رسانه های اجتماعی درتسخیرسرویسهای امنیتی

پس ازرسوائی " واترگیت " (Watergate) ، تحقیقات کنگره ی آمریکا نشان داد که سرویسهای اطلاعاتی وامنیتی این کشور، به قدرت نظارتی افسارگسیخته ای تبدیل شده اند وبه کرات مرتکب اعمال غیرقانونی ومخالف قانون اساسی گردیده اند.آنها مخفیانه ، رهبران کشورها راترور ، حکومتها راسرنگون وصدها روزنامه ورسانه رادرداخل وخارج آمریکا، به انتشاراخباروتحلیلهای جعلی تشویق وترغیب می نمایند. این سرویسها ، درگروههای سیاسی ، وسازمانهای مدافع حقوق بشر نفوذ کرده وگفتمان عمومی را ازمسیرطبیعی خود منحرف می کنند. سناتور " فرانک چرچ "(F.Church) زمانی گفته بود که شبح سنگین دستگاه اطلاعاتی آمریکا ، برسرمردم این کشور سنگینی می کند و " دیگرحریمی خصوصی برای مردم آمریکا باقی نمانده است ." پس ازآن ، سرمایه گذاری برروی تکنولوژیهای نفوذ به حریم خصوصی ، آنچنان گسترش پیداکرد که سناتور چرچ ، هرگزخواب آنراهم نمی دید. ازآن زمان تاکنون ، تشکیل یک کمیته ی تحقیق دیگر مانند کمیته ی چرچ ، همچنان دردستورکارکنگره ی آمریکا قراردارد. اما به نظرمی رسد، بزودی این وضع تغییرخواهد کرد.

وقتی کشاکس برسر انتخاب " کوین مک کارتی "(Kevin Mc carthy ) به ریاست مجلس نمایندگان آمریکا ، میان حزب دموکرات وجمهوریخواه بالا گرفت ، مک کارتی سرانجام به مطالبات جناح راست حزب خود تن درداد وبا تشکیل کمیته ای بنام" تسلیح دولت فدرال "(weaponisation of federal government) موافقت کرد. نخستین جلسه ی این کمیته ، چندی پیش برگزارشد ووظیفه ی خود را " تحقیق درباره ی تهاجم اف بی آی ، سیا ، ودادگستری به آزادیهای مدنی آمریکا " اعلام نمود. " دان بیشاپ" (D.Bishop ) نماینده ی جمهوریخواه ، دربرابراین کمیته گفت : " دیگرزمان آن فرارسیده است که دولت فدرال پاسخگو باشد."البته دموکراتها ، تشکیل این کمیته رابه نفع دونالد ترامپ وحامیان او می دانند ومعتقدند راستگرایان حزب جمهوریخواه که درصددند سرویسهای امنیتی آمریکارابی اعتبارسازند، بهتراست بجای اینکار، به تخلفات رئیس جمهورقبلی رسیدگی نمایند. اگرچه تشکیل کمیته های کنگره همیشه تابع زدوبندهای سیاسی می باشد اما ، تشکیل کمیته ی اخیرمی تواند برخی زوایای پنهان فعالیت سرویسهای امنیتی آمریکا را روشن سازد. اسنادی که " ادوارد اسنودن" (E.Snowden) یک دهه پیش ، فاش کرد حاکی از نظارت گسترده وغیرقانونی " آژانس امنیت ملی آمریکا" (NSA ) برزندگی آمریکائیها ومردم دیگرکشورهای جهان بود. " جولیان آسانژ " (J. Assange) نیز درسایت " ویکی لیکس " (Wikileaks) پرونده هائی راافشاء کرد که ازجنایات جنگی آمریکا درعراق وافغانستان وعملیات گسترده ی هکری سیا دراقصی نقاط جهان ، پرده برمی داشت. اماقدرت سرویسهای امنیتی آمریکا به حدّی است که توانسته است سرنوشتی غم انگیز رابرای کسانی رقم بزند که این قدرت رابه چالش می کشند. جولیان آسانژ خود شاهد این مدعاست. اسنودن به روسیه تبعید شد وآسانژ به زندان افتاد ودرآستانه ی تحویل به آمریکا، احتمالاً باید بقیه ی عمرخود رادر زندان سپری کند. اکنون یک میلیاردر آمریکائی ( الون ماسک ) دریچه ای دیگربرروی این تاریکخانه گشوده است: نفوذ سرویسهای امنیتی درپلاتفرمهای رسانه اجتماعی وفرآیند انتخابات درآمریکا. ماسک درتوئیتی نوشت : " همه ی رسانه های اجتماعی ، درگیرسانسورشدید ودخالت قابل توجه نهادهای دولتی می باشند. " ایلون ماسک که درماه اکتبرسال2022 ، توئیتررا به قیمت 44 میلیارددلار خریداری کرد، مجموعه ای ازاسناد داخلی این رسانه رامنتشرکرد که به " فایلهای توئیتر" معروف گشت. دراین اسناد ، سیاستهای سانسوری پیشین این پلاتفرم وهمکاری آن با سازمانهای امنیتی افشاء می شود. این اسناد نشان می دهند که چگونه توئیتر با اف بی آی ، سیا ، پنتاگون ، وزارت امنیت داخلی ، وزارت دادگستری وسایر سازمانهای دولتی ، برای سرکوب وسانسوراطلاعات درحوزه های مختلفی چون انتخابات ، کوید ، اوکراین وغیره ، همکاری وتبانی می کند. به موجب این اسناد، علاوه برتوئیتر ، دیگرشرکتهای بزرگ فناوری و رسانه های اجتماعی شامل فیس بوک ، مایکروسافت ، گوگل ، ورایزون ، ردیت ، وپینترست ، ازدولت آمریکا وسرویسهای امنیتی این کشور خط می گیرند. این بار ، بازیگران اصلی ، FBI ، ووزارت امنیت داخلی آمریکا(DHS ) می باشند. دردادخواست مشترکی که اخیراً توسط دادستانهای میسوری و لوئیزیانا ارائه شد ، ادعامی شود که مقامات حداقل 12 سازمان دولتی، جلسات منظم هفتگی بانمایندگان توئیتر، فیس بوک ودیگررسانه های اجتماعی وشرکتهای فناوری دارند تاتصمیم بگیرند که کدام روایتها وکاربران راسانسورکنند.

پس ازآنکه توئیتر(Twitter) به مالکیت " ایلان ماسک " درآمد، مشخص شد که توئیتر، فقط به تعداد محدودی ازروزنامه نگاران مستقل ، اجازه ی فعالیت دراین رسانه داده است واینکه پای سرویسهای امنیتی آمریکا به رسانه های اجتماعی بازشده وآنها تابالاترین سطوح تصمیم گیری این رسانه ها نفوذ کرده اند وبتدریج اتحادی سه گانه میان سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ، سیلیکون ولی ( silicon valley – منطقه ای درکالیفرنیای شمالی که مرکزجهانی فناوری ونوآوری است و" سن خوزه " بزرگترین شهراین منطقه است) ورسانه های سنتی شکل گرفته که هدف آن ، تاثیرگذاری برگفتمان ملی آمریکا درداخل وخارج این کشورمی باشد. هریک ازاضلاع این مثلث ، اضلاع دیگرراتوجیه وحمایت می کند. مثلث مزبور ، به محض تشکیل ، دربرابرپوپولیسم جدیدی که درجامعه ی آمریکا شکل می گرفت ، قرارگرفت. پوپولیسم راستگرا برهبری دونالد ترامپ ، برحزب جمهوریخواه حاکم گردید وپوپولیسم چپگرا برهبری " برنی ساندرز" (Bernie Sanders) درحزب دموکرات قدرت گرفت. رسانه های اجتماعی دراین زمان، منعکس کننده ی نگرانی های سرویسهای امنیتی آمریکا بودند. این سرویسها ، ازگسترش نارضایتی عمومی در داخل وخارج آمریکا بیمناک بودند. به گزارش نشریه Intercept ، یک مقام اف بی آی ، سال گذشته ابرازنگرانی کرده بود که انتشاراطلاعات تحریک کننده دررسانه های اجتماعی، به کاهش حمایت داخلی وخارجی ازدولت آمریکا منجرگردد. اما به نظرمی رسد که امنیت ملی آمریکا ، درپیوند بابخش خصوصی مرتبط باتکنولوژی بزرگ وپیشرفته ، تعریف شده باشد که ریشه درحزب دموکرات دارد. جو بایدن رئیس جمهورفعلی و " نانسی پلوسی "(Nancy Plosi) رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، علیرغم گفتمان رسمی حزب دموکرات ، ازتداوم سرمایه داری نئولیبرال وجنگهای بی پایان حمایت می کنند ودرصددند خونی تازه به کالبد دستگاه اطلاعاتی آمریکا تزریق نمایند. این مشارکت ، به سود هرسه ضلع مثلث است. دریک ضلع این مثلث ، لیبرالهای سیلیکون ولی قراردارند که معتقدند لازمه ی پیشرفت فنّی ، نیل به ثبات اجتماعی وسیاسی است وپوپولیسم وقطبی شدن جامعه ، این پیشرفت رابه خطرمی اندازد. درضلع دیگرمثلث ، سرویسهای امنیتی وسیاستمداران میانه روی احزاب دموکرات وجمهوریخواه قراردارند که خود رادرمعرض حمله ی پوپولیستی وقطب بندی جامعه به فقیروغنی می بینند.البته، دربرنامه ی پوپولیستها جائی برای انعکاس معضلات زندگی مردم عادی در رسانه های اجتماعی وجودندارد.به زعم آنها ، سرویسهای امنیتی آمریکا ، بجای پرداختن به علل نارضایتی عمومی وخشم مردم ازسیستم حاکم ، باید سیاستمداران وسیلیکون ولی رابه گفتمان وهمگرائی مبتنی برتعهد وآرامش دعوت کنند. پوپولیستهای راست وچپ ، خودرا مسبب ناکامیهای اقتصادی وسیاسی سیستم حاکم برآمریکا نمی دانند ولذا، هرگونه سازمخالف را درجهت منافع روسیه جلوه می دهند. آنها مدعی هستند که روسیه باانتشاراطلاعات غلط دررسانه های اجتماعی ، صحنه ی سیاسی آمریکا را بسوی قطب بندی بیشترهدایت می کند. وزارت امنیت داخلی آمریکا نیزمعتقد است که باید بااطلاعات دروغینی که باهدف شکاف انداختن میان مردم ودولت ، منتشرمی شوند، مبارزه کرد. این رویکرد ، اکنون با دامن زدن به هیستری روس ستیزی ( Russigate) توسط حزب دموکرات ، به اوج خود رسیده است. دموکراتها معتقدند که دونالد ترامپ فقط ازطریق تبانی باروسیه وعملیات پنهانی این کشور دررسانه های اجتماعی، توانست " هیلاری کلینتون" رادرانتخابات 2016 شکست دهد. بنابراین ، هرگونه ضعف دستگاه اطلاعاتی وناکامی دولتمردان آمریکائی درپاسخگوئی به چالشهای روزمره ی جامعه ی آمریکا ، به دروغ پراکنی روسها نسبت داده می شود.آنها باتبعید ادوارد اسنودن به روسیه ( چون هیچ گزینه ی دیگری برای اوباقی نگذاشتند) ازتاثیر افشاگریهایش درباره ی آژانس امنیت ملی آمریکا کاستند. افشاگری دموکراتها درمورد تبانی جمهوریخواهان باروسیه وعملیات مخفی این کشوردررسانه های اجتماعی به نفع جمهوریخواهان، ازتاثیر افشاگریهای جولیان آسانژ درباره ی جنایات جنگی آمریکا درعراق وافغانستان وفساد درحزب دموکرات ، کاست. اما ادعای دروغ پراکنی روسها ، اکنون خود به چالشی بزرگ درجامعه ی آمریکا تبدیل شده واین جامعه رادچارقطب بندی دیگری کرده است.

" ایلان ماسک " پس ازبدست گرفتن کنترل توئیتر ، ازچهره ی محبوب لیبرالها به چهره ای منفور برای آنها تبدیل شد. گفته می شود درپی این اتفاق ، جوبایدن نسبت به مواضع ثروتمندترین مرد جهان ، ابرازنگرانی کرده وخواستاربازنگری دراستراتژی امنیت ملی آمریکا گردیده است. عجیب اینکه سرویسهای امنیتی آمریکا که به هیستری " روسوگیت " دامن می زدند، اکنون خود متهم به نفوذ دررسانه های اجتماعی گردیده اند. اسناد منشره توسط مدیران جدید توئیتر، معروف به " فایلهای توئیتر" حاکی ازاعمال نفوذ جناح راست دستگاههای امنیتی در رسانه ی اجتماعی است. اما دموکراتها ، این افشاگری را " هیچ برگر" ( Nothingburger – بی اهمیت) نامیدند. فایلهای منتشره نشان می دهند که روسها درجریان انتخابات 2016 دخالت نداشتند بلکه اف بی آی ، وزارت امنیت داخلی آمریکا ، و سیا ، درعملیات پنهانی خود دررسانه های اجتماعی، تلاش کردند تابه نفع هیلاری کلینتون ،برافکارعمومی آمریکا تاثیربگذارند. به موجب این اسناد، دستگاه اطلاعاتی آمریکا ، بیش ازروسیه ، دموکراسی این کشورراتهدید می کند. فضای ترسی که دستگاههای اطلاعاتی بر رسانه های اجتماعی تحمیل کردند، نه تنها به پروژه ی " تبانی باروسیه" و " دروغ پراکنی روسها" دامن زد بلکه خود باعث اعمال نفوذ بیشتر سرویسهای امنیتی بر این رسانه ها گردید. اکنون ، دولتمردان آمریکائی تصمیم می گیرند که که چه صدائی دررسانه های اجتماعی شنیده شود وچه صدائی مسکوت بماند. آنها حتی صدای ترامپ رادررسانه های اجتماعی، هنگامی که هنوز درمصدرقدرت بود، خفه کردند. این قبیل تصمیمات ، بخاطرمبارزه با خلافکاری ، تقویت قانون ویاحتی مصلحت عمومی نیست ، بلکه فقط برای کنترل انتقادهای جدّی به سیستم حاکم برآمریکا وجهان ، اتخاذ می شوند. اینکه نوعی تبانی وهمکاری سرّی میان رسانه های اجتماعی وسرویسهای امنیتی آمریکا برقرارشده ، نشانگرطرح مخوف وشریرانه ای است که درفضای عمومی آمریکا دنبال می شود.

بنظرمی رسد مباحث مطروحه درفایلهای توئیتر ، درمورد همه ی رسانه های اجتماعی صدق می کند. لیبرالها بطورسنتی ازسانسور رسانه های اجتماعی حمایت می کنند وآنرا بااین بهانه توجیه می کنند که رسانه های مزبور ، بنگاههای خصوصی هستند که می توانند آنطورکه مایلند با دارائی خود رفتارنمایند. لذا ، عملکرد آنها رانمی توان ناقض اصل آزادی بیان تلقّی نمود. اما فایلهای توئیتر نشان داد که واقعیت ، چیزدیگری است ورسانه های اجتماعی دائماً تحت فشارهای پنهانی قراردارند که بطورمستقیم یاغیرمستقیم توسط دولت فدرال ویادستگاههای امنیتی اعمال می گردند. به موجب این اسناد ، عملکرد توئیتر ودیگررسانه های اجتماعی ، هیچگونه مشابهتی باعملکرد یک شرکت خصوصی ندارد وبیشترشبیه به عملکرد یک نهاد وابسته به اف بی آی می باشد. درسال 2017 یعنی دراوج جنجال " روسوگیت " ، اف بی آی نیروی ضربت مقابله بانفوذ خارجی تشکیل داد که 80 نیروی زبده را شامل می شد. وظیفه ی اصلی این نیرو ، برقراری ارتباط با شبکه های مختلف اجتماعی به منظور عقیم گذاشتن دخالتهای خارجی درانتخابات آمریکا ، اعلام شد. مدیران جدید توئیتر نیز ، بلافاصله جلسات منظمی با مقامات اف بی آی برگزارکردند تابانقطه نظرات ودرخواستهای این سازمان درمورد آنچه که " دروغ پراکنی های روسیه " نامیده می شود ، آشنا شوند. مقامات سیا نیز تحت پوشش " دفترمسائل جهانی "(OGA) ، دراین نشستها شرکت داشتند. تحت فشارسرویسهای امنیتی وسیاستمداران ، بالاخره توئیتر لیست سیاهی رابراساس اطلاعات دریافتی ازاین سرویسها، تنظیم کرد ودسترسی افراد حقیقی وحقوقی این لیست را به رسانه ی اجتماعی ، محدود نمود. ترامپ درآخرین روزهای زمامداری اش قصدداشت نفوذ دستگاههای امنیتی درتوئیتر رابه چالش بکشد. مدیران توئیتر، همیشه این " ممنوعیت درسایه " رامنکرمی شدند وبجای آن ازعبارت " فیلترینگ مشهود" (visible filtering) استفاده می کردند. این نوع سانسور ،نه تنها قراربود علیه حسابهای مشکوک اعمال شود ، بلکه باید بادروغ پراکنی آشکارنیزمقابله می کرد. به موجب این سیستم ، حتی چهره های سرشناس درفضای عمومی ، اگرمعیارهای اساسی رسانه ی اجتماعی رانادیده بگیرند، حذف خواهند شد. " بهاتاچاریا" (Bhattacharya) اپیدمولوژیست برجسته ی دانشگاه استانفورد، ازجمله افرادی بود که مورد فیلترینگ مشهود قرارگرفت. او دراوج پاندمی ، ازاعمال قرنطینه وتعطیلی کسب وکارها انتقاد کرد زیرا معتقد بود که این سیاست ، قبل ازهرچیز به کودکان صدمه می زند. پس ازاین انتقاد، نام بهاتاچاریا درلیست سیاه قرارگرفت. فایلهای توئیتر، ازپزشکان ودانشمندان فراوانی نام می برد که تحت فشار کاخ سفید یاکمپانیهای واکسن سازی ، دراین لیست سیاه قرارگرفتند. اما بزرگترین قربانی سیستم سانسورتوئیتر، شخص دونالد ترامپ بود که ازژانویه2021، ازدسترسی به توئیترمحروم گردید.

پس ازانتخابات2020 ، ومطرح شدن جنجال"روسوگیت " ، نفوذ سرویسهای امنیتی آمریکا درتوئیتر ، بیشترشد. قبل ازآن ، دراوائل سال2018 ، یک نماینده ی جمهوریخواه ، طرحی سرّی رابه کمیته ی اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا تقدیم کرده بود که درآن ، خواستارتوقف دخالتهای غیرقانونی اف بی آی دررسانه های اجتماعی وتوقف اعمال نظارت وکنترل برهواداران ترامپ دراین رسانه ها گردیده بود. مبنای دخالت های اف بی آی دررسانه های اجتماعی را " پرونده ی استیل "(steele dossier) تشکیل می داد که باحمایت کلینتون وحزب دموکرات تشکیل شده بود. پرونده ی استیل که به " پرونده ی ترامپ وروسیه " نیزمعروف است ، درواقع یک گزارش جنجالی است که حاوی اتهاماتی درزمینه ی سوء رفتار ستاد انتخاباتی ترامپ وارتباطات این ستاد با دولت روسیه قبل ازانتخابات 2016 می باشد. باانتشار خبرتقدیم طرح سرّی مزبوربه کمیته ی اطلاعاتی مجلس نمایندگان ، طوفانی دررسانه های اجتماعی وفضای عمومی برپاشد ومخالفان ، باهشتک " طرح رامنتشرکنید" به مخالفت باآن پرداختند. اگرچه دوسال بعد ، تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا ، صحت ادعاهای مطرح شده دراین طرح راتایید کرد اما حزب دموکرات ، تقاضابرای انتشارمتن طرح را ، " عملیات نفوذی روسها" نامید. مدیران توئیتر قصد نداشتند بانفوذ حزب دموکرات و اف بی آی دراین رسانه ی اجتماعی مقابله کنند. فشارها برتوئیتر، لحظه به لحظه افزایش می یافت تااینکه این رسانه ی اجتماعی مجبورشد 2700 حساب کاربری خودرابانشان مظنون علامت گذاری نماید ، 22حساب کاربری متعلق به روسیه رامسدود و179 حساب رانیز به " رابطه ی احتمالی " باروسها متهم نماید. سیاستمداران دموکرات آمریکا ، باتکیه برسرویسهای اطلاعاتی ، همچنان برادعای خود مبنی بر نفوذ عوامل روسیه دررسانه های اجتماعی ، پافشاری می کردند. توئیتر باتشکیل نیروی واکنش سریع ضد روس ، تحقیقات گسترده دراین باره راآغازکرد. اما به هیچ چیز که حاکی ازاین نفوذ باشد، دست پیدانکرد. معهذا ، کنگره تاکید کرد قانونی راتصویب می کند که توئیتررا ازدرآمدهای تبلیغاتی اش محروم می نماید. حلقه ی محاصره ی توئیتر هرروزتنگترمی شد.

بااستخدام " جیمزبیکر" (J.Baker) وکیل سابق اف بی آی درتوئیتر ، ابعاد رابطه ی این رسانه ی اجتماعی باسرویسهای امنیتی ، بیشترفاش شد. اویکی ازچهره های اصلی پروژه ی ارتباط ترامپ باروسیه بود. پس ازبیکر ، بسیاری دیگراز کارکنان اف بی آی به استخدام توئیتر درآمدند که "داون برتون" (D.Burton) معاون سابق اداره ی نیروی انسانی اف بی آی و" جیمزکامی " (G.Comey) رئیس این اداره ، ازآن جمله بودند که به مدیریت دایره ی استراتژی توئیتر منصوب گردیدند. توئیتر ،باسرویسهای امنیتی انگلیس نیز رابطه برقرارکرد و " گوردون مک میلان " (G.Mc Millan) رابعنوان مشاور ارشد امورخاورمیانه ی خود منصوب نمود. مک میلان درحالیکه دریگان جنگ روانی ارتش بریتانیا خدمت می کرد، بصورت پاره وقت نیزبه استخدام توئیتردرآمد. باآغازپاندمی درسال2020 ، دستگاههای دولتی آمریکا که دردروغ پراکنی نسبت به چین ومتهم کردن این کشور به انتشارویروس، ازیکدیگرسبقت می گرفتند، حضوری پررنگتر دررسانه های اجتماعی پیداکردند. " مرکزتعامل جهانی" وابسته به وزارت خارجه ی آمریکا ، بااستفاده ازاطلاعات دولتی ، 250 هزار حساب کاربری توئیتر را " عامل تبلیغاتی چین " اعلام کرد که درمیان آنها نام CNN و ارتش کانادا نیزبه چشم می خورد. به موجب فایلهای توئیتر ، مقامات ارشد وزارتخارجه ی آمریکا ، قصدداشتند بااین اقدام ، نفوذ خود رادرتوئیترافزایش داده وآنرابه سطح اف بی آی و وزارت امنیت داخلی برسانند. توئیتر به شدت به مخالفت بااین اقدام پرداخت وآنرا تلاشی ازسوی "ترامپی ها" عنوان نمود.

اکنون اف بی آی ، به حلقه ی رابط سیلیکون ولی ، نهادهای دولتی ورسانه های اجتماعی ، تبدیل شده است. به موجب فایلهای توئیتر، این رسانه ی اجتماعی دائماً توصیه هائی راازادارات ونهادهای دولتی دریافت می کند که باید به آنها عمل نماید. کاربه جائی رسیده که " آدام شیف " رئیس کمیته ی امنیتی مجلس نمایندگان آمریکا ، ازتوئیتر خواسته بود تاحساب کاربری یک روزنامه نگارمخالفش رامسدود نماید. سرویسهای امنیتی آمریکا ، تلاش مخفیانه ای رابرای شکل دادن به گفتمان عمومی وهدایت آن ، بویژه درایام انتخابات ، انجام می دهند. این سرویسها ، نقش نقش مهمی در جمع کردن بحران " لپ تاپ هانتربایدن" ایفاء کردند. هکرها سعی کردند بادسترسی به اطلاعات این لپ تاپ ، به اعتبارجو بایدن نامزد حزب دموکرات درانتخابات 2020 ، لطمه وارد کرده و داستان انتخابات 2016 راتکرارکنند که باانتشارای میل های هیلاری کلینتون ، به شکست او درانتخابات 2016 کمک بسیارکرد. البته سرویسهای امنیتی آمریکا مدعی شدند که اغلب این ای میل ها ، که درآنها به فساد مقامات حزب دموکرات اشاره می شد، ساخته وپرداخته ی هکرهای روس بوده اند. دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به سرعت وارد عمل شدند واز پلاتفرمهای رسانه ای خواستند که داستان لپ تاپ هنتربایدن ( پسرجوبایدن) راجمع کنند وبه بحث درباره ی آن پایان دهند زیرا ادامه ی این بحث ، به خانواده ی بایدن ومقامات دولتی اوکراین لطمه وارد می کند. مقامات وابسته به جوبایدن مدعی شدند که هیچ خلافی صورت نگرفته است وشخص هانتر نیز مالکیت لپ تاپ مزبور را ردکرد. سرویسهای امنیتی آمریکا ، این داستان راکه توسط نشریه ی دست راستی نیویورک پست افشاء وپیگیری شده بود، توطئه ی روسیه معرفی کردند. اما اف بی آی ، ازیکسال قبل می دانست که لپ تاپ مزبور متعلق به هانتربایدن است. واطلاعات آن نیز واقعی وهک نشده می باشد. هانتربایدن ، ازیک فروشگاه کامپیوتر در " دلاور"(Delaware) خواسته بود که لپ تاپش راتعمیر کند وفروشگاه مزبورنیز اف بی آی رادرجریان ای میل های این لپ تاپ قرارداده بود. رسانه های اجتماعی ، بلافاصله این داستان رااز پلاتفرمهای خویش حذف کردند تاداستان 2016 ، باردیگررقم نخورد.

توئیتر اکنون به ارتش آمریکا کمک می کند وبرای 52 حساب کاربری جعلی وابسته به این ارتش، امکانات فراهم کرده وپیامهای خاص ایشان رادرفضای مجازی بازنشر می نماید. وظیفه ی این حسابهای کاربری، توجیه اهداف نظامی آمریکا درخاورمیانه ، حمله به ایران ، حمایت ازجنگ عربستان دریمن وتایید عملیات پهبادی آمریکا درمنطقه می باشد. فایل های توئیتر نشان می دهد که مدیران ارشد این رسانه ی اجتماعی ، همگی ازشبکه ی گسترده ی حسابهای کاربری جعلی وابسته به دولت آمریکا وعملیات مخفیانه ی سرویسهای امنیتی این کشور دررسانه های اجتماعی ، ازجمله توئیتر ، فیس بوک ، وتلگرام ، آگاهند. این پلاتفرمها اکنون به بازوی قدرتمند دولت درجنگ رسانه ای واطلاعاتی درداخل وخارج آمریکا ، تبدیل شده اند. باانتشارفایلهای توئیتر ومشخص شدن نقش سرویسهای اطلاعاتی آمریکا دراین رسانه ی اجتماعی ، اف بی آی بجای پاسخگوئی به مفاد این فایلها ، به بازی قدیمی تئوری توطئه روی آورد وآنرا توطئه و دروغپردازی به منظوربی اعتبار کردن این رسانه ی اجتماعی نامید. ایلان ماسک ، باانتشار این فایلها ، به آنچه که پشت درهای بسته ی رسانه های اجتماعی جریان دارد، اندکی روشنائی بخشید. اما این احتمال وجوددارد که علیرغم حق مردم به دانستن ، این دریچه دوباره بسته شود وتاریکی برعرصه ی عمومی حاکم گردد.

منابع و مآخذ

1)how social networks became a subsidiary of FBI and CIA , www.middleeasteye.net

2)Leaked documents outline DHS plans to police disinformation , www.intercept.com

3)common scams and crimes , www.fbi.gov

4)social media is a tool of CIA seriously , www.cbsnews.com

5)US spy operation that manipulates social media , www.theguardian.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

Like

Comment

Share