رودخانه های غباردرخاورمیانه
رودخانه های غبار درخاورمیانه
(نگاهی به دیپلماسی ریزگرد درمنطقه )
بیش ازچهارهزارسال اززمانی می گذرد که ارتشهای دو دولتشهر ،برسرآب ، رویاروی یکدیگرقرارگرفتند. مسئله ی آب ، ازآن زمان تاکنون همچنان به قوت خود باقی مانده است: هرکسی آب راکنترل کند، زمین رانیزکنترل خواهد کرد. هم اکنون ، ترکیه و سوریه و عراق وایران برسرآب دجله وفرات ، مصروسودان واتیوپی برسرآب نیل، ایران وافغانستان برسرآب هیرمند ، اردن و فلسطین واسرائیل برسربرداشت اسرائیل ازسه آبخوان بزرگ منطقه ، بایکدیگر درگیرند. اما طبق تصاویرماهواره ای ، حوضه ی رودخانه های دجله وفرات ، که ترکیه وسوریه وعراق وایران را دربرمی گیرد ، باسرعتی بیشترازدیگرمناطق جهان ،( به استثنای شمال هند) به سوی خشکی پیش می رود.
مشکل آب درخاورمیانه ، ابعاد منحصربه فردی دارد که یکی ازآنها مناقشات میان ایران وترکیه می باشد. به غیر ازآب، دوکشوربرسربرخی مسائل دیگرنیزاختلاف دارند که شاید مهمترین آنها سوریه وعراق باشد که تهران وآنکارا ، منافع متضادی رادراین دوکشور دنبال می کنند. معهذا پس ازسالها آرامش ، مسئله ی مدیریت آبهای فرامرزی ، دوباره به این مناقشه دامن زده است. این اختلاف اگرادامه پیداکند، می تواند پیامدهائی برای امنیت منطقه درمیان مدت داشته باشد زیراایران مسئله ی آب رابه امنیت ملی خود پیوند زده است. اخیراً بارها وزیرخارجه ونمایندگان پارلمان ایران ، ترکیه را بخاطرسدسازی برروی رودخانه های فرامرزی، سرزنش کرده اند. به باورآنها، این سد سازیها ، موجب تشدید خشکسالی درعراق وسوریه وبرپائی طوفانهای ریزگرد درایران گردیده است. آنها این رویکرد ترکیه را " غیرقابل قبول" خوانده اند. ترکها نیز ادعاهای ایران را " بی اساس " و " غیرعلمی " خوانده ومقامات ایران رامتهم کرده اند که تلاش می کنند نظرافکارعمومی راازسوء مدیریت منابع داخلی آب منحرف نمایند. ترکیه همچنین سد سازیهای بی رویه ی ایران رادر دهه های اخیر، علت بروزمعضلات زیست محیطی دراین کشورعنوان کرده است.
درمرکزاین مناقشه، پروژه ی چندین میلیارد دلاری " جنوب شرقی آناتولی " قراردارد که پنج دهه است جریان دارد. شرکت دولتی Hydraulic Works مسئول اجرای این پروژه است که احداث 22 سد و19 نیروگاه آبی رابرروی دجله وفرات شامل می شود. اجرای بخشی ازاین پروژه ، تاکنون موجب بروزخشکسالی دربخشهائی ازسوریه وعراق گردیده است. امابرای ایران ، بویژه احداث سد " ایلی سو " (Ilisu) برروی رودخانه ی دجله، ازاهمیت فراوان برخوردارمی باشد زیرااحداث این سد، یک تهدید بزرگ زیست محیطی برای استانهای جنوبی وغربی این کشور بشمارمی رود. به نظرمقامات ایران، طوفانهای ریزگردی که اخیراً منطقه رافراگرفته ، نتیجه ی مستقیم کاهش جریان آب دجله بداخل عراق وایجاد کانونهای ریزگرد دراین کشورمی باشد. آخرین موافقتنامه ای که که درباره ی مدیریت آبهای فرامرزی میان تهران وآنکارابه امضاء رسید، به سال 1955 بازمی گردد. اما اکنون منافع چهارکشور درگروی اجرای این توافق قراردارد. ترکیه ، برخلاف سه کشوردیگر، کنوانسیون 1997 نیویورک رادرمورد آبهای فرامرزی غیرناوبری ، امضاء نکرده است وبنابراین هیچ مبنائی برای اتخاذ یک رویکرد چند جانبه دراین مورد وجود ندارد. اما حتی اگرآنکارا این کنوانسیون راامضاء کرده بود، بازهم معلوم نبود که تهران بتواند باتوجه به انزوای بین المللی خود، برترکیه فشاروارد آورد. عراق وسوریه نیز درگیر جنگ داخلی ومنازعات سیاسی هستند ومسئله ی آبهای فرامرزی برای ایشان ازاولویت برخوردارنیست. درواقع ، ترکیه باتوجه به ضعف عراق درسالهای اخیر، سد سازی راتسریع کرده است. لذا ایران هیچ چاره ای ندارد جزاینکه به چانه زنی دوجانبه باآنکارا بپردازد. نگاهی به پرونده ی مناقشه ی آبی ایران وترکیه نشان می دهد که نظراین دوکشور درباره ی منابع آبی ، باادبیات سیاسی بیان می شود وآنها جریان آب را ابزاری درخدمت قدرت ونفوذ خویش ارزیابی می کنند.
اگرچه جنوب آسیا ، بویژه شبه قاره هند نیزدچارکم آبی است واسترالیا وبخش بزرگی ازجنوب آفریقا رانیز خشکسالی شدید راتجربه می کنند وحتی اروپانیزباافت شدید سطح آب رودخانه ها روبروست، اما خشکسالی درخاورمیانه ، ابعاد منحصربفردی دارد. به موجب " شاخص تنش آبی "(water stress index) ، از37 کشورجهان که درمعرض خشکسالی شدید قراردارند ، 15 کشور درخاورمیانه می باشند که قطر ،کویت ، بحرین ،عربستان وایران درصدرآنهاقراردارند. بنابر ارزیابی " اتحادیه انجمن های کشاورزی"(UFA) به زودی 50 درصد اززمینهای کشاورزی منطقه، بعلت فقدان آب ،ازچرخه ی تولید خارج شده و124 میلیون جریب زمین کشاورزی بلااستفاده خواهد ماند. ایران وسوریه ، باسد سازی برروی رودهای خود ، جریان آب دردجله وفرات راکاهش داده وموجب نفوذ آب شور خلیج فارس به شطّ العرب گردیده اند. دجله وفرات ، درشطّ العرب به یکدیگرمی پیوندند وبه خلیج فارس می ریزند. آب شور، زمینهای حاصلخیزکشاورزی رادرجنوب نابود کرده ومزارع تاریخی این منطقه رابه کانون ریزگرد تبدیل می کند.
تقریباً هیچ کشوری درخاورمیانه نیست که طی سالیان اخیر ازطوفان ریزگرد مصون مانده باشد. اما ایران، عراق وکویت ، بیش از دیگران، درمعرض این پدیده قراردارند. به نظرمی رسد رهبران منطقه به این نتیجه رسیده باشند که مقابله باچالشهای ناشی ازتغییرات آب وهوائی ، بدون مشارکت دوجانبه وچند جانبه ، ممکن نیست. طوفان ریزگر درایران، که درگذشته به مناطق غربی این کشورمحدود مانده بود، اکنون به مناطق مرکزی وشمالی گسترش پیداکرده است. این طوفانها، به همراه آلودگی ناشی ازفعالیتهای صنعتی واستفاده ازسوختهای فسیلی درنیروگاهها، پیامدهای فراوانی برای سلامت عمومی داشته وتاکنون هزاران نفرراروانه ی بیمارستانها کرده است. سد سازی ها وحفر بی رویه ی چاههای عمیق، درکنارسوء مدیریت منابع آبی ایران ، به بحران اقلیمی دامن زده وبرطوفانهای شن افزوده است. تحریم های بین المللی نیز مانع ازدسترسی ایران به تکنولوژی، خدمات ودانش فنّی لازم برای مبارزه باتبعات زیست محیطی تغییرات اقلیمی گردیده وهرساله ازبودجه ی اختصاص یافته به این امرکاسته است.
معهذا، طوفانهای ریزگرد درایران، خصلتی فرامرزی نیزدارند وبخشی ازآنها، ازطریق کشورهای همسایه وارد ایران می شوند. لذا، حتی درصورت اصلاح سیستم مدیریت منابع آب واختصاص بودجه ی کافی ، بازهم ایران قادرنخواهد بود بدون همکاری کشورهای همسایه ، برمشکل ریزگرد فائق آید. ایران با پی بردن به این مهم ، ونیزبه منظورکاستن از انتقادات وفشارافکارعمومی ، به "دیپلماسی ریزگرد" روی آورده است. امضای یادداشت تفاهم اخیر میان عراق ، سوریه ، کویت وایران ، برای همکاری درمبارزه باریزگرد ونیزاعلام تمایل ایران وامارات متحده عربی برای همکاری دراین زمینه، ازنتایج این دیپلماسی بوده است.برخی سیاستهای جاه طلبانه ی منطقه ای نیز مانند پروژه ی چند میلیارددلاری " ابتکارسبزخاورمیانه" درعربستان که کاشت 10 میلیارد اصله نهال درداخل این کشور و40 میلیارد اصله نهال درمنطقه را هدف خود قرارداده ، اگربه اجراء درآیند،راهگشا خواهند بود.امارات متحده عربی نیزسرمایه گذاری هنگفتی برروی سیاستهای دوستدارمحیط زیست انجام داده است. این کشور ، ازجمله یک سیستم هشدارسریع را درخاک خود مستقرکرده که نسبت به وقوع طوفان ریزگرد درداخل کشور ومنطقه هشدارمی دهد. معهذا، هماهنگی کشورهای منطقه درباره ی مسائلی چون بیابانزائی ، مدیریت منابع آب ، حفاظت ازحیات دریائی ، جنگل کاری ، برنامه ریزی شهری ، وتدارک زیرساختهای لازم برای مقابله بابالا آمدن آب دریا ونیزمدیریت موجهای شدید آب وهوائی، ضروری است. معهذاف جوّ امنیتی حاکم برمنطقه، تاکنون مانع ازاین همکاری گردیده است. سوء ظن ورقابت حاکم برمنطقه، تلاشهای قبل رانیزبی اثرگذاشته است. کاربه جائی رسیده که ایران وعراق، تنها طی دوماه ، هشت طوفان بزرگ ریزگرد را پشت سرگذاشتند. اگرچه این قبیل طوفانها درمنطقه، پدیده ی جدیدی نیست اما توالی آنها درسالهای اخیر، نگران کننده شده است. سوء مدیریت منابع آب راباید مقصر اصلی این بحران دانست. سدسازیهای بی رویه ی ایران وترکیه، به خشکی رودخانه ها وتالابها وایجاد کانونهای جدید ریزگرد انجامیده است. عوامل دیگری نیزچون تغییرات آب وهوائی وکاهش بارندگی نیزکم وبیش درپیدایش این معضل موثرند. کانونهای ریزگرد درایران ، 6/34 میلیون هکتاروسعت دارند که460/1 میلیون هکتارآن رازمینهائی تشکیل می دهند که قبلاً تالاب بوده اند.این کانونها، سالانه 22/4 میلیون تن ریزگرد تولید می کنند که علاوه برآسیبهائی که به سلامت انسان وارد می کند، موجب کاهش حاصلخیزی خاک نیزمی گردد. کانونهای ریزگرد درکشورهای همسایه ایران نیز به 300 میلیون هکتاربالغ می گردد که بخش عمده ی 150 میلیون تن ریزگرد تولیدی سالانه ی آنها، روانه ی ایران می گردد. ترکمنستان ، ازبکستان ، افغانستان ، وپاکستان درشرق وشمالشرق ایران ، ونیز غرب عراق ، شرق سوریه ، عربستان واردن ، درجنوب وجنوب غربی ایران ، کانونهای عمده ی ریزگرد درمنطقه می باشند. برخی مواقع ، فعالیت همزمان این کانونها موجب می گردد که طوفان ریزگرد 25 استان کشوررافراگیرد وشاخص آلودگی هوارا به سطحی خطرناک برساند.
اما مشکل فقط به ایران وهمسایگانش ختم نمی شود. حدود نیم قرن پیش ، اسرائیل باساخت " کانال ملی آب " ، جریان آب رااز دریای " جلیله" که توسط رود اردن تغذیه می شد ، منحرف نمود. بدین ترتیب ، آب ماطق پائین دستی رود اردن ، گل آلود وغیرقابل استفاده گردید. سد هائی نیزکه اردن وسوریه برروی این رود بستند، مشکل رادوچندان کرد و وجریان آب به مناطق پائین دستی را تا90 درصد کاهش داد. به گزارش بانک جهانی ، اسرائیل 87 درصد ازمنابع آبی کرانه ی غربی رود اردن رابخود اختصاص داده وفقط 13 درصد برای فلسطینی ها باقی گذاشته است. حاصل کاراین شده است که شهرکهای اسرائیلی کرانه ی غربی رود اردن ، روزانه 300 لیترآب به ازای هرنفردریافت می کنند درحالیکه سهم فلسطینی های این منطقه فقط 75 لیتردرروزاست. این درحالی است که استاندارد تعیین شده توسط سازمان بهداشت جهانی برای مصرف روزانه ی آب ، برای هرنفر 100 لیترمی باشد. مناقشه ی آبی دیگر در حوضه ی نیل جریان دارد. این رودخانه ی هفت هزارکیلومتری ، طولانی ترین رودخانه ی جهان است که از 10 کشورآفریقائی عبور می کند. اما قلب نیل، درمصر می تپد که هم آب آنرا تامین می کند وهم حاصلخیزترین خاک رادرحوضه ی آن عرضه می دارد. اما تلفیقی ازخشکسالی وسد سازیهای بی رویه طی چند دهه ی اخیر، جریان این رودخانه ی خروشان راکاهش داده است. اتیوپی اکنون برای تامین برق وآب خود ، سرگرم ساخت سدهای متعدد بر " نیل آبی"(Blue Nile) می باشد. نیل آبی از دریاچه ی " تانا" (Tana) درارتفاعات اتیوپی سرچشمه می گیرد. "نیل سفید " (white Nile) نیزکه ازدریاچه ی ویکتوریا در اوگاندا سرچشمه می گیرد، درخارطوم پایتخت سودان ، به نیل آبی می پیوندد وبه دریای مدیترانه می ریزد. هم اکنون رابطه ی میان مصر واتیوپی برسرآب نیل ، متشنج است.
تغییرات آب وهوائی ، اهمیت آب رادوچندان کرده وبرحساسیت آن افزوده است. لبنان کشوری است که درطول تاریخ خود ، همیشه به آب کافی دسترسی داشته است. اما این کشور، اکنون درزمره ی 33 کشوری قرارگرفته که تاسال2040 ، کمبود شدید آب را تجربه خواهند کرد. بخشی ازمشکل این کشورداخلی است. بیش از 60 هزارحلقه چاه قانونی وغیرقانونی دراین کشورحفرشده که ذخیره ی سفره های زیرزمینی آب رامی بلعند. سد هائی نیزکه دراین کشورساخته شده اند ، تاکنون نتوانسته اند مشکل آب رابویژه درشهر6/1 میلیون نفری بیروت حل کنند. لذا مردم برای مصارف آشامیدنی ، به آبهای معدنی بطری روی آورده اند که شرکتهای چند ملیتی مانند " نستله "(Nestle) آنراازهزاران کیلومتر دورتر ، یعنی ازمیشیگان وکالیفرنیا ، به لبنان منتقل کرده وبفروش می رسانند. هم اکنون ، 35 درصد بازارآب معدنی لبنان دردست نستله می باشد> علاوه براینکه آب معدنی گران است وارکیفیتی نازلترازآب محلی لبنان برخوردارمی باشد، بطریهای پلاستیکی آن نیز خطری بزرگ برای محیط زیست محسوب می شود. مقادیر معتنابهی ازآب لبنان ، بعلت نشت ازخطوط لوله ی کهنه ی این کشور، به هدر می رود وسد ها نیز ازجریان آب رودخانه ها می کاهند ومناطق پائین دستی رابه آلودگی نمکی وگل ولای دچارمی کنند. چاهها ( قانونی یاغیرقانونی ) شیره ی جان سفره های زیرزمینی آب رامی مکند وهرروز عمیق وعمیق تر می شوند. البته نمک زدائی ازآب وتولید آب شیرین نیز یک راه حل است اما ، هم گران تمام می شود وهم مستلزم استفاده ی گسترده ازهیدروکربن هاست که خود موجب آلودگی محیط زیست می گردد.
هرچه جمعیت خاورمیانه بیشتر وسرزمین آن خشک ترمی شود، وضع وخیم ترمی گردد. اگرخاورمیانه خشک می شود ، کالیفرنیا ، بخش هائی ازجنوب غربی آمریکا ، آفریقای جنوبی ، بخشهائی ازآمریکای لاتین وتقریباً همه ی جنوب اروپا نیزخشک می شوند.اما، مدیریت خشکسالی دراین مناطق ، بسیاربایکدیگرمتفاوت است. سیاست " گدائی ازهمسایه " دیگردرمورد آب کارسازنیست. به نظرمی رسد گره گار فقط بدست سازمان ملل متحد بازمی شود. " کنوانسیون آبراهه های ملل متحد " که درسال1997 به تصویب رسید ودرآن ، روشهائی برای تقسیم آب وحل مناقشات آبی پیش بینی شده ، می تواند مبنای مناسبی برای حل این معضل باشد. اما مشکل اینجاست که برخی کشورهای قدرتمند مانند چین وترکیه ، با آن مخالفند وبرخی دیگرمانند هند وپاکستان ، به آن رای ممتنع داده اند. ازسوی دیگرف این کنوانسیون الزام آورنیست ودرآن هیچ مکانیسمی برای وادارکردن کشورها باجرای مفاد کنوانسیون، پیش بینی نشده است. معهذا ، این کنوانسیون می تواند نقطه ی شروع مناسبی برای حل معضل آب درخاورمیانه وجهان باشد چراکه براساس برآورد سازمان ملل متحد،ازهر10 نفرجمعیت جهان درسال2030 ، حداقل 4 نفربه آب سالم دسترسی نخواهند داشت.
اگر4500 سال پیش ، گذشتگان ما توانستند مشکل آب رامیان خود حل کنند ، دلیلی ندارد کما نتوانیم چنین کنیم. سنگ نوشته ای در موزه ی " لوور" به خط میخی وجوددارد که متن پیمانی رانشان می دهد که به جنگ آب میان دولتشهرهای " اوما "(Umma) و " لاگاش " (Lagash) پایان داد.
منابع ومآخذ
1)SDSs mitigation… , www.tehrantimes.com
2)Dust diplomacy , www.gulfinternationalforum.org
3)Iran , Iraq , Kuwait ,Syria ,embark on sand diplomacy , www.al-monitor.com
4)Amid dust storms and drought , www.mei.edu
5)River of Dust , www.fpif.org
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037