غرب برای جنگ طولانی باچین آماده می شود
غرب برای جنگ طولانی باچین آماده می شود
کشورهای جهان معمولاً برای جنگهائی آماده می شوند که قطعاً ( ونه احتمالاً) بوقوع می پیوندند. اکنون به نظرمی رسد که آمریکا برای یک جنگ طولانی مدت باچین آماده می شود. " جوبایدن" درسخنرانیهای اخیر خود بارها براین نکته تاکید کرده است که آمریکا درصورت وقوع جنگ میان چین وتایوان، ازتایوان حمایت خواهد کرد. چین نیزتلاش می کند بابرجسته کردن خطرات جنگ، اذهان آمریکائیان را برعلیه چنین جنگی بسیج نماید. بحثی که اکنون درمیان کارشناسان جریان دارد این است که آمریکا درنخستین ساعات ، روزها وهفته های جنگ ، چگونه عمل خواهد کرد ؟ باتوجه به امکانات دفاعمنطقه ای وقابلیت حفاظت ازدفاع موشکی ، مزایای جغرافیائی وتوانائی فزاینده ی چین درتدارک جنگ درنیمکره ی جنوبی، این بحث طبیعی به نظرمی رسد. آنچه مسلم است اینکه آمریکا دربرخورد باضربه ی نخست چین ف بامشکلاتی روبروست. این کشورف ازضعف حضوردرمنطقهی پاسیفیک ، وضعف دفاع دربرابرحملات سایبری وضد ماهواره ای چین ، رنج می برد. این جنگ ، احتمالاً درآبراهه ی تایوان آغازودر همانجانیزبه پایان می رسد.
اما ریشه ی این تقابل راباید دربرهم خوردن توازن سنتی قوا میان آمریکا وچین جستجو کرد که دهه ی 2020 رابع دهه ی مرگ وزندگی برای این دوکشورتبدیل کرده است
واستراتژیستهای دوکشورنیز بخوبی ازاین امرآگاهند. این توازن هنگامی برهم خورد که " شی جین پینگ" درچین به قدرت رسید واستراتژی کلی این کشوررادرعرصه ی جهانی، ازتدافعی به تهاجمی تغییرداد ومنافع چین راپیگیرانه دراقصی نقاط جهان دنبال نمود. آمریکانیز درپاسخ ، سیاست خودرادرقبال چین، ازسال 2017 به بعد تغییرداد وآنرا " عصرجدید رقابت استراتژیک "(New age of strategic competition) نامید. این تغییررویکرد، احتمال برخورد آمریکا-چین رادردهه ی آینده افزایش داد.
امابرهم خوردن توازن قوا میان آمریکاوچین، تنهایک روی سکّه است. روی دیگرسکّه ، به موقعیت داخلی شی جین پینگ رهبرچین ، برمی گردد. چین دردوران پس از مائو ، رهبری به قدرت شی جین پینگ نداشته است. فساد ستیزی او ، که ازتصفیه ی صفوف حزب ازعناصرفاسد آغازشد، اکنون به بدنه ی دولت وجامعه ی چین تسرّی پیداکرده است. او صنعت چین رادرتمامی سطوح، پاکسازی کرده است. این امر، ازشی جین پینگ ، چهره ای محبوب نزد مردم ودولتمردان چین ساخته است. برای آمریکائی که منتظربود چین درمسیراصلاحات بازاری خود ، نهایتاً به دامان لیبرال دموکراسی سقوط کند ، وبرای این زمان لحظه شماری می کرد، ظهور شی جین پینگ ، ضربه ای غافلگیرکننده بود. به نظرآمریکا، اوبرعلیه همه ی موازین لیبرال دموکراسی ، حرکت می کند ، به ناسیونالیسم چینی که مضمون آمریکاستیزانه دارد، دامن می زند وقصددارد نیمکره غربی رابه منطقه ی نفوذ چین تبدیل کند. اوکسی است که ارتش چین رابه قصد تصرف تایوان مدرنیزه کرده وازقدرت اقتصادی چین برای نیل به منافع ملی این کشوردرجهان استفاده می کند. شیجین پینگ هچنین تمایل خودرابه بازنویسی اصول حاکم برنظم جهانی وبازنگری درنهادهای چند جانبه ی بین المللی مخفی نمی کند: کاری که قدرتهای پیروزمند غرب، پس ازجنگ جهانی انجام دادند. شی جین پینگ قصددارد تولید ناخالص سرانه ی چین راتاسال2035 به سطح 20 تا 30 هزاردلاربرساند واین کشوررادرسطح کشورهائی چون کره جنوبی قراردهد. لازمه ی دستیابی به این هدف ، سه برابرشدن ابعاد اقتصاد چین می باشد. باتوجه به حذف محدودیت دوران ریاست جمهوری، شی جین پینگ می تواند درتمامی دهه ی جاری وحتی دهه ی 2030 ، برمسند قدرت باقی بماند وبرنامه های خودرا، که چندان مورد علاقه ی غرب نیست، به پیش ببرد. کارشناسان معتقدند که چین سرانجام پس از یک قرن تلاش ، خواهد توانست دردوران زمامداری شی جین پینگ ، آمریکاراازنظرقدرت اقتصادی پشت سربگذارد. به نظرآمریکا، این قدرت اقتصادی ، به شی جین پینگ جسارت می دهد تابه جاه طلبی های بزرگتربین المللی دست بزند که البته نخستین آنها ، الحاق مجدد تایوان به خاک چین می باشد.(1)
اغلب جنگهای معاصر، جنگهای طولانی مدتی بوده اند که ماهها وسالها به درازاکشیده شده اند واگرقرارباشد طرفین جنگ را قدرتهای بزرگ جهان تشکیل دهند، این جنگ به مراتب مخرّب تر، مرگبارتر وطولانی ترخواهد بود وبه پایان رساندن آن دشوارتر. امروزه شواهد سیاسی، اقتصادی ونظامی فراوانی مبنی برتمایل آمریکا به جنگ باچین برسرتایوان وجوددارد. این جنگ ، اگرشعله ورشود ، پیامدهای اقتصادی وحشتناکی به بارخواهد آورد وفقط به منطقه محدود نخواهد ماند. دراین جنگ ، کیفیت بازدارندگی سلاح هسته ای ، به آزمون کشیده خواهد شد. تاریخ ، معمولاً کشورهائی راکه به قصد پیروزی قاطع وسریع واردجنگ می شوند، مجازات می کند وآنها رادرباتلاق یک جنگ طولانی مدت وفرسایشی فرو می برد. به همین دلیل ، آمریکااکنون خودرابرای یک جنگ طولانی مدت باچین آماده می کند.
جنگ ، ذاتاً یک پدیده ی غیرقابل پیش بینی است. بعلاوه ، هیچ سابقه ی تاریخی درباره ی جنگ دوقدرت بزرگ هسته ای جهان نیز دردست نیست.لذا، دراین باره ، تنها می توان به برخی حدس ها وگمانها، البته برپایه ی منطق ، تاریخ وتئوری بسنده نمود. براین اساس، هیچکس نمی داند که جنگ آمریکا وچین ، کی وچگونه آغاز می شود وتنها چیزی که دراین باره می دانیم این است که چنین جنگی، بلند مدت وفرسایشی خواهد بود. البته جنگ فرسایشی ، گزینه ی مورد علاقه ی هیچیک ازطرفین جنگ نیست. اگرچین بخواهد حمله راشروع کند ، احتمالاً حمله ی برق آسا واشغال سریع تایوان رامدّ نظرقرارخواهد داد تاقبل ازاینکه آمریکا بتواند بطورموثر وارد جنگ شود، کاررایکسره نماید. چنین جنگی ، بایک سلسله عملیات هماهنگ موشکی ، هوائی ، سایبری ، تروریستی ، وکودتائی علیه تایوان همراه خواهد بود. پکن می تواند با حمله به پایگاههای هوائی ودریائی آمریکا درمنطقه ، کور کردن رادارها وماهواره های نظامی آمریکا ویانابود کردن آنها، وانجام حملات سایبری ، هرگونه دخالت فوری آمریکا رادرجنگ ، مختل نماید.(2)
آنچه مسلم است اینکه موقعیت مناسب جغرافیائی، استفاده ازاصل غافلگیری وبرتری نظامی منطقه ای ، ازجمله نقاط قوت چین درجنگ احتمالی آینده محسوب می شود . امااگرجنگ به درازابکشد ، این برتری بتدریج رنگ خواهد باخت. به همین دلیل ، پکن سعی خواهد کرد تابایک حمله ی برق آسا، کارراتمام کند. دریکی ازشماره های اخیرنشریه science and military strategy چاپ پکن ، که یکی ازاصلی ترین نشریات نظامی ایدئولوزیک ارتش آزادیبخش خلق چین می باشد، آمده است : " دشمن راغافلگیرکنید ! آنجائیکه انتظارندارد به او حمله کنید ! ابتکارعمل را درجبهه ی جنگ بدست بگیرید ! فرماندهی دشمن رافلج کنید ! واراده ی اورامتزلزل نمائید ! " توجه آمریکا نیزاکنون به مراحل اولیه ی جنگ احتمالی باچین متمرکز شده است. زمانی که این کشور ازحمله ی هوائی وزمینی گسترده به چین به منظور پیرو.زی سریع ازطریق اختلال درسیستم فرماندهی وکنترل چین ، وتحت الشعاع قراردادن ظرفیتهای تهاجمی این کشور، سخن به میان می آورد، دیگرگذشته است.اکنون کارشناسان دفاعی آمریکا ، درپی یافتن راههائی برای جان به دربردن ازحملات گسترده ی موشکی چین ومقاومت دربرابر حمله ی برق آسای این کشوربه تایوان هستند.درعین حال ، تحلیلگران دفاعی این کشور معتقدند که اگرآمریکا بتواند در72 ساعت اول جنگ ، همه ی اسکله های حمل ونقل آبی – خاکی چین ونیز شناورهای نظامی ، زیردریائی وتجاری این کشوردردریایجنوب چین نابود کند، درآنصورت خواهد توانست برپیشروی برق آسای چین فائق آید. به نظررهبران چین ، تنهایک کشورجهان قادراست مانع جاه طلبی های ملی وجهانی این کشورگردد وآن آمریکاست. به همین دلیل آمریکا ، درمرکز تفکراستراتژیک حزب کمونیست چین قرارگرفته است. شخص شی جین پینگ، اگرچه به زبان انگلیسی تسلط ندارد، اما آمریکا رابه خوبی می شناسد. اوهنگامی که درسطوح پائینی دولت خدمت می کرد، بارها به آمریکاسفرکرد و20 سال بعد ، درپست معاون ریاست جمهوری چین ، وبدعوت جو بایدن ، معاون رئیس جمهوروقت آمریکا ، به این کشورسفرکرد ودرطول یک هفته، ازشهرها وایالات مختلف آمریکا بازدید بعمل آورد. شی جین پینگ در سال 2010 ، تنها پسرخودرا برای تحصیل دردانشگاه هاروارد، روانه ی آمریکا کرد ودردوران زندگی سیاسی خود، بارها میزبان هیئتهای آمریکائی بوده است.
بدین ترتیب ، باشناختی که دوطرف ازیکدیگردارند، اکنون توجه خودرابه ضربه ی برق آسای اولیه معطوف کرده اند. اما تاریخ جنگهای 200 سال اخیرجهان نشان می دهد آنجائیکه جنگ میان قدرتهای بزرگ درگرفته، به جنگ فرسایشی تبدیل شده است. جنگهای ناپلئون ، جنگ کریمه ، جنگ داخلی آمریکا ، وجنگهای جهانی ، همه به جنگهای فرسایشی تبدیل شده اند. حتی شکست ارتش فرانسه درجنگ 1870 ( سدان ) وپیروزی آلمان نازی درسال1940 دراروپا که ظاهراض به سرعت بدست آمدند ، جنگی طولانی رادرپی داشتند. جنگهائی نیزکه میان قدرتهای کوچکتر درگرفته ، مانند جنگ روسیه – ژاپن ، بیشترازآنچه که درابتداء تصورمی شد به درازا کشید. آخرین رویاروئی نظامی آمریکا- چین ، به جنگ کره بازمی گردد که پس ازیک دوره جنگ فرسایشی پرهزینه ، سرانجام به آتش بس انجامید. بطورکلی ، جنگهای برق آسا میان قدرتهای بزرگ ، استثناست ویکی ازآخرین آنها، جنگ پروس واطریش درسال 1866 بود.
بطریق اولی ، جنگ میان آمریکاوچین ، جنگی درازمدت خواهد بود. بسیاربعید است نقشه هائی که استراتژیستهای دوکشوربرای پیروزی درضربه ی نخست تنظیم کرده اند، به نتیجه برسد. همچنین بسیاربعیداست که عملیات ایذائی چین علیه تایوان ، مانند جنگ سایبری ، محاصره اقتصادی وخرابکاری نیزبتواند تایوانی هارااز پیگیری حق استقلال منصرف نماید مگرآنکه چین، به یک سلاح سایبری مخفی مسلح باشد که بااستفاده ازآن بتواند تایوان رابه سرعت بزانو درآورد. ازسوی دیگر، نابودی چند صد شناور چینی طی سه روز توسط آمریکائی که ازبرتری هوائی ودریائی درمنطقه برخوردارنیست، غیرممکن بنظرمی رسد. اما درهرحال، آنچه مسلم بنظرمی رسد این است که صرفنظر ازضربه ی نخست، جنگ آمریکا-چین ، به یک رویاروئی فرسایشی ودرازمدت تبدیل خواهد شد. حتی اگرآمریکا بتواند ضربه ی نخست چین رادفع کند، این کشورعقب نخواهد نشست. دراین صورت، تنهادستاورد آمریکا، اعلام رسمی استقلال تایوان وجلب حمایت بین المللی ازآن خواهد بود. برای آمریکانیز شکست درضربه ی نخست ، پیامدهای بین المللی گسترده ای خواهدداشت. دراین صورت ، آمریکاباید تسلط برمنطقه را به فراموشی بسپارد.مواضع این کشورنیزدرآسیا تضعیف خواهد شد. البته درادامه ی کار ، آمریکامی تواند علاوه برتحریمهای اقتصادی، رزمناوها ،زیردریائیها وجنگنده های رادارگریز خود راازسراسرجهان به منطقه گسیل نماید. دراین صورت ، چین نیزبیکارنخواهد نشست ودومین وسومین حمله ی خودرابه تایوان عملی خواهد کرد. این کشورهمچنین ممکن است جبهه ی دومی رانیزعلیه منافع وتاسیسات آمریکائی درمنطقه بگشاید. اگرجنگ ادامه پیداکند، چین مسلماً ازقلب سرزمین اصلی خود ، که پناهگاهی امن محسوب می شود، جنگ راهدایت خواهد کرد.لذا، جنگ طولانی مدت میان قدرتهای بزرگ، خویشتنداری وتعهد بیشتری می طلبد زیرا درشرائط متغیّر جبهه ، هرلحظه ممکن است فرماندهان وسربازان ، تصمیمات خطرناکی اتخاذ کنند که تلاشهای صلح طلبانه وآشتی جویانه رابه حاشیه براند.(3)
" مسابقه برای تسلیح مجدد" نیزازدیگرویژگیهای هرجنگ فرسایشی است. طرفین مخاصمه، پس ازازدست دادن مقادیرزیادی سلاح وتجهیزات وتحمل خسارات سنگین ، درصدد جبران آنهابرمی آیند تاقدرت آتش خویش راحفظ کنند. آنها برای نیل به این مهم، باید اقتصاد وجامعه ی خویش راجنگی کنند، بر آتش احساسات ناسیونالیستی بدمند، وبرکنترلهای دولتی بیفزایند. درجنگ احتمالی چین وآمریکا، مقادیرعظیمی ازتسلیحات وتجهیزات دوطرف ( مهمات ، کشتی ، زبردریائی ، پهباد ، هواپیماو...) درضربات اولیه ی جنگ نابود خواهد شد. اما تلفات انسانی ،کمترازدیگرمنازعات کلاسیک خواهد بود وبه پرسنل ماهر( خلبانها ، ملوانها و...) محدود خواهد ماند زیرا این جنگ ، بیشتردرهوا ودریا جریان خواهد داشت.ازاین گذشته، جنگهای فرسایشی ، به آسانی گسترش می یابند زیراطرفین مخاصمه ، درپی کسب برتری بررقیب ، جبهه های دوم وسوم رامی گشایند، پای دیگرکشورهارابه جنگ بازمی کنند وبه استراتژیهای خطرناک جنگی برای واردآوردن خسارات بیشتربردشمن ف روی می آورند. بنابراین ف جنگهای فرسایشی ، به لحاظ عمودی وافقی گسترش می یابند وبه سرعت به جنگهای منطقه ای تبدیل می شوند. معهذا ف درهرجنگ فرسایشی ، لحظه ای فرامی رسد که طرفین مخاصمه ، باکاستن ازمطالبات خود، درصدد خاموش کردن آتش جنگ برمی آیند.
به نوشته ی " آندرو اف. کرپینویچ "(A.F.Krepinevich) تحلیلگرسیاست دفاعی وعضوارشد موسسه ی " هودسون" ، " هرجنگ مدرن که بیش از18 ماه ادامه پیداکند، آنچنان پیامدهای ژئوپولتیک ، سیاسی واجتماعی بزرگی به بارخواهد آورد که بشرتاکنون به یاد ندارد." اگرچه گذشته چراغ راه آینده است اما، رویاروئی احتمالی آمریکا وچین ، حداقل ازیک نظر، شبیه به هیچ چیز درگذشته نخواهد بود : احتمال بکارگیری عامل هسته ای درنبرد میان دوقدرت جهانی. معهذا، دیدگاهی نیزوجوددارد که معتقد است زرّادخانه ها ی پیشرفته ی هسته ای ف یااصولاً مانع جنگ می گردند ویاطرفین درگیررا وامی دارند تامحتاطانه گام بردارند. ازاین رو ف امروزبرخلاف گذشته ف دیگرحمله به سرزمین مرکزی چین ف جائی دراستراتژی دفاعی آمریکاندارد. علت این تغییر ، بدون تردید بیم اززرادخانه ی هسته ای مدرنیزه شده ی چین می باشد. معهذا، اغلب استراتژیستهای آمریکائی، به توسعه ی صلح آمیز نفوذ چین درجهان ، باورندارند ونوعی برخورد ورویاروئی بااین کشوررادرآینده ی نزدیک، ناگزیرمی دانند. مگرآنکه چین جهتگیری
استراتژیک فعلی خود راتغییردهد. بنابراین، اکنون درآمریکا، سخن ازامکان یاعدم امکان رویاروئی دو کشورنیست ، بلکه سخن اززمان وچگونگی این رویاروئی است.(4)
زیرنویس
1)getting ready for along war with China , www.aei.org
2)defense white paper . www.ircip.cn
3)interview with Dr. Andrew Krepinevich , www.spf.org
4)how to stop china and us going to war , www.theguardian.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره8732-9635-9973-6037