بازندگان 1357 ، سازندگان 1401

آنچه امروز درایران می گذرد ، فصلی ازتاریخ پرفرازونشیب مقاومت دربرابر یک حکومت مذهبی است که پس ازبدست گرفتن قدرت درسال1357 ، حجاب رااجباری اعلام کرد وباتصویب قانون شریعت اسلامی ، محدودیتهای دیگری رانیز برزندگی مردم تحمیل نمود. ازهمان فردای پیروزی انقلاب ، زنان درصف مقدم تحولات جامعه ی ایران قرارگرفتند. آنهاازیکسو جنگ راتدارک می کردند وازسوی دیگر، به محدودیتهای اعلام شده توسط حکومت اعتراض می نمودند. اما متاسفانه ، هرجاکه اعتراضات زنان صورت گرفت ، بیرحمانه سرکوب شد ومردم ایران نیزهمبستگی چندانی باآنهانشان ندادند. گروههای سیاسی هم ، بدلیل ایتکه احتمال می دادند ضدانقلاب ازاین اعتراضات سوء استفاده نماید ، لذا مطالبات زنان را دراولویت چندم خود قرارداده بودند.

مواردی که درسال 1357 دردستورکارانقلاب قرارداشت، لاینحل باقی ماند وهمچنان دردستورکارقراردارد. حجاب ، تنهایکی ازاین موارد است. حقیقت این است که جامعه ی ایران درچهل سال گذشته ، تغییرات بنیادین پذیرفته است. مردم ، به مراتب آگاهتروتحصیلکرده ترشده، ورسانه های اجتماعی ، فراگیرترشده اند. تعداد دانشجویان زن ازمرد پیشی گرفته ، 1/84 درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند و132 میلیون نفرنیز مشترک موبایل درکشورشده اند.(1) ضریب نفوذ اینترنت همراه درایران، به 100 درصد رسیده ومردم درمحیط کار وزندگی خویش، ازطریق شبکه های اجتماعی درارتباط دائم بایکدیگرقراردارند وکوچکترین تحولات جامعه رادرسطح وسیع منتشرمی کنند. یکی ازمباحث داغ دراین رسانه های اجتماعی ، مسئله ی حجاب است. چهاردهه فشاروتبعیض جنسیتی ، اکنون حجاب را بعنوان سمبل این بی عدالتی ، هدف گرفته وآنرادرصدراخبارشبکه های اجتماعی قرارداده است. زنان ، این شهروندان درجه دوی جمهوری اسلامی ، اکنون به صحنه آمده اند وبابه آتش کشیدن حجاب ، حق ازدست رفته ی خویش راطلب می کنند وشبکه های اجتماعی نیزاکنون مملو ازصحنه های غرورانگیز ازمبارزات مدنی زنان است.

اگرچه قبل ازانقلاب 1357 نیز نابرابری جنسیتی درایران وجود داشت اما " آپارتاید جنسیتی" ره آورد جمهوری اسلامی می باشد. زنان ایران ، بویژه زنان کارگر وزنان وابسته به اقلیتهای قومی ومذهبی ایران، ازظلمی مضاعف رنج می برند. آنهاباید هم استثماروحشیانه ی سرمایه داران وطنی رادرغیاب قوانین کارآمد حمایتی تحمل کنند، وهم فشارشریعت اسلامی رادرقالب حجاب وتبعیض های جنسیتی وقانونی تاب آورند. اما زنان ایران ، هیچگاه قربانی خاموش این ترتیبات ظالمانه نبوده اند ودهه هاست که پنهان وآشکار باواضعان شریعت اسلامی مبارزه می کنند. مبارزه ی زنان برای برابری جنسیتی ، معضلات زیست محیطی ، حقوق کودکان واقلیتهای قومی، طی این چهاردهه ، همیشه ادامه داشته است. جنبش "دختران خیابان انقلاب" علیه حجاب اجباری درادامه ی این اعتراضات ، وزمینه ساز جنبش " زن ، زندگی ، آزادی " بود. زنان ، درهمه ی جنبشهای اعتراضی چهاردهه ی اخیر درجمهوری اسلامی ، حضورداشته اند اما ، آنچه جنبش فعلی رااز جنبشهای گذشته متمایز می سازد، توجه افکارعمومی ایران وجهان به آن است. زن ، زندگی ، آزادی ، شعاررهائیبخشی است که قبلاً توسط زنان پارتیزان کرد درترکیه وسوریه سرداده شده بود. آنها دهه هاست که علیه پدرسالاری ، سرکوب ملی ، خودکامگی ، واخیراً داعش ، می رزمند. این شعار که اکنون توسط جنبش مدنی ایران به وام گرفته شده ، مرزهای ملی رادرنوردیده وبه شعاری منطقه ای وجهانی تبدیل شده است. شعار زن ، زندگی ، آزادی ، علاوه برحجاب ، بیان مشکلات انباشته شده ی جامعه ی ایران است. هم اکنون نیمی ازجامعه ی ایران زیرخط فقر زندگی می کنند. کودکان کار ، زباله گردی ، کارتن خوابی ، قبرخوابی ، اعتیاد، جرم وجنایت ، به پدیده های روزمره ی جامعه ی ایران تبدیل شده اند. طی چهاردهه ی گذشته ، پاسخ رژیم ولائی به مطالبات برحق مردم، فقط سرکوب بوده است. حافظه ی جمعی ایرانیان ، مالامال ازموارد سرکوب وخشونت دولتی است که قتل " مهسا امینی" بدست گشت ارشاد، آخرین آن است که همچون جرقه ای به انبارباروت خشم مردم زده شد وآتش انقلاب زن، زندگی ، آزادی را شعله ورساخت. این قیام، بسرعت مرزهای ملی ، قومی ، مذهبی ، و جنسیتی رادرنوردید وبه انقلابی فراگیرتبدیل شد. این انقلاب ، کل ساختار ظلم وتبعیض راهدف گرفته وآرمانهای آن به فراترازمرزهای ملی ومنطقه ای رسیده است.

البته ، هنوزاقشارسنتی جامعه، ازشعارهای رهائیبخش جنبش فعلی درهراسند وچه بسا برای توقف آن ، باحکومت سرکوبگرهمکاری می کنند. لذا، جنبش کنونی رافقط باید آغازپایان نظم ولائی حاکم برایران تلقّی نمود وحتی اگردرظاهر، رژیم بتواند برای مدتی ، اعتراضات جاری راسرکوب کند، این موضوع تمام نمی شود. جامعه ، دیگرازآستانه ی انقلاب عبورکرده است.

زیرنویس

1)تعداد کاربران اینترنت درایران چقدراست ؟ www.techfars.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

بازندگان 1357 ، سازندگان 1401

آنچه امروز درایران می گذرد ، فصلی ازتاریخ پرفرازونشیب مقاومت دربرابر یک حکومت مذهبی است که پس ازبدست گرفتن قدرت درسال1357 ، حجاب رااجباری اعلام کرد وباتصویب قانون شریعت اسلامی ، محدودیتهای دیگری رانیز برزندگی مردم تحمیل نمود. ازهمان فردای پیروزی انقلاب ، زنان درصف مقدم تحولات جامعه ی ایران قرارگرفتند. آنهاازیکسو جنگ راتدارک می کردند وازسوی دیگر، به محدودیتهای اعلام شده توسط حکومت اعتراض می نمودند. اما متاسفانه ، هرجاکه اعتراضات زنان صورت گرفت ، بیرحمانه سرکوب شد ومردم ایران نیزهمبستگی چندانی باآنهانشان ندادند. گروههای سیاسی هم ، بدلیل ایتکه احتمال می دادند ضدانقلاب ازاین اعتراضات سوء استفاده نماید ، لذا مطالبات زنان را دراولویت چندم خود قرارداده بودند.

مواردی که درسال 1357 دردستورکارانقلاب قرارداشت، لاینحل باقی ماند وهمچنان دردستورکارقراردارد. حجاب ، تنهایکی ازاین موارد است. حقیقت این است که جامعه ی ایران درچهل سال گذشته ، تغییرات بنیادین پذیرفته است. مردم ، به مراتب آگاهتروتحصیلکرده ترشده، ورسانه های اجتماعی ، فراگیرترشده اند. تعداد دانشجویان زن ازمرد پیشی گرفته ، 1/84 درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند و132 میلیون نفرنیز مشترک موبایل درکشورشده اند.(1) ضریب نفوذ اینترنت همراه درایران، به 100 درصد رسیده ومردم درمحیط کار وزندگی خویش، ازطریق شبکه های اجتماعی درارتباط دائم بایکدیگرقراردارند وکوچکترین تحولات جامعه رادرسطح وسیع منتشرمی کنند. یکی ازمباحث داغ دراین رسانه های اجتماعی ، مسئله ی حجاب است. چهاردهه فشاروتبعیض جنسیتی ، اکنون حجاب را بعنوان سمبل این بی عدالتی ، هدف گرفته وآنرادرصدراخبارشبکه های اجتماعی قرارداده است. زنان ، این شهروندان درجه دوی جمهوری اسلامی ، اکنون به صحنه آمده اند وبابه آتش کشیدن حجاب ، حق ازدست رفته ی خویش راطلب می کنند وشبکه های اجتماعی نیزاکنون مملو ازصحنه های غرورانگیز ازمبارزات مدنی زنان است.

اگرچه قبل ازانقلاب 1357 نیز نابرابری جنسیتی درایران وجود داشت اما " آپارتاید جنسیتی" ره آورد جمهوری اسلامی می باشد. زنان ایران ، بویژه زنان کارگر وزنان وابسته به اقلیتهای قومی ومذهبی ایران، ازظلمی مضاعف رنج می برند. آنهاباید هم استثماروحشیانه ی سرمایه داران وطنی رادرغیاب قوانین کارآمد حمایتی تحمل کنند، وهم فشارشریعت اسلامی رادرقالب حجاب وتبعیض های جنسیتی وقانونی تاب آورند. اما زنان ایران ، هیچگاه قربانی خاموش این ترتیبات ظالمانه نبوده اند ودهه هاست که پنهان وآشکار باواضعان شریعت اسلامی مبارزه می کنند. مبارزه ی زنان برای برابری جنسیتی ، معضلات زیست محیطی ، حقوق کودکان واقلیتهای قومی، طی این چهاردهه ، همیشه ادامه داشته است. جنبش "دختران خیابان انقلاب" علیه حجاب اجباری درادامه ی این اعتراضات ، وزمینه ساز جنبش " زن ، زندگی ، آزادی " بود. زنان ، درهمه ی جنبشهای اعتراضی چهاردهه ی اخیر درجمهوری اسلامی ، حضورداشته اند اما ، آنچه جنبش فعلی رااز جنبشهای گذشته متمایز می سازد، توجه افکارعمومی ایران وجهان به آن است. زن ، زندگی ، آزادی ، شعاررهائیبخشی است که قبلاً توسط زنان پارتیزان کرد درترکیه وسوریه سرداده شده بود. آنها دهه هاست که علیه پدرسالاری ، سرکوب ملی ، خودکامگی ، واخیراً داعش ، می رزمند. این شعار که اکنون توسط جنبش مدنی ایران به وام گرفته شده ، مرزهای ملی رادرنوردیده وبه شعاری منطقه ای وجهانی تبدیل شده است. شعار زن ، زندگی ، آزادی ، علاوه برحجاب ، بیان مشکلات انباشته شده ی جامعه ی ایران است. هم اکنون نیمی ازجامعه ی ایران زیرخط فقر زندگی می کنند. کودکان کار ، زباله گردی ، کارتن خوابی ، قبرخوابی ، اعتیاد، جرم وجنایت ، به پدیده های روزمره ی جامعه ی ایران تبدیل شده اند. طی چهاردهه ی گذشته ، پاسخ رژیم ولائی به مطالبات برحق مردم، فقط سرکوب بوده است. حافظه ی جمعی ایرانیان ، مالامال ازموارد سرکوب وخشونت دولتی است که قتل " مهسا امینی" بدست گشت ارشاد، آخرین آن است که همچون جرقه ای به انبارباروت خشم مردم زده شد وآتش انقلاب زن، زندگی ، آزادی را شعله ورساخت. این قیام، بسرعت مرزهای ملی ، قومی ، مذهبی ، و جنسیتی رادرنوردید وبه انقلابی فراگیرتبدیل شد. این انقلاب ، کل ساختار ظلم وتبعیض راهدف گرفته وآرمانهای آن به فراترازمرزهای ملی ومنطقه ای رسیده است.

البته ، هنوزاقشارسنتی جامعه، ازشعارهای رهائیبخش جنبش فعلی درهراسند وچه بسا برای توقف آن ، باحکومت سرکوبگرهمکاری می کنند. لذا، جنبش کنونی رافقط باید آغازپایان نظم ولائی حاکم برایران تلقّی نمود وحتی اگردرظاهر، رژیم بتواند برای مدتی ، اعتراضات جاری راسرکوب کند، این موضوع تمام نمی شود. جامعه ، دیگرازآستانه ی انقلاب عبورکرده است.

زیرنویس

1)تعداد کاربران اینترنت درایران چقدراست ؟ www.techfars.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037