ضعف جنبش ضدجنگ درآمریکا،چرا؟

درسال 1973 ، ایالات متحده خدمت سربازی اجباری رالغو کرد تاارتشی حرفه ای وداوطلب تشکیل دهد.این اقدام ، برای کاستن ازموج اعتراضات افکارعمومی، بویژه خانواده های مرفه وطبقه ی متوسط آمریکا صورت گرفت که مخالف جنگیدن فرزندان خود درخارج ازکشوربودند. این اعتراضات ، پس ازجنگ ویتنام، بسیارقدرت گرفته بود. درعین حال ، پیشرفتهای فنّی به دولت آمریکاامکان می داد که برتوان آتش سربازان خویش بیافزاید وازاین طریق ، کاهش تعداد نیروهای خودراجبران نماید وازتلفات این نیروهانیزبکاهد. بعنوان مثال ، درجنگ 2/2 تریلیون دلاری افغانستان ، که بین سالهای 2001 تا 2021 جریان جریان داشت ، آمریکافقط یک درصد تلفات انسانی ( 2442 نفرازکل 241 هزارنفر) رامتحمل شد. درعین حال ، ارتش آمریکا ف بخش بزرگی از وظائف خودرا به شرکتهای خصوصی واگذارکرده است. حدود نیمی از نیروهای مسلح آمریکا درعراق وافغانستان را شرکتهای مقاطعه کارخصوصی تشکیل می دادند که بزرگترین آنها شرکت ACADEMI است که درسال 2016 به قیمت یک میلیارددلار به شرکت سهامی Apollo فروخته شد. تقویت نقش این شرکتها درارتش آمریکا ، موجب گردیده که بسیاری ازکارشناسان ، ارتش امروز آمریکارا یک ارتش " تمام مزدور" بشناسند.

نسل جدید نخبگان سیاسی آمریکا که پس ازجنگ سرد رشد کرد و " پایان تاریخ" راتجربه نمود، باهیچ چالش جدّی درداخل وخارج کشور روبرو نبود تااینکه چالشی بنام " چین " دربرابراوقرارداده شد. مجتمع نظامی صنعتی، متشکل از ژنرالها ، سیاستمداران ، کمپانیهای تکنولوژی ومقاطعه کاران خصوصی نظامی ، همچنان برتوسعه ی توان نظامی امریکا پای می فشرند وچین وروسیه رامورد چالش قرارمی دهند. آنها همچنین ازعملکرد ارتش آمریکا درعراق ، افغانستان ، سوریه ولیبی ، وانجام جنایات جنگی دراین کشورها ، دفاع می کنند ودرعین حال ، به بازارمیلیاردی چین چشم دوخته اند.معهذا ، درمیان اقشار فوقانی طبقه ی متوسط امریکا ، گروهی کوچک ازانزواگرایان فوق افراطی وجود دارد که روشنفکران وابسته به " انستیتوی کاتو " (Cato institute) آنرارهبری می کنند. این شبکه ی سیاسی ، علناً برعلیه سیستم ذخیره ی فدرال(US federal reserve system) ومداخلات خارجی آمریکا سخن می گوید وباسیاست دولت درقبال اوکراین نیزمخالف است. اما این گروه ، درعرصه ی سیاست خارجی آمریکا ، به حاشیه رانده شده ونفوذ چندانی ندارد.(1)

کارل مارکس زمانی گفته بود که کاپیتالیستها ، " گروه برادران متخاصم "(band of warring brothers) هستند که هریک ، دولتی مدرن رابانیروی نظامی بزرگ ودستگاه جاسوسی واطلاعاتی کارآمد دراختیاردارد. اکنون بالغ بر 3/4 میلیون آمریکائی ، مجوز امنیتی دسترسی به اسناد طبقه بندی شده ، محرمانه وبسیارمحرمانه رادراختیاردارند. این سیستم ، صرفنظر ازهرنتیجه ی انتخاباتی ، می تواند تسلط خودرااعمال کرده وسیاست خارجی راهدایت نماید. ناتوانی دولت ترامپ ازپیاده کردن سیاست خارجی مدّ نظرش ، خود گواه این مدعاست. دشمنی نخبگان بورژوای حاکم وطبقات متوسط آمریکا باچین ، ریشه های عمیق نژاد پرستانه دارد. دردوران چهارساله ی ریاست جمهوری دونالد ترامپ ، یک ائتلاف متشکل ازجنبشهای پوپولیستی وراست افراطی نژاد پرست درآمریکاشکل گرفت که " راست جایگزین"(Alt-Right) نامیده شد. " استفن بانون "(E.Bannon) چهره ی شاخص این جنبش است که ریاست سابق سایت اینترنتی شبکه ی خبری Breitbart رابرعهده داشت. اویکی ازچهره های بسیارفعال چین ستیز درآمریکا می باشد که نفوذ فراوان بر دونالد ترامپ داشت. اقشارپائینی طبقه ی متوسط آمریکا ، پایگاه اجتماعی این جنبش می باشند که سفید پوستانی بادرآمد سالانه ی حدود 75 هزاردلارراشامل می شوند. حزب جمهوریخواه امریکا ، ازایجاد این بلوک انتخاباتی نئوفاشیست سود برد. این گروه ، نفرت خودرا ازنخبگان سیاسی وفرهنگی کشورکه تاکنون سدّ راه آنهابرای کسب ثروت شده اند ، مخفی نمی کنند. اینکه استفن بانون، اکنون ازرهبری حزب فوق افراطی ونئونازی Alt-Right کنارگذاشته شده، موجب خوشحالی است. حامی مالی شبکه ی خبری Breitbart News ، میلیاردرمعروف"ربکا مرسر" ( Rebekah Mercer)، ازجمله مخالفان بانون بود که سرانجام موجب خلع وی گردید.بانون همراه با " استفن میلر"(S.Miller ) و "جف سشنز" (J.Sessions) ، نویسنده ی متن برخی فرمانهای اجرائی جنجالی دونالد ترامپ بود که باهدف تخریب سیستم اداری آمریکا وبه آشوب کشاندن کشور ،تنظیم می شدند. خطرناکتراینکه بانون وهمفکرانش در شورای امنیت ملی آمریکا جاخوش کرده بودند. بانون رفت اما بانونیسم همچنان درآمریکاباقی است وخود رادرمخالفت بامهاجران دفاع ازحذف مقررات مزاحم کسب وکاربزرگ ، لغو برنامه های اجتماعی دولت وتلاش برای به انزواکشاندن چین نشان می دهد.(2) اکنون دولت آمریکا سعی می کند خشم اقشارپائینی طبقه ی متوسط رااز سقوط سطح زندگی خود ، به سوی چین هدایت نماید. اقتصاد آمریکا هیچگاه اززیربار بحران وامهای ثانویه ی مسکن (subprime mortgage crisis) درسال 2008 ، کمرراست نکرد. طی این سالها ف سیاست ضعیف پولی آمریکا ، سود سرشاری رانصیب کاپیتالیستها کرد ضمن اینکه خسارت سنگینی نیزبرطبقه ی کارگر واقشارپائینی طبقه ی متوسط وارد اورد.

امروزه خصومت باچین ، به رویکردی عمومی در جامعه ی آمریکا تبدیل شده است. این تصور که چین دشمن اصلی جهان آزاد وبزرگترین تهدید برای موجودیت آمریکاست ، توسط رسانه های رسمی و پلاتفرمهای اینترنتی تبلیغ وترویج می گردد. ضمن اینکه عرصه برمخالفان این رویکرد خطرناک ، روزبروز تنگترمی شود. افکارعمومی امروزآمریکا، دوران مک کارتیسم رادردهه ی 1950 تداعی می کند. جوّ اجتماعی کنونی حاکم برآمریکا ، بسیارشبیه به آلمان دهه ی 1930 می باشد. ازسوی دیگر، ترتیباتی چون الکترال کالج که اساساً دردفاع ازمنافع جنوب برده وار وایالتهای کوچک کشاورزی وضع شده است، مانع ازرای مستقیم مردم ( هرنفریک رای) برای انتخاب رئیس جمهورمی گردد. این سیستم غیردموکراتیک که توسط اصلاحیه های متعدد قانون اساسی، تثبیت شده، موجب گردید که جورج بوش پسر ودونالد ترامپ، علیرغم کسب آرای کمتر ازرقبای خود، به ریاست جمهوری برسند. بعلاوه ، دادگاه عالی آمریکا که یک نهاد غیرانتخابی است ، نیزمی تواند دراجرای قانون انتخابات ، اعمال نفوذ بنماید. در همین حال، معمولی ترین سناتورآمریکا ، حداقل سه میلیون دلارثروت دارد وبه سختی می توان ازچنین نمایندگانی انتظار دفاع ازحقوق مردم عادی وضعیف راداشت.

درسال 2014 ، " شی جین پینگ " رهبرچین ، اندکی پس ازبدست گرفتن قدرت ، خطاب به پرزیدنت اوباما گفت : " اقیانوس آرام به اندازه ی کافی بزرگ است که بتواند چین وآمریکا رادرخود جای دهد." اما وزیرخارجه ی آمریکا باردّ این شاخه ی زیتون دیپلماتیک ، اقیانوس آرام را " دریای آمریکائی " خواند وچین رابه محاصره ی موشکی تهدید کرد. این تهدید درحالی مطرح شد که مرکزتحقیقات اقتصادی وتجاری انگلیس(CEBR) پیش بینی کرده بود که چین تاسال 2028 ، به اقتصاد برتردنیاتبدیل شده وآمریکاراپشت سرخواهد گذاشت. ازآن پس ، آمریکاخود رابرای یک جنگ تمام عیارباچین آماده می کند. جنگ نیابتی دراوکراین ، مقدمه ی جنگ باچین تصورمی شود. بسیج ایدئولوژیک برای جنگ ، سالهاست که درآمریکا ادامه دارد.چرخهای نئوفاشیسم درآمریکا ، همچنان می چرخد وعصرتازه ای از مک کارتیسم دراین کشور درحال ظهوراست.

درحال حاضر، 140 میلیون کارگروفقیردرآمریکاوجوددارد و17 میلیون کودک این کشور ازگرسنگی رنج می برند( این تعداد، شش میلیون نفربیشترازقبل پاندمی می باشد)وبخشی ازاین رویکرد، ازسیاست جنگ طلبانه ی دولت آمریکا دفاع می کند. اگرچه این رویکرد، بامنافع واقعی آنها درتضاد قراردارد. بودجه ی نظامی تریلیون دلاری این کشور، به زیان خدمات بهداشتی ، آموزشی ، زیرساختس وحقوق بشری این کشورمی باشدوبخشی ازآن ، می تواند صرف مقابله با تغییرات آب وهوائی گردد. گروههای ترقیخواه آمریکا، مانند جنبش سیاهان وجریانات فمینیستی ، که روحیه ی قوی مبارزه جویانه وضد جنگ دارند وبارهبرانی چون مارتین لوترکینگ ومالکوم ایکس شناخته می شوند ودرگذشته ،شجاعانه دربرابرمداخله جوئیهای خارجی دولت آمریکا ایستادگی کرده اند. متاسفانه امروز دیگرتمایلی به مقابله باکمپین ضد چینی دولتمردان خود ندارند وحتی دربرخی مواقع بااین کمپین همراهی نیزمی کنند. معهذا، سیستم سیاسی امریکا، بیرحمانه برای حذف این قشر ویابه حاشیه راندن آن، تلاش می کند.

درعین حال ، درجهان وضع به گونه ی دیگری است. درجریان نشست فوق العاده مجمع عمومی سازمان ملل متحد( دوم مارس 2022) ، کشورهائی که 50 درصد جمعیت جهان راشامل می شوند ، به قطعنامه ی " تجاوزبه اوکراین " رای مخالف یاممتنع دادند ضمن اینکه 85 درصد جمعیت دنیا نیزبا تحریمهای آمریکا علیه روسیه مخالفند. حتی کشورهائی چون هند وعربستان نیز نسبت به توقیف ذخائرارزی روسیه در خارج، ابرازنگرانی کرده وباتقویت هژمونی دلاربرتجارت جهانی مخالفند. روسای جمهور مکزیک ، بولیوی ، هندوراس ، ال سالوادور وگواتمالا ، دراجلاس کشورهای آمریکائی درلس آنجلس شرکت نکردند وعلت آنرا ، عدم دعوت ازکوبا ، ونزوئلا ، .نیکاراگوا اعلام نمودند. متاسفانه پلاتفرمهای بین المللی چون سازمان ملل متحد ، قادرنیستند مانع جنگ افروزیهای آمریکا گردند. آمریکا به هیچ چیز جزنظم بین المللی تحت رهبری خود ، تمکین نمی کند. درعین حال ، آمریکا ومتحدینش درناتو، باچالشهای عمیق ایدئولوژیک دست به گریبان اند وهرگونه ماجراجوئی جدید نظامی توسط آمریکا ،به این مشکلات دامن می زند. چنین جنگی، موقعیت اروپا راتضعیف کرده واحتمالاً رشد تولید ناخالص داخلی آنرامنفی می کند. افزایش تورم وهزینه های نظامی نیز ازپیامدهای جنگ برای اروپاخواهد بود. اشتیاق واشنگتن به جنگ، تحریم ، وتفرقه ی اقتصادی ، دربلند مدت به اقتصاد آمریکانیز لطمه زده وزنجیره ی غذا رادرجهان نیزمختل می کند.

برعکس ، ثبات مدیریت اجتماعی درچین ، دفاع ملی قوی ، استراتژی دیپلماتیک صلحجو ، و مقاومت دربرابرسلطه طلبی آمریکا ، به این کشوراجازه می دهد که ازموضع قدرت براین توهم فائق آید که گویا آمریکا می تواند باچین وارد جنگ شده وپیروزگردد.(3) بخش بزرگی ازجمعیت جهان که ساکن جنوب است، مخالف جنگ وخواستارصلح می باشد. ایالات متحده ، اولین امپراتوری نیست که بااستکبارو نخوت سخن می گوید اما زوال می یابد.

زیرنویس

1)Freedom in 50 states , www.catoinstitute.org

2)the rise and fall of Steve Bannon , www.peoplesworld.org

3)the united states is waging a new cold war , www.thetricontinental.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037