2022 ؛ آغازپایان هژمونی آمریکا
2022 ؛ آغاز پایان هژمونی آمریکا
دیدار وزرای خارجه ی چین وروسیه درماههای آغازین سال 2022 ، دیداری تاریخی درمناسبات این دوغول آسیائی وجهانی بود. وزیرخارجه ی روسیه دراین دیدارگفت : " ماهمراه شما (چین) ودیگرهواداران خود ، بسوی یک نظم جهانی چند قطبی ، عادلانه ودموکراتیک حرکت خواهیم کرد" . وزیرخارجه ی چین نیزگفت : " همکاری چین وروسیه، مرزی نمی شناسد. تلاش مابرای صلح حدّی ندارد، دفاع ماازامنیت جهانی، نامحدود است ومخالفت ما با هژمونی، بی انتهاست." اندکی پس ازاین دیدار، جنگ اوکراین آغازشد وچین ازمحکوم کردن روسیه وشرکت درتحریمهای غرب علیه این کشور، سرباززد. بدین ترتیب ، جنگ اوکراین راباید مهمترین رویداد سال گذشته ی میلادی نامید که همچنان ادامه دارد ودیگربحرانهای جهانی مانند افزایش بهای انرژی ومواد غذائی نیزازآن تاثیرمی پذیرد. این جنگ ، یک منازعه ی محدود اروپائی درجوارمرزهای روسیه نیست که توسط رژیم ارتجاعی وروس ستیز حاکم بر" کیف" شعله ورشده باشد. بلکه نزاعی تاریخی ودورانساز میان آمریکا ومتحدینش درناتو ازیکسو ، وروسیه ازسوی دیگراست. این منازعه ، ازفردای فروپاشی شوروی وپایان گرفتن جنگ سرد تاامروز، به اشکال گوناگون ادامه دارد. روسیه ازهمان زمان، به کرات نسبت به گسترش ناتو به شرق ونزدیک شدن به مرزهای روسیه هشدارداد وآنراتهدیدی امنیتی واستراتژیک برای خود تلقّی نمود. اما این هشدارها ، جدّی گرفته نشد. تقریباً یکسال قبل ، مسکو آخرین تلاش خود رابرای حل وفصل سیاسی مسئله انجام داد وپیشنهاد انعقاد یک پیمان امنیت جمعی رابرمبنای اصل پذیرفته شده ی " امنیت تفکیک ناپذیر" (indivisible security) مطرح نمود. اما واشنگتن ومتحدین اروپائی اش ، این ابتکاررانیزرد کردند.
مسکو بارهااعلام کرده بود که مسلح کردن رژیم نئونازی حاکم بر "کیف" ، برای روسیه قابل قبول نیست. هشت سال جنگ کم دامنه ی این رژیم علیه روس زبانهای جنوب شرقی اوکراین ، باید متوقف می شد. مسلح کردن کیف توسط ناتو، خط قرمز مسکو بود که آمریکا وناتو ازآن عبورکردند. لذا ولادیمیرپوتین در24 فوریه سال2022 تصمیم گرفت این سلاح برنده راازدست رژیم کیف بگیرد وبدین ترتیب ، جنگ ناتو وروسیه دراوکراین آغازگردید وسیل سلاح غرب به اوکراین سرازیرشد. این سلاحها، قادربودند عمق خاک روسیه راهدف بگیرند. اظهاراتی نیز پیرامون تروررهبران روسیه وتغییررژیم دراین کشور، برزبانهاجاری گردید. مجتمع نظامی – صنعتی آمریکا ، به بازارهای جذاب جدید دراروپاوجهان دست پیداکرد وفرصتهای صادراتی غیرمنتظره ای نیزدراختیاراین کشورقرارگرفت. کمپانیهای نفتی آمریکا ، گازمایع گرانقیمت این کشوررا بعنوان جایگزین گازارزان روسیه ، روانه ی اروپا کردند. کاملاً مشخص بود که آمریکاقصددارد اهداف امپریالیستی خودرادرقالب جنگ اوکراین عملی سازد. آمریکا ازدیرباز، رویای تسلط برثروت طبیعی روسیه واحیای هژمونی خود برجهان رادرسر می پرورد وجنگ اوکراین ، گامی درهمین جهت است.اروپانیزچشم وگوش بسته، به دنباله روی ازآمریکاپرداخت وباخرید گازوسلاح، اقتصاد روبه افول این کشورراتقویت نمود. این بارنیزمانند جنگ جهانی دوم ، آمریکائیها ازآسیب جنگ برکنارمانده اند وهزینه ی جنکگ رابردیگران ( اروپا وروسیه) تحمیل نموده اند. اگرچه پیش بینی نتیجه ی نهائی جنگ اوکراین ممکن نیست اما تردیدی وجود ندارد که جهان پس ازاین جنگ ، باجهان قبل ازآن تفاوت اساسی دارد.آنچه مسلم است اینکه چین وروسیه، بازیگران مهم عصرجدیدند که درآن ، دیگرازهژمونی وتسلط بلامنازع یک کشور برجهان ، خبری نیست.
امااستراتژی سیاست خارجی آمریکا ، بازگرداندن تاریخ به دهه ی پایانی قرن گذشته ، یعنی دوران طلائی هژمونی آمریکاست. درحالیکه به قول چینی ها ، دریک رودخانه نمی توان دوبار شناکرد. بحران اوکراین نشان داد که بازگشت به جهان تک قطبی اواخرقرن بیستم ، دیگرممکن نیست. واشنگتن دیگرنمی تواند حتی اعتماد نزدیکترین متحدان خود رانیزجلب نماید. مناسبات عربستان باآمریکا ، خود گواه این مدعاست. ریاض درخواست آمریکارابرای افزایش تولید نفت به منظور جبران نفت روسیه دربازار ، رد کرد. اعمال فشار کاخ سفید بر " نارندرا مودی " نخست وزیر هند، برای لغو همکاری استراتژیک هند باروسیه ف چندان موفقیت آمیزنبوده است. روی آوردن دولت بایدن به " نیکلاس مادرو" رهبرونزوئلا، برای جبران کسری نفت دربازار ، باارزشهای لیبرال حاکم بر جهان تک قطبی مورد نظرآمریکا ف همخوانی ندارد. تاهمین چندی پبش ف واشنگتن مادرو راجنایتکاربین المللی می نامید. ازسوی دیگر، سهم آمریکا دراقتصاد جهانی از 30 درصد درسال 2000 ، به 25 درصد درسال 2020 کاهش یافت وانتخابات میاندوره ای اخیرآمریکا نشان داد که اولویتهای مبرم مردم این کشور ، چیزدیگری است ( تورم، جرم و جنایت ، مهاجرت وغیره) واحساسات درونگرایانه (isolationist) برجامعه ی امروز آمریکاحاکم است. جامعه ی امروز آمریکا، جامعه ای بشدت تقسیم شده است. گرایشات راستگرایانه در حزب جمهوریخواه وچپگرایانه درحزب دموکرات آمریکا، قدرت گرفته اند ومیانه روی پیشین ، جای خود را به رادیکالیسم راست وچپ داده است. کشوری چنین تقسیم شده، نمی تواند مدعی رهبری جهان باشد. " فرانسیس فوکویاما" معتقد است که پایان عصر آمریکا ازمدتها قبل فرارسیده است." آمریکا درآینده ، همچنان یک قدرت بزرگ جهانی باقی خواهد ماند امااینکه این کشور ازچه قدرت نفوذی دردنیابرخوردارخواهد بود، قبل ازهرچیز، به توانائی این کشوربرای حل مسائل داخلی اش بستگی دارد." هژمونی آمریکا برجهان تک قطبی ، کمتراز 20 سال ادامه یافت: ازفروریختن دیواربرلین درسال1989 تا بحران مالی 2009-2007 . اما این کشورکه عراق وافغانستان رااشغال کرده بود، بقول فوکویاما ،" دچاریک خطای محاسباتی گردید وآن اینکه تاثیرقدرت نظامی رادرشکل دهی به تحولات سیاسی دست بالا گرفت وبه نفوذ قدرت اقتصادی درشکل دهی به تحولات مالی جهان، کم بهاداد." دراین مدت ، آمریکا توانست دربرابر قدرتهای رقیب ، یعنی چین ، روسیه ، هند ، اروپا ودیگران بایستد. اما مشکل آمریکا درجای دیگری بود. جامعه ی آمریکا به شدت تقسیم شده است وبرسرهیچ موضوعی اتفاق نظرندارد. این اختلاف نظر، اکنون درطیف گسترده ای ازمسائل ، ازمالیات وسقط جنین گرفته تامسائل فرهنگی وجهانی ، به چشم می خورد. به نظر فوکویاما، "بنظر نمی رسد که آمریکا بلتواند به هژمونی جهانی خود بازگردد. اما این کشورمی تواند به استقرار ارزشهای دموکراتیک درجهان کمک کند به شرطی که نخست برچالشهای داخلی خویش فائق آید."
مناسبات ژئوپولتیک غرب باروسیه ، ازدیرباز بر " تنش زدائی"(detente) استواربود. نخستین گام دراین جهت ، بابه رسمیت شناختن حکومت شوروی دردهه ی 1930 برداشته شد ومبنای اتحاد گسترده ی جهان برعلیه آلمان نازی قرارگرفت. اماباشکست رایش سوم، آمریکا وانگلیس دوره ی جدیدی ازخصومت باشوروی راآغازکردند که به جنگ سرد معروف شد. تنش زدائی دوباره دردوران ریاست جمهوری " جان اف کندی" دردهه ی 1960 ، وازبیم قدرت تخریب تسلیحات هسته ای ، جان گرفت ودردهه های بعد نیز اساس امضای چند قرارداد کنترل تسلیحاتی قرارگرفت. اما پس ازفروپاشی اتحاد شوروی درسال1991 ، ایالات متحده بسرعت به مشی امپریالیستی سابق خود بازگشت وباتحقیرروسیه، مقوله ی جهان تک قطبی را مطرح نمود. این کشور، علیرغم تعهدات قبلی ف ناتو راگام بگام به مرزهای روسیه نزدیک کرد وتعداد اعضای این پیمان را به بیش ازدوبرابر، یعنی 30 کشورافزایش داد. سلاحهای ناتو به سوی تاسیسات روسی هدفگیری شد وتاسیسات وتجهیزات جدید موشکی ، برخلاف معاهدات موجود ، درجوارمرزهای روسیه مستقرگردید. بدین ترتیب ف سیاست کجدارومریض باروسیه ، متوقف وتنش زدائی به خاک سپرده شد. آمریکا دیگرروسیه رایک ابرقدرت قابل احترام نمی دانست بلکه این کشوررا هدفی سهل الوصول تلقّی می کرد که می بایست به زانو دراید. اما یک مشکل وجودداشت. روسیه به این رویکرد تن درنداد وازمنافع امنیتی واستراتژیک خویش دربرابرجاه طلبی های آمریکا دفاع کرد. دفاع ازحکومت سوریه که متحد نظامی روسیه محسوب می شد( ضرفنظرازماهیت این رژیم) ف گامی جسورانه دربرابرگروههای تروریستی نیابتی آمریکا محسوب می شد. زمانی بود که مسکو باجدیّت برای حل وفصل خصومتها تلاش می کرد اما رویکرد همه یا هیچ واشنگتن ، دیگرجائی برای این گزینه باقی نگذاشت.آمریکا برای تسلط مطلق برجهان تلاش می کند ورسانه های غربی نیزباخود شیفتگی وتکبّر، این مشی راتبلیغ وترویج می کنند. وقتی آنهااز " نظم جهانی قانونمند " سخن می گویند ، منظورایشان ، تسلط بلا منازع برجهان می باشد. واشنگتن جهان رابرسر دوراهی متابعت ازامریکا ویاخصومت بااین کشورونابودی قرار داده است.
پافشاری روسیه برمنافع استراتژیک خود ، چهره ی زشت آمریکا راکه زیرماسک لیبرال دموکراسی پنهان شده ، به جهانیان نشان داد. جنگ اوکراین نیز جهان رابرسر دوراهی قرارداده است : پیدایش یک جهان چند قطبی منطبق بر حقوق بین الملل و منشورملل متحد که برآمده ازخاکسترجنگ جهانی دوم است ویا تن دادن به هژمونی تمامیت خواه آمریکا بارویکرد امپریالیستی. روسیه وچین وگروه فزاینده ای ازکشورهای جهان ، خواستار نظم جهانی چند قطبی می باشند. مناسبات مسالمت آمیزحاکم براین نظم ف بارویکرد کنونی حاکم برواشنگتن ، منافات دارد. به همین دلیل ، این رژیم ، دست به جنگ افروزی دراقصی نقاط دنیا می زند تامانع ازحرکت کنونی جهان گردد. بقول فوکویاما، " امروز سیاست خارجی آمریکا ، دربرابریک آزمون بزرگ بنام تایوان قرارگرفته است.آیاآمریکائیها آماده اند جان فرزندان خود را برای آنچه که استقلال تایوان نامیده می شود، فداکنند ؟" درآنسوی معادله نیز تحولاتی درجریان است. احداث نخستین پایگاه نظامی چین درجیبوتی ، تحرکات نظامی این کشور درسه جزیره ی مصنوعی واقع دردریای جنوبی چین ، ونیزتوافقات پکن با دولت حاکم بر جزائر سولومون درپاسیفیک جنوبی ، همزمان باآغازجنگ اوکراین، نشانگرآمادگی دوکشوربرای مبارزه درراه نیل به نظم نوین جهانی است.
اما استراتژی دفاع ملی آمریکا برای سال2022 ، که جمهوری خلق چین رابزرگترین چالش برای منافع آمریکا و روسیه رانیزتهدیدی جدّی برای این کشوراعلام می کند، نشانگرقصد آمریکا برای ایستادگی دربرابرنظم چند قطبی جهان است. دراین میان ، ایستادگی روسیه دراوکراین ، این جنگ افروزیها رادرمعرض دید جهانیان قرارداده ونوید بخش پایان هژمونی آمریکا برجهان گردیده است. معهذا هنوز آمریکا قدرت برتر جهان محسوب می شود وبدون مشارکت این کشور، نمی توان بر معضلات منطقه ای وجهانی غلبه کرد. دلار همچنان قدرتمند ترین پول ذخیره ی بین المللی است وزنجیره ی اغلب فناوریهای مهم فراملیتی ، ازآمریکا می گذرد. علیرغم تضعیف موضع آمریکا درنهادهای بین المللی ، هنوزجایگاه این کشور درنهادهای مزبور، قوی ترازهرکشوردیگرجهان است. آمریکا باچنگ ودندان تلاش می کند تا این موقعیت برتر خودرا حفظ کند واین رویکرد ، انجام تغییردرنظم جهانی را دشوارتروپرهزینه تر می کند.
منابع ومآخذ
1)Francis Fukuyama , on the end of American hegemony , www.economist.com
2)with a multipolar world order is sight , is this the end of US hegemony? , www.middleeastmonitor.com
3)2022,the year that marked the end of Americas hegemony , www.strategic-culture.org
4)American attempts to preserve hegemony , www.russiancouncil.ru
5)the collapse of American hegemony , www.zeitchrift-luxamburg.de
6)Putin blasts US hegemony , www.apnews.com
کمک مالی به کارت بانکی شماره8732-9635-9973-6037