اروپا بر سر دو راهی
اروپا برسر دوراهی
اتحاد باروسیه یا تداوم گلوبالیسم ؟
اروپا تابستانی گرم راپشت سرگذاشت واکنون به زمستان سرد پیش رو می اندیشد: زمستان بدون گرما. مردم اروپا ، خشمگین از این چشم انداز ، دولتهای خویش را مورد اعتراض قرارمی دهند. در آلمان ، فرانسه ، جمهوری چک ، اطریش ، وایتالیا ، اعتراضات به اندازه ای جدّی است که هراس به دل دولتها افکنده است. مجارستان وصربستان نیزازهمان ابتداء ، آب پاکی روی دست اتحادیه اروپا ریختند وازپیوستن به تحریمهای غرب علیه بخش انرژی روسیه سرباززدند.
دراین حال ، آلمان که بیشترین نفع راازاتحادیه اروپا می برد ونفوذ فراوانی دراین اتحادیه دارد، توانسته است شرائط سختی رابرکشورهای ضعیفتراروپا ، بویژه یونان ، ایرلند ، ایتالیا ، پرتغال واسپانیا ، تحمیل نماید. به همین دلیل ، کشورهای مزبور مایل نیستند ذخائرانرژی خود را درزمستان سخت پیش رو، با کشوری تقسیم کنند که درجریان بحران مالی سال 2008 ، ایشان راتنها گذاشت وهیچگونه همیاری وهمدردی باآنها نشان نداد. صنایع آلمان نیزکه سالیان دراز ازانرژی ارزان روسیه منتفع گردیده وموقعیت برتر خودرادررقابت جهانی مدیون روسیه می باشند، تاقبل ازجنگ اوکراین ، مشتاقانه برای افتتاح خط لوله ی " نورد استریم-2 " لحظه شماری می کردند ، بادخالت آمریکا مجبوربه توقف این پروژه گردیدند. توقف این پروژه ، غولهای انرژی آلمان رادروضعیت دشواری قرارداد که تنها باکمکهای جبرانی دولت قادربه ادامه ی حیات می باشند واگربسرعت توافقی باروسیه انجام نگیرد، بخش انرژی آلمان فروخواهد پاشید. دراین شرائط ، "آنا بائربوک" (A.Baerbock) که دست پرورده ی مکتب مجمع جهانی اقتصاد(WEF) می باشد ، همچنان برحمایت بی قید وشرط ازاوکراین ، بی توجه به عواقب اقتصادی آن برای آلمان ویانظر رای دهندگان آلمانی ، پافشاری می کند. ظاهراً منافع گلوبالیستهای مجمع جهانی اقتصاد ، برای وزیرخارجه ی آلمان ، مهمترازمنافع کشورش می باشد.
ولی درهرحال دراین مناقشه ، هیچوقت منافع اوکراین مدّ نظرنبوده است، بلکه اشتیاق آمریکا برای مقابله باظهور مجدد روسیه، اولویت نخست محسوب می شود. کشورهای اروپائی نیز چشم بسته به دنبال آمریکا روان شده وهیچ راه حلی برای بحران ارائه نمی دهند. آنهافقط چشم به دهان آمریکا دوخته اند وهیچ تمایلی به ارائه ی یک راه حل اروپائی برای بحران اوکراین ندارند. آمریکانیزازیکسو ، عمیقاً ازقدرت گرفتن اتحادیه اروپانگران است وازسوی دیگر، خواستاراتحاد کشورهای اروپائی درجنگ نیابتی علیه روسیه می باشد. اما ، نارضایتی درمیان کشورهای عضواتحادیه اروپا ، روبه افزایش است. اعتراضات اخیر کشاورزان هلند که مورد حمایت کشاورزان دیگرکشورهای اروپائی قرارگرفت ، زنگ خطررابرای گلوبالیستنهای اروپائی به صدادرآورد. جنبش اپوزیسیون یکپارچه وفرامرزی دراروپا ، آن چیزی نیست که که بایدن وگلوبالیستهای اروپائی از مفهوم اتحاد اروپا می فهمند. آمریکا به خوبی می داند که کنترل سیاستمداران فاسد گلوبالیست اروپا ، به مراتب آسانترازکنترل میلیونها شهروند گرسنه ، سرماخورده وخشمگین اروپاست. این دیدگاه ضد گلوبالیستی ، ازسوی برخی اندیشمندان غربی چون " یان برمر "(Ian Bremer) تئورتیزه می شود. به نظرآنها ، دهه هاست که دنیا دیدگاهی خوش بینانه نسبت به فرآیند " جهانی شدن"(Globalization) داشت اما اکنون، صداهای فراوانی علیه گلوبالیسم دراروپا وجهان بلند شده که معتقدند درجهان بهم پیوسته ی کنونی ، فاصله ی میان برندگان وبازندگان جهانی شدن ، روزبروز بیشترمی شود. این بازندگان که اکنون صدای خود راعلیه فرآیند مزبور بلند کرده اند ، فقط کشورهای درحال توسعه راشامل نمی شوند ، بلکه مخالفت باجهانی شدن، همصدایانی نیز درجهان توسعه یافته پیداکرده است.
سرخوردگی ازعدم امنیت سیاسی ، اقتصادی واجتماعی ، افرادی چون یان برمر رابه سخنگویان این جریان فکری تبدیل کرده است. اودرکتاب جدید خود بنام " ما دربرابر آنها : شکست گلوبالیسم " ، داستان کسانی رانقل می کند که ازسیاست " تخریب خلاق " (creative destruction) زیان دیده وازاقتصاد بسرعت درحال رشد جهان ، عقب مانده اند : " گلوبالیسم ، فی نفسه بد نیست ، بلکه باید تغییرجهت بدهد زیرا بذرهای تخریب رادر درون خویش می پرورد. " منظور برمر، تعمیق شکاف میان طبقات ، اقوام وملتهائی است که علیرغم سخت کوشی وتلاش ، همچنان ازقافله ی جهانی شدن عقب مانده اند. به نظر برمر، قدرت گرفتن ناسیونالیسم پوپولیستی دراروپا، تظاهری ازشکست گلوبالیسم دراین قاره است که موجب بروزشکافهای اقتصادی ، سیاسی ، واجتماعی درداخل کشورهای این قاره ونیزدردرون اتحادیه اروپا گردیده است.(1) برندگان وبازندگان گلوبالیسم دراروپا، دیری نخواهد پائید که رویاروی یکدیگرقرارخواهند گرفت. علاوه بربحران اوکراین وروابط باروسیه ، تعمیق شکافهای فرهنگی واقتصادی دراروپا ، درکنارسیل پناهجویان ، افزایش جمعیت مسلمان ، وترس ازحملات تروریستی ، وحدت اروپارا درمعرض تهدید قرارداده است.
دراین میان ، ولادیمیرپوتین جریان انرژی به اروپاراقطع کرده وهنوز کارتهای موثر خودرا رو نکرده است. اورانیوم ، کود شیمیائی ، واقلام غذائی ازجمله کارتهای برنده ی روسیه می باشند که پوتین می تواند درقمارباغرب ، روکند. اما تخریب و تضعیف اروپا ، هدف روسیه نیست واین کشورامیدواراست که اروپائیها بزودی ازخواب گران گلوبالیستی خود بیدارشوند ودشمن واقعی خویش رابشناسند. بدین ترتیب، ماههای آینده ماههائی پرآشوب برای اروپا خواهد بود. تمایلات جدائی طلبانه دراتحادیه اروپا بسیارقوی است. جنبش خروج ازاتحادیه ، بویژه درهلند وایتالیا قوی است وازحمایت گسترده ی عمومی برخورداراست. برکسیت نشان داد که هرکشور اروپائی می تواند فارغ از تبلیغات سنگین ضد برکسیت وباانجام رفراندوم ، راه خود راازاتحادیه اروپا جداکند. اتحادیه اروپا، تجربه ای شکست خورده ازگلوبالیسم است. این اتحادیه اکنون در امورداخلی اعضاء دخالت می کند ودرصدد است قانونی رابه تصویب برساند که سیستم قضائی کشورهای عضو رانیزتابع اتحادیه سازد. ایجاد لایه های جدید ازبوروکراسی ناکارآمد، وتصویب کوهی از قوانین ومقررات زائد ، ازقدرت رقابت این اتحادیه درعرصه ی جهانی کاسته است.
حوادث زمستان پیش رو ، آینده ی اروپاراتاقرن آینده رقم خواهد زد. آیا اروپا ، روسیه رابعنوان یک شریک تجاری صلحجو خواهد پذیرفت یااینکه همچنان بررویکرد گلوبالیستی خود پافشاری خواهد نمود وکشورهای عضورا به سوی آینده ای نامطمئن رهنمون خواهد گردید ؟ (2)
زیرنویس
1)Ian Bremer , the us vs. them , www.amazon.com
2)Afailed Globalist experiment , کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037