مثلث نئولیبرالیسم ، فساد ، تحریم

عامل تشدید مبارزه ی طبقاتی درایران

طی دهه ی گذشته ، برناآرامیهای کارگری درایران افزوده شده است. درحالیکه موارد اعتصاب، تحصّن ، کم کاری ، وتظاهرات کارگری درسال 2014 ، حدود 365 مورد بود ، این رقم درسال2020 از 1300 مورد فراتررفت ودرسالهای بعد نیزهمچنان افزایش پیداکرد. عمده ترین خواسته های این کارگران معترض، درابتداء ، پرداخت دستمزد معوقه ، افزایش حقوق ، وحمایت ازکارگران اخراجی می باشد. اما این کارگران ، معمولاً درمسیرمبارزه ، به مطالبات خویش رنگ وبوی سیاسی می دهند. آنها باخصوصی سازی بنگاههای اقتصادی ، معادن ، واحدهای آموزشی وخدماتی ، مخالفت می ورزند وخواستار تشکیل سندیکاها وشوراهای مستقل می باشند. این مبارزات ، برتجربه ی دیرپائی متکی است که سینه به سینه ، ویاتوسط نویسندگان متعهد وتصاویرومطالب اینترنتی ، نسل به نسل منتقل می شوند. معهذا ، خیزش های مردمی سالیان اخیر ، بویژه پس ازانتخابات سال1388 ، دارای ویژگیهای خاصی است که برای جنبش کارگری ایران الهامبخش می باشد. علاوه برکارگران متشکل ، حاشیه نشینان شهری نیز مانند انقلاب 1357 ، سربازان پیاده ی این مبارزه ی طبقاتی محسوب می شوند ودرمتن جنبشهای اجتماعی وتظاهرات خیابانی سالهای اخیر حضوری پررنگ دارند.

اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات 1388 وسپس افزایش بهای بنزین و نان ، به سرعت رنگ وبوی سیاسی بخود گرفته وسرنگونی رژیم رابه یکی ازمطالبات جنبش تبدیل کرده است. شعارهائی چون " مرگ بردیکتاتور ! " ، " سوریه رارهاکن ، فکری به حال ماکن ! " ، " دشمن ما همینجاست ، دروغ میگن آمریکاست ! " ، که درتاریخ چهاردهه ای جمهوری اسلامی ایران بی سابقه بوده ، اکنون به وفور دراعتراضات خیابانی به گوش می رسد. طی این سالها، هزاران نفر ازکارگران مبارز، دستگیر وبیش ازپانصد نفرآنها اعدام شدند.بسیاری ازفعالان کارگری نیزیاازکشور گریختند ویاتبعید وخانه نشین گردیدند. شوراهای کارگری که نقش مهمی درپیروزی انقلاب داشتند، منحل شدند وجای خودرا به انجمنهای اسلامی طرفداررژیم دادند. تجربه ی این سالها که همچنان در یاد جنبش کارگری باقی است، اکنون چراغ راه آینده ی جنبش قرارگرفته است. این مبارزه ، به مراتب سازمانیافته تر وقوی تر ازگذشته ، ادامه خواهد یافت و اعتراضات گسترده وطولانی را دربخشهای مختلف اقتصاد وجامعه ، شامل خواهدشد. سازمانها وتشکیلات مستقل کارگری ، ازدرون این اعتراضات سربرآورده ودربرابرسازمانهای دست نشانده ی رژیم ، قد می افرازند. مترقی ترین بخش این جنبش را کارگران صنعتی تشکیل می دهند که کارگران " کشت وصنعت هفت تپّه " در شوش ، و" گروه ملی صنعت فولاد ایران " دراهواز ، پیشروترین آنها می باشند. این کارگران، به خصوصی سازی بنگاه خود ، اخراج گسترده ی کارگران توسط مدیریت جدید ، وعقب افتادن دستمزدها ، معترضند. البته سابقه ی فعالیت سندیکائی درکشت وصنعت هفت تپّه به نیم قرن پیش می رسد. سندیکای کارگران این بنگاه ، پس ازانقلاب تعطیل شد اما درسال 1385 ، علیرغم فشارهای دولتی وامنیتی، دوباره شکل گرفت وشورای کارگران هفت تپّه ازدل این سندیکا بیرون آمد. 22 کارگرترقیخواه، به نمایندگی از14 بخش مختلف این بنگاه ، درشورای مزبورگردآمدند تا مطالبات کارگران راپیگیری کنند. "اسماعیل بخشی " مغزمتفکر سندیکای کارگری هفت تپّه ، دریکی ازسخنرانیهایش گفت : " تاکنون همیشه دستورات ازبالا به پائین صادرمی شد. اما ، امروزما تصمیم گرفته ایم خواسته های خود راازپائین دیکته کنیم. مابه مثابه ی شورا ، متحد عمل می کنیم. فردگرائی ، ملی گرائی ، نژادپرستی وارتجاع ، درصفوف ما جائی ندارد..." اگرچه اسماعیل بخشی دستگیرو به 14 سال زندان محکوم شد وشورای کارگری هفت تپّه نیزمنحل گردید، اماکارگران این بنگاه توانستند به یکی از مهمترین خواسته های خود که همانا بازگشت مالکیت کشت وصنعت هفت تپّه به دولت بود، نائل شوند.

یکی دیگرازتجربیات موفق کارگری سالهای اخیر، به گروه ملی صنعت فولاد ایران مربوط می شود. کارگران این صنعت ، برخلاف کارگران کشت وصنعت هفت تپّه ، سابقه ی مبارزه ی سندیکائی چندانی نداشتند. کارگران فعال وپیشروی صنعت فولاد، درجلسات خصوصی ورفیقانه ی خود، کمیته هائی مخفی تشکیل دادند. هیچیک ازاعضای این کمیته ها، شناخته شده نبودند واغلب اعضای شورای کارگری صنعت فولاد ایران، تاامروزنیزناشناس مانده اند. این شورا موفق شد طی سالهای 1395 تا1397 ، چند تظاهرات واعتصاب موفقیت آمیز راسازماندهی نماید. اعتصاب 17 روزه ی سال1395 واعتصاب 40 روزه ی سال 1397 ، ازجمله ی طولانی ترین اعتصابات کارگری اخیر درایران می باشند. " میثم المهدی" یکی ازنمایندگان کارگران، درحمایت از کارگران هفت تپّه سخن گفت وبرلزوم اتحاد طبقه ی کارگر تاکید کرد.او توجه به مطالبات شورای کارگری راتنها راه برونرفت صنعت فولاد ایران ازبحران اعلام نمود. میثم المهدی، پس ازاین سخنرانی ، به همراه 40 نفردیگرازکارگران، شبانه دستگیر وروانه ی زندان شد. او پس ازآزادی ، زندگی مخفی درپیش گرفت ونهایتاً ازکشورخارج شد.شورای کارگری گروه ملی صنعت فولاد ایران ، برخی اشکال ابتکاری مبارزه رادرپیش گرفت که اختلال دربرگزاری نمازجمعه ، اشغال ادارات دولتی ، اخراج مدیران وسرکارگران ازشرکت ، اشغال بانک ملی مرکزخوزستان ومسدود کردن راههای مواصلاتی ، ازآن جمله بود. ازاین روشها، توسط کارگران اقصی نقاط ایران ، به کرات استفاده شد. شورای کارگری گروه ملی صنعت فولاد ایران ، پس ازتعطیلی کارخانه در سال1397 ، گروههای گشت تشکیل داد تاازاموال وتجهیزات کارخانه حفاظت نماید.علیرغم سرکوب کارگران وانحلال شورای کارخانه، کارگران توانستند به برخی خواسته های مهم خود ازجمله، دریافت مطالبات معوقه ، تحت پوشش قرارگرفتن همه ی کارگران توسط بیمه ی تامین اجتماعی ، و ملی شدن دوباره ی گروه ملی صنعت فولاد ایران نائل شوند.

اعتراضات کارگری اخیرایران ، بسرعت به دیگربخشهای جامعه سرایت کرد. فرهنگیان ، یکی ازسازمانیافته ترین جنبشهای صنفی ایران راشکل دادند ودرحال حاضر ، بزرگترین تشکیلات صنفی کشورمحسوب می شوند. جنبش معلمان توانسته است ، علیرغم سرکوب شدید حکومت ، استقلال خودرابرحاکمیت تحمیل نماید. برخی دیگراز مهمترین اعتراضات واعتصابات کارگری دهه ی اخیر ایران ، به قرارزیر می باشند. درسال 1391 ، حدود 1200 نفرازکارکنان شرکت " نورد ولوله ی صفا " واقع در اتوبان ساوه – تهران ، بخاطر دستمزد عقب افتاده وبیمه ی درمانی خود، دست به یک اعتصاب ده روزه زدند.

درسال 1392 ، حدود دوهزار نفرازکارگران معدن آهن " چادرملو " دراعتراض به اخراج "بهرام نصیری نژاد" رئیس سندیکای خود، به مدت 3 روز دست ازکارکشیدند. دومین موج اعتصاب دراین معدن، دراعتراض به دستگیری 28 کارگرآغازشد وآنقدرادامه یافت تابه بازگشت بهرام نصیری نژاد ودیگرکارگران برسرکارانجامید.

کارگران معدن چادرملو ، دوباره درسال1393 دراعتراض به خصوصی سازی معدن، دست ازکارکشیدند. پس از40 روز، دولت بافسخ قرارداد خصوصی سازی شرکت وبازگشت پنجهزار کارگراخراجی به کار، موافقت کرد. معهذا ، دونماینده ی کارگران دستگیرشدند که موجب شروع مجدد اعتصاب گردید. بالاخره پس از17 روز، نمایندگان مزبور آزاد شدند. مبارزه ی کارگران چادرملو، نخستین مبارزه ی جدّی وپیروزمند کارگری پس ازانقلاب 1357 بود.

درسال 1394 ، بالغ بر 515 اعتصاب واعتراض کارگری صورت گرفت. اعتصاب 54 روزه کارگران راه آهن اهواز، اعتصاب 47 روزه کارگران شرکت نورد ولوله صفا ، اعتصاب 40 روزه کارگران شرکت فولاد وریخته گری درود ، واعتراضات سراسری فرهنگیان ، ازجمله ی مهمترین آنهابود.

درسال1395 ، بیش از1264 اعتصاب واعتراض در653 بنگاه اقتصادی انجام گرفت که نسبت به سال قبل ازآن ، 27 درصد افزایش نشان داد. بازنشستگان نیزقدم به عرصه ی مبارزه گذاشتند. هزاران کارگرصنایع فولاد، همراه بافرهنگیان ، درمقابل مجلس اجتماع کردند.صدها بازنشسته ی صنعت فولاد نیزدرمقابل وزارت کارتجمع کردند. بازنشستگان تامین اجتماعی هم درمقابل مجلس تجمع اعتراضی برگزارکردندو...

درسال1396 ، بیش از1251 اعتصاب واعتراض در689 بنگاه اقتصادی برگزارشد. اعتراضات این سال، اگرچه تقریباً به اندازه ی سال قبل بود اما، به مراتب سیاسی ترشده بود. اعتراض به خصوصی سازی آموزش وبهداشت ونیزگرانی مسکن ، بیمه ومواد غذائی ، مضمون این اعتراضات راتشکیل می داد که دربیش از 140 شهردرسراسرکشور برگزارگردید. دراین اعتراضات ، برای نخستین بار ، شعارهائی علیه جمهوری اسلامی و ورهبری انقلاب ، برزبانها جاری گردید.

درسال1397 ، بیش از1700 اعتراض کارگری درایران انجام شد که بالاترین رقم درسالهای پس ازانقلاب بود. اعتصاب 10 روزه کامیونداران در160شهر ،و دوردوم آن در236 شهر انجام شد.256 راننده دستگیر وبرخی ازآنها تهدید به اعدام شدند. اما پس از20 روز ، دولت بااکثرخواسته های کامیونداران موافقت کرد. اعتراضات فرهنگیان دراین سال همچنان ادامه پیداکرد وسندیکای آنها ، چهاراعتراض سراسری رادراین سال سازمان داد. رهبران این سندیکا بازداشت شدند وتحت شکنجه قرارگرفتند. علاوه برکشت وصنعت هفت تپّه وشرکت فولاد اهواز ، که ذکرآنها درسطورقبل رفت ، شرکت تولید کننده ی تجهیزات سنگین " هپکو " نیزبا 1500 پرسنل ، دراین سال شاهد اعتراضات کارگری بود. کارگران که به خصوصی شدن شرکت اعتراض داشتند، راه آهن شمال – جنوب رامسدود کردند وعلیرغم دستگیری اغلب رهبران خود، اعتراضات را سال بعد تکرارنمودند.

سالهای 1398 به بعد ، شاهد رشد انفجاری اعتراضات بود وکارگران همیشه درصف مقدم این اعتراضات قرارداشتند. اکنون تعداد این اعتراضات ، از ششهزارمورد درسال فراتررفته وتقریباض هیچ بخشی ازجامعه ی ایران ازاعتراض واعتصاب درامان نمانده است. باتعمیق بحران اقتصادی ، بروزتورم افسارگسیخته ، شیوع موج هفتم پاندمی وادامه ی تحریمهای بین المللی ، بدون تردید برکمیت وکیفیت این اعتراضات افزوده خواهد شد.

علت همه ی این نابسامانی ها ، مثلث نئولیبرالیسم ، فساد وتحریم است. چرخش دولت ازتوسعه گرائی (developmentalism) به نئولیبرالیسم ، که باتاکید براستخراج منابع طبیعی ورویگردانی ازسیاست جایگزینی واردات (import – substitution) همراه بود ، به بحرانی فراگیر دراقتصاد انجامید. اغلب صنایع ایران که دردودهه ی اخیر وطبق این الگو، به بخش خصوصی واگذارشدند ، ورشکسته وتعطیل گردیدند. مالکان این بنگاهها، که اکثرآنها وابسته به نهادهای دولتی ونظامی هستند، وامهای کلان وسخاوتمندانه ی بانکی رابجای سرمایه گذاری دربنگاههای خود، یابه حسابهای فراساحلی خویش منتقل می نمایند ویاآنها رادرفعالیتهای غیرمولدی چون واردات کالاهای لوکس وخرید مستغلات ، هزینه می کنند. برخی ازاین بنگاهها که درزمره ی بزرگترین کارخانجات صنعتی ایران قرارمی گیرند، تحت فشارتحریم بین المللی وسیاستهای نابخردانه ی داخلی ، بااعتراضات گسترده ی کارگری روبرو شده ونهایتاً تعطیل می شوند. سیاستهای نئولیبرالی ایران ، تحت تاثیرفرآیند جهانی شدن ، به حذف سوبسیدهای وارداتی انجامید که حاصل آن ، انفجار قیمتها درداخل وشکست بنگاههای اقتصادی بزرگ ایران دربازارهای رقابتی جهان می باشد. مثلاً واردات بی رویه ی شکر ازخارج ، کشت وصنعت هفت تپّه راکه بزرگترین واحد تولید شکر درایران است ، درمعرض ورشکستگی قرارداده است. البته محافلی درداخل حکومت ایران ، ازاین سیاست منتفع می شوند. اکنون مافیای شکر ومافیاهای دیگر( مافیای دارو ، مافیای موز، مافیای آب ، و...) ساختاردولت ایران راشکل می دهند وحکومت ایران رابه یک شرکت سهامی مافیائی تبدیل کرده اند. سمتگیری این شرکت سهامی ، فقط حفظ منافع کلان سرمایه داران ، تجارعمده وبنیادهای انگلی می باشد.

بدیهی است که نیروی کارشاغل دراین بنگاهها ، نمی توانند دربرابر سوء مدیریت وفساد سکوت کنند. اما مبارزات کارگری، فقط به این بنگاهها محدود نمی ماند وبسرعت به آنسوی دیوارکارخانجات وبنگاههای اقتصادی کشیده می شود. کارگران صنعتی به راهپیمائی درشهرهامی پردازند وخواستارجلب حمایت عمومی می گردند وتاکنون نیز دراین امرموفق بوده اند. اکنون روزی نیست که بازنشستگان ، فرهنگیان ، دانشجویان ، رانندگان کامیون وتاکسی ودیگراقشارجامعه ، خیابانها ی ایران رابا شعارهای رادیکال اقتصادی وسیاسی ، زیرپا نگذارند. " عزاعزاست امروز، حقوق بازنشسته زیرعباست امروز" ، " دشمن ماهمینجاست ، دروغ می گن آمریکاست " ، ودهها شعارتند دیگر که درتاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشته ، دراین اعتراضات به گوش می رسند. این شعارها ، درکنار تاکتیکهائی چون انتشار " بیانیه ی 14" درباره ی لزوم استعفای رهبری ، هرروزبیشترازروزپیش ، جای خود را درجامعه ی مدنی ایران بازمی کنند. جنبش مادران دادخواه ، گردهمائیهای اعتراضی بازنشستگان ومستمری بگیران ، تجمع های سراسری فرهنگیان ، گردهمائیهای کارگران کوره پزخانه ها ، رانندگان اتوبوس شهری ووسائل نقلیه سنگین ، کارگران سنگبری ها ، رانندگان تاکسی ، کارگران موقت پتروشیمی ها ، معدنکاران سونگون ولیست دورودراز دیگری ازتجمعات واعتراضات ، حاکی ازبه لرزه درآمدن ارکان رژیم حاکم برایران است. آنچه این اعتراضات رااز ادوارقبلی متمایزمی سازد، همزمانی ودرهم تنیدگی آنهابااعتراضات لایه های دیگراجتماعی است. جنبشهای مدنی وکارگری ، هرروز بیشترازروزپیش ، درهم گره خورده وازشعارهای واحد تبعیت می کنند.

منابع ومآخذ

1)dictating rules from below , www.leftvoice.org

2)council power in Iranian labor movement , www.tempestmag.org

3)political change in iran may begin with labore movement , www.belfercenter.org

4)for an independent labour movement , www.marxist.com

جنبش اعتراضی زحمتکشان رابااتحاد عمل فراگیرتقویت کنیم 5)www.tudehpartyiran.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037