1402 ، سال بحرانهای نوظهوردرایران

ازهرزاویه ای که بنگریم ، سال1401 برای ایران، سالی فوق العاده بود. دراین سال ، جنبش اعتراضی سراسرکشوررافراگرفت ، ابتکارات دیپلماتیک برای احیای برجام به شکست انجامید ، تورم افسارگسیخته کمرمردم ، بویژه محرومان راشکست وسایه ی جنگ برفرازکشور گسترده شد. درشرائطی که ایران ، دوران انتقال رهبری راسپری می کند، اگراین بحرانها ادامه پیداکنند، ممکن است موجودیت رژیم جمهوری اسلامی به خطربیفتد. اگرچه انتظارمی رود به زودی نسل جدیدی ازرهبران تندرو برایران حاکم گردند اما تجربه ی سالیان اخیرنشان می دهد که این رهبران نیز درمقاطع بحرانی ، بویژه هنگام درخطرقرارگرفتن موجودیت رژیم ، پراگماتیسم پیشه می کنند.

کارنامه ی جمهوری اسلامی ایران درسال1401 ، سرشاراز نقض قوانین وهنجارهای بین المللی است. دراین سال، برجام بتدریج به محاق رفت وایران علیرغم تعهداتش ، بابکارگیری سانتریفیوژهای پیشرفته وبه دورازنظارت بازرسان بین المللی، به غنی سازی اورانیوم باعیاربالا پرداخت وگام بگام به ساخت بمب اتمی نزدیک ونزدیکترشد. دراین سال ، دستگاههای اطلاعاتی وامنیتی ایران ، برای ترور مقامات آمریکائی ، روزنامه نگاران وناراضیان مقیم خارج ازکشور ( بویژه آمریکا وانگیس ) برنامه ریزی کردند وپهبادهای ایرانی ، درعربستان ، امارات متحده عربی ،یمن ، سوریه ، اسرائیل واوکراین ، ویرانی ومرگ آفریدند. موج بازداشت ، اعدام ، شکنجه وتعرض جنسی به معترضین جنبش " زن ، زندگی ، آزادی " ، بالاگرفت. بیش از 500 نفرکشته ودهها هزارنفر زخمی وبازداشت شدند. بالاخره جهان ، پس ازسالها کجدارومریض ، باچهره ی واقعی جمهوری اسلامی روبروشد وتصویری تمام قد ازاین رژیم را ، که آثار عقب ماندگی ، فساد وسرکوبگری برآن نمایان بود ، مشاهده نمود. البته تحریمهای بی فایده ای نیزتوسط غرب ، علیه اشخاص حقیقی وحقوقی ایران برقرارشد که فقط به انزوای بیشتر رژیم منزوی ایران درعرصه ی بین المللی انجامید.

اگرچه روسیه در15 ماه گذشته ، 7/2 میلیارددلار دربخش نفت وگازایران سرمایه گذاری کرد اما ، سرمایه گذاری چین درایران طی مدت مزبور ، از185 میلیون دلار فراتر نرفت. ولی این سرمایه گذاریهای اندک نتوانست مانع ازبروز بحرانهای جدید وتعمیق بحرانهای گذشته درایران گردد. اکنون بحرانهای نوظهور، ایران فراگرفته است که آب ، محیط زیست ، ریزگرد ، آلودگی هوا ، فرونشست زمین، خشکسالی ، پیری جمعیت ، صندوقهای بازنشستگی ، و فرسودگی اقتصاد ، ازمهمترین آنهاست. این بحرانها ، بسیارفراتراز 5 بحرانی است که" مجمع جهانی اقتصاد" برای ایران برشمرده است. برای رفع این بحرانها در4 سال آینده ، به حداقل 400 میلیارددلار سرمایه گذاری نیاز است. شاخص فلاکت درایران ازسال 1395 تا 1400 ، بیش ازدوبرابرشده است. درحال حاضر، درآمد متوسط دهک های اول تاپنجم روستائی ، واول تاسوم شهری ، بسیارکمترازهزینه های آنهاست. دوره ی انتظارخرید مسکن درایران به 110 سال رسیده است درحالیکه میانگین جهانی این رقم ، 5 سال می باشد. دردهه ی آینده ، ازجمعیت 90 تا 95 میلیونی ایران ، بین 25 تا 30 میلیون سالمند خواهند بود که تامین هزینه های این افراد،اعم ازمقرری ها و سلامت ، بادشواری میسّرخواهد بود. همین امروز ، صندوقهای بازنشستگی بابحران ورشکستگی روبروهستند وبدون کمک دولت نمی توانند روی پا بایستند. به موجب آماردولتی ، خط فقر برای یک خانواده ی چهارنفره درتهران 7/14 میلیون تومان ودرشهرستانها اندکی کمتراست. بیش ازیک سوم خانوارهای ایرانی ، اکنون زیرخط فقر به سرمی برند. آنها علاوه برفقردرآمدی ، دچارفقرزمانی نیزهستند یعنی بعلت دوشغله یاچند شغله بودن، دیگرزمانی برای سرگرمی ، استراحت ، سفر وغیره ندارند. نتیجه ی این روند ، فروپاشی خانواراست که اکنون شاهد آنیم.

رهبری ایران تاکنون توانسته است بادستکاری درانتخابات ، سرکوب ، فساد ، انگشت گذاشتن براعتقادات مذهبی مردم ، وتکرارشعارهای کهنه ، قدرت راحفظ کند. اما جامعه ی ایران ، دیگرجامعه ی دهه ی 1390 نیست وبه شدت تقسیم شده است. بخش بزرگی ازمردم ایران ، خواهان تغییر رژیم اند. بخش قابل ملاحظه ای ازآنها نیزباآنکه حامی رژیم نیستند اما بدلائل مختلف ، سکوت اختیارکرده اند. جمع کوچکی ازوابستگان وحامیان رژیم نیز وجود دارند، که ازمنابع وامکانات آن تغذیه می کنند. اما این معادله، دیری نخواهد پائید واحتمالاً درسال 1402 ، به نفع توده های مردم برهم خواهد خ