رقابت ضدانقلاب درخاورمیانه

خاورمیانه وشمال آفریقا دردهه ی گذشته ، شاهد خیزشهای سیاسی وتاریخی بود : سونامی قیامهای مردمی که به سقوط چند دیکتاتورانجامید. این قیامها ، اگرچه همیشه با دموکراسی همراه نبود اما، تحولات مهمی رادرآگاهی سیاسی مردم بوجود آورد. اما دردهه ی گذشته ، ضدانقلاب نیزمواضع مهمی درمنطقه بدست آورد : رژیمهای خودکامه ، نخبگان سنتی ، طبقات حاکمه وعناصرارتجاعی ، همه ی نیروی خودرابرای مقابله با خیزشهای مردمی بسیج کردند.

نقش عربستان سعودی به عنوان یک نیروی ارتجاعی درخاورمیانه، سابقه ی تاریخی دارد. این کشور ، بویژه پس ازبهارعربی ، بیش ازپیش به ارتجاع گرائید وبه مقابله با نیروهای مترقی منطقه پرداخت وتلاش کرد تا دیکتاتورهای مصر، بحرین ، یمن ، وسودان رابرسرکارنگهدارد. دراین میان ، آنچه که کمتربه آن پرداخته شده ، نقش ضدانقلابی ایران درمنطقه است. دراین سالها ، ایران همیشه خودرانیروئی مترقی عضو محورمقاومت جازده بود. طیف وسیعی ازنیروهای منطقه ، ازنئولیبرالها گرفته تا چپگرایان ضد امپریالیست واصحاب جنبش ضد جنگ نیز براین قضاوت باورداشتند.

دراینجا بامقوله ای سروکارداریم که " اولریش بک " (U.Beck) جامعه شناس معروف غرب ، آنرا " مقوله ی زامبی "(Zombie category) نامیده است. : " مقولات زامبی ، مقولاتی اند که باآنکه عمرآنها به سررسیده ، اما همچنان برحیات خود پافشاری می کنند وچشم اطرافیان رابرروی واقعیات می بندند."(1) ایران نیزیک مقوله ی زامبی است که اگرچه مدتهاست ازقطارانقلاب پیاده شده اما همچنان دم ازترقیخواهی می زند وچشم جهانیان رابرروی واقعیات خاورمیانه می بندد. بانگاهی کوتاه به نقش ایران درسه کشور لبنان ، عراق ، وسوریه دردهه ی گذشته ، به تصویری متفاوت ازاین کشوردست خواهیم یافت : نیروی ضدانقلابی.

دراکتبر2019 ، صدهاهزارنفر ازمردم لبنان ، دراعتراض به دولت این کشور، خیابانهاراپرکردند. این بزرگترین تظاهرات اعتراضی درلبنان، ازنظرتعداد ، وسعت جغرافیائی وطبقات شرکت کننده، حداقل پس ازپایان جنگ داخلی درسال 1990 بود. اگرچه بهانه ی اولیه ی این اعتراضات ، بی کفایتی دولت درمهار آتش سوزیهای جنگلی وافزایش مالیات بر پیامرسان واتساپ بود اما، این اعتراضات که به " انقلاب اکتبر" معروف گشت ، ریشه های عمیق تری داشت. جنبش " بوی تعفّن می دهی" (you stink) درسال2015 که دراعتراض به سوء مدیریت درجمع آوری زباله ی شهری صورت گرفت ، مقدمه ای برای خیزش 2019 بود که تنهابه بیروت محدود نماند وتمامی شهرهای عمده ی ساحلی وداخلی وقصبات رانیزفراگرفت. این همبستگی ، قبلاً هیچگاه درلبنان مشاهده نشده بود. مردم علیه خشونت اجتماعی، تبعیض اقتصادی ونظم فرقه ای فاسد حاکم برکشورقیام کردند. قیامی که آنرا " شورش علیه نئولیبرالیسم فرقه گرا " نیزنامیده اند. سه جریان عمده درداخل انقلاب اکتبرقابل تشخیص است. جریان رادیکال که نابرابری طبقاتی ، تبعیض جنسیتی وحقوق شهروندی رامدّ نظرقرارداده وخواستارتغییراساسی سیستم اقتصادی نئولیبرال حاکم برکشوراست. جریان دوم جریان لیبرال است وجریان سوم نیزجریان بی هویتی می باشد که هیچ بینش سیاسی مشخصی ندارد. حدود یک میلیون نفر دراین اعتراضات شرکت کرده اند که برای کشوری با 7 میلیون نفرجمعیت ، رقم قابل توجهی است.

جایگاه حزب الله دراین صف بندی اجتماعی کجاست ؟ شعاراصلی انقلاب اکتبر"همه ی آنها، یعنی همه ی آنها " بود که کل حاکمیت لبنان ، ازجمله حزب الله راهدف می گیرد. روایتی دیگرازاین شعاردردست است که می گوید : " همه ی آنها یعنی همه ی آنها ، نصرالله هم جزوآنها " که مردم باتجمع درمقابل منزل " محمد رعد " رئیس بلوک پارلمانی حزب الله ، آنرافریاد می زدند. حزب الله پس ازاندکی تامل ، بالاخره بدستورتهران، وارد عمل شد وسرکوب اعتراضات راآغازکرد. درشهرجنوبی " نبطیه " صدها هوادار حزب الله که مسلح به چماق وسلاح سرد بودند به تظاهرات مسالمت جویانه ی مردم حمله کردند و مردم رامورد ضرب وشتم قراردادند. شدت این برخوردها به حدّی بود که که معترضین " روزهمبستگی با نبطیه" اعلام کردند وشعاردادند " کسانی که مردم لبنان راسرکوب می کنند ، نمی توانند فلسطین راآزاد کنند." حزب الله بصورت کلامی وفیزیکی، انقلاب اکتبر رامورد حمله قرارداد وجنبش مردمی را" توطئه ی خارجی علیه حزب الله ومحورمقاومت" نامید. این شیوه ی برخورد، چهره ی حزب الله وشخص نصرالله رابعنوان مدافع سیستم فاسد فرقه ای درلبنان ، بیش ازپیش نزد مردم لبنان منحوس نمود. مردم دیگرحزب الله رابخشی جدائی ناپذیر ازسیستم ورشکسته ی حاکم می دانند که باید جایگزین شود. حزب الله پیشنهاداتی رابرای پایان دادن به جنبش مردمی مطرح کرده که متضمن حفظ سیستم فرقه ای ونئولیبرال حاکم برکشور می باشد.(2)

مشابهت انقلابهای لبنان وعراق ، بسیارپرمعنی است. هردوانقلاب درماه اکتبر2019 آغازشدند واقشارگسترده ی اجتماعی درآنها شرکت دارند. مردم هردوکشور، نظام فاسد وفرقه ای راهدف قرارداده وخواستارطرد نخبگان سیاسی فاسد وناکارآمد می باشند. به نظرمی رسد معترضین دوکشور، به خوبی ازاین شباهت آگاهند واین آگاهی رادرشعار " یک انقلاب ازبغداد تابیروت" منعکس می کنند. اعتراضاتی که ازاکتبر2019 درعراق اغازشد ، بزرگترین انقلاب درتاریخ این کشوراست که فقرا، محرومین وحاشیه نشینان راشامل می شود. قیام تشرین (اکتبر) ، به سرعت ازبغداد واستانهای شیعه نشین جنوب ، به همه ی شهرها وقصبات مرکز وجنوب کشور گسترش پیداکرد وسرانجام همه ی عراق رافراگرفت. این جنبش نیزمانند انقلاب لبنان ، خلق الساعه نبود وریشه دراعتراضات سالیان اخیراین کشور(2009 ، 2011 ، 2015 ، 2018) دارد والبته جدّی ترین آنهاست. دراین جنبش ، دیگرمردم کار، برق ، وآب راطلب نمی کنند بلکه مانند جنبش فعلی درایران، خواستارتغییر رژیم می باشند. باآنکه این جنبش هنوز به بارننشسته اما انقلابی فرهنگی درجامعه ی عراق بپاکرده است. برچیدن سیستم فرقه ای حاکم برکشور، ومبارزه با فساد وناکارآمدی ، ازجمله خواسته های معترضین است که جزباتغییررژیم ، دست یافتنی نیست. میدان تحریرعراق ، مانند لبنان ، تجلی گاه هویت جدید عراقی وآگاهی ملی است که درآن جائی برای ایران وگروههای نیابتی اونیست. چندی پیش ، یکی ازشخصیتهای وابسته به حشدالشعبی عراق درباره ی معترضین این کشورگفت : " اگرآنها فکرمی کنند که ماکشوری راکه 15 سال برای ساختنش زحمت کشیده ایم ، به ایشان واگذارمی کنیم ، سخت دراشتباهند. این کشوری است که باخون ساخته شده است." بدین ترتیب ف نیروهای نیابتی ایران وارد جنگ بامعترضین بی سلاحی شده اند که تاکنون صدها نفرازآنها به قتل رسیده وهزاران نفرنیززخمی شده اند. دست حکومت ایران ، بطومستقیم وغیرمستقیم ، به این خون آغشته است. معهذا ، قیامهای لبنان وعراق دوتفاوت عمده نیزبایکدیگردارند. اول خشونت بارتربودن قیام درعراق نسبت به لبنان ، ودوم دخالت مستقیم وضدانقلابی ایران درعراق که بسیارپررنگترازدخالت این کشوردرلبنان می باشد. اماآنچه مهم است اینکه درهیچکدام ازاین دوکشور، نیروهای نیابتی ایران ودولت جمهوری اسلامی، نه تنها جانب انقلاب رانگرفته اند ، بلکه به سرکوب آن می پردازند.(3)

حال به موضع ایران درقبال قیام 2011 سوریه بپردازیم. اعتراضات مسالمت جویانه ی مردم سوریه ازبهارتاپائیز2011 ، بشدت توسط رژیم اسد وباهمکاری دولت ایران سرکوب شد واین کشوررابرای بیش ازیک دهه ، درباتلاق جنگ ، خشونت وویرانی فروبرد. تظاهرات توده ای سال 2011 ، ازماه مارس درتمام شهرها وقصبات کشورآغازشد. سنّی ، علوی ، مسیحی ، دروز ، اسماعیلی ، کرد واقوام دیگر، همه به خیابان آمدند تامطالبات دموکراتیک خود رافریاد بزنند. فریاد عدالت ، آزادی وپایان دیکتاتوری که درآن روزها درسوریه بلند بود، به فریادهای مشابه در تونس ، مصر ، وجای جای منطقه ، گره خورد. اگرچه ایران ، ازآن زمان تاکنون ، دخالت خودرادرسوریه ، به مبارزه باتروریسم نسبت می دهد اما درواقع، به حمایت تمام قد از رژیم اسد برخاسته است. وقتی فیام اغازشد، نشانی ازالقاعده وداعش دردست نبود معهذا سپاه قدس به اسد فشاروارد آورد تاقیام مسالمت جویانه ی مردم رابه بهانه ی مبارزه باتروریسم، وحشیانه سرکوب نماید. بنابراین ، درسوریه نیز ایران بجای انقلاب ، درکنارضدانقلاب قرارگرفته است.(4)

تجربه ی یک دهه ی اخیر نشان می دهد، گفتمانی که ایران راقدرت انقلابی وعربستان راقدرت ارتجاعی منطقه می شناسد، دیگررنگ باخته است. ایران وعربستان ، دوقدرت ارتجاعی خاورمیانه هستند که برای گسترش حیطه ی نفوذ خویش به رقابت بایکدیگرمشغولند. عربستان وایران ، دوروی سکّه ی حکومت مذهبی سرکوبگری هستند که خودکامگی وسرکوب جنبش انقلابی رادرسرلوحه ی کارخویش قرارداده اند.

زیرنویس

1)exploring Ulrich Becks Zombie categories , www.researchgate.net

2)Irans role in the shifting political landscape of the middle east , www.newpol.org

3)Iraqs Tishreen uprising : from barricades to ballot box , www.crisisgroup.org

4)understanding the October uprising in Iraq and Lebanon , www.globaldialogue.isa

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037