شبح فاشیسم برفرازاروپا
شبح فاشیسم برفراز اروپا ؟
باروی کارآمدن دولت ائتلافی ایتالیا به رهبری خانم " جولیا ملونی " (G.Meloni) ، صاحبنظران معتقدند که افراطی ترین دولت راستگرای پس ازجنگ، به رهبری حزب نئوفاشیست "برادران ایتالیا" (Brothers of Italy) دراین کشور، قدرت رابدست خواهد گرفت. ایتالیا یکی ازثروتمندترین وبانفوذ ترین کشورهای جهان است. این کشور، عضوگروه هفت کشورصنعتی ، سومین قدرت بزرگ اقتصادی اروپا وعضو ناتوست. به همین دلیل است که پایتخت های اروپائی وبازارهای مالی این قاره ، بانگرانی تحولات اخیراین کشوررا دنبال می کنند. جولیاملونی ، این خانم 45 ساله ، اکنون آماده می شود تایک دولت ائتلافی نئوفاشیستی را، نه درشکل وشمایل ویونیفورم نظامی موسولینی، بلکه درلباس زنانه ، رهبری نماید. اوازمخالفان سرسخت پناهجویان ومهاجرین است وباالگوگرفتن ازدیوارکشی دونالد ترامپ بین آمریکا و مکزیک ، خواهان ایجاد یک " دیواردریائی" برای توقف حرکت پناهجویان به اروپا ازطریق دریای مدیترانه گردیده است. درانتخابات پارلمانی اخیرایتالیا ، تکلیف 400 کرسی مجلس نمایندگان و 200 کرسی مجلس سنای این کشورمشخص شد وحزب راستگرای برادران ایتالیا (fdi) به رهبری خانم ملونی به یک پیروزی بزرگ دست پیداکرد و 119 کرسی مجلس نمایندگان و 65 کرسی مجلس سنا راازآن خود کرد. انتظارمی رود این حزب، درائتلاف با حزب دست راستی "فورز ایتالیا "(fi) به رهبری " سیلویو برلوسکونی "(S.Berlusconi) وچند حزب راستگرای دیگر، دولت آینده ی ایتالیا راتشکیل دهد.
حزب خانم ملونی ، که ریشه درجنبش نئوفاشیستی " جنبش اجتماعی ایتالیا" (Italian social movement) دارد، پیشتاز محافظه کاری ، ناسیونالیسم ، ومهاجرستیزی درجامعه ی ایتالیا می باشد. پس ازانتخابات عمومی سال 2018 ، سه دولت درایتالیا برسرکارآمدند که هیچیک نتوانست دوره ی کاری خودرابه پایان برساند. اکنون خانم ملونی وارث این بن بست سیاسی گردیده است. نتایج انتخابات درایتالیا، همیشه برصحنه ی سیاسی اروپا تاثیر گذاشته است. مثلاً روی کارآمدن موسولینی دردهه ی 1920 ، به قدرت رسیدن نازیسم درآلمان رابدنبال داشت ودرپی آن ، ناسیونالیستهای راستگرادرسوئد به قدرت رسیدند. بنابراین ، خطرکنونی برای اتحادیه اروپا، به قدرت رسیدن ملونی نیست بلکه ، انعکاس پیروزی اودراروپاست. درسوئد ، حزبی که دارای ریشه های نئونازی است وبه شدت مهاجرستیز می باشد ، بیش از20 درصد آراء رادرانتخابات اخیرکسب کرد ومی تواند بردولت آینده ی این کشور، اعمال نفوذ نماید. درایتالیا نیز ، برادران ایتالیا که کمی بیشازیکچهارم آراء راکسب کرده اند ، می توانند باتشکیل یک ائتلاف راست بادیگراحزاب ، دولت تشکیل دهند. سیاستهای مهاجرستیزانه ی این دولت، بدون شک برای ایتالیا واروپا مشکل سازخواهد گردید. گاردین دراین باره می نویسد : " ازایتالیا تاسوئد ، وازمجارستان تا فرانسه، راست افراطی دوباره به صحنه آمده است. خصومت این جریان بامهاجران ، موجب انتشارروحیه ی بیگانه هراسی درسراسراروپاگردیده است."
اما سیستم پارلمانی ایتالیا که براساس تعدد احزاب وائتلاف استواراست ،ترتیباتی رابرای مقابله بااین نوع افراطی گری پیش بینی کرده است. اینکه افراطیون قدرت رابدست بگیرند به معنی توانائی اجرای برنامه های ایشان نیست. البته این پیروزی ، مشکلاتی راایجاد خواهد کرد که ناشی ازسرخوردگی مردم ایتالیا واروپا ازعملکرد احزاب سنتی است اما این احزاب، هنوزدرصحنه حاضرند وافراطیون راستگرارا تحت نظر دارند ومانع ازشکل گیری اجماع عمومی حول آنها می گردند. به گفته ی رئیس کمیسیون اروپا ، " اگرراستگرایان ازمسیرحکومت قانون خارج شوند ، اروپا مانند لهستان ومجارستان باآنهابرخورد خواهد کرد." قبلاً درلهستان ئمجارستان ، راستگرایان قدرت را بدست گرفته اند واکنون ملونی دراروپا، تنها نیست.علاوه بررابطه ی نزدیک با " ویکتور اوربان"(v.orban) ، خانم ملونی ریاست " شورای محافظه کاران واصلاح طلبان اروپا" (ECR) رانیزبرعهده دارد که یک چتراروپائی برای احزاب راست محسوب می شود. احزاب پوپولیست وراست افراطی مجارستان، لهستان ، اسپانیا ، ایتالیا وسوئد ، عضواین شورامی باشند. ملونی دیگردنباله روی فرانسه وآلمان نخواهد بود وبابه خدمت گرفتن فوجی ازسیاستمداران محافظه کار، نهادهای اروپائی را به عرصه ی تاخت وتازخویش تبدیل خواهد کرد وازروابط خود با جوبایدن و امانوئل مکرون ، خواهد کاست.
معهذا ، برخی کارشناسان معتقدند که نباید درپیامدهای پیروزی راستگرایان دراروپا اغراق کرد. مثلاً راست افراطی درایتالیا، طی سالیان اخیرمواضع خودراتعدیل کرده است. لذا پیروزی احزاب راست دراروپا رانباید یک نقطه ی عطف تلقّی نمود. به نظرآنها ، نقطه ی عطف ، شکست سنگینی است که چپگرایان طی سالهای اخیر دراروپا متحمل شده اند. به گفته ی یکی ازرهبران حزب کمونیست ایتالیا ، "نئوفاشیستها بالاخره توانستند پس ازصد سال ، دوباره درایتالیا به قدرت برسند واین پیروزی رامدیون عملکرد حزب دموکرات می باشند که زحمتکشان وکارگران رابه روزسیاه نشانده است." پارلمان اروپا ، مجارستان رانیزدیگریک " دموکراسی کامل " تلقّی نمی کند مجارستان تحت رهبری ویکتوراوربان ، اگرچه مورد تایید اتحادیه اروپا نیست اما، مورد تایید محافظه کاران آمریکائی می باشد. آنها درتابستان گذشته ، ازاوربان برای شرکت درکنفرانس خود درتگزاس دعوت بعمل آوردند واو درسخنرانی خود دراین اجلاس ، مجارستان را ستاره ی درخشان آسمان اروپا نامید و لیبرالها را بشدت مورد انتقاد قرارداد. اوربان سپس به دیدار دونالد ترامپ درنیوجرسی رفت.
رئیس جمهورلهستان " آندره دودا" (A.Duda) نیزکه باحداقل آراء درانتخابات سال2020 به پیروزی رسید وضدیت فراوان باخمجنس گرایان دارد، چهره ی دیگرمورد علاقه ی محافظه کاران آمریکائی وشخص دونالد ترامپ می باشد. " مارین لوپن" (M.Lepen) رهبرراستگرایان فرانسه ، اگرچه انتخابات قبل رابه امانوئل مکرون باخت امات توانست 41 درصد آرای مردم فرانسه رابه خود اختصاص دهد که بسیاربیشترازآرای اودرسال 2017 بود. این نتیجه ، نشاندهنده ی استقبال مردم فرانسه از پیام مهاجرستیزانه ی لوپن است. وضع حزب " آلترناتیو برای آلمان "(AFD) نیزشبیه به فرانسه است. اگرچه این حزب توانسته است به پارلمان آلمان راه پیداکند، امابدلیل سوء ظنی که به ضدیت این حزب باقانون اساسی وجوددارد، همیشه تحت نظرنهادهای امنیتی می باشد. یک نماینده ی این حزب درپارلمان اروپامی گوید: " شرائط برای ظهورموج جدید پوپولیسم دراروپا آماده است." اوازمشی جورجیا ملونی درایتالیا حمایت کرده ومی گوید : " این خانم ، آشکارا مخالفت خودرا با همجنس گرائی ، سقط جنین ومهاجرت، اعلام کرده است." بدین ترتیب ،افراطیون راستگرای اروپا ، حول چند محور اتفاق نظردارند : ضدیت بالیبرال دموکراسی وحمایت ازرویکرد پوپولیستی وتمامیت خواهانه ، تاکید برمسیحیت وناسیونالیسم مسیحی همراه با تاکید برنقش خانواده ، ضدیت باهمجنس گرائی ، ضدیت بامهاجران .
دراول سپتامبر سال جاری، پرزیدنت جوبایدن ، به آمریکائیها درمورد ظهور مجدد خودکامگی درمیان جمهوریخواهان این کشور هشدارداد. این سخنرانی ، علاوه برنارضایتی جمهوریخواهان ، انتقاد برخی دموکراتها رانیزبرانگیخت. به نظرآنها ، بایدن باید زودتر ازاینها ، نسبت به خطرمزبور ازخود عکس العمل نشان می داد وچه بسا بهتربود که نخستین نطق دوره ی ریاست جمهوری خودرا به آن اختصاص می داد. درهرحال، اکنون بخش مهمی از راستگرایان افراطی آمریکا ، ازهمتایان افراطی خود درایتالیا ، بویژه خانم ملونی ، حمایت می کنند. " استیو بانون " (S.Bannon) نظریه پردازافراطی آمریکا، بارها ازهتایان خود درایتالیا وشخص خانم ملونی ، حمایت کرده است. معهذا، سیستم سیاسی آمریکا ، دوحزبی است وافراطیون راستگرانیز مجبورند درچهارچوب این سیستم عمل نمایند. اما نظراغلب ایشان، شبیه به راستگرایان افراطی اروپاست. احزاب راستگرا دراروپا وآمریکای شمالی ، تاحدودی به هنجارهای دموکراتیک پای بندند. مثلاً " حزب مردم اروپا"(EPP) ازدیرباز درپارلمان اروپاحضوردارد وریاست کمیسیون اروپانیزاکنون برعهده ی یکی ازاعضای این حزب است. حزب مردم اروپا درسالهای اخیر، ازحزب نئونازی " آلترناتیو برای آلمان " فاصله گرفته است. سیاستمداران محافظه کاراروپائی نیز دراین سالها، ازراست افراطی فاصله گرفته اند وایدئولوژی نفرت پراکنی آنها را باارزشهای بنیادین جوامع دموکرات ، درتضاد دانسته اند. تعدیل مشی راستگرایان افراطی ، موجب جذب آنها به جریانات سنتی جوامع اروپائی گردیده است. مثلاً حزب نئوفاشیست " فاکس " (Fox) مدتی است که به جریان رسمی سیاسی دراسپانیا پیوسته وباحزب راست میانه ی " مردم " همکاری می کند. معهذا باکند شدن آهنگ رشد اقتصادی، افزایش نرخ تورم ، گرم شدن هوای زمین وکمبود انرژی ، هرروز تعداد بیشتری ازمردم اروپا وآمریکا ، ازعملکرد احزاب سنتی مایوس ورویگردان می شوند واین وضع ، زمینه رابرای تشدید فعالیت ویارگیری احزاب راست افراطی آماده می کند. اگرچه این احزاب ، راه حل معتبری برای بحرانهای فوق ارائه نمی دهند اما می توانند باانگشت گذاردن برمقولاتی چون هویت ، نژاد ، مذهب وملت ، براعتبار وقدرت خویش بیافزایند.
به ایتالیا بازگردیم. موضع دولت جدید این کشور درقبال اوکراین نیز چالش برانگیزاست. اگرچه موضع این دولت ، انتقاد ازدخالت نظامی روسیه دراوکراین است. اما حزب " لگا "(Lega) که یکی ازاعضای مهم دولت ائتلافی آینده است ، روابطی محکم با مسکو دارد. رهبراین حزب " ماتیو سالوینی " (M.Salvini) خواستارتجدید نظراتحادیه اروپا درتحریمهای روسیه می باشد. همچنین سیلویو برلوسکونی نیزکه یکی دیگرازمتحدین مهم ملونی می باشد، روابط شخصی نزدیکی با ولادیمیرپوتین دارد. ازآنجائیکه ملونی تجربه ی چندانی درزمامداری ندارد ف لذا به حمایتهای برلوسکونی و سالوینی مستظهراست وانتظار می رود برای جلب این حمایت ، ازحمایت ازاوکراین بکاهد. ارتباط شخصی زمامداران روسیه بادولتمردان ایتالیا، سابقه ی طولانی دارد وبه دهه ی 1960 بازمی گردد. درآن زمان ، ایتالیا عرصه ی فعالیت بزرگترین حزب کمونیست اروپابود وازآن زمان به بعد ، رابطه ی اقتصادی باروسیه وتامین نیازهای کشوربه انرژی ازطریق روسیه ، به یک سنت درایتالیا تبدیل شد که توسط همه ی دولتمردان ایتالیائی ، صرفنظرازوابستگی حزبی آنها ، دنبال می شود.
خلاصه اینکه ، ایتالیا درصحنه ی تصمیم سازی اروپائی، همیشه نقش برادرکوچکترآلمان وفرانسه راایفاء کرده است. اما به نظر می رسد بابه قدرت رسیدن حزب برادران ایتالیا به رهبری جورجیا ملونی، این سنت تغییرکند. اگرچه ملونی خودرا فاشیست نمی داند اما پرچم حزبش ،نماد قدیمی حزب فاشیست ایتالیا رابرخود دارد. دوتن ازنسل موسولینی ، یعنی نوه ونتیجه اش نیزاکنون زیراین پرچم سینه می زنند. ملونی می گوید : " هرکاری که موسولینی انجام داد، بخاطر ایتالیا بود."
بدین ترتیب شاهدیم که ارواح گذشته دوباره ظاهرمی شوند، نازی ها دوباره رشد می کنند ، وارد پارلمان می شوند، میلیونها رای جمع می کنند وفضای سیاسی را با سمّ نژادپرستانه ی خود آلوده می کنند. برای اولین بارپس از نابودی " آشویتس" وبرچیده شدن بساط موسولینی وهیتلر ،می توان پیروزی چنین نیروهائی رادراروپا ودیگرنقاط دنیا، شاهد بود. فاشیستهای امروز، اگرچه رنگ عوض کرده ومعتدلترشده اند ف اما بحران اقتصادی ف تحولات سیاسی جاری وناکارآمدی احزاب سنتی ف موجب رشد سریع انها ورادیکالیزه شدن ایشان خواهد گردید.
منابع ومآخذ
1)Fascism returns to europes center stage , www.peoplesdispach.org
2)Right-wing parties are selling out across Europe , www.washingtonpost.com
3)How the far-right is surging in Europe , www.cnn.com
4)Right-wing parties surge in Italian general elections , www.oeoplesdispach.org
5)Fascism on the rise , www.eesc.europa.eu
6) the observer view on the dangerous rise of the far-right in Europe , www.theguardian.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037