پایان " نصراللّه "

( مجاهد دیروز ، مشکل امروز )

در16 فوریه 1992 ، هلی کوپترهای نیروی هوائی اسرائیل ، به مقرّ رهبری وقت حزب الله لبنان حمله کردند و" عباس موسوی " راهمراه باهمسر ، پسر وچهارمحافظش به قتل رساندند. اسرائیل درابتداء قصد داشت موسوی رابرباید وازاو درچانه زنی برسر آزادی " ران آراد " اسیراسرائیلی ، استفاده نماید. اما باعملی نشدن این طرح ، ترورموسوی دردستور کارقرارگرفت. به انتقام این ترور ، حزب الله دست به چند عملیات تروریستی زد که بمب گذاری سفارت اسرائیل دربوئنوس آیرس وحمله به مرکز یهودیان این شهر ، ازآن جمله بود که دهها کشته برجای گذاشت. بدین ترتیب ، موسوی که فردی نسبتاً میانه رو بود ، جای خودرا به فردی تندرو بنام "سیّد حسن نصرالله" داد.

سیّد حسن نصراللّه در31 اوت1960 دریک خانواده ی شیعه ساکن بیروت متولد شد. اوبزرگترین فرزند این خانواده ی 9 نفره بود. باشروع جنگ داخلی ، خانواده ی نصراللّه به جنوب لبنان مهاجرت کردند و سیّد حسن به " سازمان امل " پیوست. اودر16 سالگی برای فراگیری علوم اسلامی نزد آیت الله "محمدباقرصدر" راهی نجف شد ودرآنجا با " عباس موسوی " آشنا شد وبه یکی از نزدیکترین دوستان او تبدیل شد. درسال 1987 ، نصراللّه به شهر قم رفت تامطالعات اسلامی خودرا تکمیل کند. دوسال بعد ، نصراللّه به لبنان بازگشت تازیرنظر " صبحی الطفیلی" رهبروقت حزب اللّه ، به مبارزه با " امل " بپردازد. دراین زمان ، ایرانیها بعلت تندروی نصراللّه ، ازاوفاصله گرفتند. دوسال بعد ، درپی جایگزینی طفیلی با موسوی ، نصراللّه دوباره به صحنه بازگشت وبزودی به چهره ی قدرتمند گروه حزب اللّه تبدیل شد.

بابه قدرت رسیدن نصراللّه ، حزب اللّه جهتگیری رادیکال اتخاذ کرد ومبارزه بااسرائیل رادرمنطقه ی امنیتی حائل، دردستورکارقرارداد. درراکت پراکنی های حزب اللّه در" جلیله "، سالانه حداقل 25 سربازاسرائیلی کشته می شدند. دراین زمان، نصراللّه ازارتش اسرائیل خواست تاخاک لبنان راترک کند. باپیروزی " ایهود باراک" ، این خواسته عملی شد ونیروهای اسرائیل ، جنوب لبنان راترک کردند. معهذا ، حزب الله بااستفاده از بمبهای کنارجاده ای وموشکهای ضد تانک ، نیروهای اسرائیل راتحت فشاروتعقیب خود قرارداد.

نصراللّه که مدتی قبل ازدواج کرده بود ، پسربزرگش رادرنبرد با " واحد اگوز "(Egoz Unit- واحد کوماندوئی ویژه ی اسرائیل ) درسال 1997 ازدست داد. حزب الله نیزدرپاسخ ، مناطق مرزی اسرائیل رازیرآتش خمپاره گرفت که تاآن زمان ، بی سابقه بود. عقب نشینی اسرائیل ازجنوب لبنان ف نقطه ی عطفی درتاریخ حزب اللّه بود ونصراللّه رابه قهرمان لبنان درجهان عرب تبدیل کرد. اودرسخنرانیهای فراوان خود دراین دوره ، اسرائیل راعلیرغم زرّادخانه ی اتمی ونیروی هوائی قدرتمندش ، ضعیف ترازآنچه که تصور می شد به تصویرمی کشید وخانه ی عنکبوتی اسرائیل را قابل تخریب معرفی می کرد. اوتاسال 2006 ، همچنان به این باور ادامه داد وبراساس آن عمل کرد. اماباآغاز جنگ لبنان-اسرائیل دراین سال ، ورق برگشت. درجریان این جنگ ، " قاسم سلیمانی " فرمانده سپاه قدس ایران ، برای کمک به حزب الله راهی لبنان شد. این امرموجب گردید که اسرائیل ، یک بند دیگربه اهداف خود ازجنگ لبنان اضافه کند وآن، پایان دادن به مداخلات ایران درلبنان بود. اما نه تنها به این هدف دست نیافت بلکه برعکس ، جای پای ایران رادرلبنان مستحکم نمود. سرلشکر " درور شالوم " (Dror Shalom) که تایک سال قبل ازنگارش مقاله ی حاضر، ریاست واحد تحقیقات اداره اطلاعات ارتش اسرائیل رابرعهده داشت ، درباره ی نصراللّه می گوید : " اوچهره ای منحصربفرد است. مردم ، نصراللّه راازخود می دانند . او فردی مذهبی است که دین رامی فهمد." نصراللّه پس ازمرگ حافظ اسد ، باپسرش رابطه ی نزدیک برقرارکرد واین رابطه رادرخدمت منافع حزب اللّه بکارگرفت. حزب الله اکنون همه ی مناطق شیعه نشین لبنان ، ازجمله بخشهائی ازبیروت ، جنوب لبنان و شرق درّه ی بقاع راتحت کنترل خود داشت. درپی کشته شدن یک عضو ایرلندی نیروی پاسدارصلح سازمان ملل متحد درجنوب لبنان (UNIFIL) به شدت مورد انتقاد جامعه ی بین المللی قرارگرفت زیرا ، ضاربی که دستگیرشد ،به حزب اللّه مربوط بود.

پس ازآغاز جنگ داخلی سوریه ، نصراللّه تحت فرماندهی دوست نزدیکش قاسم سلیمانی ، به حمایت از بشاراسد پرداخت. قبل ازآن ، درفوریه 2008 ، " عماد مغنیه " فرمانده ی نظامی حزب اللّه ودست راست نصراللّه ، ترورشده بود. سلیمانی سعی کرد جای خالی مغنیه رادررهبری حزب الله تاحدودی پرکند. " مصطفی بدرالدین " که فرماندهی ارشد حزب اللّه را دراین زمان برعهده گرفته بود ، بدستور نصراللّه ترورشد زیرا بطورمستقل ازرهبری سازمان ، درعملیات جنائی وخلافکارانه شرکت داشت. بدرالدین ازبستگان وداماد مغنیه بود وترور اویک تسویه حساب مافیائی درون سازمانی بود. این ترور ، درکنار ترور" رفیق حریری" ، لکه ی ننگی برکارنامه ی نصراللّه است که نزدیک به 20 سال برفضای سیاسی لبنان سنگینی می کرد. همه ی شواهد وقرائن حاکی ازدخالت مقامات ارشد ایران ، سوریه وحزب اللّه دراین ترورها بود. حتی دادگاه ویژه ی لبنان ، ازدیوان بین المللی لاهه خواست تا حکم بازداشت چند تن ازرهبران ارشد حزب اللّه را صادرنماید.

پس ازجنگ دوم لبنان درسال2006 ، ورق برای نصراللّه برگشت. ترس واحساس عدم امنیت ، جای غرور وتکبّر سابق راگرفت. نصراللّه بخش عمده ی وقت خودرادرپناهگاه امن خویش درقلب بیروت و درمحاصره ی پاسداران می گذراند. این محل ، بالایه های متعدد حفاظتی وسطح بالائی ازترتیبات امنیتی محاصره شده بود وشخص نصراللّه بندرت ازآن خارج می شد. هرکس می خواست بانصراللّه ملاقات کند ، باید از کنترلهای شدید امنیتی عبور می کرد ودراین مسیر، آنچنان گمراه می شد که نمی دانست به کجامی رود. نصراللّه دائماً احساس می کرد تحت تعقیب قراردارد. اما تنها اسرائیل ، قصد جان اورانداشت بلکه آمریکائیها نیز بویژه پس ازترورسلیمانی ، درصدد کشتن اوبودند. نصراللّه که تاقبل از جنگ دوم لبنان ، ابرقهرمان شیعیان حتی سنّی های خاورمیانه بود ، بتدریج اعتماد به نفس خود راازدست داد وبه دروغ پراکنی ولاف زنی درباره ی عملیات حزب اللّه وتحقیر توانائیهای نظامی اسرائیل پرداخت. درواقع ، نصراللّه ازتعقیب کننده به تحت تعقیب تبدیل شده بود واسرائیل نیزسعی می کرد به این احساس دامن بزند. نصراللّه دیگربه شخصیتی حسابگرتبدیل شده وبه محدودیت قدرت خود پی برده بود. ازآن پس ، اغلب همرزمان نصراللّه ، توجه خودرابه تحولات داخلی لبنان معطوف کردند. بزودی ، سازمان حزب اللّه به تشکیلات عریض وطویلی تبدیل شد که هزاران نفر حقوق بگیرداشت. این سازمان ، دیگرباآنچنان طیف گسترده ای ازمسائل روبرو بود که قبلاً بعنوان یک گروه تروریستی ، هرگزباآنهاروبرونبود.(1)

قتل " رفیق حریری " نقطه ی عطفی درکارنامه ی حسن نصراللّه بود واورابه بازیگردان صحنه ی سیاسی لبنان تبدیل کرد به نحوی که امروز او ، نه بدلیل رهبری بزرگترین گروه سیاسی لبنان ، بلکه بعنوان رهبر سازمانیافته ترین نیروی سیاسی این کشور، می تواند نقشی تعیین کننده درتحولات لبنان ایفاء نماید. اما، این قابلیت نیزبه سلاحی علیه او تبدیل شد وبسیاری ازمردم لبنان ، اکنون وی رابخشی ازمشکلات کشور، ازجمله فساد ، سقوط وضعیت اقتصادی ، فرقه گرائی وغیره می دانند ونصرالله رابخاطر حمایت از وضع موجود وبی تفاوتی نسبت به معضلات کشور، سرزنش می کنند. به گفته ی یک مقام اسرائیلی ، "نصراللّه به چهره ای تبدیل شده است که دیگرنمی جنگد ونمی کشد. اومجبوراست ملاحظات مردم لبنان رابه حساب آورد زیرا درقدرت دولتی سهیم است." نصراللّه اکنون درموقعیت دشواری قراردارد که ازجایگاه اوبه مثابه ی مدافع شیعیان ازیکسو، وتمایل به دفاع ازمنافع لبنان ازسوی دیگر، ناشی می شود. امروزنام حزب الله با قاچاق مواد مخدّر وارزپیوند خورده است. اومتهم است که مصالح شیعیان را بر مصالح لبنان ترجیح می دهد. نصراللّه رهبری سازمانی رابرعهده دارد که خوددربحران بسرمی برد. بسیاری ازاعضاء وفرماندهان حزب الله معتقدند که سازمان، ازمبارزه دست کشیده وعافیت طلبی پیشه کرده است. به نظرآنها ، حزب اللّه اکنون سازمانی جهادی است که جهاد نمی کند. برای مواجهه بااین انتقادات ، نصراللّه پروژه ی حفرتونل راآغازکرد وادعا نمود که تونل هائی که ازخاک لبنان به خاک اسرائیل حفرمی شوند، تاکنون موجب مرگ دههااسرائیلی واسارت شماری ازآنها گردیده است. یک دهه است که حزب اللّه به حفراین تونلها مشغول است وارتش اسرائیل، اخیراً بخش بزرگی ازآنها راکشف ومنهدم نمود. حزب اللّه حفرتونل راکنارگذاشت وسعی کرد خود رابه تسلیحات جدید تولید شده درایران ، مجهزنماید. لذا درکنار تجهیزات متعارفی چون راکت ، موشک وسلاحهای ضد هوائی وضد تانک ، به قابلیتهای پهبادی وسایبری نیزمجهز شود. تقریباً تمامی این تجهیزات ف ازطریق سوریه دراختیارحزب الله قرارمی گیرند. تامدتی پس ازجنگ دوم لبنان ، اسرائیل برروی این نقل وانتقالات ، چشم فرومی بست اما ازچند سال قبل، صدها کاروان حامل سلاح رامورد حمله قرارداده ونابود کرده است. دراین حملات ، تمرکزارتش اسرائیل برموشکهای نقطه زن است که باانتقال قطعات ازایران ، درکارگاههای زیرزمینی لبنان مونتاژمی شوند.

بدین ترتیب حزب اللّه ، لبنان رابه میدان مینی تبدیل کرده که انباشته ازسلاحهای مخرّب ومرگبار است. نصراللّه به خوبی می داند که اگرچه ممکن است بتواند بااین سلاحها، به اسرائیل ضربه بزند اما ، همزمان خود، سازمان وکل لبنان را نیزدرمعرض خطرنابودی قرارمی دهد. امروز ، نصراللّه بیمارتر و ناتوان ترازگذشته است واز زیادی وزن ونارسائی تنفسی رنج می برد. سخنرانیهای اخیراو ، به دفعات با سرفه های مکرر قطع می شدند. اکنون شایعه هائی نیز مبنی بر ابتلای او به یک بیماری بدخیم وبستری شدنش دردربیمارستانی دربیروت یاتهران ، ورد زبانهاست.(2) درماههای اخیر، نصراللّه صبح زود کارخود راشروع ودرابتدای شب به پایان می رساند. اطراف اورا گروه کوچکی ازمشاوران وافراد مورد اعتماد گرفته اند. آنها به نصراللّه مشورت می دهند تا معادله ای راحل کند که یک طرف آن قدرت نظامی اسرائیل وطرف دیگرآنرا " باید" و "نباید" های حزب اللّه تشکیل می دهد.حزب اللّه اکنون قصد دارد قابلیتهای تهاجمی خودرابه منطقه ی " جولان " درسوریه منتقل کند تاازاین طریق ، هم انتقادات واعتراضات لبنانی ها را ساکت کند وهم جبهه ی سوریه علیه اسرائیل رافعال نگهدارد. اما دراینجانیز حزب الله با موانع بسیار ازجمله مخالفت جامعه ی " دروز" ساکن منطقه و حملات متعدد اسرائیل برای نابودی تجهیزاتش روبروست.

لبنان دربحران بسرمی برد ودلیل آن نیز فشاری است که حزب اللّه به حلقوم این کشور وارد می کند. اگردرگذشته حزب اللّه ، بخشی ازراه حل مشکلات لبنان بود ، اکنون به بخشی ازمشکل تبدیل شده است. ناتوانی ایران ازکمک به حزب اللّه ، بدلیل مشکلات کمرشکن اقتصادی که باجنبش " زن ، زندگی ، آزادی " تشدید گردیده ازیکسو ، ومشروط کردن کمک جامعه ی بین المللی به حذف حزب الله ازدولت لبنان، حزب اللّه وشخص نصراللّه رابه بخش اصلی مشکل امروز لبنان تبدیل کرده است. اکنون بابیماری نصراللّه ، دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل ومنطقه ، تلاش می کنند تاجایگزینی برای اوبیابند. نصراللّه اکنون درپی یک حمله ی قلبی دربیمارستان بستری است. این دومین حمله ی قلبی است که نصراللّه ازسرمی گذراند.(3)

سازمان حزب اللّه ، هنوز کسی رانامزد پست رهبری نکرده است اما به نظرمی رسد " سیّد هاشم صفی الدین " روحانی شیعه ی 58 ساله ورئیس شورای اجرائی حزب اللّه ، محتمل ترین نامزد ایرانیها برای این پست باشد. نصرالله امروز ، دیگرنصرالله دیروز نیست. او پیرمردی بیمار، باانبوهی ازمشکلات ونگرانیهاست که پاسخی برای آنها ندارد.

زیرنویس

1)Nasrallah can be deterred , www.israelhayom.com

2)doubt over the health of Hezbollah leader , www.atalayer.com

3)hezbollahs Nasrallah suffers second stroke , www.jpost.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037