسال پاندمی(2020-2019) این دیون از69 به 79 درصد تولید ناخالص داخلی منطقه افزایش پیداکرد وتوصیه های ریاضت کشانه ی صندوق بین المللی پول نیزکاری ازپیش نبرد وبروخامت اوضاع افزود.(5) بدین ترتیب ، مبارزه برسرسطح زندگی وهزینه های عمومی دولت، بالاگرفت وخیابانهای اکوادور ، شیلی ، هندوراس ، کلمبیا ، برزیل ودیگرکشورهای عمده ی آمریکای لاتین رادربرگرفت. دولتهای چپگرای جدید برای پاسخگوئی به این مطالبات، ناچارند دست به اصلاحات ساختاری بزنند، برهزینه های اجتماعی بیفزایند ومالیات برثروت راافزایش دهند. ازآنجائیکه پستهای دولتی دراغلب این کشورها، میان عناصرمختلف ائتلاف تقسیم شده ، لذا ، نیل به این برنامه ها، بسیاردشوارمی نماید. معهذا، نیروهای چپ ثابت قدم که ستون اصلی این دولتها می باشند، می توانند به حمایتهای مردمی تکیه کنند وبرنامه های اجتماعی خودرا به پیش ببرند. درعین حال، رابطه ی این دولتهای چپگرا وجنبشهای مردمی ، باید بصورت نهادینه درآید وراه برای ورود بازیگران جدید به عرصه ی اجتماع ، بازشود. دولتهای جدید می توانند بااتکاء به این جنبشها، راه رابرای تغییرات رادیکال ، هموارنمایند.

زیرنویس

1)reshaping the political arena in latin America , www.oxbowbooks.com

2)new life for latin American progressivism , www.nacia.org

3)Latin Americas second wave of left-wing governments , www.jacobin.com

4)Latin America crosses a bleak milestone , www.washingtonpost.com

5)latin America economic outlook , www.deloitte.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره8732-9635-9973-6037